fa
Feedback
پرسفونه

پرسفونه

رفتن به کانال در Telegram

‏«دلیر باش در به‌کارگیری فهم خویش!» ▫️▫️▫️▫️▫️▫️ ارتباط بامن: @persephoneh

نمایش بیشتر
384
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+530 روز

در حال بارگیری داده...

ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
دسامبر '24
دسامبر '24
+7
در 1 کانال‌ها
نوامبر '24
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+3
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+14
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+4
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+14
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+13
در 2 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+13
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+12
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+48
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+296
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
21 دسامبر0
20 دسامبر0
19 دسامبر0
18 دسامبر+1
17 دسامبر0
16 دسامبر+1
15 دسامبر+1
14 دسامبر0
13 دسامبر0
12 دسامبر+1
11 دسامبر+1
10 دسامبر0
09 دسامبر0
08 دسامبر0
07 دسامبر0
06 دسامبر+2
05 دسامبر0
04 دسامبر0
03 دسامبر0
02 دسامبر0
01 دسامبر0
پست‌های کانال
#موسیقی #آبل_سلاوکوئه #موسیقی_ملل #افریقای_جنوبی (ژوهانسبورگ)

2
🍀@perseph0neh چند سال پیش مستندی می‌دیدم از زندگی پرندگان بومی آمازون. نشان می‌داد که گاهی پرنده دچار‌ انگل بیرونی می‌شود و انگل روی بدن‌اش لانه می‌کند, آرام آرام از لای پرها پوست‌اش را سوراخ می‌کند و همان‌جا بزرگ می‌شود و تزاید می‌کند. از جا کندن‌اش و مجاورت جای زخم با هوا چنان دردناک است که پرنده ترجیح می‌دهد با همان کرم‌های زشت کثیف بسازد غافل از آن‌که این ساختن یعنی به هفته‌ای از پا درآمدن. یادم هست که نشان می‌داد ساعات آخر، پرنده روی شاخه‌ها به‌زور خودش را نگه می‌دارد درحالی‌که که کنار سرش یک سوراخ مهوع باز است و جشن کرم‌هاست. همان‌جاست که سرانجام توان از کف می‌دهد و از شاخه می‌افتد و چرخه‌ی غذای جهان را با باقی بدن نزارش خوراک می‌دهد.  راست‌اش کل ماجرا حکایت غمگین درستی است. زخم و دمل به‌چرک نشسته را که از پوست بکنی، آن جریان هوای تازه که می‌خورد به جای زخم، سوزش نسجت اینجور به تو می‌نماید که همان تحمل ناگواری مألوف و مزمن بهتر بود از این درد جراحت تازه ... غافل از این‌که بهبود و ترمیم کمی صبر و کمی هوای تازه می‌طلبید. نبودن یک آدم‌هایی در زندگی‌ات ، یا «نبودن چرک وجود یک آدم‌هایی درزندگی‌ات» موهبت است. اصلا خود خوشبختی است. کاش ترس از بریدن رفاقتی که جا بازکرده بود به سالیان و به عفونت نشسته حالا،  کاش آن درد وزش نسیم خنک به زخم خونریز جداشدن‌ها، طبع راحتی‌طلب آدم را نفریبد. همان‌جور که مثلا ملافه نو می‌کنی و حال خوابیدنت از رایحه‌ی نو و تازگی لمس‌اش خوش می‌شود. راست‌اش توی پوست تازه نفس کشیدن خودش تفاوت را به تو نشان می دهد فقط اگر بتوانی آن وزش هوای تازه را به زخم‌هایت تاب بیاوری و وسوسه نشوی که از سر ترس دمل کنده شده را دوباره به جایش بازگردانی. #وبلاگ #ویراسته #نوامبر۲۵ #بیست‌و‌پنج_نوامبر 🍀@perseph0neh
165
3
به باور زروانیان پیش از این‌که زمین یا آسمان وجود داشته باشد #زروان به‌تنهایی وجود داشت. او در آرزوی داشتن یک پسر هزار سال قر
به باور زروانیان پیش از این‌که زمین یا آسمان وجود داشته باشد #زروان به‌تنهایی وجود داشت. او در آرزوی داشتن یک پسر هزار سال قربانی کرد (به اعتقاد ایرانیان باستان قربانی کردن به خودی خود اعتبار و نیرو داشت و به این مفهوم نبود که او برای دیگری قربانی می‌کرد) باری، پس از هزار سال زروان در برآورده شدن آرزوی‌اش شک کرد. در همین لحظه در بطن او نطفه‌ی یک جفت توامان به‌وجود آمد: #اهورامزدا که نتیجه‌ی برآورده شدن آرزوی او و #اهریمن که نتیجه‌ی شک او بود. زروان با خود عهد بست که هرکدام زودتر به‌دنیا بیاید فرمان‌روایی جهان را به او بدهد. اهریمن پیش‌دستی کرد و بطن پدر را درید و بیرون آمد و به زروان گفت: «من اورمزد پسر تو هستم. زروان گفت: پسر من روشن و خوش‌بوست ولی تو تاریک و بدبویی و زار زار گریست» و فرمان‌روایی جهان برای نه هزار سال به اهریمن داده شد! #ایران #ایرانه #اسطوره #اساطیر_ایران ▫️برگرفته از کتاب #شناخت_اساطیر_ایران از #جان_هیلز
431
4
#ایتالیا #کارتون #الساندرو_گاتو #Alessandro_Gatto
#ایتالیا #کارتون #الساندرو_گاتو #Alessandro_Gatto
191
5
خانه دقیقن جایی‌ست که آدم آن را بدیهی می‌گیرد؛ خانه جا و مکان من است، جایی که من بدان تعلق دارم، در آن احساس راحتی می‌کنم و م
خانه دقیقن جایی‌ست که آدم آن را بدیهی می‌گیرد؛ خانه جا و مکان من است، جایی که من بدان تعلق دارم، در آن احساس راحتی می‌کنم و می‌توانم برای خودم کسی باشم، کسی که می‌خواهندم. #کتاب‌خانه #مایکل_الن_فاکس #همه_چیز_درباره_خانه
273
6
امروز بهمن روز و بهمن ماه و ⁧ #جشن_بهمنگان ⁩ (= ۲۶ دی خورشیدی) است. بهمن در ⁧ #اوستا ⁩ (Vohu Manah) به معنی «منش نیک»، یکی از
امروز بهمن روز و بهمن ماه و ⁧ #جشن_بهمنگان ⁩ (= ۲۶ دی خورشیدی) است. بهمن در ⁧ #اوستا ⁩ (Vohu Manah) به معنی «منش نیک»، یکی از امشاسپندان ⁧ مَزدَیسنا ⁩ و نام دومین ماه زمستان است. ▫️عکس: نمایی از آرامگاه #خشایارشا در #نقش_رستم و کار #نیوشا_توکلیان
261
7
🟢🍀.
231
8
نام این خط‌خطی را بلوغ گذاشته‌ام. به‌گمان‌ام آدمیزاد در زندگی دوبار بلوغ را تجربه می‌کند یکی وقتی از دوران کودکی خارج می‌شود و دیگری به هنگام ورود به دوران میانسالی و چه هر دو به‌هم شبیه! تفاوت بزرگ‌شان در خودآگاهی‌ای‌ست که در بلوغ اول نداری و در بلوغ دوم بهتر است داشته باشی. در «بلوغ» اول وجودت دو نیمه‌ است: بزرگسال و کودک. شیمی‌ات‌ بزرگسال است و فیزیک‌ات کودک. گاهی از خودت عقب می‌مانی. دیده‌ای که در نوجوانی دماغ‌ات بزرگ می‌شود؟ صدایت تغییر می‌کند، پاهایت ساز خودشان را می‌زنند و هی به این‌ور و آن‌ور گیر می‌کنند؟ قدت بلند می‌شود درحالی‌که جثه‌ات کوچک مانده و «قامتِ ناسازِ بی‌اندام»ی داری؟ در بلوغ دوم تمام این بلاها بر سر روان‌ات می‌آید؛ روانی تکه پاره و ناساز! باید هر تکه‌اش را از جایی پیدا کنی و مثل جورچین در کنار هم بچسبانی و تلاش کنی تا وجودت را یک‌پارچه کنی. یکی از این تکه‌ها همان «پاهای کودکی» است؛ پاهایی که هنوز تمنای دویدن و جَستن دارد. اما تمنا چیزی‌ست و «توان» چیزی دیگر! گذشته از این، «پاهای کودکی» جهت حرکت‌شان رو به عقب است. می‌خواهند بازیگوشانه و لی‌لی‌کنان تو را از پیش‌رفتن بازدارند. غافل از آن‌که تو همانند #اورفه برای بازپس گرفتن معنای زندگی‌ات #اوریدیس از نگاه به پشت سر منع شده‌ای. اگر به عقب بنگری شور و شوق زندگی را برای همیشه از دست خواهی داد. و این‌گونه است که میان‌سالی، این «لحظه‌ی شگفت عزیمت»، بسته به آن‌چه گرد آورده و اندوخته‌ای یا در نقصان و جهالت خواهد گذشت یا در کمال و سلامت. #وبلاگ #پرسفونه 🍀@perseph0neh
268
9
بدون متن...
240
10
🟢🍀.
198
11
شاهرخ مسکوب در این نوشتار با زبانی روان و بیانی صریح از مسئله‌ی ربط زبان و ادبیات فارسی با هویت ملی ایرانی ارائه می‌دهد.
261
12
نوجوان بودم و دلبسته به کسی. بار اولم بود با همه مقتضیات عاشقی. رنج و دل‌‌دل زدن و آسیب‌پذیری و اشتیاق و هیجان و... آنهم در قبال کسی که چندان مرا دوست نداشت. پس رنج به باقی طیف عواطف غالب بود. مدت طولانی زیاد گریه میکردم. زیاد مریض می شدم. منتظر می ماندم. ولی خسته نمی شدم. فکر میکردم هر چقدر بیشتر پافشاری کنم، نهال آن عشق مجبور می شود به شکفتن و ثمر دادن. زندگی را بلد نبودم. یک روز مادرم خویشتن‌داری عمدی اش را گذاشت کنار و آمد توی اتاقم و بی مقدمه گفت: مناسبات این دنیا، ارزش اینهمه بالا پایین شدن را ندارد. البته که این حرف من در این شرایط برایت در حد حرف می ماند ولی زمان، خودش به تو بی اعتباری روابط انسانی را نشان میدهد. فقط میخواهم دستکم آگاهانه بدانی تا موقعش برسد، اینهمه رنج لازم نبوده و نیست... حرفش در حد حرف باقی ماند و من ادامه دادم.... و سالها گذشت و زمان، بارها و بارها این بی ثباتی را به من نشان داد. زمان به من فهماند عواطف انسانها نسبت به هم، می تواند مشمول گذر روزها شود. می تواند بسیار بی اعتبار باشد. میتواند مثلا امروز «تا ابد» باشد و‌ دقیقا فردا تمام شود... زیستن‌ و فهمیدن این حقیقت اما، چه فایده داشته اگر من نتوانم مثل مادرم عمل کنم و به کودکم که از بی مهری دوستی در آغوشم پنهان شده و روی سینه ام اشک میریزد، یاد بدهم که دوستی و مهر و عشق و علاقه انسان به انسان، بسیار بامعنا و باارزش و بسیار بی‌ضمانت است... تمام تعطیلات و بخصوص در هفته آخر منتظر و بیتاب دیدار دوستش بود. روزی که هم را دیدند دوست حوصله اش را نداشت با همبازی دیگری مشغول بود... جوری که در توصیف موقعیتش گفت: «با من یک جوری رفتار کرد انگار من هوا هستم»... بلد نبود بگوید به من بی توجهی کرد، اعتنا نکرد، مرا ندید. و همزمان اینقدر خوب بلد بود توصیف کند: با من مثل هوا برخورد کرد.... یاد خودم در پوست بیست ساله ام افتادم که از رشت تا تهران با چه شوقی رفته بودم مثلا سر قرار. هدیه درخور برده بودم. لباسهای نو پوشیده بودم. با شدیدترین شریان خون آغشته به هیجانی معصوم و وحشی، به جوش و خروش، طرف حتی حاضر نشد چند دقیقه مرا ببیند، گفته بود خیلی سرش شلوغ است... دو هفته منتظر ماندم. اولین سیلی سخت از آن روی زشت حقیقت؛ حقیقت بسیار خواستن کسی در عین دوست داشتنی نبودن، و فایده تحمل آن تحقیر و زنده در آمدن از رنج چه بوده اگر نتوانم به یک آدم جدید بگویم ایراد از او نیست، دوست داشتن دیگران انتخاب است و ضامن ندارد و در عوض می تواند تاریخ انقضا و نقطه انتها داشته باشد. سه دهه گذشته را از این منظر با سه مثال واقعی برایش تعریف کردم: برایش از دوستی گفتم که وقتی بسیار از من کمک مالی و شغلی و اعتباری گرفت و به موقعیت دلخواه رسید، یک روز بیخبر مرا از زندگیش خط زد. برایش از یک روزی در سالهای دور تعریف کردم که همه همکارهایم، بیست و خرده ای آدم به صبحانه تولد کسی دعوت بودند جز من. رفتم دیدم گوش تا گوش نشسته اند به جشنی که از قبل برایش تدارک دیده اند و فقط من زیادی ام. برایش از روزگار خیلی دورتری گفتم که کل دوستانم در شهرک با هم تصمیم گرفتند با من بازی نکنند. با اشک نگاهم می کرد: تو چیکار کردی بعدش ؟ اشکش را پاک کردم: مدتی با خودم و عروسکهایم بازی کردم تا دوستهای دیگری پیدا کنم. جشن تولد کسی دیگر را شرکت کردم که با من مثل هوا برخورد نکند! دوستیهایی را ادامه دادم که قدر دوست خوب را بدانند... محکم بغلم کرد. محکم بغلش را جواب دادم. فایده زنده ماندن و گذر از سیاهی رنج چیست اگر ندانیم چطور دست دیگری را در تاریکی بگیریم؟ #وبلاگ #بیست_و_پنجم_نوامبر
314
13
#گریه #قدیمانه #گیتی_پاشایی #موزیک_ویدیو #تلویزیون_ملی_ایران | دهه‌ی پنجاه
#گریه #قدیمانه #گیتی_پاشایی #موزیک_ویدیو #تلویزیون_ملی_ایران | دهه‌ی پنجاه
287
14
آتش‌دان‌های دوران #ساسانی در⁧ #نقش_رستم ⁩ #ایرانه #ساسانیان #ایران_باستان ▫️عکس از #آنتوان_سوریوگین (دوران قاجار) 🍀@perseph0
آتش‌دان‌های دوران #ساسانی در⁧ #نقش_رستم ⁩ #ایرانه #ساسانیان #ایران_باستان ▫️عکس از #آنتوان_سوریوگین (دوران قاجار) 🍀@perseph0neh
298
15
درین روزگار آن ابر زرپاش‌ سستی گرفته بود و کم باریدی. #گفتانه #ابوالفضل_بیهقی 🍀@perseph0neh
درین روزگار آن ابر زرپاش‌ سستی گرفته بود و کم باریدی. #گفتانه #ابوالفضل_بیهقی 🍀@perseph0neh
290
16
آتش‌دان‌های دوران #ساسانی ⁧ در #نقش_رستم ⁩ ‏آتش‌دان بزرگ‌تر ۱.۷۸ متر و کوچک‌تر ۱.۵۷ متر است. ‏#آندره_گدار می‌نویسد: «این آتش‌
آتش‌دان‌های دوران #ساسانی ⁧ در #نقش_رستم ⁩ ‏آتش‌دان بزرگ‌تر ۱.۷۸ متر و کوچک‌تر ۱.۵۷ متر است. ‏#آندره_گدار می‌نویسد: «این آتش‌دان‌های نزدیک به‌هم ساخته شده، برای آیین آتش و آب استفاده می‌شدند» #ایرانه #ساسانیان #ایران_باستان
381
17
وزنه‌ی ‌سنگی با نقش کاهن رام‌کننده دو ⁧ #یوزپلنگ ⁩ و عقرب‌هایی در کناره‌اش، موزه ملی ایران. ‏قدمت این وزنه‌سنگ که برساخته‌ی ت
وزنه‌ی ‌سنگی با نقش کاهن رام‌کننده دو ⁧ #یوزپلنگ ⁩ و عقرب‌هایی در کناره‌اش، موزه ملی ایران. ‏قدمت این وزنه‌سنگ که برساخته‌ی تمدن کهن ⁧ #جیرفت ⁩ (ارته_آراتا) است به هزاره‌ی سوم تا هزاره‌ی چهارم پیش از میلاد می‌رسد. ‏⁧ #ایرانه ‏⁧ #ایران ⁩_باستان ▫️از توییتر #سام_گیوراد
1
18
🍀@perseph0neh تکرار آسیب بدونِ ترمیم، یعنی فرسایش. خیلی وقت‌ها رابطه‌ها در نتیجه همین فرسایش تمام می‌شوند. جایی که یکی یا هر دو طرف رابطه بارها فکر کرده‌اند که مشکلی بوده و تمام شده، امّا هربار زخمی ترمیم‌نشده باقی مانده است و با رسیدن آسیب بعدی، زخمی روی زخم نشست. آخرِ کار، این زخم‌ها، رابطه را به لباس نخ‌نما و فرسوده‌‌ای تبدیل می‌کنند که تنِ تنهایی هیچ کدام از طرفین را نمی‌پوشاند. هر تنش یا دعوایی، هر پرخاش یا بی‌اعتمادی‌ای، هر تخلیه خشم یا بدبینی‌ای، نیاز به ترمیم دارد‌. ابتدای رابطه می‌توان ولخرج بود و از روی آن‌ها پرید چون رابطه جانِ زیادی دارد. امّا کمی بعد، رمقِ اشتیاق‌های آغازین که رفت، صدای مفاصلِ فرسوده‌ی رابطه بلند می‌شود. امّا ترمیم یعنی چه؟ یعنی رنجش دیگری را دیدن، درباره احساسش از او پرسیدن، حق دادن، به قدر نیاز از فکر و احساس خود گفتن، بدون افراط جبران کردن و برای درست شدنِ چیزها و از میان رفتن رنجش، دیگری را هل ندادن. ترمیم یعنی بدانی که اگر خشمت را خالی کردی، دیگری برای خاموش کردنش بهایی داده و آن بها را از روانِ خودش یا از توش و توان رابطه برداشته است. ترمیم یعنی بدانی پول رابطه محدود است و اگر جایگزین نشود، تمام می‌شود. آدم‌ها حتی اگر زور هم بزنند، وقتی ته بکشند نمی‌توانند در یک رابطه بمانند. ترمیم یعنی رابطه به ناگزیر زخمی می‌شود امّا حواسم به زخم‌هایش هست تا جانش را نگیرند. #دیدگاه #محمود_مقدسی 🍀@perseph0neh
281
19
شاهکار گمنام .pdf
299
20
#قدیمانه | ۱۳۵۳
#قدیمانه | ۱۳۵۳
263