گەشە(توسعه): سید هاشم هدایتی
رفتن به کانال در Telegram
در این کانال یادداشت های شخصی اینجانب حول مباحث توسعە, با تمرکز بر کردستان و گاهی هم اشعار و دلنوشتەها و ...درج می شود. منتظر نظر و پیشنهادهای شما هستم. t.me/KDproblems لینک کانال
نمایش بیشتر604
مشترکین
+124 ساعت
+27 روز
+530 روز
آرشیو پست ها
الزاماتی که مارا واداربه تغییر نگاه دربخش تعلیم وتربیت مینمایند.
**نگاه واقع بینانه ومبتنی بردانش وآگاهی عمیق، ضرورت اجتنابناپذیر طراحی واجرای برنامه توسعه است.
نظام آموزشی فعلی مابراساس تولید انبوه وکارخانه ای "همه یک اندازه" است. اگرغیرازاین است باید ویژگی ممتاز آن را درعمل نشان دهیم وبرای سوالات زیر پاسخ قانع کننده داشته باشیم :
۱_دربرخی کشورها ازهر ۱۰فارغالتحصیل دانشگاه ها ۱نفر دنبال کارآفرینی ومابقی دنبال استخدام دربخش دولتی یاخصوصی می روند. این نسبت برای توسعه کشورعالی است.
آیامی توانیم ادعا کنیم ازبین هر ۱۰۰۰ نفر فارغالتحصیل ما ۱نفر کارآفرین می شود؟
۲_آیا علاقه به کارمند شدن (ودرواقع مسیولیت پذیری وپاسخگویی کمتر!) درمیان فرزندان ما اتفاقی است؟
۳_آیا میزان یادگیری متوسط بچهها درمدارس ودانشگاه های ما درحدی هست که قابلیت کارآفرین وحتی کارشناسِ ماهرشدن راپیدا نمایند؟
۴_آیانظر "دانش آموز" یا "دانشجو" که هدف وخروجی اصلی مدارس و دانشگاهها هستند نقشی درتصمیم گیری ها وبرنامه ریزی ها برای آنان دارد؟
۵_آیا مقام مسئول یامدیر ارشدی وجوددارد که بتواند امکان توسعه کشوررا باشرایط فعلی یادگیری درمدارس تضمین نماید؟
۶_آیاباتغییر سریع و مافوق تصور سهم بخش های کشاورزی، صنعت (تولید) وخدمات درتولید ناخالص کشورها ماتمهیدی برای تربیت افرادی متناسب با این تحول اندیشیده ایم؟
۷_آیاارزیابی دقیقی ازمیزان تاثیر علایق دانش آموز یا دانشجو درانتخاب رشته های شان وجوددارد؟
..دانش عمیقِ تصمیم گیران وبرنامه ریزان وشناخت حوزه های جدید مدیریت بخش تعلیم و تربیت می تواند بخشی از پاسخ به سوالات فوق واندیشیدن چارهای متناسب باشد.
🌺🌺کتاب "مدارسی که یادمیگیرند" به زیبایی، ضمن آسیب شناسی نظام تعلیم و تربیت، یک بازطراحی کاملاً سنجیده متناسب باتحولات قرن بیست و یکم ارائه می دهد. امیدوارم باهمت تمامی دست اندرکاران امر تعلیم و تربیت، امکان استفاده ازاین تجارب گرانبها فراهم شود. به امید روزی که شاهد مدارسی درخور فرزندان مان وشایسته ایران سربلند باشیم.
هوشنگ عزتی امینی (مترجم)
@LOPOWER
📝خلق مدارسی که یاد میگیرند
🌷فرزندان ما در مدرسه مشغول تحصیل (یادگیری) هستند. همه کم و بیش با تکالیف "غالبا بدون هدف و تاثیر مثبت بر یادگیری" فرزندانمان مواجه هستیم.
🌷فرزندان با اکراه تکلیف خود را انجام می دهند و ما به عنوان اولیاء بارها مستاصل از حجم، نوع و تکراری بودن تکلیف آنها شده ایم.
🌷معلمین نیز خود راسا و یا غالبا بر اثر فشار اولیاء جهت اثبات فعال بودن کلاس درس، فرزندان ما را درگیر تکالیف درسی بلااثر در یادگیری و بی هدف می نمایند.
🌷مدیران مدارس نیز چشم تیز کرده اند تا صرفا رفتار و کردار فرزندانمان در محیط مدرسه را بابت معیاری برای تعیین نمره انضباط زیر ذره بین داشته باشند.
اگر روزی خورشید از غرب طلوع کند و چهار ضلع مدیران مدارس، معلمین، اولیاء دانش آموزان و دانش آموزان دور یک میز بنشینند و در مورد آنچه در مدرسه و خانه برای آموزش فرزندانمان اتفاق می افتد صادقانه و بدور از هر گونه واهمه و حب و بغض بحث و تبادل نمایند، بدون تردید هیچ کدام از وقایع در حال رخ دادن رضایت نخواهند داشت.
این عدم رضایت می تواند موتور محرک ایجاد تغییر بنیادین در فرآیند آموزش در مدارس گردد. و اینچنین است که هدف "خلق مدارسی که یاد میگیرند" به عنوان هدف مشترک چهار عامل اصلی مدیران، معلمین، اولیاء و دانش آموزان به جای " مدارس نشخوار کننده آنچه معلم می گوید و به عنوان تکلیف تعیین میکند" تعیین خواهد شد. رهبر این تغییر مدیران مدرسه بوده که باید خود و دیگر عوامل نسبت به انجام این مهم متعهد و ثابت قدم باشند.
این فرآیند تغییر در ابتدا باید بطئی و مرحله ای باشد که البته سهل و آسان نیست اما برانگیزاننده و مسرت بخش خواهد بود.
در انجام اقدامات برای این تغییر از تجربه و آزمایش تا حصول موفقیت چند اصل اساسی زیر باید مورد توجه قرار گیرد:
🌹تغییر تنها در صورتی پایدار است که متضمن یادگیری باشد.
🌹تغییر از کوچک آغاز می گردد و بطور موثر رشد می نماید.
🌹گروه های آزمایشی وسیله پرورش تغییر هستند.
🌹گام های اولیه ی تغییر معنا دار و اساسی، پیش کشیدن این دو سوال در باره استراتژی و هدف غالب سازمان(مدرسه)است: "داریم کجا می رویم؟" و "ما برای چه اینجا هستیم؟"
🌹تغییر موفقیت آمیز از طریق لایه های چند گانه رهبری اتفاق می افتد.
🌹چالش ها اجزاء طبیعی تغییر سازمان هستند.
تحقق آنچه عنوان شد بسیار سخت و حتی غیر ممکن به نظر می رسد اما واقعیت این است که هیچ غیر ممکنی وجود ندارد اگر جسارت و همت و ثبات قدم، تعهد مشترک و رسیدن به هدف آرمان مشترک همه طرفها شود.
برداشتی از فصل هشتم کتاب " مدارسی که یاد میگیرند" ص 410تا 412
@LOPOWER
🌲🌲 یادگیری، ضرورت انکارناپذیر
برای ما که درایران زندگی می کنیم گِلِه ونالیدن ازوضع موجود بخشی جداییناپذیر از اوقات روزانه مان است.
این گله ها ماهیتا می تواند به موارد زیر مربوط باشد :
🌹 مدیرانِ نالایق وناکارآمد
🌹بیکاری، رکود ونابسامانی های اقتصادی.
🌹فساد اداری..
🌹.پایین آمدن سطح آموزش عمومی
🌹مشکلات زیست محیطی وخشکسالی
🌹نامشخص بودن آینده فرزندانمان
...اما چه کسی باید این مشکلات راحل کند؟
🌿آیا منتظرِ ظهورِمعجزه یا مدیرانِ اجرایی قهرمان هستیم؟
🌿 آیا خود رادرایجادوتغییر چنین شرایطی دخیل میدانیم؟
🌿آیا نقشی برای خوددربهبودشرایط قایل هستیم؟
باید بپذیریم متوسط هوش ومهارت مدیران همان متوسط هوش جامعه است مگر مواردنادر.
📔برای بهبود وتغییر اوضاع (که درکوتاه مدت نخواهد بود) باید فضا یِ فکری خود ونزدیکان مان راتغییردهیم وبه دنبال "یادگیریِ تفکرسیستمی" باشیم تابه کمک آن بتوانیم بدون تعصب وبدون پیشداوری کلیتِ شرایط موجود را درک نماییم وپس از آن مبادرت به ارائه راه حل های متناسب بنماییم.
📖شاید حاصل مطالعات ویادگیری مان، جاری نمودن تحولاتی باشد که مانند یک جراحی یازایمان سخت باشد.
📕قبل ازهرچیز باید مهارت های تفکرسیستمی رایادبگیریم. به یقین می توان گفت تعداد افرادی که برچنین مهارتی تسلط دارند قلیل وقابل صرف نظر کردن است.
📖مطالعه وفراگیری دانش اولین گام است. اختلاف میزان مطالعه ماایرانی ها بامتوسط کشورهای توسعه یافته وحتی در حال توسعه بسیار فاحش است
اول باید این "درّه" راپرکنیم.
پس بیاییم وبا کتاب آشتی کنیم.
مجموعه کتابهای "پنجمین فرمان" وازجمله کتاب
"مدارسی که یاد میگیرند" سرآغاز بسیار خوبی برای تغییر نگاه سنتی ویادگیری تفکرسیستمی است.
آبان ماه ماه کتاب است وماه خریدن وهدیه دادن آگاهی است.
تحول، بی زحمت و تلاش اتفاق نمی افتد. جای کتاب رادرسبد هزینه های خانوار مان تثبیت نماییم.
هرماه یک کتاب.
📗من مطالعه کتاب" مدارسی که یادمی گیرند "رابه همه اقشار توصیه می کنم. چون همه عاشق میهن وفرزندان و آینده آنان هستیم.
📗معجزه
شما، سطح آگاهی تان و اراده تغییر است. معجزه ناامید شدن ازهمه وامیدواری به خودتان وایفای نقش تان است.
@LOPOWER
برخی چالش های مدیریت استراتژیک
حدود 30 سال است بحث اجرای استراتژیک، در پی نظریات کاپلان و نورتن به رکن مدیریت استراتژیک تبدیل شده است
در 50 سال پیش برنامه ریزی استراتژیک رایج شد به معنای تنظیم چشم انداز، اهداف و استراتژی ها
از 30 سال پیش با اهمیت یافتن اجرا، و البته ارزیابی استراتژیک، مدیریت استراتژیک میدان داری می کند
در فرآیند مدیریت استراتزیک سه رکن:برنامه ریزی،اجرا و ارزیابی در یک بسته قابل تعریف است تا جایی که دیگر بحث تدوین استراتژی یا برنامه ریزی استراتژیک به تنهایی بی معنا شده است
کاپلان و نورتن مدیریت استراتژیک را با عینک ارزیابی شروع کردند.گفتند برای ارزیابی استراتژیک باید شاخص هایی باشد که بین مجری و ارزیاب قابل فهم باشد، جدول بی اس سی شامل اهداف، شاخص ها، نتایج مورد انتظار و راهکارها حلقه مشترک این دو شد.عین همین بحث در مورد اجرا و برنامه ریزی مطرح است که باید. اهداف استراتژیک حلقه واصل برنامه ریزی و اجرا شد
در این فرآیند هماهنگی نقش مهمی بازی می کند،زیرا بدون هماهنگی اگر این سه رکن از هم گسسته شوند مدیریت استراتژیک بی معنا می شود
البته برای هماهنگی بین این سه رکن هم تسلط بر مبانی برنامه ریزی لازم است هم اجرا و ارزیابی
حقیر پس از 15 سال کار تخصصی روی مدیریت استراتژیک چالش هایی را یافته ام که بدون توجه به آنها اثربخشی مدیریت استراتژیک کاهش می یابد از جمله:
اول، برقراری رابطه بین اهداف و بیانیه های ماموریت و چشم انداز. پس از تنظیم بیانیه های ماموریت و چشم انداز و ارزش ها هیچ استفاده سیستماتیک درمرحله بعدی از آن ها صورت نمی گیرد جز در نقشه استراتژیک کاپلان که به صورت نمادین در بالای نقشه چشم انداز قرار می گیرد.معلوم نیست نقش بیانیه های ماموریت و ارزش ها در فرآیند مدیریت استراتژیک کجاست
دوم برقراری ارتباط بین عوامل استراتژیک و اهداف استراتژیک.در مدل دیوید برای شناسایی استراتژی ها از عوامل استراتژیک استفاده می شود نه اهداف. کسی نگفته است اهداف را چگونه باید بدست بیاوریم
سوم کاربرد استراتژی ها در مدل بی اس سی یا جدول شاخص های کاپلان. در جدول بی اس سی از اهداف استراتژیک بهره می برند و هیچ کاری با استراتژی های اصلی سازمان ندارند
چهارم، همفکری،همکاری و مشارکت تمام کسانی که در مرحله اجرا کار می کنند در مرحله برنامه ریزی.غالبا در سازمان های ما برنامه ریزی را مدیران ارشد و اجرا را سطوح پایین تر انجام می دهند.چگونگی هماهنگ کردن این ها با همدیگر.
ناگفته نماند بنده برای چالش های فوق راه حل هایی یافته ام که مفصل است باید سرفرصت مدون کنم
🍃تفاوت انسانها با یکدیگر
ما انسان ها در 5 جهت جسمانی، ذهنی، روانی، اخلاقی و اجتماعی با هم اختلاف داریم اما توضیح مختصری درباره این 5 تفاوت :
1⃣ ویژگیهای جسمانی:
ما از لحاظ جسمانی وقتی به دنیا میآییم از نقطه واحدی شروع نمیکنیم. شما میدانید که سه ویژگی مثبت جسم آدمی سلامت، نیرومندی و زیبایی است. ما از وقتی به دنیا میآییم هم به لحاظ سلامت جسمانیمان، هم به لحاظ نیرومندی جسمانیمان و هم به لحاظ زیبایی جسمانیمان خیلی با هم فرق میکنیم.
2⃣ ویژگیهای ذهنی:
ما به لحاظ ذهنی هم از همان روزهای اول کودکی با هم فرق میکنیم.
اصلاً از اول معلوم است که بچه به لحاظ ویژگیهای مثبت ذهنیاش، یعنی به لحاظ قدرت یادگیری، قدرت یادسپاری، قدرت یادآوری، قدرت تفکر، عمق فهم، سرعت انتقال، قدرت استنتاج سریع و قدرت حدس در چه شرایطی است. همان چیزی که امروزه در کل به نام آیکیو (IQ) یا هوشبهر طرح میکنند. ما از لحاظ این ویژگیهای هشتگانه ذهنی هم با هم متفاوتیم. از همان ابتدای کودکی هم با هم فرق داریم.
3⃣ ویژگیهای روانی:
از همان ابتدای کودکی معلوم است که بچه چقدر شجاع، پُردل، دلیر و دلاور است یا چقدر ترسو و بزدل است. چقدر ماجراجوست و چقدر امنیتطلب و محافظهکار و عافیتطلب و یواش برم یواش بیام که گربه شاخم نزند است. آدمها واقعاً به لحاظ ماجراجویی یا عافیتطلبی یا به لحاظ محافظهکاری یا به لحاظ طالب تغییر وضع بودن یا ریاستطلبیشان با هم متفاوتاند. شما چهار تا بچه مهد کودکی را ببرید پارک بازی کنند. بعد از مدتی میبینید یکیشان رئیس شده است و به دیگران دستور میدهد و میگوید مثلاً تو بهرام برو آنجا، شهین اینجا باش، مریم تو کمی بیا جلوتر. اصلاً از اول معلوم است که توانایی مدیریت در او قوی است. اما یک بچه هم هست که خودش را عقب میکشد تا اگر تصمیمی گرفته شد اجرا کند، اما هیچوقت خودش را در موضع تصمیمگیری قرار نمیدهد.
این خیلی محسوس است که بچههایی هستند که تا میبینند نگاه یکی از بزرگترها روی آنها متمرکز شده احساس ترس میکنند و خودشان را عقب عقب میبرند تا در سایهروشن جمعیت بچهها قرار بگیرند. بچهای هم هست که تا احساس میکند نگاهش میکنند، گردنی برمیافرازد و سینهای جلو میاندازد تا بیشتر خودش را نشان دهد و بگوید که این منم که دارید میبینید. این ویژگیهای روانی با هم فرق میکند.
4⃣ ویژگیهای اخلاقی:
این دسته از ویژگیهای آدمیان نیز خیلی با هم متفاوت است. ما آدمیان از وقتی به دنیا میآییم، غیر از ویژگیهایی که بعداً خودمان ممکن است کسب کنیم، ویژگیهای اخلاقی متفاوت داریم. بچهای هست که باور کنید از ده- پانزدهروزگی همیشه مشتهایش بسته است، و میگویند او بعد از این خیلی ناخنخشک، ممسک و بخیل است. من اینها را دیدهام و به تجربه اینها را بیان میکنم. نمیخواهد دست را یله و رها کند. بچهای هم هست که اینطور نیست. شما دو سال بعد همین بچهها را با هم مقایسه میکنید. به بچه دومی هرچه میدهید اول به بقیه میدهد و بعد اگر چیزی به او دادند خودش هم میخورد و اگر هم ندادند اعتراضی نمیکند. یکی هم هست که همه اینها را زیر دامن خودش و زیر لباس خودش مخفی میکند که اصلاً نبینند. این ویژگیهای اخلاقی متفاوت است. یعنی واقعاً میزان بخل و امساک از سویی و سخا و دستو دلبازی و گشادهدستی آدمیان از سوی دیگر خیلی با هم فرق میکند؛ همینطور سایر ویژگیها.
5⃣ ویژگیهای اجتماعی:
این دسته از ویژگیهایمان هم خیلی با هم فرق میکند. مثلاً شما در یک خانواده مرفه به دنیا آمدهاید و من در یک خانواده فقیر. شما پدر و مادر فرهیخته دارید، پدرتان استاد دانشگاه است و مادرتان پزشک، و من در خانوادهای به دنیا آمدم که پدرم معتاد بوده و مادرم بیسواد. محلهای که شما در آن به دنیا آمدهاید با محلهای که من در آن به دنیا آمدم متفاوت است. معلمان و مربیانی که شما با آنها سر و کار پیدا کردهاید، با معلمان و مربیان من خیلی متفاوت بودهاند. من در کوچه با کسانی بازی میکردهام و شما با کسانی دیگر ، اینها همه در شخصیت و منش ما اثر دارد.
مسلماً کسی که در میان کتاب چشم باز کرده تفاوت فراوانی دارد با کسی که تنها کتابی که در خانهشان بوده دیوان حافظ بوده است و شاید سال به سال هم کسی لای آن را باز نمیکرده است! آدمی که انسش با کتاب است فرق میکند با کسی که اصلاً به عمرش کتاب ندیده بوده است. این هم از اوضاع و احوال اجتماعی. تفاوت در اوضاع و احوال اجتماعی میتواند به لحاظ نهاد خانواده، نهاد اقتصاد، نهاد سیاست، نهاد تعلیم و تربیت، نهاد حقوق، نهاد اخلاق و نهاد دین و مذهب باشد. ما در مورد همه این شش قسم در وضع متفاوتی به دنیا میآییم...!
سخنرانی استاد ملكيان
مسابقه با خود یا دیگری؟
موفقیت یا رضایت ؟ -فروردين٩٥
انجام هر کار بزرگی قابل احترام است، ترجمه این اثر بزرگ توسط دکتر فرزاد حاجی میرزایی، فرزند فهیم و بادانش کردستان هم قابل احترام هم شعف انگیز است. حیف است در کتابخانه های ما جای این کتاب خالی باشد!
دوست عزیزم مهندس هوشنگ عزتی امینی، مدتی پیش کتاب مهم و گرانسنگ پیتر سنگه به نام مدارس یاد گیرنده" را ترجمه و در دسترس علاقه مندان قرار داد.ضمن تبریک به ایشان، مطالعه آن را توصیه می کنم.
اهداف کمیته دانشجویی خانه معدن استان کردستان ☝️☝️☝️ @stdcommittee_kurdistan
سلام روز شمابخیر. لطفاً وارد لینک تلگرامی زیر بشوید وکتاب ارزشمند مدارسی که یادمیگیرند رابه دوستان ومخاطبان آن معرفی فرمایید. سپاس
@LOPOWER
