روانشناسی-احساس خوب
رفتن به کانال در Telegram
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
نمایش بیشتر419
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-67 روز
-1230 روز
آرشیو پست ها
مفاهیم آنیما و انیموس در روانشناسی پدیده ای جدید محسوب میشود حال آنکه در ادبیات عرفانی فارسی بیشتر از ۸۰۰ سال سابقه دارد .
مفهوم آنیما و انیموس با واژگان قرینه و قرین (جفت روحی ) را در اشعار مولانا فراوان است .
چون قرین مرد و زن زاید بشر
وز قرین سنگ و آهن شد شرر
.
بشر در این بیت موجودی دوگانه یعنی هم مرد و هم زن است .
مرد و زن چون یک شود آن یک تویی
چون که یک ها محو شد آنک تویی.
در این بیت به روح و روان در وجود بشر اشاره میکند.
تو،
مقصود انسان است که روان دوگانه دارد ..چون که مردو زن محو شود روح فردی باقی است یعنی تو هستی در طرح مجرد روح
پس قرین هر بشر در نیک و بد
آن ملک باشد که مانندش بود
بنابر این قرین یک ملک (موجود متافیزیکی) است که پتانسیل های متفاوتی دارد .و با توجه به ارتعاشات وجودی فرد مانند اوست .
چون مه نو یاسه روزه یا که بدر
هر ملک دارد کمال و نور و قدر .
در اینابیات معیار نور است و با نور ماه مقایسه شده .آنیما یا آنیموس فرد روشن ضمیر به شکل ماه بدر در کنار او ظاهر میشود و پرتو بینان قادر به دیدن آن هستند
این زنو مردی که نفس است و خرد
نیک بایسته است بهر نیک و بد .
در وجود انسان زن متافیزیکی عاطفی و مرد متافیزیکی نماد خرد یا عقل است .
وین دو پا بسته در اینخاکی سرا
روز و شب در جنگو اندر ماجرا
اکرم جهانگیر
میان آنچه میگوییم و آنچه شنیده میشود، شکافی همیشگی وجود دارد؛ شکافی که امیال، هراسها و فقدانها را در خود پنهان دارد. گفتار، همانند سایهای از آنچه قصد بیانش را داریم، به سوی دیگری میرود اما هرگز کاملاً دریافت نمیشود. به تعبیر لکان، زبان ما در حصار ناخودآگاه، معنا را بهسوی دیگری روانه میکند، ولی هرگز به مقصد نهایی نمیرسد. پس سوءتفاهم، نه نقص ارتباط، بلکه ذات زبان است.
عباس_ناظری
🔴 کوچک تر از آن بودم که حتی بتوانم از خودم مراقبت کنم، اما مسئولیت مراقبت از والدینم را به دوش میکشیدم...
🟠 در حالت ایدئال، والدین عشق و توجه می دهند و فرزندان آن را دریافت میکنند؛ اما بسیاری از کودکانی که والدینی غمگین، افسرده، مضطرب یا بی ثبات دارند، بیشتر روی دادن آرامش تمرکز دارند تا دریافت آن.
🟡 کودک ممکن است در تلاشی کورکورانه برای کاهش درد والدین، تلاش کند. افسردگی مادرش یا غم پدرش را به گونه ای به دوش بکشد. گویی قدرتی جادویی برای از بین بردن آن دارد؛ گویا می گوید: (مادر، پدر، اگر درد را با تو به دوش بکشم یا به جای تو درد بکشم، حال تو بهتر میشه.) البته تلاش او به نتیجه نمی رسد و فقط سوگ را به نسل بعد منتقل می کند.
🟢 در چنین موقعیتی، برآورده شدن نیاز های کودک در درجه دوم اهمیت قرار میگیرد و کودک به جای اینکه دریافت کننده مراقبت باشد، همیشه مراقب والدین خود است و این انگیزه ی همیشگی، بر دسترسی به احساسات درونی اش سایه می اندازد.
🔵 زمانی که کودک بار مسئولیت والدین را چه آگاهانه و چه ناخودآگاه بر عهده میگیرد، فرصت کسب تجربه ای را که به او داده شده از دست می دهد، رنج و درد خانواده را ادامه می دهد و احتمالا در زندگی خود در پذیرش روابط آتی دچار مشکل خواهد شد.
🟣 این کودک در زندگی ممکن است بیش از حد به همسرش عشق و توجه و... بدهد و به رابطه آسیب برساند یا ممکن است عکس این اتفاق بیفتد. فرد یا احساس کلافگی یا درماندگی در قبال نیاز های همسرش، به تکامل و رشد رابطه بی میل شود یا احساس می کند عواطفش مسدود شده است.
🔴 کودکی که از والدینش مراقبت میکند، اغلب یک الگوی مادام العمر از پذیرش مسئولیت بیش از حد برای خود میسازد و طرح کلی زندگی اش این است که معمولا احساس فرسودگی داشته باشد.
📌با تو شروع نشده
نقش تروماهای موروثی در شکل گیری شخصیت ما و نحوه توقف این چرخه
➖نویسنده: مارک ولن
➖ترجمه: ملیکا شایسته، شبنم درویش
〰 مارک ولن بعد از بیست سال فعالیت پژوهشی و بالینی در زمینه تروماهای موروثی، در این کتاب با استناد به جدیدترین تحقیقات علمی استدلال می کند که تجربیات آسیب زا می توانند از طریق الگوهای ژنتیکی، عاطفی و رفتاری از نسلی به نسل بعد منتقل شده و باعث ایجاد ترس و اضطراب و بروز مشکلات غیر قابل توضیحی در فرزندانمان شوند، حتی اگر آن ها در معرض ترومای اصلی نبوده باشند.
〰 او ابتدا به ما کمک می کند تا ترومای موروثی را با تکیه بر تحقیقاتی که در زمینه ی اپی ژنتیک، علوم اعصاب و روانشناسی صورت گرفته، درک کنیم و سپس در کاوش و جست و جویی عمیق، با استفاده از (رویکرد زبان درون) الگو های تکرار شونده در رفتار و افکارمان را که ممکن است با تروماهای موروثی در ارتباط باشند، شناسایی کنیم و در آخر با به کار بستن راهبرد های علمی و تکینیک های کاربردی و قابل اجرا، به چرخه ی انتقال تروما پایان دهیم.
🎼
🍁🍂🍁🍂🍁🍂
🌈ارزیابی میانفرهنگی اختلال نقص توجه و تمرکز بزرگسالان (ADHD) در ۴۲ کشور با استفاده از پرسشنامه مقیاس خودسنجی بزرگسالان ASRS
🌈 مطالعه حاضر با هدف بررسی تظاهرات بالینی اختلال نقص توجه بزرگسالان (ADHD) در بستر بین فرهنگی انجام شده است. این پژوهش چند وجهی، به ارزیابی شیوع و همبستگی های بالقوه مرتبط با ADHD بزرگسالان و همچنین ویژگی های سنجش روانسنجی مقیاس خودسنجی ADHD بزرگسالان (ASRS) می پردازد.
🌈 تحلیل
انجام شده بر مبنای یک پروژه تحقیقاتی گسترده در ۴۲ کشور انجام شده این پروژه تحت عنوان «بررسی بین المللی جنسی» شناخته شده و حجم نمونه آن ۷۲،۶۲۷ نفر است که ۵۷ درصد آن را زنان و میانگین سنی ۳۲.۸۴ سال با انحراف معیار سنی ۱۲.۵۷ سال تشکیل داده اند .
🌈مقیاس خود گزارشی ASRS اعتبار و روایی مطلوبی رو از خودش نشون داد. علاوه بر این، درجه ای از تباین ناپذیری در نتایج آن در میان زبان ها، کشورهای مختلف و جنسیت های متفاوت به دست آمد. یافته های این پژوهش حاکی از شیوع نسبتا بالای ریسک ابتلا به ADHD بزرگسالان است (۲۱.۴ درصد برای زنان و ۱۸.۱ درصد برای مردان). بالاترین نمرات در ایالات متحده، کانادا و سایر کشورهای غربی انگلیسی زبان به دست آمد، در حالی که نمرات در کشورهای شرق آسیا و کشورهای اروپایی غیرانگلیسی زبان به طور معنی داری پایین تر بود. این پژوهش همچنین نشان داد که شدت و شیوع علائم ADHD به طور خاص در میان افراد با تنوع هویتی جنسی (Gender-Diverse) بالاتر است. علاوه بر این، ارتباطات معنی داری میان علائم ADHD بزرگسالان و متغیرهایی همچون سن، سلامت روان جنسی، و وضعیت اجتماعی-اقتصادی مشاهده گردید.
🌈نتیجهگیری:
این تحقیق نشان داد که مشکلات توجه و تمرکز در کشورهای مختلف به میزان متفاوتی دیده می شود و عوامل دیگری هم در بروز آن نقش دارند. دانشمندان معتقدند که باید در کشورهای کمتر بررسی شده و روی گروه های خاص مثل افراد با تنوع هویتی جنسی، تحقیقات بیشتری انجام شود. همچنین، این مطالعه ضعف برخی ابزارهای تشخیصی فعلی ADHD را تایید می کند و بر اهمیت پیشرفت در تشخیص دقیق تر این اختلال تاکید دارد.
هیچکس درباره این بخش زندگی سخن نمی گوید... جایی که دیگر پیله نیستی اما پروانه هم نشده ای. نمی دانی که هستی و نمی دانی به کدامین سو خواهی رفت. تمام آنچه میدانی این است که ذره ذره وجودت به تحول فراخوانده می شود. به برهم زدن و انقلاب روحی. پس تسلیم شو. بشکن. این برایت مرگ نخواهد بود. مرگ آن چیزی است که در گذشته بودی.این تولد دوباره توست عزیزم. و این همان چیزی است که به آن دردِ رشد کردن می گویند.
الاکلنگ
پی. دی. اوسپنسکی یکی از شاگردان جی. آی. گورجیف، استاد معنوی روسی، در کتاب خود به نام «در جستجوی معجزه آسا» داستانی را تعریف می کند که گوناگونی هشیاری بشر را نشان می دهد. او می گوید: «بزرگترین اشتباه این است که تصور کنیم انسان همیشه یکی و همانند است. هیچ انسانی هیچگاه برای مدت درازی یکسان نمی ماند. او پیوسته در تغییر است و به ندرت حتی برای نیم ساعت یکسان باقی می ماند. فکر می کنیم مردی که ایوان نام دارد، همیشه ایوان است. به هیچ رو چنین نیست! او اکنون ایوان، دقیقه دیگر، پیتر و دقیقه پس از آن نیکلاس ، سرجيوس، متيو وسیمون است. همه شما فکر می کنید که او ایوان است. شما می دانید که ایوان کار خاصی را نمی تواند انجام دهد. برای نمونه، او نمی تواند دروغ بگوید. سپس متوجه می شوید که دروغ گفته است و از این کار او متعجب می شوید. درست است؛ ایوان نمی تواند دروغ بگوید، این نیکلاس بود که دروغ گفت. هنگامی که فرصتی پیش می آید، نیکلاس نمی تواند جلوی دروغ گفتن خود را بگیرد. اگر بدانید چند تن از این ایوانها و نیکلاس ها در وجود یک نفر زندگی می کنند، شگفت زده خواهید شد».
یکایک ما مستعد فروتنی و خودبزرگ بینی، سخاوت و خساست و آرامش و خشونت هستیم. می توانید هر جفت از این متضادها را در دو سوی یک الاکلنگ تجسم کنید. هنگامی که یکایک مرزها را بپذیریم و در آغوش بکشیم، الاکلنگ متعادل است. اما وقتی یک مرز را سرکوب کنیم و تلاش داشته باشیم تا فقط جنبه روشن نقاب اجتماعی خود را به جهان نشان دهیم، زمانی که دست و پا می زنیم تا به جای آشتی کردن با تمایلات تاریک مان آنها را مهار کنیم، به گونه ای خطرناک از تعادل خارج می شویم. از آنجا که روان های ما همیشه در جستجوی تمامیت و تعادل است، دیر یا زود بخش تاریک ما سر زشت خود را بالا می آورد و تهدید می کند که کل موقعیتمان را سست و نابود نماید.
همه ما این ویژگی ها را در سخت افزار خود داریم. در «دی ان ای» ما امکان وجود هر ویژگی که در دیگری می بینیم، محفوظ است. وضعیت بشر، وضعیتی دو قطبی است؛ یک تناقض است. نابینا بودن به این تناقض و منکر وجود حقیقی یا یکپارچه خود بودن - به خصوص انکار ویژگی هایی که درست در قطب مخالف آنچه دوست داریم درباره ما صادق باشد، قرار دارند - موجب درد و رنج ناگفتنی ما می شود و این احتمال را که زندگی مان را نابود کنیم، به شدت افزایش می دهد.
نشانههای تمدن در یک جامعه
سالها پیش وقتی یکی از دانشجویان انسانشناسی از «مارگارت مید» پرسید که نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ چیست، انتظار داشت تا مید دربارهی قلابهای ماهیگیری، کاسههای سفالین یا سنگهای آسیاب حرف بزند.
ولی مید گفت: نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ باستانی، استخوان رانی بوده که شکسته شده و سپس جوش خورده است.
مارگارت مید توضیح داد که چنانچه پای شما در یک قلمرو حیوانی بشکند، میمیرید. چراکه نمیتوانید از خطر بگریزید، برای نوشیدن به رودخانه بزنید یا برای غذا شکار کنید. شما خوراکی خواهید شد برای جانوران پرسهزن.
هیچ حیوانی با پای شکسته آنقدر دوام نمیآورد تا استخوانش جوش بخورد.
استخوان شکستهی رانی که جوش خورده است گواهیست بر این که،
کسی زمان صرف کرده تا با شخص پاشکسته همراهی کند، محل جراحت را بسته و
شخص را نگهداری و تیمار کرده است تا سلامت و بهبودی پیدا کند.
مید گفت :«کمک به دیگری در عین دشواری، همان جاییست که تمدن آغاز میشود»
بحث هفته
ایا یک روانشناس هم میتواتد
با مسایلی چون افسردگی ، اضطراب
وسواس ،و...درگیر باشد؟
در این صورت چه باید انجام دهد؟
🌟کار را رها کند و تا پایان درمان در خانه بنشیند ؟
🌟بدون درمان ، به کارش به عنوان یک درمانگر ادامه دهد؟
🌟در حین درمان خود، به کارش بعنوان یک تراپیست ادامه دهد و از تجارب احساسی و تفکری خود در این دوران استفاده بهینه بکند ؟
https://t.me/+4zX5QEtbKds1NDE0
🛑 در بحث با ما همراه باشید❌
✅10 سوال اساسی برای خودشناسی و ادامه درست مسیر زندگیت:
1)موفقیت برای من چه معنایی داره؟
2)چه چیزی از گذشته انقدر ذهنم رو مشغول کرده که نمیزاره به جلو حرکت کنم؟
3)به چه ویژگی هایی در دیگران جذب میشم؟
4)یک روز در زندگی رویایی من چطور میگذره؟
5)چه ترس یا باورهای محدود کننده ای در مورد خودم یا زندگیم دارم؟
6)برنده شدن در زندگی برای من چه معنایی داره؟
7)برای ساختن زندگی رویاییم حاضرم چه تغییراتی ایجاد کنم؟
8)چه چیزی برای من از بیشترین اهمیت برخورداره؟
9)چه چیزهایی من رو خوشحال میکنه؟
10)چطور میتونم محیط اطرافم رو به جای بهتری تبدیل کنم؟
https://t.me/ehsasekhooob
✍اينكه بدانى در راه درستى هستى يک چيز است، و اين كه فكر كنى راه درست فقط همين است يک چيز ديگر ...!
ما هرگز نمىتوانيم درباره "زندگى ديگران" قضاوت كنيم، هركس رنجها و چشم پوشىهاى خودش را دارد ...
📕 كنار رود پيدرا نشستم و گريه كردم
👤پائولو کوئلیو
https://t.me/ehsasekhooob
غمگین نباشید؛
چرا که خوشبختی میتواند
از درون تلخترین روزهای زندگی شما، زاده شود …
استیو جابز
رفتار شما بازتابی از هویت شماست!!
🍃🌷🍃🌷🍃👇👇🍃🌷🍃🌷
اکثر افراد در جستجویشان برای بهبود، حتی به تغییر هویت فکر هم نمیکنند! آنها صرفاً پیش خود میگویند میخواهم لاغر شوم (نتیجه) و اگر به این رژیم، مقید بمانم؛ لاغر خواهم شد (پروسه) آنها هدفگذاری میکنند و اقداماتی که باید برای رسیدن به آن اهداف انجام دهند را در نظر میگیرند؛ بدون اینکه به باورهای محرک این اقدامات، کاری داشته باشند. در عادات مبنتی بر نتیجه، تمرکز ما تنها بر چیزهایی است که میخواهیم برسیم؛ اما در عادات مبتنی بر هویت، بر روی شخصیتی که دوست داریم تبدیل شویم؛ تمرکز میکنیم.
آنها هیچگاه، نگاه به خودشان را تغییر نمیدهند و متوجه نمیشوند که هویت قدیمی آنها میتواند برنامههای جدیدشان برای تغییر را خراب کند! پشت هر سیستمی از اقدامات، سیستمی از باورها وجود دارد و رفتاری که همسو با شخصیت یا هویت نباشد؛ دوامی نخواهد داشت. شاید پول بیشتری بخواهید اما وقتی هویت شما به گونهای است که بیش از ساختههای خود مصرف میکنید؛ پس باز هم به سمت مخارج بیش از درآمد خواهید رفت!
شاید خواهان وضعیت بهتری برای سلامتی باشید اما اگر باز هم راحتطلبی را بر اقدام و دستاورد ترجیح دهید؛ بیش از ورزش، به دنبال خوشگذرانی خواهید رفت! اگر هیچگاه باورهای اساسی خود را که منجر به رفتار پیشین شما شده است را تغییر ندهید؛ به سختی قادر به تغییر عادتها خواهید بود. شما یک برنامه و هدف جدید دارید اما هنوز خودتان را تغییر ندادهاید!
فرم کامل یک انگیزش درونی، زمانی است که آن عادت به بخشی از هویت شما تبدیل شود. وقتی میگویید من آدمی هستم که فلان چیز را میخواهم با زمانی که میگویید من آدمی با فلان شخصیت هستم فرق میکند. تغییر واقعی در رفتار، به معنای تغییر هویت است. امکان دارد بخاطر فلان انگیزه، یک عادت را شروع کنید؛ اما تنها در صورتی به آن پایبند خواهید ماند که بخشی از هویت شما شود.
هر کس میتواند خود را برای رفتن به باشگاه یا خوردن چند بار غذای سالم، متقاعد کند؛ اما اگر باور پشت آن رفتار را تغییر ندهد؛ به سختی میتواند به آن پایبند باشد. بهبودها صرفاً موقتی خواهند بود مگر اینکه به بخشی از هویت شما تبدیل شوند.
رفتارهای شما معمولاً بازتابی از هویت شما هستند. آنچه انجام میدهید بیانگر شخصیتی است که آگاهانه یا ناخودآگاه به آن باور دارید. وقتی به فلان جنبه خاص از هویت خود علاقه دارید احتمال این که همسو با آن باور عمل کنید افزایش خواهد یافت.
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
هر آنچه دوست داری بگو ،
من مشتاق شنیدن تمام حرفهایَت هستم ،
حتی آن حرف هایی که می پنداری بی ارزش باشند .
#ژک_لکان
🗞 درنگ
#دکتر_علی_فیروزآبادی. روانپزشک
ماهیت یا محیط؟
با نگاهی به مورد دختر علوم-تحقیقات
چه چیز تعیین کننده رفتار انسان است؟ ذات یا محیط ؟
دیدگاه سنتی به کیفیتهای ذاتی باور دارد که به کنش انسانی منجر میشود: ساختار وراثتی، صفات شخصیتی، اراده آزاد و .... این دیدگاه برای پاسخ به رفتارهای نابهنجار آدمی به درون انسان رجوع میکند. نهادهای اجتماعی مانند دستگاه قضایی، سیستم پزشکی و مذهب، رفتارهای نابهنجار را به قصور، بیماری یا گناه نسبت میدهند. این دیدگاه انسانها را به دو دسته تقسیم میکند. یک دسته از انسانها به گروه مجرمین، بیماران و گناهکاران متعلقند و خط مشخصی آنها را از افراد بهنجارجدا میکند. این دیدگاه پرسش را با "چه کسی" شروع میکند و رفتارهای نابهنجاری را که از سوی افرادی که در خدمت نهادهایی چون پلیس، وکلا، قضات و پزشکان سر میزند به معدود افراد آلودهای که ربطی به بقیه ندارند نسبت میدهد(همانند سیبهای کرمو در یک صندوق) اینها افرادی هستند که به گروه شر متعلق بوده و دیگران به گروه انسانهای خوب متعلق هستند. این دیدگاه خود صندوق و شرایط حاکم بر آن را از یاد میبرد. جا دارد این پرسش را مطرح کرد که شکل طراحی صندوق از سوی سیستم و نهادهای قدرت چگونه است.
از آن سو روانشناسی اجتماعی پرسش خود را با "چه" آغاز میکند. چه شرایطی میتواند به برخی کنشها بیانجامد؟ فرد کنشگر از موقعیتی که در آن قرار گرفته چه برداشتی داشته است؟ تا چه اندازهای میتوان کنشهای فردی را به عواملی خارج از کنشگر مربوط دانست؟
بسیاری از ما گرایش به تخمین بیش از حد ویژگیهای ذاتی و شخصیتی خود و دست کم گرفتن عوامل موقعیتی داریم. واقعیت این است که انسانها و شرایط در یک رابطه پویا قرار دارند. تصور شخصیتی باثبات در طول زمان و مکان از واقعیت فاصله دارد. همه ما تحت شرایطی میتوانیم دست به رفتارهای غیرمعمول بزنیم. تفاوتهای فردی همچنان که موقعیت شدیدتر میشود کمرنگتر میشوند. در چنین موقعیتهایی متخصصین علوم رفتار میتوانند با دقت بالا پیشبینی کنند که گروه چه میکند بیآنکه چیزی در مورد ویژگیهای افراد خاص در این گروه بدانند.
سخن کوتاه، ماهیت و محیط در یک تعامل پویا و مستمر تعیین کننده رفتار ما در زمانها و مکانهای مختلف هستند. هیچکدام از ما مصون از افتادن به دام رفتارهای نابهنجار نیستیم اما میتوانیم با شناخت همه جانبه این عوامل و بالا بردن حس همدلی و درک خود از دنیای انسانی دیگر گامی دیگر به سمت رفتن به سوی جامعهای سالمتر برداریم.
#تجربههای_روانپزشکانه
#بحث_روز
بعد از رفتن هر بیمار ، به مهمترین بیمارم فکر میکنم
به خودم ....
کدامیک از دوستان این را تجریه کرده اند ؟
لطفا در بحث امروز مشارکت بفرمایید
https://t.me/+4zX5QEtbKds1NDE0
دوستان عزیزم
لطفا پس لز مشاهده فیلم نظرات خود را با ما در میان بگذارید
https://t.me/ehsasekhooob
