تنها که میماند، سخت افسرده بود و میخواست کسی را صدا کند تا همدمش باشد اما از پیش میدانست که با دیگران حالش از این که بود، بدتر میشد.
#تولستوی
@e_choes
رفتارش با آدمها مثل رفتارش با یک گلدان بود.
با ذوق گلدان را میخرید. بدست میآورد.
بعد در جایی دور از آفتاب میگذاشت و کمکم فراموش میکرد که آبش بدهد.
گلدان از بین میرفت.
برای همیشه از بین میرفت.
#معین_دهاز
@e_choes
نزار قبانی در وصف دلتنگی میگه که:
"وحزني كالطفل، يزداد في كل يوم جمالاً ويكبر"
«در حالی که این غم، هر روز، مانند یک کودک، بزرگتر و زیباتر میشه...»
@e_choes