3 383
مشترکین
+324 ساعت
-47 روز
-3130 روز
آرشیو پست ها
3 383
چند روزه یه جمله افتاده تو سرم.
هی راه میرم از خودم میپرسم:
چیکار باید میکردم که نکردم...؟
هیچ جوابی برای این سوال ندارم.
من هرکاری که نیاز بوده کردم همیشه.
چه تو ارتباط با فامیل ، چه با دوستام
همیشه تمام توانمو گذاشتم واسه همه چی.
ولی وقتی دیدم ارزشمو نفهمیدن، قدرمو ندونستن،
وقتی دیدم تلاشم بی فایدست
و یه طرفه دارم همه چیو جلو میبرم، کنار کشیدم.
شاید خیلی دیر اما بالاخره کنار کشیدم.
من از قطع ارتباط با هیچکس پشیمون نشدم هیچوقت.
چون تا جایی که میتونستم بخشیدم،
نادیده گرفتم ولی خب نشده دیگه...
@gitmit
3 383
وشاید گناه ما این بود که اصالت داشتیم،
احترام سرمان می شد و حد نگه می داشتیم.
وفاداری را خوب آموخته بودیم
و محبت از نگاه مان چکه می کرد.
وقار در رفتار ما و درستی در کردار ما مشهود بود.
و شاید؛ گناه ما این بود نه زرق داشتیم نه برق
نه رنگ داشتیم نه لعاب،
نه با دست پس می زدیم و نه با پا پیش می کشدیم.
و شاید ؛ گناه ما این بود که زلال بودیم و آن طرف دل مان معلوم...
@gitmit
3 383
تو دوران سختی گیر افتادم
تقلا میکنم زندگی کنم، پیشرفت کنم، خوشحال باشم
اشک بریزم اما خاموش نشم...
نفس بکشم بدون درد...
نترسم ، بجنگم، نَرَم و بمونم و بسازم
و انسان باشم...
@gitmit
3 383
یه روزایی هست که آدمهایی که
فکر میکنی تکیه گاهتن ناامیدت میکنن
اون روزها خیلی سخت میگذره
چون حس میکنی کسی که فکر میکردی
آدم امنه، امن و واقعی نبوده...
و اونجا انگار یه بخشی از قلبت سرد میشه،
سخت میشه و میشکنه، اما زندگی همینه
و تو باید در بین همین ناامیدی ها و راهت رو ادامه بدی
@gitmit
3 383
هر وقت حق با من بود نتونستم نشون بدم که حق با منه،
چون هیچوقت نتونستم با سیاست رفتار کنم،
نتونستم وقتی ناحقی میکنن در حقم آروم بمونم،
بخاطر واکنشم همیشه بد نشون داده شدم.
و این یکی از بدترین مشکلاتیه
که تو کل عمرم بارها تجربش کردم...
@gitmit
3 383
ازین به بعد میشم همون بیشعوری که
بقیه مواظبن با رفتار و گفتارشون ناراحتش نکنن.
میشم همونی که اول بقیه بهش زنگ میزنن
و احوالشو میپرسن و خبر میگیرن ازش.
میشم همونی که مستقیم و رُک حرفشو میزنه
و انتقاد میکنه و مراعات حال کسی رو نمیکنه.
با این آدما باید مثل خودشون باشی...
@gitmit
3 383
چیزی که راجب آدم ها فهمیدم اینه که
عقایدشون با توجه به منافعشون تغییر میکنه
و بیشتر اون ها دنبال حقیقت نیستند
بلکه با توجیه و بهانه فقط دنبال
میسر کردن تمایلاتشون میرن...
@gitmit
3 383
ناراحتم برای نگه داشتنها و اصرارهای زوری،
ناراحتم برای ضربههایی که اجازه دادم بهم بزنن،
من با خودم خیلی نامهربون بودم،
نمیدونم میتونم خودم رو ببخشم یا نه،
تو آینه نگاش میکنم، خیلی شرمندهشم،
شرمنده تموم دردایی که کشید،
شرمنده تموم سادگیاشم...
@gitmit
3 383
هیچگاه بزرگسالی را چنین وحشتناک نمیدانستم..
برای اندکی شادی به اندازهی دریاها گریستن؛
برای ذرهای امید، زندگی را زیر و رو کردن..
و برای عشق از تمامِ خود گذشتن...
اینکه حال خوبت گره بخورد به خوشحالیهای دسته جمعی
اما تنهایی، بدجور از گلوی زندگیات پایین برود..
ترس از آیندهای که نیامده و فرار از اکنونی که درست نمیشود
و گذشتهای که دنبالمان افتاده تا پیرمام کند...
@gitmit
3 383
حق با شما بود!
خیلی سعی کردین
شخصیت واقعی
و بدون نقابتون رو
بهمون نشون بدین..
ما هم که از سادگی
دوزاریمون نمیافتاد؛
دیر متوجه شدیم.
باید پیشتر از اینا
قیدتون رو میزدیم،
ببخشید...🙂
@gitmit
