Marketing
رفتن به کانال در Telegram
مباحث مرتبط با مارکتینگ، تبلیغات، فروش، خرید، خلاقیت و موفقیت خواهشمندیم با انتقادات و پیشنهاداتتان، ما را در ارتقای هرچه بهتر کانال مارکتینگ یاری فرمایید ◀️ لینک کانال: https://t.me/MarketingMethods ⏪ ارتباط با ما: 👇 @GholizadehMohsen
نمایش بیشتر1 129
مشترکین
+124 ساعت
+17 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
1 129
📂 پرونده: وقتی یک ایده را قبل از ساختن، آزمایش میکنیم
فرض کنید میخواهید یک محصول جدید بسازید.
اول لوگو میزنید؟ سایت طراحی میکنید؟ دوره ضبط میکنید؟ پیج راه میاندازید؟
یا اول میپرسید:
آیا کسی واقعاً این مشکل را دارد که برای حلش پول بدهد؟
این یکی از سادهترین اصول اعتبارسنجی کسبوکار است؛ اما در عمل خیلیها دقیقاً برعکس عمل میکنند.
ما میخواهیم این بار در MarketingMethods یک آزمایش واقعی انجام دهیم.
مسئلهای که انتخاب کردهایم:
رابطه زوجین
نه با رویکرد سرگرمی، فال و تستهای زرد.
بلکه یک سؤال مشخص:
آیا میتوان یک ابزار ساده طراحی کرد که به یک زوج کمک کند بفهمند مهمترین نقطه اصطکاک رابطهشان کجاست؟
مثلاً:
چرا یک موضوع کوچک بارها به دعوا تبدیل میشود؟
چرا گفتوگوهای زوجین به نتیجه نمیرسد؟
چرا با وجود علاقه، احساس فاصله ایجاد شده؟
و مهمتر:
آیا افراد حاضرند برای پیدا کردن یک پاسخ کاربردی به این سؤال پول پرداخت کنند؟
پس قبل از ساخت محصول، میخواهیم بازار را آزمایش کنیم.
🔬 مرحله اول آزمایش
به دنبال ۱۰ زوج متأهل هستیم که حاضر باشند در نسخه اولیه این آزمایش شرکت کنند.
اگر دوست دارید در این آزمایش شرکت کنید، زیر همین پست بنویسید:
"شرکت میکنم"
فعلاً هیچ محصولی برای فروش نداریم.
اول میخواهیم ببینیم:
آیا مسئله وجود دارد؟
آیا مسئله آنقدر مهم هست که افراد برای حلش اقدام کنند؟
و در نهایت:
آیا حاضرند برای راهحل پول پرداخت کنند؟
نتیجه آزمایش را هم با شما به اشتراک میگذاریم.
چون در MarketingMethods قرار نیست فقط درباره بازاریابی حرف بزنیم!؛
گاهی خودمان بازاریابی را آزمایش میکنیم.
#MarketingMethods #اعتبارسنجی #MVP #بازاریابی #رفتار_مصرف_کننده
✍ محسن قلیزاده
@MarketingMethods
1 129
📂 پرونده: اقتصاد توجه
بخش چهارم
آیا چیزی که زیاد میبینیم، واقعاً بهتر است؟ 👀
تا اینجا درباره یک اتفاق ساده حرف زدیم:
چیزی که بیشتر دیده میشود، بیشتر در ذهن ما میماند.
اما یک سؤال مهمتر وجود دارد:
آیا وقتی چیزی بیشتر در ذهن ما میماند،
احتمال انتخابش هم بیشتر میشود؟❓
فرض کنید دو برند را نمیشناسید.
نه درباره کیفیتشان چیزی میدانید،
نه تجربهای از خریدشان دارید.
اما یکی از آنها را در یک هفته، پنج بار میبینید؛
در اینستاگرام، تبلیغات، یک ویدئو و حتی دست یک دوست.
برند دوم را فقط یک بار میبینید.
چند روز بعد اگر از شما بپرسند:
"کدام برند برایت آشناتر است؟"
احتمالاً جواب شما برند اول است.
اما نکته عجیب اینجاست:
ممکن است هیچ اطلاعات بیشتری درباره کیفیت واقعی آن برند نداشته باشید.
فقط بیشتر دیده ایدش.🧐
و همینجا یک خطای ظریف ممکن است اتفاق بیفتد:
آشنایی را با کیفیت اشتباه بگیریم.
چیزی که زیاد میبینیم، ممکن است برایمان قابلاعتمادتر، محبوبتر یا حتی «بهتر» به نظر برسد؛
در حالی که شاید هیچ دلیل واقعی برای بهتر بودنش نداشته باشیم.😉
حالا این موضوع را بزرگتر کنیم.
اگر یک نفر دائماً در شبکههای اجتماعی دیده شود،
ممکن است تصور کنیم:
«حتماً آدم مهمی است.»
اگر یک محصول دائماً تبلیغ شود:
«حتماً فروش خوبی دارد.»
اگر یک سبک زندگی را مدام ببینیم:
«پس لابد این مدل زندگی، طبیعی و رایج است.»
اما یک سؤال باید همیشه گوشه ذهنمان بماند:
آیا چیزی که بیشتر دیده میشود، واقعاً بیشتر انتخاب شده؟
یا چون بیشتر دیده شده، بیشتر انتخابش میکنیم؟
این دو تا با هم فرق دارند.
گاهی مردم چیزی را دوست دارند و به همین دلیل بیشتر دیده میشود.
اما گاهی هم داستان برعکس است:
بیشتر دیدهشدن، خودش میتواند احتمال انتخاب را بالا ببرد.
اینجاست که اقتصاد توجه، جالب میشود.
رقابت فقط بر سر «بهتر بودن» نیست.
گاهی رقابت بر سر این است که:
چه کسی بیشتر در ذهن ما حضور دارد؟
و شاید به همین دلیل است که بعضی برندها حاضرند بارها و بارها خودشان را جلوی چشم ما بیاورند؛
حتی وقتی میدانند ممکن است همان لحظه خریدی اتفاق نیفتد.
آنها فقط دنبال فروش امروز نیستند.
دارند روی یک چیز دیگر سرمایهگذاری میکنند:
آشنایی.
چون ممکن است روزی برسد که شما واقعاً قصد خرید داشته باشید و ناگهان بین دهها گزینه، نام همان برندی را به خاطر بیاورید که قبلاً بارها دیدهاید.
پس دفعه بعد که یک تبلیغ را برای دهمین بار دیدید، از خودتان بپرسید:
"هنوز دارم این را میبینم چون خوب است،
یا ممکن است کمکم خوب به نظر برسد چون زیاد میبینمش؟"
❓حالا شما کدام را قبول دارید؟
۱. بیشتر دیدهشدن، فقط باعث آشنایی میشود و لزوماً انتخاب را تغییر نمیدهد.
۲. بیشتر دیدهشدن میتواند آنقدر روی ذهن اثر بگذارد که احتمال انتخاب را هم بالا ببرد.
👇 فقط عدد ۱ یا ۲ را بنویسید.
#MarketingMethods #اقتصاد_توجه #بازاریابی #اقتصاد_رفتاری #رفتار_مصرف_کننده
✍ محسن قلیزاده
@MarketingMethods
1 129
📂 پرونده: ذهن، پول و تصمیمگیری
بخش سیزدهم
چرا وقتی چیزی مال ما میشود، ارزشش برایمان بیشتر میشود؟ 🤔
یه آزمایش ساده:
فرض کنید همین الان یک ماگ معمولی به شما هدیه میدهم. ☕
نه برند خاصی دارد، نه چیز خاصی.
حالا میپرسم:
اگر بخواهید بفروشیدش، کمترین قیمتی که قبول میکنید چقدر است؟
۵۰ هزار تومان؟
۱۰۰ هزار تومان؟
۲۰۰ هزار تومان؟
عدد خودتان را در ذهنتان نگه دارید.
حالا برگردیم به چند دقیقه قبل؛
یعنی زمانی که هنوز ماگ مال شما نبود.
اگر همین ماگ را در یک فروشگاه میدیدید:
بیشترین قیمتی که حاضر بودید برایش بدهید چقدر بود؟!
اینجا اتفاق جالبی میافتد.
در آزمایشهای اقتصاد رفتاری، گاهی افراد برای فروختن چیزی که دارند مبلغ بیشتری میخواهند تا مبلغی که حاضر بودند برای خرید همان چیز پرداخت کنند.
چرا؟
چون همین که چیزی را متعلق به خودمان میدانیم، ممکن است ارزش ذهنی آن برایمان بیشتر شود.
به این پدیده میگویند:
🧠 اثر مالکیت (Endowment Effect)
یعنی «مال من بودن» خودش میتواند روی قضاوت ما درباره ارزش یک چیز اثر بگذارد.
و این فقط درباره یک ماگ نیست.
🚗 ماشین خودمان را سختتر میفروشیم.
🏠 ممکن است خانه خودمان را بیشتر از قیمت واقعی بازار ارزشگذاری کنیم.
📱 وسیلهای که سالها داشتهایم، برایمان ارزش احساسی پیدا میکند.
حتی در کار و کسبوکار هم ممکن است همین اتفاق بیفتد.
💡 ایدهای که خودمان ساختهایم.
💼 پروژهای که خودمان راه انداختهایم.
📊 کسبوکاری که برایش وقت گذاشتهایم.
گاهی چون مال ماست، ارزشش را بیشتر از زمانی میبینیم که هنوز متعلق به ما نبود.
اما اینجا یک سؤال کاربردی وجود دارد:
اگر این وسیله، ایده یا دارایی الان مال من نبود، آیا حاضر بودم با همین قیمت آن را بخرم؟
اگر جواب «نه» باشد، شاید بخشی از ارزشی که برایش قائل شدهایم، از خودِ آن چیز نیامده باشد؛
بلکه از این آمده باشد که:
«این مال منه.»
🔹 این سؤال میتواند در تصمیمهای مالی خیلی کمککننده باشد:
اگر امروز از صفر شروع میکردم، باز هم حاضر بودم برای بهدستآوردن این چیز همین مقدار هزینه کنم؟
گاهی جواب این سؤال، نگاه ما را به چیزی که داریم کاملاً عوض میکند.
💬 حالا شما:
تا حالا چیزی داشتهاید که قبل از داشتنش فکر میکردید ارزش خاصی ندارد، اما بعد از اینکه مال خودتان شد، فروشش برایتان سخت شد؟
اگر مثال جالبی دارید، بنویسید. 👇
#مارکتینگ_متدز #ذهن #پول #تصمیم_گیری #اقتصاد_رفتاری
✍ محسن قلیزاده
@MarketingMethods
📚 منبع برای مطالعه بیشتر:
Richard H. Thaler, Toward a Positive Theory of Consumer Choice (1980)
1 129
#تیکه_کتاب
اگر کسی خصوصیتی را در حد کمال داشته باشد به فکرش خطور نمیکند که آن را به معرض نمایش بگذارد.
نعلی که صدا میکند حتما یک میخ کم دارد.»
📚 #در_باب_حکمت_زندگی
✍ #آرتور_شوپنهاور
@MarketingMethods
1 129
📂 پرونده: اقتصاد توجه
بخش سوم
وقتی چیزی بیشتر دیده میشود، آیا بیشتر انتخاب هم میشود؟ 👀
تا اینجا گفتیم توجه ما برای شبکههای اجتماعی ارزش دارد.
اما یک قدم جلوتر برویم.
فرض کنید یک برند، محصول جدیدی وارد بازار کرده است.
اولین بار که میبینیدش، شاید اصلاً برایتان جذاب نباشد.
اما در چند روز آینده:
در اینستاگرام میبینیدش.
یک اینفلوئنسر دربارهاش صحبت میکند.
در تبلیغات دوباره میبینیدش.
دوستتان هم از آن استفاده میکند.
بعد از مدتی، حتی اگر هنوز محصول را نخریده باشید، دیگر برایتان غریبه نیست.
❇️ اینجا یک اتفاق مهم در بازاریابی افتاده:
تکرارِ دیدهشدن، آشنایی ایجاد کرده است.
و آشنایی میتواند روی انتخاب اثر بگذارد.
حالا همین موضوع را از بازار بیرون بیاوریم.
فرض کنید یک سبک لباس پوشیدن، یک مدل زندگی یا حتی یک نوع رفتار اجتماعی را مرتب در اطرافمان ببینیم.
آیا فقط «آن را دیدهایم»؟
یا کمکم ممکن است تصور کنیم:
«پس این سبک زندگی این روزها رایج است.»
و حتی یک قدم جلوتر:
«اگر خیلیها اینطور زندگی میکنند، شاید من هم باید اینطور باشم.»
اینجا دیگر فقط با بازاریابی طرف نیستیم.
پای فرهنگ، جامعه و هنجارهای اجتماعی هم وسط میآید.
مثلاً درباره پوشش:
ممکن است یک نفر واقعاً یک نوع پوشش را دوست داشته باشد.
یک نفر دیگر فقط به آن عادت کرده باشد.
یک نفر هم ممکن است آن را انتخاب کند چون احساس میکند در محیط اطرافش، این انتخاب بیشتر پذیرفته شده است.
پس همیشه نمیتوانیم بگوییم:
«این انتخاب کاملاً شخصی است.»
همانطور که نمیتوانیم بگوییم:
«این انتخاب فقط نتیجه فشار جامعه است.»
واقعیت احتمالاً بین این دو قرار دارد.
ما انتخاب میکنیم؛
اما چیزی که بیشتر میبینیم، بیشتر دربارهاش حرف میزنیم و بیشتر از دیگران تأیید میگیریم، میتواند روی انتخاب ما اثر بگذارد.
و این دقیقاً جایی است که اقتصاد توجه به فرهنگ وصل میشود.
در بازار، برند تلاش میکند محصولش بیشتر دیده شود تا احتمال انتخابش بالا برود.
در شبکههای اجتماعی، محتوا برای گرفتن توجه بیشتر تولید میشود.
و در جامعه، بعضی رفتارها چون بیشتر دیده و تکرار میشوند، ممکن است کمکم عادیتر و پذیرفتهشدهتر به نظر برسند.
پس سؤال فقط این نیست که:
«مردم چه چیزی را دوست دارند؟»
یک سؤال مهمتر این است:
«آیا چیزی که بیشتر دیده میشود، میتواند روی چیزی که مردم دوست دارند و انتخاب میکنند هم اثر بگذارد؟»
این همان نقطهای است که بازاریابی، روانشناسی و جامعهشناسی به هم میرسند.
❓حالا شما کدام را بیشتر قبول دارید؟
۱. اول سلیقه مردم شکل میگیرد، بعد چیزی بیشتر دیده میشود.
۲. بیشتر دیدهشدن هم میتواند به مرور سلیقه مردم را شکل بدهد.
👇 فقط عدد ۱ یا ۲ را بنویسید.
#MarketingMethods #اقتصاد_توجه #بازاریابی #اقتصاد_رفتاری #رفتار_مصرف_کننده #جامعه
✍ محسن قلیزاده
@MarketingMethods
1 129
📂 پرونده: ذهن، پول و تصمیمگیری
بخش دوازدهم
چرا وقتی برای چیزی زیاد هزینه کردهایم، سختتر میتوانیم رهایش کنیم؟ 🧠
فرض کنید برای یک دوره آموزشی ۱۰ میلیون تومان پول دادهاید.
بعد از چند جلسه متوجه میشوید:
❌ محتوایش به دردتان نمیخورد.
❌ مدرس آن چیزی نیست که انتظار داشتید.
❌ ادامه دادن هم احتمالاً فایده زیادی برایتان ندارد.
اما با خودتان میگویید:
«حیفه... ۱۰ میلیون پول دادم. باید تا آخرش برم.»
حالا یک سؤال:
اگر همان دوره رایگان بود و امروز متوجه میشدید برایتان مفید نیست، باز هم ادامه میدادید؟
احتمالاً نه.
پس چه چیزی تغییر کرده؟
محتوای دوره که تغییر نکرده.
فقط یک چیز تغییر کرده:
ما قبلاً برایش هزینه کردهایم.
در اقتصاد رفتاری، اینجا با مفهومی به نام:
🧠 خطای هزینه هدررفته
روبهرو میشویم.
یعنی گاهی به جای اینکه درباره آینده تصمیم بگیریم، اجازه میدهیم هزینههایی که در گذشته دادهایم، تصمیم امروزمان را کنترل کنند.
و این فقط درباره پول نیست.
🎬 فیلمی را که دوست نداریم تا آخر میبینیم چون برایش هزینه پرداخت کردهایم.
📚 کتابی را که دیگر برایمان مفید نیست ادامه
میدهیم چون نصفش را خواندهایم.
💼 در کاری میمانیم که دیگر مناسبمان نیست چون سالها برایش وقت گذاشتهایم.
🤝 گاهی حتی در یک رابطه یا همکاری ناموفق ادامه میدهیم چون میگوییم:
«این همه برایش وقت و انرژی گذاشتهام...»
اما یک سؤال مهم وجود دارد:
پول، زمان و انرژیای که قبلاً خرج کردهایم، دیگر برنمیگردد.
پس شاید سؤال درست این نباشد:
«تا الان چقدر برایش هزینه کردهام؟»
بلکه باید بپرسیم:
«اگر امروز از صفر شروع میکردم، با دانستن این اطلاعات، باز هم این مسیر را انتخاب میکردم؟»
اگر جواب «نه» باشد، شاید ادامه دادن فقط برای جبران گذشته، هزینه بیشتری به آینده تحمیل کند.
📌 البته یک نکته مهم:
هر تصمیمی که بعداً سخت شد، به معنی «رهایش کن» نیست.
گاهی ادامه دادن کاملاً منطقی است.
مسئله این است که بفهمیم:
داریم برای آینده تصمیم میگیریم، یا داریم گذشته را توجیه میکنیم؟
💬 حالا یک سؤال واقعی:
تا حالا شده فقط به خاطر اینکه برای چیزی زیاد وقت، پول یا انرژی گذاشته بودید، نتوانید رهایش کنید؟
اگر تجربهای دارید، بنویسید؛ حتی بدون ذکر جزئیات شخصی.
#مارکتینگ_متدز #ذهن #پول #تصمیم_گیری #اقتصاد_رفتاری
✍ محسن قلیزاده
@MarketingMethods
1 129
📂 پرونده: اقتصاد توجه
بخش دوم
آیا شبکههای اجتماعی فقط توجه ما را میگیرند، یا رفتار ما را هم تغییر میدهند؟ 👀
در بخش اول پرسیدیم:
اگر مطمئن بودید هیچکس قرار نیست عکستان را ببیند، باز هم همان عکس را منتشر میکردید؟
اما بیایید یک قدم جلوتر برویم.
فرض کنید متوجه شوید یک نوع عکس، یک نوع لباس، یک نوع موضوع یا حتی یک نوع جمله، دو برابر بیشتر از بقیه واکنش میگیرد.
چه کار میکنید؟
احتمالاً دفعه بعد دوباره چیزی شبیه همان منتشر میکنید.
یک بار دیگر هم جواب میدهد.
و دوباره...
کمکم ممکن است بدون اینکه متوجه شویم، رفتارمان تغییر کند.
نه به این دلیل که کسی مستقیماً به ما گفته:
«این کار را بکن.»
بلکه چون یاد گرفتهایم:
«این کار بیشتر دیده میشود.»
اینجاست که اقتصاد توجه جالب میشود.
در شبکههای اجتماعی، توجه دیگران فقط یک احساس خوشایند نیست؛ تبدیل به یک سیگنال میشود.
❤️ لایک بیشتر
💬 کامنت بیشتر
👀 بازدید بیشتر
➕ دنبالکننده بیشتر
و این سیگنالها به ما میگویند:
«این چیزی است که مردم میخواهند ببینند.»
حالا یک سؤال:
اگر یک روز عکسی معمولی از خودمان منتشر کنیم و ۲۰ نفر ببینند،
اما روز بعد عکسی متفاوت منتشر کنیم و ۲۰۰ نفر ببینند...
آیا احتمال ندارد دفعه سوم، آگاهانه یا ناخودآگاه، به سمت همان چیزی برویم که ۲۰۰ نفر را جذب کرد؟
اینجا یک چرخه شکل میگیرد:
توجه 👈 بازخورد 👈 یادگیری 👈 تکرار 👈 توجه بیشتر
و این چرخه فقط درباره عکس نیست.
یک تولیدکننده محتوا ممکن است متوجه شود موضوعات جنجالی بیشتر دیده میشوند.
یک فروشنده متوجه میشود تخفیفهای هیجانی بیشتر کلیک میگیرند.
یک کاربر متوجه میشود نمایش سبک خاصی از زندگی، واکنش بیشتری ایجاد میکند.
و کمکم چیزی که بیشتر توجه میگیرد، بیشتر تولید میشود.
اما اینجا یک سؤال مهمتر وجود دارد:
اگر چیزی فقط به این دلیل بیشتر دیده شود که توجه بیشتری میگیرد، آیا لزوماً ارزشمندتر هم هست؟
شاید یکی از مشکلات اقتصاد توجه همین باشد:
آنچه مهمتر است، لزوماً بیشتر دیده نمیشود؛
و آنچه بیشتر دیده میشود، لزوماً مهمتر نیست.
📌 از اینجا به بعد، یک سؤال جالبتر داریم:
آیا ما انتخاب میکنیم چه چیزی را ببینیم، یا الگوریتمها کمکم به ما یاد میدهند که به چه چیزی توجه کنیم؟
این سؤال، بخش بعدی پرونده است.
💬 به نظر شما کدامیک بیشتر رفتار آدمها را تغییر میدهد؟
۱. چیزی که واقعاً دوست دارند
۲. چیزی که بیشتر دیده میشود
👇 فقط عدد ۱ یا ۲ را بنویسید.
#MarketingMethods #اقتصاد_توجه #اقتصاد_رفتاری #رفتار_مصرف_کننده
✍ محسن قلیزاده
@MarketingMethods
1 129
📂 پرونده: ذهن، پول و تصمیمگیری
بخش یازدهم
وقتی تصمیم میگیریم، چرا دنبال دلیل برای درست بودنش میگردیم؟ 🧠
فرض کنید یک گوشی میخرید.
بعد از خرید، یکی از دوستانتان میگوید:
«به نظرم مدل دیگهای بهتر بود.»
چه اتفاقی میافتد؟
احتمالاً شروع میکنید به توضیح دادن:
📱 «ولی دوربین این بهتره.»
🔋 «باتریش قویتره.»
⚡ «پردازندهاش سریعتره.»
💰 «تازه تخفیف هم داشت.»
اما اگر قبل از خرید، همین دوستتان میگفت:
«بین این دو مدل، کدوم رو بخری بهتره؟»
ممکن بود خودتان دقیقاً همان ایرادهایی را بگویید که حالا دارید نادیده میگیرید!
چرا؟❓
چون گاهی بعد از اینکه تصمیممان را گرفتیم، ذهنمان بهجای بررسی بیطرفانه، شروع میکند به پیدا کردن شواهدی که تصمیم ما را تأیید کنند.
به این پدیده میگویند:
🧠 سوگیری تأییدی
یعنی تمایل ما به اینکه اطلاعاتی را بیشتر ببینیم، به یاد بیاوریم یا جدی بگیریم که با باور یا تصمیم قبلیمان سازگارند.
این اتفاق فقط در خرید نیست.
در سرمایهگذاری:
📈 «این سهم حتماً رشد میکنه.»
بعد فقط خبرهای مثبتش را دنبال میکنیم.
در مذاکره:
🤝 «این پیشنهاد بهترین گزینه است.»
بعد بیشتر به دلایلی توجه میکنیم که از آن دفاع میکنند.
حتی درباره آدمها:
👤 «من از اول حس خوبی بهش نداشتم.»
بعد هر رفتار کوچکی را بهعنوان مدرکی برای درست بودن قضاوت اولیهمان میبینیم.
اینجا یک سؤال مهم وجود دارد:
اگر تصمیم من اشتباه باشد، آیا حاضرم چیزی را ببینم که این را به من ثابت کند؟
شاید یکی از نشانههای تصمیمگیری بهتر این نباشد که همیشه بتوانیم ثابت کنیم «من درست میگفتم»؛
بلکه این باشد که بتوانیم بپرسیم:
«چه چیزی میتواند ثابت کند که من اشتباه میکنم؟»
📌 دفعه بعد که درباره یک خرید، سرمایهگذاری یا تصمیم مهم مطمئن بودید، یک کار ساده انجام دهید:
عمداً دنبال یک دلیل معتبر برای اشتباه بودن تصمیم خودتان بگردید.
اگر بعد از آن هنوز به تصمیمتان اطمینان داشتید، احتمالاً تصمیم محکمتری گرفتهاید.
#مارکتینگ_متدز #ذهن #پول #تصمیم_گیری #اقتصاد_رفتاری
✍ محسن قلیزاده
@MarketingMethods
1 129
📂 پرونده: ذهن، پول و تصمیمگیری
بخش دهم
آیا همیشه اولین جوابی که به ذهنمان میرسد، بهترین جواب است؟ 🧠
دو سه ساعت قبل یک سؤال ساده از شما پرسیدیم:
یک توپ و یک چوب روی هم ۱۱۰ هزار تومان قیمت دارند.
قیمت چوب دقیقاً ۱۰۰ هزار تومان بیشتر از قیمت توپ است.
❓ قیمت توپ چقدر است؟
پاسخ درست:
🎯 ۵ هزار تومان
چون:
توپ = ۵ هزار تومان
چوب = ۱۰۵ هزار تومان
و:
۵ + ۱۰۵ = ۱۱۰ ✅
جالب اینجاست که این سؤال، یکی از مثالهای معروف برای نشان دادن تفاوت بین پاسخ شهودی و پاسخ تحلیلی است.
ممکن است یک پاسخ خیلی سریع به ذهنمان برسد؛ اما برای اینکه مطمئن شویم درست است، کافی است چند ثانیه مکث کنیم و دوباره مسئله را بررسی کنیم.
در کتاب معروف دنیل کانمن، یعنی تفکر سریع و کند، این تفاوت با دو سیستم توضیح داده میشود:
🧠 سیستم ۱ : سریع، خودکار و شهودی
🧠 سیستم ۲ : کندتر، سنجیده و تحلیلی
سیستم ۱ بخش بسیار مهمی از زندگی روزمره ماست.
اگر قرار بود برای هر تصمیم ساده، همهچیز را از صفر تحلیل کنیم، احتمالاً حتی انتخاب شام هم یک پروژه چندساعته میشد! 😄
اما گاهی مسئلهای که در نگاه اول ساده به نظر میرسد، نیاز به بررسی بیشتری دارد.
و اینجاست که یک مکث کوتاه میتواند مفید باشد.
این موضوع فقط درباره سؤالهای ریاضی نیست.
مثلاً:
🛒 «این تخفیف خیلی خوبه.»
💰 «این سرمایهگذاری حتماً سود میده.»
🤝 «این اولین پیشنهادی بود که دادند، پس احتمالاً قیمت واقعی همینه.»
👤 «از همون اول حس خوبی نسبت به این آدم نداشتم.»
در همه این موقعیتها ممکن است اولین برداشت ما درست باشد؛ اما ممکن است هم نباشد.
پس شاید لازم نیست همیشه به ذهن سریع خودمان شک کنیم.
فقط کافی است گاهی از خودمان بپرسیم:
«آیا برای این تصمیم، یک مکث کوتاه ارزشش را دارد؟»
📌 یک تصمیم خوب همیشه تصمیمی نیست که دیر گرفته شود؛ گاهی فقط تصمیمی است که قبل از قطعیشدن، یک بار دیگر بررسی شده باشد.
📚 منبع: دنیل کانمن، تفکر سریع و کند
ترجمه فاطمه امیدی، نشر نوین
#مارکتینگ_متدز #ذهن #پول #تصمیم_گیری
✍ محسن قلیزاده
@MarketingMethods
1 129
🧠 یک آزمایش ۱۰ ثانیهای با مغزتان
قبل از اینکه جواب را در اینترنت جستوجو کنید، فقط چند ثانیه فکر کنید:
یک توپ و یک چوب روی هم ۱۱۰ هزار تومان قیمت دارند.
قیمت چوب دقیقا ۱۰۰ هزار تومان بیشتر از توپ است.
❓قیمت توپ چقدر است؟
🔹 ۱۰ هزار تومان
🔹 ۵ هزار تومان
🔹 عدد دیگری
فقط حدس اولتان را بگویید
زیاد حسابوکتاب نکنید؛ همان جوابی که اول به ذهنتان رسید را بگویید. 😉
جواب و دلیلش را در بخش دهم پرونده «ذهن، پول و تصمیمگیری» بررسی میکنیم.
#مارکتینگ_متدز #اقتصاد_رفتاری #تصمیم_گیری
✍ محسن قلیزاده
1 129
📂 پرونده: ذهن، پول و تصمیمگیری
بخش نهم
چرا اولین قیمتی که میبینیم، میتواند قیمت واقعی را از چشم ما پنهان کند؟ ⚓️
فرض کنید وارد یک فروشگاه میشوید.
روی یک محصول نوشته:
❌ قیمت اصلی: ۲۰ میلیون تومان
🔥 قیمت امروز: ۱۲ میلیون تومان
اولین واکنش ما ممکن است این باشد:
«چه تخفیف خوبی!»
اما حالا یک اتفاق جالب را تصور کنید.
اگر از ابتدا فقط این را میدیدیم:
💰 قیمت: ۱۲ میلیون تومان
آیا باز هم فکر میکردیم قیمت خوبی است؟
شاید نه.
چون ذهن ما معمولاً قیمتها را در خلأ ارزیابی نمیکند.
ما به یک نقطه مقایسه نیاز داریم.
و اولین عددی که میبینیم، میتواند همان نقطه مقایسه شود.
در اقتصاد رفتاری به این پدیده میگویند:
🧠 اثر لنگر (Anchoring Effect)
یعنی یک عدد، اطلاعات یا حتی پیشنهاد اولیه میتواند مثل «لنگر» عمل کند و قضاوتهای بعدی ما را تحت تأثیر قرار دهد.
مثلاً:
🏷️ «قیمت اصلی: ۲۰ میلیون»
⬇️
💰 «قیمت فروش: ۱۲ میلیون»
حالا ۱۲ میلیون برایمان شاید ارزان به نظر برسد.
اما اگر لنگر اولیه ۸ میلیون بود، همان ۱۲ میلیون ممکن بود گران به نظر برسد.
نکته عجیب اینجاست:
گاهی حتی میدانیم که قیمت اولیه ممکن است واقعی نباشد،
اما باز هم مقایسه ذهنی ما از همان عدد شروع میشود.
یعنی ممکن است فروشنده قبل از اینکه محصول را بفروشد، اول معیار قضاوت ما درباره قیمت را بسازد.
و این فقط در فروشگاه اتفاق نمیافتد.
💼 حقوق پیشنهادی در مذاکره
🚗 قیمت اولیه یک خودرو
🏠 قیمت پیشنهادی یک خانه
📱 قیمت یک گوشی
💰 حتی مبلغی که برای یک قرارداد پیشنهاد میدهیم
همه میتوانند تحت تأثیر اولین عدد قرار بگیرند.
پس دفعه بعد که با یک قیمت مواجه شدید، قبل از اینکه بپرسید:
«چقدر تخفیف دارد؟»
یا:
«نسبت به قیمت قبلی چقدر ارزانتر است؟»
یک سؤال مهمتر بپرسید:
«اگر این اولین عددی بود که میدیدم، باز هم این قیمت را منصفانه میدانستم؟»
شاید گاهی چیزی که فکر میکنیم «ارزان» است، فقط به این دلیل ارزان به نظر میرسد که قبل از آن، یک عدد بزرگتر دیدهایم.
موضوعی که دیجیکالا ازش کلی استفاده میکنه حتی اگر تو ترب یا بازار قیمت بگیریم و ببینیم باز هم تحت تاثیر تخفیفهای دیجی کالا ممکنه قرار بگیری.
💬 شما تا حالا شده بعداً متوجه شوید قیمتی که اول دیدید، روی قضاوتتان درباره یک خرید یا معامله اثر گذاشته؟
#مارکتینگ_متدز #ذهن #پول #تصمیم_گیری
✍ محسن قلیزاده
@MarketingMethods
📚 منبع برای مطالعه بیشتر:
Daniel Kahneman — Thinking, Fast and Slow (2011)
1 129
📂 پرونده: اقتصاد توجه
اگر مطمئن بودید هیچکس قرار نیست عکستان را ببیند، باز هم آن را منتشر میکردید؟
یک لحظه جدی فکر کنید.🤔
نه لایک. نه کامنت. نه فالوئر جدید. نه حتی یک نفر که بگوید: «چقدر خوب شدی!»
فقط خودتان و عکس خودتان.
باز هم همان عکس را میگذاشتید؟
شاید جواب خیلیها «بله» باشد.
اما یک سؤال جالبتر:
اگر قرار بود هیچکس عکس را نبیند،
آیا باز هم همانقدر برای انتخاب عکس، زاویه، نور، لباس، ژست و حتی متن زیر آن وقت میگذاشتیم؟
اینجا ماجرا فقط درباره عکس نیست.
چرا وقتی بدنمان بهتر میشود، دوست داریم آن را بیشتر نشان بدهیم؟
چرا ماشین جدیدمان را به اشتراک میگذاریم؟
چرا سفر، رستوران، خانه، لباس، شغل و حتی کتابی که میخوانیم گاهی تبدیل به چیزی برای نمایش میشود؟
شاید چون انسان فقط دوست ندارد داشته باشد؛
دوست دارد دیده شود که دارد.
و اینجا یک چرخه شکل میگیرد:
نمایش 👈 توجه 👈 تأیید 👈 احساس خوب 👈 نمایش بیشتر
اینستاگرام فقط یک اتفاق مهم دیگر به این چرخه اضافه کرده:
حالا برای دیدهشدن لازم نیست در یک جمع ۳۰ نفره باشیم.
میتوانیم در چند دقیقه، خودمان را به صدها یا هزاران نفر نشان بدهیم.
اما سؤال اصلی اینجاست:
آیا ما در شبکههای اجتماعی فقط خودمان را نشان میدهیم، یا کمکم یاد میگیریم «چه نسخهای از خودمان را باید نشان بدهیم»؟
و شاید سؤال سختتر:
چقدر از چیزهایی که نمایش میدهیم واقعاً برای خودمان است و چقدر برای نگاه دیگران؟
حالا واقعاً نظر شما چیست؟
اگر هیچکس قرار نبود ببیند،
رفتار ما چقدر تغییر میکرد؟
👇 تجربه یا نظرتان را بنویسید؛ حتی اگر مخالف این نگاه هستید.
#MarketingMethods #اقتصاد_توجه #اقتصاد_رفتاری #رفتار_مصرف_کننده
✍ محسن قلیزاده
@MarketingMethods
1 129
📂 پرونده: ذهن، پول و تصمیمگیری
بخش هشتم
تخفیف واقعاً چقدر به نفع ماست؟ 💰
یه سؤال ساده:
اگر چیزی ۱ میلیون تومان قیمت داشته باشه و با تخفیف بشه ۷۰۰ هزار تومان...
واقعاً ۳۰۰ هزار تومان صرفهجویی کردیم؟
یا ۷۰۰ هزار تومان خرج کردیم؟ 🤔
شاید جواب خیلی ساده به نظر برسه:
«خب معلومه! ۳۰۰ هزار تومان سود کردم.»
اما مغز ما معمولاً اول به قیمت قبلی نگاه میکنه.
۱ میلیون تومان ← قیمت مرجع
۷۰۰ هزار تومان ← قیمت جدید
بعد به جای اینکه بگه:
«آیا این کالا ۷۰۰ هزار تومان برای من میارزه؟»
ممکنه ناخودآگاه بگه:
«چه خوب! ۳۰۰ هزار تومان تخفیف گرفتم.»
و این دقیقاً جاییه که تخفیف میتونه خطرناک بشه.
چون ممکنه چیزی رو بخریم که اگر قیمتش از اول ۷۰۰ هزار تومان بود، اصلاً سراغش نمیرفتیم.
حالا یک قدم جلوتر:
گاهی فروشنده اول یک قیمت بالا به ما نشان میدهد:
۱,۰۰۰,۰۰۰ تومان
بعد:
🔥 ۷۰۰,۰۰۰ تومان
ما احساس میکنیم برنده شدهایم.
اما سؤال واقعی این نیست که:
«چقدر تخفیف گرفتم؟»
سؤال اینه:
«اگر هیچ تخفیفی وجود نداشت، اصلاً این محصول رو میخواستم؟»
اگر جواب «نه» باشد...
شاید ما ۳۰۰ هزار تومان پسانداز نکردهایم؛
بلکه ۷۰۰ هزار تومان خرج کردهایم که فکر میکردیم پسانداز کردهایم. 😶
📌 این همان جایی است که «تخفیف» از یک ابزار فروش، تبدیل به یک ابزار تصمیمسازی میشود.
در بخش بعد میریم سراغ یک سؤال جالبتر:
چرا اولین قیمتی که میبینیم، میتواند روی قضاوت ما درباره قیمتهای بعدی اثر بگذارد؟
#مارکتینگ_متدز #ذهن #پول #تصمیم_گیری
✍ محسن قلیزاده
@MarketingMethods
1 129
📂 پرونده: ذهن، پول و تصمیمگیری
بخش هفتم
وقتی ترس از دست دادن، میفروشد!
🤔تا حالا شده یه چیزی رو ببینی و با خودت بگی:
«الان نخرم، بعداً گرونتر میشه...»
و بخریش؟
حتی اگر واقعاً بهش احتیاج نداشتی؟
من فکر میکنم این یکی از جالبترین جاهاییه که ذهن ما سرِ تصمیمگیری باهامون بازی میکنه.
چون ممکنه ما فکر کنیم:
«من اینو خریدم چون بهصرفه بود.»
اما واقعیت چیز دیگهای باشه:
ما نخریدیم که چیزی به دست بیاریم؛
خریدیم که چیزی رو از دست ندیم.
ترس از دست دادن تخفیف، فرصت، موجودی یا حتی افزایش قیمت آینده...
گاهی از خودِ منفعت خرید قویتره.😊
مثلاً وقتی روی یک محصول مینویسن:
🔹 فقط ۳ عدد باقی مانده
یا:
⏳ فقط تا امشب
مغز ما فقط اطلاعات دریافت نمیکنه؛
یک سؤال هم میسازه:
«نکنه اگر الان تصمیم نگیرم، ضرر کنم؟»
و همین سؤال میتونه تصمیم ما رو عوض کنه.
حالا جالبترش اینجاست:
گاهی فروشنده چیزی به ما نمیفروشه؛
فقط کاری میکنه از «از دست دادن» بترسیم.
و ما خودمون خرید رو انجام میدیم.
📌 دفعه بعد که خواستی چیزی بخری، فقط یک لحظه از خودت بپرس:
«اگر ترس از دست دادن این فرصت وجود نداشت، باز هم اینو میخریدم؟»
شاید جوابش غافلگیرت کنه.😅
✍ محسن قلیزاده
#مارکتینگ_متدز #ذهن #پول #تصمیم_گیری
@MarketingMethods
1 129
📂 پرونده: ذهن، پول و تصمیمگیری
بخش ششم
چرا فکر میکنیم تحت تأثیر تبلیغات نیستیم؟
در نظرسنجی قبلی یک نکته جالب دیده شد.
از شما پرسیدیم:
کدام جمله بیشتر روی تصمیم خرید شما اثر میگذارد؟
🔹 فقط تا امشب
🔹 فقط ۳ عدد باقی مانده
🔹 پرفروشترین محصول
🔹 هیچکدام
نتیجه جالب بود:
۲ نفر گفتند: «فقط تا امشب»
۴ نفر گفتند: «فقط ۳ عدد باقی مانده»
۰ نفر گفتند: «پرفروشترین محصول»
و ۷ نفر گفتند:
«هیچکدام روی من تأثیر ندارد.»
اما یک سؤال مهم:
آیا واقعاً هیچکدام روی ما اثر نمیگذارد؟
یا ذهن ما طوری عمل میکند که دوست داریم خودمان را فردی کاملاً منطقی و مستقل ببینیم؟
فرض کنید وارد یک فروشگاه میشوید.
فروشنده میگوید:
«این محصول پرفروشترین محصول ماست.»
شاید با خودتان بگویید:
«من با حرف دیگران خرید نمیکنم.»
اما مغز شما یک پیام دیگر دریافت میکند:
«پس احتمالاً افراد زیادی آن را بررسی کردهاند.»
حالا جمله دیگری:
«فقط ۳ عدد از این محصول باقی مانده.»
ممکن است شما هم مثل خیلی از افراد بگویید:
«این فقط یک تکنیک فروش است.»
اما مغز یک سؤال فوری میپرسد:
«اگر واقعاً تمام شود چه؟»
و همین سؤال کوچک میتواند تصمیم ما را تغییر دهد.
در اقتصاد رفتاری، به این اتفاقها میگویند:
🧠 میانبرهای ذهنی
مغز ما برای هر تصمیم، همه اطلاعات دنیا را تحلیل نمیکند.
چون انرژی زیادی لازم دارد.
پس از نشانهها استفاده میکند:
⭐ کمیابی ⬅️ شاید ارزشمندتر باشد
⭐ محبوبیت ⬅️ شاید انتخاب امنتری باشد
⭐ محدودیت زمانی ⬅️ شاید نباید فرصت را از دست بدهم
اما نکته مهم:
این تکنیکها همیشه بد نیستند.
گاهی به ما کمک میکنند سریعتر تصمیم بگیریم.
مشکل زمانی شروع میشود که:
ما فکر کنیم داریم کاملاً منطقی تصمیم میگیریم، در حالی که یک پیام پنهان مسیر تصمیم را تغییر داده است.
شاید سؤال اصلی این نباشد:
«چطور هیچوقت تحت تأثیر قرار نگیریم؟»
چون تقریباً غیرممکن است.
سؤال بهتر:
چطور بفهمیم چه چیزی دارد روی تصمیم ما اثر میگذارد؟🤔
حالا یک تجربه واقعی:
آخرین خریدی که انجام دادید و بعداً با خودتان گفتید:
«شاید بیشتر احساسی تصمیم گرفتم تا منطقی»
چه چیزی روی تصمیم شما اثر گذاشت؟
👇 در کامنت بنویسید.
#مارکتینگ_متدز #ذهن #پول #تصمیم_گیری
@MarketingMethods
1 129
📊 یک دقیقه وقت بگذارید
در پست بالا درباره اثر کمیابی صحبت کردیم.
به نظر شما کدام عبارت بیشتر احتمال دارد روی تصمیم شما برای خرید اثر بگذارد؟
👇 لطفا فقط یک گزینه را انتخاب کنید
1 129
📂 پرونده: ذهن، پول و تصمیمگیری
بخش پنجم
چرا جمله «فقط ۳ عدد باقی مانده» اینقدر روی ما اثر میگذارد؟
حتماً این جملهها را دیدهاید:
🛒 «فقط ۳ عدد باقی مانده»
⏳ «این تخفیف فقط تا امشب معتبر است.»
🔥 «این محصول در حال اتمام موجودی است.»
جالب اینجاست که گاهی قبل از دیدن این جملهها اصلاً قصد خرید نداشتیم.
اما چند ثانیه بعد، ناگهان احساس میکنیم اگر همین حالا اقدام نکنیم، یک فرصت مهم را از دست میدهیم.
چرا؟❓
اقتصاد رفتاری این پدیده را اثر کمیابی (Scarcity Effect) مینامد.
وقتی احساس میکنیم یک کالا یا یک فرصت در حال از دست رفتن است، مغز ما معمولاً ارزش آن را بیشتر از واقعیت برآورد میکند.
اما اینجا یک نکته مهم وجود دارد:
کمیاب بودن، همیشه به معنای ارزشمند بودن نیست.
گاهی واقعاً موجودی محدود است و تصمیم سریع منطقی است.
اما گاهی فقط با یک تکنیک بازاریابی روبهرو هستیم که میخواهد ما را زودتر به خرید ترغیب کند.
بنابراین، قبل از هر تصمیم، شاید فقط یک سؤال کافی باشد:
اگر این جمله روی صفحه نبود، باز هم این خرید را انجام میدادم؟
اگر پاسخ «بله» است، احتمالاً تصمیم شما بر پایه نیاز است.
اگر پاسخ «نه» است، شاید بهتر باشد چند دقیقه بیشتر فکر کنید.
📚 منبع:
🔹Robert B. Cialdini, Influence: The Psychology of Persuasion
🔹Daniel Kahneman, Thinking, Fast and Slow
📊 شما چطور فکر میکنید؟
برای اینکه نظر همه اعضا را بدانیم، این سؤال را در قالب یک نظرسنجی مطرح کردهایم.
لطفاً در نظرسنجی زیر شرکت کنید. 👇
#ذهن #پول #تصمیم_گیری
✍ محسن قلیزاده
@MarketingMethods
1 129
یک سؤال...
چرا وقتی خبر کمبود یا گرانی یک کالا منتشر میشود، حتی کسانی که اصلاً قصد خرید نداشتند، ناگهان به فکر خرید میافتند؟
آیا این رفتار کاملاً منطقی است؟
یا مغز ما در شرایط نااطمینانی، دنیا را متفاوت میبیند؟
📌 پاسخ این سؤال، آنقدرها هم که فکر میکنیم ساده نیست...
1 129
📂 پرونده: ذهن، پول و تصمیمگیری
بخش چهارم
آیا همیشه خرید از روی ترس، یک تصمیم اشتباه است؟🤔
نتیجه نظرسنجی قبلی برای ما جالب بود.
از میان ۱۴ نفر که در نظرسنجی شرکت کردند:
🔹 ۱۰ نفر گفتند حداقل یک بار فقط به خاطر احتمال گرانتر شدن، خرید کردهاند.
اما نکته مهمتر این بود:
۶ نفر از تصمیم خود راضی بودند و فقط ۴ نفر بعداً پشیمان شدند.
❓این نتیجه یک سؤال مهم ایجاد میکند:
اگر بیشتر افراد از خرید زودهنگام خود راضی بودهاند، پس چرا اقتصاد رفتاری از تصمیمگیری تحت تأثیر ترس هشدار میدهد؟
پاسخ این است:
اقتصاد رفتاری نمیگوید هر تصمیمی که با ترس گرفته شود، اشتباه است.
بلکه میگوید:
وقتی ترس وارد تصمیمگیری میشود، احتمال خطا بیشتر میشود؛ نه اینکه نتیجه همیشه اشتباه باشد.
گاهی ترس، واکنش به یک ریسک واقعی است.
مثلاً وقتی بازار واقعاً بیثبات است، خرید زودتر ممکن است تصمیم منطقی باشد.
اما گاهی همان ترس باعث میشود چیزی را بخریم که اصلاً به آن نیاز نداریم، یا بیشتر از نیازمان خرید کنیم.
بنابراین سؤال اصلی این نیست که:
«آیا از روی ترس خرید کنیم یا نه؟»
سؤال اصلی این است:
«آیا این ترس بر پایه اطلاعات واقعی است یا فقط بر پایه شایعه و اضطراب؟»
شاید همین تفاوت کوچک، بتواند میلیونها تومان در تصمیمهای مالی ما تفاوت ایجاد کند.
📚 در بخش پنجم:
چرا عبارتهای «فقط تا امشب» یا «آخرین موجودی» ما را به خرید ترغیب میکنند؟
#ذهن #پول #تصمیم_گیری
✍ محسن قلیزاده
@MarketingMethods
