fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

روانشناسی-احساس خوب

روانشناسی-احساس خوب

رفتن به کانال در Telegram

ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوج‌درمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist

نمایش بیشتر
425
مشترکین
-124 ساعت
-57 روز
-530 روز
آرشیو پست ها
به خودت احترام بگذار و عشق بورز ! تا کسانی را به طرف خودت جذب کنی که دوستت دارند و برایت احترام قائلند. وقتی احساس بدی نسبت به خودت داری، ‌از ورود عشق به درونت جلوگیری میکنی و در عوض موقعیت‌ها و افرادی را به طرف خودت جذب میکنی که احساس بد تو را بیشتر می‌کنند. ابتدا به نیازها و خواسته‌های خودت رسیدگی کن . تا وقتی نیازهای خودت را برآورده نکنی ، ‌نمی‌توانی به دیگران کمک کنی ! https://t.me/ehsasekhooob

♥️♦️از منظر روان‌شناختی این متن به یک پدیده رایج در روابط عاطفی اشاره دارد: فرسایش تدریجی احساسات در اثر بی‌توجهی. وقتی یکی از طرفین رابطه برای مدت طولانی محبت، توجه یا قدردانی دریافت نکند، دچار خستگی عاطفی می‌شود. این خستگی می‌تواند منجر به کناره‌گیری تدریجی، بی‌تفاوتی و در نهایت خاموشی احساسات شود. یک نقطه‌ی بحرانی : جایی که "آن آدم همیشه‌پای‌کار"، دیگر نه پیام می‌دهد، نه منتظر می‌ماند، نه دلتنگ می‌شود. این نشان‌دهنده‌ی پایان فرآیند دلبستگی یک‌طرفه و آغاز خودمراقبتی است. عشق نیاز به تغذیه دارد؛ بی‌توجهی مداوم آن را از بین می‌برد. 1. گاهی رفتنِ یک نفر، نه از بی‌مهری‌اش، بلکه از خستگیِ سال‌ها تنها جنگیدن برای رابطه‌ای یک‌طرفه است. 2. هیچ احساسی ناگهان نمی‌میرد؛ عشق هم با بی‌توجهی، آرام‌آرام به خاموشی می‌رسد. 3. وقتی که آدم‌ها از عشق خسته می‌شوند، نه به خاطر اینکه دیگر دوست ندارند، بلکه چون دیگر دیده نمی‌شوند. 4. رابطه‌ای که در آن یکی همیشه بدهکار احساس و دیگری طلبکار سکوت است، محکوم به خاموشی‌ست. 5. بی‌توجهی، سمِ خاموش روابط است؛ اثری تدریجی دارد، اما مرگ‌آور است. 6. دلی که دوست داشته و نادیده گرفته شده، روزی تصمیم می‌گیرد به جای دلتنگی، به خودش برگردد. 7. در روان انسان، تداوم بی‌پاسخ‌ماندن محبت، اعتماد به رابطه را می‌کُشد؛ حتی اگر هنوز عشق باشد.

*به نظرم کتاب و فیلم، فاصلهٔ بین نسلی غیرقابل پر شدن را نشان می‌دهند.* *ایشی‌گورو:* این حرف خیلی دقیق بود. بله، بین نسل‌ها همیشه محدودیت درک متقابل وجود دارد. نیاز به سخاوت دو طرفه هست، برای احترام به تفاوت ارزش‌ها. مهم است که بفهمیم جهان همیشه پیچیده بوده و انسان‌ها نمی‌توانند به همه نیروهایی که برشان اثر می‌گذارد اشراف داشته باشند. درک این موضوع نیازمند بخشش است. --- *شما همیشه با دقت اطلاعات را قطره‌چکانی می‌دهید، گذشته و حال را مثل راز کشف می‌کنید. آیا این از خانواده‌تان آغاز شد؟* *ایشی‌گورو:* من مثل خبرنگار دنبال کشف چیزها از مادرم نبودم. حتی گاهی از شنیدن بعضی چیزها طفره می‌رفتم. مثلاً تصور مادرم در موقعیت‌های سخت، خجالت‌آور بود. بیشتر چیزهایی که می‌گفت ربطی به بمب نداشت. اتفاقاً آن‌ها خاطراتی نبودند که بیشترین رنج را براش داشته باشند. مادرم داستان‌گوی شفاهی فوق‌العاده‌ای بود. گاهی ناهار دعوت داشت و تا بیاید، کل نمایش‌نامه هملت را برایم تعریف می‌کرد! این اولین باری بود که با شکسپیر آشنا شدم. او هم دلش می‌خواست تعریف کند، هم می‌ترسید. اما وقتی گفتم می‌خواهم نویسنده شوم، نوشتن آن خاطرات شکل رسمی‌تری گرفت، و برایش راحت‌تر شد. --- *رابطه‌ات با این کتاب با گذر زمان چطور عوض شده؟* *ایشی‌گورو:* اخیراً کسی به من گفت «الآن در دورانی هستیم که خیلی‌ها با دیدگاه محافظه‌کارانه نسل گذشته همدلی دارند.» این دیدگاه‌ها توی کتاب مستقیم گفته نمی‌شوند. مثلاً آن معلم مسن می‌گوید: سنت، میهن‌پرستی. الآن شاید مردم فکر کنند: خب، نکته‌ای توی این حرف هست. من اصلاً به این فکر نکرده بودم. این مثالی‌ست از این‌که ما در خلأ می‌نویسیم یا فیلم می‌سازیم، اما داستان باید در ارزش‌های مختلف و متغیر جا بگیرد. این‌که چطور داستانی را منتقل کنی، خودش چالش بزرگی است. باید هر صحنه را دوباره بررسی کنی. چیزهایی که تا چند سال پیش بدیهی به نظر می‌آمدند، الآن دیگر آن‌طور نیستند. چون نظام ارزشی اطراف کتاب‌ها و فیلم‌ها هم درست مثل ما در حال تغییر است. #مجله_ادبی_سیاه_مشق #

امـا مـا از آنهـایی کـه تـسلی شـان میدهیـم شـاد تر نیسـتیم ولـی می مـانیم ... بـرای کـسانیکه اتـاق درمـان آخـرین پـناهگاه آنـهاست ایـن خصـلت هـمگی ماسـت بواسـطه جایـگاهی کـه در آن قـرار گرفتیـم ⭕️جهت وقت مشاوره انلاین ۰۹۱۲۴۸۸۷۲۷۸ ⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️

قانون 3-3-3 و توصیه‌های کاربردی اضطراب می‌تواند هر لحظه به شما آسیب برساند، شما را از واقعیت بیرون بیاورد و در گردابی از افکاری پر تنش فرو ببرد. اما یک راه آسان برای بازگشت سریع به زمان حال وجود دارد - روش اجرای قانون 3-3-3 1. 3 چیزی را که در حال حاضر می‌بینید نام ببرید. به عنوان مثال: کتاب، پنجره، فنجان. 2. 3 صدایی را که در این لحظه می‌شنوید شناسایی کنید. این می‌تواند صدای تیک تاک ساعت، سر و صدای ماشین‌های بیرون از خانه یا آواز پرندگان باشد. 3. 3 قسمت از بدن خود را حرکت دهید. مثلا، انگشتان پا را تکان دهید، مچ دست یا سر خود را بچرخانید. انجام این تمرین بسیار ساده مانند لنگر انداختن در لحظه حال است و به مغز خود یادآوری می‌‌کنید که در حال حاضر در امنیت و آرامش هستید. اگر این تمرین را به طور منظم در برنامه روزانه خود بگنجانید، به زودی تبدیل به ابزار قابل اعتمادی برای بازگشت سریع شما به آرامش در هر شرایطی خواهد شد.

🔅وقتی در زندگی با دیوار و مانعی روبرو شدی، همچون یک درخت باش : ریشه بر زمین فرو کن تا زمانی که از اعماق، راهکار و شفافیتی سر برآورد. اینگونه رشد می کنی و آنسوی دیوار را خواهی دید. #کارل_گوستاو_یونگ When you are up against a wall, put down roots like a tree, until clarity comes from deeper sources to see over that wall and grow. C.G. Jung

⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️ شمر کیست؟ مردی که شانزده بار پای پیاده به حج رفت اما حسین(ع) را کشت. یکی از افراد مقابل ابا عبدالله الحسین علیه السلام، شمر بن ذی الجوشن است. از فرماندهان سپاه امام علی در جنگ صفین و جانباز امیر المومنین کسی که در میدان جنگ تا شهادت پیش رفت. این چنین کسی حالا در کربلا شمر می شود. با ورودش به کربلا همه چیز عوض می شود. شمر آدم کوچکی نیست اگر نیایش های شمر را برای شما بخوانند و به شما نگویند که این ها مال شمر است شما با آن ها گریه می کردید. حال می کردید، هیچ گاه گفته نمی شود که وقتی شمر دستش را به حلقه خانه خدا می زد چگونه با خدا زمزمه می کرد! ... این آقایی که ما صحبتش را می کنیم (شمر) شانزده بار با پای پیاده به سفر حج رفته است. فکر نکنید شمر اهل نماز و روزه نبوده و یا از آن دسته آدم هایی بوده که عرق می خوردند، عربده می کشیدند؛ شمر و بسیاری دیگر که آن طرف ایستاده اند، آدم هایی هستند که پیشانی پینه بسته داشتند. بسیاری از آن ها اهل تهجد بودند. ... در کربلا هر روز بيست هزار نفر در فرات غسل می کردند. غسل قربة الی الله که حسین را بکشند و می گفتند: غسل می کنیم تا ثوابش بیشتر باشد. در ظهر عاشورا وقتی ابا عبدالله علیه السلام برای نماز خواندن، اذان می گفتند فکر نکنید در آن طرف کسی نماز نمی خواند. آن ها هم نماز می خواندند! برخی از این افراد به ابا عبدالله علیه السلام می گویند که نماز شما قبول نیست! و حبیب به آن ها می گوید: « نماز شما قبول است؟! » درگیری می شود .حبیب به شهادت می رسد. حضرت حبیب پیش از نماز ظهر ابا عبدالله به شهادت رسیدند. .... ما در کربلا به کلاس شمر شناسی نیاز داریم. یک کلاس به عنوان تحلیل شخصیت شمر. شمری که شانزده بار به مکه رفته، جانباز امیر المومنین بود، کسی که در کنار مولا زخمی شده بود، چه شد که فرمانده جنگ حضرت علی علیه السلام به این جا رسید؟ این هشدار و اندرزی است برای امروز و فردای ما... 🖤🖤🖤🖤https://t.me/ehsasekhooob

چند راز مگو درباره افزایش انگیزه نوجوانان برای درس خواندن (قسمت اول) این کار برای من چه فایده ای داره؟ اگر نوجوان شما نداند که چه کاری باید دقیقا انجام دهد و این کار به چه درد خواهد خورد هیچ دلیلی برای مبارزه و پيشرفت خود نخواهد داشت. آن ها می خواهند خود را به جهانیان نشان دهند و اینکه بتوانند تغییری در دنیا ایجاد کنند یک انگیزه بزرگ برای آن ها خواهد بود. مثلا اگر پوشیدن لباس تمیز یک امر مهم برای نوجوان شماست پس کمک در ریختن لباس ها در ماشین لباسشویی می تواند به او انگیزه بدهد. یکی از کارهای دیگری که از نظر نوجوانان می تواند بیهوده باشد نوشتن تکالیف و یاخواندن درس هایی مثل جبر وتاریخ است که به صورت منطقی برای آن ها در زندگی واقعی شان کاربردی ندارد، پس نمی توانید آن ها را توجیه کنید که درس بخوانند. Josh Shipp متخصص در امور نوجوانان برای این موضوع نوحوانان راه حل خوبی را ارائه داده است: “شما باید کاری را که باید انجام دهید انجام دهید تا بتوانید کاری را که می خواهید انجام دهید انجام دهید.” به نظر جمله مفیدی است زیرا در بسیاری زمینه های زندگی صدق می کند. بعضی اوقات ما به هر دلیلی غیر از آنچه باید انجام شود کار می کنیم. کمک به نوجوانان برای دیدن وظایف بی معنی به عنوان بخشی از اهداف بیشتر و بزرگ تر زندگی، می تواند پیام و انگیزه ارزشمندی باشد تا آنان را به جرکت وا دارد. نوجوان باید بداند برای این که به شغل و یا به دانشگاه مورد علاقه خود برود باید درس ها و تکالیف مدرسه را بخواند چون این کارها در طی مسیر او وجود دارند و یا اگر می خواهد به هر اندازه ای که دوست دارد پول داشته باشد و لباس و کفش مورد علاقه خود را خریداری کند، باید به اندازه کافی درآمد داشته باشد و برای داشتن درامد یک شغل پاره وقت الزامی است. در واقع نشان دادن هدف و نتیجه کار می تواند به نوجوانان انگیزه برای ادامه راه بدهد و آن ها را از کاهلی نجات دهد. این اصل نیز در مورد کارهایی که نوجوان شما اهمیت چندانی به آن ها نمی دهند صدق می کند. نوجوان شما با پیوندی بین تکمیل کارها و امتیازاتی  مانند استفاده از رایانه ، اتومبیل ، تلویزیون و غیره که در قبال انجام کار دریافت می کند، ایجاد کند. این که بداند گاهی اوقات کارهایی را انجام می دهیم که نمی خواهیم انجام دهیم تنها به این دلیل است که از کارهایی که می خواهیم انجام دهیم، لذت ببریم. منبع:۵۰‌روش ساده برای علاقه مند کردن فرزند به‌ مطالعه نوشته کتی زاهلر

عنوان: سوگِ زیستن: پارادوکس نهایی انسان چگونه آگاهی از زمان، شادی، اندوه و جستجوی معنا را در ما شکل میدهد. 
نکات کلیدی
در کودکی، طبق ساعت زندگی میکنیم، اما درک واقعی از گذرا بودن زمان را تا بزرگسالی نداریم.  انسان‌ها «وجودی-به-سوی-مرگ» هستند و آگاهند که زمان، تعیین‌کننده وجود محدود ماست.  پذیرش لحظه حال، خلق آیین ها، زنده نگه داشتن داستان‌ها و نظم بخشیدن به زمان، می‌تواند معنابخش باشد.
بخش هایی از مقاله
فلاسفه غالباً می‌پرسند انسان بودن چه معنایی دارد و بسیاری نتیجه می‌گیرند که ما در بنیاد، موجوداتی آگاه از زمان هستیم. نه فقط به معنای عملی - ما می‌دانیم سال چیست، چگونه برنامه بریزیم، چگونه منتظر بمانیم - بلکه به معنایی ژرف‌تر و آمیخته با تشویش،  می‌دانیم موجوداتی فانی هستیم با آغازی، میانه ای و در نهایت، پایانی.  و این دانستن، بیش از خود مرگ، همان سوگِ زیستن است. این همان زخم وجودی است و همان چیزی که فیلسوفی چون ارنست بکر «هراس از مرگ» نامید، اما به همان سادگی می‌توان آن را «هراس از زمان» نامید. ما نه فقط هنگام پایان زندگی، بلکه زمانی که تشخیص می‌دهیم هر لحظه‌ای را که عزیز می‌داریم در حال لغزیدن و رفتن است، سوگوار می‌شویم. حتی شادی نیز با ازدست‌دادن آمیخته است، صرفاً به این دلیل که در زمان رخ می‌دهد.  پس سوگ، صرفاً یک واکنش عاطفی به یک رویداد نیست؛ بلکه خود، شرطِ زندگی است. آگاه بودن از زمان یعنی به شکلی سوگ را با خود حمل کردن، زیرا دانستن موقتی بودن چیزی، به معنای سوگواری برای آن است، حتی در همان حین که در حال تجربه‌اش هستیم. گردآوری: امیررضا میرزاجانی

عنوان: سوگِ زیستن: پارادوکس نهایی انسان چگونه آگاهی از زمان، شادی، اندوه و جستجوی معنا را در ما شکل میدهد. 
نکات کلیدی
در کودکی، طبق ساعت زندگی میکنیم، اما درک واقعی از گذرا بودن زمان را تا بزرگسالی نداریم.  انسان‌ها «وجودی-به-سوی-مرگ» هستند و آگاهند که زمان، تعیین‌کننده وجود محدود ماست.  پذیرش لحظه حال، خلق آیین ها، زنده نگه داشتن داستان‌ها و نظم بخشیدن به زمان، می‌تواند معنابخش باشد.
بخش هایی از مقاله
فلاسفه غالباً می‌پرسند انسان بودن چه معنایی دارد و بسیاری نتیجه می‌گیرند که ما در بنیاد، موجوداتی آگاه از زمان هستیم. نه فقط به معنای عملی - ما می‌دانیم سال چیست، چگونه برنامه بریزیم، چگونه منتظر بمانیم - بلکه به معنایی ژرف‌تر و آمیخته با تشویش،  می‌دانیم موجوداتی فانی هستیم با آغازی، میانه ای و در نهایت، پایانی.  و این دانستن، بیش از خود مرگ، همان سوگِ زیستن است. این همان زخم وجودی است و همان چیزی که فیلسوفی چون ارنست بکر «هراس از مرگ» نامید، اما به همان سادگی می‌توان آن را «هراس از زمان» نامید. ما نه فقط هنگام پایان زندگی، بلکه زمانی که تشخیص می‌دهیم هر لحظه‌ای را که عزیز می‌داریم در حال لغزیدن و رفتن است، سوگوار می‌شویم. حتی شادی نیز با ازدست‌دادن آمیخته است، صرفاً به این دلیل که در زمان رخ می‌دهد.  پس سوگ، صرفاً یک واکنش عاطفی به یک رویداد نیست؛ بلکه خود، شرطِ زندگی است. آگاه بودن از زمان یعنی به شکلی سوگ را با خود حمل کردن، زیرا دانستن موقتی بودن چیزی، به معنای سوگواری برای آن است، حتی در همان حین که در حال تجربه‌اش هستیم. گردآوری: امیررضا میرزاجانی

*معنای دقیق کلمات عاشورا و تاسوعا چیست ؟* اکثر قریب به اتفاق اهل لغت این تصور را داشته‌اند که ، چون عشر و عاشر از یک ریشه‌اند و واقعه کربلا هم در دهم ماه محرم اتفاق افتاده است. پس ، عاشورا یعنی دهم محرم ؛ و بر همین قیاس تاسوعا را نیز که با تسع و تاسع شباهت ظاهری دارند روز نهم ماه محرم گفته‌اند . *اما* این معنا به دلایل زیر اشتباه است. *آیا* واژه عاشورا برای دهم ماه‌های دیگر نیز به کار می‌رود ؟ مثلاً ، آیا شنیده شده است که کسی به دهم ماه رجب هم عاشورا گفته باشد ؟ یا این مفهوم مختص دهم ماه محرم است ؟ *آیا* اگر امام حسین(ع) مثلاً ، در یازدهم محرم شهید می‌شدند ، آنگاه ، تاسوعا با عاشورا عوض می‌شد و عاشورا واژه دیگری داشت؟ در ریاضی اعداد قاعده خود را دارند و هر قاعده‌ای که بر شمارش اعداد حکم کند بر سلسله اعداد هم حاکم خواهد بود . اعداد بر خلاف کلمات استثنا پذیر نیستند. به طور مثال ، در کلام عرب اعداد این گونه شمارش می‌شوند: اول – ثانی - ثالث - رابع ... و یا اولاً – ثانیاً - ثالثاً - رابعاً و ... چنان چه تاسوعا و عاشورا در زمره اعداد باشند باید قاعده‌پذیر باشند ؛ یعنی باید بتوان بقیه اعداد را هم به همان سیاق تلفظ کرد؛ مثل تاسوعا – عاشورا – ثامونا – سابوعا .... *اما* می‌بینیم که بقیه اعداد از این قاعده پیروی نمی‌کنند ؛ لذا ، نمی‌توانیم دلیلی داشته باشیم که ، تاسوعا و عاشورا عدد هستند تا از قاعده شمارش پیروی کنند و این دو روز هیچ ربطی به اعداد ندارد ، بلکه معنای دیگری دارند. *عاشورا* روز معاشرت با امام(ع) عشر به کسر عین و عشرت ، به معنای معاشرت و مصاحبت است . معاشر به ضم میم، یعنی مصاحب و عاشر ، اسم فاعل عشر است که خودش ثلاثی مجرد اسم مصدر عشرت است. خداوند می‌فرماید: «وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» (نساء/۱۹) با زنان آن گونه که شایسته آنان است معاشرت کنید . عشیر یعنی همدم و رفیق «وَ لَبِئْسَ الْعَشِیر ُ» (حج/۱۳) چه بد دوستی انتخاب کرده‌اند و چه بد معاشر و رفیقی است . العاشور از ریشه عشر به کسی گفته می‌شود که ، معاشرت خصلت او باشد . پس *العاشوراء؛* جائی که میل به معاشرت و رفاقت و مصاحبت نمایان می‌شود و افراد میل معاشرت خود را با کسی که مورد نظر است عرضه می‌کنند، و *عاشورا* مبالغه است از میل به معاشرت یعنی روزی که میل معاشرت و رفاقت با امام (ع) به شدت بالا می‌رود. *تاسوعا* روزی برای وسعت ظرفیت. با خارج شدن عاشورا از سلسله اعداد، عدد بودن تاسوعا نیز مورد تردید قرار می‌گیرد و معنی *نهم* را از دست می‌دهد. *اتسع* به فتح الف یعنی ، گروه‌های ۹ نفره شدند. اما *اتسع* به کسر الف یعنی، وسعت پیدا کرد(گشاد شد) و فراخ گردید. *اتساع* ، یعنی گسترده شدن و گشاد شدن وبالا رفتن ظرفیت . اتساع شرائین یعنی ، رگ‌ها گشاد شدند و ظرفیت شان برای عبور خون زیاد باشد. *التاسوع* یعنی چیزی که فراخی و گستردگی و ظرفیت اش زیاد باشد ؛ و بالاخره ، *التاسوعا* یعنی جائی که بتوان ظرفیت را بالا برد و فراخی ایجاد کرد؛ و *تاسوعا* این معنی را پیدا می‌کند؛ *روزی که ظرفیت بالا می‌رود و در سینه‌ها فراخی ایجاد می‌شود و به جای تنگی، وسعت می‌یابد* این دو نام از ابداعات *امام سجاد (علیه‌السلام) است* و اگر در بعضی از روایات از پیامبر اکرم (ص) از عاشورا گفته شده است ،اکثرا جعلیات بنی‌امیه، برای کم کردن اثرات عاشورای امام حسین (علیه السلام) است. اما ، در مورد تاسوعا تقریباً نداریم که قبلاً از امام سجاد (ع) لغت تاسوعا به کار برده شده باشد و این معنا از *عاشورا و تاسوعا* خیلی عاشقانه است... *برگرفته از کتاب «سفری از عاشورا تا اربعین» تألیف عبدالله مستحسن* 🌹🙏🌹

۴ پیش بینی کننده #طلاق (بر اساس تحقیقات ۴۰ ساله جان #گاتمن) ➕ #تحقیقات شوکه‌کننده جان گاتمن #روانشناس آمریکایی و پروفسور دانشگاه واشنگتن روی بیشتر از ۳۰۰۰ زوج نشان داد: ۹۱% طلاق‌هافقط به خاطر این ۴ رفتار ساده اتفاق می‌افتند! 1️⃣-انتقاد #ویرانگر (Criticism#) 📌حمله به شخصیت طرف مقابل به جای صحبت کردن در مورد اون رفتار خاص ❌”تو همیشه #خودخواهی!" ➕افزایش کورتیزول که باعث فعالسازی سیستم تهدید مغز میشود.انتقاد مخرب ۳ برابر احتمال طلاق را افزایش می‌دهد. "وقتی دیر می‌کنی،احساس می‌کنم برام مهم نیستی... می‌شه درباره‌ش حرف بزنیم؟" 2️⃣-تحقیر یا پوزخند (Contempt#) 📌لبخند یکطرفه در هنگام عصبانیت نشانه ی آنی . بی احترامی و تحقیر در کل دنیااست. رفتارهای تحقیرآمیز مثل: چشم‌غره تمسخر ❌"معلومه که تو نمی‌فهمی!" ➕تخریب عزت نفس که  قوی ترین پیش بینی کننده طلاق است. تحقیر ۶ برابر از سرطان خطرناک‌تر است! تماس چشمی گرم + گفتن "نظرت برام مهمه" 3️⃣-حالت دفاعی (Defensiveness#) 📌انکار مسئولیت و مقصر دانستن دیگران: ❌"تقصیر من نبود، خودت باعث شدی اینطوری بشه!" ➕افزایش تنش و بستن راه گفتگوی سازنده، دفاعی بودن مانع حل واقعی مشکلات می‌شود"شاید من هم در این مشکل نقش داشته باشم..." 4️⃣-سنگ‌اندازی عاطفی (Stonewalling#) 📌قطع کامل ارتباط در هنگام تعارض: ● سکوت طولانی ● ترک کردن محل ● بی‌تفاوتی ● وانمود کردن به بی توجهی ➕فاصله‌گیری عاطفی که باعث فعال سازی درد اجتماعی در مغز میشود. ۸۵% زوج‌ها در سال آخر قبل از طلاق این رفتار را داشتند"الان نیاز به ۲۰ دقیقه وقت دارم، ولی قول می‌دم برگردم." ➕هر کدوم از این رفتارها ۷ سال از عمر رابطه کم میکنه! 📌رابطه ات قابل نجاته اگه: 1️⃣-به جای «تو» از «من»استفاده کنی، 2️⃣-هر روز ۵ دقیقه قدردانی کنی، 3️⃣-هفته‌ای ۳ بار گفت‌وگوی بدون موبایل داشته باشی. ⭕️💥⭕️💥

۴ پیش بینی کننده #طلاق (بر اساس تحقیقات ۴۰ ساله جان #گاتمن) ➕ #تحقیقات شوکه‌کننده جان گاتمن #روانشناس آمریکایی و پروفسور دانشگاه واشنگتن روی بیشتر از ۳۰۰۰ زوج نشان داد: ۹۱% طلاق‌هافقط به خاطر این ۴ رفتار ساده اتفاق می‌افتند! 1️⃣-انتقاد #ویرانگر (Criticism#) 📌حمله به شخصیت طرف مقابل به جای صحبت کردن در مورد اون رفتار خاص ❌”تو همیشه #خودخواهی!" ➕افزایش کورتیزول که باعث فعالسازی سیستم تهدید مغز میشود.انتقاد مخرب ۳ برابر احتمال طلاق را افزایش می‌دهد. "وقتی دیر می‌کنی،احساس می‌کنم برام مهم نیستی... می‌شه درباره‌ش حرف بزنیم؟" 2️⃣-تحقیر یا پوزخند (Contempt#) 📌لبخند یکطرفه در هنگام عصبانیت نشانه ی آنی . بی احترامی و تحقیر در کل دنیااست. رفتارهای تحقیرآمیز مثل: چشم‌غره تمسخر ❌"معلومه که تو نمی‌فهمی!" ➕تخریب عزت نفس که  قوی ترین پیش بینی کننده طلاق است. تحقیر ۶ برابر از سرطان خطرناک‌تر است! تماس چشمی گرم + گفتن "نظرت برام مهمه" 3️⃣-حالت دفاعی (Defensiveness#) 📌انکار مسئولیت و مقصر دانستن دیگران: ❌"تقصیر من نبود، خودت باعث شدی اینطوری بشه!" ➕افزایش تنش و بستن راه گفتگوی سازنده، دفاعی بودن مانع حل واقعی مشکلات می‌شود"شاید من هم در این مشکل نقش داشته باشم..." 4️⃣-سنگ‌اندازی عاطفی (Stonewalling#) 📌قطع کامل ارتباط در هنگام تعارض: ● سکوت طولانی ● ترک کردن محل ● بی‌تفاوتی ● وانمود کردن به بی توجهی ➕فاصله‌گیری عاطفی که باعث فعال سازی درد اجتماعی در مغز میشود. ۸۵% زوج‌ها در سال آخر قبل از طلاق این رفتار را داشتند"الان نیاز به ۲۰ دقیقه وقت دارم، ولی قول می‌دم برگردم." ➕هر کدوم از این رفتارها ۷ سال از عمر رابطه کم میکنه! 📌رابطه ات قابل نجاته اگه: 1️⃣-به جای «تو» از «من»استفاده کنی، 2️⃣-هر روز ۵ دقیقه قدردانی کنی، 3️⃣-هفته‌ای ۳ بار گفت‌وگوی بدون موبایل داشته باشی. ⭕️💥⭕️💥

🔉 چرا از انتقاد ناراحت می شویم؟ | بررسی پژوهش ها در این مورد 💪 چگونه انتقاد را پذیرا باشیم؟ | در برابر انتقاد چه کار باید کرد؟ دکتر امیر شیرین زاده

انگار یکی کمه یکی که بهش بگم هزار بار این مال تو هزاربار اینو گوش کن هزار بار یادت می افتم هزار بار یادم باش

Ⓜ️ سوءارتباط چیست؟ چگونه شکل می‌گیرد؟ چه پیامدهایی دارد؟ و چگونه از آن پیش‌گیری کنیم؟ 📝 محمدرضا سلیمی 📌 سوءارتباط یعنی ناتوانی در تبادل درست اطلاعات و ایده‌ها بین دو یا چند نفر که به اختلاف، دعوا و سوءتفاهم منجر می‌شود و پیامدهای ناخوشایندی در پی دارد. سوءارتباط به دلایل گوناگون شکل می‌گیرد، از تفاوت زبانی و فرهنگی گرفته تا پیام‌های مبهم، هوش هیجانی پایین، ناتوانی در گوش دادن همدلانه و بازخورد نامناسب. 📌لازم است بدانیم که منشا تمام انواع سوءارتباط‌ها هوش هیجانی پایین است. بنابراین، لازمه‌ی پیش‌گیری از سوءارتباط‌ تقویت هوش هیجانی افراد در محل کار است. ازاین‌رو، پیشنهاد می‌شود مدیران و کارفرمایان از طریق برگزاری دوره‌ی پرورش هوش هیجانی سوءارتباط‌ها را بین کارمندانشان کاهش دهند‌. ▪️سوءارتباط به دلایل گوناگون شکل می‌گیرد. در اینجا به هفت مورد اشاره می‌کنیم: ● ۱. پیش‌فرض‌های غلط ● ۲. زبان ایهام ● ۳. هوش هیجانی پایین ● ۴. ناتوانی در گوش دادن همدلانه ● ۵. سوال نکردن ● ۶. بازخورد نادرست ● ۷. تشخیص ندادن بافت گفت‌وگو 📌 زمانی که ما نمی‌دانیم در چه زمانی و در چه مکانی و با چه کسانی چگونه ارتباط برقرار کنیم، سوءارتباط شکل می‌گیرد. بنابراین، توجه به مخاطب و شرایط و نیازهای او در ارتباط صحیح بسیار حائز اهمیت است. سوءارتباط پیامدهای منفی متعددی در پی دارد، از جمله: ● ۱. کاهش بهره‌وری ● ۲. ضعف در تصمیم‌گیری ● ۳.سوءتفاهم ● ۴. اختلاف و دعوا ● ۵. از دست رفتن فرصت‌ها ● ۶. مستهلک شدن توان و تفکر کارمندان در محل کار 📌 همان‌طور که گفته شد گوش دادن همدلانه یکی از راه‌های پیش‌گیری از سوءارتباط‌هاست. در گوش دادن همدلانه ما توجه‌مان را کاملاً به طرف مقابل متمرکز می‌کنیم‌. درواقع، در گوش‌ دادن همدلانه نه‌ تنها به حرف‌های طرف مقابل خوب توجه می‌کنیم، بلکه خودمان را جای او می‌گذاریم؛ یعنی نه تنها خیال می‌کنیم که اگر جای او بودیم چه می‌کردیم یا چه احساسی داشتیم، بلکه سعی می‌کنیم از طریق «پرسشگری»، «بازخورد مناسب» و «همدلی فکری» بفهمیم منشا احساساتش کجاست.

Repost from N/a
شاید شنیده باشید که سرنشینان بالن هنگام بروز مشکل، بارهای اضافی را بیرون می‌ریزند تا بالن سبک‌تر شده و بتواند در هوا بماند. یا کاپیتان کشتی، هنگام مواجهه با خطر غرق شدن، دستور تخلیه بارها را صادر می‌کند تا کشتی بتواند روی آب باقی بماند. حتی در شرایط کمبود برق، چراغ‌های غیرضروری را خاموش می‌کنیم تا فقط حداقل نور موردنیاز تأمین شود. در این لحظات بحرانی، هدف اصلی بقاست، نه حفظ زرق‌وبرق یا استفاده از امکانات غیرضروری. همین اصل در زمان حمله‌ی پانیک یا اضطراب شدید نیز رخ می‌دهد. مغز، در مواجهه با خطر (حتی اگر واقعی نباشد)، منابع انرژی بدن را به سمت حیاتی‌ترین بخش‌ها هدایت می‌کند. مثلاً قدرت پاها برای دویدن ممکن است مهم‌تر از توانایی انجام حرکات ظریف باشد، یا تنظیم انرژی به گونه‌ای انجام شود که بدن بتواند سریع‌تر واکنش نشان دهد. به همین دلیل، ممکن است فرد احساس کند دست‌ها و پاهایش بی‌حس شده‌اند، یا صورتش رنگ‌پریده شده است. اما این‌ها نشانه‌های آسیب نیستند؛ بلکه نشانه‌های یک مکانیسم دفاعی طبیعی‌اند که هدفش حفظ بقاست. مشکل اصلی از جایی آغاز می‌شود که فرد این تغییرات را به‌عنوان نشانه‌ی یک خطر جدی تفسیر می‌کند. این برداشت اشتباه، مغز را بیشتر در حالت آماده‌باش نگه می‌دارد و چرخه‌ی اضطراب را تقویت می‌کند. درحالی‌که اگر بدانیم این یک واکنش طبیعی است، می‌توانیم به‌جای وحشت کردن، به مغز کمک کنیم تا زودتر به تعادل برگردد. چگونه به مغز کمک کنیم؟ 1. پذیرش و آگاهی: به خودمان یادآوری کنیم که "این فقط یک واکنش طبیعی بدن است و به زودی فروکش خواهد کرد." 2. تنفس کنترل‌شده: نفس‌های آرام و عمیق باعث می‌شود مغز پیام آرامش دریافت کند و سیستم عصبی از حالت اضطراب خارج شود. 3. تمرکز بر محیط اطراف (Grounding): لمس اشیا، توجه به صداها و چیزهایی که در اطراف می‌بینیم، مغز را از تمرکز بر ترس دور کرده و آن را به لحظه‌ی حال بازمی‌گرداند. 4. عدم مقاومت: تلاش برای مبارزه با اضطراب، آن را شدیدتر می‌کند. در عوض، اگر اجازه دهیم این احساس بیاید و برود، سریع‌تر فروکش می‌کند. 5. صحبت با خود به‌شیوه‌ای حمایتگرانه: به خود بگوییم: "بدنم در حال انجام وظیفه‌اش است، این فقط یک احساس موقتی است، خطری مرا تهدید نمی‌کند." بنابراین، همان‌طور که در بالن، کشتی یا هنگام کمبود برق، تمرکز بر اولویت‌ها موجب حفظ تعادل می‌شود، در زمان حمله‌ی پانیک یا اضطراب نیز می‌توانیم با درک عملکرد مغز، به جای ترسیدن از تغییرات، همراه آن باشیم و به بازگشت تعادل کمک کنیم. رحیم دستخط گشتی

چرا نباید به کودکان یاد بدهیم همه را «خاله» یا «عمو» صدا کنند؟ از نظر روانشناسی کودک و تربیت ایمن، این عادت ظاهراً محبت‌آمیز می‌تواند پیامدهای ناخواسته داشته باشد:  🔹تضعیف مرزهای روانی:  کودک ممکن است نتواند بین افراد آشنا و غریبه تمایز قائل شود، که این مسئله او را در برابر سوءاستفاده آسیب‌پذیر می‌کند.  🔹کاهش قدرت «نه گفتن»:  اگر کودک هر بزرگسالی را مانند فامیل بداند، ممکن است در مواقع ناراحتی نتواند از خودش دفاع کند، چون احساس می‌کند باید همیشه مؤدب باشد.  🔹سردرگمی در تشخیص روابط:  او ممکن است نتواند تشخیص دهد چه کسی واقعاً از نزدیکان است و چه کسی غریبه، و این موضوع درک او از روابط سالم را مختل می‌کند.  🔹تحمیل صمیمیت ناخواسته:  مجبور کردن کودک به استفاده از این القاب، ممکن است باعث شود احساسات ناخوشایند خود را نادیده بگیرد و اعتماد به نفسش کاهش یابد.  راهکار جایگزین:  به جای این کار، به کودکان بیاموزیم که با احترام اما با حفظ فاصله‌ای سالم با دیگران تعامل کنند و به حس درونی خود اعتماد داشته باشند ⭕️⭕️⭕️⭕️

photo content
+1