fa
Feedback
آریتمی

آریتمی

رفتن به کانال در Telegram

آریتمی، جایی برای غوطه‌ور شدن در ضرباهنگ هنر، فلسفه و موسیقی… اینجا، زندگی در نوسان است و ما در جستجوی معنا برای ارتباط بیشتر: @Mazaheri_Mani

نمایش بیشتر
3 765
مشترکین
+124 ساعت
-37 روز
-2630 روز
آرشیو پست ها
کامنت‌های این پست توی اینستاگرام متفاوت و جنجالی‌ان😁 بخون و نظر خودتم بذار! 👇 اینجا

🎂 تولدت مبارک راجر واترز 🎸 کسی که فقط موسیقی‌اش بحث‌برانگیز نبود؛ مواضع سیاسی‌اش هم همیشه تیترساز بوده: حمایت از جنبش بی‌دی
🎂 تولدت مبارک راجر واترز 🎸 کسی که فقط موسیقی‌اش بحث‌برانگیز نبود؛ مواضع سیاسی‌اش هم همیشه تیترساز بوده: حمایت از جنبش بی‌دی‌اس ✊ (تحریم کنسرت‌ها، سرمایه‌گذاری و تجارت با اسرائیل) حمایت از ونزوئلا و نیکولاس مادورو 🌎 لباس‌ها و نمادهای نازی در کنسرت‌ها ⚡ (مثل بالن خوک و اجرای صحنه‌هایی شبیه‌سازی دیکتاتورها که باعث انتقاد رسانه‌ها و لغو برخی کنسرت‌ها شد) اتهام ضدیهود بودن 🔥 (که خودش بارها رد کرده و می‌گوید هدفش ضدفاشیسم بوده) همون‌طور که بعد از جدایی پینک فلوید طرفدارها به دو دسته تقسیم شدن، حالا هم مواضع سیاسی واترز باعث شده طرفدارانش به دو جبهه مخالف و موافق تقسیم بشن. او سمت چپ جهان و برخی جریان‌های آزادی‌خواهی قرار گرفته که مردم آزادی‌خواه ایران با آن‌ها مشکل دارند؛ یعنی همان جریانی که از دید برخی، بیش از حد سیاسی و گاهی هم با ایدئولوژی‌های مورد مناقشه همراه است. ❓ سوال از شما: آیا دیدگاه‌های سیاسی راجر واترز روی محبوبیتش برای شما تأثیر گذاشته؟ یا هنوز هم فقط به‌عنوان هنرمند و موزیسین به او احترام می‌گذارید؟ #RogerWaters #PinkFloyd #DavidGilmour #راجر_واترز #پینک_فلوید @Arhythmia

ایان گیلن در اوج؛ صدایی که هنوز مو به تن شنونده سیخ می‌کنه. @Arhythmia

🎂 ایان گیلن، صدایی است که با یک فریاد تاریخ راک را لرزاند. شاهکار او، Child in Time، نه تنها یک آهنگ، بلکه بیانیه‌ای هنری از دهه‌ی هفتاد است؛ دهه‌ای که موسیقی راک در اوج خلاقیت و جسارت می‌زیست. این قطعه، روایتی شاعرانه از اضطراب و امید دوران جنگ سرد است: آغاز با ملودی آرام ارگ، پیشروی تدریجی گیتار و درام، و سپس انفجار صدای گیلن. فریادهای او تنها جیغی از ته حلق نبود؛ تکنیکی آگاهانه و دقیق بود که به بلندترین محدوده‌های صوتی صعود می‌کرد. منتقدان بارها نوشته‌اند این لحظات، همان تجربه‌ی Frisson را به شنونده می‌بخشند لرزشی که موسیقی در عمیق‌ترین لایه‌ی وجود ایجاد می‌کند. اما همین نقطه‌ی اوج، دلیل سکوت بعدی شد. گیلن خود اعتراف کرده بود:
این قطعه مثل یک مسابقه‌ی المپیک است… و من دیگر توان رسیدن به آن قله را ندارم.
از سال ۲۰۰۲ به بعد، Child in Time از فهرست اجراهای زنده حذف شد؛ تصمیمی که احترام به اصالت اثر بود. با این حال، همان اجراهای طلایی همچنان میان عاشقان موسیقی جریان دارند و از آن به‌عنوان یکی از برترین لحظات تاریخ راک یاد می‌شود. @Arhythmia

ایان گیلن، صدای افسانه‌ای دیپ پرپل، ۸۰ ساله شد
ایان گیلن، صدای افسانه‌ای دیپ پرپل، ۸۰ ساله شد

گاهی یک ترانه بیش از یک ملودی است؛ یک جهان‌بینی، یک فلسفه، یک دعوت به زندگی ست. ۱۶ آگوست سال ۱۹۶۷، لوئی آرمسترانگ، مردی که صدایش از دل تاریخ می‌آمد، در سپیده‌دمی خسته اما بیدار، پشت میکروفون نشست و خواند: “What a Wonderful World” شاید برای بسیاری، این فقط یک آهنگ باشد. اما اگر دقیق‌تر گوش کنی، درمی‌یابی که این صدا مثل یک زمزمه‌ی فلسفی است: اینکه در میانه‌ی جنگ‌ها و تلخی‌ها، هنوز می‌شود برگ سبز درختی را دید، یا لبخند کودکی را، و باور کرد که زندگی با همه‌ی نقص‌ها و تناقض‌هایش هنوز ارزش زیستن دارد. این ترانه، یک خوش‌بینی ساده‌لوحانه نیست. برعکس، در صدای خسته‌ی آرمسترانگ، می‌شود ردّ همه‌ی دردها و رنج‌ها را شنید. اما او تصمیم گرفت از دل همین تاریکی، نوری را انتخاب کند و آن را با دنیا تقسیم کند. 🎺 «چه دنیای شگفت‌انگیزی…» این جمله مثل یک دعاست، مثل تکرار یک مانترا که هر بار می‌شنوی‌اش، لحظه‌ای از خودت می‌پرسی: اگر حتی یک چیز زیبا در این جهان وجود داشته باشد، آیا همین کافی نیست که بگوییم زندگی ارزش ادامه دادن دارد؟ شاید پرسش اصلی همین باشد: ما زیبایی را می‌سازیم، یا زیبایی ما را؟ #مانی_مظاهری @Arhythmia

«وقتی زخم‌ها دهن باز می‌کنند: دارون مالاکیان و بازگشت صداهای سرکوب‌شده.» #معتاد_به_خشونت @Arhythmia

+9
1. Killing Spree.mp37.36 MB

در آلبوم Addicted to the Violence، دارون مالاکیان بار دیگر خود را نه فقط به عنوان نوازنده‌ای تیزهوش، بلکه به‌عنوان ذهنی درگیر، زخمی و افشاگر نشان می‌دهد. این آلبوم، ادامه‌ای جسورانه بر خشم درونی و انتقادات سیاسی-اجتماعی است که از System of a Down به ارث برده، اما این‌بار با آزادی بیشتر، بی‌پرده‌تر و حتی شخصی‌تر. ترانه‌ها پر از ضربه‌های ناگهانی، نیش‌دار و خشونت‌های بیرونی و درونی‌اند. مالاکیان، برخلاف بسیاری از هم‌نسلانش، اهل استعاره‌های بی‌خاصیت نیست. او یا فریاد می‌زند یا تکه‌تکه‌ات می‌کند. حتی وقتی از عشق یا روان حرف می‌زند، پشت آن دیوار باروتیِ خشمی نهادینه‌شده دیده می‌شود. تراک‌ها ترکیبی از پانک، هارد راک، آلترناتیو متال و سایکدلیا هستند. سولوهای گیتار، مثل ضربان قلبی ناآرام، وسط آهنگ‌ها می‌جهند. درام‌ها مثل پتک روی صورت فرود می‌آیند و لحن خوانندگی دارون، بین دیوانگی، تمسخر و اندوه نوسان دارد. درون‌مایه‌ها؟ از فساد سیستم‌ها گرفته تا انزجار شخصی از وضعیت فعلی بشر. از اعتیاد به خشونت تا خشونتِ اعتیاد. گاهی با لحنی طعنه‌دار، گاهی با جدیتی دردناک. این آلبوم بیشتر از آن‌که شنیده شود، باید حس شود. نه برای گوش‌های محافظه‌کار، بلکه برای ذهن‌هایی که چیزی را زیر پوست زمانه‌شان حس می‌کنند و دنبال نامی برایش می‌گردند. @Arhythmia

آلبوم جدید #دارون_مالاکیان معتاد به خشونت بازگشت مغز متلاطم نسل خشم @Arhythmia
آلبوم جدید #دارون_مالاکیان معتاد به خشونت بازگشت مغز متلاطم نسل خشم @Arhythmia

+1
🎥 فریدا زنی بود که درد را قاب گرفت. نه برای جلب ترحم؛ برای آن‌که رنج، بخش جدانشدنی از زیستن بود. فیلم «فریدا» روایتی‌ست از زندگی، عشق، خیانت، و مقاومت… از زنی که خودش را نقاشی کرد، چون هیچ‌کس بلد نبود او را بفهمد. @Arhythmia

🖋 تحلیل و معرفی فیلم «Frida» (2002) به بهانه‌ی سالروز مرگ فریدا کالو روی تخت دراز کشیده. بدنش را میله‌های آهنی نگه داشته‌اند. ولی چشم‌هایش زنده‌اند. در دستش قلم‌مویی‌ست که نه برای نقاشی، که برای نجات از درد به کار می‌رود. این صحنه، فریدا کالو را خلاصه می‌کند. زنی که با تن زخمی، زندگی را نقاشی کرد؛ زنی که در اوج فرسودگی، از رنگ و فرم، برای فریاد کشیدن استفاده کرد. 🎬 فریدا ساخته‌ی جولی تیمور، از آن فیلم‌هایی‌ست که نمی‌خواهد صرفاً «تعریف کند»، بلکه تلاش می‌کند «تجربه کند». فیلم به‌جای بازسازی یک زندگی، سعی دارد وارد ذهن و روان یک زن شود؛ زنی که زیبایی را از دل فاجعه بیرون کشید. سلما هایک در نقش فریدا، نه در تقلید، بلکه در درک و تبلور شخصیت کالو می‌درخشد. او با چشم‌ها، صدا، زبان بدن، و آن لجبازی آمیخته به درد، زنی را به تصویر می‌کشد که با جامعه، بدن، عشق و حتی مرگ در ستیز است. 🎨 زیبایی‌شناسی تصویری فیلم، ادامه‌ی نقاشی‌های فریداست. فیلم‌بردار توانمند فیلم، رودریگو پریتو، با ترکیب رنگ‌های اشباع‌شده، قاب‌های بی‌قرار، حرکت‌های بی‌پروا، و گاه استفاده از انیمیشن، ما را از دنیای واقع وارد جهان بصری خود فریدا می‌کند. برخی صحنه‌ها – مثل زمانی‌که نقاشی‌ها جان می‌گیرند – تجربه‌ای‌ست کم‌نظیر در بازنمایی درونیات یک هنرمند. 🧩 اما فیلم بی‌نقص نیست. بزرگ‌ترین ضعف آن، شتاب در روایت و تلخیص افراطی‌ست. در حالی‌که شخصیت‌پردازی درونی فریدا و رابطه‌اش با دیگو ریورا پتانسیل‌های زیادی دارد، فیلم گاه در دام «بیوگرافی سطحی» می‌افتد؛ برخی تحولات احساسی، گرایش‌های سیاسی، و لایه‌های پیچیده شخصیت کالو، فقط اشاره‌وار گذر می‌کنند. اما این نقص ساختاری، در برابر روح سرکش و صمیمانه‌ی اثر، کمرنگ می‌شود. چون آن‌چه باقی می‌ماند، چهره‌ای از زنی‌ست که خودش را سانسور نکرد، که دردش را پنهان نکرد، و به‌جای پنهان‌کردن زخم، آن را قاب گرفت. 📅 امروز، ۱۳ جولای، سالروز مرگ فریدا کالو است. اما در این فیلم، نه مرگ او، بلکه زنده‌گی پرجوشش و شورانگیزش را می‌توان دید. ____ #FridaKahlo #فریدا_کالو #نقد_فیلم #سینمای_جهان @Arhythmia

🎬 نام فیلم: فریدا 📅 سال تولید: ۱۳۸۱ (۲۰۰۲ میلادی) 🎞️ کارگردان: جولی تیمور 🎭 بازیگران: سالما هایک (در نقش فریدا کالو) آلفر
🎬 نام فیلم: فریدا 📅 سال تولید: ۱۳۸۱ (۲۰۰۲ میلادی) 🎞️ کارگردان: جولی تیمور 🎭 بازیگران: سالما هایک (در نقش فریدا کالو) آلفرد مولینا (در نقش دیه‌گو ریورا) جفری راش اشلی جاد آنتونیو باندراس 🎨 ژانر: درام، زندگی‌نامه‌ای، عاشقانه 🌍 محصول مشترک: ایالات متحده آمریکا، مکزیک، کانادا ⏱ مدت زمان: ۲ ساعت و ۳ دقیقه 🗣 زبان اصلی: انگلیسی و اسپانیایی 🏆 جوایز: برندهٔ دو جایزهٔ اسکار (بهترین موسیقی و بهترین گریم) نامزد شش جایزهٔ اسکار برندهٔ جوایز متعدد از جشنواره‌های بین‌المللی @Arhythmia

🎧 این آهنگ، یک هشدار هوشمندانه‌ست: شجاعت واقعی در میدان اتفاق می‌افته، نه در مکان امن، نه پشت دکمه‌ها، نه روی صفحه‌ی رادار. @Arhythmia

Bravery of Being Out of Range از آلبوم Amused to Death | ۱۹۹۲ #زیرنویس_فارسی راجر واترز توی این ترانه، تیر خلاص رو می‌زنه به شجاعتی که از دور صادر می‌شه. وقتی آدمایی که از توی اتاق‌های امن دستور قتل می‌دن، جای قهرمان معرفی می‌شن. اینجا خبری از خاک، خون، فریاد یا وحشت نیست... فقط صفحه‌ مانیتوره و یه «دستور». بازی جنگ، با فاصله‌ای چند هزار کیلومتری، و با لبخندهایی که پشت نقاب پنهونه. واترز دقیقاً همین نمایش مسخره رو نشونه می‌گیره. شجاعتی که وقتی از تیررس دوری، دیگه اسمش «شجاعت» نیست یه توهم خطرناک و کشنده‌ست. @Arhythmia

Saryricon - Phoenix.mp36.07 MB

در اسطوره‌ها، ققنوس از دل خاکستر برمی‌خیزد ترانه‌ی پیش رو، ققنوس، فریادی‌ست از دل آتش که نوید تولدی دوباره می‌دهد. آنجا که همه‌چیز به پایان می‌رسد، شاید آغاز تازه‌ای در راه باشد. این آهنگ، سفری‌ست در میانه‌ی تاریکی، به‌سوی نوری که هنوز خاموش نشده. همچون سیمرغ، یا همای سعادت که در رویاهای کهن‌مان، دوباره پر می‌گیرد #زیرنویس_فارسی --- 🎧 آهنگ: Phoenix 🎸 گروه: Satyricon# 🎤 خواننده مهمان: Sivert Høyem 🎼 سبک: راک متال، با فضای اسطوره‌ای و شاعرانه @Arhythmia

اگه می‌خوای وارد جهان تاریک و وهم‌زده‌ی لیندمان بشی، موزیک‌ویدئوی کامل اینجاست؛ تصویری که صدای سقوط رو نشون می‌ده. @Arhythmia