fa
Feedback
حدیث اشک

حدیث اشک

رفتن به کانال در Telegram

کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" اشعار اهل بیت http://hadithashk.com شعر مذهبی ایتا و بله @hadithashk اینستاگرام: www.instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @asgharpoor53 @hadithashk_admin لطفا درخواست تبادل و تبلیغات نکنید

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام حدیث اشک

کانال حدیث اشک (@hadithashk) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 15 526 مشترک است و جایگاه 5 527 را در دسته دین و مذهبی و رتبه 21 027 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 15 526 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 12 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 381 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 1 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 9.33% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 5.19% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 1 449 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 806 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 5 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند hadithashk.com, کس, موسی, زهرا, مرتضی تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" اشعار اهل بیت http://hadithashk.com شعر مذهبی ایتا و بله @hadithashk اینستاگرام: www.instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @asgharpoor53 @hadithashk_admin لطفا درخواست تبادل و تبلیغات نکنید

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 13 ژوئیه, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته دین و مذهبی تبدیل کرده‌اند.

15 526
مشترکین
+124 ساعت
+237 روز
+38130 روز
آرشیو پست ها
بغل وا کن #رهبر_شهید @hadithashk

از کربلا چه خبر؟؟؟ ⁨ نسیم...خوش خبری کن ، از آن سرا چه خبر....؟؟ به گوشِ خسته دلان گو که کربلا چه خبر.....؟؟ آهای فطرسِ خوش بال و پر تو بعدِ سلام.... بگو به شاه که از حالِ قلب ما چه خبر....؟؟ از آن دلی که ندیده ز ما ربوده بپرس... ز قهرِ لیلی و دوریِ او ز ما....چه خبر....؟؟؟ نگاه کن که شده مرهم ، اشکِ ما به تنش....؟؟ به زیر خاک نظر کن...ز زخم ها چه خبر؟؟؟ کفن نبوده به جسمش دلم به شور افتاد.... ز تار و پودِ پر از خونِ بوریا چه خبر....؟؟؟ به هر غروبِ شب جمعه مادر آمده است.... بُنَیَّ ناله زده ...آه از آن صدا چه خبر.....؟؟؟ به کفر میکشد آخر دلِ من از عشقش.... به زیر قبه برو ٫ گو که از خدا چه خبر....؟؟ «ز حالِ صائب مسکین که خاک ره شده است... ترا که نیست نگاهی به زیر پا ، چه خبر...؟؟»  مصطفی جلیلی نژاد   #دلتنگی #شعر_مناجات #شعر_مناجات_سیدالشهدا #کربلا #مصطفی_جلیلی_نژاد لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

کیست این زن؟عقیله ی اعراب! باطنا یک امام پشت نقاب مرجع اعلم بنی هاشم کعبه ی با کرامت اصحاب شرف الشمس سیدالشهدا داشت از بال جبرئیل رکاب باب حاجات اگر که عباس است.. نام زینب نوشته بر هر باب به دعایش ائمه مشتاق اند بیشتر از همه خود ارباب! قدو بالای او که جای خودش سایه اش داشت صدهزار حجاب این کنیز خداست در خیمه یا خداوند رفته در محراب؟ دست بسته گره گشایی کرد نیست محدود ذات حق به طناب! بعد عباس بود صاحب علم بعد عباس بود ساقی آب ابن مرجانه را به خاک کشید با سرانگشت خویش زد به حباب تک و تنها میان لشکر شام شاخ‌ گل بود بین یک مرداب هرچه زد تا که خواهشی بکند.. نمیاورد شمر را به حساب! در لباس اسارتش زینب لحن شاهانه داشت وقت خطاب مثل زهرا جناب صدیقه رفت نزد خلیفه ی‌کذاب آنقدر بین خطبه گفت علی کاخ شد بر سر یزید خراب خاک بر فرق عالم و آدم خفت دخت علی به روی تراب #حضرت_زینب_س #مصائب_شام #محرم_۱۴۰۵ #سید_پوریا_هاشمی @hadithashk

جز غم به دل اضطراب هم بود حال حرمش خراب هم بود در دست عَدوش تازیانه بر دست حرم طناب هم بود قاری به لباش چوب خورده بی حرمتی کتاب هم بود این سو حرم علی گرسنه آن سو به طبق کباب هم بود بالای سرش قمار کردند من لال شوم شراب هم بود همراه سنان حرمله خندید از بخت بدش رباب هم بود #مصائب_شام #مجلس_یزید #سید_حسین_صمدی @hadjthashk

صدای هر نفسم نام دلبرانه‌ی توست نوای نغمه‌ی من ، ذکر عاشقانه‌ی توست غلام و عاشق و دلداده‌ای به کوی توام که‌سجده‌گاه‌ من‌ هر لحظه‌،آستانه‌ی‌ توست هر آنچه‌ هست تو دادی به من ز مرحمتت نگاه خسته‌ی من سوی بیکرانه‌ی توست اگر به جز تو به کس رو زدم، غلط کردم منی‌ که‌ هر نفسم‌ را سرم‌ به شانه‌ی توست مرا طبیب و دوا چاره نیست وقتی که... شفا به‌ جرعه‌‌ای از چای‌ِ چایخانه‌ی توست برای آنکه نمیــرم ، نبر مــرا از یاد ! کبوترِ دل من ، جلد آب و دانه‌ی توست اجازه‌ای بده تا اربعین ، حرم باشم ... امید من به همین رزق سالیانه‌ی توست دلم برای حرم بین سینه بی‌تاب است زیارتم گره‌اش ، دستِ نازدانه‌ی توست #محرم_۱۴۰۵ #شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع #علیرضا_علیزاده @hadithashk

ای که دنیا با تمامش هیچ بود از دید تو تا ابد تابنده شد بر قلب‌ها خورشید تو مشت خود را چون گره کردی، به ما آموختی: همچنان مستحکم است دیواره‌ی امّید تو باغبانی چون تو را هرگز ندیده روزگار سرو دشمن شد به خاک اما نلرزَد بید تو دشمنت آتش زده بیت تو را، غافل اَز این- که نهان هرگز نگردد شعله‌ی جاويد تو کاش اَز تو یک چفِیّه یادگاری داشتیم کاش می‌شد دید یک دم چهره‌ی مهشید تو جان‌فدایی را تو از جدت حسین آموختی که فدا شد روی دستت طفل چون ناهید تو یا حسینم! روسفیدش کن، ندایت را شنید ای که چشمان غریبان دوخته بر تأیید تو درس آزادی گرفته از قیام کربلا هر کسی که تا به آخر مانده بر تقلید تو نه! عقابان را ستودن، کار هر گنجشک نیست عذر خواهم، قاصر است این شاعر از تمجید تو #رهبر_شهید #امید_رحمانی @hadithashk

بعد از هزار سال قضیه عوض شده با معرفت شُدند اهالی نینوا این‌بار پای دعوت خود ایستاده‌اند خوش داشتند حرمت مهمان کربلا #شهید_آیت_الله_امام_خامنه_ای #میثم_صدقی @hadithashk

تا در آغوشش گرفتت شاه اقلیم رضا کرد سیرابت ز آب چشمه ی ناب ولا دید با بال و پر خونین رسیدی محضرش حضرتش فرمود: بر تو صد هزاران مرحبا جان و مال و خانمانت را به یکباره تو نیز در ره معبود بی‌همتای خود کردی فدا با چنین ایثار و اخلاص و ز جان بگذشتنی زنده کردی بار دیگر انقلاب کربلا آخرش در دار دنیا شد شهادت قسمتت وه چه زیبا گشته‌ای نائل به دیدار خدا مرگ سرخِ مرد حق، در پیشگاه ایزدی هست پاداش وفای عهد دیرین «بلیٰ» هرچه در امر ولا بالا، بلا افزون‌تر است نیست هر کس در حوادث لایق این ابتلا خاک این درگه که شد منزلگه پایانی ات با هوایش بوده‌ای در طول عمرت آشنا هر که شد مهمان این خاک بهشت آسای ما بر سرش ریزد مداوم سیل باران عطا راستی! عطرِ حسین و خواهرم را می‌دهی خوش نشستی در برم ای زائر شاه وَلا #رهبر_شهید #حسن_تقی_لو (سالک زنجانی) @hadithashk

من این پائین، تو اون بالا نمی شه باورم اصلا که توو آغوش تابوتی چرا پس زنده موندم من برای پیکرت اینجا مصلی شد چراغونی تو دلتنگ بقیع بودی، شده صدتا چراغ روشن غمت سنگین ترین داغه شکسته شیشه ی صبرم پاشو مردِ صبور من با داغت قلبمو نشکن تو رو نشناختم و حالا پر از اندوهم و حسرت باید قبل از تو می‌ مُردم چه وقتی بود برا رفتن چه شبها خون دل خوردی میون فتنها تنها شبیه کوه موندی یک تنه در پای این میهن برای ما پدر بودی برای شیعه فرمانده بمیرم رفتی اخر با عبای کهنه ای بر تن کنار مردمت بودی نرفتی توی مخفیگاه برای عزت نفست نخواستی خم کنی گردن تو رو جوری زدن تهران هنوزم مات و مبهوته ازون روز خاطره هامون هنوزم بوی خون می دن شنیدم تشنه بودی و شدی زخمی تهمتها شبیه جد عطشانت چشیدی داغی آهن تا اون شب این خبر پیچید که رفتی از میون ما حرومیهای دجاله می رقصیدن، می خندیدن شبیه کربلا گشتش، هوای شهرمون اونشب ولی من شک ندارم که به زیر خاکها قطعا شدی مهمون شاه‌ بی سری که پیکر زخمیش به روی بوریای کهنه ای شد راهی مدفن کنار جسم عریانش نذاشتن خواهرش باشه ولی اینجا ببین مردم، کنارت غرق در شیون ... می گیریم انتقامت رو، به اسم مادرت زهرا یه روز خوش نمی زاریم ببینه بعد ازین دشمن #رهبر_شهید #علی_رضا_نوروزی @hadithashk

ای ساجدین را سید و مولا و سرور ای عابدین را زینت و دُردانه گوهر ای ماسِوا در پلک های تو مُسَخَّر ای کهکشان ها پیشِ چشم تو مُحَقَّر عرض سلام ای ماهِ عالمتاب، سجاد قائم مقامِ حضرتِ ارباب، سجاد تو دستگیرِ عالَمی در پیچ و خم ها کافی ست ذکر تو برای رفع غم ها چرخیده در مدحِ شما، کمتر قلم ها شد مادرِ تو افتخارِ ما عجم ها تنها نه انسان ها گدایانِ حریمت آهو گرفته حاجت از دستِ کریمت مثل علیِ مرتضی جنگاوری تو در معرکه همچون عموها محشری تو پای نبرد آید وسط یک لشکری تو در جنگ ها یک پا علیِ اکبری تو تقدیر این شد کربلا بیمار بودی بعد از پدر هم بی کس و بی یار بودی تو با صحیفه یادمان دادی مناجات خمسِ عشر آموخت ما را عرضِ حاجات خوانیم امین الله را ، ما در زیارات با ادعیه آسان نمودی تو، عبادات تو پیشوای چارُمِ اهل یقینی محبوبِ زهرا و امیرالمومنینی آقا نظر فرما کمی بر این حوالی بر قلب های سختِ از جنسِ سُفالی مثل همان لطفی که کردی بر ثُمالی دیگر نمانده از حیاتِ من مجالی ای زیر و رو کردن، مرامِ تو هماره علّامه می سازی فقط با یک اشاره دارد همیشه مرقد تو ازدحامی! دارند خادم ها به زائر احترامی! در هر رواقی روضه خوان های بِنامی! مهمانسرا کرده مُهَیّا چه طعامی! از آبِ سقاخانه خوردم، بهترین است چون در جوارِ مرقدِ ام البنین است بودی تو هر دَم روضه خوان "الشام الشام" با اشک های بی امان "الشام الشام" در آشکار و در نهان "الشام الشام" در هر زمان و هر مکان "الشام الشام" در سلسله خیلی اذیت ها کشیدی بر ناقه ی عریان چهل منزل چه دیدی! در طول عمرت هر زمان که آب دیدی یا شیرخواری تشنه و بیتاب دیدی یا در گذرها عده ای ناباب دیدی یا تیغ در دستان هر قصاب دیدی در جای خود بی حرکت و در فکر ماندی اشکت روان شد، روضه های باز خواندی گفتی خودم دیدم سرش را می بریدند با قصد غربت روی جسمش می پریدند بر پیکر او اسب هاشان می دویدند دزدان، لباسش را ز هر سو می کشیدند گفتی خودم دیدم که در آن جار و جنجال زد آنقَدَر تا اینکه عمه رفت از حال #شعر_شهادت_حضرت_امام_سجاد #محمد_صوفی @hadithashk

بر بالهای هر کبوتر گریه کردم در داغ ها همپای کوثر گریه کردم تکبیرهایی می شنیدم گاهگاهی بر اشهد و الله اکبر گریه کردم شمشیر و نیزه خنجر و تیر سه شعبه من پا به پای زخم لشکر گریه کردم دیدم که قرآن پاره ای برداشت بوسید دیدند بر سقا و اکبر گریه کردم وقتی به لب آورد احلی من عسل را یاد عمو جانم مکرر گریه کردم هم لعل خشک و هم تلظی دیدم اما بر ماهی در خون شناور گریه کردم چون بی رمق افتاده بودم بین خیمه هی زار بر این جسم مضطر گریه کردم وقت خروج از کربلا گودال دیدم بر هجم تیر و سنگ و خنجر گریه کردم بر زخمهایی که به پا از خار دیدم با لاله و سرو و صنوبر گریه کردم با لحن حیدر گر چه خواندم خطبه اما بر غربت اولاد حیدر گریه کردم یک عمر میدیدم مجسم روضه ها را یک عمر بی مداح و منبر گریه کردم هر شام مردم روضه را ، الشام الشام هر صبح با جانی در آذر گریه کردم با آب ، بابا ، خاک ، پیکر روضه خواندم با نان ، تنور و نیزه و سر گریه کردم #شعر_شهادت_حضرت_امام_سجاد #داریوش_جعفری @hadithashk

در وصف تو بس این که شدی عاقبت شهید نزد علی و فاطمه گشتی تو رو سپید تشییع گشت و پیکر پاکت چه باشکوه بر دوش ، پایتخت و قم و جمکران کشید تشییع پیکرت به نجف بود و بعد از آن تشییع پیکریست که بر کربلا رسید وآنگاه عازم است سوی مشهد الرضا آه و فغان و ناله و ماتم از این عزا #رهبر_شهید #جواد_کریم_زاده @hadithashk

واویلا یا دعا یا روضه می‌خواندی میان بسترت چکمه‌ها اما تو را زود از صدا انداختند وایِ من دیدند بیماری، برای التیام چند دفعه پیکرت را زیر پا انداختند با همان غل‌های جامع با همان زنجیرها از روی ناقه تو را هم بی هوا انداختند آن همه زنجیر دورِ گردن تو کم نبود بینِشان شلاق‌ها بدجور جا انداختند باید از احوال موی خواهرت  فهمید که.. وای بر عمامه‌ات آتش چرا انداختند لب گزیدی هر قدر، دادت درآمد عاقبت پیش چشمت از سرِ نی بچه را انداختند کاش نانی بود آنجا ،بیشتر تا بشکنی از همان ته مانده‌ها پیش شما انداختند دست بسته پای بسته پیش چشمِ خیس تو دختران را بین مُشتی بی‌حیا انداختند خولی و زجر و سنان تا بیشتر زجرت دهند هر کجا رفتی به زیرت بوریا انداختند  حسن لطفی #بقیع #حسن_لطفی #شعر_شهادت_حضرت_امام_سجاد #شعر_شهادت_حضرت_زین_العابدین #شعر_شهادت_علی_ابن_الحسین لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

به یاد عطش سجاده ی سجاد پر از اشک روان بود چهل سال خودش پای دلش مرثیه خوان بود کابوس حرم از جگرش زخم گرفته چهل سال به یاد عطش غم زدگان بود با یاد اسیران حرم, آب و غذایش چهل سال شب و روز فقط آه و فغان بود چهل سال دلش تنگ صدای علی اکبر چهل سال وضو ساخت و دلتنگ اذان بود از خاطر او محْو نشد جسم برادر در سینه ی آزرده ی او داغ جوان بود عمامه ی او سوخت, ولی موی سرش نه شرمنده ی موی سر دلسوختگان بود چشمان ترش زخم شد از اشک سحرها از آن همه گل در نظرش باغ خزان بود موی سرش از گوشه ی گودال سفید است این روضه برای دل او بسکه گِران بود در گوشه ای از هجره, به یاد تن عریان یک عمر خودش بود و همین قَدِ کمان بود تا آبِ گوارا به لبش خورد, دلش ریخت لبهای علی در نظرش آه, عیان بود چندی است که سجاده ی نیم سوخته ی او در سجده به حالات امامش نگران بود در کرببلا قاتل او زخمِ سنان شد دروازه ی ساعات فقط زخم زبان بود رضا باقریان #بقیع #رضا_باقریان #شعر_شهادت_حضرت_امام_سجاد #شعر_شهادت_حضرت_زین_العابدین #شعر_شهادت_علی_ابن_الحسین لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

یا زین العابدین(ع) نشستم یه گوشه با حال خراب شدم نی که از غم حکایت کنم گلومو گرفته یه بغض غریب میخوام قصه ای رو روایت کنم ابوحمزه میگه که وارد شدم توی خونه ی سیدالساجدین دیدم آسمون چشاش ابریه بازم خیسه سجاده روی زمین تحمل نکردم به حرف اومدم با یه حالی گفتم که جونم فدات چهل ساله که حال و روزت اینه چقد گریه آخه فدای چشات شده زخم پلکات بمیرم برات چقد گریه آخه گل فاطمه شهادت که ارث تبار شماست شهادت که ارث بنی هاشمه مگه حمزه کشته نشد تو احد مگه سجده گاهِ علی خون نشد نیفتاد زهرا مگه پشت در مگه مجتبی تیر بارون نشد رسید اینجا تا حرف دیدم امام هنوزم دلش انگاری کربلاست صدا زد ابوحمزه رحمت به تو شهادت همیشه تو تقدیر ماست ولی میدونی تا که یادم میاد میگم کاش عمرم به فردا نبود شهادت آره ارث ما طایفه ست اسارت ولی ارث ماها نبود نبودی ندیدی که تو کربلا چطور خواهرام میدویدن رو خار فرار کردن از خیمه ها عمه هام بیا و دیگه رو دلم دس نذار    میلاد حسنی   #بقیع #شعر_شهادت_حضرت_امام_سجاد #شعر_شهادت_حضرت_زین_العابدین #شعر_شهادت_علی_ابن_الحسین #محرم لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

جانم آقام پیرمرد ِ بلا کشیده منم پسرِ شاه سربریده منم روضه خوانی که هرچه می گوید با دوچشم کبود دیده منم آنکه از ناقه دید بانوئی پایِ یک بوسه شد خمیده منم آن امامی که با تنی تب دار عقبِ ناقه ها دویده منم آنکه وقت فرار از خیمه ناله دختران شنیده منم آنکه در بین بوریا دلِ شب پیکر یک امام چیده منم آنکه درگوشه خرابه شام دفن کرده گلی شهیده منم همه روضه ها کنار ولی آنکه بازار شام دیده منم روضه را باز میکنم امشب سخن آغاز میکنم امشب روضه در یک کلام وای از شام دردِ بی التیام وای از شام کاش مادر مرا نمی زائید ناله های مدام وای از شام ناسزاهای بد به ما گفتند همه جایِ سلام وای از شام آن دیاریِ که کرده بازی با آبروی امام وای از شام قافله تا غروب گیر افتاد کوچه ها ناتمام وای از شام دخترِ فاطمه اذیت شد از نگاهِ حرام وای از شام گذر از کوچه هایِ تنگِ یهود آتشِ رویِ بام وای از شام جایِ حیدر زگیسویِ دختر می گرفت انتقام وای از شام در میان ِ چهار هزار رقاص گریه در ازدحام وای از شام سر وتشت و پیاله های شراب چوبِ بی احترام وای از شام لعنتی در کنارِ سر میریخت میِ باقیِ جام وای از شام سرخ موئی اشاره کرد و یزید گفت : گفتی کدام؟؟وای از شام من چهل سال گریه میکردم با همین یک کلام وای از شام قاسم نعمتی #بقیع #شعر_شهادت_حضرت_امام_سجاد #شعر_شهادت_حضرت_زین_العابدین #شعر_شهادت_علی_ابن_الحسین #قاسم_نعمتی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

مظلوم آسمان هم خجل از چشم تو و بارانت آخری نیست بر این گریه بی پایانت آب می بینی و طفل و گل و سقا و جوان بیشتر می شود انگار غم پنهانت زهر هرچند که یک روز به دادت آمد تو چهل سال به لب آمده هر شب جانت غیر زینب چه کسی درد تو را می داند که چه آورده خرابه به دل ویرانت سخت سوراند دلت را غم آن جسم کبود خواهرت بود که جان داد روی دامانت زخمی بزم شراب است دلت بیخود نیست که چهل سال نکرد اشک دوا درمانت خیزران تا که به دستان کسی می بینی درد می گیرد ناگاه لب و دندانت محمدعلی بیابانی #بقیع #شعر_شهادت_حضرت_امام_سجاد #شعر_شهادت_حضرت_زین_العابدین #شعر_شهادت_علی_ابن_الحسین #محرم لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

سیدالساجدین(ع) تو با صحیفه روحِ ما را تربیت کردی ما قطره بودیم و تو دریا تربیت کردی گفتی برایِ کربلایش گریه باید کرد پس با نگاهت گریه‌کن ها تربیت کردی باید نوشت از اوجِ اعجاز بیانت که- -آحادِ مردم را چه زیبا تربیت کردی این اشک‌ها دل را تسلا می‌دهد، پس تو ما را تسلّی‌بخشِ زهرا تربیت کردی می‌خواستی یارِ امامِ عصرمان باشیم ما را به این انگیزه تنها تربیت کردی دل‌سوزی‌ات باعث شده دلداده‌ات هستیم مدیونِ اشکِ بر سرِ سجاده‌ات هستیم تو آبروبخش زمان، فخرِ زمین هستی آموزِگارِ حضرتِ روح‌الامین هستی آن سجده‌ها، آن مهربانی‌ها به ما فهماند یادآورِ تقوایِ ختمُ المرسلین هستی در شام و کوفه خطبه خواندی، دشمنت دانست تو وارثِ علمِ امیرالمومنین هستی تو درکنارِ صبرِ مطلق، حضرت زینب دستِ خداوندی که بینِ آستین هستی با هر فرازی از صحیفه می‌توان فهمید احیاگرِ آیاتِ ربّ العالمین هستی در زیرِ لب یا اینکه با فریاد می‌گوییم از دردهایِ حضرتِ سجاد می‌گوییم خورشید، مدیون است به نورِ مناجاتت دنیا سراسر پرشده از حرفِ طاعاتت تو روضه‌ها را دیدی و اشکت روایت کرد ما روضه خواندیم از احادیث و روایاتت سی سال با یادِ اسارت گریه می‌کردی لبریز می‌شد از غم و از درد اوقاتت حرف از عطش قلبِ تو را دریایِ غم می‌کرد قربان آن قلبِ پر از جایِ جراحاتت در شام، ساعاتِ زیادی منتظر ماندی دروازه‌یِ ساعات بود و مرگِ ساعاتت گفتی که ناموسِ تو خیلی خسته شد در شام دستِ علیِ دیگری هم بسته شد در شام این لحظه‌ها در یادِ گودالی و عطشانی با یادِ مویِ سوخته خیلی پریشانی آری یقیناً قاتل تو زهرِ کاری نیست کشته تو را یادِ رقیه، سنگ و پیشانی هر بار قرآن خوانده‌ای از بعد عاشورا- -گفتی پدر جان روی نِی خواندی چه قرآنی چشمانِ تو آرام بسته می‌شود اما داری چه زجری میکشی با یادِ عریانی- -که ماند، جسمش بین صحرا تا سه روزِ بعد دور است این مطلب از آدابِ مسلمانی گفتی تنش را شمر برگردانده در گودال یک تکه نه کلِ وجودت مانده در گودال علی گلچین پور #بقیع #شعر_شهادت_حضرت_امام_سجاد #شعر_شهادت_حضرت_زین_العابدین #شعر_شهادت_علی_ابن_الحسین #علی_گلچین_پور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

غزیب آقام در بقیع سینه زنی آزاد باشد ،بهتر است جمع خادم ها که پُر تعداد باشد، بهتر است روضه خوانی بعدِ هق هق کردنش آرام گفت: روضه ها با گریه و فریاد باشد ،بهتر است قبر بی شمع و‌چراغت ای امام اشک ها مثل یک سجادیه آباد باشد، بهتر است صحن خاکی ات اگر چه جنت الاعلای ماست گوشه ی آن پنجره فولاد باشد، بهتر است ای که از فیض دعایت نوکر این خانه ام زندگی بی عشق تو بر باد باشد، بهتر است قول آن شاعر؛ از این درد فراقِ لعنتی دل سپرده، کورِ مادر زاد باشد ،بهتر است هر دری را من زدم ، امّا برای عاشقی دل اگر موقوفه ی سجاد باشد، بهتر است  مرتضی عابدینی #بقیع #شعر_شهادت_حضرت_امام_سجاد #شعر_شهادت_حضرت_زین_العابدین #شعر_شهادت_علی_ابن_الحسین #محرم لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

یا عزیزالله اگر در کربلا تب را از او تقدیر برمی داشت همانند علیِّ اکبر او شمشیر بر می‌داشت سپس در هیبت حیدر به قصد رزم در میدان قدم ها رابه سمت گرگ ها چون شیر برمی‌داشت هراسان بوده از اعجاز او فرعونِ سُفیانی والاّ از ید بیضای او زنجیر بر می‌داشت ستون لانه‌ی ابلیس ویران شد زمانی که کلام او نقاب از چهره‌ی تزویر بر می‌داشت زمین از حجت پروردگار خویش خالی نیست اگر نه درد را از جسم او تقدیر بر می‌داشت  عباس گودرزی #بقیع #شعر_شهادت_حضرت_امام_سجاد #شعر_شهادت_حضرت_زین_العابدین #شعر_شهادت_علی_ابن_الحسین #عباس_گودرزی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹