fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

"ديروز، امروز، فردا" (آذر منصوری)

"ديروز، امروز، فردا" (آذر منصوری)

رفتن به کانال در Telegram

مرجع رسمی اخبار و دید گاههای آذر منصوری در تلگرام در اینستاگرام:azar_mansoori43 https://youtube.com/@azarmansouri-o4e?si=T-v1cMP53VJ0N2mD در کلاب هاووس ! https://www.clubhouse.com/@mansooriazar?utm_medium=ch_profile&utm_campaign=_0hQH35jeO13CokVU3z53A-3

نمایش بیشتر
2 762
مشترکین
-124 ساعت
-57 روز
-730 روز

در حال بارگذاری داده‌ها

جذب مشترکین
اکتبر '26
اکتبر '26
+79
در 10 کانال‌ها
سپتامبر '260
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اوت '260
در 19 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '260
در 12 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '260
در 10 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+10
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+139
در 10 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+79
در 6 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+93
در 31 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+61
در 17 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+60
در 10 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+55
در 15 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+105
در 14 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+54
در 6 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+31
در 18 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+42
در 7 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+22
در 8 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+161
در 8 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+81
در 10 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+64
در 3 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+67
در 4 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+38
در 8 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+36
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+29
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+110
در 9 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+230
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+198
در 6 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+65
در 6 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+69
در 7 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+76
در 3 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+154
در 11 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+78
در 9 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+44
در 8 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+31
در 9 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+23
در 6 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+47
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+41
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+66
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+56
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+27
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+27
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+23
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+29
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+76
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+31
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+23
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+27
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+27
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+28
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+28
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+24
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+39
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+29
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+29
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+78
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+1 764
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+118
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+5 706
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
21 اکتبر+1
20 اکتبر+1
19 اکتبر+1
18 اکتبر0
17 اکتبر0
16 اکتبر+1
15 اکتبر+1
14 اکتبر0
13 اکتبر+1
پست‌های کانال
🔴 بی‌قانونی خطرناکتر از جنگ شرق ۲۹ مهر ۱۴۰۵ حکمرانی یک دورهمی نیست که هر که خواهد گو بیا و هر که خواهد گو برو. هر نظام حکمرانی، قانون اساسی دارد، قانون مجازات دارد، قانون آیین دادرسی دارد، حدود تکالیف هر نهاد و دستگاه حکمرانی معلوم و حقوق ملت و آحاد ملت معین است. در یک نظام حکمرانی، قاعده این است که همه چیز باید بر مدار قانون بگردد و جامعه به قانون قرار بیابد. گفتن ندارد و همه می‌دانند که قانون اساسی ایران همه را در برابر قانون مساوی می‌داند، تبعیض بین آحاد ملت را مردود می‌شمارد، حیثیت و جان و مال و حقوق اشخاص را مصون از تعرض قرار داده است، تفتیش عقاید را بدون هر استثنائی ممنوع کرده و مانع از تعرض به اشخاص به دلیل داشتن عقیده شده است. این یعنی شناسایی آزادی بیان و حق حاکمیت هم از آن ملت، همه ملت، است. رئیس‌جمهور را هم دومین شخصیت قانونی کشور محسوب کرده است. قوانین مهم دیگری نیز وجود دارند که قرار است نظم عمومی را حفاظت کنند؛ قوانین مربوط به اجتماعات، قوانین کیفری، قوانین مربوط به حدود اختیارات هریک از قوای مجریه، قضائیه و مقننه. قانون‌های زیادی هستند؛ با این همه این ایام معلوم نیست قانون در کشور حاکم است یا نه؟ عده‌ای به بهانه دفاع در برابر تجاوز دشمن به کشور، در کوی و برزن یا در تریبون‌ها به برخی شخصیت‌ها با نام و به‌ صراحت ناسزا می‌گویند، نسبت‌های ناروا می‌دهند و آنها را جاسوس می‌خوانند، در مقابل محل کار یا خانه آنها تجمع می‌کنند و شعارهای ناسزاگونه می‌گویند. چرا؟ چون آنها درباره شیوه جنگ و دفاع در برابر دشمن متجاوز و روش پایان جنگ، طور دیگری فکر می‌کنند. در هفته گذشته یک نفر با سلاح به یکی از وزرای پیشین حمله برد و شعارهایی داد. یک روحانی از اعضای محترم مجلس خبرگان، در اظهاراتی درباره مذاکرات با آمریکا، خطاب به مسئولان کشور هشدار داد: «اسلحه را پر می‌کنیم، روی رگبار می‌گذاریم، دستمان روی ماشه است. در صورتی که کاری کنید که خلاف عزت ما باشد، یک خشاب برای هر نفرتان؛ یک خشاب خالی می‌کنیم». اینکه عده‌ای درباره یک مسئله کشور نظراتی متفاوت از مقامات رسمی داشته باشند، طبق اصل آزادی عقیده هیچ مانعی ندارد؛ اینکه آنها عقاید خود را آزادانه بیان کنند، حق طبیعی و قانون است. مشکل شیوه بیان عقیده است. قانون، لااقل روی کاغذ، اجازه نمی‌دهد بیان عقیده به زبان تهدید و ناسزا و با ایجاد فشارهای غیرقانونی و خشونت همراه باشد. توسل به خشونت برای پیشبرد عقیده و هدف، نشانه ضعف استدلال است. دلایل قوی باید و معنوی/ نه رگ‌های گردن به حجت قوی. هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند بیش از دیگری نگران و دلسوز کشور است. هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند بیش از دیگری حق دارد. هیچ‌کس نمی‌تواند مدعی باشد حق مطلق است و به چنین بهانه‌ای اجازه هر کاری به خود بدهد. آیا کسانی که در مورد دفاع در برابر دشمن متجاوز آمریکایی و اسرائیلی و مذاکرات و پایان جنگ نظری غیر از نظر آن گروه دارند نیز مجاز خواهند بود به خیابان بیایند و به شخصیت‌ها ناسزا بگویند و آنها را تهدید کنند؟ پاسخ قانونی و عملی به این پرسش حتما منفی است. هیچ‌یک از دو جریانی که گفته شد، طبق قانون مجاز نیستند به ادعای کشور‌دوستی و پایبندی به نظام، پای از قانون فراتر بگذارد، توهین و ناسزا بگوید، تهدید کند و دست به سلاح ببرد. پس چرا باید یک جریان خاص از چنین امتیاز ناروایی که خلاف قانون اساسی و قوانین عادی است، بهره‌مند باشد؟ رئیس‌جمهور، رئیس مجلس و رئیس قوۀ قضائیه می‌بایست با اتکا بر قانون و اختیارات قانونی، با تمام قدرت و همت، احیای قانون و جلوگیری از این همه خشونت کلامی و رفتاری را که به بهانه دفاع و مخالفت با مذاکرات صورت می‌گیرد، در اولویت دستور‌ کارهای خود قرار دهند. سران سه قوه باید مانع از آن شوند که گروه‌هایی کشور، نظام و انقلاب را دستاویزی کنند برای رفتارهای غیرقانونی. هر کس که قوانین همین نظام را به راحتی نقض می‌کند و برای آنها اعتباری قائل نیست، نمی‌تواند مدعی دلسوزی برای نظام باشد. در شرایطی که کشور درگیر بحران‌های متعدد اقتصادی و اجتماعی بوده و مهم‌تر از همه گرفتار تجاوز نظامی دشمن‌ است، شیوه پر‌خطر تجاوز از قانون برای پیشبرد اهداف سیاسی، تمام نظام حقوقی جمهوری اسلامی را به چالشی سخت می‌کشاند، دستگاه‌های رسمی قانونی را از اعتبار ساقط کرده و عملا آنها را مسلوب‌الاختیار می‌کند و در نهایت امکان برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری را از بین می‌برد.‌ اینها جملگی ‌زیان‌ها و آسیب‌هایی ‌جبران‌ناپذیر برای کشور و نظام ‌خواهد داشت که شاید بدتر از آثار جنگ باشد‌. و هرچه بیشتر ادامه یابد، خطراتش بیشتر و سخت‌تر می‌شود. سر چشمه شاید گرفتن به بیل چو پر شد نشاید گذشتن به پیل https://t.me/kambiznouroozi @azarmansouri

2
ازاین‌رو، ارزیابی نقش دانش بومی باید به این پرسش نیز بپردازد که چه کسانی از دانش زنان بهره‌مند می‌شوند و زنان تا چه اندازه بر نحوه استفاده از آن و منافع حاصل اختیار دارند. از سوی دیگر، باید از رمانتیک‌سازی زنان روستایی و عشایر به‌عنوان «حافظان سنت» یا «پاسداران طبیعت» پرهیز کرد. اگرچه این عناوین می‌توانند به دیده‌شدن نقش آنان کمک کنند، اما در صورت بی‌توجهی به مناسبات قدرت و شرایط واقعی زندگی، ممکن است محدودیت‌ها، نابرابری‌ها و حق انتخاب زنان را پنهان سازند. نقد مردم‌شناختی چنین بازنمایی‌هایی یادآور می‌شود که فرهنگ را نباید مجموعه‌ای یکدست و ثابت و زنان را نیز نباید صرفاً حاملان منفعل آن دانست (ابولغد، ۱۹۹۰). همه سنت‌ها الزاماً عادلانه نیستند و همه زنان نیز خواهان حفظ یکسان همه رویه‌های فرهنگی نیستند. زنان باید از حق انتخاب، بازتفسیر، اصلاح یا کنارگذاشتن رویه‌هایی برخوردار باشند که با نیازها و خواسته‌های آنان سازگار نیست. پاسداشت فرهنگ زمانی معنادار است که با احترام به کرامت انسانی، عدالت اجتماعی و آزادی عمل صاحبان آن همراه باشد. بنابراین، حمایت از زنان روستایی و عشایر نباید به ستایش نمادین نقش‌های سنتی یا تأکید صرف بر مسئولیت آنان در حفظ فرهنگ محدود شود. دسترسی برابر به منابع و خدمات، بهبود امنیت شغلی و اجتماعی، حمایت از فعالیت‌های اقتصادی مستقل، کاهش بار نامتوازن کار مراقبتی و مشارکت واقعی در تصمیم‌گیری، از ضرورت‌های تبدیل ظرفیت‌های فردی و جمعی زنان به فرصت‌های پایدار است. سخن پایانی روز جهانی زنان روستایی و عشایر یادآور این واقعیت است که بخش مهمی از دانش زیست‌محیطی، میراث فرهنگی و توان معیشتی جوامع، در جریان کار و زندگی روزمره زنانی حفظ و بازآفرینی می‌شود که سهم آنان در روایت‌های رسمی توسعه همواره به‌درستی دیده نشده است. پاسداشت این میراث، بدون به‌رسمیت‌شناختن جایگاه زنان به‌عنوان صاحبان دانش و تولیدکنندگان فرهنگ، امکان‌پذیر نیست.بااین‌حال، به‌رسمیت‌شناختن این جایگاه نباید مسئولیت حفظ سنت و تداوم فرهنگ را به وظیفه‌ای یک‌جانبه برای زنان تبدیل کند. دانش بومی زمانی می‌تواند به پشتوانه توسعه پایدار بدل شود که انتقال و به‌کارگیری آن با برخورداری زنان از حقوق، منابع، منافع و قدرت تصمیم‌گیری همراه باشد. از این منظر، زنان روستایی و عشایر را باید نه‌فقط حافظان میراث گذشته، بلکه کنشگرانی مؤثر در شکل‌دادن به آینده جوامع محلی دانست؛ کنشگرانی که دانش، تجربه و ابتکار آنان می‌تواند در تقویت امنیت غذایی، حفاظت از محیط زیست، حفظ تنوع زیستی، پویایی اقتصاد محلی و تداوم خلاقانه فرهنگ نقش‌آفرین باشد. توسعه پایدار زمانی به معنای واقعی کلمه فراگیر خواهد بود که این زنان نه در حاشیه برنامه‌های توسعه، بلکه در جایگاه صاحبان دانش، تصمیم‌گیرندگان و مشارکت‌کنندگان اصلی آن قرار گیرند. 23 مهر ماه 1405
199
3
بنابراین، حفظ دانش بومی به معنای جلوگیری از تغییر نیست؛ بلکه به معنای فراهم‌کردن امکان تداوم، انتقال، نقد و تحول آگاهانه آن است. زنان روستایی و عشایر؛ کنشگران تداوم و تحول فرهنگ نقش زنان در حفظ فرهنگ بومی، فراتر از انتقال مهارت‌های معیشتی است. بازگویی قصه‌های محلی، انتقال ضرب‌المثل‌ها و ترانه‌های بومی، حفظ لالایی‌ها، مشارکت در آیین‌های خانوادگی و فصلی، شیوه‌های سوگواری، آداب ازدواج، تهیه خوراک‌های ویژه مناسبت‌ها و مناسک مرتبط با کاشت، برداشت و کوچ، از جمله عرصه‌هایی هستند که فرهنگ در جریان زندگی روزمره در آن‌ها بازتولید می‌شود. این فرایند را نباید انتقالی یک‌طرفه از گذشته به حال دانست. زنان در انتخاب آنچه منتقل می‌کنند، چگونگی آموزش آن به نسل‌های بعد و نحوه انطباق آن با شرایط جدید نقش دارند. آنان صرفاً نگهدارندگان میراثی از پیش تعیین‌شده نیستند؛ بلکه در تفسیر، بازآفرینی و گاه تغییر آن نیز مشارکت می‌کنند. بدین‌ترتیب، فرهنگ بومی نه میراثی منجمد، بلکه فرایندی زنده است که در تعامل نسل‌ها و در پاسخ به دگرگونی‌های اجتماعی استمرار می‌یابد. در جوامع عشایری، پیوند میان فرهنگ، طبیعت و معیشت اغلب آشکارتر است. شناخت مسیرهای کوچ، مراتع و منابع آب، نگهداری دام، فرآوری محصولات دامی، بافت دست‌بافته‌ها و آشنایی با قواعد و مناسک جمعی، بخشی از میراثی است که زنان در حفظ و انتقال آن سهم دارند. البته این دانش در تعامل با سایر اعضای جامعه شکل می‌گیرد و تداوم آن حاصل مشارکت زنان، مردان و نسل‌های مختلف است. در شرایط دشوار اقلیمی، خشکسالی، کاهش منابع آب و نوسان‌های اقتصادی نیز تجربه‌های انباشته زنان می‌تواند در یافتن راه‌های سازگاری و حفظ معیشت مؤثر باشد. توجه به این ظرفیت‌ها، هنگامی به تقویت پایداری جوامع منجر می‌شود که دانش محلی در کنار یافته‌های علمی و امکانات نوین قرار گیرد و امکان مشارکت صاحبان آن در تصمیم‌گیری‌ها فراهم باشد. دانش بومی، حفاظت از محیط زیست و تاب‌آوری جوامع محلی حفظ تنوع زیستی و مدیریت پایدار منابع طبیعی از مهم‌ترین الزامات توسعه پایدار است. انتخاب و نگهداری بذرهای بومی، شناخت گیاهان دارویی و خوراکی، آگاهی از چرخه‌های طبیعی، شیوه‌های نگهداری محصولات و تجربه استفاده از منابع در شرایط محدود، می‌تواند در پایداری نظام‌های تولیدی و کاهش آسیب‌پذیری معیشت‌های محلی نقش داشته باشد. در شرایطی که تغییرات اقلیمی، فرسایش خاک، کاهش منابع آب و تخریب زیست‌بوم‌ها زندگی بسیاری از جوامع روستایی و عشایری را تحت تأثیر قرار داده است، بهره‌گیری از دانش و تجربه زنان می‌تواند به شناسایی راهکارهای متناسب با شرایط محلی کمک کند. البته ارزش این دانش به معنای بی‌نیازی از ارزیابی علمی نیست؛ بلکه تعامل میان دانش بومی و دانش تخصصی می‌تواند زمینه تصمیم‌گیری‌های دقیق‌تر و متناسب‌تر با واقعیت‌های محیطی را فراهم سازد. از این منظر، حمایت از زنان روستایی و عشایر نه اقدامی صرفاً فرهنگی یا حمایتی، بلکه بخشی از راهبرد تقویت تاب‌آوری اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی است. هر اندازه امکان انتقال دانش، دسترسی به منابع و مشارکت مؤثر آنان در مدیریت محیط فراهم‌تر باشد، ظرفیت جوامع محلی برای مواجهه با بحران‌ها نیز افزایش می‌یابد. عدالت اجتماعی و عاملیت زنان؛ فراتر از ستایش نقش‌های سنتی با وجود اهمیت دانش و فعالیت‌های زنان روستایی و عشایر، برخورداری از دانش بومی لزوماً به معنای توانمندی اقتصادی، استقلال اجتماعی یا افزایش قدرت تصمیم‌گیری آنان نیست. امکان تبدیل دانش به فرصت و دستاورد، به شرایطی مانند دسترسی به زمین، آب، سرمایه، آموزش، فناوری، بازار و شبکه‌های اجتماعی و نیز میزان مشارکت زنان در تصمیم‌گیری‌های خانوادگی و جمعی وابسته است. در بسیاری از موارد، کار زنان در کشاورزی، دامداری، فرآوری محصولات و صنایع‌دستی ذیل عنوان «کمک خانوادگی» تعریف می‌شود و سهم واقعی آنان در تولید و اقتصاد به‌اندازه کافی در نظام‌های رسمی، محاسبات اقتصادی و سیاست‌گذاری‌ها بازتاب نمی‌یابد. افزون بر این، مسئولیت نامتوازن کار خانگی و مراقبتی می‌تواند زمان و فرصت زنان را برای آموزش، فعالیت اقتصادی مستقل و حضور اجتماعی محدود کند. حتی دانش و مهارت زنان ممکن است به‌جای آنکه به افزایش اختیار و استقلال آنان منجر شود، به منشأ بار مضاعف تبدیل شود؛ به‌ویژه هنگامی که از زنان انتظار می‌رود دانش و توانایی‌های خود را برای تأمین نیازهای خانواده یا دیگران به کار گیرند، بی‌آنکه از درآمد، مالکیت، اعتبار اجتماعی یا قدرت تصمیم‌گیری متناسب برخوردار شوند. در چنین شرایطی، دانش بومی هم‌زمان می‌تواند منبعی برای تداوم معیشت و عاملیت زنان و عرصه‌ای برای بازتولید نابرابری‌های جنسیتی باشد.
171
4
. زنان روستایی و عشایر؛ حافظان دانش بومی و باورهای فرهنگی در مسیر توسعه پایدار به مناسبت پاسداشت روز جهانی زنان روستایی ✍️ نورا کنعانی روز جهانی زنان روستایی، فرصتی برای بازشناسی نقش زنانی است که در کنار مشارکت گسترده در تولید و اقتصاد خانواده، سهمی بنیادین در حفظ میراث فرهنگی، انتقال دانش بومی و تداوم شیوه‌های زندگی جوامع محلی دارند. این مناسبت که با تصویب قطعنامه ۶۲/۱۳۶ مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۷ رسمیت یافت، بر ضرورت به‌رسمیت‌شناختن نقش زنان روستایی در توسعه کشاورزی و روستایی، تأمین امنیت غذایی، کاهش فقر و بهبود شرایط زندگی تأکید دارد. توجه به این روز، بازتاب این واقعیت است که زنان، با وجود مشارکت مؤثر در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، همچنان در بسیاری از سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌های توسعه‌ای کمتر از جایگاه واقعی خود دیده می‌شوند (سازمان ملل متحد، ۲۰۰۷). در ایران نیز تأکید بر عنوان «روز جهانی زنان روستایی و عشایر» فرصتی برای توجه به تنوع شیوه‌های زیست، نظام‌های معیشتی و میراث فرهنگی جوامع روستایی و عشایری فراهم می‌کند. در این جوامع، زنان نه‌تنها در تولید و تأمین نیازهای خانواده مشارکت دارند، بلکه در حفظ و انتقال مجموعه‌ای از دانش‌ها، مهارت‌ها، ارزش‌ها و باورهایی سهیم‌اند که در طول نسل‌ها و در تعامل با طبیعت، معیشت و روابط اجتماعی شکل گرفته‌اند. از این منظر، شناخت جایگاه زنان روستایی و عشایر، بخشی جدایی‌ناپذیر از فهم فرهنگ بومی و الزامات دستیابی به توسعه پایدار است. توسعه پایدار؛ از مشارکت اقتصادی تا به‌رسمیت‌شناختن دانش بومی توسعه پایدار صرفاً به رشد اقتصادی یا افزایش تولید محدود نمی‌شود؛ بلکه فرایندی است که در آن، پایداری محیط زیست، عدالت اجتماعی، برخورداری از فرصت‌های برابر، حفظ تنوع فرهنگی و تأمین نیازهای نسل‌های آینده به‌صورت توأمان مورد توجه قرار می‌گیرد. تحقق چنین توسعه‌ای مستلزم شناخت ظرفیت‌های جوامع محلی و مشارکت واقعی گروه‌هایی است که دانش و تجربه زیسته آنان در سازگاری با محیط و تداوم زندگی اجتماعی نقش داشته است. زنان روستایی و عشایر از جمله این گروه‌ها هستند. نقش آنان در تولید غذا، دامداری، فرآوری محصولات کشاورزی و دامی، مدیریت منابع طبیعی، حفظ تنوع زیستی و سازگاری با شرایط متغیر اقلیمی، بخشی از ظرفیت‌های کمتر به‌رسمیت‌شناخته‌شده توسعه محلی را تشکیل می‌دهد. نادیده‌گرفتن این نقش‌ها، نه‌تنها به تضعیف جایگاه اجتماعی زنان می‌انجامد، بلکه می‌تواند موجب نادیده‌ماندن راهکارهای بومی و تجربه‌هایی شود که در طول زمان برای تداوم معیشت و استفاده از منابع محیطی شکل گرفته‌اند. ازاین‌رو، توسعه پایدار زمانی می‌تواند از پشتوانه اجتماعی و فرهنگی برخوردار باشد که زنان روستایی و عشایر نه صرفاً نیروی کار خانواده، بلکه صاحبان دانش، مشارکت‌کنندگان در تصمیم‌گیری و کنشگران مؤثر در تعیین مسیر توسعه جوامع خود شناخته شوند. دانش بومی زنان؛ پیوند تجربه، معیشت و محیط زیست دانش بومی مجموعه‌ای از شناخت‌ها، مهارت‌ها و شیوه‌های عملی است که در بستر تجربه زیسته، تعامل مستمر با محیط و روابط اجتماعی شکل می‌گیرد و از طریق مشاهده، مشارکت، آموزش غیررسمی و انتقال بین‌نسلی تداوم می‌یابد. این دانش، برخلاف تصور رایج، صرفاً مجموعه‌ای از فنون قدیمی نیست؛ بلکه نظامی پویا از شناخت و عمل است که با نیازهای معیشتی، شرایط محیطی و تحولات اجتماعی پیوند دارد. زنان روستایی و عشایر در شکل‌گیری و انتقال بخش مهمی از این دانش سهم دارند. شناخت ویژگی‌های خاک و آب‌وهوا، تشخیص گیاهان خوراکی و دارویی، انتخاب و نگهداری بذرهای بومی، فرآوری و نگهداری محصولات غذایی، تهیه نان و لبنیات محلی، بافت دست‌بافته‌ها، دوخت پوشاک سنتی و بهره‌گیری از مواد طبیعی، نمونه‌هایی از مهارت‌هایی هستند که در بسیاری از جوامع محلی از طریق تجربه و مشارکت روزمره آموخته و منتقل می‌شوند. سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد نیز بر اهمیت مشارکت زنان در کشاورزی، مدیریت منابع و حفظ تنوع زیستی تأکید کرده است (فائو، ۲۰۰۵). اهمیت این دانش، تنها در کارآمدی اقتصادی یا کاربرد عملی آن خلاصه نمی‌شود. دانش بومی حامل حافظه جمعی، تجربه تاریخی و شیوه‌های خاص فهم جهان است. در آن، شناخت طبیعت با ارزش‌ها، باورها، مناسبات اجتماعی و هویت فرهنگی پیوند می‌خورد. ازاین‌رو، تضعیف یا گسست در انتقال این دانش می‌تواند فراتر از ازدست‌رفتن چند مهارت، به فرسایش بخشی از حافظه فرهنگی و توان سازگاری جوامع محلی بینجامد. بااین‌حال، دانش بومی دانشی ثابت و تغییرناپذیر نیست. زنان در جریان تجربه‌های تازه، مواجهه با فناوری‌های جدید و تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی، آموخته‌های خود را بازبینی و متناسب با موقعیت‌های جدید بازآفرینی می‌کنند.
137
5
بهای دوقطبی سازی ✍🏻آذر منصوری خشونت علیه مخالفان، پدیده‌ای نیست که بتوان آن را تنها در لحظه وقوع یک تهدید یا سوءقصد بررسی کرد. برای فهم آن، باید به زمینه‌هایی برگشت که در آنها، اختلاف نظر به دشمنی، منتقد به تهدید و حذف دیگری به یک امکان قابل تصور تبدیل می‌شود. خبر قصد سوءقصد به عباس آخوندی، فارغ از انگیزه و ابعاد آن که باید در یک فرایند دقیق و شفاف روشن شود، بار دیگر این پرسش را پیش روی ما قرار می‌دهد که در شکل‌گیری و تداوم چنین فضایی چه کسانی مسئولیت دارند و نهادهای مسئول برای پیشگیری از تکرار این رخدادها چه کرده‌اند؟ من این نگرانی را از موضع کسی مطرح می‌کنم که خود نیز طی یک سال گذشته، دو اتفاق نگران‌کننده را تجربه کرده است. یک بار دودکش بخاری منزل مرا مسدود کردند و بار دیگر، فردی مشکوک ساعت پنج صبح درِ خانه‌ام را زد. اگر پسرم در منزل نبود، معلوم نبود آن مواجهه به کجا می‌انجامید. من درباره عاملان و انگیزه‌های این اتفاقات ادعای اثبات‌نشده‌ای ندارم؛ اما انتظار دارم این رخدادها با جدیت بررسی شوند و امنیت شهروندان، فارغ از موقعیت و گرایش سیاسی آنان، موضوعی قابل اغماض تلقی نشود. مسئله فقط امنیت اشخاص نیست؛ مسئله، امنیت یک جامعه و امکان زیست سیاسی در آن است. نمی‌توان سال‌ها بر طبل دوقطبی‌سازی کوبید، مخالفان را با انواع اتهام‌ها از دایره خودی‌ها بیرون راند، فضای عمومی را از نفرت و بدگمانی انباشت و بعد، در برابر پیامدهای احتمالی چنین فضایی، خود را بی‌مسئولیت دانست. در این میان، نقش کسانی که تریبون‌های رسمی و غیررسمی و اتاق فرمان دوقطبی‌سازی را در اختیار دارند، قابل چشم‌پوشی نیست. وقتی تخریب مستمر دیگری به رویه‌ای عادی تبدیل می‌شود، نمی‌توان تأثیر این رفتارها را بر کسانی که ممکن است به خشونت متوسل شوند، نادیده گرفت. این به معنای انتساب مستقیم هر تهدید یا سوءقصد به یک جریان مشخص نیست؛ سخن بر سر مسئولیت در قبال فضایی است که خشونت می‌تواند در آن بازتولید شود. در شرایط نیمه‌جنگی کشور، که بیشتر از همیشه به انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی و کاهش تنش‌های داخلی نیاز داریم، ادامه این روند می‌تواند هزینه‌هایی به‌مراتب سنگین‌تر به کشور تحمیل کند. امنیت ملی را نمی توان تنها با ابزارهای نظامی و انتظامی تأمین کرد، چه بسا به رسمیت شناختن حق اختلاف، تأمین امنیت منتقدان و جلوگیری از تبدیل رقابت سیاسی به خصومت اجتماعی نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از آن است. از دستگاه‌های امنیتی و قضایی انتظار می‌رود این رخدادها را بدون ملاحظه گرایش سیاسی افراد، دقیق و مستقل بررسی کنند و اجازه ندهند تهدید امنیت شهروندان به امری عادی تبدیل شود. شناسایی عاملان، روشن شدن انگیزه‌ها و اطلاع‌رسانی مسئولانه به افکار عمومی، حداقل انتظاری است که در این زمینه وجود دارد. نمی‌شود از یک طرف از امنیت کشور سخن گفت و از طرف دیگر، در برابر زمینه‌های تضعیف امنیت شهروندان و بازتولید خشونت سکوت کرد. امنیت، حق همه مردم است؛ نه امتیازی که بتوان آن را بر اساس میزان نزدیکی یا دوری افراد از قدرت توزیع کرد. @azarmansouri
234
6
https://instagram.com/p/Dd6FIWaNPum/
164
7
❇️ ابراهیم اصغرزاده برای ارائه آخرین دفاع به دادسرای امنیت احضار شد 🔺 ابراهیم اصغرزاده، عضو هیأت‌رئیسه و رئیس کمیته سیاسی جبهه اصلاحات ایران، امروز با حضور در شعبه ۲ بازپرسی دادسرای امنیت، در ارتباط با پرونده مربوط به بیانیه این جبهه درباره فاجعه ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، مورد بازپرسی قرار گرفت و آخرین دفاع خود را ارائه کرد. ◾️ اصغرزاده در جریان این جلسه، با انتقاد از نحوه مواجهه دستگاه‌های امنیتی و قضایی با بیانیه جبهه اصلاحات ایران، این رویکرد را گزینشی دانست و توضیح داد که بخش‌هایی از بیانیه جدا از بستر و محتوای کلی آن انتخاب و برجسته شده و به‌عنوان موارد اتهامی مورد استناد قرار گرفته‌اند. ◾️ وی با اشاره به پیامدهای چنین رویکردی تأکید کرد که اگر قرار باشد اظهارات به‌صورت گزینشی مورد استناد قرار گیرند، می‌توان با جدا کردن بخش‌هایی از سخنان مسئولان عالی‌رتبه نظام و بدون توجه به پیش‌زمینه و ادامه سخنان آنان نیز برداشت‌های متفاوتی ارائه کرد. ◾️ رئیس کمیته سیاسی جبهه اصلاحات ایران همچنین تأکید کرد که بیانیه این جبهه باید نه به‌عنوان یک کنش فردی، بلکه در چارچوب یک کنش جمعی و در پیوند با زنجیره فعالیت‌های جبهه اصلاحات ایران مورد بررسی و قضاوت قرار گیرد. ◾️ بیانیه مورد اشاره در بهمن‌ماه سال گذشته و در واکنش به حوادث ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه منتشر شده بود و پرونده قضایی مربوط به آن برای شماری از اعضای هیأت‌رئیسه جبهه اصلاحات ایران تشکیل شده است. 🔹آدرس جبهه اصلاحات ایران در شبکه‌های اجتماعی تلگرام، اینستاگرام، ایکس (توئیتر)
172
8
✅مسائل و چالش‌های های اقتصادی سلسله جلسات گفتمان نوین، حکمرانی نوین [جلسه دوم] حزب اتحاد ملت ایران اسلامی شعبه اصفهان چهارشنب
✅مسائل و چالش‌های های اقتصادی سلسله جلسات گفتمان نوین، حکمرانی نوین [جلسه دوم] حزب اتحاد ملت ایران اسلامی شعبه اصفهان چهارشنبه ۲۹ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ 🔻کانال تلگرام حزب: @ETEHADMELLATIRAN
253
9
من از جنگ سوم می‌ترسم ✍مجتبی نجفی من از "جنگ سوم" می‌ترسم. من آدمم هیچ ابایی ندارم بگویم می‌ترسم. به خصوص برای ما که به قدرت کلمه، همبستگی شهروندی، جنبش های مدنی مسالمت آمیز اعتقاد داریم، جنگ مثل زهری کشنده بر گفتمانی است که برای ترویجش تلاش می‌کنیم. برای کسانی که دل به قدرت بمب خارجی بسته اند و برای کسانی از جنگ لذت می‌برند شرایط زیبایی است اما برای ما که تغییرات ساختاری با حفظ خانه ای به نام ایران می‌خواهیم زهر مار است. از دل ایده  "جنگ رهایی بخش" نه آزادی میسر می‌شود نه ثبات‌. پشت دروازه رویافروشی، فروپاشی است. امروز نشانه های تفوق " اسلحه" بر " کلمه" نمایان شده. اگر اسلحه به میدان بیاید صاحبان کلمه منزوی خواهند شد و " جنگ داخلی" در امتداد تجاوز خارجی خواهد شد. آنجا دیگر باید ایران ویرانه را به تماشا نشست و‌ نبرد شبه نظامیان را نظاره گر شد و این بزرگترین کابوس کسانی است که وطن را با ثبات و آزادی، حق اعتراض و مدنیت تعریف کردند تا این خانه نه ویران که آباد شود. روایتهای جبرگرایانه که نه دیگر چاره ای نیست و جنگ آمدنی است، ابتکار را می‌کشد. چرا با سیاستهای شهروند ستیز جمهوری اسلامی مخالفت می‌کنیم؟ برای اینکه خانه ای به نام ایران خانه همه ایرانیان شود و فرهنگ شهروندمداری بر فرقه مداری تفوق یابد و فردیت ما به رسمیت شناخته شود. اما اگر این خانه نباشد دعوای ما برای چیست؟ ایده  "جنگ رهایی بخش"، از ابتدا تباهی بود. تفوق گفتمان " میدان" بر " دیپلماسی" ریسک وحشتناک است. تداوم سیاست شهروند آزاری سیستم مهارنشدنی در حال پیشرفت است. با تداوم اعدام، قطع سیم کارت ها، پرونده سازی برای منتقدان، آزار زنان، سیستم در حال آتش زدن به انبار باروت است. ناامنی و ناآرامی با تشدید اوضاع از مرزها پیشروی خواهد کرد و " ایران" میدان آتش بازی خواهد شد و ما هم غمگینانه اخوان ثالث خواهیم خواند و اندوه را اشک خ‌واهیم کرد:" خانه ام آتش گرفته است آتشی جانسوز". ایران نباید خاکستر بشود، نباید به عصر حجر برگردد. دیپلماسی باید پیش از میدان کار کند، ابتکار داشته باشد، بن بست شکن باشد. با هر شیوه مطلوبی باید از جنگی که زیرساختهای کشور را نابود و ما را دهها سال عقب ببرد جلوگیری کرد.‌ باید برای پرگماتیستهای ساختار دولت آمریکا به رهبری ونس پیام فرستاد بر سر هرمز و هسته ای آماده مذاکره ایم. یک خط باید گفتگو با کشورهای عربی را فعال کند، یک خط باید از چین میانجیگری بخواهد. سیاست های شهروند آزار داخل سیستم پایان یابد. بدون واگذاری توان دفاعی، پیام ثبات منطقه ای ارسال شود. ترامپ زخمی و پیش بینی ناپذیر  را نباید بیش از این خشمگین و تحقیر کرد. شرایط خطیر است. اگر " هیس" دارید، به حکومت بگویید نه منتقدان. حکومت با لجبازی، در حال ریختن بنزین بر آتش است. باید از " دیپلماسی" دفاع کرد. " انتقام، انتقام" ترس را بر ابتکار مستولی می‌کند. دیپلماسی باید پیشاپیش میدان کار کند. دعوت حکومت را به توقف شهروندآزاری رها نکرد. خانه در خطر است. بدون خانه موجوداتی بی ریشه و رها در باد خواهیم شد. https://t.me/modjtabanajafifrance/2879
269
10
✅بیانیه حزب اتحاد ملت ایران اسلامی به مناسبت هفته سلامت روان سلامت روان جامعه؛ مسئولیت عمومی و معیار کیفیت حکمرانی 🔹سلامت روان مردم با شرایط زندگی آنان، میزان برخورداری‌شان از کرامت، امنیت و حمایت اجتماعی و کیفیت سیاست‌گذاری عمومی ارتباط مستقیم و تنگاتنگ دارد. 🔹گسترش پوشش بیمه‌ای به خدمات ضروری روان‌شناسی و روان‌پزشکی، کاهش موانع مالی و جغرافیایی، تقویت خدمات سلامت روان در مراقبت‌های اولیه، توسعه‌ی نظام ارجاع و استمرار مراقبت از جمله اقداماتی است که باید در اولویت برنامه‌های نظام سلامت قرارگیرد. 🔹مردم ایران در پی بحران‌های مختلفی چون جنگ 12 روزه، از دست دادن فرزندان خود در اعتراضات دی ماه 1404، جنگ رمضان و شرایط جنگی حال حاضر، تحت فشار روانی زیادی قرار دارند. انتظار می‌رود نظام حکمرانی و مجموعه‌ی نهادها و ارگان‌های مرتبط با موضوع ضمن درک عواطف، احساسات و آسیب‌های وارد شده به مردم از هرگونه اقدامی که به تشدید آسیب‌های روانی، دیگری‌سازی شهروندان و قطبی‌کردن جامعه می انجامد، بپرهیزند. 🔻کانال تلگرام حزب: @ETEHADMELLATIRAN
194
11
سبستان و بلوچستان را دریابیم از زخم‌های جنگ تا ضرورت صلح و توسعه آذر منصوری سال گذشته، درست یک روز پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه، برای شرکت در نشست هفته تشکیلاتی حزب اتحاد به زاهدان رفتم. قرار بود پس از پایان نشست به تهران بازگردم، اما تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل، معادلات را تغییر داد و جنگی آغاز شد که اگرچه پس از ۱۲ روز به آتش‌بسی موقت رسید، مناقشه‌ای که بستر آن را فراهم کرده بود، همچنان ادامه دارد و این روز ها نیز نگرانی از شروع مجدد آن بیشتر شده است. در فرصتی که پیش از آغاز جنگ فراهم شد، به اتفاق چند تن از دوستان حزبی، سری به یکی از بازارهای زاهدان زدیم. دیدن زندگی مردم، ظرفیت‌های این استان پهناور و در عین حال محرومیت‌هایی که با وجود موقعیت راهبردی و مرزهای گسترده‌اش با آن دست‌به‌گریبان است، مرا به فکر نوشتن یادداشتی درباره ضرورت توسعه سیستان‌وبلوچستان انداخت. جنگ اما مجال نداد؛ گویی بار دیگر مسئله‌ای حیاتی در هیاهوی مناقشه‌ها به حاشیه رفت. امروز، با گذشت ماه‌ها از آن سفر، نه‌تنها ضرورت پرداختن به توسعه این استان کمتر نشده، بلکه با گسترش تحرکات گروه‌های مسلح و وقوع ترورها، اهمیت آن دوچندان شده است. مقابله با خشونت و تروریسم ضرورتی انکارناپذیر است، اما امنیت پایدار را نمی‌توان تنها با ابزارهای نظامی و انتظامی تأمین کرد. امنیت زمانی ریشه‌دار می‌شود که مردم، خود را در سرنوشت کشور سهیم بدانند، از فرصت‌های برابر برخوردار باشند و توسعه را در زندگی روزمره خود لمس کنند. سیستان‌وبلوچستان با طولانی‌ترین مرزهای کشور، موقعیت ممتاز تجاری و ترانزیتی، ظرفیت‌های بندری، معدنی و انسانی، می‌تواند یکی از کانون‌های مهم توسعه ایران باشد. بااین‌حال، سال‌ها محرومیت، بیکاری، کمبود زیرساخت‌ها و احساس تبعیض، فاصله‌ای میان ظرفیت‌های این سرزمین و واقعیت زندگی بخشی از مردم آن ایجاد کرده است. پر کردن این فاصله، لطف به این منطقه نیست، بلکه ضرورتی برای منافع ملی و امنیت پایدار ایران است. البته که نمی‌توان از زخم عمیق جمعی برآمده از فاجعه جمعه خونین زاهدان در سی‌ام شهریور ۱۴۰۱ و حوادث اطراف مسجد مکی سخن نگفت؛ زخمی که آثار آن همچنان در حافظه مردم باقی است. ترمیم این زخم، به رسمیت شناختن رنج خانواده‌های قربانیان، شنیدن صدای مردم و بازسازی اعتماد عمومی را می‌طلبد. تلاش‌های مهندس بیحار استاندار سخت‌کوش سیستان‌وبلوچستان برای نزدیک کردن فاصله‌ها و ترمیم شکاف‌های اجتماعی، در صورتی که با حمایت جدی دولت و اختیارات و منابع کافی همراه شود، می‌تواند گامی مؤثر در این مسیر باشد. همچنین ظرفیت اجتماعی و مذهبی مولوی عبدالحمید را نباید نادیده گرفت. در جامعه‌ای با تنوع قومی و مذهبی ایران، شخصیت‌های مورد اعتماد مردم می‌توانند در تقویت گفت‌وگو، کاهش تنش‌ها و جلوگیری از گسترش خشونت نقشی مؤثر ایفا کنند. به نظرم بهره‌گیری از این ظرفیت‌ها، به رسمیت شناختن سرمایه های اجتماعی کشور و توان آنها در ترمیم شکاف دولت_ملت است. با توجه به واقعیت هایی که غیرقابل انکار است و بخشی از آن گفته شد،ایران امروز بیش از همیشه به پایان جنگ و حرکت به سوی صلحی پایدار نیاز دارد؛ صلحی که تنها به توقف درگیری نظامی محدود نماند و در داخل نیز با کاهش تبعیض، تقویت اعتماد عمومی و فراهم کردن زمینه مشارکت همه ایرانیان همراه شود. بنابراین ادامه مناقشه خارجی، منابع و فرصت‌های کشور را فرسوده می‌کند و امکان پرداختن به مسائل انباشته‌شده جامعه را کاهش می‌دهد. توسعه پایدار، توزیع عادلانه فرصت‌ها و به رسمیت شناختن تنوع اجتماعی، مکمل یکدیگرند و هیچ‌یک را نمی‌توان به آینده‌ای نامعلوم موکول کرد. ایران برای عبور از بحران‌های امروز، به جای بازتولید چرخه خشونت و ناامنی، به صلح، اعتماد و اراده‌ای ملی برای توسعه نیاز دارد؛ اراده‌ای که سیستان‌وبلوچستان باید یکی از مهم‌ترین میدان‌های تحقق آن باشد. @azarmansouri
361
12
بازگشت همه به سوی اوست خبر درگذشت زنده‌یاد حاج حسن مستفید، از یادگاران دفاع مقدس، عضو شورای حزب اتحاد در آذربایجان شرقی و رئی
بازگشت همه به سوی اوست خبر درگذشت زنده‌یاد حاج حسن مستفید، از یادگاران دفاع مقدس، عضو شورای حزب اتحاد  در آذربایجان شرقی و رئیس جبهه اصلاحات شهرستان سراب، موجب اندوه عمیق و تأثر فراوان شد. فقدان انسانی شریف، دلسوز و همراه که سال‌ها با ایمان و مسئولیت‌پذیری در مسیر خدمت و اصلاح امور گام برداشت، برای همه کسانی که او را می‌شناختند، ضایعه‌ای سنگین و جبران‌ناپذیر است. این ضایعه جانکاه را صمیمانه به خانواده محترم و داغدار ایشان، همرزمان، دوستان، اعضای حزب اتحاد ملت ، همراهان جبهه اصلاحات و مردم شریف سراب تسلیت می‌گویم. در این روزهای دشوار، خود را در غم آنان شریک می‌دانم و از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم رحمت و مغفرت الهی و برای بازماندگان، شکیبایی، آرامش و تسلای خاطر مسئلت دارم. آذر منصوری مهر ۱۴۰۵
301
13
❇️محسن امین‌زاده در مجمع عمومی جبهه اصلاحات ایران: چین تنها بازیگری است که می‌تواند به توافق ایران و آمریکا اعتبار و تضمین بین‌المللی بدهد 🔺محسن امین‌زاده، دیپلمات سابق و کارشناس برجسته حوزه بین‌الملل، در جلسه اخیر مجمع عمومی جبهه اصلاحات ایران، با تحلیل آخرین تحولات سیاست خارجی و روند مذاکرات ایران و آمریکا، چین را تنها بازیگری دانست که می‌تواند به توافق احتمالی میان دو کشور اعتبار و تضمین بین‌المللی ببخشد. وی با اشاره به ظرفیت مناسبات اقتصادی چین با آمریکا و نفوذ این کشور نزد طرف آمریکایی، بر ضرورت استفاده عملی ایران از ظرفیت پکن برای کمک به حل مناقشه، کنترل بحران در روابط دو کشور و دستیابی به تفاهمی پایدار تأکید کرد. ◾️این دیپلمات سابق با اشاره به تحولات اخیر در روابط چین و آمریکا و افزایش حساسیت پکن نسبت به مناقشه ایران و آمریکا، اظهار داشت که مواضع صریح‌تر چین و تماس‌های این کشور با طرف ایرانی، نشانه‌هایی مثبت برای ایفای نقشی مؤثرتر از سوی پکن در ساماندهی این مناقشه است. به گفته وی، توجه به ظرفیت چین در داخل ایران نیز افزایش یافته و حتی بیش از یک بار به رئیس‌جمهور توصیه شده است که از این ظرفیت برای ورود به موضوع، کنترل بحران در روابط ایران و آمریکا و ساماندهی مناسبات دو کشور استفاده کند. ◾️محسن امین‌زاده با اشاره به اینکه صرف نوشتن و امضای توافق میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا برای تضمین پایداری آن کافی نیست، خاطرنشان کرد که طرف‌های مؤثر بین‌المللی باید آمادگی ارائه تضمین‌هایی را داشته باشند که به دوام تفاهم کمک کند. در این میان، مناسبات اقتصادی گسترده چین و آمریکا می‌تواند به پکن اعتبار و نفوذ قابل توجهی برای ایفای چنین نقشی بدهد. ◾️وی در عین حال با انتقاد از فاصله میان سخنان و عملکرد ایران در روابط با چین تصریح کرد که بسیاری از تفاهم‌ها و مناسبات دو کشور در عمل به نتایج مؤثر و ملموس منجر نشده و بیشتر در حد گفتار و تشریفات باقی مانده است. از نظر او، شرایط کنونی ضرورت بازنگری در این رویکرد و بهره‌گیری عملی از ظرفیت‌های روابط ایران و چین را بیش از گذشته برجسته کرده است. ◾️امین‌زاده همچنین با اشاره به افزایش توجه به نقش چین در محافل سیاسی ایران، پررنگ‌تر شدن این ظرفیت را در مقایسه با نقش روسیه نیز مورد توجه قرار داد و گفت تحولات اخیر موجب تحرک بیشتر روس‌ها و اتخاذ مواضعی در همراهی با این روند شده است. ◾️این کارشناس حوزه بین‌الملل در بخش دیگری از سخنان خود، شکل‌گیری مناقشه‌ای جدی در داخل کشور بر سر مذاکره و مصالحه یا ادامه جنگ را از عوامل مؤثر بر وضعیت کنونی دانست. به گفته وی، این صف‌بندی دیگر پنهان نیست و در فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور آشکار شده است؛ هرچند نمی‌توان آن را صرفاً به تقابل اصلاح‌طلبان و اصولگرایان تقلیل داد، چراکه در میان جریان‌های مختلف سیاسی نیز دیدگاه‌های مشترکی درباره ضرورت مذاکره و تفاهم وجود دارد. ◾️امین‌زاده با انتقاد از رویکرد صداوسیما در این زمینه تأکید کرد که این رسانه به‌طور جدی به ترویج ایده «جنگ بی‌پایان» می‌پردازد و در فضای رسانه‌ای آن، امکان مصالحه و توافق مجال چندانی برای طرح و پذیرش پیدا نمی‌کند. به باور وی، چنین فضایی فشار بر دیپلماسی را افزایش می‌دهد و ظرفیت حرکت به سوی تفاهم را محدود می‌سازد. ◾️وی در پایان تأکید کرد که پایان جنگ نباید صرفاً به آتش‌بسی منجر شود که وضعیت را در حالت بلاتکلیفی باقی بگذارد؛ بلکه باید فرصتی برای دستیابی به مصالحه‌ای پایدار، کاهش تنش‌های خارجی و خروج ایران از چرخه تداوم تحریم‌ها و انزوای بین‌المللی فراهم کند. 🔹آدرس جبهه اصلاحات ایران در شبکه‌های اجتماعی تلگرام، اینستاگرام، ایکس (توئیتر)
395
14
🔴واگذاری خاک کشور به بیگانه!!!؟ ۱۶ مهر ۱۴۰۵ محسن زنگنه نماینده مجلس ایران در گفتگو با تلویزیون سحر افغانستان اعلام کرد که پیرو مذاکرات انجام‌شده با وزیر صنعت و تجارت طالبان، مقرر شده است حدود ۱۰ هکتار زمین در حاشیه آب‌های بندر چابهار و بیش از ۱۰۰ هکتار در مرحله نخست در محدوده منطقه ویژه اقتصادی این بندر به افغانستان اختصاص یابد تا دولت افغانستان با سرمایه‌گذاری در این اراضی، زیرساخت‌های لازم برای ترانزیت کالاهای خود به سمت دریا را ایجاد کند. او گفت: «در گفتگو با وزیر صنعت [طالبان] توافق کردیم که افغانستان بتواند در بندر چابهار در منطقه آزاد، یک سرزمین متعلق به خودش داشته باشد.» در مملکت چه می‌گذرد؟ مگر ممکن است خاک کشور را به دولت بیگانه واگذار کرد. این‌ نماینده بر چه پایه‌ای بر خلاف قانون اساسی و حق حاکمیت ملی و حتی بدون درک معنای کلمات می‌گوید " با دولت افغانستان توافق کردیم که افغانستان بتواند در منطقه آزاد چابهار سرزمین متعلق خودش را داشته باشد. این جمله یعنی ایران در حالی که در دفاع از تجاوز آمریکا و اسرائیل به سرزمین خونهای شریف می‌دهد، دودستی خاک کشور را به دولت بیگانه واگذار کند. آیا حساب و کتابی در مملکت وجود دارد؟ جالب اینجاست که مدیرعامل منطقه آزاد چابهار در توئیتی در شبکه X از چنین توافق کلا اظهار بی‌اطلاعی کرده است. این نماینده نمی‌داند که چنین توافقی مطلقا غیرقانونی و مردود است. از باغ نظارت استصوابی هر دم میوه تازه‌تری می‌رسد. کسی از مقامات مملکت باید باشد که حرف این نماینده روشن کند. اگر این حرف او کذب است، مصداق بارز ماده ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی استوار و اگر راست است که هزار بار وای بر ما که با سرزمین و خاک کشور چنین می‌کنند. https://t.me/kambiznouroozi
417
15
🔴 جرم و جرمشناسی تراستی‌ها شرق ۱۵ مهر ۱۴۰۵ قانون که از اقتصاد حذف شود، فساد جایش را پر می‌کند. درآمدهای نفتی مهم‌ترین درآمدهای ارزی ایران است. تراستی‌ها ظاهرا کارگزارانی هستند که برای دورزدن تحریم‌ها و صدور نفت، به‌ویژه از سال 1397 فعالیت می‌کنند. رئیس پیشین بانک مرکزی می‌گوید تراستی‌ها از افراد «مورد وثوق» انتخاب شده‌اند. عبدالناصر همتی گفته است اگر حجم تجارت خارجی کشور حدود ۱۳۰ میلیارد دلار باشد، ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار در این فرایند (تراستی‌ها) دچار نشتی می‌شود؛ بخشی از این هزینه‌ها ناشی از مسیرهای غیرشفاف انتقال پول، کارمزدهای بالا، واسطه‌گری و... است. مدیرعامل پیشین شرکت بازرگانی نفت ایران اعلام کرده است از بهمن سال 1402 مبلغ 11 میلیارد دلار از پول نفت ایران برنگشته است. مشکلات ناشی از عملکرد تراستی‌ها چنان شده‌ که برای آنها پرونده‌های قضائی نیز تشکیل شده است. تمام یا بخش اعظم درآمد نفتی کشور باید از طریق تراستی‌ها وارد کشور شود. تخلفات آنها هرچه باشد، در اقتصاد کشور اخلال ایجاد می‌کند. علت توسل دولت و سایر دستگاه‌های مرتبط به تراستی‌ها را وجود تحریم‌هایی می‌دانند که به‌ویژه از سال 97 علیه ایران شروع شد. قرار بود ارتباط تراستی‌ها با حکومت ایران معلوم نشود تا آنها نیز مشمول تحریم نشوند؛ بنابراین همه مسائل تراستی‌ها پنهان ماند. به گفته عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، آنها توسط دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی انتخاب می‌شدند و بانک مرکزی نیز اطلاعات کاملی از وضعیت آنها نداشت. بگذریم از این نکته که صلاحیت قانونی دبیرخانه شعام برای اتخاذ چنین تصمیمی به‌جد‌ محل تردید است. فرایندهای تصمیم‌گیری و اجرای این روش و عملکرد تراستی‌ها غیرقانونی بوده و به‌طور کلی بیرون از نظامات حقوقی تجارت نفت ایران و نظارت بر آن صورت می‌گرفته است. آمار دقیقی از عملکرد مالی تراستی‌ها وجود ندارد، اما ظاهرا‌ در طول هر سال واسطه جابه‌جایی ده‌ها میلیارد دلار از پول ملت ایران بوده‌اند؛ بدون آنکه مقررات محکم و نظارت روشنی بر آنها وجود داشته باشد. در طول این جابه‌جایی، گفته شده چیزی بین 15 تا 20 درصد از ارزش واقعی درآمد کشور «نشت» کرده است. به عبارت روشن‌تر، این مقدار از پول ملت به فنا رفته است. از نگاه جامعه‌شناسی کیفری، وقتی در محیط پنهان، ارزش‌های مالی فراوان و هنگفت نهفته باشد، احتمال وقوع جرم افزایش می‌یابد. اگر در یک اتومبیل که درهایش باز و شیشه‌هایش پایین است و در خیابانی خلوت توقف کرده‌ و کسی هم در آن نیست، یک جعبه جواهر وجود داشته باشد، احتمال سرقت بسیار زیاد است. در این مثال، سارق مجرم است، اما مقصر اصلی صاحب آن خودرو است که همه درها را برای سارق باز گذاشته است. آنگاه که موقعیتی پنهان و غیرقانونی شکل می‌گیرد و در آن چند نفر عهده‌دار جابه‌جایی ده‌ها میلیارد دلار پول کشور می‌شوند، محیط پنهان و ارزش مالی هنگفت و بی‌نظیر، هرکسی حتی آدم‌های مورد وثوق را به ارتکاب جرم تشویق می‌کند. جرائم معروف به جرائم یقه‌سفیدها، همیشه جرائم همین آدم‌های مثلا مورد وثوق بوده است. چرا نظام تصمیم‌گیری و اجرائی برای مقابله با تحریم، راهی مغایر قانون و جرم‌زا را طی می‌کند؟ آیا تاجری که از واردات و صادرات کالا محروم می‌شود، مجاز است برای حفظ درآمدش به راه‌های غیرقانونی مانند قاچاق کالا رو بیاورد؟ چرا نظام تصمیم‌گیری و اجرائی کشور باید خود را در موقعیتی قرار دهد که برای حل بحران تحریم، ناگزیر از اتخاذ روش‌های غیرقانونی و مخربی شود که شاید در کوتاه‌مدت با تحمل زیان‌هایی درآمد کشور را حفظ کند، اما غدد سرطانی کشنده در اقتصاد کشور بکارد؟ سال‌هاست نظم حقوقی اقتصاد ایران در هزارتوی نظام بده‌بستان غیرقانونی مدیریت پنهان‌کار رانتی شکسته است. با سپردن پنهانی و غیرقانونی بخش بزرگی از تجارت منبع اصلی درآمد ارزی کشور، یعنی نفت، اقتصاد غیرقانونی‌تر می‌شود و گروه‌های ذی‌نفع غیرقانونی بیش از نهادهای قانونی مهار آن را در دست می‌گیرند. آموزه‌های جرم‌شناسی به ما یادآوری می‌کند که ساختار بسیار پیچیده و پنهان واسطه‌گری تراستی‌ها و سنگینی مبالغی که در دست آنها قرار می‌گیرد، لاجرم اقتضا می‌کند‌ دایره بسیار وسیعی از افراد و گروه‌های ذی‌نفع در داخل دستگاه‌های رسمی و بیرون از آن برای حراست از منافع آنها ایجاد شود. با گذشت زمان، این دایره بزرگ‌تر می‌شود و ریشه‌ای فاسد در نهادهای مرتبط می‌دواند و در واقع شبکه‌ای نهادینه می‌شود که فقط بر اساس فساد و جرم زندگی می‌کند و شاهرگ‌های اقتصاد کشور را در دست می‌گیرد. حذف فساد و احیای قانون در اقتصاد کشور نیازمند اراده‌ای مقتدر و بزرگ است. این اراده می‌تواند با اجرای قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی علیه تراستی‌های متخلف توسط دستگاه قضا و قاطعیت دولت در سازماندهی مبادلات نفتی کشور محقق شود. تأخیر در درمان سرطان، مرگ‌آور است. https://t.me/kambiznouroozi
398
16
بار سنگین ماندن؛ برای ایران، در کنار مردم ✍️ علی میرتبریزیان:رئيس کمیته سیاسی جبهه اصلاحات مازندران و عضو شورای مرکزی حزب اتحاد مازندران ✅متن یاد داشت خانم آذرمنصوری،رئیس جبهه اصلاحات کشور ودبیرکل حزب اتحاد ملت ایران را که خواندم، سنگینی واژه‌هایش درست همان حسی را زنده کرد که این روزها در گفتگو با مردم کوچه و بازار و همراهان تشکیلاتی در استان با تمام وجود لمس می‌کنیم: «یک چشم اشک و یک چشم خون». امروز دیگر سخن از پیروزی در یک انتخابات درونی، ماندن در رأس یک ساختار یا تعارفات مرسوم سیاسی نیست؛ سخن از پذیرش شجاعانه بار مسئولیتی است که زیر سایه تهدیدها، فشار اقتصادی، فرسایش امید و تحدید عاملیت سیاسی، شبیه گام برداشتن روی لبه تیغ است. تبریک گفتن در چنین شرایطی معنایی ندارد؛ باید برای این شجاعت در میدان ماندن، هم‌دوش شد و مسئولیت پذیرفت. ✅خانم آذر منصوری به‌درستی دست روی قلب بحران گذاشته است: سیاستی که نتواند رنجی از سفره نحیف مردم بکاهد، صدایی برای بی‌پناهان باشد و شکاف ویرانگر حاکمیت و ملت را ترمیم کند، چه حاصلی جز فرسایش بیشتر اعتماد عمومی دارد؟ امروز مردم ما از وعده‌های بی‌اثر و سیاست‌ورزی دور از دردهای واقعی عبور کرده‌اند. اگر بناست در صحنه بمانیم، ماندنمان باید معطوف به تغییر، شجاعت در بازاندیشی و بازگشت واقعی به سمت جامعه باشد؛ نه تکرار ملال‌آور شیوه‌هایی که دیگر پاسخگوی ایران زخم‌خورده امروز نیست. ✅ ما نیز در استان‌ و در بدنه جریان اصلاحات، این «ماندن از سر ادای دِین» را عمیقاً درک می‌کنیم. با تمام وجود در کنار شما و این مسئولیت سنگین ایستاده‌ایم؛ نه برای دفاع از یک عنوان، بلکه برای حفظ همان بارقه امیدی که باید به جامعه بازگردد. راه دشوار است، اما چنان‌که اشاره کردید: اگر «ایران» و «مردم» یگانه قطب‌نمای ما باشند، هنوز راه بسته نیست؛ راه از بازسازی شجاعانه گفتمان و شنیدن صدای مردمی می‌گذرد که دیگر تاب رنج مضاعف ندارند. ماندن در دل این طوفان برای ادای دین به ایران، تصمیمی دشوار اما ستودنی بود. در این مسیر ناهموار، برای بازگرداندن امید به جامعه و دفاع از رنج‌های مردم، همراه و در کنارتان ایستاده‌ایم. به امید روزهایی روشن‌تر برای ایران عزیز. مهرماه ۰۵ https://t.me/etthad_mellat_mazandaran
446
17
یک چشم اشک و یک چشم خون آذر منصوری حکایت امروز ما حکایت یک چشم اشک و یک چشم خون است؛ یک چشم اشک برای ایران و مردمی که زیر بار جنگ، بحران اقتصادی، فقر فزاینده و فرسایش امید، هر روز بیش از پیش رنج می‌برند و یک چشم خون برای سیاستی که اگر نتواند از این رنج بکاهد، اگر نتواند گرهی از کار مردم بگشاید و اگر نتواند میان جامعه و قدرت راهی برای گفت‌وگو و اصلاح باز کند، باید شجاعانه درباره شیوه بودن و ماندن خود تجدیدنظر کند. سفره‌های مردم روزبه‌روز کوچک‌تر شده است. هزینه‌های زندگی افزایش یافته، قدرت خرید بخش بزرگی از جامعه تحلیل رفته و فقر، دیگر فقط مسئله گروه‌های به حاشیه رانده‌شده نیست؛ به زندگی بخش بزرگی از طبقه متوسط و فرودست جامعه راه پیدا کرده است. پشت هر عدد و نمودار اقتصادی، زندگی انسان‌هایی است که برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای خود با دشواری بیشتری مواجه‌اند؛ خانواده‌هایی که از بسیاری خواسته‌ها و حتی نیازهای ضروری خود می‌گذرند و جوانانی که افق آینده را مبهم می‌بینند. در چنین شرایطی، سیاست اگر نتواند صدای این رنج را بشنود و برای کاستن از آن راهی بجوید، چه معنایی برای مردم خواهد داشت؟ امروز دوره یک‌ساله مسئولیت هیأت‌رئیسه جبهه اصلاحات به پایان رسید و مجمع عمومی باید درباره ترکیب هیأت‌رئیسه دوره پیش‌رو تصمیم می‌گرفت. من از مدت‌ها پیش تصمیم خود را برای کناره‌گیری از این مسئولیت گرفته بودم؛ نه از سر خستگی، نه به دلیل ملاحظات شخصی و نه از سر بی‌میلی به ادامه فعالیت سیاسی؛ بلکه از یک پرسش اساسی که همیشه برای من تعیین‌کننده بوده است: بودن من و هر فرد دیگری در یک مسئولیت، چه اثری برای ایران و جامعه ایران دارد؟ در مقطعی که کشور با بحران‌های پی‌درپی مواجه است، نمی‌توان صرفاً به حفظ موقعیت سیاسی یا تداوم حضور در ساختارهای رسمی دل خوش کرد. سیاست، اگر نتواند از رنج مردم بکاهد، اگر نتواند شکافی را ترمیم کند، اگر نتواند مانعی از سر راه منافع ملی بردارد و اگر نتواند برای جامعه امید و افق بسازد، باید شجاعانه درباره شیوه و حتی ضرورت ادامه آن شکل از سیاست‌ورزی تجدیدنظر کرد. من این مسئله را حتی در بازجویی‌های پس از بازداشت بهمن‌ماه ۱۴۰۴ نیز صریح بیان کردم: اگر ما اصلاح‌طلبان عاملیت سیاسی نداشته باشیم، بودن من و «ما»ی نوعی در صحنه، نه‌تنها مرهمی بر زخم‌های این کشور و مردم آن نیست، بلکه ممکن است تنها «عرض خود ببریم و زحمت خلق را زیاد کنیم». پس از فاجعه ۱۸ و ۱۹ دی و سپس وقوع این جنگ نابرابر، این پرسش برای من جدی‌تر شد که آیا همچنان می‌توان با همان ادبیات، همان روش‌ها و همان ترتیبات پیشین، مدعی اثرگذاری بر آینده ایران بود؟ اما جنگ، پایان همه پرسش‌ها نبود؛ آغاز پرسش‌های بزرگ‌تری بود. بازداشت اعضای هیأت‌رئیسه جبهه اصلاحات و وارد کردن اتهاماتی عجیب و سنگین به آنان، آن هم به دلیل بیانیه‌هایی که مضمون اصلی‌شان دور کردن کشور از جنگ، دفاع از منافع ملی، کاهش تنش و ترمیم شکاف دولت ـ ملت بود، این پرسش را عمیق‌تر کرد که در چنین شرایطی اساساً چه تعریفی از کنش سیاسی مسئولانه پذیرفته می‌شود. آیا تلاش برای حفظ ایران، کاستن از رنج مردم و جلوگیری از گسترش شکاف‌ها، می‌تواند جرم تلقی شود؟ با همه اینها، وضعیت بحرانی کشور و دغدغه‌ای که نسبت به ایران و مردم آن داریم، مانع از آن شد که در این مقطع مسئولیت را رها کنیم. ماندن، انتخابی شخصی نبود؛ نوعی ادای دین به ایران بود. اما ماندن به معنای ادامه دادن گذشته نیست. اگر قرار است اصلاح‌طلبی همچنان در سپهر سیاسی ایران معنا داشته باشد، باید بیش از هر زمان دیگری شجاعت بازاندیشی در خود را داشته باشد؛ در گفتمان، راهبرد، سازمان، شیوه کنش و مهم‌تر از همه، در نسبت خود با جامعه. جامعه ایران تغییر کرده است. مطالباتش تغییر کرده، تجربه‌اش از سیاست تغییر کرده و میزان تحملش نسبت به وعده‌های بی‌اثر و کنش‌های کم‌نتیجه کاهش یافته است. اصلاح‌طلبی نمی‌تواند این تغییر را نادیده بگیرد و انتظار داشته باشد جامعه همچنان همان نسبت گذشته را با آن حفظ کند. مسئله امروز ما فقط این نیست که چه کسی در هیأت‌رئیسه باشد یا نباشد. مسئله این است که آیا اصلاح‌طلبی می‌تواند دوباره عاملیت پیدا کند؛ آیا می‌تواند از یک نیروی عمدتاً واکنشی و ناظر، به نیرویی مؤثر برای کاهش رنج مردم، دفاع از منافع ملی، تقویت جامعه و بازسازی اعتماد عمومی تبدیل شود؟ حکایت ما همین است؛ یک چشم اشک برای ایران و مردمی که بیش از این تاب رنج ندارند و یک چشم خون برای فرصت‌هایی که از دست رفته و سرمایه اجتماعی‌ای که هر روز بیشتر فرسوده شده است. اما هنوز اگر ایران مسئله اصلی ماست، راه بسته نیست؛ راه از بازاندیشی صادقانه، بازسازی شجاعانه و بازگشت واقعی به جامعه می‌گذرد. @azarmansouri
3 408
18
❇️ احضار دبیر جبهه اصلاحات ایران به دادسرای امنیت 🔺 بدرالسادات مفیدی، دبیر جبهه اصلاحات ایران، امروز با حضور در شعبه ۲ دادسرای امنیت ناحیه ۳۳، پس از انجام بازپرسی و ارائه دفاعیات نهایی، با قرار کفالت آزاد شد. ◾️ احضار دبیر جبهه اصلاحات ایران در ادامه روند احضار و تشکیل پرونده برای اعضای هیأت‌رئیسه جبهه صورت گرفته است. موضوع این پرونده به بیانیه جبهه اصلاحات ایران درباره فاجعه ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه مربوط است که در بهمن‌ماه سال گذشته منتشر شد. ◾️ در آن بیانیه، جبهه اصلاحات ایران ضمن همدردی و اعلام همراهی با ملت داغدار ایران، بر ضرورت تغییرات بنیادین، فوری و جدی و بازنگری در رویکردهای گذشته تأکید کرده و اعلام کرده بود که تلاش‌های اصلاح‌طلبانه برای به‌رسمیت شناخته‌شدن اصلاحات به‌عنوان بخشی از راه‌حل با بن‌بست مواجه شده است. ◾️ تشکیل کمیته حقیقت‌یاب مستقل برای بررسی ابعاد این فاجعه و نیز تشکیل مجمعی ملی با حضور همه نخبگان و دلسوزان کشور برای یافتن راه‌های برون‌رفت از بحران‌های موجود، از جمله پیشنهادهای مطرح‌شده در این بیانیه بود. ◾️ صدور این بیانیه با واکنش دستگاه‌های امنیتی و قضایی و احضار شماری از اعضای هیأت‌رئیسه جبهه اصلاحات ایران همراه شد؛ روندی که با احضار دبیر جبهه همچنان ادامه دارد. 🔹آدرس جبهه اصلاحات ایران در شبکه‌های اجتماعی تلگرام، اینستاگرام، ایکس (توئیتر)
475
19
🖊 چگونه مثل یک متفکر بزرگ فکر کنیم؟ @sokhanranihaa ♦️ کتاب بخوانید: کتاب‌ همچنان بهترین فناوری برای فهمیدن پیچیدگی‌های ظریف جهان است. درک این پیچیدگی‌ها بهترین پادزهرِ ایدئولوژی‌های تک‌بعدی است. کسانی که به‌دنبال پاسخ‌های ساده‌انگارانه برای توضیح جهان‌اند، معمولاً به نظریه‌های توطئه در فضای مجازی پناه می‌برند و خواندن کتاب می‌تواند جلوی این ساده‌انگاری را بگیرد. ♦️ کمتر از صفحه‌نمایش‌ استفاده کنید: این کار مجال مطالعۀ کتاب را فراهم می‌کند که باعث می‌شود وقفه‌های کوتاه بیشتری در طول روز داشته باشید و ذهنتان در این فواصل درگیر چیزی نباشد. داروین، نیچه و کانت این لحظات را در پیاده‌روی تجربه می‌کردند و جنیفر دودنا، متخصص زیست‌شیمی، می‌گوید الهامات و جرقه‌های فکری «یا موقع کندن علف‌های هرز بوته‌های گوجه‌فرنگی باغچه‌ام به سراغم می‌آیند یا هنگام خواب». ♦️مسیر خودتان را بروید: متفکران برجسته وقتشان را صرف صعود از نردبانِ موفقیت‌های سازمانی یا اندوختن ثروت نمی‌کنند. دودنا دانشگاه برکلی را ترک کرد تا تحقیقات اکتشافی را در شرکت زیست‌فناوری «جنتک» رهبری کند. او فقط دو ماه آنجا دوام آورد. آزادی علمی نداشت و برای همین به برکلی بازگشت، جایی که در نهایت به‌خاطر مشارکت در اختراع ابزار ویرایش ژنی «کریسپر» برندۀ جایزۀ نوبل شیمی شد. ♦️ چند‌رشته‌ای باشید: در شهر وینِ پیش از جنگ، نبوغ چهره‌هایی نظیر فروید، کورت گودل و آن همه‌چیزدانِ بی‌بدیل، یعنی جان فون نویمان، تا حد زیادی مدیون ساختار دانشگاهیِ آن زمان بود. در آنجا، اکثر موضوعات تحت لوای فلسفه یا حقوق تدریس می‌شدند و این موضوع باعث درهم‌شکستن مرزهای خشک بین رشته‌‌ها می‌شد. ♦️ تجربه‌گرا باشید، اما ایده‌پردازی را فراموش نکنید: متفکران بزرگ در قدم اول سعی می‌کنند واقعیت را چنان که هست بفهمند؛ در طول جنگ جهانی دوم، آیزایا برلین دبیر سفارت بریتانیا در واشنگتن بود. گزارش‌ها و روایت‌های هفتگی او دربارۀ وضعیت سیاسی آمریکا چنان جذاب بود که چرچیل را مسحور می‌کرد. در قدم بعد، آن‌ها بر اساس این مشاهدات ایده‌پردازی می‌کنند. برلین، پس از ساعت‌ها فکرکردن به این مشاهدات، تصمیم گرفت «تاریخ‌دان ایده‌ها» شود و آثار کلاسیک مشهوری را در این حوزه بنویسد. ♦️همیشه فرض کنید ممکن است اشتباه کنید: متفکرانِ درجه‌دوم به‌دنبال تأیید فرضیات اولیه‌شان هستند. اما این «سوگیری تأیید» مانع از رسیدن آن‌ها به بینش‌های جدید یا عمیق‌تر می‌شود. در مقابل، متفکران برجسته مثل داروین همواره سعی می‌کنند علیه نظریاتِ خودشان استدلال کنند تا نواقص آن را دریابند. ♦️ همیشه شاگرد بمانید: فقط افراد معمولی‌اند که در بزرگسالی با غرور می‌گویند در ۱۸سالگی در کدام دانشگاه درس خوانده‌اند. تصور می‌کنند هوش یک چیز ذاتی و ایستاست. اما واقعیت این است که افراد در طول زندگی‌شان بسته به اینکه چقدر فکر می‌کنند، کم‌هوش‌تر یا باهوش‌تر می‌شوند. متفکران همیشه در حال یادگیری‌‎اند، فارغ از سن یا جایگاه علمیِ مخاطبشان. یادم می‌آید در یک مهمانی شام دو نفر از همه کمتر صحبت می‌کردند و دائم گوش می‌دادند؛ هر دویشان برندۀ جایزۀ نوبل بودند! 🔗 آنچه خواندید برگرفته از مطلب «How to become a great thinker» نوشتۀ سایمون کوپر است که در تاریخ ۲۲ مهٔ ۲۰۲۵ در فایننشال‌تایمز منتشر شده است. . 🆔 @sokhanranihaa 🆔 @tarjomaanweb 🆑 #کانال‌سخنرانی‌ها 🌹
474
20
🔴 اصلاحات؛ از قدرت‌محوری تا بازگشت به جامعه ✍️ اکبر گنجی در تحلیل گفت‌وگوی آذر منصوری اکبر گنجی در مرور و تحلیل گفت‌وگوی آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات ایران، با مصطفی فقیهی، مجموعه سخنان او را در چهار محورِ «ادعاهای اصلی»، «استدلال‌ها»، «شواهد کلیدی» و «نتیجه‌گیری» صورت‌بندی کرده است. از نگاه گنجی، یکی از مهم‌ترین مضامین این گفت‌وگو، ضرورت بازتعریف سیاست‌ورزی اصلاح‌طلبانه است: اصلاحات اگر بخواهد از بن‌بست خارج شود، باید از «قدرت‌محوری صرف» فاصله بگیرد، جامعه را کانون فعالیت خود قرار دهد و حضور در قدرت را نه هدف، بلکه ابزاری برای ایجاد تغییر ملموس در زندگی مردم بداند. در صورت‌بندی گنجی، سخنان منصوری بر یک مسئله دیگر نیز متمرکز است: فقدان گفت‌وگو میان حاکمیت و جامعه، جامعه و نخبگان، و حاکمیت و نخبگان. بر این اساس، نیروی اصلاح‌طلب زمانی می‌تواند نقش «نیروی میانه» را ایفا کند که قادر باشد مطالبات جامعه را به ساخت قدرت منتقل و در جهت کاهش این شکاف‌ها عمل کند. اما گنجی برجسته‌ترین اولویت سیاسی مطرح‌شده در این مصاحبه را پایان‌دادن شرافتمندانه و عزتمندانه به جنگ می‌داند. در این خوانش، اصلاح‌طلبان باید حامل گفتمان ضدجنگ، تعامل با جهان و خروج از وضعیت فرساینده «نه جنگ، نه صلح» باشند. گنجی همچنین به بخش‌های مهم دیگری از گفت‌وگو توجه می‌دهد: از نامه رهبری جدید به خاتمی و ارتباط جبهه اصلاحات با بیت رهبری تا پرونده‌های امنیتی این جبهه، اعتراضات دی‌ماه، عملکرد پزشکیان و اختلاف نظر درون اصلاح‌طلبان بر سر نحوه حضور در انتخابات. فرهیختگان: تحلیل گنجی از سخنان منصوری در نهایت یک پرسش قدیمی را در شرایطی کاملاً تازه پیش روی اصلاح‌طلبان قرار می‌دهد: اگر قرار است اصلاحات از «قدرت‌محوری» به «جامعه‌محوری» گذار کند، آیا حاضر است حتی هنگامی که مطالبه جامعه با ملاحظات حضور در ساخت قدرت تعارض پیدا می‌کند، جانب جامعه را بگیرد؟ شاید پاسخ عملی به همین پرسش نشان دهد سخن از «شروع تازه اصلاحات» یک تغییر راهبرد است یا بازتعریفی تازه از همان سیاست پیشین. 🎥 تحلیل و صورت‌بندی کامل اکبر گنجی: مشاهده پست اکبر گنجی در X #اکبر_گنجی #آذر_منصوری #اصلاحات #جبهه_اصلاحات #صلح #جنگ #جامعه_مدنی #منتخب_فرهیختگان #فرهیختگان؛ راهی به رهایی
528