fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

مجله الکترونیکی تخصصی شعر چرو

مجله الکترونیکی تخصصی شعر چرو

رفتن به کانال در Telegram

چرو مستقل است و به #شعر_آوانگارد و #ادبیات_پیشرو می پردازد.

نمایش بیشتر
1 393
مشترکین
+224 ساعت
+77 روز
+1230 روز
آرشیو پست ها
"اوهام غار" در عصری خونبار زنده‌ام و به غصب زمین می‌نگرم زنده‌ام و به اهتزاز شالی سیاه بر مزار دیگران می‌نگرم غریبه‌ای خوش‌الحانم دوره‌گردی رقصان از سواحل تباهی می‌آیم و در گندمزاری طلایی خواهم مرد شتاب کنید ای باران‌ها و بوران‌ها شتاب کنید ای ساکنان قریه‌ها و دالان‌ها شتاب کنید ای راهیان نقشه‌های ناخوانای گنج‌ها بر سریر دنیا خواب جاودانه خواهد شد و چشمان باز را حکایتی‌ست بس عجیب قومی قصرها افراشتند و پسران بالغ به کارزار فرستادند قومی مکر ساختند و دل به سنگ بستند قومی کتاب‌ها سوزاندند و بر قبور کهنه زار گریستند باد در دست سر برهنه می‌دویدم در آرامستان انتظار بذر عشق کاشته بودم میان یونجه‌زار بذر عشق کاشته بودم و ریشه‌ای تلخ مرا به گریه وامی‌داشت بذر عشق کاشته بودم و از فردای فرتوت و گوژپشت می‌ترسیدم آن آهنگ جدایی که یاران زمزمه‌اش می‌کردند و مردان به هوس، لب‌هاش می‌مکیدند از الحانِ خوش سرریز نشد دستی گرم عطری شیرین و اشکی تلخ از حریر جامه‌ها گریخت زمزمه کن آوای دورها را بر گلزار دامنم خشت اول را کج گذار و غرور از اندامم برآر خشت آخر را به بالینم گذار و خروش از چشمانم برآر عشق از سرای آخر بازنگشت و نهنگی تنهایی مرا به اقیانوس کشاند در کاسه‌ی سرهامان در مرغزار تن‌هامان مترسک‌ها به رقص برخاستند سینه سرخ‌ها به کومه‌ام می‌کوبیدند سینه سرخ‌ها بوی تنم را تهی از تو می‌بردند سینه سرخ‌ها از آتشم می‌گذراندند و عطای زندگی را به لقای مرگ می‌بخشیدند روزی که من نیستم و تو نیستی در نبودن می‌سراییم آوای حزین مرغان حق را روزی که من هستم و تو هستی در بودن می‌سراییم لالای یخین دستان گرم را از جوش و خروش رودخانه‌ای برایم بگو که رخت‌های کهنه را و سبزه‌های تازه را با خود می‌بُرد و شهر را در سوگ به خود می‌نهاد پنجره‌ها را گشودند زنان لبخند صبحگاه بر قلب عابران نشاندند مردان غرور شامگاه بر زخم گمنامان نشاندند ابری کجاست تا ببارد بر شوره‌زارم و برویانَد بایرزمین رویایم را ابری کجاست تا ببارد بر آستانِ رنج‌هام و برویانَد کشتزار نغمه‌هام را بارور شو از کینه‌ها سنگ شو در نهانِ شب‌ها و صبح برنخیز دیگر رنگ جامه‌ها تقصیر ما آب دریاها تکفیر ما نوازش خاک‌ها تقدیر ما شتاب مکن تا در آغوشت بیارامم همچون کلاغی پیر برهنه برخیزم از خواب‌هام و چشم بسپارم به تکّه‌هام چه بود نام آن جلگه بر باتلاق پیکرم؟ چه بود نام آن قلّه بر گام‌های آخرم؟ شتاب کردم و اجرام آسمان بر سرنوشتم نتابیدند ای طالع خواب و ای کاتب آب ببار و بشوی ریاضت سالیانم را دخمه‌ای می‌خواهی و انزوا؟ با من به تاریکی بیا و بجوی تکه‌های جنونم را ای راوی نور و ای ماهی کور مرا چونان پیام‌آوری مغضوب جای ده در شکم خالی‌ات فریضه بگذار و دهان بگشای و بگذار سیراب شَوم از اِدبارِ کردگار نفرین ساخته‌ام بر آب‌ها و کشتی روانه کرده‌ام بر خاک‌ها قوم من است از آفتاب گریخته لکّه‌های خونم را بر تاج نشانده و هرگز بازنمی‌گردد از اوهام غار قوم من است باد در بادبان افکنده تکّه‌های جنونم را به آب سپرده و هرگز بازنمی‌گردد از تالاب قهر موج تنهایان در آبند و من پیام‌آوری مغرور ادعیه‌ای ندارم و ساحلی ندارم و دریایی ندارم و چشم دوخته‌ام بر دهان تو ای ماهی کور! #فرزانه_قوامی از مجموعه شعر "بدرود واپسین افسون پاندورا" مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

«رستاخیز» لبالب از بام باد شدم دچارِ آن ابر که آهسته‌تر از شب سرگردان بود در خاموشیِ خود آه زوزه بکش به کوه شدن برای آنان که موهایِ باد را بر دارِ تاریکی می‌بافند و نامِ مرا از گلویِ باد آغاز کن؛ بگذار کوه سپید شود از شانه‌های خویش صدا بزن! آنگاه دویدن بگیر به هر سو تا هزار سوسوی من ماه را تکّه به تکّه به سوی تو بیاورند بگو چه کسی ماه را در مشتِ سنگ کاشت که این‌گونه آب در رگ‌هایم به جریان افتاده است؟ بگو از کدامین سمتِ شب برگشته‌ام که صدای پایم هنوز بر شانه‌های کوه جا مانده است تا باد مرا صدا بزند به نامی که سال‌ها در دهانم خاموش مانده است ٭ برمی‌گردم به سایه‌ای که موهایش تا آخرین درخت کشیده شده است آینه می‌شکند و هر تکّه‌ام را از سمتی دیگر نشان می‌دهد با دهانی پر از ماه با گلویی پر از باد و یکی که هنوز دارد از خودش دور می‌شود ٭ آی! اگر صدایم کردی مرا از آب بخوان؛ از جایی که رود هنوز نمی‌داند به کدام دریا باید خیانت کند من خواهم آمد با تمامِ تکّه‌هایم با کوهی که پشت سرم آهسته برمی‌خیزد و ماهی که در مشتِ شب می‌شکفد اما باد اگر پرسید: «تو کیستی؟» خواهم گفت: همانم که یک شب بر لبِ بام باد شد و صبح با هزار آینه به خانه برگشت از سنگی که سال‌ها نام مرا به خاطر سپرده بود. #پریسا_ایزدی مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

من سؤالم را از رگ‌هایت می‌پرسم... وحشیانه پخش شده‌اند بدون آن که چیزی بپرسند از ناخن‌های شکسته‌ی تیز بر گردنت... . دست بگذار روی کتف‌هایم از من رقص بخواه رقص‌های کوتاه رقص‌های کوتاه میان سینه‌های افتاده و جیغ‌های بلند من سوره‌های پیامبران سیاه‌پوست را با صوت خودشان بلدم... : قسم به آتش که شگرد رگ‌های تو بود شلّاق‌های آبی که از دستت بیرون زدند وقتی کمرگاهم را می‌گرفتی برای ادامه : چرخ روی قبرهای خیس چرخ‌ روی خاک قسم به خاک که موهای سیاه تولید می‌کرد و پیشانی بلند که موهای سیاه تولید می‌کرد و بدن‌هایی که... چرخ... چرخ... هُلم می‌دادی روی تیغ‌ها برقصم که بدن‌ها را زیباتر می‌کرد خون دوست جانی‌ات که گردنت را می‌ساخت و دست‌های من حلقه می‌شدند دورش حلقه تر تا برایت تونل بسازند برساندت تهران . قسم به تهران به سرگیجه به تهوع‌هایی که بستنی‌های سرد می‌ساخت بستنی‌های سرد بی رحم که شلیک می‌شوند به دهانمان؛ . #گیتا_شمسی از مجموعه شعر: "به نام مرگ‌های بخشنده‌ی مهربان" مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

آن شب یک شعر را دیدم آری آن شب صدای دویدن اوراد خاموش دیواری به دیواری گریخت و من به چشم خود دیدم گریسته بود دورنمای زمستانگاه در خیابان رودکی بر شکوه بیگانه‌ی آن درخت انار نه مرگ بود نه زندگی آخرین رقص بود بر درفش شکسته‌ی انسان فصل‌های بی گواه ستون‌های غبار تا هسته‌ی زمین تا همزمانی و همنوازیِ سازهای بادی از دور دست که می‌وزد و نمی‌وزد نرگس گفت: " شال گردنی‌ات را محکم کن چرا اینجای شب شبیه دست‌های ما نیست؟ " بر ویرانه‌ای نوشتم پندار و پنهان اقلیم کوچه‌ها سوی‌های چهارگانه شگفتا! نبود پیوندگاه هیچ زبانی شبیه دست‌های ما دست‌های ما که رفته بود زخم‌های خیابان را ببندد. به کاروان سرای خالی برگرد مومیایی فانوس را بگیر بر چند سال اختری هم‌پیاله‌های بامداد سُرایشِ نیمه‌ی روشن انارها دایره‌های گذرگاه که می‌وزد و نمی‌وزد. #پرستو_فریدونی مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

۲ شعر از #ندا_صفری_منجزی ۱) تو اجابتِ سنگی بزرگ به شکستنی! به تماشایِ چه؟ پیشانی از شکوهِ من برداشته‌ای؟ آینه بر تن، به مصافِ که آمدی؟ در این برکه‌های خونین، ظهور دست‌های تو آشناست و تنها این سنگ می‌داند چگونه در خاطره‌ی رود بروید. در شکستنی متواری به انکارِ نور، راه می‌روی و نمی‌روی. چنان‌که مقدر است، تو آیه‌های پرسش و پرستش را از سترگِ سینه بر پری‌واره‌ای غمگین و بی‌پیاله خواهی خواند. ۲) ⁨ ⁨ ⸻ به باد، این پنهان‌کارِ مهربان: مصرانه بتاز که «کوه» در انعکاسِ هر اسم، تصویر گریه کند. گوش از مگویِ مردگان، از سینِ ساکتِ سنگ‌ها، برنمی‌دارد این دیوانه؛ افتاده بر زانو، خشکیده بماند که تمام… هر صبح، خیالی سرخ را بر شانه، به پاشویه می‌برد؛ در پیراهنی که برگشته بود و حالا به انحلالِ اندام‌ها الفتی همیشگی دارد. به آن‌ها اما، که در آتشگاهِ سلام و صدا می‌سوزند، و ما هنوز در کوچه‌های بی‌نشان، هراسیده می‌دویم. نفس اما، چگونه آن‌گونه از حرکت بیفتد؟ و آن‌ها که دیگرانند، بر اسب‌های آهنی، چگونه بتازند بر ما؟ که ما، نابرابر برادرانِ همیم. مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

در امتداد بودی و شب از صلتِ بوسه‌هات به صبح می‌رسید به جان شدی نزدیک در عاریتِ پوست بسامد سبابه در انحنای سکوت از هر سو که رفتی روز بودی بر جریده‌ی دنیا مرگ با آیات غریب نشسته بود و کاکل سیاهش را نشانت می‌داد دندان به دندان بر قفا می‌ساییدی و از چهار رواقِ تشنه عافیت می‌طلبیدی بشارت خانه بود برق چشم‌ها در سیاق شب و خطبه‌های دست‌هات حدیث مکرر در گریبانت استحاله می‌شد ماه به گاه برخاستن رنج می‌نشست بر عبیر موها مضاف بر ضیافت تن تا خاربن از پا بدر آید نوباوه در مسیر شود و شرح آمدنت بریزد از ساحت دیدار می‌خواستی عروسِ جنگلِ بلوط باشی با ران‌هایت سبز با دو پستان به شمایلِ انار نازکِ صدایت بحرِ رمل بود چگونه به گفت‌وگویت بکشانم، ای نور که در حیاطِ اتفاق افتاده باشی و در شب هلالی که بر آستانه می‌آید به تسلای روشنی که بخواندم به خواب و خلوتم کند از چشم اغیار در اهتزازِ مویت به میان‌سالی انگار دلت جوان‌تر ایستاده به اعتبارِ صبح که برخیزد از تو #زهرا_نظری_پور مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

به گُرده‌ی سنگین فقرات به شکنندگی سرِ گلبرگی روی تن تماما استخوان ترازو غم را وزن نمی‌کند ترازو از کبودی صورتت نمی‌گوید آینه، فرکانس حمام بر آوازهای نخوانده آینه چروک می‌اندازد، چروک بعدی چروک بعدی آنیما و آنیموس نشسته‌اند غصه‌ی ماهی‌ مرده‌ها را می‌خورند تنِ گندیده‌ی استخوانی تنِ داروهای مکمل بی‌خاصیت. چروک بعدی. چه کسی جرئت کرد دست بیاندازد بر گونه‌های شیشه‌ایت سالمرگ تو دفتر خاطرات آدم‌های بیچاره‌ی خانه است سالمرگ تو پچ‌پچ بلند چاهی‌ست که بالا آورده بودی گوشتت را می‌دانم هرچه عطر بزنی و جوهرها را بشویی باید بدوی و لباست را تمام کنی خودت پوسیده شوی و بوی کبودی با بوی ترازو با بوی اسفند زهرماری باید خانه را اجاره‌ی بعدی را نزاعی که سکوتت را گریه‌ای که بندآمد را مراجعه به یخ‌های قالبی انتهای قبر دست راست به قهوه‌خانه‌ی یادگاری کوچکت در استکان لب‌پریده‌ی تبعیدی آن‌ها دوستت ندارند مژه‌هایت را می‌دزدند و روی کفنت پتوی سوراخ جای خاک پرت می‌کنند چروک بعدی. #الهه_عبادی مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

در بیمارستان­‌ها اصلاً خبری نیست مخصوصاً / هفت و سه چار دقیقه                         اول شب که رفت و آمد میخک­‌ها                                               در راهروها / ممنوع است سیب سفیدی / تنها           گوشه­‌ی بشقابی را روشن کرده­‌ست و کف دستی که به تدریج تاریک می­‌شود              از نفس تختخواب فلزی. هفت و سه چار دقیقه / اصلاً وقت غروب           وقت عصب­‌های قطع شده وقت دهن­‌های بسته و                            چشمان نیمه‌باز: (خاطره­‌ها با ملافه­‌های سفید/ سفر می­‌کنند).                                                       وقت دعا:                                                       (شیشه­‌های خالی‌ی دارو                                                        یکی یکی شرمسار خدا می­‌شوند) وقت چه می‌­دانم؟             وقت عزا / وقت عروسی                           ( عقربه­‌ها دست می­‌کِشند از سر اعداد )                                      هفت و سه چار دقیقه وقت نفس‌­های آخر ایوب:                   ( ساعت دیواری / طبعاً                                   تاریک می­‌شود                                            و کف دستی که به تدریج از نفس کافور.) و این‌که تو می­‌گویی ارواح کفن‌پوش را دیده‌­ای             هفت پسر و سه دختر ( هفت وسه چهار دقیقه )                      و آن‌که خداترس بود و نوکرانی کثیر داشت...؟                      در بیمارستان­‌ها اما اصلاً خبری نیست                      وقت غروب                                   وقت عصب­‌های قطع شده. یا که تو از سایه‌ی شمشادها ترسیده‌­ای                            ( آبی/چیزی بنوش ) یا که یقیناً رازی در کار است گرچه همین حالا                آن‌جا (من قول می‌­دهم ) سیب سفیدی / تنها گوشه­‌ی بشقابی را روشن کرده­‌ست ... #علی_باباچاهی مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

شعر و صدای منصوره بادآهنگ مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

پنکه‌ای که تلطیف کرد بخارات عفن تودرتوی اعماق پنهان سرم را کاش مزاحم باورم نشود صداش نخواباند وجدان را از آن روز که دریچه‌هام را به اقاقی‌های پژمرده بستم   باغچه کابوس‌ست ببریدم تالاری را کفن‌پوش کنید تا خلاصه‌ی سرم را در آن دفن کنم پای برق داغ از زندگی‌ام بیرون بپرد پرده‌ی قلبی که می‌چرخد صدای کار خیابان را برایم نگوید تعلیق گماشته‌ای چموش بر دقایق بی‌نمک عمر نباشد از پستان ادراک از حلق سرم شیر رگ نکند شاید   چون‌که    قهر کند با مزایای سوالاتم چرا    تبخال نزند برگه‌ی صورای آرزوهام را پس منجمد در چرخش پروار در صورت نژند مویرگ‌های لحظه خنگ می‌آویزم از پنجره مه می‌پرد بغلم نرم می‌دواند سرم را تا ... با باور چرخنده‌ی خودم کمتر معاشقه کنم #منصوره_بادآهنگ مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

نه آن کفنی را سفید بر تو می‌بافند نه بذر مزرعه‌ای را که محصول رختِ سیاه سفینه بر اسم می‌نشانم و نام خانوادگی‌اش بر گور… و بادبادکی که از فشار تنهایی صدای ترکیدنش تکه‌های بزرگ‌تر را دورتر می برد به جابجایی اندوهناک مسافرانی که تا قطب شب سفر کردند مسافران به این‌جا نیامده نبودن چیزهایی که از خودم شروع می‌شد کنار همدیگری غمگین کنار همدیگری غمگین دعا کن مرا دعا ‌و التماس دعای مرا بپذیر به ساعتی که از پیاده‌‌روی اسب‌ها سُم به سنگ می‌کوبد بکوب بکوب و خروس قطبی را صدای پایان این شب قطبی کن برای ممکن‌ترین ترانه‌و آوازهای دورترین مسافری که تکه‌تکه‌های مرا دوباره از انفجار خود دورتر می‌برد در افروختن مشعلی که شعله‌های خروس به ذوب قندیل آوازهایش از مسافران آتش و نمد می‌خواست مجاور ابرهایی که منقار را پوزه‌ی بادنما کرده است بکوب به شیهه و ماغی که اصطبل‌ها تا قطب برای مهاجران برف از سینه می‌دوشند برای مکافات بی جنایتی که مسیر شکنجه‌ی مقصد و آرایه از مرگ مراعات بی نظیر می‌گیرد بگیر به جان شیر به جان این خورشید دوباره به خانه دوباره به این منزلی که‌ نام مرا همیشه مادرم صدا می‌زد سفینه بر اسم می‌نشانم و نام خانوادگی‌ام یکی یکی دوباره‌ای که باز اسم‌های مارا صدا می‌زد. #علی_مومنی مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

راه از ریه‌ها گرفته بودم که راه برده به آه و راه برده به رگهای رها و برده به خاکِ خیس استخوان که هی می‌زد: « از کدام سمتِ پوستت تنهاتری؟» به زبان که زن دادم قافیه‌‌ی تن، تنگِ تپیدنت بود پرتِ پوست بودم و کسر بودی از خودت، ساده و شکسته نشستِ امنِ نفس بودی به چانه‌ام: « جمله شو ای حوای زیبا در هیأت هوا که ناگزیرم به حملِ حریق تا معنا نپاشد پس از پریدنِ تن سِر بخوان ای سودایِ متصل به میراثِ مغازله تا وطن نپوسد در پوست و صورت، گورستانِ مستمر نماند.» قشون از سرانگشت می‌پرید پراکنده‌ از پرسه‌های پوستی بالا که می‌افتاد شعرم از گوش‌ات تکه‌های بی‌تردیدم روی دستت می‌رفت کم مانده بودی از خود و کم نمی‌‌شد حروف اضافه از ضمیر مشترک تا از دوشهات، دور نباشم زبانِ آشنات، می‌چرخید بر زبانم به حالِ مستمر شط شدی، شیرینِ پرسش:« زبانی یا مرگ؟» و آفرین بر ما بودای باستانی‌ام که مرده بودیم در زبان. #مریم_موسازاده مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

چگونه ایمان بیاورم وقتی رو به هیچ آسمانی هیچ سماعی  برای دست‌های مصنوعی تشکیل نمی‌شود و نه آنقدرها از بدایع تصور است تا باور کنم رویش دستی جدید را  که می‌خواهد از خارش دمل سر آرنجم  که می‌خواهد بعد از یک عذرخواهی مادرزاد تا نوک انگشت به قول‌هایش عمل کند فقط می‌خواهم  نگاه نکنی  به آنچه باد پیش کنجکاو کودکانه چشم‌های تو با آستین خالی من می‌کند که علامت‌ بی‌منظوری است انگشت اشاره باد به لبت و نه آن‌قدر  با لبت کار دارم تا فضیحت بیکاری را در کار عشق نشنیده بگیرم چرا که تو اصلاً این‌کاره نیستی که سیاهی آرنج کسی را ببوسی و با آسان‌ترین گره‌ای که بلدی به گستاخی باد بگویی مودب باش و مرا یک‌دفعه دلیر برهنگی دلیر برهنگی پرنقص ببینی خاطرت عزیز یک‌شب که دست داشته باشم ناخن‌گیر می‌آورم  که دقیقاً تا نوک انگشت زیر قول‌هایم زده باشم  و با گوشه اشکی آستینم  کفش‌هایم را برای قرار با خانمی که سیاهی آرنجم را بوسیده برق بیندازم  و در نتوانستن دست‌های مصنوعی شمایلی قابل پیشبینی‌تر از شهوت تن سالم را خمیر بگیرم و غش چشم‌ها را قرینه که خمیر بگیرم باید از اشد واقعیت  تو را دوست نداشته باشم و این همه زیبایی خیس زیبایی خیس و وارفتنی را این زیبایی از دست رفتنی را فقط به ضرب سفالگر پا  -که دارم- ضرب بگیرم ضرب بگیرم ضرب بگیرم ولی هیچ سماعی در دست‌هایم تشکیل نشود #محمدعلی_کنجدی مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

موهایت را ببافی زیر مقنعه‌ای اتو کشیده با چروک رویاهایت چه کنی؟! کیفت را با گاوی که درونش ماغ می‌کشد بر دوش بکشی بکشی خودت را تا خیابان ناظریان قمی، دبستانِ “شهید محمد‌باقر صدر” «رب‌ اشرح لی صدری» بخوانند بگویی پروردگارا سپاس: که هنوز سینه‌ام را نشکافته‌اند! -بچه‌ها این نقشه‌ی جغرافیاس بچه‌ها این گربهِه که دُمِ بریده‌‌ش تعادلمونو‌ بهم زده -خانوم اجازه: ما حالمون داره بهم می‌خوره -خانوم، مانی مدادرنگیاشو گم کرده -خانوم اجازه: ما هم یه گربه داریم که وقتی پیداش کردیم ساچمه خورده بود زنگ تفریح پارچه‌ا‌ی سرخ باشد گاو ماغ بکشد آرام ماغ و از پستان‌های داغش شیر سرد بچکد دهانت باز آه برادر! ما فقط رفته بودیم رویا ببافیم در ساعت پنج عصر اما «مرگ در زخم‌های گرم بیضه کرد در ساعت پنج عصر»* و خون شره از شکاف‌ها بیضه در مشت مردگان داشت باقر صدر ما کوهی از اجساد بودیم بگو گورها جای خالی را با کدام کلمه‌ی مناسب پر خواهند کرد؟ و کفن‌ها زندگان را در کیسه‌های سیاه چگونه بسمل؟ برادر! با بندهای باز مرثیه‌ای بباف برای کفش‌هایی که در خیابان عقب افتادند افتادند -همکارا، کلاسا حاضره بچه‌ها دارن میز و نیمکت‌ها رو می‌جون پله پله پله گاو‌ بر دوش “سپیده‌دمان را بجویی”* -پسرا یه گاو بکشین تو یه علفزار که داره به گوساله‌‌ش شیر میده! -خانوم می‌شه ما سیاسفید بکشیم؟ اما آن خونْ‌خورده را دهان مکنده را چه‌چیز سیر خواهد کرد؟ -خانوم، میشه بعدش با هم شاخ‌بازی کنیم؟ بر‌گردی بپیچی توی چهلم نصر، پلاک نوزده دکمه‌ی آسانسور را شاخ‌ها را ببینی در آینه ندانی داری چهار طبقه را بالا می‌روی یا شخم می‌‌زنی! #سارا_دیباجی *لورکا” مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

او کیست که زمزمه‌هاش از برف عبور خواهد کرد و در کولاکِ تاریکی ما را میان هلهله‌ی اشیا می‌خواند او کیست که در آخرین روستای جهان نگاه ما را به خیش می‌کشد ما که از سکوتی به سکوتی دیگر پرتاب می‌شویم ناگهان چهره‌ی سرگردان خویش را نخواهیم شناخت. #شاپور_بنیاد مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

بازجو دنبال نام توست در خونی که از دهانم می‌رود زیر و رو می‌کند خواب و خیال را مراقبم خوابت را نبینم و تو را بدون صورت به خاطر بیاورم بادی که نمی‌شود به دامش انداخت یا به دار آویخت گرچه می‌دانم نمی‌میرد شاعر مگر حرف در دهان خاک بگذارند! اینجا آفتاب ممنوع است گاهی فکر می‌کنم گناه گلدان کوچک یک زندانی چیست؟ نگران من نباش دلخوشم به سوسوی ستاره‌ای در شعر کاش می‌شد صورت خندانت را ببینم نه اینکه با مشتی آب به هوش بیایم در چشم‌هات نگران من نباش اعتصاب غذا یعنی هر روز چند گرم کمتر در زندان باشی #نیر_فرزین مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

زن‌های غسالخانه مشام قوی‌تری دارند می‌شناسند بوها را وقتی دستی بر دهان تیغ می‌کشد جوی خون را از شیارهای سنگی سکوها می‌شویند در  اتوبوس‌های ‌واحد از خواب‌های هولناکشان می‌پرند از بنفشه‌های کبود و از کیسه‌های سیاه طناب دار برای بستن این همه دهان کم می‌آورد و روز روی آفتابگردان‌ها و کاشی‌های سفید می‌ماسد تو از سایه‌ها ترسیده بودی از شیرابه‌های مرگ در دهان گشاد قبرستان و گنجشکان پاپتی از درگوشی حرف‌زدن‌های زن‌های غسالخانه در بوی سدر و بلوغ دختران مرده چشمان نیمه‌باز جسدها جنگ کوچه‌ها را به‌خاطر دارند و غوغوی کفتران چاهی سایه‌های سیاه پلاک خانه‌ها را، شما ابرهای زخمی را روی گورستان و ماشین‌های نعش‌کش دیده‌اید وقتی طوفان و سیل را در کیسه‌ها جای می‌دهند؟ #سیمین_رهنمایی مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

آن شور دویده در رگ از مویرگ‌ها رفته تا قلب مغلوب شد و این آغاز انهدام بود بازگشتیم و خون مانده بر دیوار مهمانخانه هیچ‌چیز به یادمان نیاورد لیوان‌های اندوه را بنوشان و تمام بعدازظهر مچاله در تخت چون  در چاهی سرد سقوط را از سر بگذران اما دست‌هایم را رها نکن این هشداری جدی است نمی‌توانم جنونشان را از خودم دور کنم می‌ترسم این جنون حلقه شود بر گلو و چشم‌هام را در اشک و خون بنوشد تصاویر محو شوند بر دیوارها میان گریه و نفس نفس سقوط کنم و اتاق گیج باغی متحرک شود رگبرگ‌ها در تنم رسوخ کنند و جنون و مرگ بیامیزند با زمستان و باغ این یک ترس جدی است ترس از دست‌ها و لب‌هات که چیزی دور را زمزمه می‌کنند باغ باز می‌گردد به سرم دست‌هام ریز ریز جوانه می‌زنند و نوری ناگهانی سرم را پر می‌کند اما پشت پنجره هیچ‌چیز نیست هیچ‌چیز جز تاریکی #مه‌سان_مظهری مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

پس از فراغت راه رفیق سایه شدم و آنچه که در روز گفته و شنیده‌ام از انگشت‌های دست و پاهایم بیرون می‌زند شکل‌ جوانه‌ی سخن که گوش‌های چشم به راه‌ می‌شنوند. تنها صدای توست که درون رگ‌ها چون تپشی از ماه شب را به مسلخ می‌برد تا نور رسم مدام اینه باشد. ای زلالی نرم موسیقی بر دیوار آغشته به صدای باران نبودنت تو را از حضور تهی نمی‌کند آنچنان که تاریکی شب جنگل را. #میثم_متاجی مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد

۲ شعر از #رضا_عباسی ۱) زیبایی‌ات شفای دهانِ من بر دهانه‌ی قندیل و تاریکی جنبشی عریان بر لب‌هام که صحرا صحرا سال‌هاست تبعیدیِ خویش‌اند جنبشی تا به یاد آورم آنچه از نیاکانم _ کلمه و آویشن _ بر الواح خویش نگاشته‌ام می‌گویم: دوستت دارم لبالب مناجات می‌شوم نجوای مرطوبِ رطب و آب‌های ازل در سپیده‌دم دهانت ۲) آمیختن به تاریکی و لمسیدنِ برهوتی که انگشتانمان را تبعید کرده بود در آغاز نه آغاز بود هرچه دست ما در پی چیزی بیشتر می‌گشت بیشتر می‌سوخت فقدان در پوست‌مان چون تنها بودیم چون پرت بودیم چون سکوت بودیم چون دور بودیم چون دیر بودیم پذیرفتیم پذیرفتیم شعر بیاید و نامی برای‌مان بگذارد مثلن در عصر عریانی زبان نام مرا گذاشت «شکلی از فقدان» نام این شهرستانی مأخوذ به حیای بیش از حدِ قبیله‌ای با دو سه دوست تنها مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu   تلگرام 🔴⚪️🔴 cherouu.ir   سایت 🔴⚪️🔴 Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴 #مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات #شعر_پیشرو #شعر_آزاد