ابتدا | نوشتههای روحالله رشیدی
رفتن به کانال در Telegram
1 028
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
@ebteda_ir
🔺نامهای به شهردار تبریز برای ثبت در حافظهٔ شهر، به بهانهٔ قرارداد احداث ورزشگاه پانزده هزاری
🔹شهرداری را در چاه چندهزار میلیاردی انداختید!
بار دیگر توجه جنابعالی را به مباحث صورتگرفته در باب «احداث پروژۀ موسوم به سالن ورزشی ۱۵ هزار نفره توسط شهرداری تبریز» جلب مینمایم و نکات و ملاحظاتی را که طی دو سال گذشته بارها و به بیانهای مختلف در ارتباط با هزینهها، پیامدها و شیوۀ ورود شهرداری به چنین پروژهای ارائه کردم، یادآوری میکنم. آنچه بنده در عمل به وظیفۀ اخلاقی و قانونی خود به نیت صیانت از مصالح شهر و منافع حقیقیِ همشهریانم بیان کردهام، معالأسف مسموع واقع نشده و تلاشها برای متوقفکردن این اقدام پرهزینه، نافرجام مانده است.
آخرین امیدهایم برای ممانعت از درگیرسازیِ شهرداری در این پروژه، با ابلاغ قرارداد به پیمانکار از سوی شما (21/07/1404)، به یأس گرایید و شما شهرداری را رسماً وارد موضوعی کردید که قطعاً هزینههایش تا چند سال، دامن شهرداری را خواهد گرفت و بسیاری از مأموریتهای ضروری و حیاتی شهرداری و حتی معاش کارکنان مجموعه، تحتالشعاع هزینههای گزافِ این پروژه، دچار اختلال خواهد شد.
در حالیکه شهرداری تبریز در فقدان درآمدهای پاک و پایدار، هر روز بیشتر از دیروز دچار مخاطره و اضطراب است، شما تعهدی چند هزار میلیارد تومانی را بر گردۀ شهر گذاشتید. بیتردید تبعات این تصمیم و اقدام، محدود به دورۀ مدیریت شما و شورای ششم نخواهد بود و آیندگان نیز از پیامدهای چنین هزینهای، دچار چالش خواهند شد.
در کمال نگرانی و برای ثبت در حافظۀ مردم، ناظران اجتماعی و دستگاههای مسئول و متولی، برای آخرین بار یادآوری میکنم که ایدۀ احداث ورزشگاه ۱۵ هزار نفری، تکلیفی خارج از حدود وظایف اصلی شهرداری و فراتر از ظرفیتهای مالی این نهاد عمومی است و جنابعالی و وجدانتان را شاهد میگیرم که این هشدار را دهها بار به صورت علنی و مکتوب خطاب به همکارانم در شورای شهر و شما بازگو کردم، لیکن شنیده نشد.
@ebteda_ir
🔺سندرومِ اَبَرگرایی با شهرها چه میکند؟
مدیریت شهرهای ما دچار سندرومِ «اَبَرگرایی» هستند؛ اعتیاد به تعریف و اجرای اَبَرپروژهها (پروژههای بزرگ) که هزینهٔ زیادی دارند و به دلیل حجم کارشان، چشمگیر هستند اما لزوماً مفید نیستند.
مدیران شهری برای اثبات کارآمدی خود، سراغ چنین پروژههایی میروند. پروژههایی که فایدهمندی آنها همیشه مبهم بوده یا دستکم، فایدهٔ آنها متناسب با خرجی نیست که روی دست شهر میگذارند. اما ارزشهای تبلیغاتی زیادی دارند و میشود با آنها فیگورِ توانمندی و کارآمدی گرفت.
پروژههای پرخرج و کمفایده، ذهن مدیران شهری را از اقدامات و پروژههای کوچکمقیاس اما ضروری، مفید و موثر، منحرف میسازد.
با این رویکرد، هزینهٔ مدیریت شهر، بالا میرود اما رضایتمندی مردم، تکان چندانی نمیخورد.
آیا شهر به پروژهٔ بزرگ نیاز ندارد؟
این را باید نیازسنجی واقعی و مبتنی بر واقعیت بگوید و نه دستور فلان مقام یا طراحیهای سیاسی و تبلیغاتی فلان گروه.
اگر در فرایند نیازسنجی، واقعاً به این نتیجه رسیدیم که فلان پروژهٔ بزرگ برای شهر لازم است و ملاحظات اجتماعی، فرهنگی، زیستمحیطی، اقتصادی و... آن را سنجیدیم، چه ایرادی دارد که پروژهٔ بزرگ هم کار کنیم.
اما متاسفانه بسیاری از پروژههای بزرگ را نه این نیازسنجی واقعی، که محافل اقتصادی و سیاسی به شهرها تحمیل میکنند.
با غلبهٔ این پروژهبازیها، بسیاری از مسائل واقعی شهرها حلناشده میمانند و تبدیل به چالش و بحران میشوند.
حملونقل عمومی، فضای سبز، مدیریت زباله، بهداشت، حاشیهنشینی، بافت فرسوده و... تحتالشعاعِ بزرگبازیِ مدیریت شهری قرار میگیرند و هیچوقت حد مطلوبی نمییابند.
مدیریت شهریِ اَبَرگرا، با محاسباتِ دمِ دستی و سطحی، سالانه میلیاردها تومان برای ساخت پل و روگذر هزینه میکند اما پلهای عابرپیادهاش، فرسوده و زجرآور است و دهها نفر در خیابانهایش کشته میشوند.
همین نوع مدیریت شهری، ماهها با ایدهٔ ساخت بزرگترین ورزشگاه سرپوشیدهٔ کشور، مشغول است و حاضر است چند هزار میلیارد تومان برای این ایدهٔ کور هزینه کند تا بهبه و چهچهِ سفارشی بشنود اما نمیخواهد ششدانگ و باتمام قوا، شبکهٔ اتوبوسرانیاش را چنان تقویت کند که نگویند شهری با چهار میلیون سفرِ روزانه، فقط با ۲۰۰ دستگاه اتوبوس مدیریت میشود و در برخی محلات و خیابانهایش، فقط یک اتوبوس می چرخد!
و قس علی هذا...
@ebteda_ir
🔺از واقعگرایی بترسیم!
اینروزها، یکی از پرتکرارترین تعابیر در تحلیل اوضاع کشور و مسائل بینالملل، تعبیرِ #واقعگرایی است. خیلیها توصیه میکنند «باید واقعگرا بود».
خب؛ توصیهٔ موجهی به نظر میرسد.
اما اگر توصیهکنندگان به واقعگرایی، این تعبیر را در معنای واقعی آن بکار میبرند باید از چنین توصبهای ترسید.
خیلی ساده است؛ واقعگرایی یعنی تسلیم واقعیت شدن. یعنی پذیرش دربستِ هر آنچه که واقعیتِ مسلط بازنمایی میشود. فرقی هم نمیکند این واقعیت مساط، جنسش سیاسیست یا فرهنگی یا اقتصادی.
واقعگرایی را فضیلت جا میزنند و نمیگویند مرادشان دقیقاً چیست. کسی هم مشکوک نمیشود؛ چون بالاخره هر تعبیری با مایهٔ واقعیت، نصیبی از عقلانیت و حساب و کتاب دارد.
با این حساب اگر نباید در وضعیت مخاطرهانگیز و پیچیدهٔ داخلی و خارجی، واقعگرا بود، پس چه باید بود؟!
خیلی ساده و سرراست؛ «باید واقعبین بود».
یعنی واقعیت را بفهمیم و بشناسیم و در محاسبات خود وارد کنیم؛ اما نه برای هضم شدن در آن. بلکه برای تغییر در آن در جهت منافع و آرمانهای خود.
واقعبین باشیم؛ یعنی سر در برف نکنیم و بدانیم که در اطرافمان چه میگذرد و دشمنان و رقبایمان چه میکنند و خودمان چه داریم و چه نداریم، اما خوف نکنیم و از واقعیت نترسیم و نگذاریم ما را توی مشت خود بگیرد. #واقعبینی یعنی عاقلانه و صبورانه تلاش کنیم واقعیت مسلطِ نامطلوب را تغییر دهیم.
@ebteda_ir
🔺
تجربه نشان داده که همزمان با بحرانها و درگیریهای بزرگ در کشور، برخی تصمیمات و اقداماتِ چالشبرانگیز را بیسروصدا پیش میبرند و جا میاندازند. پس از فروکش کردن بحران و درگیری، تازه خبردار میشویم که فلان اتفاق هم افتاده.
اخیراً زمزمههای انحلال #سازمان_منابع_طبیعی کشور به گوش میرسد؛ زمزمههایی که ظاهراً برای جریانهای رسانهای کشور، چندان حساسیتبرانگیز نیست.
اگر این اتفاق بیفتد، گام دیگری در جهت تامین منافع سودجویان و زمینخواران برداشته میشود. یعنی آخرین سد ساختاری برای جلوگیری از چپاول ثروتهای عمومی در حوزهٔ منابع طبیعی شکسته خواهد شد.
ریشهٔ چنین تصمیمات جسورانه و ویرانگری را باید در #تعارض_منافع گسترده و عمیقی جستجو کرد که در لایههای مختلف تصمیمگیران و سیاستگذاران رسوخ کرده.
اگر نمایندگان مجلس و رسانهها حساس نباشند، آبِ رفته، به جوی برنخواهد گشت.
Repost from نامه جمهور
+1
🔻شماره دهم فصلنامه نامه جمهور منتشر شد:
▫️بازسازى اجتماعى مقاومت
📌همراه با ويژه نامه نقد اقتصادى سياسى اشغال
➖➖➖
🔘طرح پیشفروش شماره دهم فصلنامه نامه جمهور
🔸برای تهیه شماره دهم نامه جمهور با ۲۵ درصد تخفیف، مبلغ ۳۰۰ هزار تومان بهعلاوه ۵۰ هزار تومان هزینه ارسال را به
شماره کارت:
۶۰۳۷–۹۹۷۵–۹۶۹۰–۴۹۳۳
به نام پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم واریز کرده و رسید واریز را به همراه آدرس پستی و شماره همراه به شماره
۰۹۰۱۶۸۵۵۳۹۰
یا به آیدی:
📧 @Jomhour_admin
ارسال نمایید.
➖➖➖
🆔 @nameh_jomhour | نامه جمهور
@ebteda_ir
🔺اگر نیروی اجتماعی تَرک پُست کند!
آیا جامعۀ ایران، در نبرد با دشمنانش، مستعد آسیبپذیری اجتماعی نیست؟
هیچ تضمینی برای عدم آسیبپذیری وجود ندارد. فعال شدن ظرفیت فرهنگی و اجتماعیِ ناپیدای ایرانیان در ایام جنگ 12 روزه، یک نشانه و پیام مهم دارد و آن اصالت امر اجتماعی، حتی در تضمین امنیت ملی و دفع خطر حملۀ خارجی است. اگر بپذیریم که جنگ، بعد اجتماعی دارد و بخش مهمی از طراحی بزرگ دشمن، وابسته به محاسبات اجتماعی است، باید #نیروی_اجتماعی هم داشته باشیم؛ سازمان اجتماعی هم.
آیا نیروی اجتماعی داریم؟
ما همیشه نیروی اجتماعی داشتهایم. تاریخ فشردۀ انقلاب اسلامی، سرشار از ظهور و بروز نیروهای اجتماعی است. انقلاب که پیروز شد و مرحلۀ مبارزۀ سیاسی از سر گذشت، نیروهای فعال در این مبارزۀ طولانی، با تدبیر امام(ره) در ساحت امر اجتماعی آرایش گرفتند و به عنوان نیروی اجتماعی ظاهر شدند.
کار این نیروها آنچنان مهم بود که دستگاه ترور دشمن، بخش مهمی از نیروهای اجتماعی را هدف گرفت!
پس از پایان جنگ تحمیلی، زیرساختهای این سازمان اجتماعی با ابزار تردید و شبهه، مورد بازنگری و بازاندیشی قرار گرفت و بساطش به تدریج و با لطایفالحیل برچیده شد. روند این بازنگری، سریع و شوکآور بود و نیروهای اجتماعی در اثر این تجدیدنظرطلبی تخریبی، متشتت و پراکنده شدند. گروهی در نظام اداری (کارمندی) مستحیل شدند، گروهی رو به سوی #کار_فرهنگی نهادند و گروهی نیز راه #خیریهگرایی در پیش گرفتند.
امروز و پس از یک دورۀ متراکمِ حمله به زیرساختهای سازمان اجتماعی کشور، مرزها بههم ریخته و از نیروی اجتماعی، هویتزدایی و اعتبارزدایی و استقلالزدایی شده است. این استحاله زمانی رخ داد که امر اجتماعی، مخدوش و بیاعتبار شد و ذیل سیاست –به معنای فروکاستهاش- جای گرفت. نیروی اجتماعی نیز در نهایت، بخشی از پروژۀ سیاست شد و «ترکِ پُست» کرد!
او کجا باید میایستاد و کجا را میپایید؟
نیروی اجتماعی در نقطۀ گسستها میایستد؛ در نقطۀ نابرابری، تبعیض، فقر و فساد. نه برای نظارهگری و احتمالاً گاهی هیاهو؛ بلکه برای تحمیل ارادهاش در اصلاح و ترمیم گسستها و تغییر به نفع اجتماع. اما او را جای دیگری فرستادهاند. او جای دیگری ایستاده است. دور از گسستها و تعارضات.
دشمن، همچنان مترصد شبیخون است. نیروی اجتماعی میتواند مانعش شود. فقط باید او را به رسمیت شناخت. نیروی نظامی، ترک پست نمیکند. نیروی اجتماعی هم نباید ترک پست کند؛ یعنی نباید او را وادار به ترک پست کرد و با کار بیهوده، فرسودهاش کرد.
@ebteda_ir
🔺سرود میهنی در عزای حسینی!
امسال #ای_ایران به ورد عمومی عزاداران حسینی تبدیل شد؛ و کارش را کرد. بهنگام بود و مبتکرانه.
این وسط اما گروهی ـ اگرچه کمتعداد ـ که گویا از آمیخته شدنِ ارزشهای ملی و دینی دلآشوب گرفتهاند، زبان به تعریض گشودند و نوشتند: «این سرودهای میهنی را بگذارید برای ما بماند»!
که مثلاً دغدغهٔ سرود «ای ایران» داریم و نباید از شعر و ملودی این سرود میهنی در مجالس عزاداری سوءاستفاده شود!
از تمام مغلطههای این دیدگاه و اینکه چرا از همگرایی مردم مسلمان ایران خوف برداشتند، میگذریم و فقط یادآوری میکنیم که شاعر و آهنگساز این سرود، کسی نیست جز #نادر_ابراهیمی. همان نویسنده و روشنفکر انقلابی، که همهٔ عمر، در برابر جریان بهاصطلاح روشنفکری وطنفروش، واداده، اجنبیپرست و مردمنشناس ایستاد و به خاطر همین ایستادگی، از دنیای موهومِ روشنفکری! طرد شد.
او ای ایران را سرود و ساخت، نه برای ادا درآوردن و لوسبازیهای بیهزینه و نمایشی؛ اصلاً اهل این تعارفات نبود. هرچه گفت و نوشت، باورش بود و میوهٔ ایمانش. آثار ابراهیمی سرشار از جلوههای این ایمان است. او از علی (ع) و حسین(ع) درسها آموخته و همین درسها را در حب وطن درآمیخته و درخشان شده است:
«پرچم خونین حقطلبی مولایمان علی را به دوش میکشیم، بیآنکه او را دیده باشیم. ما سلمانِ پارسی و بلالِ حبشی را از اعماق قلبمان میستاییم، گرچه هرگز ایشان را ندیدهایم.
شرط اعتقاد به رهبری، دیدن شخصِ رهبر نیست، بلکه دیدن نتایج اعمال اوست؛ شرط پیوستن به یک نهضت، ملاقات با سران آن نهضت نیست، بل برداشتن محصول مبارزهی افراد آن نهضت است.
آقای ما حسین برای این حسین نشده است که ما او را دیدهایم، دستش را بوسیدهایم، در آغوشش گرفتهایم، خاک پایش را سرمهٔ چشمانمان کردهایم، یا او از نقشههایی که برای رهایی فرزندانش دارد، چیزهایی به ما گفته... نه... ما حسین را دوست داریم به خاطر آنکه با نام او، عطر نجابت در فضا پراکنده میشود؛ عطر ایمان، عطر مقاومت در برابر ظلم - از اینسو تا آنسوی جهان، از زمین تا ستارگان...
ای سلیمه! بدان که حتی اگر حسینی هم وجود نداشت، این عطر حسینیِ پیچیده در فضا کافی بود تا ما را به ارادت حسین و مرکز شهادت بکشاند.
این که دست من - دستهای من - هرگز به قبای حسین نمیرسد [و] به خاطر او شمشیر میزنم و به هوای وصل او با کرور کرور اجنبی میجنگم، حسین را حسین نگه میدارد. حسین، حسین نشد برای آنکه آفتاب حضورش، سرمازدگان بیپناه را گرم کند، داغ کند و بسوزاند؛ بل حسین شد به خاطر حضور ازلیاش در ذهن هرکس که میخواهد در راه عدالت شمشیر بزند.» (بر جادههای آبی سرخ)
هموست که خالصانه نوشته است:
«خدایا کاری کن که حتی بداندیشترین آدمها نیز نتوانند مرا به مدارای با دشمنان امت و ملت، و به خودخواهی، لذتخواهی، و مقامخواهی متهم کنند...
خداوندا کینهام را به دشمنان سرزمینم عمیقتر کن، زبانم را تیزتر کن، پایم را استوارتر کن، زبونیام را کمتر کن، شاید بتوانم سنگی از کوههای سنگی دردهای مردم بردارم و از بار عظیم غمهایشان بکاهم. خدایا بیکارهام مکن، بیمصرفم مکن، عیاشم مکن، وراجم مکن، بهانهگیرم مکن، خودباورم مکن، اسیر تنم مکن، پیش فرزندان سرزمینم سرافکنده و سرشکستهام مکن، در به درم کن اما دلبسته به زر و زیورم مکن.» (همان)
اتفاقاً جا دارد ما خطاب به ادابازان بگوییم: «لطفاً جانماز آب نکشید و بگذارید نادر ابراهیمی برای ما بماند»!
@ebteda_ir
🔺تبریزیها و مقاومت اجتماعیشان
تبریز یکی از اهداف اصلی دشمن در جنگ خرداد بود. شبیخون به استحکامات نظامی و فشار برای شکستن مقاومت نیروهای مسلح در این خطه، بهعنوان بخش مهمی از طرح حمله به ایران شناخته شد.
اهمیت تبریز، اما صرفاً از حیث مقاومت نظامی نبود؛ گزارشها و تحلیلهای مکرر، نشان میدهد شکستن #مقاومت_اجتماعی تبریزیها، ظاهراً نقطهٔ آغاز دومینوی فروپاشی اجتماعی ایرانیان فرض شده است. بر این اساس همزمانیِ فروپاشی دژ نظامی ایران در تبریز با فروپاشی دژ اجتماعی در اینجا، ارزش بسیار زیادی برای دشمن داشته است؛ و همچنان دارد.
پس از حملات ممتد دشمن به تبریز و تقدیم شهدای پرتعداد، نگاه مردم تبریز به فضای پیرامون، به شکل محسوسی کاملتر و دقیقتر شده و حالا لازم است افکار عمومی شهر گامهای دیگری برای استحکام مضاعف بردارد.
برای نمونه میتوان بر عملیات بازوهای رسانهای اسرائیل تمرکز داشت، که در روزهای جنگ، رسماً تریبون نتانیاهو و بخشی از ماشین کشتار دشمن بودند.
اینروزها همانطور که تنفر از ارتش جنونزدهٔ اسرائیل و آمریکا، در اوج است، به همان میزان نیز باید تنفر از ارتش رسانهای آنها در اوج باشد.
یافتههای پیمایش سنجش وضعیت مصرف فرهنگی تبریزیها (مرکز پژوهشهای شورای شهر تبریز ـ ۱۴۰۳) نشان میدهد ۴۸ درصد تبریزیها کمابیش شبکههای ماهوارهای را تماشا میکنند.
قابل توجه است که ۱۳ درصد از آنها تلویزیون #ایران_اینترنشنال را میبینند، حدود ۱۱ درصد #بیبیسی_فارسی و ۳ درصد هم #منوتو را.
این هر سه شبکه، هم در گذشته و هم امروز به شکل آشکاری، با صهیونیستها همپیاله بودهاند و در مدت جنگ تحمیلی اخیر هم بهعنوان دستگاه رعب و تطهیر در خدمت ارتش خونریز اسرائیل بودند. سفیدشویی جنایت اسرائیل و آمریکا و تلاش برای شکستن مقاومت اجتماعی مردم، کارویژهٔ آنهاست.
پس از توقف جنگ نیز همین طرح را دنبال میکنند و میکوشند با روایتهای جهتدار از داخل کشور و اتفاقات جنگ، پروژهٔ متلاشیسازی ایران را زنده نگه دارند.
فارغ از میزان تأثیرپذیری واقعی مردم از این رسانهها، آنچه الان و بهعنوان یک واکنش طبیعی و لااقل نمادین، مهم است، عدم مشروعیتبخشی به آنهاست. مشروعیتبخشی به این رسانهها، زنده نگه داشتن اعتبار آنهاست و منصفانه بهنظر نمیرسد که داغدیدگان و اولیای دم، در مهمانی قاتلان عزیزان خود حاضر باشند؛ حتی اگر قاتلان، خوشرنگترین سفرهها را برایشان بساط کرده باشند!
تبریزیها میتوانند روند اعتباربخشی به رسانههای خونآشام را متوقف کنند.
Repost from حسینیه هنر تبریز
🎶 داغ نهان
برخیز با داغ نهان! برگیر این بار گران!
روشن کن چشم جهان! خطبه بخوان زینب!
🔸محصول مشترک حسینیه هنر تبریز و حوزه هنری انقلاب اسلامی آذربایجان شرقی
🎥 مراسم وداع و تشییع شهدای تبریز در جنگ تحمیلی صهیونیست
✅ @hoseiniyeh_honar_tabriz
#فکرانه ۲۹
🔻نیروهای اجتماعی در میانۀ جنگ
🗓 چهارشنبه، ۴ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۳۰
📍 #حسینیه_هنر_تبریز
بلوار آزادی، حد فاصل چهارراه لاله تا چهارراه ابوریحان، پایینتر از خیابان شاهد، جنب کارواش کوثر
🔻
t.me/tabrizjebhe
aparat.com/tabrizjebhe
@ebteda_ir
🔺
نیروی اجتماعی، باید دنبال انجام وظیفهٔ اجتماعیاش باشد، نه اینکه وقت و انرژی.اش را برای تحلیل نوع سوخت موشکها یا طراحی استراتژی جنگ تلف کند.
وظیفهٔ نیروی اجتماعی، کمک به حل شکافهای اجتماعی و ترمیم اجتماع است؛ تلاش برای تحقق عدالت و رفع نابرابری و هر مانع دیگری که در مسیر پایداری اجتماع باشد.
سالهاست نیروهای اجتماعی را در تلهٔ سیاستزدگی و فانتزیبازی گیر انداختهایم و آنها را از رسالت اصلیشان دور نگه داشتهایم؛ با مردم غریبهشان کردهایم!
حالا در معرکههای بزرگی مانند جنگ با اسرائیل، همین نیروها را آنچنان متحیر میبینیم که منتهای حرکت و اقدامشان، رصد رد موشکها در فضای آسمان است. و کمی هم حرص و جوش خوردن بخاطر اصابت یا عدم اصابت.
نیروی اجتماعی! به اجتماع برگرد. مردم را دریاب. موشکاندازها کارشان را بلدند و تا پای جان، پای وظیفهشان ایستادهاند.
@ebteda_ir
🔺
مهمترین رویکردی که الان -لااقل در چند ساعت نخست پس از اعلام آتشبس- میتوان در پیش گرفت، پرهیز از تحلیلهای هیجانی و صدور حکم است.
اگر بنا بر تحلیل دقیق باشد، باید دادهٔ درست و حسابی در دسترس باشد.
دادهها پراکندهاند و بدلیل سرعت و کثرت اتفاقات جنگ، امکان تجمیع و تدقیق آنها فراهم نشده.
خیلی سریع باید دادهها را ـ از وضعیت میدانی و رزمی گرفته تا وضعیت اجتماعی و رسانهای ـ گرد آورد و تحلیلهای واقعبینانه بدست داد.
عجالتاً ادای احترام کنیم به پیشگاه شهدای این جنگ و بر دستوبازوی رزمندگان بیادعای سرزمینمان بوسه بزنیم تا بعد.
@ebteda_ir
🔺
برای تحققِ آنچه اسرائیل و آمریکا طراحی کردهاند، حملهٔ نظامی و تخریب زیرساختها، شرط لازم است و نه شرط کافی.
شرط کافی، همراهی اجتماعی ایرانیان با این حمله، به شکلهای گوناگون است. تا این شرط، تحقق نیابد، طرح خباثتآلود دشمن، تکمیل نمیشود.
دقیقاً در همین نقطه است که کیفیت محاسبات آنها محک خواهد خورد.
تقلای شبانهروزی دشمن و زبانبازیاش با مردم، بواسطهٔ رسانههای کثیف وابسته، در همین راستا قابل تحلیل است.
بر این اساس، هوشیاری عمومی، قطعاً برهمزنندهٔ طراحی دشمن است بدون تردید.
شاید برخی از ما تصور میکنیم ما نمیتوانیم نقشی در مقابله با مکر دشمن داشته باشیم، اما آگاهی عمومی چیزی نیست که طراحان، از کنارش بسادگی بگذرند.
@ebteda_ir
🔺
رسانهها نوشتند: امشب شبکهٔ صهیونیستی #ایران_اینترنشنال به صورت زنده با جلاد قرن، نتانیاهو، مصاحبه کرد و مواضع او را با هدف شکستن مقاومت ایرانیها بازتاب داد.
چطور میشود ایرانی بود و همچنان این شبکه را دید و بهش اعتبار داد؟
@ebteda_ir
🔺
بچههای صداوسیما، هیچوقت مانند امروز، عزیز نبودند.
خیلی از این بچهها رو میشناسیم.
همواره دنبال میدانهایی بودند که ادای دین کنند به مردم و کشورشون. بچههایی مخلص و باغیرت، که خیلیهاشون هم البته غریبند و ناشناس.
خداقوت و خوشا به غیرتشون
@ebteda_ir
🔺
دستگاهِ تزویر آمریکا و کاسهلیسانش، مدام میگوید «مردم ایران! ما با شما مشکلی نداریم. مشکل ما با جمهوری اسلامیست».
بهتر از این نمیشد پرده از این دروغ و تزویر برداشت.
اینروزها و در معرکهٔ نبرد با اسرائیل، لحظهبهلحظه بیهوده بودنِ حتی یک ذره حُسن ظن به آمریکا عیان است.
کاش سادهاندیشان درس بگیرند.
@ebteda_ir
🔺
تبریز عزیز و باشکوه، اینروزها در خط اول ایستادگی در برابر صهیونیستهاست.
دژ پرصلابت ایران، شب و روز آماج حمله است. فرزندان شریفِ شهرم، لحظهبهلحظه، به مقابله ایستادهاند؛ بیادعا و بیهیاهو. نمیگذارند آب توی دل هموطنانشان تکان بخورَد.
امروز بهصورت اتفاقی با یکی از دوستان روبرو شدم. احوالپرسی کردیم. گرم و صمیمی. پیراهن مشکی تنش بود. دلیلش را نپرسیدم. فکر کردم لابد برای شهدای دیروز است. رفیق دیگری از راه رسید. به او تسلیت گفت. سرش را انداخت پایین. تعجب کردم. رفیقمان گفت: برادرش دیروز شهید شده. نگاهم به نگاهش دوخته شد. برادرش را میشناختم. از سالهای نوجوانی. بغض کردم. او اما دلداریام داد!
بچههای شهرم، بیسروصدا دارند مجاهدت میکنند. سربلند و باشکوه.
#تبریز
@ebteda_ir
🔺
تبریز عزیز و باشکوه، اینروزها در خط اول ایستادگی در برابر صهیونیستهاست.
دژ پرصلابت ایران، شب و روز آماج حمله است. فرزندان شریفِ شهرم، لحظهبهلحظه، به مقابله ایستادهاند؛ بیادعا و بیهیاهو. نمیگذارند آب توی دل هموطنانشان تکان بخورَد.
امروز بهصورت اتفاقی با یکی از دوستان روبرو شدم. احوالپرسی کردیم. گرم و صمیمی. پیراهن مشکی تنش بود. دلیلش را نپرسیدم. فکر کردم لابد برای شهدای دیروز است. رفیق دیگری از راه رسید. به او تسلیت گفت. سرش را انداخت پایین. تعجب کردم. رفیقمان گفت: برادرش دیروز شهید شده. نگاهم به نگاهش دوخته شد. برادرش را میشناختم. از سالهای نوجوانی. بغض کردم. او اما دلداریام داد!
بچههای شهرم، بیسروصدا دارند مجاهدت میکنند. سربلند و باشکوه.
#تبریز
Repost from رؤیای ایرانی / محمد صادق شهبازی
فیلم و عکس از انفجار منتشر نکنید
این خدمت به دشمن است
تجربه لبنان اینست
هر عکس و فیلمی که منتشر میکنید به دشمن در تشخیص خطا و فهم ضعفهای نظامیش و در خطر قرار دادن جان مردم کمک میکند.
