ویرگول...
رفتن به کانال در Telegram
4 697
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-117 روز
-5630 روز
آرشیو پست ها
4 697
به آدم ها فرصت بدهید گاهی در لاک تنهایی خودشان غرق شوند؛ بعضی وقت ها آدم بدون هیچ دلیلی دلش می گیرد ساکن می شود ساکت می شود دوست دارد به گوشه ی تنهایی خودش پناه ببرد و از تمام دردها یا خوشی ها دور باشد! خلوت کند و شاید به تمام چیزهایی که در زندگیش بوده یا اصلا نبوده فکر کند و خالی شود از تمام اتفاقات،تکرارها،دلهره ها،خواستن ها،نخواستن ها و... یک زنگ تفریح دوره ای مابین تمام دغدغه ها که به روح و روان آدم ها فرصت بازسازی می بخشد!
#سپیده_پرکسب_کار
@viir_gool
4 697
از من نپرس، چگونه ام؟!
من هميشه دلتنگ توام ...
وقتى راه مى روم
وقتى مى نشينم
حتى زمانى كه در چشمانت نگاه مى كنم
از عمق جان دلتنگت مى شوم
تابه حال، نفست براى كسى تنگ شده؟
من عجيب مبتلاى توام ...
@viir_gool
4 697
همه ما یه نفر رو داریم که نداریمش!
میدونی چی میگم؟
دوسش داریم...
و با قلبمون میخوایم کنارش باشیم ...
به یادش بیدار میشیم... حتی ازش می خوایم عکسشو برامون اول صبح بفرسته تا اولین چهره ای که می بینیم اون باشه...
و شب...، قبل از خواب، به اون فکر میکنیم ...
برایش ستاره ستاره دلخوشی آرزو میکنیم...
و دوست داریم سبدِ دلتنگیهایش همیشه خالی از دیگران و پر از ما باشد ... شاید یه جور حسودی باشه این حرف... ولی حقیقته و با حقیقت نمیشه جنگید...
یک نفر که میخوایم دنیا خالی بشه، اما اون باشه کنارمون و کنار بی حوصلگی هامون...
@viir_gool
4 697
در زندگیِ بعدی،
کاش میشد مسیر را وارونه طی کنم.
در آغاز، پیکری بیجان و مرده باشم و آنگاه راه آغاز شود.
در خانهای از انسانهای سالمند، زندگی را آغاز کنم و هرروز همه چیز، بهتر و بهتر شود. به خاطرِ بیش از حد سالم بودن، از خانه بیرونم کنند، بروم و حقوق بازنشستگیام را جمع کنم و سپس، کار کردن را آغاز کنم.
روز اول، یک ساعتِ طلایی خواهم خرید و به مهمانی و پایکوبی خواهم رفت. سپس چهل سال پیوسته کار خواهم کرد و هرروز ، جوان تر خواهم شد. آنگاه برای دبیرستان آمادهام؛ و سپس به دبستان میروم و آنگاه کودک می شوم و بازی میکنم.
هیچ مسئولیتی نخواهم داشت، آنقدر جوان و جوانتر می شوم تا به یک نوزاد تبدیل شوم.
و آنگاه نه ماه ، در محیطی زیبا و لوکس، چیزی شبیه استخر ، غوط ور خواهم شد...
و سپس با یک لحظه برانگیختگیِ شورانگیز، زندگی را در اوج به پایان برسانم!
#وودی_آلن
@viir_gool
4 697
t.me/empirebot/game?startapp=hero183144063
🔥Play with me, grow your startup.
💸 +5k coins as your first gift
💵 +25k coins if you have Telegram Premium
4 697
در اولین مکالمه تلفنی پرسید: "چرا رفتی؟" دلایلم را توضیح دادم. در دومین مکالمه تلفنی هم پرسید: "چرا رفتی؟" دوباره دلایلام را گفتم. تا زنده بود، در هر مکالمه تلفنی همان پرسش را میپرسید. کمکم فهمیدم که برای او “چرا رفتی؟” یک پرسش نبود، یک جمله خبری بود: «کاش نمیرفتی»
@viir_gool
4 697
شنیده بودم قلبش با باطری کار میکند،
برای همین کنجکاو نزدیکش شدم.
بعد از سلام و احوال پرسی،
شوخ که دیدمش گفتم:
پدر جان شما با این وضع هنوز هم
به حاج خانم عشق میورزی؟
خندید و گفت: بیشتر اوقات
به زنم میگویم،
سمیه من شارژ ندارم
تو دوستم داشته باش...
#رسول_ادهمی
@viir_gool
4 697
https://t.me/hamsteR_kombat_bot/start?startapp=kentId183144063
Play with me, become cryptoexchange CEO and get a token airdrop!
💸 +2k Coins as a first-time gift
🔥 +25k Coins if you have Telegram Premium
4 697
پرنده ی بی معرفت
دلتنگی اش را انداخت توی آغوش درخت و پرید.
می دانی؟!
درختی که سرش روی شانه ی ماه است
زود به گریه می افتد!
#معصومه_صابر
@viir_gool
4 697
https://t.me/rocky_rabbit_bot/play?startapp=frId183144063
Rocky Rabbit: Fun and Earnings! 🐰🚀
Play Rocky Rabbit for fun and profit! Join through this link and let’s start our profitable journey together!
4 697
آدم یک روزهایی آنقدر تنهاست
که تصمیم میگیرد
بزند تویِ آینه و برود با خودش!
آدم یک روزهایی می فهمد
چقدر غریبه است برای آشناها
آنوقت،
خودش را می پیچد تویِ خودش
می نشیند یک گوشه
و می رود از همه جا...
حالا فردا که شد
هِی صدایش کن!
او که بی پا و کفش و کوچه می رود
هرگز بر نمی گردد ...
#معصومه_صابر
📓ماهیِ تویِ قوطی کنسرو
@viir_gool
4 697
آدمها به دنبال لیاقتشان می روند...
اینکه با چنگ و دندان بخواهید یک نفر را
نگه دارید و او هیچ تلاشی
برای ماندن نکند ،
فقط وقتتان را تلف کرده اید!
بگذارید تا جایی که "می مانند" بمانند...
دستشان را باز بگذارید
اگر کسی نخواست کنارتان باشد
خودتان کفشهایش را جفت کنید
راه را باز کنید تا بدون شما به زندگی ادامه دهد...
یادتان باشد :
آدم ها
به جایی می روند که لیاقتش را داشته باشند...
#زیور_شیبانی
@viir_gool
4 697
من گاو نیستم !
تو برای انکار دلتنگیات
برای انکارِ من سراغ دیگری رفتی !
سراغ دیگری رفتی ؟!
من بعد تو غریبه ام
با خودم، با خانه، با خیابان،
با همان فروشگاهی که ازش خرید میکردیم
با تخت خوابم با لباس هام با عطرم
تو چطور پِیکِ آشنایی با دیگری سر کشیدی؟
به سلامتی من…
به سلامتی من فکر نکردی ؟
تو چطور توانستی به دیگری بگویی دوستت دارم؟!
واقعا گفتهای دوستت دارم؟ ناموساً؟
ناموساً چطور دستانش را میگیری ؟
چطور میگذاری سرت را میان دستانش بگیرد!؟
چطور میگذاری ببوس…
چطور میگذاری لمست کند؟!
من هنوز فکر میکنم مال توام لامصب!
تو چرا نمیروی از من؟
مگر مگر مگر
مگر صدات نمیکردم پناه؟
وقتی به من فکر میکنی
چطور برای بی پناهیام غصهات نمیگیرد؟
اصلاً به من فکر میکنی؟!
اصلاحیه
اصلاحیه
من گاوم
حالا بشین همه جا بگو عشق وجود ندارد
وجودش را نداشتی
انکار
همیشه از باور سادهتر است
من را نه
عشق را انکار کردی
گویی که خودت را…
#علی_سلطانی
@viir_gool
4 697
من حسودم جانم!
حسادتِ من با تو زمين تا آسمان فرق دارد؛
حسادتِ تو بغض ميشود
حسادتِ تو جمع ميشود در قطره اشكى و
آرام آرام سُر ميخورد روى گونه هايت...
با پشت دستهاى مردانه ام پاكشان ميكنم و
تا آخرِ عمر ضمانت ميكنم كه غريبه اى
سببِ خيس شدنِ چشمانت نشود!
من اما همه چيز را ميريزم توي دلم
شب ها كه به خواب ميروى،
مى آيم كنارِ پنجره و تمامِ حسادت هاى مردانه ام را دود ميكنم!
ميدانى؟
من به تمامِ آدمهايى كه تو ناخواسته دوستشان دارى حسودم؛
به شاعرى كه با شعرهايش ذوق ميكنى...
به خواننده اى كه ترانه هايش روى لبهايت رژه ميرود...
به بازيگرى كه قند در دلت آب ميكند...
كنارِ تو از تمامِ اينها لذت ميبرم اما در خلوتم
روزى هزاران بار نفرينشان ميكنم!
خاصيتِ مرد بودن همين است جانم؛
مردها حسادتشان را بروز نميدهند،
جمع ميكنند
و
جمع ميكنند
و شبها در خلوتشان
بدونِ آنكه بويى ببرى
دود ميكنند!
@Viir_gool
4 697
من تجربه کردهام؛ بدون فراغت و تفریح، زندگی هیچگونه ارزشی ندارد!!!
آدم هیچ چیز از جهان نمیفهمد؛ وقتی که سفر نمیرود، وقتی که با خانواده و عزیزان نمینشیند و وقتی که برای خوشحالی خودش هیچ کاری نمیکند.
چه فایدهای دارد دویدن و دویدن و به هدف رسیدن اما از مسیر، هیچ نفهمیدن؟
چه فایدهای دارد از میان تمام رنگهای جهان، خاکستری را دیدن و از میان اینهمه پنجرهی رو به زیبایی، مقابل دیوار نشستن؟!
چه فایدهای دارد، خسته و مشغول، به رفت و آمدها نگریستن و از لبخندها و شادیها و لذتها هیچ نفهمیدن؟!
باید در زیستن به تعادل رسید. نه کار اولویت است، نه تفریح! باید هر دو را با هم آمیخت و به موازات کار، تفریح داشت و به موازات هدفها، دلخوشی...
باید دلگرم بود به چیزی، به کسی، به جایی. باید تعلق داشت... باید هوشمندانه از جهان بهره برد و به زیستنی خوشایند و مطلوب رسید.
باید زیست، باید سبز و گرم و عاشق و امیدوار زیست...
#نرگس_صرافیان_طوفان
@viir_gool
4 697
بعضی روزها هم آدم خالیست، نه از آن خالیهایی که چیزی برایش باقی نمانده باشد، از آن خالیهایی که دیگر چیزهایی که هستند به دلت نمیشینند و ذوق و جایی هم برای چیز تازهیی نداری، چمدانی پر از لباسهایی نفتالین آلود، که هیچ کدام مناسب حال آن روزت نیستند و هرکدام را که برداری حتما پشیمان میشوی و با این حال چارهیی هم نداری، بی چارگی خالی یک عصر تابستانی
@viir_gool
