BOOK™
1395/03/14 کتاب ؛ باید تبری باشد بر دریای یخ بسته درون ما 📚 . . . شعر 👈 @Iove_Poems . سخن بزرگان 👈 @ZhawChannel . تیکهکتاب و عکسنوشته 👈 @Official_Hich .
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام BOOK™
کانال BOOK™ (@book_readiing) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 34 826 مشترک است و جایگاه 845 را در دسته کتب و رتبه 10 165 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 34 826 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 13 اکتبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -487 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -19 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 0.20% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 0.91% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 68 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 318 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“1395/03/14
کتاب ؛
باید تبری باشد بر دریای یخ بسته درون ما 📚
.
.
.
شعر 👈 @Iove_Poems
.
سخن بزرگان 👈 @ZhawChannel
.
تیکهکتاب و عکسنوشته 👈 @Official_Hich
.”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 14 اکتبر, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 13 اکتبر | 0 | |||
| 12 اکتبر | 0 | |||
| 11 اکتبر | 0 | |||
| 10 اکتبر | 0 | |||
| 09 اکتبر | 0 | |||
| 08 اکتبر | 0 | |||
| 07 اکتبر | 0 | |||
| 06 اکتبر | 0 | |||
| 05 اکتبر | 0 | |||
| 04 اکتبر | 0 | |||
| 03 اکتبر | 0 | |||
| 02 اکتبر | 0 | |||
| 01 اکتبر | 0 |
| 2 | نامزدم وقتی اولین بار باهاش رابطه جنسی برقرار کردم کلی پوزیشن روی من اجرا کرد و بهترین روز عمرم بود بهش گفتم چطوری انقد همه چیو بلدی گفت از وقتی با این کانال آشنا شدم کلی پوزیشن جنسی میزاره:
@Position 🫦 | 1 |
| 3 | ۵ کاری که زنان در سکس میخوان اما خجالت میکشن بگن🤦♀️❌ | 1 |
| 4 | خواسته های مهم زنان در سکس که بهت نمیگن 🙈💦 | 7 |
| 5 | اگه از پوزیشن های تکراری تو سکس خسته شدی بیا پوزیشن جدید یاد بگیر 💦👇
مشاهده پوزیشن | 12 |
| 6 | کلی پوزیشن های جنسی رو ب طور تصویری و عملی براتون آموزش میده 😍👇
@sexology | 17 |
| 7 | آموزش پوزیشن مقعدی 🔞 | 21 |
| 8 | آموزش تصویری پاره کردن پرده بکارت 🔞🔞 | 24 |
| 9 | تو Sex حرفهای شو🖤 | 21 |
| 10 | سکس اول چیکار کنیم؟؟ | 38 |
| 11 | پوزیشن جنسی مورد علاقه نامزدم !!!
تو سکسامون کلی پوزیشن بلده و میگه اینطوری باشه اونطوری باشه، پرسیدم لعنتی تو که دوست پسر نداشتی قبل من چطوری بلدی بهم گفت از کانال سکسولوژی یاد میگیرم اینم کانالش:
@Sexology | 43 |
| 12 | اینم عاقبت رابطه با زن متاهل 😥😥 | 2 |
| 13 | داستان پسر ۱۶ ساله با زن 50 ساله…
من به زرنگی و زیبایی بین فامیل معروف بودم .همیشه هم به پدر و مادرم کمک میکردم و هر کاری از خرید گرفته تا تمیزکاری خونه رو انجام میدادم .
یک روز که زن همسایه خونمون بود مامانم شروع کرد به تعریف کردن از من
زن همسایه هم نگاهی به من کرد و گفت میشه تو خرید تا سر بقالی به من کمک کنی ..
من هم تو رودرواسی هیچی نتونستم بگم،
با اون خانم تا سر بقالی رفتم و خریدا رو رسوندم تا دم در خونه اشون .
که یهو زن همسایه گفت بزارشون تو آشپزخونه
خریدارو که گذاشتم تو آشپزخونه برگشتم.. یهو دیدم در خونه رو بسته و وقتی چشمم به هیکلش افتاد دااغ شدم دیدم لباساشو …
ادامه ماجرا | 10 |
| 14 | با زن متاهل وارد رابطه نشید عاقبت این مرد رو ببینید مو به تنتون سیخ میشه 😔😔 | 13 |
| 15 | اگر با زن متاهل تو رابطه هستید همین الان این داستان رو بخونید 😭😭 | 13 |
| 16 | آخر و عاقبت عشق به زن شوهر دار😡😢 | 17 |
| 17 | شهرام 22 ساله با دختر دایی 45 ساله چکار میکند⁉️
مامانم یه دختر دایی داره خیلی خوشگل و برازنده هست ، پارسال تابستون کمک مامانم رفته بودیم مواد ترشی و این چیزا بگیریم توی بازار دیدیمش و گرم حرف زدن شدیم ، من محو تماشاش شده بودم ، مامان تعارفش کرد و اونم از خدا خواسته اومد خونمون ، یکی دو روزه کارا رو تموم کردیم روز دوم بود که دختر دایی گفت منم میخوام ترشی درست کنم و کلی خرت و پرت باید بخرم. شهرام میای با من بریم؟ مامانم رو به من کرد و گفت چرا که نه شهرام که بیکاره میگم بیاد کمکت من هم که از خدا خواسته داشتم پرواز میکردم.
با دختر دایی به خرید رفتیم و بعد از کلی خرید رفتیم خونه شون چقدر شیک و باکلاس بود، وقتی که به خونه شون رسیدیم دیدم کسی نیست ...
دختر دایی رفت تا لباساش رو عوض کنه اما وقتی که اومد من چشمام چهارتا شد و بدنم داغ شد دیدم دختر دایی با یه..
ادامه ماجرا ▶️ | 21 |
| 18 | عجب حکیمی 😐😐😐 | 19 |
| 19 | ⭕در زمان های قدیم یک دختر از روی اسب می افتد و باسنش (لگنش) از جایش درمیرود. پدر دختر هر حکیمی را به نزد دخترش میبرد، دختر اجازه نمیدهد کسی دست به باسنش بزند, هر چه به دختر میگویند حکیم بخاطر شغل و طبابتی که میکنند محرم بیمارانشان هستند اما دختر زیر بار نمی رود و نمیگذارد کسی دست به باسنش بزند.
به ناچار دختر هر روز ضعیف تر وناتوانتر میشود.
تا اینکه یک حکیم باهوش و حاذق سفارش میکند که به یک شرط من حاضرم بدون دست زدن به باسن دخترتان او را مداوا کنم.
ادامه داستان: ➡️ | 12 |
| 20 | قصاب و زن جوان
اخر شب بود و داشتم راهی خونه میشدم که خانومی وارد مغازه شدو دو دل بود برای حرفی که میخواست بگه اخر سر با صدای لرزونی گفت :حاجی بچه هام گشنه ان یه کیلو گوشت بهم بده به ازای پولش هرکاری که دوست داری باهام بکن. نگاهی به چهره خانوم انداختم زیبا و دلفریب بود معامله خوبی بود یه کیلو گوشت در ازای یه شب کامیابی همه حس های مردانه ام بیدار شده بود گوشی برداشتم با خانومم تماس گرفتم..و
ادامه داستان ➡️ | 13 |
