1 947
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-1767 روز
-2 34530 روز
آرشیو پست ها
1 947
می توانی ابر باشی می توانی آسمان
عرصه ی پروازباشی یا بباری بی امان
عاشق حوا اگر باشی بهشتت راتو هم
می فروشی در ازای خنده هایش بی گمان
من نگاه مردمان را کوچه کوچه گشته ام
نیست همتایی برای چشمهایت در جهان
گاه پیشم می نشینی گاه دوری می کنی
ای دلیل خنده ها وگریه های هم زمان
تا بهار خنده هایت خانه ام را پرکند
نیست در تقویم فروردینی ام دیگر خزان
هرچه من اینروزها نامهربانم باز تو
مهربانی مهربانی مهربانی مهربان
بر خلاف بیستون تلخکام از عاشقی
خاطراتی خوب وشیرین دارد از ما اصفهان
1 947
گاهشمار جشنواره "چهارگاه"
پنجمین روز خرداد 95
تا 6 تیر 95
33 روز دیگر فرصت دارید تا در نخستین گاهِ جشنواره داستانی " چهارگاه" ثبت نام کرده و تا سه داستان کوتاهِ کوتاهتان را برای جشنواره بفرستید.
گاه نخست: بهاران
موضوع: آزاد
قالب: کوتاهِ کوتاه
http://www.lcci.ir/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94-%D9%81%D8%B5%D9%84%D9%8A-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-
1 947
داستان کوتاهِ کوتاه
حرفی نمانده
آلزایمر پدرش را از پا درمیآورد. پدرش که برای صبحانه پاکشان به رستوران آمد، در را برایش بازکرد تا رد شود. پیرمرد محترمی که تو بود کمک کرد و به پسر گفت:" تو پسر خوبی هستی." بعد از آنکه پدرش مرد، همیشه آن حرفها را به یاد میآورد، میدانست اگر پدرش هم زنده بود و میتوانست همین حرفها را میزد.
نویسنده: ای کارل فولک (پسر)
کوتاه ترین داستان های کوتاه جهان ۵۵ کلمه
گردآورنده: استیو ماس
برگردان:اسدالله امرایی
نشر سالی
https://telegram.me/joinchat/BHqhjz3ywm05dkigl72fFA
1 947
داستان کوتاهِ کوتاه
جای خالی
فکر کرد: " خودشه! صداش از راهرو میآد. باز مثل همیشه گولههای برف چسبیده به چکمههاش. "
"هی مرد گنده، با کفش نیای تو! بندازشون تو ایوون. " و آماده شد بگوید:"بیزحمت, اون برفها رو هم از کتت بتکون!"
سوپ داغ, لباس خشک, یک ساعت تلویزیون و تعریف ماجرای روزانه و نشستن کنارش, تا خوابش بگیرد.
اما صدا فقط صدای خِشخِشِ برف بود و انعکاس تلألؤ خورشید که به اتاقش تابیده بود.
نویسنده: جان اشمیت
برگردان: زهرا طراوتی
برگرفته از کتاب رقص روی سنجاق
نشر نیماژ
https://telegram.me/joinchat/BHqhjz3ywm05dkigl72fFA
@ghalamestannews
Lcci.ir
1 947
جشنواره فصلی داستان چهارگاه:
چهارگاه
جشنواره فصلی داستان
مرکز آفرینش های ادبی قلمستان
گاه نخست: بهاران
برای اطلاعات بیشتر به کانال چهارگاه بروید.
https://telegram.me/joinchat/BHqhjz3ywm05dkigl72fFA
1 947
علاقه مندان به
شعر،داستان،
ادبيات كهن،نقد،
ترجمه و ادبيات نمايشي
براي شما برنامه داريم
به كانال تلگرام مركز آفرينش هاي ادبي قلمستان بپيونديد.👇👇👇👇https://telegram.me/joinchat/A-ItTT0OUnZt_ddEVzobTQ
1 947
داستان کوتاهِ کوتاه
قصیدهای برای داستان
قلم را روی کاغذ میگردانم و سعی میکنم چیزی سرهم کنم.
طرح. شخصیت. درونمایه.
مثل داستانهای قدیم از ایوب بگویم و رؤیای نیمهشب و جنایت و مکافات؟
کشمکش. دیالوگ. رویات.
یا مثل داستانهای امروزی از فروشگاه و فستفود و ایمیل بگویم.
بحران. اوج. گرهگشایی.
از اندیشه، احساس و تجربه بگویم یا انسانیت؟ یا مثل یک قربانی در نسل خودم به سادگی بگریزم از.....
نویسنده: ام. استنلی بوبن
برگردان: زهرا طراوتی
برگرفته از کتاب: رقص روی سنجاق
نشر نیماز
@chahargah95
@ghalamestannews
Lcci.ir
1 947
@mhsaffariyan
توكه جان جهاني و زندهترين،تو كه نبض زماني و روح زمين
قدمي ز حوالي من بگذر نفسي به كنار دلم بنشين
تو و لحظه به لحظه جوانه زدن، من و موي خيال تو شانه زدن
من و راه هر آنچه بهانه زدن كه بيا كه چنان، كه بيا كه چنين
نفسم تو كه باشي زنده شوم همه تن تن قلب تپنده شوم
كه پري بزنم كه پرنده شوم كه هوايي تو كه پرندهترين
همه شب من و سايهي دلهرهها، شب و شيون و ضجّهي زنجرهها
تو بيا كه از آن سوي پنجرهها برهاني ام از شب چلّه نشين
تو كه عطر بهاري و بوي خدا، منم عاشق و بيدل و بي سر و پا
تو بيا تو بيا توبيا توبيا به سراغ من اين منِ خسته ترين
همه شب من و باد گسسته عنان، به سراغ صداي تو دور جهان
بدويم و نيابيم از تو نشان، تو كجاي زمان؟ تو كجاي زمين؟
منم و دوسه شعر بريده زبان دو نگاه غريبهي دل نگران
چه بگويم از اين همه درد نهان كه بيا و بخوان كه بيا و ببين
#محمدحسین_صفاریان
#غزل
#انتظار
#امام_زمان(عج)
@mhsaffariyan
1 947
شاه مرد، ملکه مرد.
این جمله برای بسیاری از کسانی که با تئوری های داستانی سر و کار دارند آشناست. ویژه وقتی که قرار است معنای پیرنگ یا همان پلات معروف را دریابند. اما داستان شاه مرد و ملکه از غصه ی مرگ شاه دق کرد و مرد از چه قرار است؟
کل ماجرا را در داستان اندوه نوشته ی رون کارلسون بخوانید.
این داستان در کتاب کوچکی با نام میکروفیکشن یا داستان ریزه و با ترجمه ی اسدالله امرایی آمده است و ناشرش نیز نشره قطره است.
http://www.lcci.ir/%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%87
1 947
@ghalamestannews
چهارگاه
جشنواره فصلی داستان
شیوهٔ ارسال آثار
تکمیل فرم ثبتنام از راه تارنمای جشنواره.
نوشتن در نرمافزار word با قلمB Nazanin فونت 14.
نشانی تارنمای مرکز آفرینش های ادبی قلمستان:
http://www.lcci.ir/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94-%D9%81%D8%B5%D9%84%D9%8A-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-
@ghalamestannews
1 947
چهارگاه
جشنواره فصلی داستان
مرکز آفرینش های ادبی قلمستان
گاه نخست: بهاران
برای اطلاعات بیشتر به کانال چهارگاه بروید.
https://telegram.me/chahargah95
1 947
@ghalamestannews
رُخش چه صبح ملیحی ، لبش چه آب حیاتی
علی اکبر لیلاست بَه چه شاخه نباتی
بدون چشمه ی لعلش نبود در همه هستی
نه چشمه ای نه قناتی ، نه دجله ای نه فراتی
دمیده برسردنیا چه آفتاب بلندی
نشسته در شب لیلا چه ماه با برکاتی
قدش چه سرو بلندی ، چه گیسویی چه کمندی
چه مرتضی سکناتی ، چه مصطفی وجناتی
چه دلبری چه دلیری ، چه بی مثال و نظیری
چه یوسفی چه عزیزی ، "چه ماورای صفاتی"
حواس قافله رفته است در صدای اذانش
هلا چه حیّ علایی ، چه عجّلوا بصلوتی
حسین با پسرش ردّ شدند از غزل من
پسرچه ماه جمیلی ، پدر چه باب نجاتی
چه رو زها که به لیلا گذشت و رفتی و می گفت
"مضی الزمان و قلبی یقول انّک آتی"
#عباس_شاهزیدی_خروش
#غزل
@ghalamestannews
1 947
@ghalamestannews
تعریف داستان کوتاه، تفاوت این نوع ادبی را با انواع دیگر مشخص میکند. به طور کلی داستان کوتاه به داستانهایی گفته میشود که کوتاهتر از داستانهای بلند باشند. داستان کوتاه مثل دریچه یا دریچههایی است که به روی زندگی شخصیت یا شخصیتهایی، برای مدت کوتاهی باز میشود و به خواننده فقط امکان میدهد که از این دریچهها به اتفاقاتی که در حال وقوع است نگاه کند.
شخصیت در داستان کوتاه فقط خود را نشان میدهد و کمتر گسترش و تحول مییابد."ادگار آلن پو" نویسنده آمریکایی میگوید:
داستان کوتاه قطعهای تخیلی است که حادثه واحدی را، خواه مادی باشد و خواه معنوی، مورد بحث قرار دهد. این قطعه تخیلی بدیع باید بدرخشد، خواننده را به هیجان بیاورد، یا در او اثر گذارد باید از نقطه ظهور تا پایان داستان در خط صاف و همواری حرکت کند. '
داستان کوتاه" باید کوتاه باشد، اما این کوتاهی حد مشخص ندارد. ادگار آلن پو" در این مورد نیز گفتهاست:
داستان کوتاه" روایتی است که بتوان آن را در یک نشست (بین نیم ساعت تا دو ساعت) خواند. همه جزییات آن باید پیرامون یک موضوع باشد و یک اثر را القا کند، یک اثر واحد را.
در داستان کوتاه تعداد شخصیت ها محدود است. فضای کافی برای تجزیه و تحلیلهای مفصل و پرداختن به امور جزیی در تکامل شخصیت ها وجود ندارد و معمولاً نمیتوان در آن تحول و تکامل دقیق اوضاع و احوال اجتماعی را بررسی کرد. حادثه اصلی به نحوی انتخاب میشود که هر چه بیشتر شخصیت قهرمان را تبیین کند و حوادث فرعی باید همه در جهت کمک به این وضع باشند. البته بسیاری از داستانهای کوتاه خوب هم هست که در آن این قوانین رعایت نشدهاست.
داستان کوتاه ممکن است خیلی کوتاه باشد و مثلاً حدود ۵۰۰ کلمه بیشتر نداشته باشد. در داستان کوتاه شخصیت قبلاً تکوین یافتهاست و پیش چشم خوانندهٔ منتظر، در گیرودار کاری است که به اوج و لحظه حساس و بحرانی خود رسیده یا در جریان کاری است که قبلاً وقوع یافته اما به نتیجه نرسیدهاست. پس میتوان گفت که
داستان کوتاه اثری است کوتاه که درآن نویسنده به یاری یک طرح منظم شخصیتی اصلی را دریک واقعهٔ اصلی نشان میدهد، و این اثر برروی هم تأثیرِ واحـدی را القا میکند.
یک تعریفِ دیگر:
'داستانِ کوتاه، داستانی است کوتاه که در آن به قصد بیان پیامی واحد شخصیت یا شخصیتهای اصلی در واقعهای واحد نشان داده میشوند.
#داستان_کوتاه
@ghalamestannews
1 947
@ghalamestannews
داستان کوتاه گونهای از ادبیات داستانی است که نسبت به رمان یا داستان بلند حجم کمتری دارد و نویسنده در آن برشی از زندگی یا حوادث را مینویسد درحالی که در داستان بلند یا رمان، نویسنده به جنبههای مختلف زندگی یک یا چند شخصیت میپردازد و دستش برای استفاده از کلمات باز است. به همین دلیل ایجاز در داستان کوتاه مهم است و نویسنده نباید به موارد حاشیهای بپردازد.
#داستان_کوتاه
@ghalamestannews
1 947
@ghalamestannews
داستانهای صوتی
بهترین داستان های کوتاه جهان داستان را از همین کانال بشنوید.
این کانال را به دوستان داستانی تان که دوستشان دارید هدیه بدهید....
مرکز آفرینش های ادبی قلمستان با رویکردی تخصصی دریچه ای زیبا را به جهان داستان می گشاید...
دیدنی،خواندنی،شنیدنی،تعریف کردنی و ....
@ghalamestannews
1 947
@ghalamestannews
من زخمی ام از خنجر باریک ابروها
تنها به مویی بند هستم آه از این موها
من بی تعادل می شوم وقتی تعادل نیست
در کفه های نکته سنج این ترازوها
هر روز زیباتر شدی و گم شدی هرشب
آمیخت عطر دامنت با بوی شببوها
دستت صدای دستهایم را نمی فهمید
پُر بود از بس گوشش از زنگ النگوها
در پرده می گفتی همیشه حرفهایت را
چیزی نمیفهمیدم از این «گفتو بی گو»ها
روزی مرا از برکه ی گرمِ تنت راندی
گفتی: «هراسان می شوند از دیدنت قوها»
اما ببین خون مرا دارند می نوشند
از ماهیِ سرخِ لبت امروز، زالوها
باید فراموشت کنم وقتی که آغوشت
هر روز بوی تازه ای دارد از آن بوها
در لانه ات بنشین کبوتر بچه ی مغرور
من فکر کوچی تازه هستم با پرستوها
من از شکارِ گرگهای پیر می آیم
در فکرِ اغوای منند این بچه آهوها!
#يوسف_خوش_نظر
#غزل
@ghalamestannews
1 947
@ghalamestannews
کاش که از خویش در گریز نبودم
با خودم این گونه در ستیز نبودم
دلخورم از باید و نباید و شاید
کاش که در قید هیچ چیز نبودم
دشمن اگر بی نقاب می شد، شاید
این همه در بند دوست نیز نبودم
تندی این روزگار تلخ تر از تلخ
زخم زبان می زند که تیز نبودم
دور و برم را ببین که پر شده از گرگ
کاش برای کسی عزیز نبودم!
#جواد_زهتاب
#غزل
@ghalamestannews
