Echoes
رفتن به کانال در Telegram
1 086
مشترکین
+124 ساعت
-17 روز
-1830 روز
آرشیو پست ها
1 086
پناه بردن به آدمها با وارد رابطه شدن
متفاوت است. گاهی ناهشیارانه از رابطهها به شکل ابزاری استفاده میکنیم. ابزار به این معنا که باید آنها شبیه به ما فکر کنند، حس کنند و پاسخ بدهند. باید به آن روشی که ما دوست داریم و با آن خو گرفتهایم محبت کنند و اگر خارج از این بایدهای خودساختهی ناهشیارانه باشد به شدت عصبانی، ناامید و غمگین خواهیم شد. چنین چیزی ممکن نیست، پس پناهبردن به آدمها در نهایت بهشدت ناامید کننده خواهد بود.
#پونه_مقیمی
تکههایی از یک کل منسجم
@e_choes
1 086
تصور کن که مرد دیوانهای را میبینی که ادعا میکند ماهی است و همهی ما نیز ماهی هستیم. آیا با او بحث خواهی کرد؟ آیا جلوی او لخت خواهی شد تا به او نشان بدهی که باله نداری؟ آیا آنچه را فکر میکنی، توی روی او میگویی؟
قضیه در مورد دنیایی که ما را احاطه کرده نیز همین طور است. اگر حقیقت را توی رویش میگفتم، به این معنی بود که آن را جدی گرفتهام و جدی گرفتن چیزی که تا این حد شوخی است به معنای از دست دادنِ تمامِ جدیت آدم است.
#میلان_کوندرا
عشق های خنده دار
@e_choes
1 086
معمولاً وقتی کتابی را نمیفهمیم، آن را بسیار هوشمندانه میپنداریم! به هر حال، عقاید ژرف و عمیق را نمیتوان با زبان کودکان توضیح داد. با این وجود، مرتبط دانستن دشوار بودن و عمیق بودن را میتوان جلوهای از انحراف در فضای ادبیات و نگارش دانست. انحرافی که در زندگی عاطفی با آن آشنایی داریم. یعنی وقتی که افراد مرموز و مبهم سادهتر از افراد قابل اعتماد و روراست، میتوانند ذهن انسانهای سادهدل را به احترام وادارند.
#آلن_دو_باتن
تسلی بخشیهای فلسفه
@e_choes
1 086
رابطه برای من رقص تانگو است. کنش و واکنشی پیوسته. هر قدم من تنها در صورتی معنادار میشود که شریکم قدم بردارد. پایاش را بگذارد جلو، با فاصلهای متناسب از من. اگر شریکم گمان کند عشق، مثل علف هرز خودش رشد میکند، هر چه من آفتاب و آب بیاورم و مثل مادر زمین بستر خاک بشوم برایش، بیفایده است. آن سال گاهی نیمهشبها تمرین تانگو میکردیم. اگر یکیمان اشتباه میکرد، آن دیگری هم کاری از پیش نمیبرد. اما صبر لازم بود و صبوری لازمه عشق است و عشق مسبب رویش دو تن، پیچش دو جان، پاهایی که گاهی خم میشوند و یک قدم جلوتر میروند، دستهایی که روی هم قرار میگیرند و گاه پشت کمر یا سر شانه دیگری را میگیرند و چشمها، آن نگاههای تاب خورده بههم که میشود به هزار شیوه تأویلشان کرد، پر از ناگفتههایی هستند که در خلوت دو نفره بازگو میشوند و هزار قناری خاموش رها میشود از دلشان. و زندگی چه رقص شورمستانهای میتواند باشد.
#نعیمه_بخشی
@e_choes
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
