883
مشترکین
+324 ساعت
+177 روز
+4930 روز
آرشیو پست ها
سیزده را همه عالم به در امروز ز شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم بدرم
#شهریار
#علیرضا_آذر
قمار تلخی عشقم
تو دستم برگه ای سر نیست
ولی پا بند این میزم
بشین این دست اخر نیست
یه دفعه بامن اینجا باش
بدون زخم و بی رحمی
در و دیوارشو حس کن
فشار قبر و میفهمی
که این خونه برای من
یه گور لاغر و تنگه
نه اینجوری نمیتونم
یه جای کار لنگه
تو که این مرد و میشناسی
تو راه حل و میدونی
چرا تا برگه ی آخر
سر بازی نمیمونی
#علیرضا_آذر
چشممان خورد به هم صاعقه زد پلکم سوخت
نیزه یی جمجمه ام را به گلوبند تو دوخت
#علیرضا_آذر
من اینجا پا به پاتم تا قیامت...
از اینجا تا افق هم راه داری!!
نگاهم میکنی سَر میرَم از مـــن...
تو چشمات جَذبه های ماهُ داری!!
چقدر سخته بدونِ تو پَریدن...
جهان بی "تو" یه دیوارِ بلنده!!
کی میتونه بدون تو دوباره..
به سقف آسمونا دل ببنده؟؟!!
#علیرضا_آذر
آنقدر می نویسم شعر از لجن بر آید
تا بوی کبریا از خاک عفن بر آید
شاید تنی درخشان از پیرهن برآید
دست ازطلب ندارم تا کام من بر آید
یا تن رسد به جانان یا جان زتن برآید
عادت به داغ دارم؛ خوب است حس پر پر
دل سوخته ام ولی باز؛ اتش فشان بیاور
ققنوسم و در اتش،بهتر که شعله ور تر
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز اتش درونم دود از کفن بر اید
بوی جسد گرفتم، بوی بد خیابان
عطرت کدام دنیاست،ای باغ بعد باران؟
بعد از کدام عصری؟پشت کدام دوران؟
#علیرضا_آذر
ویدیو دکلمه
بر حذر باش که فرقی نکند در صفِ حشر
قدِ رنجورِ علف با تنه ی سروِ سهی
#علیرضا_آذر
غروب بادبانِ رفته از ساحل
هوای شرجیِ بندر بنام توست
بنام دیگرون طوفان بپا کردی
ولی آرامشِ ساحل به کام توست
من از تو انتظار دیگه ای دارم
برام آرامشِ اَبرایِ آبان باش
نمیخواد بهترین جغرافیا باشی
همین پس کوچه هایِ تنگِ تهران باش
#علیرضا_آذر
