fa
Feedback
قدمهای نارانان 💖🍂🍁🍂

قدمهای نارانان 💖🍂🍁🍂

رفتن به کانال در Telegram

@payamnaranan❤️نارانان

نمایش بیشتر
2 670
مشترکین
+524 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+5430 روز
آرشیو پست ها
توکل کن و خاموش بایست تا صدای بال فرشتگانی که به مددت می آیند رو بشنوی @sonatalanan

آنچه را از دست دادی برای تو آفریده نشده و آنچه برای تو آفریده شده است را هرگز از دست نخواهی داد... @sonatalanan

صبح 22 شهریور یاد آوری امروز هر چه بیشتر به جمله ی " زندگی کن و بگذار  زندگی کنند"، فکر می کنم، چیز های بیشتری از آن می آموزم. می خواهم این شعار را سنگ محکی برای هر آن چه انجام می دهم قرار دهم، به خصوص در رابطه با نزدیکانم. " وقتی افکارم را برای یادگیری این که چگونه زندگی کنم ، متمرکز می نمایم ، وسوسه ی دخالت در زندگی دیگران ، کمتر به سراغم می آید." @sonatalanan

صبح 19 شهریور صبح که می شود دنبال اتفاقات خوب بگرد دنبال آدم‌ های خوبی که حال خوبت را با لبخندهایشان😊 به روزگارت سنجاق کنی روزِ خوب اتفاق نمی افتد روزِ خوب ساخته می شود. سلام 😊صبح بخیر🌷

‌‌‌‌‌‌‌‌ متن کنترل. کنترل یعنی زمانی که باید سرمان به کار خودمان باشد، تلاش کنیم قدرتی را به دست بگیریم که در واقع به ما تعلق
‌‌‌‌‌‌‌‌ متن کنترل. کنترل یعنی زمانی که باید سرمان به کار خودمان باشد، تلاش کنیم قدرتی را به دست بگیریم که در واقع به ما تعلق ندارد. برخی از ما به سختی می‌پذیریم که مشکل کنترل کردن داریم .برخی دیگر آگاه نیستیم که در حال کنترل کردن هستیم .این کار ممکن است به ما خاطرنشان کند که رفتارمان را روی شخص دیگری می‌شناسیم. بسیاری از ما رفتار کنترل گرانه خود را توجیه می‌کنیم با گفتن: *من معتقدم راه من درست یا بهترین راه است. * آنها نمی‌توانند خودشان انجام بدهند. *چه می‌شود اگر آنها نتوانند از خود مراقبت کنند؟ *من فقط سعی می‌کنم کمک کنم. * آنها به قدر کافی سریع انجام نمی‌دهند، پس باید خودم انجام دهم.

سلام به دوستان ندای سلامت هستم با سپاسگزاری از خداوند امروز قدرت برتر پیدا کردم که اگه عزیز بیمارم مصرف می‌کنه من دنبالش نمی‌کردم تو خونه متوجه نمیشم چند ساعت مصرف کرد یا اگر فرزندان من مسافرت باشند فقط اتاق را عشق میدم وتمیز میکنم دفتر خاطرات وکمدها وکیف ها را تمیز نمیکنم سر وسایل شخصی فرزندم نمی‌رم فصول نیستم برم ببینم دخترم چقدر پس انداز کرده کجا کیف پولش گذاشته فرصت طلب بودن خوب است اما در کارهای مفید شخصی خودم نه اینکه بیمارم مثلا قرص روانگردان مصرف می‌کنه من بیام اینقدر ازش سوال کنم تا بهم دروغ بگه که تجویز پزشک هست دنبال حقیقت نیستم دنبال تغییر دیگران نیستم بیمارم بیکار بشه من متوجه نمیشم سعی میکنم ورودی خودم کار کردم باورش کنم چه دروغ چه راست چون فقط دنبال آرامش خودم هستم اگر من مراقب خواب خود باشم متوجه شب بیداری های بیمارم نمیشم گاهی پسرم میاد اعتراض که تی وی تا ساعت 4روشن بود وتو خواب بودی وقتی بیمارم کنترل تی وی را به دست بگیرد مسول خاموشی اون حتی اگر بسوزد من نیستم من نباید اظطراب خراب کاری های بیمارم را داشته باشم امروز اگر دخترم گریه می‌کنه اگر پسر و پدر با هم جنگ میکنند من در اتاقم را می‌بندم حتی اگر یکشون قاتل بشه دوست ندارم شاهد باشم و شهادت بدهم قوی شدم چون در خودم کنترل از آینده را نمی‌بینیم ایمان دارم وسپردم خدای من خدای قرن های گذشته پیران بوده خدایی که فقط اون می‌تونه کنترل دقیق و درست وبجا داشته باشه اگر دخترم شب ها تا صبح گوشی دستش وفیلم سینمایی میبینه وچت تر ماهر اون مهارت دخترم هست واز شب زنده داری حالش خوبه من می‌خوابم وفقط آگاهی میدم که تمرکز از ذهنت می‌ره فقط یک بار اجازه میدم دخترم مریض بشه لاغر بشه خودش در آینه ببینه واقعیت را ببینه نه اینکه کنترل کردن من حالش خراب می‌کنه ولی آینه بهش میگه دختر نازنین شب ها زودتر بخواب تا هورمون های بدنت خوب کار کنه زیبا بشی کمتر مریض بشی من دیگران را که کنترل نمیکنم قوی شدم روی نواقصم مثل خشم من تبدیل به نوازشش شده تبدیل به خوب دیده شدن ومهربلن بودن سالهاست نه از دور نه از نزدیک تلفن همسرم وفرزندانم را کنترل نکردم به من باورشون زیاد شد به من اعتماد دارن که امروز مادری هست که امنیت حرف اول را میزند اطرافیان من به جای اهانت به جای کتک به جای سرزنش احترام میگذارن نیازهای منو برطرف میکنند اطراف من کینه نیست دروغ نیست نیرنگ نیست چون باور من باور اطراف من شده و همه وظیفه شناس شدن امروز که قوی شدم کنترل نمیکنم بیمارم شرم می‌کنه به من خسارت بزنه شرم می‌کنه از من طلب پول و هزینه کنه چون میدونه من ازش بی خبر هستم به خودش اجازه نمیده خودش خراب کنه ممنون از من تمام ❤️

سلام به دوستان عزیز وهمدرم اگه منم از کنترل کردن بگم من که در گذشته آدمی کنترچی قهاری بودم اینقدر که هم به خودم خسارت زدم هم به پسرم چون من همش در حال کنترل همسرم بودم کجا می‌ره چی میخوره وهیشه در حال جستجو بودم ییم لحظه اون بنده خدا رو من به حا ل خودش رها نکردم اینقد در حال کنترل کردن همسرم بودم که خودم را فراموش کرده بودم فکر میکردم که من فقط این همسر دارم باید زیر سلطه من باشه اینقد دادمش این کمپ اون کمپ که یه روز فهمیدم که چه بلای سرم اومده باکمپ همسرم خونه وزندگیم را ویرانش کردم کارم خونه ای که با دستای خودم با زحمت درست کرده بودم چون حراج بهش زدم وکوچ کردم تازه بدبختی من شروع چون خودم فراموش کرده بودم وهمش به بیمارم چسبیده بودم الان میفهمم که چقدر من اشتباه کرده بودم خدا را شکر میکنم بابت این جلسه ها که اومدم تا تونستم خودم را تغییر بدم وخودم را دوست داشته باشم با وجودی که بیمارم در حال حاضر یک مصرف کننده من دیگه آرومم وارامش را به خونه زندگیم برگرداندم ومن این آرامش را مدیون جلسه و راهنمای عزیزم تا نسرین قبل نباشم

سلام دوستان لیلا درحالی بهبودی این امروز برای من پیش اومد همسرم یک ماهه دیگه مشورب معصرف نمیکنه تا دیشب دوستش اومد که امروز باهم برین سرکار من نمیخوام قصاوت کنم ولی از صبح فکرم دیگیره زنگ هم زد صحبت کردم احساس میکنم خورده نمیدونم چکار کنم شب اومد بهش بگم که خوردی اگه بگم میشه کنترل حال هر دومون خراب میشه نمیدونم خیلی وقتی دیگه کنترل نمیکنم دوستان عزیزم کسی تجربه داره لطفا کنيد ممنونم میشم 🙏🙏

سلام دوستان مهربان و مثبت اندیش.نگار هستم یک همدرد.من در مورد کنترل کردن خیلی آسیب دیدم.همسر من یک سال و نیم هست پاکه.اما به شدت بیمار هست.یه ذره بین برداشته و مدام من و بچه هامون رو کنترل میکنه.پسر۱۰ساله ی ما به شدت آسیب دیده از نظر روانی و روحی خیلی بهم ریخته.دختر ۳سالم همش جیغ میزنه و گریه میکنه.خودمم به شدت داغون شدم.اون وایل همش سعی میکردم میانجی باشم بین همسر و پسرم تا این کنترل کردن ها منجر به درگیری و تنش نشه،قافل از اینکه این میانجی بودن ها روی خودمم تاثیر منفی گذاشت و الان خودمم شدم یک ادم کنترل گر.پسرم و کنترل میکنم تا مبادا رفتاری یا حرفی برخلاف نظر و سلیقه ی پدرش انجام بدهذتا درگیری به وجود نیاد.کنترل کردن نقص بسیار بدی هست که لذت در لحظه زندگی کردن رو هم از خودت و هم از دیگران میگیره.از خدا میخوام بهم کمک کنه تا بتونم این رفتار رو از خودم دور کنم و بتونم توی تنش ها و درگیریهای زندگی قربانی نباشم.

به لطف پروردگا و انجمن الانان چقدر امروز آگاهی دارم نسبت به نواقص اخلاقی خودم وقتی متن خوندم یاد هزاران کار اشتباه خودم افتادم که این بیماری چقدر زورش زیاد بود و متاسفانه لحظه ای منو رها نمی‌کرد چقدر به خودم و عزیزانم خسارت زدم چقدر تلاش کردم بیماری اعتیاد را کنترل کنم .بگردم ببینم پیدا کنم ،،،و تیری برای شلیک خانواده بیمارم داشته باشم . امان از زبان تلخم که چقدر سرکوب می‌کردم چقدر منت میزاشتم که شما نتونستین متوجه بشین ولی من موفق شدم . گاهی بچه های الانان میگن ما ۹۸ در صد بیماری اعتیاد داریم باور کنید ما بیماریمون فراتر از این درصدهايي هست که گذاشتیم کنترل کردن خودش خانمان سوزه ویران کنندس پس چه بهتر با کمک راهنما و تلاش خودمون روی این بیماری مرموز کار کنیم

سلام مریم هستم در مسیر بهبودی در مورد سوال قدم کنترل بارمنفی داره وقتی کنترل میکنم استرس ترس ناامیدی سراغم میاد قبلا خیلی کنترل میکردم کنترل یعنی بگردم دنبال مواد مخدر و مواد بیمار را میریختم دستشویی . ودعوا مکافات امروز بیمارم سالیان مدید پاک ولی عزیزان دیگر هستن درگیر و من کارای قبل انجام نمیدم ی روزی بیمار من ازکلمه کنترل برعلیه من استفاده میکرد واقعا هم بچه ها و خودم خسارت خوردم تا بچه ها کاری میکردن تذکر میدادم می‌گفت کنترل نکن و این باعث شد فرزند من ازاین کلمه سواستفاده کنه و کنترل همه چی از دستم خارج بشه این تجربه رو گفتم شاید بدرد کسی بخوره من امروز باید گفتاررفتارخودموکنترل کنم خشمم عصبانیتم کنترل کنم و درعین حال مراقب باشم آگاهی بدهم . تمام

سلام دوستان من نگارهستم یک همدرد من قبلا خیلی شدید کنترل میکردم همسرم رامثل یک بچه کوچیک میدیدم که بلد نیست هیچی نمیدونه وبهونش رامیزاشتم سراینکه بیماره وهمش بهش میگفتم توبیماری کارات اشتباهه و.......ولی حالا دیگه کنترلش نمیکنم اگرم نظری بخواد میگم واخرمیگم هرجورخودت میدونی وای نمیدونید دوستان چقدرخوبه و ارام بخشه نه بیمارم ازدستم ناراحت میشه نه خودم حال بدی میکشم به حاطراینکه چرابیمارم به حرف من گوش نکرد و حرص میخوردم ازنظرجسمی وروحی هیچوقت ارامش نداشتم هیچوقت حالم خوب نبود هیچوقت ذهنم روم نبود همش دنبال گوشی بیمارم بودم وتماس باهاش چک کنم کجاست چقدر پول داره چیکارمیکنه باکی میره ومیاد وااااای الان که فکرمیکنم میبینم واقعا دیونه بودم ولی ازروزی که سهم خودم را انجام میدم وکاری باهاش ندارم میبینم با اینکه بیماره ولی خیلی کارها وبرنامه ریزیهاش بهترازمنه مشکلات هنوزهم هست حال بدی وبالا وپایین شدم حالم هنوزهست وخیلی چیزا هنوزهست چیزی تغییرنکرده ولی من با کنترل نکردن وسرم گرم کارها وبرنامه ها خودم باشه همه چیز سرجاشه ومن کارهای خودم عقب نمیفته خسارت نمیخورم.انشاله این نقص هیچوقت دوباره وسوسه ام نکنه.خدایا ممنون بابت معجزه انجمن وسرراه قراردادن انجمن و ......منتظر معجزات بعدیت هستم دوست دارم.ممنون دوستان دوستون دارم🙏🙏

مرسی ازعشق زیبا جانم ✨❤️ این گذشته من بود همه کار برای همه انجام می‌دادم تا نکنه بهشون خسارت وارد بشه فک میکردم منو درست کرده بودن برای ناجی بودن 🤦‍♀ هم خودم خسارت خوردم هم دیگران تا یه روز پسرم گفت چرا همه رو وابسته خودت میکنی براشون درد درست میکنی گفتم درد چیه کمک می‌کنم اما توبرنامه فهمیدم این کمک نیست این خسارت هست هم به خودم وهم به دیگران خدارو شکر هروقت این نقص بیاد سراغم میگم به من چه من که ناجی نیستم واز خودم تراز میگیرم که این نقصم ازچی هست بعضی وقتا حس دلسوزی وافراط هست که دیگران رو کنترل میکنم اما با کارکردن روی خودم دیگه کاری به کار کسی ندارم سهم خودم رو به عنوان شخصی که تو اون موقعیت هست رو انجام میدم اما بیشتر ودرحد کنترل کردن نه حس امروزمو بیشتر دوست دارم چون کنترل رو گزاشتم کنار تاحدی شده که آسیب نزنم ونبینم من کنجکاوی زیادی داشتم همه جا دیروز رفتم دندان پزشکی یه ذره حس کنترل کردن اومد سراغم وکنجکاوم کرد به وسایل ها نگاه کنم اما زود مچ خودمو گرفتم گفتم آخه به توچه دکترچکار میکنه سرت تو درون خودت باشه واین شد مایه آرامش وبه جز حس خداوند و دستان خداوند چیزی حس نکردم خدایا شکرت ✨❤️

سلام دوستان زیباهستم خدمتگزارروزچهارشنبه باکارکردقدم چهارم درخدمتتون هستم. لطفا تجربه بدهید 👇👇👇👇👇 سوال ۲۶ چرا وقتی دیگرا
سلام دوستان زیباهستم خدمتگزارروزچهارشنبه باکارکردقدم چهارم درخدمتتون هستم. لطفا تجربه بدهید 👇👇👇👇👇 سوال ۲۶ چرا وقتی دیگران به صورتی که من فکرمیکنم عمل نمیکنندرنجیده میشوم؟

سلام دوستان روزتون پرازخیروبرکت چقدر موضوع قشنگی ممنونم از زیبا جان خب من پراز نقصم پراز منیت پراز حق به جانبی وقتی کمال گرا هستم میتونم فقط خودم روببینم چشمام بازنیست به کارهای مثبت وقتی غرور دارم مسلمآ نمیتونم به خواسته دیگران احترام بذارم وفکر میکنم حرف من عقیده من عقل من شعور من دانایی من فهم من ووووو خیلی منها باعث میشه حق به جانب بشم که اااا واااای ازاین منها ومنیتها ب امروز میگم ماااااااااا چون ارامش در ماست