fa
Feedback
احسان‌نامه

احسان‌نامه

رفتن به کانال در Telegram

برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود

نمایش بیشتر
7 817
مشترکین
+324 ساعت
-57 روز
+1330 روز
آرشیو پست ها
🗓مدرسه معروف دارالفنون، ۱۶۶ سال پیش در چنین روزی، یکشنبه ۶ دی ماه ۱۲۳۰ برابر با پنجم ربیع‌الاول ۱۲۶۸ قمری، درست ۱۳ روز پیش از قتل بانی‌اش امیرکبیر با ۳۰ نفر شاگرد رسماً افتتاح شد. @ehsanname مدرسه درالفنون، که پیشرو آموزش نوین در کشورمان است، تاثیرات زیادی در فرآیندهای اموزشی امروز ما دارد. اما نگاهی به برنامه درسی این مدرسه در سالهای ابتدایی هم جالب است. طبق اسناد این مدرسه که در کتابخانه ملی موجود است، برنامه درسی آن سه کلاس در روزهای شنبه تا پنجشنبه داشته و از آن جالبتر زمان‌بندی ساعات درس است: 🔸 یک ساعت و نیم مانده به غروب تا نیم به غروب 🔹از یک ربع به غروب تا سه ربع از شب گذشته 🔸یک ساعت تا دو ساعت از شب گذشته 📸 goo.gl/F5HBXV 🕓 توضیحش این که در آن دوران، برای به خاطر سپردن اوقات شرعی، سنجش زمان را با غروب آفتاب تنظیم می‌کردند و غروب آفتاب به معنای «شب» بود. بعدا که در تهران ساعتهایی کار گذاشته شد (از جمله در همین دارالفنون) آن ساعت‌ها هم «غروب‌کوک» بودند، یعنی غروب آفتاب ۱۲شب فرض می‌شد. این ساعتها کلید یا قول خودشان دسته‌ای داشت که کنار عدد ۶ بود و با آن ساعت را تنظیم می‌کردند. بنابراین ظهر را «سرِ دسته» می‌گفتند و یک ساعت یا دو ساعت «از دسته گذشته» در متون قاجاری، یعنی ساعت ۱ یا ۲ بعدازظهر. به علاوه چون ساعتها غروب‌کوک بود، هر شهری برای خودش یک ساعت و زمان داشت. این وضعیت تا سال ۱۳۱۱ برقرار بود تا در این سال گروهی به ریاست دکتر محمود حسابی ساعت رسمی کشور را تعیین کردند.

📗یکی از بهترین آثار استاد بهرام بیضایی، فیلمنامه «سیاوش‌خوانی» (چاپ اول ۱۳۷۵) است؛ ماجرای گروهی از بازیگران (به قول بیضایی: هنگامه‌سازان) که برای اجرای مراسم سنتی سیاوش‌خوانی به روستایی می‌روند. بین جوان‌های روستا سر سیاوش شدن و سودابه نشدن رقابتی درمی‌گیرد. در کنار داستان اصلی سیاوش‌خوانی، ماجرای این رقابت هم ادامه دارد، تا عاقبت یکی از جوان‌ها که سیاوش نشده، از سر حسادت، متن دست‌نویس حرفهای سیاوش را درون آتش می‌سوزاند. اینجاست که جوانی که سیاوش شده، همه را شگفت‌زده می‌کند. او در حین ایفای نقشش، بدون متن، حرفهایی می‌زند که گروه بازیگرها را حیرت‌زده می‌کند. گویی این خود سیاوش است که از زبان او حرف می‌زند. صحنۀ زیر، مربوط به گفتگوهای سیاوش و همسرش فرنگیس (در این متن: فریگیس، دختر افراسیاب) در آخرین شب عمر سیاوش، بخشی از همین قسمت داستان است: bit.ly/2CC5dIY (فریگیس از خواب می‌پرد.) ▪️فریگیس: سیاوش چرا نمی‌خوابد؟ ▫️سیاوش: زیرا که زندگی بیدار است! کِی دیگر این ستاره را که تابید و گذشت دوباره می‌بینم؟ ▪️فریگیس: سیاوش از چه پریشانی؟ از نیزه‌های تورانی؟ ▫️سیاوش: درد سیاوش از خویش است! چون همه خوابند و زندگی می‌گذرد، چرا بیدار نباشم، کِش از دست ندهم؟ چون چشم می‌بندم و ترا نمی‌بینم، چرا به دیدنت چشم نوازش نکنم؟ کِی دیگر ترا دوباره خواهم دید؟ ▪️فریگیس: از چه می‌گویی؟ از چه می‌ترسی و مرا می‌ترسانی؟ ▫️سیاوش: ترسم این است که جهان را ندیده از آن بگذرم. کاش مرا میراندی فریگیس! چرا چنین نکردی؟ اکنون تو نیز بهره‌ای از سرنوشت مرا داری! ▪️فریگیس: از آن پشیمان نیستم! ▫️سیاوش: خوابی دیدم؛ تو پسری خواهی داشت! ▪️فریگیس: نیک است. ▫️سیاوش: من او را نمی‌بینم. ▪️فریگیس (هراسان پس می‌کشد): نه! به این کوتاهی؟ ▫️سیاوش: برای همین است که نمی‌خوابم! ▪️فریگیس: پس خواب از فریگیس دور! ▫️سیاوش: تو که ایرانیان را به هیچ نشمردی؛ بر تو نوشته‌اند که مادر پادشاه ایران باشی. ▪️فریگیس (غرّان): من آن کودک را می‌کُشم که تیغ به روی توران کِشد. ▫️سیاوش: نه، نمی‌کُشی؛ چون پدرش را پیش چشمت سر از تن جدا کنند! (فریگیس هراسان جیغ می‌کشد.) ▫️سیاوش: آری او را به جان می‌پروری و به کین آنها که خون مرا می‌ریزند برمی‌آوری. تو او را می‌سازی - آری؛ آری برای روزی که ساخته باید بود! ▪️فریگیس (می‌گریزد): نه، اینها نخواهد شد. چگونه فرزند چون منی خون پدرم می‌ریزد که نیای وی است! ▫️سیاوش: همچنان که نیای من و پدر تو، اینک به خون من تيغها تیز می‌کنند. ▪️فریگیس (خیره): چنین مباد! ▫️سیاوش: از کسانی که این ستم برپا می‌کنند کسی سودی نخواهد برد. وگر پرسند این که برپا کرد؟، هر کسی گویند من نکردم. مگر جهانِ خونخوار را می‌رسد گلویی به خون تازه کند. (فریگیس ضجه می‌زند. سیاوش ناتوان از همدردی.) ▪️فریگیس (می‌نالد): آه ای ایزدان بر زمین! (می‌غرّد) مرا چرا باید این بهره کرد؟ شویی می‌خواستم و فرزندی - نه بیشتر. مرا این‌همه چیست که بر دوش می‌نهند؟ آه فریگیس در آینۀ بخت خود نگر. ترا گله از خود بایست که وی را برگزیدی - و جهانت بدین برگزید! ▫️سیاوش: درود بر پادشاه سپیده‌دم که مژدۀ خورشید می‌دهد! ▪️فریگیس: نفرین بر پیک پگاه که نمی‌داند گیتی را به مرگ سیاوش بیدار می‌کند! ▫️سیاوش: و آفرین بر هر روز که برآید؛ وگر بی سیاوش! که مرا خوشخوانی مژده‌بخش خروس بهتر از مویۀ کلاغ! ▪️فریگیس: آه سیاوش ترا درد از توست! @ehsanname

🗞روزنامه «همشهری» به مناسبت ۵ دی زادروز بهرام بیضایی، بخش کوتاهی از آخرین نمایشنامه او «داش آکل به‌گفتۀ مرجان» را منتشر کرده
🗞روزنامه «همشهری» به مناسبت ۵ دی زادروز بهرام بیضایی، بخش کوتاهی از آخرین نمایشنامه او «داش آکل به‌گفتۀ مرجان» را منتشر کرده است. (اینجا +) قرار است این نمایش نوروز ۱۳۹۹ در استنفورد روی صحنه برود. این نمایش بر اساس داستان صادق هدایت و روایت ماجرا از زبان مرجان، معشوقِ داش آکل است @ehsanname

🔹تصویب هر واژۀ جدید در فرهنگستان زبان و ادب فارسی چقدر درمی‌آید؟ طبق توضیح خانم نسرین پرویزی، معاون واژه‌گزینی فرهنگستان (در برنامه «از من بپرس» شبکه آموزش، ۲۶ آذر) سال گذشته ۲۵۰۰ واژه تصویب شده و گروه واژه‌گزینی یک‌دهم بودجۀ فرهنگستان را دارد، پس با حساب همۀ فعالیت‌های این گروه، برای هر واژه ۱میلیون تومان هزینه می‌شود @ehsanname

📚معروفترین داستان‌های کریسمس ✍️احسان رضایی: ۲۵ دسامبر روز کریسمس یا عید میلاد حضرت مسیح است. اما اگر دوست ارمنی دارید، حواستان باشد این روز را به او تبریک نگویید. کلیسای ارمنی، میلاد پیامبرشان را در ۶ ژانویه جشن می‌گیرند. نکتۀ دیگری که باید در مورد کریسمس بدانید، این است که این جشن تا حد زیادی مدیون ادبیات و بخصوص چارلز دیکنز است. دیکنز در ایجاد و تقویت بسیاری از سنت های کریسمس دخیل بوده است؛ داستان‌های ارواح حول وحوش کریسمس، کارت تبریک سال نو، خیریه، دور هم جمع شدن خانواده، تعطیلات کریسمس (پیش از دیکنز کریسمس تعطیل نبود؛ یادتان هست که اسکروچ اجازه نداد کارمندش کراچت روز عید را مرخصی بگیرد؟)، خوردن غاز شب عید در انگلیس (که در آمریکا به بوقلمون تبدیل شده) و بابانوئل با هیبت امروزی (تصویر او از «روح کریسمس امسال» که جایگزین سنت نیکلاس قدیمی با جامۀ سیاه راهبی شد) همگی کار دیکنز است. بعدها هم نویسندگان دیگر، انواع و اقسام داستان‌ها را برای این جشن نوشتند. مشهورترین این داستان‌ها را با هم مرور می‌کنیم: @ehsanname ❄️سرود کریسمس (چارلز دیکنز): معروفترین داستان کریسمسیِ تاریخ؛ ماجرای یک پیرمرد تنها و بی‌احساس و خسیس به اسم ابنزر اسکروج که به مردم نزول می‌دهد و مدام پول روی پول می‌گذارد و از کارمندش حسابی کار می‌کشد. اسکروج چنان خسیس است که مدام عروسی خودش هم را عقب انداخته تا اینکه حالا سال‌هاست حتی شب کریسمس هم تنهاست، اما آن شب ارواح «کریسمس گذشته»، «کریسمس حال» و «کریسمس آینده» سراغ اسکروچ می‌آیند و گذشته خودش و آینده‌های احتمالی را نشانش می‌دهند که در یکی از آنها تام، پسربچه کارمندش می‌میرد. ❄️دخترک کبریت فروش (هانس کریستین آندرسن): ماجرا درست شب سال نو اتفاق می افتد که دختربچه‌ای دستفروش سعی دارد از شلوغی شب عید استفاده کند و کبریت‌هایش را بفروشد. اما مردم به او بی‌توجهی ندارند و همه به فکر خرید شب عید خودشان هستند. هوا سرد است و دختربچه هم نمی‌خواهد دست خالی به خانه برواد، مجبور می شود کبریت‌هایش را یکی یکی روشن کند تا گرم بماند. صبح روز بعد که سال نو شده، دخترک هم به دنیایی دیگر رفته و زندگی‌اش را نو کرده. ❄️جنایت در کریسمس (آگاتا کریستی): ملکۀ داستان‌های جنایی چند اثر با سوژۀ مهمانی کریسمس دارد. معروفترین آنها «جنایت در کریسمس» است از سری ماجراهای هرکول پوآرو. در این داستان، یک شاهزاده قرار است ازدواج کند اما ظاهرا پای زنی دیگر در میان بوده که جواهرات گران‌قیمت شاهزاده را هم دزدیده. شاهزاده می‌ترسد گندش دربیاید و قرار می‌شود پوآرو برای حل معمای دزدی در مهمانی کریسمس شاهزاده شرکت کند. پوآرو یادداشتی دریافت می‌کند که از پودینگ‌های کریسمس چیزی نخورد و الباقی ماجرا. یک داستان کریسمسی دیگر از کریستی، «کریسمس آقای هرکول پوآرو» است که در آن درست شب کریسمس، میزبانی ثروتمند به شکل فجیعی کشته می‌شود و پوآرو هم در میهمانی مقتول شرکت دارد. ❄️درخت کریسمس و ازدواج (فئودور داستایفسکی): مردی فقیر به یک مهمانی کریسمس دعوت شده و چون کسی را نمی‌شناسد، ساکت و آرام یک گوشه نشسته. مرد یاد یک مهمانی کریسمس قدیمی می‌افتد که ظاهراً به بهانۀ تولد یک بچه در شب کریسمس ترتیب داده شده بود اما آنجا هم پولدارها داشتند در مورد کار و سرمایه‌گذاری حرف می‌زدند. پولدارترین مهمان آن مجلس به اسم ماستاکوویچ هم چشمش دنبال دختر میزبان ثروتمندش بود که مهمانی امشب، در واقع عروسی ماستاکوویچ است و ... این داستان کوتاه را در مجموعه «رویای آدم مضحک» پیدا کنید. ❄️وانکا (آنتون چخوف): ماجرای وانکا ژوکوف، پسربچه نه ساله‌ای که برای کارگری به مسکو آمده و حالا در شب کریسمس برای مدتی تنها مانده و از این فرصت استفاده کرده تا برای پدربزرگش نامه بنویسد. وانکا یادش می‌آید که وقتی کوچک بود، موقع کریسمس همراه پدربزرگش به جنگل می رفت تا درخت کریسمسی برای ارباب بیاورند. وانکا با ساده‌دلی کودکانه‌اش از پدربزرگ می‌خواهد برای او از روی کاج کریسمس یک گردوی طلایی کنار بگذرد و شرح بدرفتاری‌هایی که با او شده را می‌دهد و ... بعد هم روی پاکت نامه جای آدرس می‌نویسد: «روستا - برای پدربزرگ». ❄️خاطره‌ای از کریسمس (ترومن کاپوتی): دوتا بچه از یک فامیل فقیر، همیشه موقع تعطیلات کریسمس به کمک بزرگترهایشان کیک میوه‌ای می‌پزند و آن را برای فامیل و آشناهایی می فرستند که در طول سال با آنها مهربان بوده‌اند و ... حالا راوی دارد خاطرۀ خوش کودکی و کیک میوه‌ای‌ها را تعریف می‌کند. این داستان یک جورهایی اتوبیوگرافی نویسنده است. ❄️هدیه سال نو (او. هنری): یک زوج می‌خواهند برای هم عیدی بگیرند، اما چون پول چندانی ندارند مجبور می‌شوند چیزهای عزیزشان را بفروشند. یکی موهایش را کوتاه می‌کند و می‌فروشد و آن یکی، ساعت مچی را که از پدربزرگش به ارث رسیده. روایتی از فقر و نداری و در عین حال، عشق. @ehsanname

📚بیل گیتس، غول دنیای دیجیتال، چند سالی است به چهره تأثیرگذاری در حوزه نشر تبدیل شده. این‌طوری که او هر فصل یک فهرست پیشنهادی
📚بیل گیتس، غول دنیای دیجیتال، چند سالی است به چهره تأثیرگذاری در حوزه نشر تبدیل شده. این‌طوری که او هر فصل یک فهرست پیشنهادی از خوانده‌های خودش در طول فصل گذشته ارایه می‌دهد که معمولاً پرفروش هم می‌شوند. حالا و در آستانۀ سال نو میلادی، او ۵ کتاب پیشنهاد داده (اینجا +) که از میان آنها، رمان «یک ازدواج آمریکایی» (که با موضوع بی‌عدالتی‌های نژادپرستانه در سیستم قضایی آمریکا نوشته شده) و کتاب «چرا می‌خوابیم؟» (که گیتس می‌گوید تلاش دارد ما را از خواب غفلت بیدار کند و به ما نشان دهد که کم خوابیدن خیلی مضر است) به فارسی ترجمه شده است @ehsanname

🔺سفیر مکزیک در آرژانتین به خاطر دزدیدن یک کتاب مجبور به استعفا شد. ماجرا البته برای دو ماه پیش بوده، اما تازه فیلمش منتشر شده که استاد یک جلد کتاب از بخش زندگینامه‌ها را لابلای روزنامه‌ای پیچیده و خیلی شیک از کتابفروشی خارج می‌شود. کتاب‌دوستی هم هزینه‌های خودش را دارد! @ehsanname

📙 امروز نورعلی تابنده، قطب دراویش گنابادی درگذشت. نام او را در سال‌های اخیر به خاطر اتفاقاتی شنیدیم که نزاع تاریخیِ فقیهان/ص
📙 امروز نورعلی تابنده، قطب دراویش گنابادی درگذشت. نام او را در سال‌های اخیر به خاطر اتفاقاتی شنیدیم که نزاع تاریخیِ فقیهان/صوفیان را یادآوری می‌کرد. این درویشِ حقوقدان دو ترجمه هم دارد: یکی کتاب «سال پنجم انقلاب الجزایر» اثر معروف فرانتس فانون (دفتر نشر فرهنگ اسلامی‏، ۱۳۶۱) و یکی هم «بحران دموکراسی» روژه لاکومب (نشر باغ‌ نو، ۱۳۸۳). هر دو اثر در حوزه جامعه‌شناسی هستند @ehsanname

🔺آینده از آنِ کتاب‌های صوتی است. شرکت دیلویت (Deloitte) یکی از چهار مؤسسه بزرگ حسابرسی جهان، پیش‌بینی کرده است که تا سال ۲۰۲
🔺آینده از آنِ کتاب‌های صوتی است. شرکت دیلویت (Deloitte) یکی از چهار مؤسسه بزرگ حسابرسی جهان، پیش‌بینی کرده است که تا سال ۲۰۲۰ در انگلستان فروش کتاب‌های صوتی از کتاب‌های الکترونیک جلو می‌زند و در ایالات متحده این اتفاق در ۲۰۲۳ می‌افتد. طبق تخمین این شرکت، در ۲۰۲۰ بازار جهانی کتاب صوتی با رشد ۲۵درصدی به بیش از ۲.۵ میلیارد پوند خواهد رسید. (+) پیشرفت مداوم ابزارهای شنیدن (هدفون‌ها و اسپیکرها) و نیز استفاده از گویندگان مشهور، عامل اصلی رونق کتاب‌های صوتی است @ehsanname

🎬 رمان «سووشون» سریال می‌شود. نوشا عبدالله‌زاده، فیلمنامه‌نویس به مهر گفته حق اقتباس «سووشون» را از لیلی ریاحی، خواهرزاده خا
🎬 رمان «سووشون» سریال می‌شود. نوشا عبدالله‌زاده، فیلمنامه‌نویس به مهر گفته حق اقتباس «سووشون» را از لیلی ریاحی، خواهرزاده خانم دانشور گرفته و مشغول نگارش فیلمنامه سریالی ۲۰ قسمتی بر اساس این رمان است. از «سووشون» تاکنون فقط یک اقتباس نمایشی انجام شده: تئاتری با همین نام و با کارگردانی منیژه محامدی که بهار ۱۳۸۰ روی صحنه رفت و در آن افسانه بایگان (در نقش زری) و محمد اسکندری (در نقش یوسف) بازی کردند. تصویر بالا برای همین نمایش و کارِ مسعود پاکدل است @ehsanname

«ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» شعر #فروغ_فرخزاد با صدای الهام پاوه‌نژاد، از آلبوم «کجاست خانۀ باد؟»، ۱۳۹۳ @ehsanname

«ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» شعر #فروغ_فرخزاد با صدای خسرو شکیبایی، از آلبوم «پری خوانی»، ۱۳۸۲ @ehsanname

«ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» شعر و صدای #فروغ_فرخزاد از آلبوم «شعرهای فروغ فرخزاد» کانون پرورش فکری، ۱۳۴۴ @ehsanname

🕓 شاید حقیقت آن دو دست جوان بود که زیر بارش یکریز برف مدفون شد و سال دیگر، وقتی بهار با آسمان پشت پنجره همخوابه می‌شود و در تنش فوران می‌کنند فواره‌های سبز ساقه‌های سبک بار شکوفه خواهدداد ... @ehsanname 🎧 «امروز، روز اول دی‌ماه است» پس جا دارد در ساعت ۴ عصر، شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» #فروغ_فرخزاد را که برای همین ساعت و روز است، بشنویم 👇

📺 ویژه‌برنامه شب یلدا «کتاب‌باز» با حضور دکتر رشید کاکاوند، احسان رضایی و سروش صحت، از باغ تیتو شهر بافق. امشب (شنبه ۳۰ آذر) ساعت۱۹، شبکه نسیم (تکرار ۲ بامداد، ۸ و ۱۳ فردا) @ehsanname

🎼 تصنیف «فرهادکش»؛ غزل حافظ با صدای حسام‌الدین سراج و آهنگسازی میدیا فرج‌نژاد، از آلبوم «راه بی‌نهایت» (۱۳۹۰) @ehsanname

🎼 تصنیف «سیه مژگان»؛ غزل حافظ با صدای سالار عقیلی و آهنگسازی هوشنگ فراهانی، از آلبوم «بادۀ نوشین» (۱۳۸۹) @ehsanname

🎼 قطعۀ ساز و آواز؛ غزل حافظ با صدای استاد محمدرضا شجریان، تار جشمید پیرنیاکان و نی جمشید عندلیبی، از آلبوم «یاد ایام» (۱۳۷۱) @ehsanname

جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریاد که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم @ehsanname ➖چند اجرای مختلف از غزل حافظ
جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریاد که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم @ehsanname ➖چند اجرای مختلف از غزل حافظ را بشنویم، با یاد همۀ فرهادها:

🗞بحث بر سر قیمت کتاب در کاریکاتوری از روزنامه «ناهید»، ۱۳۱۱ شمسی (منبع +): @ehsanname -آقا قیمت این چهار کتاب چند است؟ -یک ت
🗞بحث بر سر قیمت کتاب در کاریکاتوری از روزنامه «ناهید»، ۱۳۱۱ شمسی (منبع +): @ehsanname -آقا قیمت این چهار کتاب چند است؟ -یک تومان! -هشت ورق کاغذ قیمتش هشت شاهی است، هشت شاهی هم جلد دارد، هشت شاهی هم اجرت چاپ، هشت شاهی هم منفعت بگیر، روی هم میشود سی و دو شاهی، هشت قران و دو عباسی پول چیست زیادی از ما بدبخت میگیرید؟ -فقط باج سبیل است!