fa
Feedback
IANDS Iran

IANDS Iran

رفتن به کانال در Telegram

IANDS Iran گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقات تجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایران DNDSI.ir پیج ما در اینستاگرام www.instagram.com/near_death_studies

نمایش بیشتر
3 034
مشترکین
-524 ساعت
-57 روز
-1230 روز
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+38
در 1 کانال‌ها
ژوئن '26
+39
در 4 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+14
در 4 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+12
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+6
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+26
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+34
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+16
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+32
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+41
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+24
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+24
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+32
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+87
در 6 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+34
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+72
در 4 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+67
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+51
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+52
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+68
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+72
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+56
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+70
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+68
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+82
در 5 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+118
در 4 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+106
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+156
در 10 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+99
در 4 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+104
در 7 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+55
در 6 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+39
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+51
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+27
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+71
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+92
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+62
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+104
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+120
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+25
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+81
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+55
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+65
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+194
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+97
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+52
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+65
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+49
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+55
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+108
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+154
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+76
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+62
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+78
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+393
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+224
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+72
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+106
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+177
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+3 295
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
23 ژوئیه0
22 ژوئیه+1
21 ژوئیه+3
20 ژوئیه0
19 ژوئیه+1
18 ژوئیه+5
17 ژوئیه+2
16 ژوئیه+1
15 ژوئیه+1
14 ژوئیه+2
13 ژوئیه+2
12 ژوئیه+5
11 ژوئیه+1
10 ژوئیه+3
09 ژوئیه+1
08 ژوئیه+1
07 ژوئیه0
06 ژوئیه+4
05 ژوئیه+1
04 ژوئیه0
03 ژوئیه+3
02 ژوئیه0
01 ژوئیه+1
پست‌های کانال
مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی 🆔 @The_Science_and_Theology_Center

2
🔺آیا آگاهی با مکانیسم‌های مغز قابل توضیح است؟ گفت‌وگو با دکتر عبدالرضا ناصر مقدسی🔺 👤 مجری: میزبان برنامه در کانال یوتیوب سرشت (Seresht) 👤 مصاحبه‌شونده: دکتر عبدالرضا ناصر مقدسی 📘 رزومه مصاحبه‌شونده: متخصص بیماری‌های مغز و اعصاب (نورولوژیست)، پزشک متخصص با تمرکز ویژه بر درمان بیماران مبتلا به ام‌اس (MS)، پژوهشگر حوزه فلسفه ذهن و آگاهی، و مبدع نظریه «اسطوره‌شناسی عصبی تکاملی». این گفت‌وگوی عمیق میان‌رشته‌ای بر نقد تقلیل‌گرایی رایج در علوم اعصاب و بررسی یکی از پیچیده‌ترین مسائل فلسفه ذهن، یعنی «مسئله دشوار آگاهی» متمرکز است. بحث با تفکیک میان «آگاهی در دسترس» (قابل اشتراک و عینی) و «آگاهی پدیداری» (تجربه ذهنی و اول‌شخص) آغاز می‌شود. دیوید چالمرز این شکاف بنیادین را به عنوان مسئله دشوار آگاهی صورت‌بندی می‌کند؛ بدین معنا که پیشرفت‌های تصویربرداری مغزی مانند fMRI صرفاً می‌توانند عملکردهای مکانیکی و مسائل ساده آگاهی را نشان دهند، اما در تبیین چگونگی زایش کیفیات ذهنی از دلِ پردازش‌های مادی نورون‌ها کاملاً ناتوان‌اند که این امر به یک «شکاف تبیینی» عمیق منجر شده است. در همین راستا، تلاش‌های تقلیل‌گرایانه دانشمندانی چون فرانسیس کریک برای یافتن جایگاه فیزیکی آگاهی در غده‌ای به نام «کلاستروم» مورد نقد قرار می‌گیرد؛ چرا که یافتن مکانیسم‌های مرتبط با هوشیاری لزوماً به معنای یافتن تبیین علی برای آگاهی پدیداری نیست و مغز تنها شرط لازم برای آگاهی است، نه شرط کافی. دکتر مقدسی با تکیه بر آرای توماس نیگل، استدلال می‌کند که عبور از این بحران تبیینی نیازمند بازتعریف مفهوم «ماده» است؛ ماده موجودیتی صرفاً بی‌شعور نیست، بلکه بن‌مایه‌ای بالقوه از آگاهی را در خود نهفته دارد. در نقطه مقابلِ این نگاه، دیدگاه رادیکال دنیل دنت مطرح می‌شود که آگاهی و مفهوم «خویشتن» را صرفاً یک «توهم کاربری» و حاصل عملکرد موازی پیش‌نویس‌های متعدد مغزی می‌پندارد. با این حال، شواهد بالینی نظیر تجربه بیماران مبتلا به «مه مغزی» نشان می‌دهد که حتی در زمان گسستِ پردازش‌های منسجم مغزی، همچنان یک «منِ آگاه» برای درک این فروپاشی وجود دارد که این واقعیت، نظریه دنت را در عرصه بالینی به چالش می‌کشد. برای تبیینِ گذار از هوشیاریِ عینی به آگاهیِ ذهنی، الگوی استعاری «چرخش مکعب روبیک» و نظریه «اسطوره‌شناسی عصبی تکاملی» ارائه می‌شود که آگاهی را به مثابه «معنای افزوده‌ای» در نظر می‌گیرد که ذهن برای درک و ایجاد پیوستگی، به جهان مادی تزریق می‌کند. بدیع‌ترین و مهم‌ترین دستاورد این مباحث، پیوند آن‌ها با بن‌بست‌های پزشکی مدرن در درمان بیماری‌های تحلیل‌برنده عصبی نظیر ام‌اس و آلزایمر است. ناتوانی در درمان قطعی این بیماری‌ها ریشه در فقر ابزارهای پزشکی یا کمبود دانش ایمنی‌شناسی ندارد، بلکه ناشی از درک تقلیل‌گرایانه و مکانیکیِ نوروساینس از مغز است و این حوزه برای پیشرفت، نیازمند یک تغییر پارادایم اساسی است. در نهایت نتیجه‌گیری می‌شود که برای حصول موفقیت در فرایند درمان و فهم دقیق‌تر ذهن، علم پزشکی باید تجربه کیفی و اول‌شخص بیمار از رنج را در کنار داده‌های عینی (مانند تصاویر MRI) به رسمیت بشناسد؛ رویکردی که نشان می‌دهد «دوگانه‌انگاری جوهری دکارت»، به‌رغم تمامی نقدهای مدرن فیلسوفان فیزیکالیست، در تجربه زیسته و عرصه بالینی همچنان معتبر و اجتناب‌ناپذیر باقی مانده است. 📚 لینک جلسه: https://www.youtube.com/watch?v=Hhh4f2UExNg مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی 🆔 @The_Science_and_Theology_Center
161
3
پاسخ به ١٠ پرسش مشهور در فضای مجازی راجع به تحقیقات peer reviewed مشاهدات خارج بدن تاییدشده در تجربیات نزدیک به مرگ (به صورت رنگی همراه با اسکرین شات و هایلایت دقیق متون داخل منابع علمی) مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی 🆔 @The_Science_and_Theology_Center
252
4
#خلاصه_کتاب خلاصه‌ی کتاب در اسلایدهای رنگی و پاورپوینتی بالا به انگلیسی.
365
5
کتاب (The Self Does Not Die: Verified Paranormal Phenomena from Near-Death Experiences) یا «خود نمی‌میرد: پدیده‌های فراهنجار تأییدشده در تجارب نزدیک‌به‌مرگ» یک اثر پژوهشی در حوزه تجارب نزدیک‌به‌مرگ (NDE) است که توسط انجمن بین‌المللی مطالعات نزدیک‌به‌مرگ (IANDS) منتشر شده است. ✍️ نویسندگان 👤 تیتوس ریواس (Titus Rivas) – روان‌شناس نظری، فیلسوف و محقق پاراسایکولوژی. 👤 آنی دیرون (Anny Dirven) – پژوهشگر هلندی در حوزه NDE. 👤 رودولف اسمیت (Rudolf H. Smit) – پژوهشگر هلندی در حوزه NDE. 📖 درباره کتاب این کتاب مجموعه‌ای از ۱۲۸ مورد مستند از ادراکات پارانرمال فرا-توهمی در جریان NDE است که توسط شاهدان مستقل (پرسنل پزشکی، بستگان و...) تأیید شده‌اند. مواردی مانند گزارش دیدن رویدادی در بخش دیگری از بیمارستان در زمان ایست قلبی که بعداً عیناً تأیید می‌شود. هدف اصلی کتاب پاسخ به این پرسش است که آیا NDEها فقط توهمات مغز در حال مرگ هستند؟ نویسندگان با تکیه بر شواهد تجربی متقن استدلال می‌کنند که هشیاری پدیده‌ای جدا از مغز است و می‌تواند پس از مرگ جسمی ادامه یابد. 🏆 جوایز و افتخارات این کتاب در سال ۲۰۲۴ موفق به دریافت جایزه کتاب شبکه علمی و پزشکی (Scientific and Medical Network Book Prize) شد. 📚 مشخصات انتشار ▪️ ویرایش دوم (۲۰۲۳): ۵۰۶ صفحه، شامل ۲۴ مورد جدید. ▪️ ناشر: IANDS Publications.
344
6
Edit, Sign and Share PDF files on the go. Download the Acrobat Reader app: https://adobeacrobat.app.link/Mhhs4GmNsxb
297
7
گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقات تجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایران DNDSI.ir Join → @IranNDE
گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقات تجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایران DNDSI.ir Join → @IranNDE
470
8
انتشار رایگان فصل چهارم و بخشی از فصل پنجم کتاب تجربه نزدیک به مرگ و تسلی داغدیدگان هدیه ای به همراهان گرامی برای خرید کتاب کامل از لینک های زیر استفاده نمایید. نسخه الکترونیکی نسخه صوتی DNDSI.ir Join → @IranNDE
3
9
💠 آیا با هیپنوتیزم می‌شه تجربۀ نزدیک به مرگ داشت؟ بیایم یه نگاه مختصر به سه تحقیق مرتبط با این موضوع بندازیم: ▪️ تحقیقی که دکتر بروس گریسون (پدر تحقیقات تجربۀ نزدیک به مرگ) و پروفسور ماسایوکی اوکادو (پارسایکولوژیست ژاپنی) در سال 2018 منتشر کردن توی این تحقیق، افرادی رو که تحت هیپنوتیزم بازگشت به زندگی گذشته، مرگ رو تجربه کرده بودن (تقریباً مشابه هیپنوتیزم دکتر مایکل نیوتن)، با افرادی که تجربۀ نزدیک به مرگ داشتن مقایسه کردن. افرادی که «مرگ هیپنوتیزمی» رو تجربه کرده بودن، بنابر «مقیاس ان‌دی‌ئی گریسون» تجربۀ نزدیک به مرگ داشتند؛ یعنی نمره‌ای بالاتر از 7 رو کسب کرده بودن و حتی نمرات این افراد از تجربه‌گران نزدیک به مرگ یک تحقیق دیگه بیشتر بود! حتی پیامد‌ها یا اثرات بعدی تجربۀ مرگ هیپنوتیزمی هم وضعیت مشابهی داشت. [1] ▪️ تحقیقی که محققان دانشگاه لیسبون در سال 2022 منتشر کردن توی این تحقیق، دیگه سراغ بازگشت به زندگی گذشته نرفتن، بلکه با تلقین و القای مراحل تجربۀ نزدیک به مرگ، تلاش کردن این تجربه رو در 18 شرکت‌کننده ایجاد کنن. از این 18 نفر، 17 نفر نمرۀ بالاتر از هفت گرفتن و یک نفر از اون‌ها پیامی رو از یکی از نزدیکان فوت‌شده‌ش دریافت کرد و این درحالی بود که دیدار با درگذشتگان جزو القائات محققان نبوده. محققان این تحقیق هشدار می‌دن که «صرف کسب نمره از مقیاس گریسون الزاماً به معنای یکسانی این تجربه‌ها با تجارب نزدیک به مرگ نیست» و معلوم نیست چه مقدار از این تجربه‌ها ناشی از تلقین صرف بوده و چه مقدار ناشی از ورود به سطحی عمیق‌تر از هوشیاری (یا همون چیزی که تجربه‌گران نزدیک به مرگ تجربه می‌کنن). [2] ▪️ آزمایش‌های «تجربۀ خروج از بدن» دکتر چارلز تارت فقید اگرچه این تحقیق دربارۀ تجربۀ نزدیک به مرگ نیست، اما دربارۀ یکی از عناصر مهم این تجربه‌ها یعنی «تجربۀ خروج از بدن»ه. توی آزمایش‌های دکتر تارت یک نفر (خانم Z) می‌تونه از بدنش خارج بشه و عدد تصادفی پنج‌رقمی رو که فقط از سقف و در زاویۀ بالا به پایین قابل‌مشاهده بوده، ببینه و به‌درستی گزارشش بده. البته توی این تحقیق دکتر تارت مواردی هم گزارش می‌کنه که افراد یک تجربۀ خارج از بدن کاملاً نادرست رو تجربه کردن. مقالۀ دکتر تارت نکات بسیار جالب‌توجهی داره که حتماً پیشنهاد می‌کنم اگر تونستید مطالعه‌ش کنید. [3] 🔻 نتیجه‌گیری من: به گمان من، اینکه بگیم با هر روشی و در هر کیسی هیپنوتیزم منجر به یک تجربۀ کاملاً درست از «دیگرسو» می‌شه، نتیجه‌گیری دقیقی نمی‌تونه باشه، اما هیپنوتیزم حتماً می‌تونه ابزار بسیار خوبی برای کشف و کسب اطلاعات بیشتر دربارۀ دیگرسو باشه و کاش محققان توجه بیشتری به این ابزار داشته باشن. ضمناً باید توجه کنیم که شواهد مرتبط با هیپنوتیزم محدود به موارد مطرح‌شده در این مطلب نیست؛ مثلاً نگاهی بندازید به فصل دوم کتاب «علم و تناسخ»، قسمت «نمونه‌ای دیگر از برخورد جامعۀ علمی با کارهای استیونسون». منابع: [1] Ohkado, M., & Greyson, B. (2018). A comparison of hypnotically-induced death experiences and near-death experiences. Journal of International Society of Life Information Science, 36(2), 73–77. [2] Ferreira, A. S. M., Farinha, A. P., & Simões, M. (2022). Hypnotically induced near-death-like experiences: An exploratory study of phenomenological similarities to near-death experiences. Journal of Near-Death Studies, 40(1), 47–68. [3] Tart, C. T. (1998). Six studies of out-of-body experiences. Journal of Near-Death Studies, 17(2), 73–99. ✍️ احمد بهزادی ➖➖➖➖ 🆔@near_death
340
10
بررسی ادعا: «تجربه‌های نزدیک به مرگی که هنگام ”مرگ بالینی“ رخ نمی‌دهند، نمی‌توانند دلیلی بر هوشیاری مستقل از مغز باشند!» ▪️ این ادعا حتماً نادرسته! باید توجه کنیم تجربۀ نزدیک به مرگ شامل چندین عنصره که هرکدوم از اون‌ها مدرکی در تأیید هوشیاری مستقل از بدن هستن و لازم هم نیست هنگام مرگ بالینی یا یک وضعیت خاص مغزی اتفاق بیفتن. ▪️ مثلاً «مشاهدات تأییدشدۀ خارج از بدن» اگر حتی در عادی‌ترین وضعیت مغزی و جسمانی هم اتفاق بیفتن، باز هوشیاری مستقل از مغز رو تأیید می‌کنن؛ تصور کنید یک نفر در شرایط کاملاً عادی مغزی و جسمی، درحالی‌که روی تختش دراز کشیده، احساس می‌کنه از بدنش خارج شده و در همین حالت به خونۀ همسایه می‌ره و اتفاقاتی رو که اونجا در جریانه، به‌درستی مشاهده می‌کنه. ▪️ این یعنی فرد فراتر از محدودیت مغزی‌ـ‌جسمانی اداراکات هوشیارانه داشته و همین به‌وضوح دلیل بر استقلال هوشیاری از مغزه. ▪️ مثال واضحش «کیس خانم Z» در تحقیقات دکتر چارلز تارته که توی «این پست» بهش اشاره کردیم؛ تجربۀ خروج از بدنی که نه در شرایط نزدیک به مرگ، بلکه تحت هیپنوتیزم اتفاق افتاد. ▪️ باید توجه کنیم فقط «مشاهدات خارج از بدن» هم نیست؛ تجربۀ نزدیک به مرگ عناصر دیگه‌ای هم داره که دلیل واضحی در تأیید استقلال هوشیاری از مغزن؛ مثلاً دیدار تجربه‌گران با ارواح افرادی که نمی‌شناختن و گرفتن اطلاعات درست از اون‌ها، دیدار با افرادی که از مرگشون مطلع نبودن یا به‌دست‌آوردن اطلاعاتی که به شیوۀ عادی و مادی در دسترس نیستن. ▪️ و هیچ‌کدوم از این عناصر نیازی نیست که حتماً هنگام مرگ بالینی اتفاق بیفتن؛ چون فی‌نفسه فراتر از توانایی‌های مغزی و جسمانی هستن. ✍️ احمد بهزادی ➖➖➖➖ 🆔@near_death
305
11
🔺واکاوی علمی و فلسفی آگاهی در پرتوی سایکدلیک‌ها (2026)🔺 🔷 What Psychedelics Reveal About Consciousness | Bernardo Kastrup, Christof Koch & Anil Seth https://youtu.be/zTqFZwbX3Zc?is=L5BkYUTzZREfEhgA 📌 زمان برگزاری کنفرانس: ۱۰ جولای ۲۰۲۶ (مربوط به نشست کنفرانس بین‌رشته‌ای تحقیقات سایکدلیک) ⬅️ این گفتگوی عمیق با حضور سه اندیشمند برجسته، به بررسی نسبت میان مطالعات علوم اعصاب (Neuroscience)، تجربیات سایکدلیک و ماهیت آگاهی می‌پردازد. دیدگاه‌های اصلی مطرح شده عبارتند از: 🔶 آگاهی به مثابه واقعیت بنیادی: دکتر-دکتر برناردو کاستروپ (Bernardo Kastrup) با رویکرد خود تحت عنوان ایده‌آلیسم تحلیلی «Analytic Idealism»، استدلال می‌کند که واقعیت بنیادین، ذهنی (Mental) است و مغز صرفاً تصویری از این فرآیند ذهنی از بیرون محسوب می‌شود. از این منظر، کاهش فعالیت مغزی در تجربیات سایکدلیک همزمان با افزایش آگاهی یا کیفیت-غنای تجربه ذهنی، پارادوکس نخواهد بود، بلکه نشان‌دهنده آن است که مغز صرفاً یک فیلتر یا تصویر است. 🔶 تجربیات سایکدلیک به عنوان پنجره‌ای به خودآگاهی: آنیل سث (Anil Seth) به عنوان یک ماتریالیست پراگماتیست، سایکدلیک‌ها را ابزاری قدرتمند برای مطالعه ساختار تجربه می‌داند. او معتقد است این مواد سایکدلیک که سروتونینرژیک‌اند (و قاعدتا به شدت با مواد مخدر که دوپامینرژیک هستند فرق دارند) با شکستن عادت‌های ادراکی و پدیدارشناسی، به ما نشان می‌دهند که ساختارهایی مثل «خود-ایگو» یا «زمان»، برساخته‌های مغز برای بقاء هستند و نه واقعیت‌های مطلق. 🔶 نقد تقلیل‌گرایی در فیزیکالیسم: پروفسور کریستوف کوخ (Christof Koch) با اشاره به نظریه اطلاعات یکپارچه (IIT)، بر این باور است که اگرچه مغز زیرلایه ضروری برای هوشیاری است، اما بسیاری از تجربیات عمیق و عرفانی که در سایکدلیک‌ها رخ می‌دهد (مثل حس یکی‌شدن با جهان)، واقعیت‌های نابی هستند که علم باید بدون تعصبات ماتریالیستی آن‌ها را بررسی کند. 🔶 مسئله اخلاق در هوش مصنوعی: هر سه شرکت‌کننده توافق دارند که نسبت دادن آگاهی به هوش مصنوعی (LLM) بر اساس مدل‌های فعلی، یک خطای ادراکی است. آن‌ها هشدار می‌دهند که این رویکرد می‌تواند باعث تقلیل شأن انسان شود و باید مراقب بود که تعاریف علمی ما از آگاهی، به ابزاری برای بی‌ارزش کردن حیات موجودات زنده تبدیل نشود. 🔶 تفکیک سیگنال از نویز: این نشست بر ضرورت تمایز قائل شدن بین تجربیات معنادار (Signal) و خیالات ذهنی (Noise) در سایکدلیک‌ها تأکید دارد. در نهایت، همگی بر سر این نکته هم‌نظرند که اگرچه هنوز به یک نظریه واحد نرسیده‌ایم، اما نگاه "آگاهی‌-محور" (Consciousness-first) به جهان، مسیرِ آینده‌ی علم را روشن‌تر می‌کند. گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقات تجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایران DNDSI.ir Join → @IranNDE
402
12
«من کاملاً آگاه بودم؛ حتی واقعی‌تر از هر زمانی که در زندگی تجربه کرده بودم. عشقی بی‌قیدوشرط را احساس کردم که فراتر از هر چیزی
«من کاملاً آگاه بودم؛ حتی واقعی‌تر از هر زمانی که در زندگی تجربه کرده بودم. عشقی بی‌قیدوشرط را احساس کردم که فراتر از هر چیزی بود که می‌توانستم تصور کنم. آنجا همان خانه‌ای بود که همیشه دلتنگش بودم.» — پم رینولدز، تجربه‌کنندهٔ نزدیک به مرگ این روایت، یکی از شناخته‌شده‌ترین توصیف‌ها از تجربهٔ نزدیک به مرگ است؛ تجربه‌ای که بسیاری از افراد آن را نه با ترس، بلکه با احساس آرامش، عشق عمیق و آگاهی توصیف می‌کنند. صرف‌نظر از اینکه این تجربه‌ها را از چه زاویه‌ای نگاه کنیم، آن‌ها ما را به تأمل دربارهٔ زندگی، عشق، آگاهی و معنای بودن دعوت می‌کنند.
555
13
گاهی بزرگ‌ترین حقیقت را کسانی روایت می‌کنند که مرز میان زندگی و مرگ را تجربه کرده‌اند. «عشق، جوهر واقعی زندگی است.» این سخن،
گاهی بزرگ‌ترین حقیقت را کسانی روایت می‌کنند که مرز میان زندگی و مرگ را تجربه کرده‌اند. «عشق، جوهر واقعی زندگی است.» این سخن، یادآوری می‌کند که شاید مهم‌ترین رسالت ما در این دنیا، عشق ورزیدن و عشق را زندگی کردن باشد.
1 779
14
گذر از بازنمایی مفهومی: مهار ایگو در شکاف پیشاکلامی آگاهی (یک تکنیک-فوت‌کوزه‌گری جالب در علم مراقبه و نورومدیتیشن) درک شناختی و فلسفیِ تجربه‌ای که پیش از صورت‌بندیِ زبانی رخ می‌دهد، یکی از مباحث بنیادین در مرز میان پدیدارشناسی و علوم شناختی است. ذهن انسان غالباً «آگاهی پدیداری» (تجربه خالص و بی‌واسطه) را با «فراشناختِ زبانی» (بازنمایی تجربه در قالب کلمات و مفاهیم) یکسان می‌پندارد. لحظه‌ای که یک دریافت پیش از تبدیل شدن به کلمه در روان شکل می‌گیرد، در واقع همان مواجهه مستقیم با واقعیت است. هنگامی که این دریافتِ یکپارچه به دامِ واژگان می‌افتد، ذهن فرآیند تقلیل، تجزیه و قالب‌بندی آن را آغاز می‌کند تا آن را با ساختارهای از پیش موجودِ ذهن سازگار کند. تکنیک توقفِ ارادی در این شکافِ پیشاکلامی، مستقیماً بر شبکه‌های مرتبط با «خودانگاره» و روایت‌گری ذهنی تأثیر می‌گذارد. ایگو یا «خودِ روایتی» برای استمرار وجودی خویش به یک جریان پیوسته از دیالوگ‌های درونی و پردازش‌های مفهومی وابسته است و حیات خود را در لابه‌لای همین کلمات تضمین می‌کند. با اعمال یک توقف آگاهانه، پیش از آنکه دریافتِ خالص به گزاره‌های زبانی و تحلیل‌های اضافی تنزل یابد، منبع تغذیه این ساختار روایتی قطع می‌گردد. در این حالت، از تکثیر بی‌رویه افکار و آنتروپی ذهنی جلوگیری شده و مرزهای تحمیلیِ ایگو کمرنگ می‌شود؛ چرا که ایگو در ماهیت خود، چیزی جز تجمع همین بازنمایی‌های زبانی و داستان‌های تحلیلی نیست. با متوقف کردن زبان در لحظه پیدایش، ماشینِ تولیدِ ایگو متوقف شده و آگاهی این امکان را می‌یابد تا فارغ از تقلیل‌گرایی کلامی و شکافِ تحلیلیِ سوژه-ابژه، در ذاتِ بنیادین و یکپارچه خود باقی بماند. Schooler, J. W. (2002). Re-representing consciousness: dissociations between experience and meta-consciousness. Trends in Cognitive Sciences, 6(8), 339-344. https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/12140084/
668
15
🔺 خلاصه‌ای از خدمات علمی، آموزشی و فلسفی‌علمی مرحوم پروفسور بروجردیان🔺 📌 دکتر ناصر بروجردیان (مالک کانال «Science and Religion» و دانشیار ریاضیات و علوم کامپیوتر دانشگاه صنعتی امیرکبیر پلی‌تکنیک تهران که به تازگی فوت شده‌اند) در حوزه‌های هندسه دیفرانسیل، کوانتوم فیلد تئوری، فیزیک ریاضی و نسبیت عام (ریاضیات کاربردی گرایش فیزیک‌ریاضی «Mathematical Physics») تخصص داشت و در تلاش بود تا ساختار و زبانی یکپارچه برای توصیف پیچیدگی‌های کیهان و وحدت‌بخشی به نیروهای فیزیکی بیابد. ایشان همچنین با تألیف کتب درسی و دانشگاهی، رویکردی تحول‌خواهانه در آموزش ریاضیات داشت و بر درک منطقی و استدلالی ساختارها به جای حفظیات تأکید می‌کرد. ⬅️ خدمات میان‌رشته‌ای به خداباوری و نقد نئوآتئیسم (الحاد نوین): نقطه عطف حیات فکری دکتر بروجردیان، حضور شجاعانه و مبتنی بر عقلانیت علمی ایشان در خط مقدم دفاع از خداباوری و مقابله با خداناباوری مدرن بود. مهم‌ترین رویکردها و استدلال‌های ایشان در این حوزه عبارتند از: 🔷 بهره‌گیری از ریاضیات برای تأیید فراماده بودن ذهن: ایشان با استفاده از دلالت‌های فلسفی «قضایای ناتمامیت گودل» استدلال می‌کردند که از آنجا که ذهن انسان قادر است صحت گزاره‌های غیرقابل اثبات را درک کند، نمی‌تواند صرفاً یک ماشین محاسباتی یا سیستمی تماماً مکانیکی باشد. این استدلال به سلاحی نیرومند برای نقد ماتریالیسم و دفاع از ساحت غیرمادی آگاهی انسان تبدیل شد. 🔷 بازسازی برهان نظم بر پایه «نظریه اطلاعات»: در تقابل با نقدهای تاریخی دیوید هیوم و نظریه تکامل داروین، دکتر بروجردیان روایتی کاملاً مدرن از برهان نظم ارائه دادند. ایشان با استفاده از #نظریه_اطلاعات «Information Theory» شانون نشان دادند که اطلاعات پیچیده و کدگذاری شده در سیستم‌های زیستی (مانند DNA)، هرگز نمی‌تواند محصول فرآیندهای تصادفی و غیرهوشمند طبیعت باشد. ایشان ثابت کردند که تولید اطلاعات هدفمند منطقاً به یک طراح هوشمند و منبع آگاه نیاز دارد. 🔹 طرح پارادوکس‌های ویرانگر آتئیسم: دکتر بروجردیان با کالبدشکافی الحاد نشان دادند که ماده‌گرایی به تناقضات درونی غیرقابل حلی می‌رسد که پایه‌های علم و اخلاق را نابود می‌کند: ▪️فروپاشی اخلاقیات: در پارادایم ماتریالیستی، انسان صرفاً یک ماشین بیولوژیک فاقد اختیار است. ایشان استدلال می‌کردند که با نفی اختیار، تمام مفاهیم اخلاقی نظیر عدالت، مسئولیت‌پذیری و ایثار بی‌معنا می‌شوند و قضاوت اخلاقی مبنای عقلانی خود را از دست می‌دهد. ▪️فروپاشی اعتبار علم: عمیق‌ترین ضربه ایشان به آتئیسم این بود که اگر مغز تنها تابع جبر فیزیک و شیمی باشد، استدلال‌های علمی و نظریه‌پردازی‌ها صرفاً حرکت کور مولکول‌ها خواهند بود. در چنین جهانی هیچ تضمینی نیست که جبر مولکولی ما را به «حقیقت» برساند، لذا آتئیسم با تقلیل ذهن به ماده، اعتبار خود علم را که خداناباوران به آن استناد می‌کنند، ویران می‌سازد. 🔹 تلفیق شواهد بیرونی و درونی خداباوری: ایشان برای اثبات شعور کیهانی، شواهد را به دو بخش «بیرونی» (داده‌های علوم تجربی مانند تنظیم ظریف ثوابت فیزیکی کیهان) و «درونی» (آگاهی، درک شهودی اخلاق و معنا در انسان) تقسیم می‌کردند که هیچ‌یک با پارادایم‌های ماتریالیستی قابل توجیه نیستند. 🔹 نقد شجاعانه مکاتب سنتی برای دفاع مؤثرتر از دین: دفاع ایشان از خدا، مقلدانه نبود. ایشان در کتاب «نقدی بر فلسفه‌های مشائی و صدرایی» با استفاده از ابزارهای منطق مدرن، براهین سنتی علیت و تعاریف سنتی واجب‌الوجود را کالبدشکافی کرده و معتقد بودند دفاع از خدا نباید بر پایه‌های متزلزل تعاریف منسوخ فلسفی استوار بماند. در نهایت، کارنامه دکتر بروجردیان نشان می‌دهد که از نگاه او، علم تجربی و منطق نه‌تنها در تضاد با دین نیستند، بلکه اگر از مصادره به مطلوب‌های ماده‌گرایانه رها شوند، رساترین فریاد بر وجود یک شعور کیهانی خواهند بود. یادشان زنده، راه‌شان پایدار.
519
16
یادنامه_آکادمیک_دکتر_ناصر_بروجردیان.pdf
379
17
۳. بهینه‌سازی بیوشیمی خون (کاهش کورتیزول و افزایش DHEA) مطالعات آزمایشگاهی نشان می‌دهند که استفاده مداوم از تکنیک‌های مدیریت انرژی HeartMath، ترشح هورمون استرس (کورتیزول) را به طور میانگین تا بیست و سه درصد 23% کاهش و تولید هورمون جوانی و ضدپیری (DHEA) را تا صد درصد 100% افزایش می‌دهد. ۴. تقویت سیستم ایمنی (IgA) برخلاف عواطف منفی که سیستم ایمنی را تا ساعت‌ها تضعیف می‌کنند، ایجاد حالت انسجام از طریق این تکنیک، ترشح ایمونوگلوبولین آ (IgA) را که خط مقدم دفاعی بدن در برابر ویروس‌هاست، به شدت افزایش می‌دهد. منابع معتبر و مراجع پژوهشی: اعتبار علمی این تکنیک در ژورنال‌های علمی-دانشگاهی معتبر یا داوری‌همتاشده (Peer-reviewed) به تأیید رسیده است که نمونه‌های برجسته آن عبارتند از: McCraty, R., Atkinson, M., Tomasino, D., & Bradley, R. T. (1998). The Integrative Neurocardiology of HeartMath. Biographical Inform. (این پژوهش ساختار عصبی قلب و چگونگی تأثیر تکنیک‌هایی مانند فریز-فریم را بر ارتباط قلب و مغز تبیین می‌کند.) McCraty, R., Barros-Neto, J. P., et al. (1998). The impact of a new emotional self-management program on stress, anxiety, and cortisol/DHEA levels. Journal of Advancement in Medicine. (این مقاله مستقیماً اثر تکنیک‌ها را بر کاهش کورتیزول و افزایش DHEA بررسی کرده است.) Childre, D., & Martin, H. (1999). The HeartMath Solution. HarperSanFrancisco. (کتاب مرجع اصلی که روش‌شناسی و ابداع تکنیک Freeze-Frame و تأثیر آن بر شهود و کارآمدی را به تفصیل شرح می‌دهد.) McCraty, R., & Tomasino, D. (2006). Emotional Stress, Heart Rate Variability, and Neurocardiology. Journal of Alternative and Complementary Medicine. (بررسی تخصصی تغییرات پدیدآمده در سیستم اتونوم به واسطه تمرکز بر قلب.)
536
18
نورومدیتیشن، مراقبه قلب، خودتنظیمی عاطفی و افزایش خلاقیت حل مسئله Part 1: تکنیک یا مراقبه قلب‌محورِ Freeze-Frame (توقف‌نما) یکی از کلیدی‌ترین و عمیق‌ترین ابزارهای خودتنظیمی است که توسط مؤسسه نوروکاردیولوژی HeartMath و به‌ویژه تحت نظارت پژوهشی دکتر رولن مک‌کراتی (Rollin McCraty) توسعه یافته است. هدف این تکنیک، متوقف کردن واکنش‌های خودکار و استرس‌زای سیستم عصبی در «لحظه وقوع» و جابه‌جایی آگاهی به سطحی بالاتر برای تصمیم‌گیری کارآمدتر است. در ادامه، راهنمای گام‌به‌گام، فوت‌های کوزه‌گری برای حداکثر بازدهی و پشتوانه‌های علمی این تکنیک آورده شده است. ۵ گام عملی تکنیک Freeze-Frame این تکنیک مانند فشردن دکمه‌ی توقف (Pause) روی یک فیلم در حال پخش است تا به شما فرصت دهد پیش از واکنشِ مبتنی بر استرس، فیلم‌نامه را تغییر دهید. ۱. تشخیص و توقف (Recognize and Pause) به محض اینکه متوجه شدید دچار استرس، اضطراب، خشم یا انسداد ذهنی شده‌اید، آگاهی خود را به آن احساس جلب کنید و ذهنیت خود را «فریز» کنید؛ انگار که از ماجرا فاصله گرفته‌اید و مایلید جریان خودکارِ افکار ناخوشایند را متوقف کنید. ۲. تنفس متمرکز بر قلب (Heart-Focused Breathing) توجه خود را از ذهنِ آشفته به ناحیه مرکز قفسه سینه (اطراف قلب) معطوف کنید. تصور کنید دم و بازدم شما به آرامی از همین ناحیه انجام می‌شود. سرعت تنفس خود را کمی آرام‌تر و عمیق‌تر از حد معمول کنید (مثلاً ۵ ثانیه دم و ۵ ثانیه بازدم) تا ریتم قلب تثبیت شود. ۳. فعال‌سازی یک احساس احیاکننده (Activate a Positive Feeling) در حالی که به تنفس متمرکز بر قلب ادامه می‌دهید، یک احساس مثبت، بازسازی‌کننده و واقعی را در خود زنده کنید. این احساس می‌تواند یادآوری عشق به یک شخص، قدردانی از یک دستاورد، یا حس آرامش حضور در طبیعت باشد. نکته کلیدی این است که این احساس را صرفاً ذهنی مرور نکنید، بلکه آن را دوباره در بدنتان حس کنید. ۴. پرسش از خرد قلب (Ask) در این مرحله، در حالی که در حالت آرامش و انسجام (Coherence) قرار دارید، از خرد و هوش شهودی قلب خود بپرسید: «پاسخ کارآمدتر، سالم‌تر و کم‌استرس‌تر به این موقعیت چیست؟» یا «چه راه‌حلی برای این چالش وجود دارد؟» ۵. گوش سپردن به پاسخ (Listen) ذهن خود را کاملاً آرام نگه دارید و به ادراکات، احساسات یا ایده‌های جدیدی که ساطع می‌شوند گوش بسپارید. پاسخ ممکن است بلافاصله به شکل کلمات ظاهر نشود؛ گاهی به شکل یک احساس آرامش عمیق، تغییر زاویه دید به ماجرا، یا یک جرقه ذهنی در ساعات آینده رخ می‌دهد. فوت‌های کوزه‌گری و قلق‌های افزایش بازدهی برای اینکه تکنیک Freeze-Frame فراتر از یک تمرین آرامش‌بخش ساده عمل کند و به لایه‌های عمیق نوروفیزیولوژیک نفوذ کند، رعایت این ظرافت‌ها ضروری است: تفاوت «فکر کردن به احساس» با «تجربه عاطفی»: بزرگ‌ترین اشتباه این است که در گام سوم، صورت‌مسئله را ذهنی حل کنید. فکر کردن به کلمه‌ی "شکرگزاری" فایده‌ای ندارد. شما باید سیگنال بیوشیمیایی عاطفه‌ی مربوطه را تغییر دهید. برای این کار، روی حس فیزیکیِ گرمایی که یک خاطره خوب در قفسه سینه ایجاد می‌کند، تمرکز کنید. تکنیک تنفس ریتمیکِ زیستی (Resonant Frequency): برای جفت شدن سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک، تنفس را دقیقاً روی ریتم حدود ۰.۱ هرتز (یعنی حدود ۶ دوره تنفس در دقیقه، یعنی ۵ ثانیه دم و بلافاصله ۵ ثانیه بازدم) تنظیم کنید. این کار اثر سینوسی در نوار ضربان قلب ایجاد می‌کند و مغز را بلافاصله به حالت تسهیل قشری می‌برد. رها کردن انتظار (Detachment): در گام چهارم و پنجم، ذهنِ تحلیل‌گرِ شما می‌خواهد سریعاً یک پاسخ منطقیِ طولانی دست‌وپا کند. فوت کوزه‌گری این است که پذیرا و خنثی بمانید. اگر پاسخی نیامد، اصرار نکنید؛ همین که سیستم عصبی شما از حالت «بقا/فرار» خارج شده، یعنی تکنیک کارش را انجام داده است. فواید علمی و فیزیولوژیک عمده پژوهش‌های دکتر رولن مک‌کراتی و تیم HeartMath نشان داده‌اند که این تکنیک تغییرات پایداری در پلاستیسیته سیستم عصبی و قلب ایجاد می‌کند: ۱. ایجاد انسجام قلبی (HRV Coherence) نمودار تغییرات ضربان قلب (HRV) در حالت استرس، نامنظم و آشفته است. Freeze-Frame با تحریک عصب واگ، ریتم HRV را به یک موج سینوسیِ منظم تبدیل می‌کند. این حالت «انسجام فیزیولوژیک» نام دارد که باعث هماهنگی میان سیستم ایمنی، هورمونی و عصبی می‌شود. ۲. تسهیل قشری (Cortical Facilitation) و بهبود تصمیم‌گیری هنگام استرس، سیگنال‌های عصبی آوران (Afferent) از قلب به مغز، فعالیت قشر پیش‌پیشانی (Prefrontal Cortex) را مختل می‌کنند (مهار قشری). تکنیک Freeze-Frame این مسیر را باز می‌کند؛ در نتیجه تفکر استراتژیک، حافظه کاری، و قدرت حل مسئله در اوج بحران بهبود می‌یابد. ادامه:
477
19
بخشی از گفتگو با دکتر ریموند مودی مبدع عبارت تجربه نزدیک به مرگ و از محققان برجسته در این حیطه ترجمه ماشینی: مجری: «تغییردهند
بخشی از گفتگو با دکتر ریموند مودی مبدع عبارت تجربه نزدیک به مرگ و از محققان برجسته در این حیطه ترجمه ماشینی: مجری: «تغییردهنده‌ترین یا شگفت‌انگیزترین اطلاعاتی که در طول سال‌ها مطالعه‌ی تجربه‌های نزدیک به مرگ (NDEs) یاد گرفته‌اید، چیست؟» دکتر مودی: «فکر می‌کنم عوالم و قلمروهایی باشن که یک‌جورایی فراتر از اون چیزی که بیشتر مردم در تجربه‌ی نزدیک به مرگشون باهاش مواجه میشن، وجود دارن. قلمرویی که در اون، مردم کاملاً متوجه نیستن که مرده‌ان؛ و خب می‌گن هولناک به نظر می‌رسه، اما اون‌قدرها هم بد نیست! بعد فراتر از اون، این مؤسساتِ آموزش عالی هستن که به نظر می‌رسه افراد در اونجا وقتشون رو وقفِ کسب دانش و یادگیری کردن. و فراتر از اون هم، مردم شهرهایی کامل رو توصیف می‌کنن که به نظر می‌رسه به جای ماده، از نور ساخته شدن. بنابراین، این‌ها چیزهایی هستن که واقعاً ذهن آدم رو درگیر و شگفت‌زده می‌کنن.
807
20
و إذا أرَدتَ أن لاتَخافَ أحداً فلاتُخِف أحداً، تَأمَن مِن كُلِ شيء إذا أمِنَ منكَ كلُ شيء. اگر می خواهی از کسی نترسی، کسی را
و إذا أرَدتَ أن لاتَخافَ أحداً فلاتُخِف أحداً، تَأمَن مِن كُلِ شيء إذا أمِنَ منكَ كلُ شيء. اگر می خواهی از کسی نترسی، کسی را مترسان. آنگاه از هر چیز در اَمانی که هر چیز از تو در اَمان باشد. 〰 ابن عربی، الفتوحات المکیة (دار احیاء التراث العربی)، ج ۴، ص ۵۴۰.
684