fa
Feedback
روزنوشت‌های احسان محمدی

روزنوشت‌های احسان محمدی

رفتن به کانال در Telegram

🎓دکترای فرهنگ و ارتباطات 📡مشاور رسانه‌ای 📰روزنامه‌نگار 📺 کارشناس رادیو و تلویزیون 📚 کتاب‌ها‌: جنگ بود، مارکز در تاکسی، شیوه دلبری و متروآشوبی و گنجینه‌پنهان 🔰صفحه اینستاگرام: ehsanmohammadi94 🔰توئیتر: ehsanm92

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام روزنوشت‌های احسان محمدی

کانال روزنوشت‌های احسان محمدی (@ehsanmohammadi95) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 15 065 مشترک است و جایگاه 13 373 را در دسته آموزش و رتبه 21 534 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 15 065 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 07 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -94 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 0 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 0% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً N/A% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 0 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 0 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند کس, وقت, جا, احسان, شبکه تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
🎓دکترای فرهنگ و ارتباطات 📡مشاور رسانه‌ای 📰روزنامه‌نگار 📺 کارشناس رادیو و تلویزیون 📚 کتاب‌ها‌: جنگ بود، مارکز در تاکسی، شیوه دلبری و متروآشوبی و گنجینه‌پنهان 🔰صفحه اینستاگرام: ehsanmohammadi94 🔰توئیتر: ehsanm92

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 08 ژوئیه, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته آموزش تبدیل کرده‌اند.

15 065
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-197 روز
-9430 روز
آرشیو پست ها
قسمت نهم منتشر شد در این قسمت از رسانه آبی‌ها، گفت‌وگویی متفاوت با احسان محمدی داریم؛ جایی که او صریح و دقیق از یکی از مشکل‌ه
قسمت نهم منتشر شد در این قسمت از رسانه آبی‌ها، گفت‌وگویی متفاوت با احسان محمدی داریم؛ جایی که او صریح و دقیق از یکی از مشکل‌های عمیق فرهنگی فوتبال ایران می‌گوید:
«با کوچک کردن آدم‌ها بزرگ نمی‌شوید… و متأسفانه در کشور ما عذرخواهی هنوز یک رفتار مرسوم نیست!»
این گفت‌وگو وارد بحث‌های مهمی مثل فرهنگ رسانه‌ای، احترام، مسئولیت‌پذیری، نقدپذیری و رفتار هواداری می‌شود. جایی که دکتر محمدی توضیح می‌دهد چرا فوتبال ایران به جای ساختن و رشد، گاهی در چرخه‌ی تحقیر، مقصرسازی و فرار از مسئولیت گیر می‌کند. یک گفت‌وگوی صادقانه، آرام و عمیق؛ برای همه‌ی کسانی که به فوتبال نگاه اجتماعی‌تر و انسانی‌تر دارند. لینک تماشا: https://youtu.be/MrmSpdwuZj8?si=eTRD7V1eS4bxOZvo 📱 سابسکرایب یوتیوب youtube.com/@TheBluesMedia 📱 فالو اینستاگرام instagram.com/theblues.media #هوادار_آگاه 🔵 #هوادار_ناجی_استقلال ⭐️👑⭐️ #رسانه‌_آبی‌ها ⌛

📚 ده نکته کوتاه برای آغاز کتاب‌ خواندن ✍️احسان محمدی آن‌چه در زیر می‌آید بخشی از تجربه‌های شخصی بعد از سال‌ها کتاب خواندن است که به نوشتن چند جلد کتاب انجامید و هنوز هم ادامه دارد. 1️⃣ هیچ‌وقت برای شروع کتاب‌خوانی دیر نیست. احساس جا ماندن و وحشت نکنید. اگر دیگران در رسانه‌ها مدام از بولگاکف و تولستوی، گابریل گارسیا مارکز و نیکوس کازانتزاکیس می‌گویند. به تجربه می‌گویم بعضی از این عزیزان خودشان هم کتاب‌های این نویسندگان را نخوانده‌اند! شروع کنید. فتح اورست هم با اولین قدم شروع می‌شود. شما هم با اولین کتاب شروع کنید. با یک زندگی‌نامه یا داستان‌های کوتاه. خیلی زود گره می‌خورید به کتاب. 2️⃣ لازم نیست هر چه دیگران می‌خوانند شما هم بخوانید. این یک مسابقه برای فخرفروشی نیست. هر کتابی که دوست دارید و با ذائقه و سلیقه‌تان جور در می‌آید را بخوانید. مطمئن باشید کم‌کم مطالعه‌تان عمیق‌تر و حرفه‌ای‌تر می‌شود. 3️⃣ از پول دادن برای خرید کتاب احساس خسارت نکنید. یک کتاب ممکن است 20 سال در کتابخانه شما بماند یا بعد از خواندن به دیگری هدیه بدهید. کتاب، هزینه نیست، سرمایه است. یک سرمایه فکری. اگر وقت خرید رفتن ندارید الان هزاران کتاب‌فروشی توی گوشی همراه شماست. با حوصله در اینترنت بچرخید، در مورد کتاب اطلاعات گیر بیاورید و بخرید. تمیز و دقیق می‌آورند در خانه. 4️⃣ اگر شروع به خواندن کتابی کردید و لذت نبرید، آن را کنار بگذارید. عمر، کوتاه‌تر از این حرف‌هاست که خودتان را آزار بدهید و البته دنیای کتاب بی‌اندازه وسیع. یک کتاب دیگر بردارید و بخوانید. هر کتابی که موج‌اش همه را می‌گیرد لزوماً شاهکار نیست. به ویژه در اینستاگرام. نیازی به خجالت نیست چون کتابی که برای دیگران شاهکار است ممکن است به کام شما خوش نیاید. اصولاً با احتیاط به مُد نزدیک شوید. از لباس تا کتاب! 5️⃣ هم‌زمان خواندن دو یا چند کتاب عیبی ندارد. خود مغز بلد است چطور فایل‌هایش را دسته‌بندی کند. تداخل ایجاد نمی‌شود و هر بار بعد از خواندن یک صفحه همه شخصیت‌ها سر جایشان قرار می‌گیرند. 6️⃣ اگر کتابی در کتابخانه دارید که خوانده‌اید یا تمایلی به خواندنش ندارید به مراکز تبادل کتاب یا جاهایی که کتاب دست دوم می‌خرند ببرید. اگر به دیگری ببخشید که بسی نکوتر. 7️⃣ دوست دارید بچه‌هایتان کتاب بخوانند؟ بعید است یک کودک با دستور والدین کتاب‌خوان شود. آن‌ها به ما نگاه می‌کنند، وقتی خودمان کتاب نمی‌خوانیم و تمام مدت سرمان توی گوشی است، انتظار داریم آن‌ها با کتاب سرگرم شوند؟ بچه‌ها رفتار ما را بیشتر باور می‌کنند تا گفتارمان را. 8️⃣ اگر هزینه خرید کتاب نو ندارید، کتاب دست دوم بخرید. این روزها حتی در اینترنت هم می‌شود کتاب‌ دست دوم خرید. حتی می‌توانید با دوستان کتاب‌خوان دورهمی کتاب بخوانید یا به هم کتاب قرض بدهید. 9️⃣ موقع خرید کتاب، با کتابفروش‌ها حرف بزنید. بسیاری از آن‌ها خوش‌فکر هستند و اشراف کامل به بازار کتاب دارند، پیشنهادهای خوبی می‌دهند به ویژه در مورد آثار ترجمه شده. چون بعضی از ترجمه‌ها ممکن است یک کتاب خوب را غیرقابل تحمل کنند. 🔟به جای تکرار مکررات دیگران کتاب بخوانیم، به جای خواندن اخباری که جز حال بد هیچ حسی منتقل نمی‌کنند، به جای باور هر آنچه صاحبان قدرت می‌گویند کتاب بخوانیم، اما فقط یک کتاب نخوانیم. 🖋 @ehsanmohammadi95

◼️یک جامعه چطور «سقوط» می‌کند؟ ✍️ احسان محمدی ◼️ وقتی بچه‌هایش باور می‌کنند که «درس خوندن وقت تلف کردنه و فیزیک و شیمی هیچ‌جای زندگی به درد نمی‌خوره!» اما علف و گُل کشیدن و قلیان دود کردن و سگ بغل زدن و در کافه وقت و عمر تلف کردند و به فکر مهاجرت بودن می‌شود ارزش ... دخترهایش تلاش می‌کنند الهه‌های سکسی شوند و پسرها متخصصان مُخ‌ زدن! ◼️ وقتی روزنامه‌نگارش از نوشتن یک متن عادی ناتوان می‌شود، غلط املایی دارد اما برای تمام ارکان کشور نسخه رویایی می‌نویسد. ◼️وقتی بلاگرها به مرجع فکری مردم تبدیل می‌شوند، میلیون‌ها دنبال کننده دارند و ویدیو ختنه‌سوران بچه‌هایشان میلیون‌ها دقیقه وقت و عمر مردم را به خودش مشغول می‌کند اما تیراژ کتاب به زیر 100 جلد برسد! ◼️وقتی پول خدا می‌شود، سکه حُکم می‌کند و زندگی شرافتمندانه، «بی‌عرضه بودن» ترجمه می‌شود. ◼️ وقتی سیاسیونش «دلال»، اهل فکرش «پروژه‌بگیر»، اهل بازارش «کلاهبردارهای متقلب»، پزشک‌هایش «متخصص دور زدن مالیات» و کاسبان «دین» از باورمندان سبقت بگیرند. ◼️وقتی رسانه‌های رسمی‌اش جای آدم‌های چاپلوس و مجیزگو می‌شوند که برای رضایت مدیران برنامه اجرا می‌کنند و برایشان احساس و درد و نیاز مردم پشیزی ارزش ندارد! ◼️وقتی سلبریتی‌ها به عنوان رهبران اجتماعی معرفی می‌شوند و برای همه چیز نسخه صادر می‌کنند. ◼️وقتی آدم‌های عاقل ساکت و منزوی و سرخورده می‌شوند و مثل لاک‌پشت توی خودشان می‌خزند و فضا را دلقک‌ها و تشنگان دیده شدن دست می‌گیرند ◼️وقتی دانشگاهش به کارگاه تولید مدرک و مقاله‌های کیلویی و پایان‌نامه‌های مضحک که حتی دانشجو و استاد نمی‌خوانند تبدیل می‌شود، سیاسیون بدون حضور در کلاس «دکتر» می‌شوند و بازیگر سینما با بادیگارد وارد آن می‌شود تا خدای نکرده در اتاق دفاع از تز مورد حمله سارقان، آدم‌ربایان و قاتل‌ها قرار نگیرند! ◼️وقتی آدم‌ها یاد می‌گیرند که همیشه «دیگری» مقصر است و خودشان حتی در زندگی شخصی‌شان نقش و قصور نمی‌بینند و سرشان تا کمر توی زندگی دیگران است ... ◼️وقتی هر قاتل و چاقوکش و لاتی صرفاً به دلیل اینکه توسط «حکومت» مجازات می‌شود تبدیل به قهرمان و اسطوره می‌شود. ◼️وقتی پول و پارتی به قانون «بیلاخ» نشان می‌دهد، ضعیف‌ترها در تار عنکبوب مقررات گرفتار می‌شوند و قوی‌ترها آش را با جایش می‌زنند زیر بغل ... جوامع به سادگی نابود می‌شوند .. خیلی ساده. حالا یک‌بار دیگر این متن را بخوانیم، ببینم خود ما در کجای این ماجرا قرار داریم؟ فرشته‌های سفید هستیم یا کسانی که نیاز داریم یک گام برای بهبود و توسعه خودمان قدم برداریم؟ 🖋️ @ehsanmohammadi95

❤️ زیبایی محض در فوتسال ایران بازوبند کاپیتانی «آرمان سازگار»، کاپیتان تیم «وارو انرژی کردستان» در مسابقات لیگ دسته اول کشور قبل از شروع دیدار مقابل استقلال تهران توسط مادرش بسته شد. 👏 ایده «استادیوم‌های خانواده‌دوست» باعث شده فوتسال هر روز زیباتر، محبوب‌تر و دلنشین‌تر ‌شود. @Fut5alPlus 🇮🇷 @iranfutsalorganization

💳 ۱۳۰ تومن و یک فحش؛ تصویر یک سیستم بی‌اعتماد! ✍️ احسان محمدی کارتن کوچکی را با اتوبوس از شهرستان برایم فرستاده بودند. از باربریِ ترمینال زنگ زدند، رفتم بگیرم. یک حجره شلوغ، به‌غایت کثیف، درهم‌وبرهم، با دفترهای قدیمی و چرک‌مُرده که مردی میانسال با ریش انبوه و موهای کم‌پشت، بی‌حوصله جواب مردم را می‌داد. خودم را معرفی کردم. کارت شناسایی خواست. گفت: – میشه صد و سی تومن! کارت بانکی دادم. – نمیشه کارت‌به‌کارت کنی؟ این جور مواقع حتی اگر بتوانم این کار را بکنم، انجامش نمی‌دهمو به نظرم دور زدن قانون است و سودجویی. کارت بانکی‌ام را با نارضایتی گرفت و همان‌طور که داشت فحش‌های دُرشت به اداره مالیات و کارمندهایش می‌داد، گفت: – خودشون نشستن رو صندلی، بعد هی پول مُفت از ملت می‌گیرن! گفتم: – این‌طور فحش می‌دی، یک درصد فکر نمی‌کنی که من ممکنه یکی از اون کارمندای اداره مالیات باشم؟ جا خورد. سرش را آورد بالا و بعد انگار به حس غریزی‌اش اعتماد کرد که دارم شوخی می‌کنم، برای همین با همان اعتمادبه‌نفس گفت: – من حرفمو می‌زنم! از هیچ‌کی نمی‌ترسم! اینا دزدن، همه‌شون! ❌ چه خوشمان بیاید و چه نیاید، تا زمانی که «مالیات» به‌درستی از همه گرفته نشود و البته مردم مطمئن نباشند که مالیات گرفته‌شده توسط دولت برای بهبود کیفیت زندگی آن‌ها خرج می‌شود، این سیستمِ دور زدن و «کارت‌به‌کارت کن» وجود دارد، از مطب شیک پزشکان تا دفتر خاک‌گرفته‌ی باربریِ ترمینال! 🖋️ @ehsanmohammadi95

◼️قندِ شیرینِ روزهای تلخ ایران؛ آیتم غم‌انگیز به یاد صابر کاظمی ستاره فقید والیبال ایران 🏐🇮🇷 🎙️صدای محمدرضا تندروان ✍️ متن از احسان محمدی @varzeshomardomonline 🖋️ @ehsanmohammadi95

⌛️ این بود زندگی؟! (3) ✍️ احسان محمدی ⏳ هر شب در اینستاگرام عکسی با تیتر «این بود زندگی؟!» منتشر می‌کنم تا یادم نرود: «خبری ن
+9
⌛️ این بود زندگی؟! (3) ✍️ احسان محمدی ⏳ هر شب در اینستاگرام عکسی با تیتر «این بود زندگی؟!» منتشر می‌کنم تا یادم نرود: «خبری نیست!» این کار نه در نفی امید و تلاش بلکه برای لذت بردن از «معمولی بودن» است، اینکه با حسرت ستاره‌ها را نگاه نکنیم. این عکس‌ها یادمان می‌آورد که آنها هم پیر می‌شوند و گاه چنان از یاد می‌روند که انگار نبوده‌ یا اصلاً گذشته پرافتخاری نداشته‌اند. ❌ هیچ‌کس و هیچ‌چیز ماندنی نیست، همه در یک صف طولانی آرام آرام به سمت خط پایان قدم می‌زنیم و در مه غلیظ فراموشی فرو می‌رویم و احتمالاً لحظه آخر سر برمی‌گردانیم که: «این بود زندگی؟!» ⏳ نه عارف شده‌ام نه مرتاض، اتفاقاً با ولع دنبال یاد گرفتن و کار کردنم اما شاید از عوارض گذشتن از نیمه عمر است که این جمله از قصه‌ی بر دار کردن حسنک وزیر ورد زبانم شده: «احمق مردا که دل در این جهان بندد، که نعمتی بدهد و زشت باز ستاند!» ⏳ و حرف آخر از #محمود_درویش: تُنسیٰ کَأنَّکَ لَمْ تَکُن تُنسی کَمَصرعِ الطائرٍ کَکَنیسَةٍ مَهجورةٍ تُنسی … فراموش می‌شوی، گویی که هرگز نبوده‌ای! مانند مرگ یک پرنده مانند یک کنیسۀ متروکه فراموش می‌شوی … 🖋️ @ehsanmohammadi95

ظرف غذای محمود احمدی‌نژاد! ✍️ احسان محمدی بوی قورمه سبزی همه طبقه را پر کرده. سر ظهر است و یکی از همکارها دارد توی آشپزخانه غذا گرم می‌کند. رستوران هست اما بعضی از کارکنان ترجیح می‌دهند با خودشان غذا بیاورند، کسانی برای صرفه‌جویی این کار را می‌کنند و عده‌ای هم معتقدند «هیچی غذای خونه نمیشه!» مغزم می‌رود سراغ احمدی‌نژاد. شنیده بودم که غذای ریاست جمهوری را نمی‌خورد و معمولاً از خانه غذا می‌آورد. دست‌پخت همسرش. آن موقع بعضی اطرافیانش این را نمادی از ساده‌زیستی عنوان می‌کردند، اینکه تا چه اندازه به فکر صرفه‌جویی و بیت‌المال است. کاری به منوی غذایی خلق خدا ندارم اما در همه دوره‌ها معتقد بودم و هستم که این کارها اگر نمایشی است هیچ فضیلتی ندارد، اتفاقاً برعکس، یک مدیر آن هم در حد رئیس جمهوری باید غذای خوب بخورد، خوب استراحت کند و حتی تفریحات خوبی داشته باشد تا بتواند بهتر کار کند. بدن انسان و به صورت ویژه «مغز» نیازمند مراقبت است، اینکه به اسم ساده‌زیستی عذابش بدهیم چه سودی برای خلق خدا دارد؟ می‌خواهد محمود احمدی‌نژاد باشد یا حسن روحانی و باقر قالیباف، مهمترین وظیفه مقامات، تقلا برای بهبود زندگی مردم است، اینکه روی حصیر بنشینند، نان خشک بخورند و سوار ماشین زهوار در رفته بشوند و ممکلت را به فنا بدهند از نظر بیشتر مردم، فقرنمایی و ریاکاری است. بنز سوار شوید، خاویار بخورید و گلف بازی کنید اما زندگی و ومعیشت مردم را بهتر بکنید. همین! 🖋️ @ehsanmohammadi95

قصه‌های نان و نمک(48)/ ظرف غذای محمود احمدی‌نژاد ✍️ احسان محمدی 🔹بوی قورمه سبزی همه طبقه را پر کرده. سر ظهر است و ... 👇👇👇
قصه‌های نان و نمک(48)/ ظرف غذای محمود احمدی‌نژاد ✍️ احسان محمدی 🔹بوی قورمه سبزی همه طبقه را پر کرده. سر ظهر است و ... 👇👇👇 asriran.com/004dt3 @MyAsriran

Repost from عصر ایران
قصه‌های نان و نمک(49)/ یک عکس ساده که نجاتت می‌دهد! ✍️ احسان محمدی 🔹 برای سخنرانی و برگزاری یک کارگاه در مشهد... 👇👇👇 asri
قصه‌های نان و نمک(49)/ یک عکس ساده که نجاتت می‌دهد! ✍️ احسان محمدی 🔹 برای سخنرانی و برگزاری یک کارگاه در مشهد... 👇👇👇 asriran.com/004e25 @MyAsriran

🐃 نبرد تاپاله گاو! 🌏 جهان جای عجیبی است، بیش از چیزی که فکر می‌کنیم! این ویدیو را خوب نگاه کنید: به پیرهای مو سفید کرده، به بچه‌های نوجوانی به شوق و لذت و سرخوشی به باور آدم‌ها به «تاپاله گاو» به برنامه‌ریزی برای گرامیداشت این مراسم به بوی شناور در فضا به بچه‌های خردسالی که در آغوش پدرها دارند این مراسم را می‌بینند به اینکه چه فرایندی در مغز آدم‌ها ممکن است شکل گرفته باشد که ایمان داشته باشند «خدایشان در میان تاپاله گاو به دنیا آمده!» به پروتکل‌های پزشکی ... جهان جای عجیبیه! خیلی عجیب! 🖋 @ehsanmohammadi95

🐃 جشن تاپاله گاو! ✍ احسان محمدی 🌏 جهان جای عجیبی است، خیلی بیشتر از چیزی که فکر می‌کنیم. به این ویدیو نگاه کنید: به شوق و سرخوشی و لذتی که می‌برند، از پیرهای مو سفید کرده تا نوجوان‌های نوبالغ و جوان‌های خوش اندام! به بوی شناور در هوا! به کودکان خردسالی که در آغوش بزرگترها دوست دارند زودتر بزرگ شوند و به این جشن بپیوندند! به برنامه‌ریزی، به هماهنگی، به گرامیداشت تاپاله و گاو! به پروتکل‌های بهداشتی، به نظافت، به میکروب، به ویروس! به اینکه چه فرایندی در مغز آدم ممکن است شکل بگیرد که باور کند «خدایش در میان تاپاله به دنیا آمده!» به اینکه اگر کسی برود جلو و بگوید این کار حماقت است چه بلایی ممکن است سرش بیاید؟ به قصه‌ها، شعرها، باورها و اعتقادی که سالها پشت این غلتیدن در تاپاله است ... به ... 🌏 جهان جای عجیبی است، خیلی بیشتر از چیزی که فکر می‌کنیم یا حتی بتوانیم فکر کنیم! 🖋 @ehsanmohammadi95

+2
⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ریاض. عربستان سعودی🇸🇦 ✍️ احسان محمدی چندسال است این جمله را تکرار می‌کنم: «نفت؟ گاز؟ معدن؟ نه! ما هیچ‌چیزی مهمتر از کودکان برای آینده #ایران نداریم. همه‌ی بچه‌ها در مدارس فوتبال، بازیکن نمی‌شوند اما شهروند می‌شوند و آینده بهتر ایران به حال خوب آنها بستگی دارد. مراقبت از کودکان در فوتبال مهمتر از هر‌ جام و افتخاری است.» خوشحالم اقدامات فدراسیون فوتبال ایران طی سه سال گذشته در حوزه مراقبت از کودکان، به‌ ویژه آموزش بیش از ۷ هزار بازیکن، مربی و خانواده در شهرهای مختلف، معرفی افسران مراقبت از کودکان در باشگاه‌های لیگ برتر، برگزاری کارگاه آموزشی برای مربیان A آسیا و ... مورد توجه قرار گرفت. امسال کنفرانس بنیاد رؤیای آسیا (AFC Dream Asia Foundation) با محوریت «مراقبت از کودکان» در شهر ریاض عربستان سعودی برگزار شد. همراه مدیران ارشد فیفا، یوفا، کنفدراسیون فوتبال آفریقا، چهره‌هایی از دانشگاه کلمبیا و سازمان ملل متحد در پنل‌ها و نشست‌هایی مشارکت کردیم. 🙏 برخورد گرم رئیس کنفدراسیون فوتبال آسیا شیخ سلمان بن ابراهیم و میزبانی درجه یک عربستان‌ها آموزنده بود.

Repost from عصر ایران
قصه‌های نان و نمک (44)/ مرغ همسایه در آلمان، ایران و چین! ✍ احسان محمدی 🔹یکی از علایقم «روانشناسی تکاملی» است، اینکه دنبال ک
قصه‌های نان و نمک (44)/ مرغ همسایه در آلمان، ایران و چین! ✍ احسان محمدی 🔹یکی از علایقم «روانشناسی تکاملی» است، اینکه دنبال کنم رفتار انسان امروزی تا چه اندازه تحت تأثیر تجربیات اجداد اولیه ما شکل گرفته یا آدم‌ها در چهارگوشه جهان چه نقاط اشتراکی دارند؟ -برای همین ویدیوها و حتی طنزهای ساخته شده در ... 👇👇👇 asriran.com/004d0w @MyAsriran

❌ رندی در جایگاه سوخت: اُکتان بریزم؟ ✍️ احسان محمدی ⛽در اتوبان قزوین-تهران برای بنزین زدن وارد جایگاه شدم. معمولاً از کارگرها خواهش می‌کنم بنزین بزنند تا به این بهانه انعام کوچکی بدهم. سه پسر جوان کنار هم ایستاده‌ بودند و با هم شوخی می‌کردند، یکی از آنها شروع کرد به بنزین زدن. دوستش به او مکمل اکتان داد، از آینه دیدم. گفتم لطفاً مکمل نریزید! گوش نکرد و مکمل را ریخت توی باک. دوباره گفتم این کار را نکند. ادامه داد. - ماشینت نیاز داره! واسه موتور خوبه! ⛽ پیاده شدم و اعتراض ‌کردم که حق ندارد بدون اجازه من و وقتی دارم مخالفت می‌کنم مکمل بریزد توی ماشین. انگار نمی‌شنید. رفتم سراغ مسئول جایگاه و گفتم به چه حقی کارگرش این کار را کرده؟ معلوم‌ بود که اولین بارش نیست. درمانده نگاهی به پسرها انداخت، تا من رفته‌ بودم دفتر، یک مکمل پر دستش گرفته بود و نشان داد: - شوخی کردم! نریخته بودم! احساس می‌کردم مثل یک احمق بازیچه چند بچه‌ی رند شده‌ام که می‌دانند کارشان خلاف است. صاحب جایگاه و مسئول آمدند که ماجرا را جمع کنند. همه می‌دانستیم چه شده. ⛽ این یک روش کثیف در جایگاه‌های پمپ بنزین است، تا چشم به هم بزنی بدون اجازه مکمل را می‌ریزند توی باک و پول‌ کلانی می‌گیرند به خصوص اگر‌ راننده زن باشد، ماشین خارجی یا حتی مردی که حدس بزنند ممکن است خیلی چانه نزند و‌ توی رودربایستی پول را بدهد. از این رندی‌ها بدم می‌آید. محکم ایستادم و گفتم موضوعم پول نیست، زرنگ‌بازی است. پسر سرش را انداخته بود پایین، نگران شدم ادامه بدهم صاحب جایگاه که آشکارا کفری شده برایش دردسر درست کند. کارت کشیدم، پول بنزین و انعام دادم و به پسر گفتم: - وظیفه من بود برای زحمتی که کشیدی و بنزین زدی پول بدم ولی حق نداری و نداشتی بدون اجاز‌ه چیزی توی ماشین کسی بریزی! ⛽ سکوت می‌کند ولی معلوم است خودش و دوست‌هایش از کار من بدشان آمده. می‌دانم اهمیتی ندارد و باز همین کار را با کسان دیگری می‌کنند. سوار شدم و باقی مسیر هر چه صدای موزیک را بلند می‌کردم تا به این موضوع فکر نکنم، تلخی این چند دقیقه محو نمی‌شد. 🖋 @ehsanmohammadi95

👮‍♂️ پلیس آلمان و تاسیس واحدهای «مقابله با نفرت‌پراکنی اینترنتی» ✍️ احسان محمدی پاول دوروف مالک تلگرام در یادداشتی نوشت: «من دارم ۴۱ ساله می‌شوم اما حس و حال جشن گرفتن ندارم. نسل ما دارد زمانش را برای نجات اینترنت آزادی که پدرانمان برای ما ساختند از دست می‌دهد. کشورهایی که روزگاری مظهر آزادی به شمار می‌رفتند، اکنون در حال اجرای سیاست‌هایی تیره و هراس‌انگیزند ...» در این مورد چند نکته را با خبرنگار روزنامه جوان عنوان کردم: ⚠️ پلیس آلمان از ۱۰ سال پیش واحد‌هایی تحت عنوان مقابله با «نفرت‌پراکنی آنلاین» (online hate units) تشکیل داد. ابتدا هدف از این کار «مراقبت از مهاجران مقابل راست‌گرایان» عنوان شد، اما امروز کار به پیگرد ترول‌های اینترنتی، توهین‌ها و نگاه‌های منتقدانه کشیده شده است. یک دادستان برجسته این کشور در پاسخ به اعتراضات فعالان حقوق بشر گفت، ما از «گفت‌و‌گو و دموکراسی» محافظت و جریمه‌های مالی سنگین وضع می‌کنیم، حتی و ضبط تلفن همراه را برای کنترل این رفتار‌ها انجام خواهیم داد. ⚠️ آنچه امروز به عنوان «نظارت» و «کنترل» در فضای دیجیتال می‌بینیم، صرفاً عملکرد دولت‌های اقتدارگرا نیست، بلکه محصول تغییر پارادایم جهانی است. شبکه‌های اجتماعی پدیده‌ای نوظهور هستند که کمتر از ۲۰سال است در اختیار مردم قرار گرفته‌اند. نه فقط شهروندان، بلکه خود دولت‌ها و سیاستگذاران با محیطی جدید و ناشناخته روبه‌رو شده‌اند و در حال آزمون و خطا هستند. همین موضوع باعث شده است همه کشور‌ها نظارت، کنترل و حتی سانسور داشته باشند، اما شکل و ظاهر نظارت‌ها و کنترل‌ها با یکدیگر متفاوت شود. ⚠️ برخی آمار از وجود نزدیک به ۷۰۰ هزار دوربین در لندن خبر می‌دهد که شگفت‌انگیز است، در واقع شهروندان وقتی از خانه خارج می‌شوند تا بازگردند، تحت نظارت صد‌ها دوربین هستند. این دوربین‌ها صرفاً برای حفظ امنیت نیستند، بخش زیادی برای محافظت از نهاد‌های حکومتی نصب شده‌اند. بخشی از این نظارت مربوط به مدیریت شهری و بخشی دیگر به حکمرانی ملی مربوط است. ⚠️ ابزار‌های نظارتی مدرن فقط محدود به سرکوب آشکار نیستند بلکه به شکلی زیرپوستی و همه‌جانبه وارد زندگی روزمره شده‌اند. دوربین‌های شهری، پایش کلیدواژه‌ها در مکالمات و الگوریتم‌هایی که رفتار جمعی را تحلیل می‌کنند، همه جزئی از شبکه‌ای گسترده‌اند که فضای عمومی را به سامانه‌ای برای شناسایی و واکنش سریع تبدیل کرده است، همان چیزی که دوروف آن را ابزار نهایی کنترل می‌نامد. ⚠️ شاید اولین باری که رصد شهروندان به اسم «مبارزه با تروریسم و مراقبت» همگانی شد، بعد از ۱۱ سپتامبر بود که اعلام شد ایالات‌متحده فهرستی از واژه‌های حساس را تعریف کرده است که اگر در مکالمات افراد شنیده می‌شد، آن فرد به سرعت در معرض شناسایی و پیگیری قرار می‌گرفت. این نوع رصد و پایش، مختص حکومت‌های بسته یا اقتدارگرا نیست. امروز در اغلب کشور‌های جهان، چه توسعه‌یافته و چه در حال توسعه، نهاد‌های امنیتی با ابزار‌های متنوع، فعالیت شهروندان در فضای دیجیتال را زیر نظر دارند. ⚠️ کشوری که با مسدود کردن سرویس‌هایی مانند گوگل، اینترانت ملی خود را راه‌اندازی کرده است، شبکه‌ای بسته که هم نیاز‌های داخلی را تأمین می‌کند و هم امکان کنترل کامل‌تری در اختیار دولت می‌گذارد. این تصمیم در نگاه حاکمیت چین، نه صرفاً سرکوب، بلکه شکلی از مراقبت از شهروندان تلقی می‌شود. ⚠️در ایالات متحده امریکا وقتی به کنگره حمله شد صد‌ها نفر را با رصد فضای مجازی دستگیر و محاکمه کردند، در فرانسه علیه مؤسس تلگرام رسماً شکایت شد که در اعتراضات خیابانی مهاجران نقش داشته، در بریتانیا این موضوع با دستگیری افرادی که متهم به تولید یا بازنشر پیام‌های توهین‌آمیز یا آزاردهنده بودند، پیگیری شد و در اتحادیه اروپا موضوع کنترل چت (chat control) درباره الزام پلتفرم‌ها برای اسکن محتوای پیام‌ها (برای کشف سوءاستفاده جنسی از کودکان) داغ است که البته همه می‌دانند فقط هدف آن نگرانی برای کودکان نیست و در کنارش رصد گسترده شکل می‌گیرد. 🖋️ @ehsanmohammadi95

پنجمین سالگرد درگذشت …

◾️خوشا به حالت استاد شجریان! ✍ احسان محمدی 1⃣ ما سوگوار خودمان هستیم،  #استاد_شجریان را بهانه کرده‌ایم برای بغض کردن، برای دریغا دریغ. احساس تنهایی می‌کنیم از رفتن کسی که همیشه انگار مطمئن بودیم در هر بزنگاهی کنارمان می‌ایستد. دوشادوشمان و حالا مثل خانه‌ای قدیمی شده‌ایم که دیوارش ریخته و باد می‌آید و توی دلش چنگ می‌زند. 2⃣ #سروش_صحت در فیلم #جهان_با_من_برقص داستان مردی را روایت می‌کند که برای سالم زیستن از دود و دم تهران فرار می‌کند و به جای دنجی در شمال پناه می‌برد. شیر گاو می‌خورد و دم‌نوش گیاهان و... اما به سرطان مبتلا می‌شود و طنز تلخ ماجرا این است که دوستش حمید که کارخانه سوسیس و کالباس دارد و صبحانه کله‌پاچه می‌زند آنقدر سالم است که زن جوان گرفته، برنامه دارد بچه‌دار شود و حتی به کانادا برود! #محمدرضا_شجریان کوه‌نوردی می‌کرد، عاشق طبیعت و گل و گیاه بود، از محصولات باغ و باغچه‌اش می‌خورد و حتی به گمانم گندم کاشته بود و از آرد آن نان می‌پخت و... اما سرانجام گرفتار سرطان شد. شوخی تلخ روزگار است. دنیای عجیبی است، تاریخ پر از آن‌هاست که خون خلق می‌خوردند و هیچ‌شان نشد! 3⃣ من هم دلتنگ استاد شجریان هستم اما کاش هر کدام از ما یک هزارم آنچه او زیست را زندگی کنیم. فخر موسیقی شد، خوشنویسی کرد، آشپز ممتازی شد، ساز ساخت، نجاری کرد، برای مردم خوشنام‌تر از هر سیاستمردی شد، در همه جای جهان احترام دید، ۸۰ سال در اوج بود، فرزندانی پرورش داد که مایه مباهاتند، صدای مردمش شد، عکسش را بر در و دیوار زدند، با ربنایش افطار کردند و... حالا که بعد از رنج بیماری کتاب زندگی‌اش را بست و رفت میلیون‌ها ایرانی چنان غمگین‌اند که انگار یکی از اعضای خانواده‌شان را از دست داده‌اند. مگر چند نفر در این کشور تا این اندازه خوش‌بخت زیسته‌اند و عاقبت به‌خیر شده‌اند؟ تنها حسرتم برای او این #وداع_غریبانه است. اینکه سزاوار بدرقه‌ای باشکوه‌تر از این بغض‌های خاموش ما در شبکه‌های اجتماعی است. 4⃣ حرف آخر اینکه مُرده آن است که نامش به نکویی نبرند، مُرده آن است که پشت‌ هنرمندان وطن‌دوستی چون تو را خالی کرد، اجازه کنسرت نداد و گمان کرد می‌تواند نامت را از یاد مردم ببرد وگرنه محمدرضا شجریان تا آخرین روز دنیا که حتی یک نفر فارسی بداند، زنده است. 5⃣ بعضی‌ها را خدا بغل کرده است، مهرشان به دل مردم چنان نشسته که با هیچ دستور و اخم و تَخمی قابل پاک کردن نیست، شجریان یکی از آنهاست. خوشا به حالت آقای شجریان که محترم زیستی و در قلب مردم این سرزمین تا همیشه زنده‌ای و خوشا به سعادت ما که در روزگار تو زیستیم و از صدایت لذت بردیم. 🖋 @ehsanmohammadi95

Repost from عصر ایران
قصه‌های نان و نمک(39)/ چراغ قرمزی که نمی‌خواستم سبز شود ✍️ احسان محمدی 🔹 طبقه دوم ورزشگاه آزادی جا برای نشستن نبود، ایستاده
قصه‌های نان و نمک(39)/ چراغ قرمزی که نمی‌خواستم سبز شود ✍️ احسان محمدی 🔹 طبقه دوم ورزشگاه آزادی جا برای نشستن نبود، ایستاده بودم برای دیدن... 👇👇👇 asriran.com/004cQV @MyAsriran

قصه‌های نان و نمک(۳۹)/رشته تحصیلی: دامپیوتر! ✍ احسان محمدی 🔹اواخر دهه هفتاد که دانشجو شدم رشته کامپیوتر خیلی روی بورس بود. ب
قصه‌های نان و نمک(۳۹)/رشته تحصیلی: دامپیوتر! ✍ احسان محمدی 🔹اواخر دهه هفتاد که دانشجو شدم رشته کامپیوتر خیلی روی بورس بود.  بچه‌های این رشته جوری از کامپیوتر حرف می‌زدند که... 👇👇👇 asriran.com/004cK1 @MyAsriran