ڪانال شب شـ؏ـر
رفتن به کانال در Telegram
«بی تو مهتاب شبی باز» ، در اوهامِ خودم... گمشدم، کوچهی بنبست، مرا بیتو شکست! ✍پرویز شالی
نمایش بیشتر1 825
مشترکین
-324 ساعت
-117 روز
-2830 روز
آرشیو پست ها
1 825
نه میدانم چرا بار سفر بستم که بگشایم
نه میدانم کجایم تا ز راه رفته بازآیم
مرا از نیستی دعوت به هستی کرد نجوایی
پذیرفتم ولی ای کاش میگفتم نمیآیم
چه خیری دیده بودی از وجود ای مهربان مادر
که بردی رنج هستی را و آوردی به دنیایم
گرفتم در بهشت آدم خطایی کرد، حرفی نیست
چرا من جای او در خاک روحم را بفرسایم
نیاوردم به این زندان کسی را با خودم گفتم
گر از رنجی نمیکاهم به رنجی هم نیفزایم
تو تنها اتفاق خوب دنیای منی اما
تو هم ای عشق با تنهاییام بگذار تنهایم
به هر جا پر زدم با سر زمین خوردم، نفهمیدم
که سقفی شیشهای بین من است و آرزوهایم
من از خاطر نبردم هرگز اقیانوس بودن را
کنون شاید کویر اما هنوز از دور دریایم
ز خوابِ مرگ بیدارم مکن صبح قیامت هم
که با این خستهجانی تا ابد باید بیاسایم
. ✍️فاضل نظری
@shabesher3
1 825
مشكل دنيا اين است كه،
آدم هاى باهوش پر از شك و ترديد هستند، درحاليكه آدم هاى احمق پر از اعتماد به نفس💞
چارلز بوكوفسكى
1 825
شب ها در انتظار سپیده
با آتشی که در دل من بود ،
چون شمع ، قطره قطره چکیدم
افسوس ! بر دریچه ی باد است
فانوس نیمه جان امیدم ...
#هوشنگ_ابتهاج
@shabesher3
1 825
با چشمان گُنگِ سرگشتهاش پرسید؛
[اگر چه پیدا بود، بسیار میشناخت اما
گویی در هزارتوی پرسش
خویش گم شدهاست] کیستید..!؟
ما؛
ما همان خیابان معتقدی هستیم
که گاهی مست میکنیم و به جاده میزنیم!
ما؛
همان پرندگان دلتنگی شدهایم
که سنگین سنگین
روی شانهی سروهای بالا، سروهای بلند
از فشار بیامان نزیستن هامان کوچ میکنیم!
ما نخستین آدمیان خردمند جهانیم
که بیش از هزار سال است
کودکان شرور درونمان بر ما فرمان میرانند!
ما همان باغ هزاردستانیم
که کلاغهای سیاه برایمان آواز میخوانند!
ما فرزندان گمراه آتشیم
که گردِ بادهای تُنکِ سرد نیایش میکنیم!
دانستی که ما کیستیم
اگر به پاسخ این پرسش رسیدی
با ما سخن بگوی...!
#محسن_قریب
@shabesher3
1 825
از محلهی «سفید» رفتیم
و در محلهی«سیاه» منزل کردیم.
آنجا، کودکی و دوستی و خنده را
در کوچهی مهتاب جا گذاشتم.
اینجا، مادرم از پس پدرم ،
ققنوس خاکستر خانهای شدند.
از محلهی «سیاه» هم
اسبابکشی کردیم به محلهی «سبز».
آنجا، تنهایی و بی بهره بودن را
در اتاقکی گریستم و جا گذاشتم.
اینجا ، قامت دختری زیبا ،
سرو آغازین شعرم شد.
خانهمان را از محلهی «سبز» به محلهی
«سرخ» بردیم.
آنجا، ترانه و میعاد عاشقانه
و چشم یار را جا گذاشتم.
اینجا دیگر تفنگ و کوه و سنگر بود
ودود و باروت .
خون بود و رفاقت با سیاست.
اکنون ، من
خانهام در محلهی «زرد» است.
ساکن کوچهای پاییزی،
آیینههای یادگاری دور و برم را گرفتهاند.
نگاهشان میکنم ، نگاهم میکنند.
پیش از آنکه
دیگر بار
به دیار ناپیدای عدم بازگردم.
#شیرکو_بیکس
@shabesher3
1 825
خب! هوس کردم دوباره تا غزلسازی کنم
شاید این لامذهب دل را کمی راضی کنم
شهر تاریک نفس را ، قلب را ، دیوانه وار
با نگاه وُ چشم هایت ، نورپردازی کنم
نیستی این دور و بَرها، راه دیگر نیست پس،
با خیال ِ ناز ِ رویت ، مست ، طنّازی کنم
غم به باغم میزند ، بی تو چنارم سوخته
در کناری چند خط ، افسانه پردازی کنم
میروم شاکی تر از شاکی به قصد محکمه
بازمیگردم ، کلاه خویش را قاضی کنم
کاشکی می آمدی ، پسکوچهی تنهایی ام
تا به پاهایت بیافتم ، تا سرافرازی کنم
رنج راه و دوری و بیچارگی کم درد نیست
تا به کِی با بال خسته «دورپروازی» کنم؟!
شعر میگویم برایت قصه میبافم ،نشد!
تار مویت را بیاور تا که «شهنازی» کنم
ماندهام مثل سلاطین در شب پایان خود
خود میآیی ماه جان! یا «خودبراندازی» کنم؟!
شعر پایانش رسید و من نفهمیدم چطور
این دل لامذهب خود را کمی راضی کنم!
#میم_ابراهیم_حسینی
@shabesher3
1 825
🤞🕊
بر دل بِکشَم آن غمِ هجران و غمِ یار
هر چند دلم زخمی و درمان شدنی نیست
#راحم_تبریزی
@shabesher3
1 825
ورق زد
برگ ؛برگ خیالم را
حکم
همان دل...
#فرزانه_صیــــاد
@shabesher3
1 825
🥀🖤🥺
از پیش درختی می آیم . . .
عاشق . . .
آرام بود و ساکت
نور میخورد و رشد میکرد
نور میخورد و بالا میرفت
من ندیدم به زیبایی برگهایش بنازد
ندیدم به سختی تنه اش
مغرور شود . . .
استوار بود
پایدار بود
قدرتمند بود
اما بی صدا رو به آسمان
رفته بود ، رفته بود . . .
سبز بود . . .
مهربان بود . . .
میشد بهش تکیه داد
میشد بهش نگاه کرد
میشد در سایه اش آرمید
بی هیچ واهمه ای . . .
من ندیدم آب را قضاوت کند
یا با خاک رقابت کند . . .
بزرگ بود تا عشق بورزد به :
هر آنکس که از کنارش عبور میکرد . . .
از پیش درختی می آیم . . .
متواضع بود . . .
من درختی را دیدم که
آرام و بی صدا آسمانی میزیست
اما من ، همچنان
پای در گل و لای زمین دارم . . .
چه تفکر عجیبی ست
برتری جویی انسان ، چرا که حتی
کرم خاکی در پای درخت
به پروانه شدن می اندیشد . . .
برتری در بودن نیست . . .
در چگونه زیستن است . . .
🎙#رضا_ماد
@shabesher3
1 825
🍀ماهمیشه بلندترین تاریکی سال
🍉یعنی یلدا رو به هم تبریک میگوئیم
🍀ولی فراموش میکنیم
🍉طولانی ترین روشنایی سال رو
🍀تبریک بگوئیم
🍉اول تیر ( جشن تیرگان )
🍀طولانی ترین روز سال بر اعضای عزیز مبارک
@shabesher3
1 825
آیینهوار با تو اقرار پشتِ اقرار
تو مثلِ سنگ اما انکار پشتِ انکار
تو دور میشوی من وعده به وعده نزدیک
منزل به منزل اما دیوار پشتِ دیوار
هر قدر چشمانت دریاست پشتِ دریا
اما دلِ تو انگار شنزار پشتِ شنزار
هر شب اگر بخوابم با تو قرار دارم
حسرت همیشه باقیست دیدار پشتِ دیدار
من یک نخوردهمستم از مزهٔ نگاهت
بسیار این چنیناند هشیار پشتِ هشیار
خسته نمیشوم از نازِ تو را کشیدن
خسته نمیشوی از آزار پشتِ آزار
من سوختم که آتش بر دامنِ تو افتد
تا شاهدان ببینند بازار پشتِ بازار
پنداشتی که باید پردهنشین بمانی
من پرده را دریدم پندار پشتِ پندار
حالا که نوبتِ توست آیینهٔ خودت باش
راهی نمانده غیر از اقرار پشتِ اقرار
#افشین_یداللهی
shabesher3
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
