fa
Feedback
حدیث اشک

حدیث اشک

رفتن به کانال در Telegram

کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" اشعار اهل بیت http://hadithashk.com شعر مذهبی ایتا و بله @hadithashk اینستاگرام: www.instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @hadithashk_admin لطفا درخواست تبادل و تبلیغات نکنید

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام حدیث اشک

کانال حدیث اشک (@hadithashk) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 15 696 مشترک است و جایگاه 5 366 را در دسته دین و مذهبی و رتبه 20 959 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 15 696 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 03 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 83 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 3 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 9.41% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 4.45% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 1 477 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 698 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 5 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند hadithashk.com, کس, موسی, زهرا, مرتضی تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" اشعار اهل بیت http://hadithashk.com شعر مذهبی ایتا و بله @hadithashk اینستاگرام: www.instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @hadithashk_admin لطفا درخواست تبادل و تبلیغات نکنید

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 04 سپتامبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته دین و مذهبی تبدیل کرده‌اند.

15 696
مشترکین
+324 ساعت
+207 روز
+8330 روز
آرشیو پست ها
از قدم هایش خزان دیگر بهاران می شود رحمت حق، وارد اقلیم ایران می شود شهر قم از فیض بانوی کرامت بعد از این پایگاه عالمان اهل ایمان می شود #حضرت_معصومه_س #علی_بهرامی_نیا @hadithashk

گاهی سخنی از دل این خانه در آید فریاد بزن بر سر هوش تا به سر آید از سینه برآور نفس عشق که باید با حب علی دیو رود ،فرشته در آید هر شب به امیدی بنشینم سر حافظ کو همت شاهانه چو حافظ بسراید گر پرده ز رخسار تو یک لحظه بیفتد صد پرده ز اسرار دلِ ما خبر آید ما را چه غم از تلخی این چرخه زمانه تا نام تو بر لب، چو شیرین شکر آید از کوی تو هر کس که گذر کرد، دلش گفت کز خاک رهت عطر گلستان به‌درآید ای عشق، اگر شعله ز جانم به کف آری از خاکستر این سینه هزاران شرر آید یک جرعه ز جامت بده ای ساقیِ مستان تا مستیِ این عشق به جانم اثر آید ای دل، ز غمِ هجر مگو، صبر کن آخر کز پرده برون یارِ دل‌آرا به‌درآید هر قطره که از دیدهٔ عاشق به زمین ریخت فردا ز همان قطره هزاران گهر آید گر نام تو باشد همه قال و مقالم با عشق تو از سینه من لاله درآید گر راه تو دشوار بود، باک ندارم کز عشق، توان در دلِ بی‌بال‌وپر آید در خلوت این سینه اگر نام تو پیچد صد نغمهٔ داوود ز هر گوشه برآید من بندهٔ آن لحظه که دیدار تو بینم آن لحظه یقین دار که جانم به سر آید ای نور خدا ، پرده ز رخسار برافکن این غیبت کبری چه روزی به سر آید #شعر_مناجات_امیرالمومنین_علی__ع #عابس @hadithashk

خدا کند نشود کم حیا و غیرت ما خدا کند نشود دوری تو عادت ما ذلیل گشته ی اهریمنیم تا وقتی... که پشت پرده‌ی غیبت نشسته عزت ما عجیب نیست اگر تحبس الدعا شده ایم چرا که غرق معاصی شده است خلوت ما به جَلوَتیم ولی غرق ذکر و استغفار برای جلوه نمایی است این عبادت ما تو حاضری به خدا حاضری ندارم شک خدا کند برسد انتهای غیبت ما ! #شعر_مناجات_امام_زمان_عج #یونس_وصالی (یونس) @hadithashk

بر خلقت هر گل شقایق صلوات بر هستی و هرچه خلق خالق صلوات ما شیعه ی راه و مکتب آل الله بر هر چه روایت از امام صادق صلوات #علی_اکبر_تاجیک #اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم @hadithashk

رو به کسی نمی کنم مگر به شاه لوکشف آنکه نجف رفته دگر رو نکند به هر طرف ره به کمال می برم گر برسم بر این هدف 《طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف وربکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف》 هیچ دری نمی زنم جز در سلطان نجف ذکر علی که می برم پر شود از گوهر دهن خوشتر از او نیامده عالم عشق را سخن دست ز او نمی‌کشم گرکه شود تنم کفن 《طرف کرم ز کس نبست این دل پر امید من گر چه سخن همی برد قصه من به هر طرف 》 شکر شدم در این جهان بی سرو سامان  نجف یار کجا و من کجا عرش کجا و بال من خاک ره قنبر او مرتبت کمال من طاق فلک به وهم اگر هم بشود هلال من 《ابروی دوست کی شود دستکش خیال من کس نزده است از این کمان تیر مراد برهدف》 به جای ابروش کنم سجده به ایوان نجف رو به علی است عالمی گر نگری جهان به صدق رود به دریا برسد گر که شود روان به صدق ختم سخن چنین کند پیر غزل چنان به صدق 《حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق بدرقه رهت شود همت شحنه نجف》 سنگ به در شود بدل به لطف باران نجف #شعر_مناجات_امیرالمومنین_علی__ع #موسی_علیمرادی @hadithashk

هر کس که علی شد همه‌ی دار و ندارش قربان علی شد، همه‌ی ایل و تبارش آن کس که بود خاک در حیدر کرّار آید همه بوی خوش حیدر، ز مزارش ما را به سر زلف شکن در شکن او با عطر خوش گیسوی چون فصل بهارش بستند و سر ما ببریدند و خود او ما را به دو تیغ نگهش، کرده خمارش از بین دو لعل لب او، قند و شکر ریخت ای نازم از آن هیبت و ایثار و وقارش دل‌داده‌ی حیدر، بود آزاده‌ی عالم چشمان علی، قلب مرا کرده شکارش ما بنده‌ی دربار نجف، خاک در او قربان کرم‌خانه‌ی مولا و دیارش توصیف علی را همه خلقت نتواند این بنده چه گوید که بود وصف عیارش؟ در وصف تو، ای شاه دو عالم! چه بگویم؟ قربان لبان تو و لعل چو انارش جز حضرت حقّ، وصف تو را کس نتواند مات رخ زیبای تو شد، لیل و نهارش عالم همه یک کوچه ز شهر نجف توست ای آن که بود شمس و قمر، بین مدارش! #شعر_مناجات_امیرالمومنین_علی__ع #امیرعلی_شهریار_راد @hadithashk

انالله و انا الیه الراجعون
جناب آقای امیر فرخنده شاعر گرامی اهل بیت
درگذشت پدر گرامیتان را خدمت شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض میکنم انشالله مهمان سفره اهل بیت ع باشن #امیر_فرخنده #خادمین_حدیث_اشک

سراسر غم و درد و رنجم ولی تو به هر درد و رنجی طبیبی محمد رفیقی چنان تو کجا می توان یافت حبیبی حبیبی حبیبی محمد شود از شمیم تو جنت معطر به زیر قدم هات تربت معطر روایات تو بی نهایت معطر تو خوشبوتر از عطر سیبی محمد تو حقی و هر چه به غیر از تو باطل ز شان تو همسایه ات بود غافل به تو ناسزا گفت و تو در مقابل جوابی ندادی، نجیبی محمد تو بالاتر از جمع دانشورانی چو خورشید در بین پیغمبرانی حریف تمامی جنگاورانی تو از هر نظر بی رقیبی محمد تو اهل کرم بوده ای بی بهانه به مردم نگاه تو بود عاشقانه سخن گفته ای با همه صادقانه کسی را ندادی فریبی محمد به هر گویش و هر زبان آشنایی بدون تکلف بدون ریایی تو زیباترین بیت شعر خدایی فصیحی بلیغی ادیبی محمد به مظلومی تو ندیده است دنیا تو را زهر از پا در آورده اما چگونه شهیدت نخواندند جانا بمیریم خیلی غریبی محمد #شعر_ولادت_حضرت_محمد_س #علی_ذوالقدر @hadithashk

عجب شمیم بهاریست در هوای حجاز هَزار ها همه مشغول نغمه و آواز به روی خلق بود باب رحمت حق باز شکست طاق و خموش آتش از چنین اعجاز به روی عالمیان لطف حق هویدا شد همین که چشم محمد به آمنه وا شد نگشته است کسی از مقام او آگاه عذار چون قمرش طعنه میزند بر ماه نظر چو کرد عمویش به صورتش آنگاه ربود دل ز ابوطالب او فقط به نگاه عجب روی نمکینی چه جلوه ای دارد به مقدمش ز سما هم ستاره میبارد شده زمین و زمان بر مدار او تنظیم تمام کون و مکان پیش امر او تسلیم هر آنچه هست خدا کرد بر نبی تقدیم کند فرشته ی حق در برابرش تعظیم که احمد است بهانه تمام خلقت را تمام کرده خدا با شما نبوت را به عصر جاهلیت داده ای تمدن را ز دوده ای حسد و شرک و ظلمت از دنیا شکسته اند به دست تو لاتَ وَ الْعُزیٰ همیشه محو صدای شماست غار حرا بخوان به صوت حجازی دو آیه از قرآن بخوان که با نفست اهرمن شود انسان بگو به مردم عالم ره صواب علیست خلیفه کیست ز بعد نبی جواب علیست به وقت ذکر، یقین ذکر مستجاب علیست کسی که گشت به راه تو انتخاب علیست «قسم به اشهد ان لا اله الا الله تو آمدی که بگویی علی ولی الله » محب حیدرم و جان فدای اولادش کسی که خصم شما گشته سوخت بنیادش فدای صادق و ایل و تبار و اجدادش منابر است که زینت گرفته با یادش حدیث اوست که شیعه دیار عاشق هاست و زنده شیعه به صادق و قال صادق هاست رئیس مذهب من صادق است و جعفری ام به لطف همت صادق همیشه حیدری ام پدر بزرگ رضا میکند چه دلبری ام به نطق حضرت صادق از آن دو تن بری ام نگین حب علی مثل در نایاب است نکرد هرکه برائت از آن دو کذاب است میان شادی و عشق و میان شور و ترب شب ولادت و قلبم مدینه رفت امشب به یاد گنبد خضرا و نام تو بر لب به یاد صحن خراب بقیع دل در تب که آتش است دل «عابس» از فضای بقیع هنوز غرق به خاک است آن مزار رفیع #شعر_ولادت_حضرت_محمد_س #حضرت_امیرالمومنین_علی_ع #شعر_ولادت_حضرت_امام_صادق_ع #علی_ثابت_نیا @hadithashk

شده خورشید و به جان ظلمات افتاده لرزه بر هیمنه ی لات و منات افتاده چشمه ی عشق تو جاوید کند هستی را خضر بیهوده پی آب حیات افتاده نه فقط شعر، که شور از هیجان میرقصد و کلاه از سر مست کلمات افتاده تو رسیدی و زمین پر شده از رایحه ات گل به گل باغ پی این نفحات افتاده روی هر واژه سیاه است اگر در خور نیست قلم از خشکی ذوقش به دوات افتاده تا مگر مهر قبولی بزنی بر این شعر دست هر بیت به پای صلوات افتاده #حضرت_رسول_اکرم_ص #حسن_میرزانیا @hadithashk

سنگ حَجَر نشانه ی خال او باغ بهشت است به دنبال او زمزمه ام هفده ماه ربیع سلام بر "محمد و آل" او ### از عرش پیام سرمدی آوردند به به چه مَه زبانزدی آوردند در روز ولادت " امام صادق " یک دسته گل محمدی آوردند #محمدحسن_بیات‌‌لو @hadithashk

رویید چو عطر گل حیاتی دیگر در مکه و یثرب، برکاتی دیگر بر خاتم انبیا محمد صلوات بر حضرت صادق صلواتی دیگر #میثم_مومنی_نژاد @hadithashk

مست از سبوی چشم تو انگور ناب هم مخمور باده های تو حتی شراب هم گر پرده از رخت بکشی کم بیاورد از نور روی ماه شما آفتاب هم از عطر زلف شب شکنت مست می‌شوند اسپند و عود و عنبر و مشک و گلاب هم بر سرخی لبان شما غبطه می‌خورد حتی عقیق سرخ یمن در رکاب هم جبریل و جن و انس و ملک عبد درگهت این را شنیده‌ام ز لب بوتراب هم هر صبح خود به نام تو آغاز می‌کنم حتی اگر که نشنوم از تو جواب هم من تا همیشه نام تورا جار می‌زنم می‌خوانمت به عرصه‌ی صبح حساب هم دم می‌زنم فقط ز تو و خاندان تو حتی اگر شود ز غمت دل کباب هم آقا مرا به جان بتولت محل بزار تلخ است کام من، تو به کامم عسل بزار مقصود عشق، حب نبی در غزل بوَد صل علی محمد و آلش عسل بوَد در پیچ میم اسم تو عشاق مانده‌اند الکن ز وصف نام تو شیخ اجل بود شمس و قمر ز نور رخت گشته منجلی یک انشعاب خال لب تو زُهَل بود امضای حب ناب نبی در ید علی‌ست پس بی علی، حب نبی بی محل بود خیر و العمل صراط و توو راه حیدر است عالِم بدون حب علی بی عمل بود آن زاهد زمانه و آن شیخ راه هم بی عشق مرتضی به خدا که دغل بود آن کس که مِهر پاک علی در دلش نرفت در بحث پاک زادگیِ او خِلَل بود محشر اگر که کار به دست پیمبر است این مرتضی علی‌ست که میزان محشر است #حضرت_رسول_اکرم_ص #حضرت_امیرالمومنین_علی_ع #محمد_قانع @hadithashk

از راه تا رسید به تن جان اضافه شد آیه در آیه سوره به قرآن اضافه شد اشکش چکید در برهوت و به این کتاب آیه در آیه سوره باران اضافه شد از راه تا رسید به اوراق سررسید تاریخ رستگاریِ انسان اضافه شد روی لبش شکوفه لبخند تا شکُفت باخنده اش به شوق بیابان اضافه شد پوشاند خنده اش به تن دشت رخت سبز در پهنه کویر گُلستان اضافه شد بسکه ملیح بود و سرآمد ملاحتش از شدّتش به شور نمکدان اضافه شد وقتی نسیم شانه به زلف رسول زد موجی وزید در شن و طوفان اضافه شد زلفش که تاب خورد به گهواره ناگهان صدها هزار سلسله جُنبان اضافه شد از شوق سجده ریخت به پایش مدائن و صدها تَرک به گُرده ایوان اضافه شد با پیشه شبانی اش اعجاز خلقت است در این غزل به قافیه "چوپان "اضافه شد کُفر هُبل درآمد و نرخ بُتان شکست کم کم درون مکّه مسلمان اضافه شد در مکّه بود هرچه که گِلدان به گِل نشست در مکه گُل شکفته به گلدان اضافه شد روزی برای دیدن روی نبی شتافت هر لحظه که گذشت به سلمان اضافه شد چرخید روی گندمی اش سمت شوره زار در خوانِ خَلق رزق فراوان اضافه شد "باور کنیم سکّه به نام محمّد است " هر آینه به شهرت سلطان اضافه شد سامان گرفت شعرم و آشفتگی برفت وقتی علی به نظم پریشان اضافه شد مقبول شد چکامه شاعر به آخرش یک بیت از قصیده حسّان اضافه شد "وَ ما فَقَد اَلماضونَ مِثلَ مُحَمّدِِ وَ لا مِثلُهُ حَتّی القیامَه یَفقَدُ" ۱ حسّان شدند از کرمش خیل شاعران هی موجی از قصیده به دیوان اضافه شد #شعر_ولادت_حضرت_محمد_ص #ناصر_دوستی @hadithashk ۱_بیتی از قصیده حسان ابن ثابت شاعر عصر پیامبر ص

جهان اگرچه پر از سایه‌های تکراری‌ست هنوز گوشه‌ی چشمت شروع بیداری‌ست هنوز از نفست، عطرِ صبح می‌آید هنوز یادِ تو در کوچه‌های دل جاری‌ست هنوز پنجره‌ها رو به آسمان باز_اند اگرچه شهر گرفتارِ رنجِ اجباری‌ست تو را نه در کلماتِ بلند باید جست که شان و مرتبت از وصف واژه‌ها عاری‌ست خدا به آینه‌ی خاک، خویش را بخشید سپس به آینه‌ی روی تو جهان را دید تو را چگونه سرایم که واژه کم باشد برای وصف تو باید، زمان قلم باشد خدا به حرمت روی تو عرش را آراست به هر کجا که تو روی آوری، حرم باشد هزار جامه‌ی تقوی و دامنِ پرهیز به پیش زهدِ ِتو پیرایه‌ی عدم باشد اگر تمام جهان را ورق زند خورشید وگر چه نور در این راه، هم قدم باشد نمی‌توان که به گردِ براق تو برسد و یا به آینه‌‌های رواق تو برسد تو آمدی و جهان غرق نور و رویا شد حیات عشق به جانها دوباره احیا شد تو آمدی و جهان، از خودش فراتر رفت زمانه با نَفَسِ نور وحی، معنا شد شکست هیبتِ پوشالیِ بت و بتگر حقیقت از دلِ جهل و جُمود پیدا شد شکوه اشهد ان لااله‌الاالله به روی ماذنه‌هایِ زمان، شکوفا شد همیشه کوچه پر از یاد و نام تو بادا سرودِ عشق عیان در کلام تو بادا َشب از ستاره گرانبار و ماه می‌تابید شهود، روی فضای سکوت می‌بارید کلام، پنجره‌ای رو به آسمان وا کرد حرا، حضور خدا را به چشمِ دل می‌دید طنینِ روشنِ «اقرأ و ربک‌ الاکرم» به گوش و هوشِ جهان، تا همیشه در‌پیچید سکوتِ غار به یکباره رنگِ معنا یافت شکفت از دلِ تنگش، شکوفه‌ی توحید خدا کند که بشر عاشقِ خدا بشود و از تکثر بتهای، خود رها بشود #شعر_ولادت_حضرت_محمد_ص #محمد_مهدی_ناصری @hadithash

سیاهی بود و ایمان در دل ظلمت عصا می زد جهالت راهبر می شد خودش را نور جا می زد نمی بارید غیر از غم، نمی رویید غیر از یأس گل ریحانه در گور حماقت دست و پا می زد زمین تا مرز عصیان رفته بود از جرم آدم ها زمان در خواب بود و فتنه ناقوس عزا می زد خدا از سنگ بود و داشت شیطان در دل دنیا به شادی دست در خلق هزاران ماجرا می زد برای ختم این کابوس جانفرسای مرد افکن زمین دست توسل رو به درگاه خدا می زد خدا آورد ابراهیم را در هیبتی دیگر نسیم نور و رحمت را برای امتی دیگر زمین خوردند بتها با قدومش تا جهان فهمید که نبض خلق عالم بوده دست قدرتی دیگر زبان پادشاهان لال شد کسری ترک برداشت به سردی رفت آتشگاه و رو شد آیتی دیگر خدا از عرش، احمد را زمین آورد تا دنیا بفهمد طعم عشق و نور و شور و رحمتی دیگر سیاهی مُرد و دنیا زنده شد از هُرم لبخندش محمد(ص) آمد و آورد با خود دولتی دیگر رسولِ دین رحمت شد جهان غرق سعادت شد به ما بخشید با قرآن و عترت شوکتی دیگر زمین جای قشنگی شد برای زندگی وقتی که او با آل خود بخشید بر آن قیمتی دیگر #شعر_ولادت_حضرت_محمد_ص #محمدجواد_منوچهری @hadithashk

محبوبترین جلوه ی ایزد آمد پیغمبرِ خلق و خوی بی حد آمد خاموش شد آتشکده ها سرد شدند تا گرمیِ نور و عطر احمد آمد #### سرچشمه ی نور و مِهر و احسان آمد داروی شفای درد و درمان آمد در باغچه های نیمه جان ایمان پیغمبر قطره های باران آمد #شعر_ولادت_امام_جعفر_صادق_ع #نوروز_رمضانی @hadithashk

وحی آمده اثبات کند سروری‌ات را هر آیه ببوسد لبِ پیغمبری‌ات را هرکس که تو را دید به لبخند تو دل داد "اعجاز" لقب داده خدا دلبری‌ات را محتاج توأم، سائل درمانده‌ی راهم بر من بگشا دستِ گداپروری‌ات را ای خاتمِ بی‌خاتمه‌ی راه نبوت ای کاش ببخشی به من انگشتری‌ات را خورشید تویی، پس همه دور تو بگردند با دست تهی رد نکنی مشتری‌ات را هستیِ تو پاک است، هر اندازه بگردیم نسلِ پدری و نسبِ مادری‌ات را #شعر_ولادت_حضرت_محمد_ص #مجتبی_حاذق @hadithashk

#صلوات الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم @hadithashk

نمایان می‌کند فصل طلوعِ شأنِ انسان را به دستِ حضرتِ خورشید تابان را شکوفا شد گلِ توحید در دشتِ جهالت‌ها نسیمِ وحی آمد تا بشوید کفرِ دوران را ترک خورد از شکوهش طاقِ کسری، تا نشان سازد حضورش سرنگون کرده‌ست تختِ پادشاهان را ولادت یافت آن شاهی که با یک گوشه‌ی چشمش مسخر کرده از روزِ ازل افلاک و کیهان را جهان تاریک و ظلمانی، زمین در خوابِ غفلت بود که نورش زنده گردانده زمین و کلِ امکان را اگر دریاچه‌ای خشکید و شاهان عجم حیران تجلی کرده آن شب رحمتی از حیِ سبحان را جهان خندید و مکه غرق در انوارِ سرمد شد که تا پایان ببخشد دوره‌ی جهل و زمستان را امیدِ کلِ عالم، مصطفی آمد که با عطرش معطر می‌نماید ساحتِ باغ و گلستان را نبیِ مِهر و ایمان است و با دستِ کرامت‌ها مداوا می‌کند هر دم دلِ زار و پریشان را به یمن حضرت خورشید و انواری که می‌تابد به بند افکند در یک دم سپاه شوم شیطان را به خاموشی گراییده‌ست آتش‌خانه‌‌ای در فارس نمایان شد به دنیا نور دین و نور ایمان را خدا بخشیده تاج و تخت توحید و نبوت را به دستان پر از مهر و دل آن طفل چوپان را محمد آمد و معنا گرفت آیینِ انسانی که با خود هدیه آورد آیه‌های عشق و احسان را #شعر_ولادت_حضرت_محمد_ص #احمد_علمدار @hadithashk