AghayedNet
رفتن به کانال در Telegram
2 489
مشترکین
-124 ساعت
+27 روز
-530 روز
آرشیو پست ها
2 489
✔️تلک الکَلِمَة
🔻تأملاتی بر «تلک الکلمة»
و معرفی رسالهای نویافته از مرحوم
آقای شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه
🔸بخش دوم
مرحوم آقای کرمانی اعلیاللهمقامه در کتاب ارشادالعوام در شرح این حدیث میفرمایند:
«آن کلمه از علم باطن باطن است و آن کلمه در کتاب و سنت بیشمار است و از کثرت ظهور خفی شده است و در اغلب دعاها و زیارتها و بسیاری از حدیثها موجود است...
آنچه به خاطرم میرسد و گمان میکنم مراد از فرار کردن نقبا دهشت ایشان باشد و وحشت ایشان از عمل به مقتضای آن حرف.
و جولان کردن ایشان در زمین تفرقه قلب و حواس ایشان باشد و کفر ایشان نه کفر انکار باشد چرا که بعد از رؤیت کل آن علامات قبل از ظهور و بعد از ظهور و رؤیت همه آن علامات و آیات بینات از وقت ظهور تا آمدن به کوفه و جلالت شأن خود ایشان که به طیالارض به مکه روند و بر ابر سوار شوند چگونه شود که کفر انکار از ایشان سر زند و ایشان حکام خدا باشند بر خلق.
بلکه مقصود از کفر، کفر تردد خاطر باشد چرا که در حال تردد فیالجمله ترک به عمل آید و ترک را کفر گویند چنانکه خدا فرماید: أفتومنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض یعنی به بعض کتاب عمل میکنید و به بعض عمل نمیکنید.
چنانکه فرمود مرتد شدند مردم بعد از پیغمبر صلی الله علیه و آله مگر سهنفر و عمار را از مرتدین شمردند و جمع کثیری دیگر از بزرگان را، و ارتداد ایشان تردد ایشان بود. پس در همه زمین به قلب جولان کنند و تفکر در امر خود نمایند.
یا مراد از ارض ارض علم و قرآن باشد چنانکه در بعضی تفاسیر آیات رسیده است. پس در شئون ادله و علوم جولان زنند و مفری نبینند و تسلیم کنند.
و غیر از این معنی با قواعد کلیه که از ائمه علیهمالسلام رسیده است مشکل است که منطبق شود.
خلاصه مراد از آن کلام علم باطن باطن است که در اشعار مرویه از علی بن الحسین علیهالسلام میباشد که فرمودند:
و رب جوهر علم لو ابوح به
لقیل لی انت ممن یعبد الوثنا
و لاستحل رجال مسلمون دمی
یرون اقبح ما یأتونه حسنا
لقد تقدم فی هذا ابوحسن
الی الحسین و وصی قبله الحسنا.
یعنی چه بسیار جوهر علمی که اگر بروز دهم گویند تو بتپرستی و خون مرا حلال دانند و نیکو شمرند و حال آنکه حضرت امیر به حسن و حسین این امر را وصیت کرده و سپرده است.
و همین امر بود که در سینه سلمان بود چنانکه حضرت باقر به شخصی فرمودند که روایت میکنی آن حدیث را که مردم روایت میکنند که حضرت امیر فرمود در سلمان که یافته است علم اول و علم آخر را راوی عرض کرد بلی فرمودند میدانی چه قصد کرده از این سخن راوی عرض کرد یعنی علم بنیاسرائیل و علم نبی را.
فرمود چنین نیست و لکن علم نبی و علم علی را و امر نبی و امر علی را علیهماالسلام و از برای این فرمود که اگر ابوذر بداند آنچه را که در قلب سلمان است هرآینه او را تکفیر کند یا او را بکشد.
باری و ظاهراً مراد از وزیر حضرت عیسی باشد و از جمله آن یازده نقیب سلمان باشد و امثال سلمان.»
مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در یکی از مواعظ خود «آن کلمه» را «نتیجه» معرفی میفرمایند؛ یعنی نتیجه و حاصلِ همه شریعتها و دعوتها و قرنها مشکلاتی که برای اولیاءالله در راه تبلیغ دین فراهم شد.
و عجیبتر اینکه بیان میفرمایند بالاتر از این «نتیجه» باز هم «نتیجهها»ی دیگر است و نتیجههایی نهایی در رجعت و در آخرت، هنگام برپایی منبر وسیله متحقق میشود:
«عالم روزبهروز ترقی میکند و شعورش روزبهروز زیاد میشود و در هر سالی و هر ماهی علوم زیاد میشود و معانی فهمیده میشود و ادراکها زیادتر میشود و مطالب بیشتر فهمیده میشود و همچنین میرود بالا و فهمها زیاد میشود و مطلبها درک میشود
تا نتیجه این حرفها همه یک کلمه میشود و آن کلمهای است که امام زمان صلوات الله علیه خواهد فرمود و نقبا از دور او فرار خواهند کرد و جمیع روی زمین را خواهند گشت و امام را جایی نخواهند یافت و باز برمیگردند و میآیند خدمت امام علیهالسلام
و حضرت صادق میفرماید والله من میدانم آن کلمه را که میفرماید و نقبا برمیگردند و کافر خواهند شد و آن کلمه نتیجه است و آن هم نتیجه اول است.
باز عالم بالا خواهد رفت و نتیجه دیگر گفته خواهد شد و باز نتیجه دیگر و نتیجهها گفته خواهد شد و در آخر رجعت نتیجه کلی گفته خواهد شد و به آن هم مردم امتحان خواهند شد ولکن آن باطنش و حقیقتش بهطوری که باید و شاید گفته نخواهد شد بهجز در منبر وسیله که آنوقت اصل نتیجه گفته خواهد شد.»
بنابراین طبق دیدگاه بزرگان دین، مضمون آن کلمه، خارج از نطاق اصول عقاید و ضروریات دین و مذهب نیست و بیانِ باطن دین است.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
2 489
✔️تلک الکَلِمَة
🔻تأملاتی بر «تلک الکلمة»
و معرفی رسالهای نویافته از مرحوم
آقای شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه
🔸بخش اول
بخشی از پیشگوییهای ائمه اطهار علیهمالسلام درباره دوره ظهور امام عصر حجت بن الحسن المهدی عجلاللهفرجه است. در میان این اِخبارها، خبری است که میتوانیم آن را نقطهعطفی در جریان ظهور قلمداد کنیم.
مضمون این روایت چنین است که وقتی حضرت آشکار میشوند، اصحابِ خاص از هر سو خود را به ایشان میرسانند. آنگاه امام علیهالسلام میفرمایند که مطابقِ «کلمهای» با من بیعت کنید. آن گروهِ خواصالخواص تأمل میکنند، متفرق میشوند و بالاخره برگشته و بیعت میکنند.
آن کلمه چیست؟ آیا تعلیمی فراتر از اعتقادات و اصول دین است؟ آیا بیان فضیلتی از فضائل معصومین است؟ آیا...؟
در این نوشتار بر این کلمه تأملاتی خواهیم داشت و به فرمایشهای بزرگان دین اعلیاللهمقامهم در این باره اشاره کرده و رساله نویافتهای با همین موضوع معرفی خواهیم کرد.
نکته مهمی که باید به آن توجه کنیم این است که این روایت صادر از حضرت صادق علیهالسلام است و بیانی از ناحیه معصومین صلوات الله علیهم در بیان و شرح آن نرسیده است. ازاینرو علماء شیعه و آشنایان با لحن معصوم را میرسد که بیان و شرح بفرمایند. و چون مسئله از ضروریات دین نیست بلکه نظری است، اشکالی پیش نمیآید.
در اصل روایت تعبیر «کلمه» بهکار نرفته است. اما علماء دین هنگام نقل مضمون این روایت، از تعبیر «کلمه» یا «تلک الکلمة» استفاده فرمودهاند.
از جمله عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلیاللهدرجاتِه در کتاب شرحالقصیده در توصیف اَوانِ ظهور میفرمایند:
«الی انیکون اوان ظهور تلک الکلمة التی یستوحش منها اهل ذلک الزمان من المصدقین اول مرة ثم یستقرون و یطمئنون عند ظهور نور الله و بروز ذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب.»
اصل روایتِ مفضل چنین است:
عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ الصَّادِقُ علیهالسلام كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى الْقَائِمِ عَلَى مِنْبَرِ الْكُوفَةِ وَ حَوْلَهُ أَصْحَابُهُ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا عِدَّةَ أَهْلِ بَدْرٍ وَ هُمْ أَصْحَابُ الْأَلْوِيَةِ وَ هُمْ حُكَّامُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ عَلَى خَلْقِهِ حَتَّى يَسْتَخْرِجَ مِنْ قَبَائِهِ كِتَاباً مَخْتُوماً بِخَاتَمٍ مِنْ ذَهَبٍ عَهْدٌ مَعْهُودٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص فَيُجْفِلُونَ عَنْهُ إِجْفَالَ الْغَنَمِ فَلَا يَبْقَى مِنْهُمْ إِلَّا الْوَزِيرُ وَ أَحَدَ عَشَرَ نَقِيباً كَمَا بَقُوا مَعَ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ علیهالسلام فَيَجُولُونَ فِي الْأَرْضِ فَلَا يَجِدُونَ عَنْهُ مَذْهَباً فَيَرْجِعُونَ إِلَيْهِ وَ اللَّهِ إِنِّي لَأَعْرِفُ الْكَلَامَ الَّذِي يَقُولُ لَهُمْ فَيَكْفُرُونَ بِهِ. (بحارالانوار، ج۵٢، چ بیروت، ص٣٠٩)
عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلیاللهمقامه این روایت را در مجلد سوم ارشادالعوام چنین ترجمه فرمودهاند:
«و از مفضل بن عمر مروی است که حضرت صادق علیهالسلام فرمودند گویا میبینم قائم را بر منبر کوفه و گرد او اصحاب سیصد و سیزدهگانه باشند عدد اصحاب بدر و آنها صاحبان لواها هستند و حکام خدایند در زمین بر خلق که قائم بیرون آورد از قبای خود کاغذی ممهور به مهری از طلا عهدی است معهود از رسول خدا پس فرار کنند از گرد او مثل گوسفند و باقی نماند مگر وزیر و یازده نقیب چنانکه با موسی بن عمران ماندند پس بگردند زمین را و مفری نبینند و برگردند و والله من میدانم آن کلمه را که میفرماید برای ایشان و کافر میشوند.» (مکارمالابرار، فارسی، ج۴، ص٣٣٩)
این حدیث شریف پرسشهایی را ایجاد میکند. پرسش از اینکه آن نامه چگونه است؟ چه مضمونی دارد که باعث کفر آن گروه است؟ و پرسش مهمتر اینکه چگونه ممکن است که خواصالخواص و برگزیدگان عالَم و منتظران واقعی و یارانِ خاص، اینگونه کافِر گردند؟! آیا این حدیث تأویل و توضیحی دارد؟
حسب تتبع نگارنده، علماء شیعه رضواناللهعلیهم متعرض شرح این روایت نشدهاند. مرحوم مجلسی رحمهالله نیز در بحارالانوار صرفاً به بیانِ لغوی اکتفا کرده است. بزرگان مکتب شیخیه بهمناسبت مباحث ظهور و رجعت، درباره این حدیث بیاناتی فرمودهاند و پرسشهای احتمالی را پاسخ دادهاند.
آنچه در شرح این حدیث فرمودهاند، پاسخی است منطقی و مطابق شرع؛ بهگونهای که میتوانیم بگوییم توضیح این روایت بهگونهای غیر از شرح بزرگان مکتب، نه فقط از پرسشها نکاسته که پرسشها و شبهههای جدیدی پدید میآورد.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
2 489
✔️تلِکَ الکَلِمَة
🔹تأملاتی بر «تلک الکلمة»
🔸و معرفی رسالهای نویافته از عالم ربانی
مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلیاللهمقامه
🔻در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/4226
2 489
✔️🔻علم تدبیر منزل در دوران کرونا
بعد از اتمام دوران قرنطینه خانگی در چین، مراجعه زوجها به دادگاهها برای طلاق رشد بسیار چشمگیری داشت. دلیل آن این است که بسیاری از زوجها سالهای زیادی با عدم تفاهم کنار یکدیگر زندگی کردهاند اما حالا در این همنشینی اجباریِ دوران قرنطینه، نمیتوانند هر ساعت و هر لحظه همدیگر را ببینند و تحمل کنند، قرنطینه طاقتشان را طاق کرده است.
یکی دیگر از نگرانیهای قرنطینه خانگی، احتمال افزایش خشونتهای خانگی است. زیرا افراد خانواده مدت بیشتری را در کنار هم زندگی میکنند و مجبور به تحمل یکدیگرند. بنابراین درگیریهای کلامی و بدنی بیشتر خواهد شد.
در قدیم، علمِ تدبیر منزل را یکی از اقسام حکمت عملی برمیشمردند. موضوع علم تدبیر منزل، مصلحتهای خانواده و اصلاح زندگی ایشان است. ارتباط زن و شوهر و ارتباط فرزند با پدر و مادر و بالعکس، همه از زیرمجموعههای «علم تدبیر منزل» است.
علم تدبیر منزل اسمهای مختلفی دارد. گاهی به آن «تدبیر المنزل» میگویند، گاهی به آن «سیاسة المنزل» میگویند و گاهی به آن «الحکمة المنزلیة» میگویند و در بعضی تعبیرات «تهذیب العائلة» گفتهاند. اینها تعبیرات مختلف از یک واقعیت است. اصل قضیه همان تدبیر منزل است.
این علم از انتخاب همسر شروع میشود تا مسئله ازدواج و همچنین مسئله معیشت و کسبوکار و همچنین مسئله فرزندآوری و تربیت فرزند و نوع این مسائل. همه اینها جزء «تدبیر المنزل» به حساب میآید و همه از شئون تدبیر منزل است. به تعبیر بعضی از فقهاء، اکثر ابواب فقه به علم تدبیر منزل مربوط میشود. عرصه کلان و ساحت مفصلی است.
در دوران کرونا که خانهنشینیهای اجباری بیشتر شده، حضور همه افراد خانواده در کنار هم مهیا شده است. اما متأسفانه اصطکاکها هم بیشتر شده و آمار خشونتهای خانگی افزایش داشته است.
اهل ایمان با الگو گرفتن از اسوههای خود، ائمه اطهار علیهمالسلام و بزرگان دین اعلی الله مقامهم «علم تدبیر منزل» را جدی میگیرند. بهویژه در این روزگار کرونایی و قرنطینههای خانگی.
تلاش میکنند آرامش جوّ منزل را حفظ کنند، کارها را در منزل تقسیم کنند، کمتر از فضای مجازی استفاده کرده و گفتوگو با اهل خانه را فراموش نمیکنند.
احترام به حریم خصوصی افراد نیز از دیگر مصادیق رفتار منزلی است. اگر مجادله لفظی پیش آمد، بهسرعت جدال را بهپایان میرسانند. پدر و مادر احترام یکدیگر را حفظ میکنند تا فرزندان هم رفتار محترمانه را بیاموزند.
@AghayedNet
2 489
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، شاگرد بارز مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، اعلی الله مقامهما که در ماه جمادی الاولی نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
2 489
✔️🔻بیان علامه امینی درباره عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه
🔸أحمد بن زین الدین الأحسائی أحد فطاحل العلماء یروی عن سیدنا بحر العلوم و الشیخ کاشف الغطاء و السید صاحب الریاض و السید مهدی الشهرستانی و الشیخ آحمد بن الحسن البحرانی و الشیخ احمد بن محمد من آل عصفور و یروی عنه صاحب الجواهر و الحاج میرزا ابراهیم الکلباسی صاحب الإشارات توفی سنة ۱۲۴۱.
🔹احمد بن زین الدین احسائی، یکی از بزرگان علماء است. روایت میکند از سید ما بحرالعلوم و شیخ کاشف الغطاء و سید صاحب ریاض و سید مهدی شهرستانی و شیخ احمد بحرانی و شیخ احمد آل عصفور. و از او روایت میکنند صاحب الجواهر و حاج میرزا ابراهیم کلباسی صاحب الاشارات. مرحوم اَحسائی در سال ۱۲۴۱ق از دنیا رحلت کردند.
@AghayedNet
2 489
▪️۲۸ ربیع الثانی، سالروز وفات علامه امینی، صاحب الغدیر و شهداء الفضیلة
🔺بیان علامه امینی در کتاب شهداء الفضیلة، درباره عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
2 489
✔️🔻شیخ احمد بن صالح قطیفی و «رسالتان فی اعراب صلی الله علیه و آله»
وی از علماء قرن سیزدهم در قطیف است. در کتاب انوارالبدرین درباره او آمده است:
العالم العامل الفاضل الاوحد الصالح الشیخ أحمد بن المرحوم الشیخ صالح بن طوق القطیفی، کان من أفاضل عصره علماً و عملاً.
پدر او شیخ صالح نیز از علماء بود و شیخ مرحوم، شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه در پاسخ پرسش های وی رساله ای تصنیف فرمودهاند.
شیخ احمد بن صالح نیز از شیخ مرحوم سؤالاتی پرسیده و آن بزرگوار پاسخ عنایت کردهاند.
به تعبیر دقیقتر شیخ مرحوم اعلی الله درجاته چهار رساله در پاسخ پرسشهای متعدد وی نگاشتهاند.
عبارات و تعبیرات شیخ مرحوم اع در ابتداء این چهار رساله چنین است:
۱. عبارات رساله اول: امّا بعد فيقول العبد المسكين احمد بن زين الدين ان الاكرم الارشد الاسعد جناب مولانا الشيخ احمد ابن المرحوم الصالح الشيخ صالح بن طوق بلّغه الله خيرات (خير خل) الدّارين انّه قد ارسل اليّ بمسائل... .
۲. عبارات رساله دوم (رساله صالحیه): انه قد بعث الي الاكرم المسدد و الشيخ الاسعد الشيخ احمد بن المقدس المرحوم الصالح الشيخ صالح بن طوق اصلح الله احواله و بلغه آماله في مبدئه و مآله بحرمة محمد و آله مسائل طلب من محبه جوابها و كشف نقابها... .
۳. عبارات رساله سوم (قطیفیه۱) :اما بعد فيقول العبد المسكين احمد بن زين الدين الاحسائي انه قدارسل الي الشيخ الارشد الشيخ احمد بن الشيخ صالح بن طوق القطيفي مسائل قدتصعّبت علي الاذهان و قداقرّ بالعجز عن اكثرها العلماء الاعيان و طلب الجواب عنها و بيان غامضها و شرح حالها و اظهار خافيها... .
۴. عبارات رساله چهارم (قطیفیه ۲) : ان الشيخ احمد المذكور لحق بذلك مسائل مسائل بعنوان بسم اللّه الرحمن الرحيم سلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته ما اوضحتم برهاناً و تلوتم و اقمتم سنة... .
برخی طبق این نوشتهها و طبق تعبیر صاحب الذریعه (که در جایی درباره او نوشته است: تلمیذ احمد الاحسائی) او را شاگرد شیخ اع محسوب کردهاند و برخی او را شخص منصف بیطرفی قلمداد کردهاند.
در مجلد پانزدهم از فهرست نسخههای خطی کتابخانه مرعشی قم، هفده رساله از تألیفات شیخ احمد بن صالح قطیفی برشمرده شده که دو رساله آن اخیراً تحقیق شده و به چاپ رسیده است: رسالهای درباره اعراب «صلی اللّٰه علیه و آله» و رسالهای درباره اعراب «و آله» در ذکر شریف صلوات.
فرزند شیخ احمد بن صالح قطیفی، با عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه ارتباط داشته و آن بزرگوار رسالهای در پاسخ او نگاشتهاند و با عباراتی از وی تمجید کردهاند.
@AghayedNet
2 489
🔺دو رساله درباره اعراب «صلی الله علیه و آله»
نگاشته شیخ احمد بن صالح قطیفی، از شاگردان عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
2 489
🔺دستخط مرحوم پروفسور فاطمی
درباره ترغیب به ترجمه و چاپ کتابهای ریاضیات و هیأت عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلیاللهمقامه در دانشگاه فردوسی مشهد
هفدهم آذر، سالروز وفات مرحوم پروفسور فاطمی
بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت دوستان محترم آقایان دکتر پورعبدالله و دکتر بهمن هنری
پس از عرض سلام و امیدواری به سلامت و توفیقات متمادیه آن دوستان ارجمند
به نظر این حقیر کتب ریاضیات و هیأت از تألیفات عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم آقای حاج محمدکریم خان کرمانی رضوان الله تعالی علیه برای ترجمه و چاپ مفید و قابل استفاده میتواند باشد.
چنانکه صلاح میدانید توصیههائی بفرمائید.
تقی فاطمی
٢۴ مرداد ١٣٧٠
اول ذیالحجه ١۴١١
@AghayedNet
2 489
✔️مقدمه کتاب «اعتیاد، گزیدههایی از فرمایشهای مکتبی»
🔻بخش دوم
پاسخهای فقهیِ دیگر در این موضوع که در این کتاب جمعآوری شده، زوایای دیگری از این دیدگاه را بازگو میکند. ایشان اعتیاد را «خودکُشی» و «دینکُشی» و «عزتکشی» دانسته و میفرمایند:
«مردن بهتر است از معتادبودن. دارویی که باعث درد بیدرمان شود دارو نیست و کمک به چنین بیماری کمک به خودکشی اوست. این بیمار در مشکلات بیماری صبر کند بهتر است از مبتلاشدن به خودکشی تدریجی. و ایکاش فقط خودکشی بود و بس. اعتیاد، خودکشی و دینکشی و عزّتکشی و خانمانسوزی و آبرو کُشی و بالاخره دنیا و آخرتکُشی است. خداوند را قسم میدهیم به عزت اولیائش علیهمالسلام برادران و خواهران ایمانی ما را از شرّ این فساد و سایر فسادهای این زمانها محافظت بفرماید.»
و این تعبیر دیگری است از بیان مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه درباره «تریاک» که میفرمایند: «سواد الوجه فی الدارین» یعنی روسیاهی در دنیا و آخرت.
و وقتی از ایشان سؤال میشود که هنگام اِمداد به نیازمندان، چه شرایطی را در نظر بگیریم؟ یکی از شروط را «معتاد نبودن» بر میشمرند.
ایشان میفرمایند بیماری که اهلایمان به او کمک میکنند نباید «معتاد» باشد. و منظور از معتاد، چه اعتیاد به مواد مخدر است و چه کسانی که به سیگار یا قلیان اعتیاد دارند. در پاسخ به یکپرسش مرقوم کردهاند:
«از نظر من حتی به کسانی که به سیگار و یا به قلیان اعتیاد دارند نباید کمک درمانی و غیردرمانی بشود زیرا ایندسته هم از اسرافکنندگان حساب میشوند.»
ایشان قید «عدم اعتیاد» را در کمک به بیمار بسیار مهم دانسته و میفرمایند اگر به اعتیادِ مریضی شک داشتید (که آیا معتاد است یا خیر) نمیتوان به قَسَم آنها اطمینان کرد؛ بلکه باید به عدم اعتیاد وی علم عادی پیدا نمود. ایشان آزمایشها را هم اطمینانبخش نمیدانند و میفرمایند ممکن است به گونهای جواب آزمایش را به نفع خود تغییر دهد. همچنین کمککردن به خانواده شخصِ معتاد را اگر تأیید آن شخص است و به اعتیاد او کمک میشود، نهی کردهاند.
ایشان علاوه بر بُعد سلامت جسم و موضوع اسراف، به بُعد قانونی مسئله نیز نظر داشته و میفرمایند امروزه اعتیاد به مواد مخدر و بعضی دیگر از اعتیادها، خلاف قانون هم هست و مؤمنان نباید خلاف کنند.
به هر مناسبتی، در حَضَر یا سفر، به این موضوع اشاره کردهاند. در سفر کربلاء معلی شخصی برای کشیدن سیگار از جمع فاصله گرفته بود. به همین مناسبت، فرمایشهایی در مضرت سیگار و مشکلاتی که سیگاریها دچارند بیان کردند.
این موضع حکیمانه و همه این سختگیریها، اهمیت این موضوع و تأثیر آن را در زندگیها نشان میدهد.
در کتاب پیشرو گزیدههایی با موضوع «اعتیاد» از فرمایشهای بزرگان دین اعلی الله مقامهم و بیانات استاد معظم حفظهالله جمعآوری شده است. امید است مطالعه این گزیدهها و اندیشه در آن، بیش از پیش به دور ماندن مؤمنان از فضای «اعتیاد» کمک کند، انشاءالله.
@AghayedNet
2 489
✔️مقدمه کتاب «اعتیاد، گزیدههایی از فرمایشهای مکتبی»
🔻بخش اول
بسمهتعالی
مقدمه
استادِ ما هنگامی که در سالهای دهه پنجاه و شصت شمسی سخنرانی فرمودند، موضع خود را درباره سیگار، قلیان و موادّ مخدر بیان کردند. در آن سالها رسم بود که در مجالس قلیان میآورند.
ایشان در میان بیان مطلب اصلی، به این موضوع گریزی زده و نکاتی را مطرح میکردند. از جمله در منبر 28 جمادیالاولی 1402 (ایام فروردین 1361) پس از شنیدن سرفههایی فرمودند:
«حالا انشاءالله تا جایی که ممکن است لطف کنند سرفهها را کنترل کنند... برای ما نامأنوس است، خیلی محسوس است... نه اینکه اینجا قلیانها را جمع کنید... .»
اگرچه در عمل مدارا بود چراکه تغییر عادتها سخت و دشوار است. در سخنرانیهای دیگر به ضررهای سیگار و قلیان اشاره کرده و به شبهات نیز پاسخ میدادند. خوشبختانه بهتدریج رسم آوردنِ قلیان در مجالس کنار گذاشته شد و باعث گردید احترام مجالس حفظ گردد و تمرکز بیشتر برای فهم مطالب ایجاد شود و طبیعتاً از ضررهای این وسیله، اقلاً در مجالس ذکر فضائل و مصائب، جلوگیری شود.
برخی به عمل بزرگان دین اعلی الله مقامهم استشهاد میکردند. در یکسخنرانی این شبهه را بررسی کرده و پاسخ دادند. همچنین فرمودند آنها طبق شرایط اجتماعی و سیاسی زمان خود رفتار میکردند. هر کسی وظیفه و تکلیفی دارد، ما امروز میدانیم که استفاده از سیگار و قلیان و موادّ مخدر ضرر به بدن و اموال دارد و وظیفه ما ایجاب میکند که از آن نهی کنیم.
ایشان فرمایش معصوم علیهالسلام را سرلوحه قرار دادند. امام صادق علیهالسلام میفرماید: انما الاسراف فیما اتلف المال و اضر بالبدن. هرچه به بدن و مال ضرر بزند اسراف است. امروز استفاده از موادّ مخدر و بهطور کلی دود (سیگار و قلیان) آسیب به مال و بدن است و اسراف است و اسراف حرام است.
ایشان در پاسخی فقهی، درباره رفتن به قهوهخانهها که مقدمه اعتیاد به قلیان و امثال آن است، مرقوم کردهاند:
«هرچه به بدن و مال ضرر برساند اسراف است و اسراف جایز نیست و الله لایحب المسرفین و اگر سبب ابتلای به اعتیادهای دیگر شود از جهات دیگر ـ گذشته از اسراف ـ جایز نمیباشد به خصوص قلیان که دود آن مرطوب است و بر دستگاه تنفس تأثیر بیشتری دارد.»
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
2 489
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه ربیع الثانی (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
2 489
✔️بدسلیقگی در چاپ رساله دلاکیه!
🔻و نقدی عجیب بر این رساله!
شخصی، رساله دلاکیه را با توجه به نسخه کتابخانه مجلس (به شماره 1341) چاپ کرده است. اما متأسفانه رساله دیگری را هم همراه رساله دلاکیه، در یک مجلّد، به چاپ رسانید.
آن رساله دیگر، رساله «راح الأرواح» نگاشته محمد حسین اردستانیِ طباطبایی، طبیبِ دربارِ فتحعلیشاه قاجار است.
رساله «راح الأرواح» درباره آداب شرابخواری است و درباره زمانِ خوردن، وزن، آداب مجلسِ راح (=شراب) و مسائلی از این دست سخن گفته است.
تنها علتی که این رساله را همراه رساله دلاکیه آقای مرحوم اع به چاپ رسانیدهاند، این است که در خاتمه رساله «راح الأرواح» درباره اهمیت و فایده دلک (= مالش بدن) سخن به میان آمده است!
اولا: ناشر و مصحح، به چه مجوّزی رسالهای که درباره شرابخواری است به چاپ رساندهاند؟
ثانیاً: چرا همراه رساله دلاکیه آقای کرمانی اع این رساله را چاپ کردهاند؟
اگر مُهم چاپ کردن مطلبی درباره دلاکی و ماساژدرمانی است، چرا رسالهای که فقط در خاتمه آن درباره دَلْک سخن مختصری دارد چاپ کردهاند؟
مگر چاپ نکردن این رساله ضرری به کتاب وارد میآورد؟! فقط 16 (شانزده) صفحه از کتاب کم میشد! و به جای آن مرتکب این کار ناشایست نمیشدند.
شایان ذکر است که مصحح و ناشر این مقدار هم بررسی نکردهاند تا قید کنند «کریم بن ابراهیم»، منظور «حاج محمدکریم کرمانی»، از علمای مشهور شیعه اثنیعشری هستند و در مقدمه کتاب و روی جلد، به «کریم بن ابراهیم» اکتفا کردهاند!
بههمین مناسبت اشاره میکنیم یکی از علمای معاصر مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه در کتابی که در نقدِ آراء ایشان نگاشته، متعرض رساله دلاکیه شده است.
مؤلف در این کتاب که به زبان عربی و فارسی تألیف شده، به طور غیر مستقیم بر فضائلِ خود اشاره دارد و ادعا دارد که فرمایشهای شیخ مرحوم و سید مرحوم اعلی الله مقامهما را به خوبی دریافته است.
وی در بخشی از کتاب خود مینویسد شنیدم آقای کرمانی رساله دلاکیه را نگاشتهاند ولی باورم نشد. تا اینکه این رساله را به دست آوردم و مطالعه کردم و اینک بخشی از فهرست رساله را نقل می کنم زیرا «حیف است که برادران حقیقی حقیر از ملاحظه آن رساله بی فیض و بی بهره شوند.»
این عالِم، متأسفانه به لازمه این «طعنه» آگاهی نداشته است.
آقای مرحوم کرمانی اعلی الله درجاتِه این رساله را با توجه به روایات تألیف فرمودهاند و در واقع با قَدحِ مطالب این کتاب، - نعوذ بالله - به احادیث اهل بیت علیهمالسلام توهین شده است.
بعضی از مطالبِ بهداشتیای که امروزه کاملاً طبیعی است و شاید فطری باشد، در روایات وارد شده است.
در بخش احادیث احکام، نمونهها فراوان است. از آداب تخلّی گرفته تا آداب حمام و خواب و بیداری و امثال آن. حتی در روایتی حضرت صادق علیهالسلام فرمایشی دارند و میفرمایند:
من حق الخلال ان تدیر لسانک فی فیک، فما اجابک ابتعلته و ما امتنع فبالخلال.
حاصل معنی اینکه: پس از اتمام غذا، زبان خود را در دهان حرکت بده. آنچه از باقیماندههای غذا که زبان آن را یافت، فرو ببر و آنچه میان دندانها مانده است، به وسیله خلال خارج کن.
وقتی اینگونه مسائل بدیهی را به عللی بیان فرمودهاند، زیر سؤال بردن رساله دلاکیه، یعنی زیر سؤال بردنِ احادیث رسولخدا صلی الله علیه و آله و فرمایشهای معصومین علیهمالسلام. انشاء الله که این شخص، متوجه این لازمه نبوده است... .
@AghayedNet
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
