fa
Feedback
Sick_art24

Sick_art24

رفتن به کانال در Telegram

ما بازهم شوق رویش هزار جوانه ایم🍃

نمایش بیشتر
1 729
مشترکین
-124 ساعت
-57 روز
-2230 روز
آرشیو پست ها
پیام صوتی03:44

#استوری این‌جا مردم تلاش می‌کنند زندگی را ادامه بدهند امّا کار ساده‌ای نیست... ‏📚 شکستن طلسم وحشت #آریل دورفمن 🎬Eşref Rüya (2025) @sick_art24

پیام صوتی06:32

#استوری در تاریکی ایستاده‌ایم... و حال هیچ‌کس خوب نیست. به جایی رسیده‌ایم که میان آنچه روزی آرزو داشتیم باشیم و آنچه امروز هستیم، سرگردان مانده‌ایم. هیچ فاجعه‌ی بزرگی رخ نداده اما هیچ چیز هم سر جای خودش نیست. روزها سپری می‌شوند، آدم کار می‌کند، می‌خندد، با دیگران حرف می‌زند و حتی گاهی خوش می‌گذراند، اما در عمق وجودش چیزی آرام نمی‌شود. یک اندوه پنهان و یک نارضایتی بی‌انتها، مثل سایه‌ای همیشه به دنبال ما است. هرچه تلاش می‌کنیم برای چند ساعت از آن فرار کنیم، باز به ما می‌رسد. تفریح، سفر، موسیقی، گفتگو و هر سرگرمی دیگری فقط برای مدتی کوتاه حواس ما را پرت می‌کند. اما وقتی همه‌چیز تمام می‌شود و دوباره با خودمان تنها می‌شویم، همان حس آشنا منتظرمان است. #رامین_دایی 🎥 The Leftovers (TV Series 2014–2017) @sick_art24

پیام صوتی02:51

#استوری نباید خالی بمانند این دست ها ... راستش را بخواهی ، دلم هوای دستی را کرده ... وسیع ، مثل دشت ... گرم ، مثل خورشید ... محکم ، مثل سایه ها ... که باشد و بِشوَد ، به اعتبارشان جنگید ...... آه دورترها یک نفر ، دست ‌هایش را تکان می‌دهد .... شاید تو باشی ...! شاید تو باشی ...! شاید تو باشی ........! #نازنین_عابدین_پور @sick_art24

پیام صوتی05:25

بزن دف و برقص، ای یار، بر سرِ گورم که مرگِ عاشق، آغازِ جاودان باشد.. #مولانا دے @sick_art24
بزن دف و برقص، ای یار، بر سرِ گورم که مرگِ عاشق، آغازِ جاودان باشد.. #مولانا دے @sick_art24

پیام صوتی03:43

#استوری هرچه درد بود، از نگفتن‌ها و نتوانستن‌ها آمد... یا نگفتیم دوستش داریم یا گفتیم و نتوانستیم دل بکَنیم... #زهرا_سرکارراه #عارف🖤 @sick_art24

پیام صوتی04:11

#استوری «يُخذَل الإنسان مرة، ويبقى حذرًا للأبد...» یک‌بار آدمی را وا می‌نهند؛ دیگر تا ابد محتاط می‌ماند... #لاادری @sick_art24

پیام صوتی06:38

#استوری اگر جنگ نبود تو را به خانه ام دعوت میکردم و میگفتم: به کشورم خوش آمدی چای بنوش خسته ای برایت اتاقی از گل میساختم و شاید تو را در آغوش میفشردم اگر جنگ نبود تمام مین های سر راه را گل میکاشتم تا کشورم زیباتر به چشمانت بیاید اگر جنگ نبود مرز را نیمکتی میگذاشتم کمی کنار هم به گفتگو مینشستیم و خارج از محدوده دید تک تیر اندازان گلی بدرقه راهت میکردم اگر جنگ نبود تو را به کافه های کشورم میبردم و شاید دو پیک را به سلامتیت مینوشیدم و مجبور نبودم ماشه ای را بکشم که برای دختری در آنور مرز های کشورم اشک به بار می آورد حالا که جنگ میدرد تن های بی روحمان را برای زنی که عکسش در جیب سمت چپم نبض میزند گلوله نفرست.. #نزار_قبانی 🎬 Flyboys (2006) @sick_art24

0.33 KB

پیام صوتی05:22

#استوری او هزار زن در یک بدن بود. هم‌زمان شکننده و قوی، شیرین و سرکش، طوفانی و آرام. اما آن لبخند، همیشه همان بود و تنها چیزی که می‌توانست درعین‌حال، که تو را ویران می‌کند  نجات‌بخشت باشد. ‌ نویسنده ناشناس (منسوب به #گابریل -مائورو) 🔃#غزل_قربانپور @sick_art24

پیام صوتی03:57

#استوری - نزدیک آدم که می‌شد انگار یه کپه بهار اومده. - هوا روش سُر می‌خورد. نور رو صورتش سُر می‌خورد. - ها، آدم همه‌اش گمون می‌کرد که همین حالا از یه رقصی فارغ شده.. #شهریار_مندنی‌‌پور @sick_art24

پیام صوتی03:18