fa
Feedback
PLCmen

PLCmen

رفتن به کانال در Telegram

سوالات خود را در مورد PLC @Moharebi براي دانلود ويديوهاي اموزش Plc به وب سايت زير مراجعه فرماييد www.PLCmen.ir #تبلیغات @PLCmen_ads اموزش Plcاتوماسيون صنعتي

نمایش بیشتر
7 915
مشترکین
-224 ساعت
-217 روز
-7730 روز
آرشیو پست ها
PLCmen
7 915
تايمرها تايمرها يا رله هاي زماني تجهيزاتي شبيه كنتاكتورها هستند با اين تفاوت كه پس از اعمال ورودي فرمان به آنها و به عبارت ديگر برقدار كردن بوبين آنها بلافاصله عمل نكرده و بلكه عملكرد آنها پس از مدتزماني كه اغلب بر روي رله قابل تنظيم است، صورت ميگيرد. اين تجهيزات ممكن است علاوه بر كنتاكتهايي كه با تأخير زماني عمل ميكنند، كنتاكتهاي لحظهاي نيز داشته باشند كه بلافاصله پس از وصل ولتاژ به بوبين، عمل كرده و باز يا بسته ميشوند. تايمرهاي امروزي ممكن است عملكردها يا فانكشنهاي متفاوتي داشته باشند و به كاربر اين امكان را ميدهند كه عملكرد مورد نياز خود را انتخاب كنند. همچنين علاوه بر وروديهاي مربوط به بوبين كه معمولا با حروف A1 و A2 مشخص شدهاند، برخي از تايمرها ممكن است ورودي كنترلي ديگري كه اغلب با حرف B مشخص شده است نيز داشته باشند كه به تايمر اين قابليت را ميدهد تا رفتارهايي كاملا كنترل شده و پيچيده را داشته باشد. برخي از اين فانكشنهايي كه معمولا در تايمرها در نظر گرفته ميشوند به شرح ذيل ميباشد: 1 -تأخير در وصل پس از وصل تحريك يا Delay-On :در اين فانكشن، با وصل برق بـه بـوبين تايمر يا ورودي كنترل آن، پس از مدت زماني كه روي تايمر تنظيم شده اسـت كنتاكـتهـاي باز تايمر بسته و كنتاكتهاي بسته آن باز ميشود. 2 -تأخير در قطع پس از وصل تحريك يا Pulse On :در برخي از حالات ممكـن اسـت پـس از وصل تحريك تايمر، كنتاكتها تغيير وضعيت داده و پس از گذشت زمان تنظيمي، كنتاكتهـا به حالت قبلي خود برگردند. @PLCmen 3 -تأخير در قطع پس از قطع تحريك يا Delay-Off :در اين فانكشن با برداشته شدن تحريـك از روي بوبين تايمر يا تغيير در وضعيت ورودي كنترل آن، كنتاكتهاي آن براي مدت زمـان تنظيمي، بدون تغيير باقيمانده و سپس عمل ميكنند. تايمرهايي كه داراي ايـن نـوع فانكـشن هستند، اغلب داراي تغذيهاي مجزا از تحريك خود هستند. 4 -قطـع و وصـل متنـاوب يـا Off/On Recycling :در ايـن حالـت پـس از تحريـك تـايمر، كنتاكتهاي آن به طور متناوب و در فاصله هاي زماني تنظيم شده بسته و باز ميشوند. زمـان باز و بسته بودن كنتاكتها در اين حالت ممكن است متفاوت و قابل تنظيم باشد. اين فانكـشن نيز براي اجرا، به منبع تغذيهاي مجزا از تحريك تايمر احتياج دارد. در برخي از انواع تايمرها كه به تايمرهاي 24 ساعته معروف هستند، ميتوان زمان قطع و وصل بودن آنها را در پله هاي زماني مشخص و براي 24 ساعت شبانهروز برنامهريزي كرد. در اغلب اين تايمرها از سوئيچ هاي كوچكي استفاده شده است كه برنامهريزي زمان قطع و وصل آنها با استفاده از اين سوئيچ ها صورت ميگيرد ولي انواع ديجيتال آنها نيز وجود دارد. اين تايمرها براي تجهيزاتي كه در طول يك شبانهروز بايد به طور متناوب و منظم قطع و وصل شوند بسيار مفيد ميباشند. در نقشه ها و مدارات فرمان و بر طبق استاندارد IEC معمولا از علامتها و نمادهاي زير براي كنتاكت هاي مختلف تايمرها و نيز بوبين تحريك آنها استفاده ميشود. اين علائم براي دو نوع تايمر با تأخير در وصل و با تأخير در قطع متفاوت بوده كه بايد به اين امر توجه كرد.

PLCmen
7 915
3 -شبكه اتصال زمين: اين شبكه شامل چند ترمينال اتصال زمين است كه جريان صاعقه را به داخل زمين انتقال ميدهد. اين ترمينالها معمولا ميله هايي هستند كه در داخل زمين قرار داده شدهاند كه به آنها Rod Earth گفته ميشود. براي هدايت سريعتر و بهتر جريان صاعقه به زمين، اين اتصالات بايد داراي مقاومتي اندكي باشند. اندازه اين مقاومت طبق استانداردها نبايد از حدود 10 اهم بيشتر باشد.

PLCmen
7 915
ميشود. محدوده حفاظتي اين ميله، مخروطي است كه تحت زاويهاي بين 45 تا 60 درجه از نوك ميله در نظر گرفته ميشود. اندازه اين زاويه به درجه حفاظت مورد نياز و نيز شرايط منطقه بستگي دارد. استفاده از قفس فارادي از ديگر روشهايي است كه براي اين منظور استفاده ميشود. در اين روش، شبكهاي از هاديها با فواصل و ضخامت استاندارد و به صورت افقي بر روي پشت بام نصب شده كه وظيفه جذب صاعقه را به عهده دارد. اين شبكه معمولا از تسمه يا مفتولهايي از جنس مس يا الومينيوم تشكيل شده كه محيط پشتبام و نيز يك شبكه به ابعاد 10 در 20 متر، در داخل آن را شامل ميشود. استفاده از تركيبي از ميله فرانكليني و قفس فارادي ميتواند محافظ بسيار خوبي براي ساختمان، در برابر صاعقه باشد. امروزه صاعقهگيرهاي پيشرفتهاي ساخته شدهاند كه اساس كار آنها بر مبناي يونيزه كردن هواي اطراف صاعقهگير، درست قبل از وقوع صاعقه است. اين صاعقهگيرها لحظه وقوع صاعقه را با توجه به افزايش ميدان الكتريكي در فضا تشخيص داده و به محض افزايش گراديان ولتاژ از حد مشخصي، شروع به يونيزه كردن هواي اطراف خود كرده و با اين كار صاعقه را به سمت خود جذب ميكنند. به همين دليل محدوده حفاظتي اين نوع از صاعقهگيرها بسيار بالا است. اين تجهيزات انرژي مورد نياز خود را از اتمسفر باردار شده محيط گرفته و به منبع انرژي خارجي احتياج ندارند. 2 -شبكه هاديهاي عمودي: براي انتقال جريان از شبكه Terminal Air به سطح زمين از هادي هايي عمودي استفاده شده كه اصطلاحا به آنها، Conductor Down گفته ميشود. @PLCmen در هر ساختمان حداقل دو مورد از اين هاديها بايد نصب شود. در مورد ساختمانهاي بزرگ، اين تعداد بيشتر بوده و معمولا در راستاي محيط ساختمان و با فواصل 20 متر، نصب ميشوند. در نصب اين هاديها بايد دقت كرد تا اولا كوتاهترين مسير به زمين را طي كنند و ثانيا در مسير خود خمهاي شديد و نقاط شارپ نداشته باشند. نقاط شارپ، باعث بالا رفتن راكتانس مسير ميشود. اين امر به دليل بالا بودن فركانس موج صاعقه، تأثير بسيار زيادي در كاهش كارايي سيستم دارد. همچنين هادي هاي عمودي در مسير خود، نبايد از كنار كابلهاي برق يا داده عبور كنند

PLCmen
7 915
زمين محافظ در برابر صاعقه يا Grounding Lightning صاعقه يك پديده طبيعي است كه در اثر تخليه بارهاي الكتريكي بين دو ابر و يا بين ابر و زمين به دليل شكست عايقي هواي بين آنها صورت ميگيرد. تقريبا 80 درصد اين تخليه ها بين دو ابر بوده و 20 درصد آن بين ابر و زمين صورت ميگيرد كه در اين حالت بارهاي الكتريكي منفي از ابر وارد زمين خواهند شد. جريان ناشي از اين تخليه الكتريكي، مسير عبور خود را يونيزه و به شدت گرم ميكند به صورتي كه دماي محيط اطراف آن به حدود 30000 درجه سانتيگراد ميرسد. هواي يونيزه شده به شدت نوراني بوده و در اثر انبساط ناگهاني آن، صداي مهيبي توليد ميشود. در زمان وقوع صاعقه، اختلاف ولتاژ بين ابر و زمين در حدود ده ها ميليون ولت بوده و جريان عبوري از كانال تخليه ميتواند به چند صد كيلوآمپر نيز برسد. در اين شرايط انرژي بسيار زيادي در مدت زماني در حدود چند هزارم ثانيه آزاد شده كه اين امر ميتواند به تجهيزاتي كه در سر راه اين تخليه انرژي قرار دارند، آسيب جدي برساند. علاوه بر اين، ضربه جرياني ناشي از صاعقه ميتواند به سيمها، كابلها، اسكلت فلزي ساختمان و حتي كابل هاي زيرزميني و لوله هاي آب كه تا شعاع يككيلومتري محل اصابت صاعقه قرار دارند، @PLCmen آسيب برساند. بنابراين حفاظت تجهيزات در برابر اصابت صاعقه از اهميت به سزايي برخوردار است. راه اصولي براي اين امر، ايجاد يك مسير موازي و كم مقاومت براي هدايت جريان صاعقه به سمت زمين است. تجهيزات فلزي مانند مخازن و برجها و نيز ساختمان هايي كه داراي پوشش فلزي كامل هستند را ميتوان تنها با اتصال پايههاي آنها در چند نقطه به زمين، در برابر خطرات ناشي از صاعقه محافظت كرد. تعداد و فواصل نقاط اتصال به زمين و نيز سطح مقطع كابلهاي مورد استفاده از اهميت ويژهاي برخوردار بوده و بايد با توجه به استانداردها تعيين گردد. براي حفاظت ساختمانهايي كه پوشش خارجي غير فلزي دارند، معمولا سيستمها و روشهاي مختلفي مورد استفاده قرار ميگيرد. به طور كلي اين سيستمها از سه بخش مختلف به شرح زير تشكيل شده اند: 1 -صاعقه گير: اين بخش در بالاي پشت بام قرار گرفته و وظيفه گرفتن و جذب بارهاي الكتريكي و جلوگيري از برخورد صاعقه با ساختمان را به عهده دارد. به اين بخش در اصطلاح فني Air د Terminal نيز گفته ميشود. يك ميله ساده كه در بالاترين بخش ساختمان نصب شده، از ابتدايي ترين تجهيزاتي است كه براي اين منظور استفاده ميشود. به اين ميله، ميله فرانكليني گفته

PLCmen
7 915

PLCmen
7 915
photo content

PLCmen
7 915
از يك بيمتال سه فاز ميتوان در مدار تكفاز نيز استفاده كرد. در اين حالت براي عملكرد صحيح بيمتال بر روي جريان تنظيمي، بايد جريان بار از كليه ترمينالهاي بيمتال عبور كند. به همين دليل سيم فاز بايد پس از عبور از بي متال برگشته و دوباره از ترمينال ديگر آن خارج شود. در نقشه هاي مربوط به مدار فرمان و با توجه به استاندارد IEC ،معمولا از نشانه هاي روبرو براي نشان دادن خود بيمتال ونيز كنتاكتهاي باز و بسته آن استفاده ميشود.

PLCmen
7 915
معمولا براي حفاظت در برابر اضافهبار مقدار جريان تنظيمي بيمتال را برابر جريان نامي دستگاه و يا اندكي بيشتر از آن قرار ميدهند تا در جريانهاي بالاتر از جريان نامي رله عمل كرده و حفاظت لازم صورت گيرد. قطع اين رله، آني نبوده و مدت زمان لازم براي قطع به ميزان جريان عبوري از آن بستگي دارد. معمولا سازنده ها براي رله هاي حرارتي يك منحني معكوس در نظر ميگيرند كه بااستفاده از آن ميتوان مشخص كرد كه رله يك جريان مشخص را پس از گذشت چه بازه زماني قطع ميكند.

PLCmen
7 915
photo content
+1

PLCmen
7 915
رله حرارتي يا بيمتال بيمتال ها و به عبارت ديگر رله هاي حرارتي، جهت حفاظت تجهيزات مختلف و به طور خاص الكتروموتورها در برابر اضافه بار، جريان زياد ناشي از عدم استارت موتور و قطع شدن يك فاز به كار برده ميشوند. اين تجهيزات معمولا داراي دو يا چند كنتاكت هستند كه هنگام عمل كردن آن تغيير وضعيت داده و بسته يا باز ميشوند. معمولا كنتاكت بسته آن در مسير تغذيه بوبين كنتاكتور قرار ميگيرد تا با باز شدن آن در اثر عملكرد رله كنتاكتور قطع شود. كنتاكت باز آن نيز معمولا براي اطلاع از عملكرد رله به كاربرده شده كه ممكن است به منبع تغذيه و لامپ سيگنال وصل شود. جرياني كه رله در آن جريان عمل ميكند معمولا بين محدوده مشخصي بر روي رله قابل تنظيم ميباشد. بر روي اغلب بيمتالها از يك دكمه استفاده شده است كه با فشردن آن پس از عملكرد رله، رله ريست شده و دو باره وصل ميگردد. در برخي از آنها نيز اين امر مي تواند به صورت اتوماتيك انجام گيرد. بدين صورت كه پس از گذشت زمان مشخصي از عملكرد رله، رله خود به خود ريست شده و دوباره وصل ميگردد. بيمتالها معمولا به همراه كنتاكتور در مدار قرار گرفته و از اين رو داراي سه تيغه بوده كه با كمك آنها در زير كنتاكتور نصب ميشود. انتخاب بيمتال و نيز تنظيم آن بايد بر اساس جريان نامي دستگاه صورت گيرد. نمونهاي از جداول مفيد در اين رابطه در زير آورده شده كه ميتوان به آن مراجعه كرد. در اين جدول كه براي موتورهاي الكتريكي سه فاز تهيه شده است، @PLCmen محدوده بيمتال مورد نياز، بر اساس توان و ولتاژ نامي موتور قابل دسترسي است.

PLCmen
7 915
صورتيكه دماي اتاق بيشتر از دماي مطلوب باشد، ميزان سرمايش بيشتر ميشود تا در نهايت دماي اتاق برابر دماي مطلوب شود. اين كولرها ميتوانند در صورتي كه هواي بيرون گرمتر شود و يا هر عامل ديگري كه باعث تغيير در دماي اتاق ميشود، به راحتي دما را در دماي مطلوب نگه دارند. كولرهاي نوع اول مثالي از سيستم كنترل مدار باز و كولرهاي نوع دوم مثالي از سيستم كنترل مدار بسته ميباشند. اگر مثال سرمايش اتاق را بعنوان يك فرآيند در نظر بگيريم، دماي اتاق، خروجي فرآيند يا متغيركنترلشونده خواهد بود، دماي مطلوب، مقدارمقرر يا point set ناميده ميشود و ميزان سرمايش، متغير تنظيم شونده يا ورودي فرآيند است. علاوه بر اين تغيير دماي بيرون يا باز بودن درب را اغتشاشات ورودي به فرآيند ميناميم. بطور خلاصه ميتوان گفت در يك سيستم كنترل مدار باز، ورودي به فرآيند بدون در نظر گرفتن مقدار خروجي در هر لحظه، تعيين ميشود. استفاده از اين سيستمها براي فرآيندهاي ساده مناسب ميباشد. در سيستمهاي مدار بسته، مقدار متغير تنظيم شونده يا ورودي فرآيند بر اساس اختلاف مقدار متغير خروجي با مقدار مطلوب تعيين ميشود. سيستمهاي مدار بسته گرانتر بوده و طراحي آنها پيچيده تر ميباشد. يك سيستم كنترل مدار بسته داراي چهار بخش اصلي ميباشد. دستگاه اندازهگيري، مقايسه، محاسبه و تصحيح. به اين صورت كه متغيري كه بايد كنترل شود توسط ابزارهاي اندازهگيري، اندازهگيري شده و سپس توسط كنترلر با مقدار مقرر مقايسه شده و مقدار متغيرهاي تنظيم شونده محاسبه ميشود. ميتوان گفت اندازهگيري يك گام مهم در كنترل فرآيند ميباشد و در صورتيكه اندازهگيري صحيح انجام نشود، سيستم كنترل نميتواند بدرستي عمل كند. اندازهگيريها علاوه بر اهداف كنترلي هدفهاي ديگري نيز دارند و ممكن است يك متغير اندازه گيري شده به سيستم كنترل فرستاده نشود و خروجي اندازه گيري فقط نمايش داده شده و ثبت شود. بطور كلي اندازهگيري به چند دليل انجام ميشود كه عبارتند از: • كنترل- فراهم كردن اطلاعات لازم جهت استفاده در كنترلرها • مانيتورينگ- فراهم كردن اطلاعات مورد نياز اپراتور جهت اطلاع از وضعيت سايت

PLCmen
7 915
نتوانند تصميمات لازم و به موقع اتخاذ كنند، كنترل دستي ميتواند منجر به عملكـرد نامناسـب واحـد،تخريب محيط زيست وحتي خطرات جاني شود. براي رفع اين مشكل، يعني تشخيص و محاسبه دقيق ميزان باز و بسته شدن هر يك از شيرها وكاهش تعداد اپراتورهاي مورد نياز و درنتيجه كاهش خطاي تصميم گيري آنها، سيستم كنترل اتوماتيك بوجود آمده و به كارگرفته شده است. كنترل اتوماتيك داراي دقت و سرعت بيشتري نسبت به كنترل دستي مي باشد. امروزه با پيشرفت كامپيوترها، از آنها به عنوان مغز متفكر در كنترل فرآيندها استفاده مي شود و ميتوان واحدهاي بزرگ شيميايي با تجهيزات و پيچيدگي هاي زيادي را توسط تعداد كمي اپراتور و به كمك سيستم كنترل اتوماتيك، كنترل نمود. كنترل اتوماتيك متغيرهاي فرآيندي، علاوه بر نگهداشتن فرآيند در شرايط مطلوب، باعث دستيابي به ايمني بيشتر و نيز رعايت بهتر قوانين زيست محيطي ميشود. بدين معني كه با استفاده از اين روش سرعت و دقت بسياري از تصميمات و در نتيجه اقدامات پيشگيرانه افزايش مي يابد وبه علاوه مديريت بحران بهتري در موارد اينگونه پديد مي آيد. سيستمهاي كنترل را به دو دسته مدار باز و مدار بسته تقسيم ميكنند. اين سيستمها هر يك كاربرد و اهميت خاص خودرا دارند و در واحدهاي صنعتي بر حسب ملاحظات اقتصادي موردنياز استفاده ميشوند. براي آشكار شدن چگونگي عملكرد سيستمهاي مدار باز و مدار بسته ، سيستم سرمايش اتاق را در نظر بگيريد. فرض كنيد از يك كولر گازي براي خنك كردن هواي اتاق استفاده ميشود. برخي از كولرهاي گازي تنها داراي درجه كم، متوسط و زياد هستند و در هر شرايطي از تغييرات دماي هواي داخل و يا خارج اتاق به مقدار ثابتي سرما توليد ميكنند. به عبارت ديگر اگر كولر در درجه زياد تنظيم شده باشد. و ناگهان هواي بيرون سرد شود، از آنجاييكه در ميزان توليد سرمايش كولر تغييري حاصل نميشود، هواي داخل اتاق بسيار سرد خواهدشد. اما در انواع جديدتر كولرها، فرد ميتواند دماي مطلوب اتاق را براي كولر تعيين كند. اين كولرها داراي يك دماسنج هستند كه در هر لحظه دماي اتاق را اندازه گرفته و با دماي مطلوب مقايسه مي كنند. @PLCmen اگر دماي اتاق از دماي مطلوب كمتر باشد، كولر ميزان سرمايش را كمتر ميكند و بر عكس، در

PLCmen
7 915
1 -ضرورت اندازه گيري و كنترل به طور كلي واحدهاي شيميايي شامل تجهيزات فرآيندي مختلفي هستند كه بوسيله خطوط لوله كه در آنها مواد شيميايي جريان دارند، به يكديگر متصل شدهاند. براي آنكه اين واحدها در شرايط مناسب عملياتي كار كنند، بايد پارامترهاي فرآيندي از قبيل دما، فشار، ارتفاع سطح مايع و دبي سيال در محدودههاي خاصي نگه داشته شوند، يا به عبارت ديگر، اين پارامترها كنترل شوند. به عنوان مثال در يك راكتور شيميايي، مواد اوليه بايد با يك نسبت مشخص وارد آن شده و در دما و فشار معيني با هم واكنش دهند. تغيير نسبت مواد اوليه و يا مقدار آنها، دما و يا فشار راكتور، ميتواند منجر به توليد محصولات ناخواسته يا بازدهي كم راكتور شود. بنابراين علاوه بر مقدار مواد ورودي به اين راكتور بايد دما و فشار آنها نيز كنترل شود. فرض كنيد براي گرم كردن خوراك A ورودي به راكتور، يك مبدل حرارتي كه در پوسته آن بخار جريان دارد، داريم. براي اينكه بتوان دماي جريان A خروجي از مبدل را در نقطهاي مشخص نگهداشت، بايد دبي بخار عبوري از پوسته مبدل را طوري تغيير داد كه دماي جريان A خروجي ثابت بماند. اگر به هر دليلي دماي جريان A در ورودي به مبدل كاهش يابد، با باز كردن شير تنظيم دبي بخار ورودي و در نتيجه افزايش دبي بخار ميتوان دماي جريان A خروجي از مبدل را ثابت نگهداشت. حال كنترل فشار خوراك B را در نظر بگيريد. با باز و بسته كردن يك شير كه در مسير جريان B قرار دارد، افت فشار ايجادشده تغيير نموده و بدينوسيله ميتوان فشار جريان B ورودي به راكتور را ثابت نگاه داشت. باز و بسته كردن شيرها ميتواند توسط اپراتورها انجام گيرد. به اين نوع كنترل، كنتـرل دسـتي گفتـه ميشود. اپراتورها در صورت تغيير در شرايط فرآيند بايد بتوانند به سـرعت تـصميمات لازم را اتخـاذ كرده و شيرهاي مربوطه را باز و بسته كنند. معمولاً در يك واحد شيميايي ممكن اسـت تعـداد زيـادي دستگاه فرآيندي وجود داشته باشد كه براي درست كار كردن هريـك از آنهـا لازم باشـد تعـدادي از پارامترهاي فرآيندي مربوطه، در محدودة مجاز كنترل شوند. اين بدان معناست كه بايد بطور همزمـان تعداد زيادي شير توسط اپراتورها باز و بسته شود. @PLCmen با توجه به اينكه براي باز و بسته كردن همزمان اين تعداد شير، تعداد زيادي اپراتور لازم است و اين نكته كه ممكن است در واحدهاي پيچيدهتر، اپراتورهـا

PLCmen
7 915
@ PLCmen
@ PLCmen

PLCmen
7 915
رله ها رله ها از لحاظ اساس كار و ساختمان بسيار شبيه كنتاكتورها بوده با اين تفاوت كه ابعاد آنها به مراتب كوچكتر بوده و از آنها
رله ها رله ها از لحاظ اساس كار و ساختمان بسيار شبيه كنتاكتورها بوده با اين تفاوت كه ابعاد آنها به مراتب كوچكتر بوده و از آنها تنها در مدارات كنترل و فرمان استفاده ميشود. به طور كلي اين رله ها را مي توان به دو دسته نگهدار و غير نگهدار تقسيم كرد. در انواع غير نگهدار يا Latching-Non ،در حالت عادي كنتاكت هاي رله باز بوده و با اعمال ولتاژ به بوبين يا كويل آن بسته ميشوند. در صورت برداشته شدن ولتاژ از روي بوبين، كنتاكتها بلافاصله به حالت اول برگشته و دوباره باز ميشوند ولي در انواع نگهدار يا Latching با برداشته شدن ولتاژ از روي بوبين، كنتاكتهاي رله در وضعيت خود باقي مانده و تغييري نميكنند. رله ها معمولا داراي مقادير نامي براي ولتاژ بوبين و ولتاژ و جريان كنتاكتها هستند كه در استفاده از آنها بايد به اين مقادير توجه كرد. معمولا براي نصب رلهها از پايه استفاده ميشود. پايههاي موجود براي رلهها اغلب در انواع دايرهاي يا مربعي بوده كه در انواع دايرهاي دو نوع پايه 8 پين و 11 پين از متداولترين انواع به شمار ميآيند. متعاقبا رلهها نيز معمولا در انواع 8 پين يا 11 پين ساخته ميشوند كه آرايش پينهاي آنها اغلب بر روي خود رله نشان داد

PLCmen
7 915
7 -توان نامي: ماكزيمم تواني است كه كنتاكتور ميتواند از خود عبور دهد و معمولا بـا توجـه بـه گروهكاري كنتاكتور و سطح ولتاژ بر روي آن نوشته ميشود. كنتاكتورها را امروزه ممكن است براي انجام مقاصد خاصي طراحي كنند. يكي از اين مقاصد، قطع و وصل جريانهاي خازني است. در هنگام وصل خازنها به مدار، جريان حجومي زيادي از شبكه كشيده مي شود كه اندازه آن مي تواند به 100 برابر جريان نامي خازن نيز برسد. اين جريان داراي فركانس بالايي در حدود 3 تا 15 كيلوهرتز بوده و براي زماني در حدود چند ميلي ثانيه وجود داشته و سپس ميرا مي شود. @PLCmen در كنتاكتورهايي كه براي قطع اين گونه از جريانها طراحي شدهاند، از يك شاخه مقاومتي به موازات هر كنتاكت استفاده شده كه در لحظه وصل ابتدا اين شاخه وصل شده و پس از كنترل جريان كنتاكتهاي اصلي كنتاكتور بسته ميشوند. پس از وصل كنتاكتهاي اصلي، شاخه مقاومتي از مدار خارج ميشود. اين نوع از كنتاكتورها در بانكهاي خازني كه براي بهبود ضريب تواندر شبكه نصب ميشوند، مورد استفاده قرار ميگيرند.

PLCmen
7 915
6-گروه كاري: استاندارد IEC كنتاكتورها را بسته به كاربرد و محل استفاده به دسته هاي مختلفي تقسيم ميكند كه هم كنتاكتورهاي AC و هم DC را در بر ميگيرد. مهمترين اين گروه هـا در ولتاژهاي AC گـروه هـاي AC3 ،AC4 و AC11 هـستند. گـروه AC3 بـراي قطـع و وصـل موتورهاي القايي قفسه سنجابي مورد استفاده قرار ميگيـرد و بـراي قطـع جريـان نـامي موتـور @PLCmen طراحي شده اند. اين گروه از كنتاكتورها ميتوانند جريان راه اندازي موتور را تحمل كنند. گـروه در AC4 نيز براي موتورهاي القايي قفس سنجابي به كار برده ميشود با اين تفاوت كه براي قطع و وصل هاي شديدتر طراحي شده است. اين گروه بـراي كاربردهـاي تغييـر دور موتـور، ترمـز موتور و قطع موتور در حالت رتور قفل شده كاربرد دارد. در گروه كاري AC11 كنتاكتورهايي قرار دارند كه تنها از آنها بايد در مدارات فرمان استفاده شده و فاقـد كنتاكـت هـاي قـدرت هستند. علاوه بر گروههاي ذكر شده گروههاي ديگري نيز وجود دارند كه براي قطـع و وصـل جريان ترانسفورماتورها، بانكهاي خازني و... مورد استفاده قرار ميگيرند. @PLCmen

PLCmen
7 915
ميشوند. كنتاكت هاي Open Normally در حالت عادي باز بوده و با عملكرد كنتاكتور بسته ميشوند در حالي كه كنتاكت هاي Close Normally در حالت عادي بسته بوده و پس از وصل كنتاكتور باز ميشوند. با استفاده از اين دو نوع كنتاكت ميتوان انواع مدارات فرمان پيچيده را طراحي و اجرا نمود. مطابق با استانداردها كليه كنتاكتهاي كمكي كنتاكتور بايد به يك محور متصل باشند به گونهاي كه هنگام قطع يا وصل كنتاكتور، هيچ دو كنتاكت باز و بستهاي به طور همزمان بسته نباشند. @PLCmen طبق استاندارد IEC ،ترمينال هاي مربوط به اين كنتاكتها با استفاده دو عدد مشخص ميشوند. عدد اول بيانگر شماره كنتاكت و عدد دوم بيانگر نوع كنتاكت يعني باز يا بسته بودن آن است. طبق اين استاندارد اگر عدد دوم 1 يا 2 باشد كنتاكت بسته يا Close Normally بوده و در صورتي كه اين رقم 3 يا 4 باشد كنتاكت Open Normally يا باز است. به عنوان مثال اگر ترمينالهايي بر روي كنتاكتور با اعداد 23 و 24 مشخص شده باشند، بيانگر اين است كه اين ترمينالها Normally Open بوده و مربوط به دومين كنتاكت كنتاكتور هستند. معمولا براي كنتاكتورها اين قابليت در نظر گرفته ميشود كه بتوان تعداد كنتاكت هاي كمكي آن را افزايش داد. اين افزايش از طريق تيغه هاي اضافي كه بر روي كنتاكتور يا كنار آن نصب ميشود صورت ميگيرد. كنتاكتورها در توانها، اندازه ها متفاوت و براي كاربردهاي مختلفي ساخته ميشوند كه هنگام انتخاب آنها بايد به اين مشخصات توجه كرد. مهمترين مشخصات يك كنتاكتور طبق استاندارد IEC به شرح زير ميباشد: 1 -ولتاژ عايقي (Ui)ولتاژي كه عايق كنتاكتور براي آن طراحي شده و تست هـاي عـايقي بـا ايـن سطح ولتاژ بر روي آن انجام گرفته است. 2 -حداكثر ولتاژ كار (Ue)ولتاژي است كه مشخصات بهره برداري كنتاكتور مانند طول عمـر آن بر اساس كار در اين ولتاژ، توسط سازنده ارائه ميشود. 3 -ولتاژ نامي بوبين (Uc)ولتاژ نامي است كه بوبين كنتاكتور براي كار در آن طراحي شده است. 4 -جريان كار نامي(Ie)جرياني است كه با در نظر گرفتن مشخصات بهره برداري كنتاكتور توسط سازنده ارائه شده و كنتاكتور براي كار مداوم در آن جريان طراحي شده است. 5 -جريان حرارتي نامي (Ith)جرياني است كه كنتاكتور ميتواند در حالت بسته، در هواي آزاد و براي 8 ساعت تحمل كند بدون اين كه دماي آن از ميزان ذكـر شـده در اسـتانداردها فراتـر رود.

PLCmen
7 915
كنتاكتور در مدارات فرمان براي قطع و وصل مدار قدرت مصرف كننده ها از كنتاكتور استفاده ميشود. در واقع ارتباط دهنده بين مدارات كنترل و قدرت هستند. اين تجهيزات از دو هسته E شكل تشكيل شدهاند كه يكي ثابت و ديگري متحرك است. در ميان اين دو هسته يك بوبين يا سيم پيچ مغناطيسي قرار گرفته است كه با برق دار شدن آن، هسته متحرك به سمت هسته ثابت حركت كرده و باعث بسته يا باز شدن تعدادي كنتاكت ميشود. با قطع تغذيه بوبين، هسته متحرك توسط يك فنر به حالت قبلي برگشته و مدار قطع ميشود. كنتاكتورها در انواع AC و DC ساخته ميشوند. در انواع AC از آنجا كه بوبين با استفاده از ولتاژ در AC برقدار ميشود، اندازه ولتاژ اعمالي به آن و در نتيجه جريان عبوري از آن در حال تغيير است. متغير بودن جريان باعث متغير بودن شار مغناطيسي ايجاد شده در درون هسته شده و درنتيجه نيروي وارده بر هسته متحرك كه با مجذور شار مغناطيسي ايجاد شده در هسته ارتباط مستقيم دارد متغير خواهد بود. متغير بودن اين نيرو باعث ميشود تا هسته متحرك شروع به قطع و وصل و لرزش كند. براي رفع اين ايراد از يك حلقه اتصال كوتاه شده بر روي هسته استفاده ميشود. در اثر تغيير شار مغناطيسي هسته، شار مغناطيسياي در درون اين حلقه ايجاد شده كه با شار اوليه اختلاف فاز دارد. بدين صورت كه هنگاميكه شار مغناطيسي هسته صفر است شار مغناطيسي حلقه ماكزيمم بوده و از اين رو اين حلقه باعث ميشود تا در مجموع شار مغناطيسي نسبتا ثابتي از درون هسته عبور كند و درنتيجه لغزش هسته تا حد بسيار زيادي كاهش يابد. كنتاكتورها معمولا داراي سه ترمينال ورودي و سه ترمينال خروجي جهت اتصال مدار قدرت هستند. اين ترمينالها طبق استاندارد IEC بر روي كنتاكتور با شمارههاي 1 تا 6 مشخص شدهاند كه ترمينالهاي 1 ،3 و 5 وروديها و ترمينالهاي 2 ،4 و 6 خروجيهاي مدار قدرت هستند. دراستانداردهاي ديگر نظير NEMA ممكن است ترمينالهاي ورودي با L1 ،L2 و L3 و ترمينالهاي خروجي T1 ،T2 و T3 مشخص شده باشند. بر روي كنتاكتورها، جهت اتصال دو سر بوبين كنتاكتور به مدار ممكن است دو يا سه ترمينال ديگر نيز در نظر گرفته باشند. اين ترمينالها در استاندارد IEC ممكن است با حروف A1 ،A2 و يا B1 و B2 مشخص شده باشند. @PLCmen كنتاكتورها معمولا علاوه بر كنتاكتهاي اصلي كه در مدار قدرت مورد استفاده قرار ميگيرند داراي يك يا چند كنتاكت كمكي نيز هستند كه درمدارات فرمان به كار برده ميشوند. اين كنتاكتها بسته به نحوه عملكرد خود به دو نوع باز يا Open Normally و بسته يا Close Normally تقسيم

PLCmen
7 915
#اتوماسیون_صنعتی 🔵بررسی کوتاه پیرامون موضوع ورودی ها در یک سیستم اتوماسیون ⚪️ورودی ها میتوانند از ساده ترین چیزها مانند شستی های استوپ و یا استارت و تا حسگرها ،کلیدهای محدودکننده اطلاق شوند. و همچنین به وسایل اندازه گیری(دما و یا فشارو...) در برخی موارد نیزشمارنده ها (کانتر)،تایمر ها نیز ورودی می گوییم. ⚠️نکته ای که در مورد تایمر و یا کانترها باید بدانید این است که در ترکیب با عناصری مثل حسگر میتوان به عنوان ورودی در نظر گرفت. ورودی ها وظیفه دارند تا وضعیت محیط پیرامون و یا خواست اپراتور را به پردازشگر اطلاع دهند. ❎برای مثال کلیدهای محدودکننده (میکرو سوییچ) در یک جک هیدرولیک و یا اسانسور وظیفه دارند تا حد بالا و پایین سطوح پیشروی جک و کابین آسانسور را مشخص کنند و فرمان قطع آن را به اطلاع پردازشگر برساند. ورودی ها نیز به دو دسته یعنی سیگنال های آنالوگ و دیجیتال تقسیم بندی میشوند.