سرای شعر
رفتن به کانال در Telegram
ارتباط بامدیر درتلگرام t.me/HOS_SE_IN سرای شعر (شوریده دلان) گلچینی ازبرترین ونابترین اشعارکهن ومعاصربا زیباترین اهنگهای خاطره انگیز و موزیک ویدیوهای جذاب
نمایش بیشتر9 336
مشترکین
+624 ساعت
+457 روز
+22630 روز
آرشیو پست ها
9 337
عشــقِ ممنوعـــه مَــن
تُــــو در دلــــم
سَـــنَد خـــــورده ای
بودنِـــت همیشـگی ســـت
چــه در کنــارِ مَــــن
چـــه در خاطــــرِ مَــــن ......؟؟؟
#سـودی_ش
9 337
سینــهای دارم که جــز درد تو را بـاور نکرد
لحظهای را بی هـــوای دیــدن تو، سـر نکرد
بـار انـــدوه تو را از بس به روی شـــانه برد
جز دل پرخون خود یک شاخهگل پرپر نکرد
هر چه با او کـرد این دنیا تبســم کرد و رفت
ناخوشیها دید اگر از دست غم لب تر نکرد
#نرگس_زارع
9 337
با تو یک شب بنشینیم و شرابی بخوریم
آتش آلود و جگر سوخته آبی بخوریم
در کنار تو بیفتیم چو گیسوی تو مست
دست در گردنت آویخته تابی بخوریم
بوسه با وسوسهٔ وصل دلارام خوشست
باده با زمزمهی چنگ و ربابی بخوریم
#هوشنگ_ابتهاج
9 337
اگر بلد نیسی تو مهمونی ها حتی یه قر ریزی بدی بیا اینجا همه رقص هارا رایگان یاد بگیر:
👇
https://t.me/Attacivence/1851
@Attacivence
رقص های باحال😍
9 337
از دستِ غیبتِ تو شکایت نمیکنم
تا نیست غیبتی نبود لذّتِ حضور
گر دیگران به عیشوطَرَب خُرَّمندوشاد
ما را غم نگار بُوَد مایهٔ سُرور
#حافظ
9 337
مــن شب را از گیسـوان تـو ڪنـار می زنم
و صبح را در عمق نیلی چشمانِ تو
به تماشا می نشينم
با من واژه واژه
عشق را زمزمه ڪن
تا ابر احساس بار دیگر
عطش لب هاے ما را
بوسه باران ڪند
#محمد_شیرین_زاده
@onlyshear
9 337
ماه من..!
ڪاش یڪ شب در میان
قنوت دستهایم
همراه آیه آیه ے استجابت لبهایم
در ڪنار سجاده ے دلتنگی هایم
زیر سایه هاے خیالت
عاشقانه در آغوشم بگیرے
و دلتنگی هاے بی امانم را
با ربناے چشمانت باطل ڪنی...
#امید_آذر
@onlyshear
9 337
ندانم کان مه نامهربان، یادم کند یا نه
فریبانگیز من، با وعدهای شادم کند یا نه
خرابم آنچنان، کز باده هم تسکین نمییابم
لب گرمی شود پیدا، که آبادم کند یا نه
صبا از من پیامی ده، به آن صیاد سنگین دل
که تا گل در چمن باقی است، آزادم کند یا نه
من از یاد عزیزان، یک نفس غافل نیم اما
نمیدانم که بعد از این، کسی یادم کند یا نه
رهی، از نالهام خون میچکد اما نمیدانم
که آن بیدادگر، گوشی به فریادم کند یانه
#رهی_معیری
9 337
Repost from کانال تبادلات ژرف
☘🌸با آمدن بوی بهار همه دنبال نو شدن و رشد هستیم ،
مجموعه ای از بهترین کانالها فولدر شده جهت رشد و تحول شما عزیزان
👇برحسب علاقه مندی کلیک کن
🌍هوش مصنوعی 📚کتاب
🌐زبان خارجی 🍔خلاقیت و نو آوری
👩❤️👨همسر داری و روابط ♻️آشپزی
🎁حس خوب ☂ علمی وپزشکی
📕ادبیات 🎩وکیل
💥 پیشنهاد ویژه 🤩
👈🏻 آموزش انگلیسی با دیالوگ فیلم 🎬 😎
هماهنگی تبادل و تبلیغات:
@rti_ebi
9 337
خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن
تا ببینم که سرانجام چه خواهد بودن
غم دل چند توان خورد که ایام نماند
گو نه دل باش و نه ایام، چه خواهد بودن
مرغِ کمحوصله را گو غم خود خور که بر او
رحمِ آن کس که نِهد دام، چه خواهد بودن
باده خور غم مخور و پند مُقلّد منیوش
اعتبارِ سخنِ عام چه خواهد بودن
دسترنج تو همان به که شود صرف به کام
دانی آخر که به ناکام چه خواهد بودن
پیر میخانه همیخواند معمایی دوش
از خط جام که فرجام چه خواهد بودن
بردم از رَه دلِ حافظ به دَف و چنگ و غزل
تا جزای من بدنام چه خواهد بودن
#حافظ
@onlysnear
9 337
آمـدهام که تا تـو را
جلوه دهم در این سرا
همچو دعای عاشقان
فوق فلک رسانمت
آمدهام که بوسهای
از صنمی ربودهای
بازبده به خوشدلی
خواجه که واستانمت
مولانا
@onlyshear
9 337
بگذشت دور یوسف و دوران حسن تست
هر مصر دل که هست به فرمان حسن تست
بسیارسر به کنگره عشق بستهاند
آنجا که طاق بندی ایوان حسن تست
فرمان ناز ده که در اقصای ملک عشق
پروانهای که هست ز دیوان حسن تست
زنجیر غم به گردن جان مینهد هنوز
آن مویها که سلسله جنبان حسن تست
آبش هنوز میرسد از رشحهٔ جگر
آن سبزهها که زینت بستان حسن تست
دانم که تا به دامن آخر زمان کشد
دست نیاز من که به دامان حسن تست
تقصیر در کرشمهٔ وحشی نواز نیست
هر چند دون مرتبهٔ شان حسن تست
وحشي بافقي
@onlyshear
9 337
Repost from سرای شعر
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَان.
حلول ماه مهمانی خدا، رمضان الکریم مبارک باد
@onlyshear
سرای شعر
9 337
تو را دیدم، نفوذ چشم تو تا عمق جانم رفت
حواس از مغز و غم از قلب و اخم از ابروانم رفت
همان بودی که عمری در خیالم می پرستیدم
نقاب افتاد از آن تصویر و اسمت بر زبانم رفت
منی که اهل دل دادن نبودم، منطقی بودم
نمیدانم چرا با دیدنت از کف عنانم رفت
دو ابرو بیت اول، چشم هایت بیت دوم بود
لبت بیت الغزل بود و همان جا دل، گمانم رفت
زبانت واژه ها را مثل موسیقی ادا می کرد
نوا و شور و ماهور و بیات از اصفهانم رفت
دو بیت از مولوی خواندی و من مردم برای تو
شدم مانند مولانا که شمسِ داستانم رفت
چنین جذاب خندیدی که باران در دلم آمد
چنان زیبا درخشیدی که ماه از آسمانم رفت
غزل هایم همیشه آخرش تلخی و رفتن بود
ولی با بودنت، "ماندن" به خورد واژگانم رفت
غمی که با خودم قد می کشید و خسته ام می کرد
مرا پیش تو خندان دید و فورا از جهانم رفت
ناشناس
9 337
من همان نایم که گر خوش بشنوی
شــرح دردم با تو گوید مثنـوی
با لب دمسـاز خود جفـت آمدم
گفتنی، بشنـو که در گفت آمدم
من همان جامم که گفت آن غمگسار
با دل خونیــن، لب خنــدان بیار
من خمُـش کردم خـروش چنـگ را
گرچه صد زخم است این دلتنگ را
من همان عشقم که در فرهاد بود
او نمیدانست و خود را میستود
من همی کنـدم نه تیشه! کــوه را
عشـق شیـرین میکند انـــدوه را
در رخ لیـــلی نمــــودم خویش را
سوختـم مجنـون خـام اندیش را
می گِرستـم در دلش با درد دوست
او گمـان میکرد اشک چشـم اوست
گرجهان از عشق سرگشتهست و مست
جان مست عشق بر من عاشق است
ناز اینجا مینهـد روی نیـــاز
گر دلی داری بیا اینجا ببـــاز ...
#هوشنگ_ابتهاج
