fa
Feedback
Echoes

Echoes

رفتن به کانال در Telegram

عمیق باش، اگر آهی! اینستاگرام: Instagram.com/e_choes1

نمایش بیشتر
1 086
مشترکین
+124 ساعت
-17 روز
-1830 روز
آرشیو پست ها
Echoes
1 086
داغ این رگبار ، از سرب فشنگ دیگریست تیر دشمن نیست این ، تیر تفنگ دیگریست من تمام جنگ را صد بار از سر خوانده ام جنگ بعد از فتح خرمشهر جنگ دیگریست از ته قصه خیال هردوی ما تخت شد از همینجا روبه هم شلیک کردن سخت شد دوستان پایان بازی را عقب انداخته اند آنقدَر که ناگهان تشخیص دشمن سخت شد دوستانی , جان برای قصرشیرین باختند دوستانی قصر شیرین هایشان را ساختند دوستانی با تمام دسته گل های جهان جنگ را بر گردن امثال ما انداختند معنی مردن برای نسل ما تعدیل شد مرگ با رگبار به رویای ما تبدیل شد هیچکس باور نخواهد کرد چندین نسل بعد ما نجنگیدیم ، جنگیدن به ما تحمیل شد با یه دریا تاولی که روی دستم باد کرد جنگ ما را با همان یک جام زهر آباد کرد آن خدا امروز ما را هم تماشا می کند آن خداوندی که خرمشهر را آزاد کرد روزبه بمانی @e_choes

Echoes
1 086
ما بچه های بازیای کودکانه ما بچه های دوره ی هفت سنگ بودیم ما ها رو هر چیز جهان خوشحال میکرد چون بچه های سال های جنگ بودیم زیباترین برنامه مون،آیینه مون بود ما بچگی مون لحظه لحظه کینه بوده چی در میاد از بچه های دوره ای که زیبا ترین برنامه شون آیینه بوده نسل پدرهامون یه نسل دیگه ای بود اونا جوونی خوشه های خشم دیدن گاهی تصور میکنم ما گوسفندیم از بس تمام عمر ما رو پشم دیدن دوران ما سختیش هر اندازه ای بود هم قد این روزای این مردم نمیشد خیلی گل و بلبل نبود اما به هر حال چند تا دکل تو روز روشن گم نمیشد یک جای دیگه بردن و خوردن ته کار تو کوچه ی ما ریختن ما رو گرفتن وقتی شتر دزدا رو میبینی توی شهر یعنی فقط آفتابه دزدا رو گرفتن وقتی سگای دور گله گرگ میشن چوپون اگه باشی تهش بی مزد میشی وقتی که به نون شبت محتاج باشی هر کی که باشی در نهایت دزد میشی روزبه بمانی @e_choes

Echoes
1 086
در درونم چیزی اتفاق افتاده بود؛ و بدترین چیزها همیشه در درون آدم اتفاق می‌افتد. اگر اتفاق در بیرون اتفاق بیافتد، مثل وقتی که اردنگی می‌خوریم، می‌شود زد به چاک. اما از درون غیر ممکن است ... وقتی به این حالت دچار می‌شوم ، می‌خواهم بروم بیرون و به هیچ کجا برنگردم! زندگی در پیش رو #رومن_گاری @e_choes

Echoes
1 086
‏“من” در صف باور خودم آخر بود... @e_choes

Echoes
1 086
دنیا برای بچه‌دار شدن اصلا آمادگی نداره. من دوست ندارم آزارم به کسی برسه، آن وقت چطور بچه خودم رو اذیت کنم؟ امروز دیگه نمی‌شه بچه‌دار شد. فقط جمعیت دنیا رو زیاد می‌کنی. آمار بالا می‌بره. حالا ساده است، بچه‌دار می‌شی. اما بعد یه روز بچه‌ات می‌آد راست توی چشمت نگاه می‌کنه. چیزی نمی‌گه، فقط نگاهت می‌کنه. همین. اون وقت چه‌کار می‌کنی؟ ‌ ‌ خداحافظ گاری کوپر #رومن_گاری @e_choes

Echoes
1 086

Echoes
1 086
جات خالی پریشب باد زد برگ درخت پیره رو ریخت وسط آسایشگاه. یهو دیدیم همه جا شد برگای چروکِ زرد و نارنجی، خسته ی خسته. فهمیدیم پاییز شده. پاییز یهو میاد، می دونی که. وقتی میاد که بدونی باهارت رفته واسه همیشه ... #آخرین_نامه #چهرازی @e_choes

Echoes
1 086

Echoes
1 086
کاش یک بار هم ما شکوفه می‌دادیم! ما که این‌ همه هرس شده‌ایم. #معين_دهاز @e_choes

Echoes
1 086
كان يلزمنا قلوب أكبر كي تتسع لكل هذا الأسى.. براي جا دادن اين همه اندوه نیازمند قلب‌هایی به مراتب بزرگتر بودیم.. #إبراهيم_نصرالله @e_choes

Echoes
1 086
‏باید باور کرد که ضروری نبودم. دوست داشتم ضروری باشم. دلم می‌خواست برای چیزی یا کسی ضروری باشم. نبودم ‌‏ ‎ژان_پل_سارتر# @e_choes

Echoes
1 086
ترانه سرا : اردلان سرفراز آهنگ و تنظیم : آندرانیک آساطوریان @e_choes

Echoes
1 086
وقتی کسی می‌گوید حالم خوش نیست، دنبال اتفاقات بزرگ نگردیم و نگوییم این که چیز مهمی نیست. به دلایل متعدد بازتاب یک اتفاق بیرونی در درون ممکن است بسیار بزرگ باشد. به رسمیت شناختن هر از گاهِ «حق کم آوردن» برای دوست، امنیت‌بخش‌ترین قسمت دوستی است و شناخت این حق برای خود، نشان از صلح با خود دارد در عمیق‌ترین لایه‌های وجود. دروغگویی روی مبل #اروین_دیالوم @e_choes

Echoes
1 086
خود را شکفته دار به هر حالتی که هست خونی که می خوری به دل روزگار کن #صائب_تبریزی @e_choes

Echoes
1 086
ترانه سرا : ایرج جنتی عطائی آهنگساز : بابک بیات تنظیم کننده : محمد اوشال @e_choes

Echoes
1 086
فتادم در میان دردنوشان نهادم زهد و قرائی به در باز #عطار @e_choes

Echoes
1 086
پرده پرده آنقدر از هم دریدم خویش را      تا که تصویری ورای خویش دیدم خویش را خویش خویش من هم اکنون از در صلح آمدست  جمله گوش از غیر ببستم تا شنیدم خویش را خویش خویش من مرا و هرچه من ها بود سوخت  کشتم او را و زخاکش پروریدم خویش را معنی این خویش را از خویش خویش خود بپرس  خویش بینی را گزیدم تا گزیدم خویش را می شدم ساقی شدم ساغر شدم مستی شدم  تا زتاکستان هستی خوشه چیدم خویش را سردی کاشانه را با آه گرمی داده ام  راه برخورشید بستم تا شنیدم خویش را اشک و من با یک ترازو قدر هم بشناختیم  ارزش من بین که با گوهر کشیدم خویش را پرده داران زمانها چوب حراجم زدند  دست اول تا برامد خود خریدم خویش را بزم سازان جهان می از سبوی پر زنند  چون تهی پیمانه بودم سرکشیدم خویش را شمعم و با سوختن تا آخرین دم زنده ام  قطره قطره سوختم تا آفریدم خویش را معینی کرمانشاهی @e_choes

Echoes
1 086
انسان از آن چیزی که بسیار دوست می دارد خود را جدا می سازد. در اوج خواستن نمی خواهد...در اوج تمنا نمی خواهد. دوست می دارد اما در عین حال می خواهد که متنفر باشد. امیدوار است اما امیدواراست امیدوار نباشد. همواره بیاد می آورد اما می خواهد که فراموش کند. داریوش مهرجویی - هامون @e_choes

Echoes
1 086
شرارت در اندیشه ها و گرایشهای زمانه رخنه می کند مانند آب از زیر یک در. ابتدا بسیار جزیی ست. کمی رطوبت. و وقتی سیل راه می افتد، دیگر بسیار دیر است. دستیاران شرارت، بی تفاوتی و حُسن نیتِ انسان های ساده دل است. مصیبت بارترین اتفاقات زندگی را کسانی به وجود می آورند که انسان های ساده دل می نامیم. فراتر از بودن #کریستین_بوبن @e_choes

Echoes
1 086