ویراستار
صرفاً پیام ضروری و کاری: @Hjavid تلفن دفتر نشر سده: ۶۶۸۶۲۱۴۳ (پاسخگویی در ساعات اداری)
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام ویراستار
کانال ویراستار (@virastaar) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 10 284 مشترک است و جایگاه 3 812 را در دسته کتب و رتبه 31 562 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 10 284 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 22 اکتبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -4 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -1 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 28.85% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 9.29% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 2 968 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 956 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 32 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند جلد, چاپ, کتاب, ناشر, کس تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“صرفاً پیام ضروری و کاری:
@Hjavid
تلفن دفتر نشر سده:
۶۶۸۶۲۱۴۳
(پاسخگویی در ساعات اداری)”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 23 اکتبر, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کردهاند.
در حال بارگذاری دادهها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 23 اکتبر | +4 | |||
| 22 اکتبر | 0 | |||
| 21 اکتبر | 0 | |||
| 20 اکتبر | +1 | |||
| 19 اکتبر | +2 | |||
| 18 اکتبر | +3 | |||
| 17 اکتبر | +1 | |||
| 16 اکتبر | +4 | |||
| 15 اکتبر | +4 | |||
| 14 اکتبر | +1 | |||
| 13 اکتبر | 0 | |||
| 12 اکتبر | +1 | |||
| 11 اکتبر | +1 | |||
| 10 اکتبر | +1 | |||
| 09 اکتبر | +1 | |||
| 08 اکتبر | 0 | |||
| 07 اکتبر | 0 | |||
| 06 اکتبر | 0 | |||
| 05 اکتبر | 0 | |||
| 04 اکتبر | +2 | |||
| 03 اکتبر | 0 | |||
| 02 اکتبر | 0 | |||
| 01 اکتبر | +5 |
| 2 | در ضرورت بررسی کیفی کتاب پیش از توزیع
در اغلب مؤسسات انتشاراتی بزرگ و معتبر ایران دستکم دو مرحله نمونهخوانی و تأیید متن آمادهی چاپ وجود دارد، اما یک نوع بررسی اساساً معمول نیست: بررسی پس از انتشار و پیش از توزیع.
هر محصول نیکویی که در خط تولید قرار میگیرد تولیدکنندهاش از محصول نهایی نمونهی تصادفی میگیرد و، بسته به نوع آن، بررسی کیفی را در آزمایشگاه یا دفتر تولید انجام میدهد و سپس مجوز توزیع را صادر میکند. در موضوع تولید کتاب اما، متأسفانه، چنین رویکردی رایج نیست: خیلی از کتابها مستقیماً از چاپخانه یا صحافی به مؤسسات پخش میروند و بعضاً حتی پیش از آنکه به دفتر یا انبار ناشر برسند در دست مصرفکنندهی نهاییاند!
ضروری است که ناشرها هر کتاب را پیش از توزیع آن دستکم از این جنبهها بررسی کنند: محتویات و شکل فیزیکی جلد دچار اغلاط یا خطاهای فاحش نباشد، فرمبندی یا ترتیب (چه در چاپ افست و چه در چاپ دیجیتال) بهدرستی انجام شده باشد، تصاویر احتمالی کتاب باکیفیت و بدون مشکل چاپ شده باشند، برش درست انجام شده باشد، و کیفیت و خوانایی چاپ متن مطلوب باشد و اصطلاحاً «کچلی» نداشته باشد.
جمعآوری کتاب ایرادداری که توزیع شده هم هزینهی مادی و هم هزینهی اعتباری گزافی دارد و ممکن است، اگر از پخش کتاب چند روز گذشته باشد، بهطور کامل هم شدنی نباشد. پس چه بهتر که پیش از توزیع هر کتاب چند ساعتی زمان صرف کرد و بررسی نهایی را انجام داد. این هم به نفع ناشر است و هم جزو حقوق خریدار.
۲۶ مهر ۱۴۰۵
حسین جاوید
@Virastaar | 2 714 |
| 3 | کتاب سده منتشر کرد:
تپشهایی شیدایی
نامههای عاشقانهی غسان کنفانی به غادة السمان
ترجمهی غسان حمدان
چاپ سوم: پاییز ۱۴۰۵/ ۹۸ صفحه/ قطع رقعی
«تو نزد من از خشم و اندوه و قهرت زیباتری. تو نزد من چیزی هستی که یارای فراموشیات نیست... نهتنها دوستت دارم، بلکه به تو ایمان دارم: به تو ایمان دارم، آنسان که نجیب به وطن، پرهیزکار به خدا و صوفی به غیب...»
@SadePub | 3 125 |
| 4 | کتاب سده منتشر کرد:
جعفرخان از فرنگ آمده
(کمدی در یک پرده)
حسن مقدم
چاپ ششم: پاییز ۱۴۰۵/ ۸۴ صفحه/ قطع جیبی/ جلد نرم فابریانو
@SadePub | 3 196 |
| 5 | اینجا گراند هتل تهران است، در خیابان مجلل و غرق نور لالهزار، سالهای آخر حکومت قاجار. احمدشاه در ضعیفترین موقعیت سیاسی خود است و به بهانهی معالجه در سفر فرنگ به سر میبرد و سردار سپه رفتهرفته قدرت میگیرد.
قرار است بهزودی اثری روی سن برود: #جعفرخان_از_فرنگ_آمده.
هنوز کسی نمیداند که این «پیِس» با استقبال پرشور تماشاگران مواجه و در تاریخ فرهنگ ایران ماندگار میشود... نویسندهی جوان اثر، #حسن_مقدم، هم خبر ندارد که چیز زیادی از عمرش نمانده و مقدر است در آسایشگاه لیزن سوئیس از مرض سل بمیرد، بیآنکه انقراض قاجاریه ــ حکومتی که دیپلمات آن بود ــ و برآمدن پهلوی را ببیند.
تالار گراند هتل روزهای متمادی از جمعیت پر و خالی میشود و جعفرخان به حافظهی عمومی مردم میپیوندد. #مطبعه_ی_فاروس متن نمایشنامه را به طبع میرساند، کاری که در آن سالها باب نیست و نشان روشنِ استقبال خیرهکننده از جعفرخان است.
یک سده پس از آن روزهای پرتبوتاب، #کتاب_سده نسخهای از این اثر را چاپ کرده که حالوهوای بصری همان نسخهی #مطبعه_ی_فاروس را دارد.
چاپ ششم #جعفرخان_از_فرنگ_آمده بهزودی روی پیشخانها مینشیند.
@SadePub | 2 801 |
| 6 | چاپ پنجم گلف روی باروت بر پیشخان کتابفروشیها
کتاب سده منتشر کرد:
گلف روی باروت
آیدا مرادی آهنی
چاپ پنجم: پاییز ۱۴۰۵/ ۵۴۳ صفحه/ قطع رقعی/ جلد نرم فابریانو/ ۱۵۹۰۰۰۰ تومان
گلف روی باروت نخستین رمان آیدا مرادی آهنی به شمار میرود. این اثر پیرنگی معمایی دارد و داستانیست دربارهی زنی جوان که بعد از ملاقات با یک مرد، درگیر یک سری بازی خطرناک میشود و درست زمانی که تصمیم میگیرد این مرد و اتفاقات پیرامونش را فراموش کند به مسیر اتفاقات جدیدی میافتد.
کتاب سده رمانهای شهرهای گمشده و آوازهای چند فیلسوار و نیز مجموعهجستار تختخواب دیگران را هم از همین نویسنده منتشر کرده است.
⏳👈 خرید با ارسال رایگان:
@salesadmin1
@SadePub | 2 944 |
| 7 | نزدیک دو سال است در همراهی با شما و برای گذار از شرایط سختی که گرانی کاغذ پیش آورده، قیمت کتابهای الکترونیک (متنی و صوتی) کتاب سده را در #فیدیبو، #طاقچه و #کتابراه تغییر ندادهایم. اکنون ناگزیریم مقداری افزایش قیمت داشته باشیم، اما آن را موکول به ده روز آینده میکنیم.
⏳ تا پایان هفتهی اول مهرماه، میتوانید در پلتفرمهای فیدیبو، طاقچه و کتابراه با جستوجوی نام «کتاب سده» با قیمت قدیم به نسخههای الکترونیک آثار ما دسترسی داشته باشید.
به امید روزهای روشن
کتاب سده
@SadePub | 3 557 |
| 8 | ایموجیها یا شکلکها این روزها پایانبخش بسیاری از جملات هستند تا زهر برخی گفتهها را بگیرند یا بار طنزآمیز یا عاطفی جمله را پررنگتر و جای خالی لحن گفتار و زبان بدن را پر کنند.
وقتی از ایموجی یا شکلک در پایان یک جمله استفاده میکنیم، منطقاً دیگر نیازی به استفاده از نقطه نیست، چون شکلک به اطلاع خواننده میرساند که جمله تمام شده است، و مگر کارکرد نقطه جز این است؟
✅ پیشنهاد میشود:
خودت گفته بودی میتونم برم ☹️
امکان نداره 😳
باشه، قبوله 😃
❌ پیشنهاد نمیشود:
خودت گفته بودی میتونم برم. ☹️
امکان نداره. 😳
باشه، قبوله. 😃
دقت بفرمایید که اساساً کاربرد ایموجیها یا شکلکها در مراودات دوستانه یا غیررسمی است.
۲۷ شهریور ۱۴۰۵
حسین جاوید
@Virastaar | 4 247 |
| 9 | پیشنهادی به کتابفروشها: برچسب قیمتِ بهروز
این روزها، کتاب خریدن از کتابفروشیها به تجربهای نسبتاً تلخ و گاهی حتی تحقیرآمیز بدل شده است؛ نهتنها بهخاطر گرانی ترسناک کتاب، بلکه همان اندازه از باب مشخص نبودن قیمتها. دیگر تقریباً هیچ کتابی قیمت پشت جلد ندارد. آنها که جدیدترند شاید رمزینه (کیوآرکد) داشته باشند و بتوان با چند دقیقه کلنجار رفتن به بهایشان پی برد، اما مشکل اصلی هنگام تورق و بررسی کتابهای قدیمیتر ــ که هنوز در کتابفروشیها پرشمارند ــ رخ میدهد: قیمتها را خراشیدهاند یا پوشانیدهاند یا اگر چنین نکردهاند، خریدار دوبهشک است که آیا کنار صندوق قرار است با تغییر قیمت مواجه شود یا خیر.
برای همهمان سخت است که مدام کتاب را پیش فروشنده ببریم و قیمت کنیم و طوری به نظر برسد که انگار چون پول نداریم، فلان کتاب را با شنیدن بهایش به قفسه برمیگردانیم، درحالیکه حق ماست در لحظه جیبمان و کالاها را بسنجیم و تصمیم بگیریم اساساً میخواهیم فلان قدر پول به بهمان کالا بدهیم یا خیر.
تورم چنان سرکش شده که نه ناشرها مقصر وضعاند و نه کتابفروشیها (کاغذ این روزها حولوحوش بندی ده میلیون تومان معامله میشود!)، اما میتوان تا گذر از وضعیت فعلی ــ که امیدوارم طولانی نباشد ــ فکر دیگری کرد: کتابفروش برای همهی کتابها برچسب قیمت مشخصی در نظر بگیرد و تا وقتی کتاب در قفسه است، کتاب را با همان قیمت بفروشد؛ هر وقت ناشر قیمت کتاب را تغییر داد یا احیاناً تورم ایجاب کرد که خود کتابفروش قیمت را بالا ببرد، برچسب قدیمی با برچسب جدید جایگزین شود. اینگونه دستکم تکلیف خریدار با کالایی که در دست دارد مشخص است و فقط رنج گرانی را میچشد، نه تلخی ناآگاهی و غافلگیری را.
امید که بهزودی دوباره خریدن کتاب تجربهای لذتبخش و دردسترس باشد، نه نیازمند برنامهریزی درازمدت.
۲۰ شهریور ۱۴۰۵
حسین جاوید
@Virastaar | 4 582 |
| 10 | «کلمات پرکننده»
«کلمات پرکننده» (Filler Words) کلماتیاند که در خلال سخن گفتن از آنها استفاده میکنیم بیآنکه ذاتاً ارزش معنایی داشته باشند. ما از این کلمات برای وقفه انداختن در پیوند و بیان مطالب بهره میگیریم. بعضی از «کلمات پرکننده» عمومیت دارند و برخی از آنها را میتوان بهنوعی «تکیهکلام» افراد خاص دانست. حتی بعضی از اصوات که به وقفه انداختن در کلام کمک میکنند، مثل «آ» و «م» کشیده، در همین رستهاند. مثلاً، لابد شنیدهاید که برخی بین حرفهایشان مدام میگویند «عرضم به حضور شما که» یا «آقایی که شما باشی» یا «میدونی» یا «عرض میکردم» یا «اینجوریه که» یا «چطور بگم»، و دهها مثال دیگر.
👈 هر چه کمتر از «کلمات پرکننده» استفاده کنیم، سخنور قهارتری به نظر میآییم و انسجام فکر و کلاممان را بیشتر به رخ میکشیم.
روزنامهنگارها یا کسانی که گفتههای شفاهی را مکتوب میکنند، نیز ویراستارانی که با چنین متونی سروکار دارند، باید حواسشان به زدودن «کلمات پرکننده» از متن پیادهشده باشد.
نکتهی مهم این است که نباید «کلمات پرکننده» را با «نقشنماهای کلامی» (Discourse Markers) اشتباه گرفت. «نقشنمای کلامی» نشاندهندهی پیوند معنایی بین اجزای جمله است. در فارسی، کلمات و عباراتی مثل «بنابراین» و «پس» و «بسیار خوب» و «بااینحال» و مانند آنها «نقشنمای کلامی» هستند، نه «کلمهی پرکننده».
۱۵ شهریور ۱۴۰۵
حسین جاوید
@Virastaar | 4 615 |
| 11 | قابهایی از «شب آیدا مرادی آهنی»
از همهی دوستان عزیزی که در این شب بهیادماندنی کنار ما بودند بینهایت سپاسگزارم.
خبر دیگر اینکه چاپ سوم رمان آوازهای چند فیلسوار بهزودی منتشر میشود.
@Virastaar | 4 675 |
| 12 | در این بیست و چند سالی که در فضای مجازی برای شما از کتاب و ادبیات و ویرایش می گویم ــ از روزگار وبلاگم «کتابلاگ» تا سالهای کانال «ویراستار» ــ کمتر پیش آمده بخواهم درددل یا گلایه کنم، اما امروز میخواهم چند خطی بنویسم.
چند روز است، در کنار صدها پیام و واکنش مهرآمیز ــ که از بن جان قدردانشانم ــ لشکر سلم و توری جمع شده و با همهی عِده و عُدهاش به میان آمده که چرا برای یک نویسندهی جوان «شب» برگزار میشود! از هیچ دشمنی و توهینی هم دریغ ندارند.
شخصاً دست آقای دهباشی را میبوسم که جسورانه به نویسندهای جدی و جوان بها داده و این فرصت را فراهم کرده که نهتنها کارهای ایشان، بلکه ادبیات معاصر ایران و زنان نویسنده مجالی برای بهتر دیده شدن داشته باشند. مگر حتماً باید زیر بغل نویسنده و پژوهشگری را بگیریم و بهسختی به مراسمی بیاوریمش تا قدرش را بدانیم؟
من هیچوقت حتی بد دشمنانم را هم نخواستهام. همیشه هر چه توانم بوده گذاشتهام و هیچ چشمداشتی نداشتهام. کتابهای خیلی از ناشرها و نویسندههای فعال را، حتی اگر وقت خواندنشان را نداشته باشم، میخرم و میخوانم و هر کس از من خواستهای دارد، تا جای ممکن، نه نمیگویم. بااینحال، یک عده انگار از اینکه یک ناشر کوچک و مستقل سرش را انداخته پایین و دارد کار خودش را میکند ناراحتاند و برنمیتابند که کتاب موفقی داشته باشد. هر سنگی به دستشان میرسد پرت میکنند، بلکه دلشان خنک شود، از فرستادن یک شکلک نامربوط پای فرستهها گرفته تا گذاشتن کامنت منفی و ... . این هم لابد منش کسانی است. چه میشود کرد؟
القصه، اگر فرصت دارید، امروز عصر قدمرنجه کنید و به «شب آیدا مرادی آهنی» تشریف بیاورید. این شب را فرصتی برای عرض اندام ادبیات داستانی ایران ببینید، نه متعلق به یک نویسنده یا ناشر خاص.
چهارشنبه (امروز)، ۱۱ شهریور ۱۴۰۵، سالن استاد شهناز خانهی هنرمندان ایران، از ساعت ۵ تا ساعت ۷
کوچک همهی شما
حسین جاوید
@Virastaar | 3 961 |
| 13 | «شب آیدا مرادی آهنی»
«شب آیدا مرادی آهنی»، در قالب نهصد و هفتادمین شب از شبهای بخارا، در خانهی هنرمندان ایران برگزار خواهد شد.
این مراسم به مناسبت انتشار رمان آوازهای چند فیلسوار، تازهترین اثر آیدا مرادی آهنی، برگزار میشود و عباس کاظمی، نازگل انصارینیا، علیرضا تغابنی، سحر اعلایی و علی دهباشی سخنرانان آن هستند.
آوازهای چند فیلسوار دربارهی شهر و عشق و، بیش از آن، داستان زندگی و زمانهی زنان است. در این رمان معماری، ادبیات و هنرهای تجسمی در هم تنیدهاند.
کتاب سده با احترام از تکتک شما دعوت میکند در این روز کنار ما باشید.
چهارشنبه، ۱۱ شهریور ۱۴۰۵، سالن استاد شهناز خانهی هنرمندان ایران
@SadePub | 3 130 |
| 14 | 📢 بهترین توییتها در زمینهی فرهنگ، ادبیات و زبانشناسی را از شبکهی ایکس (توییتر سابق) در کانال «فاز» بازنشر میکنیم. «فاز» سرواژهای است برگرفته از حروف اول این سه کلمه.
🔛 همفاز هستیم؟!👇👇👇
𝕏 👉 @Xlinguistics
𝕏 👉 @Xlinguistics
𝕏 👉 @Xlinguistics | 975 |
| 15 | کاغذ امروز هم به گران شدن ادامه داد و بندی ۷ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان را رد کرد!
بهزودی کتابهای گرانی را که در چند ماه اخیر چاپ شدند و بهای پشت جلدشان مایهی حیرتمان بود بهعنوان «شکار» از قفسهی کتابفروشیها بیرون خواهیم کشید!
(در ابتدای پاراگراف بالا میخواستم بنویسم «اگر اوضاع همینطور بماند»، اما فکر کردم کی شده که بنویسیم «اگر اوضاع همینطور بماند» و اوضاع همانطور نمانده! بنابراین، این عبارت را حذف کردم.)
۷ شهریور ۱۴۰۵
حسین جاوید
@Virastaar | 4 432 |
| 16 | کاغذ امروز هم به گران شدن ادامه داد و بندی ۷ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان را رد کرد!
بهزودی کتابهای گرانی را که در این چند ماه چاپ شدند و بهای پشت جلدشان مایهی حیرتمان بود بهعنوان «شکار» از قفسهی کتابفروشیها بیرون خواهیم کشید!
(در ابتدای پاراگراف بالا، میخواستم بنویسم «اگر اوضاع همینطور بماند»، اما فکر کردم کی شده که بنویسیم «اگر اوضاع همینطور بماند» و اوضاع همانطور نمانده! بنابراین، این عبارت را حذف کردم.)
۷ شهریور ۱۴۰۵
حسین جاوید
@Virastaar | 1 |
| 17 | کاغذ امروز هم به روند گران شدن ادامه داد و بندی ۷ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان را رد کرد!
بهزودی کتابهای گرانی را که در این چند ماه چاپ شدند و بهای پشت جلدشان مایهی حیرتمان بود بهعنوان «شکار» از قفسهی کتابفروشیها بیرون خواهیم کشید!
(در ابتدای پاراگراف بالا، میخواستم بنویسم «اگر اوضاع همینطور بماند»، اما فکر کردم کی شده که بنویسیم «اگر اوضاع همینطور بماند» و اوضاع همانطور نمانده! بنابراین، این عبارت را حذف کردم.)
۷ شهریور ۱۴۰۵
حسین جاوید
@Virastaar | 1 |
| 18 | از وقتی شبکههای اجتماعی فراگیر شد، کلی نویسنده و مترجم بنام هم صفحه زدند و هم از کتابهایشان و هم از موضوعات عمومی نوشتند.
ما دریافتیم که خیلیهایشان حتی استفاده از نیمفاصله را هم بلد نیستند و جملهها و پاراگرافهایی مینویسند که باید چند بار خواند تا معنیشان را فهمید.
«ویراستارها» خادمان خاموشی بودهاند که طی سالها نثر و زبان خیلی از پدیدآورها را ورزیده و آثار آنها را آمادهی انتشار کردند، اما خودشان از سایه بیرون نیامدند؛ چنان شرپاهایی که کوهنوردها را به قله میرسانند اما بعضاً حتی در عکسها نیستند.
۷ شهریور ۱۴۰۵
حسین جاوید
@Virastaar | 4 381 |
| 19 | با توجه به رواج روزافزون بهرهگیری از هوشوارههای گوناگون در تألیف و ترجمهی کتابها، به نظر میرسد نیاز است ناشرها بندی از این قرار به قراردادهایشان بیفزایند:
«پدیدآور تعهد میدهد هر گونه استفادهی تعیینکننده و غیرمتعارف از هوش مصنوعی را به اطلاع ناشر برساند.»
قرار نیست به جنگ آسیابهای بادی برویم، ولی قطعاً باید روشن باشد که نقش پدیدآور در نوشتن یا برگرداندن اثر چیست و چه بخش از کار را عامل انسانی و چه بخش از آن را ماشین انجام داده است. این درواقع حق خریدار نهایی کتاب است که بداند چه محصولی به او فروخته شده است و ناشر باید از طرف او این دقت را به خرج دهد و شفافسازی کند.
۳ شهریور ۱۴۰۵
حسین جاوید
@Virastaar | 5 075 |
| 20 | یک پرسش مهم: در میان نامزدها، سه کتاب بودهاند که از زبانهای ایتالیایی، آلمانی و ترکی استانبولی ترجمه شدهاند. هیچیک از اعضای محترم هیئت داوران این جایزه هیچیک از این سه زبان را نمیداند! پس چطور فهمیدهاند که ترجمهی این آثار خوب است یا بد؟ با کمک هوش مصنوعی؟ مگر میشود دور هم جمع شوی که به ترجمهی کتابی جایزه بدهی اما حتی زبان اصلی آن را ندانی؟
من احترام خیلی زیادی برای این عزیزان قائلم، ناشرها و نامزدها هم عموماً از نشرهای محبوبم یا از دوستان و همکارانم هستند، اما باید انتقاد از روندها وجود داشته باشد تا اصلاحات صورت بگیرد.
نمیشود که ده سال جایزه را بین سه تا نشر بچرخانی و صدها مترجم و دهها ناشر کاربلد دیگر را نادیده بگیری. | 4 705 |
