AghayedNet
رفتن به کانال در Telegram
2 491
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
2 491
قصیده عبدالباقی افندی که مرحوم سیدکاظم رشتی شرح فرموده اند.
در حاشیه نسخه، نگاشته شده:
قد شرح هذه القصیدة الشریفة علامة الفرقة الإمامیة السیدکاظم الرشتي تغمده الله برحمته.
@AghayedNet
2 491
✔️مرحوم سیدکاظم رشتی و عبدالباقی افندی
🔸عبدالباقی بن سلیمان بن احمد العمَری الفاروقی الموصلی. وی در سال 1204ق (1790م) در موصل به دنیا آمد. عُمَری (طبق ضبط شیخ جعفرِ نقدی در کتاب «منن الرحمن) شاعر و مورخ بود و مکانت ادبی و سیاسی و اجتماعی معروفی کسب کرد.
🔸شیخ جعفرِ نقدی درباره مکانت ادبی وی نوشته است:
و کان من أفاضل ادباء بغداد فی عصره.
🔸آلوسی در کتاب «المسک الاذفر» او را به «الفوری» ملقب کرده است: لانشاده الشعر علی الفور.
🔸محمد مهدی بصیر در کتاب «نهضة العراق الادبیة فی القرن التاسع عشر» درباره وی فراوان نوشته است و بسیاری از نوادر و روائع او را نقل کرده است.
🔸بعضی از قصائد او را برخی از علما شرح کردهاند که یکی از شارحان ابو الثناء آلوسی است.
🔸عمری در سال 1279ق (1862م) و طبق نقل آلوسی در کتاب «المسک الاذفر» در سال 1278ق در بغداد از دنیا رحلت کرد.
🔸مرحوم سیدکاظم رشتی در ابتدای کتاب گرانسنگ «شرح القصیده»، عبدالباقی افندی را این گونه معرفی می فرمایند:
«الادیب الاریب اللبیب الحسیب النسیب النجیب البارع الصادع الرحیب الساحة الراقی أعلی مراقی البلاغة و الفصاحة مفخر الشعراء و الأدباء و الفصحاء و البلغاء المؤید بلطف الله الخفی و الجلی عبدالباقی افندی الموصلی لازال فسحة بساتین الفصاحة مخضرة بزلال اشعاره و عرصة ممالیک البلاغة معمورة بنشر آثاره.»
🔸دیوان «الباقیات الصالحات»، دیوانی جدای از دیوانِ «التریاق الفاروقی فی منشئات الفاروقی» است که برای نخستین بار در سال 1287ق در قاهره منتشر شد و همچنین غیر از دیوانِ «اهلة الابتکار فی مغانی الابتکار» است که به دیوان عبدالباقی العمری شهرت دارد و در سال 1316ق در قاهره به چاپ رسید.
🔸دیوان الباقیات الصالحات، برای نخستین بار توسط شیخ محمد صادق کتبی در سال 1347ق در نجف اشرف به طبع رسید و پس از آن توسط انتشارات الشریف الرضی در سال 1412ق در قم تجدید چاپ شد.
🔸دیوان عبدالباقی افندی با نام «الباقیات الصالحات» مشحون از قصائدی در مدح رسول خدا صلی الله علیه و اله و مدح و رثاء اهلبیت علیهم السلام است.
🔸با مروری بر قصاید و اشعار الباقیات الصالحات، به دست میآید سُراینده به عتبات عالیات مشرف شده و به این مناسبت اشعاری سروده است و به مَزور توسل داشته و خیر دنیا و حسن ثواب آخرت را درخواست کرده است. یکی از قصائد، قصیده ای است با مطلع «وافتک یا موسی بن جعفر تحفة» که مرحوم سیدکاظم رشتی آن را شرح کرده اند. عبدالباقی افندی در دیوان التریاق الفاروقی، اشعاری در مدح مرحوم سیدکاظم رشتی سروده است.
🔸در بعضی از قصائد این دیوان حزن و تأسی وی بر مصائب آل الله مشهود است و یکی از بارزترین قصائد وی، قصیده عینیه ای است که در وصف امیرالمؤمنین صلوات الله علیه سروده که مطلع آن چنین است: «انت العلیّ الذی فوق العلی رفعا، ببطن مکة وسْط البیت إذ وُضعا.» گویا این دیوان با این مضامین عالی، «باقیات صالحاتی» است که ذخیره روز نیازمندیِ سراینده آن است.
@AghayedNet
2 491
نسخه خطی «الباقيات الصالحات في نعت أهل بيت سيد السادات»،
سروده عبدالباقي العمري الموصلي،
نسخه کتابخانه دانشگاه میشیگان
@Ganjineh_channel
@AghayedNet
2 491
صفحه نخستِ نسخه خطی «الباقيات الصالحات في نعت أهل بيت سيد السادات»،
سروده عبدالباقي العمري الموصلي،
نسخه کتابخانه دانشگاه میشیگان
@Ganjineh_channel
@AghayedNet
2 491
از آخرین درس های مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی در جندق، مورخ 2 جمادی الثانیه 1319ق.
رحلت ایشان در 23 شعبان 1319ق واقع شد.
@AghayedNet
2 491
از آخرین درس های مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی در جندق، مورخ 11 ربیع الثانی 1319ق.
رحلت ایشان در 23 شعبان 1319ق واقع شد.
@AghayedNet
2 491
کتاب سی فصل - اعتقادی
نگاشته مرحوم حاج محمدکریم کرمانی
پاسخ به سی شبهه
چاپ سال 1313ق، بمبئی
منبع: HathiTrust
@AghayedNet
2 491
▪️خط و مُهر مرحوم حاج سید کاظم رشتی
قد دخل في ملکي الفاني کاظم بن قاسم الحسیني الرشتي
[سجع الخاتم: ] عبده الراجي محمدکاظم الحسیني
@AghayedNet
2 491
▪️به ملاحظه اینکه خط و مُهر جناب علیین مقام سید مرحوم [=سیدکاظم رشتی] اعلی الله مقامه دراین کتاب است، داعی ابتیاع نموده ام.
(ابتداء جُنگی خطی،مشتمل بر فوائد مختلف.)
@AghayedNet
2 491
توضیح تصویر:
رساله فارسی «طی الأرض»، نگاشته مرحوم حاج محمدکریم کرمانی است که با حذف نام مصنف، به نام شیخ بهائی منتشر شده است.
@AghayedNet
2 491
فهرستی ناتمام از تصنیفات مرحوم شیخ احمد اَحسائی، نقل شده در کتاب نجوم السماء فی تراجم العلماء
@AghayedNet
2 491
محمد علی آزاد کشمیری، در کتاب نجوم السماء فی تراجم العلماء، فهرستی از تصنیفات مرحوم حاج سیدکاظم رشتی (شامل 134 کتاب و رساله) نقل کرده است
@AghayedNet
2 491
✔️پاسخِ نقدی مغرضانه به مرحوم شیخ احمد اَحسائی(10)
🔶ادامه پاسخ:
🔸عقيده شيخيه بر اين است كه غير از ذات خدای متعال هرچه هست حادث است حتی اسماء اللّه و صفات اللّه فعلی حادثند و بين حق متعال و خلق او مرتبه ديگری نيست، و ولی اللّه اعظم و جدّ و آباء و مادر آن بزرگوار صلوات اللّه و سلامه عليهم خلق خدا و بندگان مكرّم و مقرّب او هستند و امتيازی كه دارند از ساير خلق آن است كه حقيقت مقدسه ايشان پيش از همه خلق و بی واسطه خلق جز مشيت الهی خلقت شده است و اما مقام بشريت ايشان كه معلوم است مانند بشرهای ديگر در اين عالم و از پدر و مادر معين تكوّن يافته است.
🔸«قل انما انا بشر مثلكم...» و «...جعلكم في بيوت اذن اللّه ان ترفع و يذكر فيها اسمه.» و عباراتی را هم كه از كتاب ارشاد العوام آورديم در مخلوق بودن ايشان صراحت دارد. و حتی اگر مقام اسماء اللّه و صفات اللّه بودن ايشان را هم در نظر بگيريم باز هم حادث بودنشان مسلم است به دليل آيات و روايات و دلائل عقليه.
🔸و احتمال می رود كه اين منتقد مطلب ديگری را از شيخيه شنيده و بدون تفحص از آن يک چيزی در ذهن خود تصور كرده و به اين شكل به شيخيه نسبت داده است و آن مطلب را هم به طور اجمال در اينجا توضيح می دهيم تا بی خبری و غرض ورزی منتقد و امثال او روشن تر شود.
🔸در مكتب شيخيه برای وجود سه مصداق معرفی می شود (به حسب اصطلاح حكمت) يعنی آنچه از او تعبير آورده می شود به لفظ «وجود» سه چيز است.
🔹اول: وجود حق متعال است (كه البته مقصد ذات خداوند است ولی موقع آن و مفاد و مصداق آن عنوان خداوند است كه آيت تعريف و تعرّف او می باشد و جای بحث از آن حكمت است.)
🔹دوم: وجود مطلق است (كه مراد فعل حق تعالی است كه از آن به مشيت و يا اراده تعبير آورده می شود.)
🔹سوم: وجود مقيّد است (كه از مخلوق به وسيله مشيت را شامل است تا به پايين ترين مراتب موجودات، كه تعبير می آورند به دُرّه و ذرّه.)
🔸از وجود حق به حسب اصطلاح حكماء به «واجب الوجود» تعبير می آورند ولی از وجود مطلق و وجود مقيّد به «امكان» تعبير می آورند و مراد از «امكان» همان «حادث» يعنی مخلوق بودن است.
🔸و برای توضيح اين سه نوع وجود از آنها به «صانع» و «صُنع» و «مصنوع» تعبير آورده می شود و معلوم است كه «صانع» غير از «صُنع» و «مصنوع» است. و همچنين «صنع» غير از «صانع» و «مصنوع» است. و «مصنوع» غير از «صانع» و «صنع» است. و اين مصاديق سه گانه وجود، حقيقت هايی هستند مباين و جدای از يكديگر و هركدام دارای مرتبه خاصی می باشند.
🔸«صانع» حقيقتی است مستقل و قائم به ذات خود. «صنع» حقيقتی است كه در صدور و حدوث به صانع نيازمند است (و مراد از «صُنع» فعل صانع است) گرچه بعضی حكماء برای «فعل» تأصل قائل نبوده و آن را اعتباری می دانند.) و اما «مصنوع» حقيقتی است كه در تحقق محتاج است به صانع و صنع صانع. با توجه به اين مطلب اگر كسی بگوید «صنع» حقيقتی است كه مرتبه اش بين مرتبه «صانع» و مرتبه «مصنوع» است سخن بی جايی نگفته است يا آنكه واقعيتی را بيان كرده و حقيقتی را گفته است.
🔸پس «صنع» وجودش مانند وجود «صانع» واجب بالذات و قائم بالذات نيست. و همچنين وجودش مانند وجود «مصنوع» نيست كه در موجوديت و تحقق به واسطه ای كه فعل صانع است نيازمند باشد بلكه خودش فعل صانع است كه صانع آن را به خود ايجاد نموده و به فعل ديگری او را ايجاد ننموده است.
🔸از اين جهت برای اين سه نوع وجود سه مشخصه ذكر می كنند و میگويند: «وجود واجب» و «وجود راجح» و «وجود جايز» و گاهی می گويند: «وجود حقی» و «وجود مطلق» و «وجود مقيد» و ديگر به توضيح اين قيود نمی پردازيم زيرا اجمالاً مراد معلوم است.
🔸و گاهی اين طور تعبير می آورند: «قديم» و «امكان راجح» و «امكان جايز». و «صنع» يا «فعل» يا «مشيت» را از آن جهت «امكان» گفته اند كه همه مخلوقات و مصنوعات در اين مقام و رتبه مذكورند. يعنی مذكوريّت مصنوعات در صنع ــ مشيت ــ با وجود و تحقق آن همزمان و مساوقند و از همين مرتبه گاهی به «عدم» تعبير می آورند.
🔸و اين «عدم» نه آن است كه مقابل وجود است زيرا عدمی كه مقابل وجود است «عدم مطلق» است كه «عدم صرف» باشد و به همين «عدم خاص» كه «امكان» است در مقابل «تكوّن» اشاره شده در اين آيه شريفه: ا و لا يذكر الانسان انا خلقناه من قبل و لم يك شيئاً.
@AghayedNet
2 491
✔️مرحوم سید کاظم رشتی أع:
🔹...مثلاً اميرالمؤمنين عليه السلام هرگاه خيال می کرد که آسمان به زمين آيد هرآينه در همان حين چنين می شد «و بمشيتک دون قولک مؤتمرة و بارادتک دون نهيک منزجرة» يعنی بالله؛ با آنکه اين گونه مقام از برای ايشان عليهم السلام بود.
🔹گوييم هرگاه کنيز کسی را از خانه بکشند آن کس تاب نياورد و اما زهرا عليها السلام را آمدند او را زدند و در بر پهلويش فشردند و محسنش را سقط کردند و گوشش را پاره کردند. آن جناب اصلاً چيزی نفرمود بلکه ساکت نشسته بود. و نبود اينها الا از محبة الله و صبر بر رضا و محبت او تَعالی شأنُه.
🔹و اما غير آن جناب از خلق، به کشتن خود راضی می شوند از برای اينکه به عيال ايشان کسی سخن نگويد. با آنکه در اينجا آن جناب نشسته بود، ايشان با زهرا چنين کردند. و بعد از اينها او را با آن قدرت کذائی ريسمان بر گردنش کردند آن کسانی که وجود ايشان و وجود ريسمان و وجود زمين به يد قدرت او بود و به او گفتند بيا و به ابی بکر بيعت نما.
🔹پس اگر نه آن بود که خدا امر کرده بود او را به آن در صبر به آنها و اگر نبودند بالغ در محبة الله، هر آينه متحمل نمی شدند؛ زيرا که وقتی با زوجه شخص اين کارها کنند لاسيما آن زوجه مثل زهراء عليها السلام که سيده نساء عالميان است بوده باشد، هرآينه از جای به در رود و در امثال اين مقامات صبر نکند و آن جناب در اين مقامات کلاً صبر فرمود.
@AghayedNet
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
