سرای شعر
رفتن به کانال در Telegram
ارتباط بامدیر درتلگرام t.me/HOS_SE_IN سرای شعر (شوریده دلان) گلچینی ازبرترین ونابترین اشعارکهن ومعاصربا زیباترین اهنگهای خاطره انگیز و موزیک ویدیوهای جذاب
نمایش بیشتر9 346
مشترکین
+1024 ساعت
+467 روز
+21430 روز
آرشیو پست ها
9 353
✔️ دنیـــای لـــباس 99 تــومـنی
مستقیم از تولیدی خرید کن
کارهای شیک و مجلسی عید رسید 😍
حرااج زمستانه شروع شد
مـــانـــتوهـا از 99تـــومـــــن تا 150تــــومـــــن
@mezonnbaran2
@mezonnbaran2
با کیفیت اما قیمت پایین بخر !!!!
ارسال رایگان به تمام نقاط✅
9 353
همیشه کنجِ خیالی
نه بودنی، نه وصالی
چگونه از تو بگویم
که آرزوی محالی...
- مریم قهرمانلو
9 353
در آرزوی نسیمی ز زلف تو جانم
همیشه منتظر موکب صبا باشد
ولیک زلف ترا، با همه پریشانی
نظر به حال پریشان ما کجا باشد؟
#اوحدی_مراغهای
9 353
سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی
خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
دعای صبح و آه شب کلید گنجِ مقصود است
بدین راه و روش میرو که با دلدار پیوندی
قلم را آن زبان نبود که سرّ عشق گوید باز
ورایِ حدِ تقریر است شرحِ آرزومندی
در این بازار اگر سودیست، با درویش خرسند است
خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
به شعر حافظ شیراز میرقصند و مینازند
سیهچشمانِ کشمیری و ترکانِ سمرقندی
#حافظ
9 353
✧ ✧ ✧
تا نیمه شب به ياد تو
چشمم نخفته است ...
ای مایۀ امید من
ای تکیه گاه دور!
هرگز مرنج از آنچه به شعرم نهفته
است ...
#فروغ_فرخزاد
9 353
Repost from سرای شعر
اتفاقی عاشقم شد،
ناگهانی دل برید!
باد با خود میبرد
احساس باد آورده را.....
#فاطیما_قربانی
@onlyshear💞💞💞
9 353
Repost from سرای شعر
هرگز انتظار ندارم مرا
همـــــانقدر دوست داشته باشی که دوستت دارم .
این توقعی ست غیر منصفانه من باید عاشق تو باشم
در حد ممکن عشق و آرزومند آن باشم که مرا بخواهی ..
هر قدر که می خواهی
@onlyshear💞💞
9 353
حاشا که من از جور و جفای تو بنالم
بیداد لطیفان همه لطف است و کرامت
کوته نکند بحث سر زلف تو حافظ
پیوسته شد این سلسله تا روز قیامت
#حافظ
9 353
عاشقا دو چشم بگشا چارجو در خود ببین
جوی آب و جوی خمر و جوی شیر و انگبین
عاشقا در خویش بنگر سخره مردم مشو
تا فلان گوید چنان و آن فلان گوید چنین
من غلام آن گل بینا که فارغ باشد او
کان فلانم خار خواند وان فلانم یاسمین
دیده بگشا زین سپس با دیده مردم مرو
کان فلانت گبر گوید وان فلانت مرد دین
ای خدا داده تو را چشم بصیرت از کرم
کز خمارش سجده آرد شهپر روح الامین
چشم نرگس را مبند و چشم کرکس را مگیر
چشم اول را مبند و چشم احول را مبین
عاشقان صورتی در صورتی افتادهاند
چون مگس کز شهد افتد در طغار دوغگین
شاد باش ای عشقباز ذوالجلال سرمدی
با چنان پرها چه غم باشد تو را از آب و طین
گر همیخواهی که جبریلت شود بنده برو
سجدهای کن پیش آدم زود ای دیو لعین
بادیه خون خوار اگر واقف شدی از کعبهام
هر طرف گلشن نمودی هر طرف ماء معین
ای به نظاره بد و نیک کسان درمانده
چون بدین راضی شدی یارب تو را بادا معین
چون امانتهای حق را آسمان طاقت نداشت
شمس تبریزی چگونه گستریدش در زمین
#مولانا
@onlyshear
9 353
قشنگیش به اینه که اگه طرف بد بود
ولش نکنی بری
کنارش بمونی، جمع و جورش کنی...
لازم بود خيلی جدیتر برخورد كنی ولی درستش کنی.
دوست داشتن و موندن با کسی که هیچ عیب و ایرادی نداره که هنر نیست!
9 353
قیشدا اولسا سینه م اوسته، سنه یای ساخلامیشام
غملی کونلومده محبت، سنه پای ساخلامیشام
بو قارانلیق گئجه لرده نه اولار سن گله سن
گوره همسایه لریم ائوده، من آی ساخلامیشام
کونلومی حجله اوتاقی کیمی عشقون بزه ئیب
سوگیلیم گل سنه من گور، نه سرای ساخلامیشام
جان کیمی بسله میشم عشقیوی کونلومده سنین
دئمه سین آغزی گوزللر، کی قولای ساخلامیشام
وئرمئیب وئرمه میشم کونلومی هئچ بیر گوزله
آند اولا جانیما ، ایللردی سوبای ساخلامیشام
گل بو محنتلی ائوی ائیله گولوم جنته تای
بیلسین عالم باشیم اوستونده همای ساخلامیشام
پلووم اولماسادا وار طاباقیمدا چوره گیم
چوخدا یوخسول دئیلم ایچمه یه چای ساخلامیشام
چوخ زاماندیرکی ایچیمده بوغولوب دویغولاریم
درد الیندن سنه بیر دنیا هارای ساخلامیشام
آیریلیق دردی دی "داود"سنی دیوانه ائدن
بو دلی کونلومی منده سنه تای ساخلامیشام
داود_ آریانی
9 353
ای که درد عشق را گفتی مداوایی ندارد
آتش است آری، ولی پروانه پروایی ندارد
ناامیدی عمر من کوتاه کرد، ای مه وفا کن
ای بسا امروزِ بی حاصل که فردایی ندارد
#مهدی_اخوان_ثالث
9 353
تو مرا جان و جهانی، چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی، چه کنم سود و زیان را
نفسی یار شرابم، نفسی یار کبابم
چو در این دور خرابم، چه کنم دورِ زمان را
ز همه خلق رمیدم، ز همه باز رهیدم
نه نهانم ، نه پدیدم، چه کنم کون و مکان را
ز وصال تو خمارم، سر مخلوق ندارم
چو تو را صید وشکارم، چه کنم تیر و کمان را...
#مولانا
@onlyshear
9 353
چو میکُنم به غزلهای گرم، مدهوشش...
فروتنانه فرو میروم در آغوشش!
پیمبرِ تواَم ای عشق! بی عبا و کتاب...
چه قصهها که نمیگویم از تو در گوشش!
غمِ زمانه برون میجهد چو دود از بام
چو دست میبَرَم آهسته در بر و دوشش..
هزار نیشِ جهان را هزارگونه دواست،
لبی که مینهم آرام بر لبِ نوشش!
چه سایه روشنی از شوق گسترانیدهست،
چراغِ روشنِ چشمشش... لبانِ خاموشش...
مرا چو خواجه زِ باغ و چمن فراغت داد،
صفای دامنِ دنبالهدارِ گلپوشش!
#حسین_جنتی
