fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

كانال موزيك ايراني خارجي ، جديد قديمي ، غمگين شاد ، احساسنما

كانال موزيك ايراني خارجي ، جديد قديمي ، غمگين شاد ، احساسنما

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام كانال موزيك ايراني خارجي ، جديد قديمي ، غمگين شاد ، احساسنما

کانال كانال موزيك ايراني خارجي ، جديد قديمي ، غمگين شاد ، احساسنما (@ehsasnama) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 10 667 مشترک است و جایگاه 7 012 را در دسته موسیقی و رتبه 30 793 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 10 667 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 27 اکتبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -200 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -22 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 17.43% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً N/A% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 1 859 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 0 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 4 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند معتبر, #عاشقونه, #موزيك, #عاشقانه, درآمدزایی تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

توضیحی برای کانال ارائه نشده است.

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 28 اکتبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته موسیقی تبدیل کرده‌اند.

10 667
مشترکین
-2224 ساعت
-227 روز
-20030 روز
آرشیو پست ها
💖 حالی به حالی 💖از امیر سینکی خوابم نرود عشق تو دارد هیجانی اینگونه که تو سمت خودت دل بکشانی ... #آهنگ #شاد @EhsasNama

🧡 کی غیر من 🧡 از دانوش دوباره باز قلب من درگیره عشق تو شد برده بودمت از یاد ... تا چشمم به چشمت خورد ... #آهنگ #عاشقانه @EhsasNama

💞 با من بمان 💞 از احمد سعیدی با من بمان آرام جان که بی تو بی رنگ جهان دل را ببر دل را ببر دل به تو بستم ناگهان ... #آهنگ #شاد @EhsasNama

❣ شوک ❣از علی سفلی جوری موندم توی شوک که ممکنه دیگه آینده رو هیچجوره نخوام ... #آهنگ #غمگین @EhsasNama

❣ بگید برگرده ❣ از بنیامین طهماسبی من همیشه نگرانت میشم حتی وقتی تو نیستی پیشم بگید برگرده ... #آهنگ #غمگین @EhsasNama

💛 منه بی تو 💛 از مرتضی اشرفی تو میگذریو میری منو نمیپذیری هرچی که من میگم بازم تو تصمیمتو میگیری من میمیرم تو که میری ... #آهنگ #غمگین @EhsasNama

💜 اول مجلس 💜 از پدرام پالیز باز منو پیمونه دلبری تو که پنهونه به دلم که آتیش زده به دلی که مجنونه ... #آهنگ #شاد @EhsasNama

🍁 بیقرارم 🍁از محسن ابراهیم زاده بیا برگرد از این شبا دلم پره اخه دل از دلت دل نمیبره ... #آهنگ #غمگین @EhsasNama

🧡 یادواره 🧡 از عارف دیشب خواب تو را دیدم که رویای پر شوری انگار که توی خواب دیدم تو سالها از غم دوری ... #آهنگ #عاشقانه @EhsasNama

🍂 خیالت جمع 🍂 از عمیان خیالت جمع نمیگم چیکار کردی با من نمیگم که رفتی چه راحت ... #آهنگ #غمگین @EhsasNama

💗 دردانه 💗از علی محمودی من بمونم واسه تو ، تو هم بمونی واسم نه نمیشه که بشه کم بشه از احساسم ... # آهنگ #عاشقانه @EhsasNama

داستان : در حسرت تکشاخ در یک مزرعه ی کوچک ، میون چند تا حیوون اهلی ، یه اسب زیبا زندگی میکرد روستاییها هر زمان که کشاورز رو با اسبش میدیدن ، شروع میکردن به تعریف و تمجید از این اسب ... همه از زیباییش میگفتن ، از وقارش و البته سرعت و قدرتی که داشت روزی پسر کوچک کشاورز ، اسب رو برداشت و برای چرا به کنار دریاچه برد. زمانی که به دریاچه رسیدن ، طبق معمول ، اسب مشغول به خوردن علفها شد و پسرک ، کتاب داستانی که همراهش بود رو برداشت و شروع به خوندن کرد داستانی درباره ی اسبی تکشاخ و جادویی با تواناییهای ماورائی مدتی گذشت و زمان این رسیده بود تا از دریاچه به مزرعه برگردن ولی قبل از حرکت ، پسرک با حالتی شبیه به حسرت ، نگاهی به اسب انداختو گفت : چی میشد توام یه اسب تک شاخ بودی ...؟! و بعد از گفتن این جمله ، اماده شد تا به سمت مزرعه راه بیفتن ... همین یک جمله باعث شد ، اسبی که تا اون زمان جز تعریف و تمجید نشنیده بود بهش بربخوره و حسرتی که در نگاه پسرک بود ، به حسرتی برای این اسب تبدیل بشه ... به طوری که انگار در زندگیش چیزی کم داشت. شاید یک شاخ یا خواسته ای بالاتر ... روزها گذشتو گذشت و اسب هر روز فقط یک حرف رو تکرار میکرد ... کاش منم شاخ داشتم کاش بیشتر از تکشاخ بودم زمان در حال سپری شدن بود تا اینکه یک روز کشاورز اسب رو برای چرا به کنار دریاچه برد وقتی به دریاچه رسیدن ، کشاورز به درختی تکیه داد و به اسب زیباش که مشغول چرا کردن بود خیره شد و از داشتنش به خودش میبالید ... کشاورز اونقدر خیره شد تا اینکه خواب به سراغش اومد پس از مدتی که اسب از خوردن علفهای تازه سیر شده بود خواست تا با شیهه ای ، کشاورز رو برای برگشت به مزرعه بیدار کنه اما ناگهان موجودی شبیه به پروانه ، شروع به چرخیدن دوره سر اسب کرد و همین باعث شد تا عصبانی بشه... کمی که گذشت اسب صدایی شنید بله ... اون موجود عجیب شروع به حرف زدن کرده بود و به اسب گفت : امروز قراره آرزوت برآورده بشه!!! اسب با تعجب پرسید تو چی هستی؟!چطور از آرزوی من خبر داری؟! و پاسخی که شنید این بود ؛ من پری آرزوها هستم تو هر روز توی دلت یه آرزو رو تکرار میکردی و من هر روز آرزوی دلت رو میشنیدم ... حالا هم اومدم تا برآوردش کنم پری آرزوها بعد از کمی مکث از اسب پرسید : مگه این تو نبودی که میگفتی کاش منم شاخ داشتم؟ اسب سرش رو به علامت تایید تکون داد پری گفت ؛ مگه نمیخواستی بیشتر از تک شاخ باشی؟ و اسب باز هم حرف پری آرزوها رو تایید کرد اینبار پری آرزوها آخرین سوالش رو از اسب پرسید : اگه آرزوت رو برآورده کنم دیگه نمیتونی به قبلت برگردی ، تو از این کار مطمئنی؟ و اسب با خوشحالی برای سومین بار حرفش رو تایید کرد پس پری آرزوها چرخی زدو به یک باره متوقف شد ... رو به اسب کردو گفت: حالا آرزوت برآورده شد برو و خودت رو در آب دریاچه تماشا کن اسب تصمیم گرفت تا از خوشحالی شیهه ای بکشه ولی چرا صداش صدای قبلی نبود؟!! به سمت دریاچه قدم برداشت ... اما چرا سرعتش کم شده بود؟! به کنار دریاچه که رسید به سطح آب خیره شد زمانیکه تصویرش رو در انعکاس دریاچه دید ، نه خبری از زیباییش بود ، نه وقارش و نه خبری از اون اسبی که همه ی روستا در حسرت داشتنش بودن . تنها چیزی که میدید ، تصویری از یک گاو با شاخهای بلند بود با عصبانیت به پری آرزوها گفت : چرا اینکار رو با من کردی؟من که آرزوم این نبود پری آرزوها به سمتش رفت و به گوشش نزدیک شد ... حالا اسبی که به گاو تبدیل شده بود حرفهای همیشگیه دلش رو میشنید ... ؛ کاش شاخ داشتم کاش بیشتر از تک شاخ بودم پری آرزوها در حالی که از اسب دور میشد گفت : حالا تو ، دو شاخ داری ، حتی بیشتر از تک شاخ ... و این عاقبت اسبی بود که با حسرت خوردن از تواناییهای خودش غافل شد نویسنده : حسین علی اکبری #داستان @EhsasNama @Hossein_aliakbari