fa
Feedback
حــرفــــ دل

حــرفــــ دل

رفتن به کانال در Telegram
3 469
مشترکین
-524 ساعت
-237 روز
-5930 روز
آرشیو پست ها
#استوری مانی طالبی👆

+3

تو که میدونی نباشی قلبم میگیره بی تو دلگیره بی تو چه دلگیره... @gitmit

@gitmit ما آدم ها در زمانِ ناچاري ياد ميگيريم، رانندگي كردن را، وقتي تنها شغل راننده بودن است. نفس كشيدن از دهان را، وقتي كه بيني گرفته ميشود. شنا كردن را، وقتی تا چشم كار ميكند آب است. درنده بودن را وقتي سرنوشت آهو بودن مرگ است. سنگ بودن را وقتي خاك ها جارو ميشوند... و تحمل كردن را وقتی دلتنگی، چون ميله اي آهني تا ته توی قلبمان فرو رفته. تحمل كردن، اين واژه مغموم. زخم كه عميق شود تحمل كردن نبايد، از جنس چسب زخم هاي پارچه ای باشد، بايد نخِ بخيه ای شود كه چنان بدوزد اين زخم را، كه هيچ دلتنگی‌ای به چشم‌ها نشت پيدا نكند. ما آدم‌ها در زمان ناچاری، وقتی طبيبی نيست، ياد ميگيريم طبيب ِ خود بودن را... @gitmit

اهل رشد که باشی شرایط برات بی معناست...🌱 @gitmit
اهل رشد که باشی شرایط برات بی معناست...🌱 @gitmit

کاش دلمو بدست بیاری مگه تو دوسم نداری... @gitmit

@gitmit تا چشم بر هم بزنیم، پاییز هم بساطش را جمع می کند و می رود؛ انگار اصلا با مهر نیامده بود انگار آبانش با موهای رنگی از ما دل نبرده بود انگار سرمایش با آتش آذر، بغل کردنی نشده بود! تا پاییز فکر رفتن به سرش نزده، کینه هایمان را به دست بارانش بسپاریم تا از دلمان بشوید غم هایمان را، به دست باد بسپاریم تا از شاخه ی دلمان جدا کند. زمستان که برسد دردهایمان یخ میبندند لیز میخوریم زیر نگاه سنگین تنهایی و آنوقت است که بغض و دلمان با هم می شکند. پاییز را از دست ندهیم... زمستان اگر فصل شکستن بغض ها باشد، ایمان بیاوریم که پاییز فصل شکستن غصه هاست... @gitmit

گاهی خدا همه پنجره ها را میبندد و همه درها را قفل میکند مطمئن باش آن بیرون هوا طوفانیست و خدا در حال مراقبت از توست @gitmit
گاهی خدا همه پنجره ها را میبندد و همه درها را قفل میکند مطمئن باش آن بیرون هوا طوفانیست و خدا در حال مراقبت از توست @gitmit

18 دقیقه #رمیکس از بهترین موزیک های آقای صدا ابی این ریمیکس زیبا رو از دست ندید❤️ @gitmit

عشق تو دار و ندار دلم بود خاطره هام همه با تو قشنگ بود نبودت سختمه نگو که حقمه زیادی دوست داشتم این گناه من بود #میثم_ابراهیمی #ریکاوری #کلیپ @gitmit

با خاطراتت میشه هم مرد و هم زندگی کرد... @gitmit

@gitmit نمی شود از فصل ها، پاییز را کنار گذاشت... از هفته، جمعه را حذف کرد، و از روز ، غروب را ندید... نمی توانم از جهان کشورت را نخواهم از کشورت ، جاده هایی که به شهر تو می آیند و از شهر تو، خیابان های منتهی به خانه ات... آنچه که مرا به یاد تو می اندازد گناهی ندارد... چند خط به عقب بر می گردم و از نو‌ می نویسم، اینبار خودم را حذف می کنم... @gitmit

همیشه که پاییز فصل عاشق شدن قدم زدن و شعر خواندن نیست... گاهی هم فصلی ست که می شود روی بعضی از خاطره ها مثل برگ های ریخته شده
همیشه که پاییز فصل عاشق شدن قدم زدن و شعر خواندن نیست... گاهی هم فصلی ست که می شود روی بعضی از خاطره ها مثل برگ های ریخته شده درخت پا گذاشت و رفت...! @gitmit

فکر نکردن به خاطراتمونو بلد میشیم میبینیم همو از کنار هم ساده رد میشیم انگار نه انگار به من میگفتی بی تو نابودم انگار نه انگار یه روزگاری عاشقت بودم... @gitmit

@gitmit آدم بايد دل كندن رو بلد باشه، بايد تو ذهنش اينو هی مرور كنه، كه ممكنه همونقدری كه، به آدماش اهميت ميده، همونقدر اهميت نگيره... آدم بايد قبول كردن رو بلد باشه، قبول كنه كه زندگی بهت ضربه ميزنه و هر موقع برات عادی شد، يكی محكم ترش تو راهه... بايد قبول كنه كه نسبت به ضربه ها لااقل بي تفاوت باشه... آدم بايد نشد ها رو بلد باشه، بايد بدونه، وقتی ميشه عضوی از يه كسی كه، هنوز به يكی ديگه وصله، يعنی نميشه... كه حتی تقدير هم گاهی اوقات نميخواد..! آدم بايد بلد باشه كه تنهايی رو، واسه خودش حل كنه، كه نترسه از تنها موندن ، از كندن، از نشدن ها، از قبول كردن ها... @gitmit