Light Workers🔆
رفتن به کانال در Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
نمایش بیشتر379
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+57 روز
+730 روز
آرشیو پست ها
هنگامی که عشق فرا می خواندتان،از پی اش بروید،
گرچه راهش سخت و ناهموار باشد.
هنگامی که بال های عشق در بر میگیردتان،
خود را در آن بال ها رها کنید،
گرچه در لابه لای پرهایش تیغ باشد و زخمی تان کند.
و هنگامی که با شما سخن میگوید،
باورش کنید،
گرچه طنین کلامش رویاهایتان را بر هم زند،
چنان که باد نا ملایم شمال،
از باغ و گلستان تان،
سرزمینی بی حاصل می سازد ،
عشق،همان طور که تاج بر سرتان میگذارد،
بر صلیب تان نیز میکشد.
عشق،همان طور که می پروراند شما را،
شاخ و برگ تان را نیز میزند و هرس تان میکند،
عشق،همان طور که از تنه ی ستبرتان بالا میرود
و ناز ک ترین شاخه هایتان را نوازش میکندکه در آفتاب می لرزند،
به ریشه هایتان نیز فرود می آید
و آن ها را که در خاک چنگ انداخته اند،می لرزند.
عشق با شما چنین میکند
تا رازهای دل خود را بدانید،
و بدین سان،به پاره ای از قلب بزرگ زندگی بدل شوید.
اما اگر از سر ترس،فقط در پی کام و ناز عشق باشید،
بهتر آن است که عریانی تر را بپوشانید،
از دسترس خرمن کوب عشق دور شوید،
و به آن جهان یکنواخت و بی فصل بروید
که در آن میخندید،
اما نه با همه ی وجود،
و میگریید،
اما نه با همه ی وجود.
@lightworkes
اگر کسی را دیدید که در شبی تاریک
پشت تخته سنگی سیاه ، کرم شبتاب کوچکی را پیدا کرده و فریاد برآورده که اینجا چراغی روشن است؛
به او نخندید...
سرزنشش نکنید....
کرم شبتاب کوچکش را نکُشید...
آنکس که دستهای سردش را روی اجاق کرم شبتابی گرم میکند،
و کلماتش را زیر نورِ کرم شبتاب می نویسد
خوب میداند که اکنون شب است
و خوب میداند که این شب مطلق است
او میداند که این شب به چراغ هیچ کرم شبتابی روشن نخواهد شد...
و میداند که این ظلمات ، به هزار خورشید تابان محتاج است...
اما اگر او کرم شبتابی را پاس میدارد
برای این است که میداند پاسداشت نور ، نور میآورد..
حتی اگر آن نورِ ناچیز کرم شبتابی باشد...
از کرم شبتاب تا خورشید هزاران سال نوری راه است؛
اما کسی که چنین راهی را می نَوَردد
مسافری خوشبخت است..
زیرا آنکس که میتواند قدْرِ کرم شبتابی را بداند،
حتماً خورشیدی در سینه دارد....
@lightworkers
رنج و غم را حق پی آن آفرید
تا بدین ضد خوشدلی آید پدید
پس نهانیها بضد پیدا شود
چونک حق را نیست ضد، پنهان بود
#حضرت_مولانا
@lightworkers
هیزمشکنی در کوهی دور هیزم میشکست که جانوری به نام «ستوری» به او نمودار شد ،جانوری غریب و شگفت آور بود.هیزم شکن چنین آفریدهای تا کنون در هیچ روستا ندیده بود .....
اندیشید که آن را زنده بگیرد ،حیوان اندیشهاش را خواند و گفت؛
میخواهی مرا زنده بگیری؟
هیزم شکن سخت غافلگیر شده نمیدانست چه بگوید که ستوری گفت تو از این که من اندیشهات را خواندهام هاج و واج ماندهای...
هیزم شکن بیش از پیش تعجب کرد آنگاه اندیشید که با تبر زخمی به او بزند که ستوری گفت ؛ اکنون میخواهی مرا بکشی....
اندیشهی هیزمشکن سخت پریشان شد و دریافت که کاری از او بر نمیآید
اندیشید چه خوب است که دست از او بردارد و به کار خود بپردازد...
ستوری دست از او برنداشت و گفت پس سرانجام مرا رها کردی....
هیزم شکن نمیدانست که با خود و با این حیوان شگفتآور چه کند .
تبر را برداشت و سخت به کار خود پرداخت و دیگر به ستوری نیندیشید و او را از یاد برد .
همچنان که سرگرم کار بود تبر از دسته اش جدا شد و به ستوری خورد و در دم او را کشت......
ستوری با همه ی نیرویی که در خواندن جان هر کس دارد، در خواندن حالت ندانستهی جان ، ناکام ماند......
ندانستگی دیدن چیزهاست چنان که هستند و دلبستهی چیزی نشدن
همانجا بودن و همچنان پایبند جایی نبودن
و همواره در پاکی طبیعت خود ماندن.....
@lightworkers
ويليام گلاسر میگويد افراد نيازشان به قدرت را به سه شكل برآورده میكنند:
Power on
يعنی قدرتشان را بر ديگری اعمال میكنند و با كنترل ديگری يا ديگران احساس قدرت میكنند. تذكر دادن به ديگران، غر زدن، ايراد گرفتن و مجبور كردن ديگران به كارهايی كه به گمان اين افراد به صلاح آنهاست نمونهی اين رفتارهاست....
Power with
يعنی قدرت را با ديگران تجربه میكنند. مثل وقتی كه شما قرار است تصميمی بگيريد كه نتيجه آن بر روی همسر يا فرزندتان هم اثر میگذارد، آنگاه نظر و خواست آنها را هم در نظر میگيريد و حتی به نظر آنها عمل میكنيد. در واقع به ديگری هم فرصت مخالفت و اظهار نظر و تصميمگيری میدهيد.....
Power within
در اين شكل از ارضاء نياز به قدرت، فرد نه قدرتاش را بر ديگران اعمال میكند و نه با آنها، بلكه قدرت درونی خويش را افزايش میدهد. مثل وقتی كه فردی با بالا بردن دانش يا مهارتی در خود احساس توانمندی و قدرت میكند، حتی اگر از ديگران هم تحسينی دريافت نكند اهميتی نمیدهد.
افرادی كه در ارتقاء دانش و فرهنگ بشر نقش مهمی بازی كردهاند، نياز به قدرتشان را اينگونه برآورده كردهاند....
@lightworkers
جریان تفکر قدرت شدیدی دارد که میتواند به سادگی تو را با خود ببرد.
هر فکری وانمود میکند که بیاندازه مهم است و میخواهد توجه تو را به طور کامل ببلعد.
این هم یک تمرین معنوی تازه برای تو:
افکارت را زیادی جدی نگیر...
#اکهارت_توله
@lightworkers
دانه های آتشین و سرخ انار نماد باروری و آگاهیست.در داستانهای اسطوره انار تحفهای است که پرسفونه پس از تحمل رنج فراوان در جهان زیرین با خود به دنیای ما انسانها آورده است. پرسفونه پس از خوردن دانههای انار ملکه جهان زیرین میشود و به پختگی و بلوغ و آگاهی دست پیدا میکند.از این رو به تاجی که بر روی میوه انار قرار دارد تاج پرسفونه یا گنجی که نماد آگاهی پس از رنجی طولانی است نیز گفته میشود.
یلدا مبارک دوستان
@lightworkers
یین،ینگ،یلدا
دایرهی جادویی تائو با دو منحنی سپید و سیاهاش در اصل فزونی گرفتن و کاهش یافتن نور را در یک چرخهی کامل گردش زمین به دور خورشید نمادینه میکند. از آنجایی که زمین در مداری مورّب به دور خودش میگردد، در طول یک چرخش کامل به دور خورشید، که آنرا سال مینامیم، فصول به وجود میآیند. این بدان معناست که میزان قرارگیری زمین در برابر نور خورشید همیشه یکسان نیست (در زمستان کمترین و در تابستان بیشترین میزان) و چینیهای باستان به خوبی از این امر آگاه بودند. در هر سال نقطهای وجود دارد که در آن زمین بیشترین سطح تماس را با نور خورشید دارد و این بلندترین روز سال است، آخرین روز بهار، که آنرا انقلاب یا تحول تابستانی نامیدند. درست در شش ماه بعد و در نقطهی مقابل این روز، بلندترین شب سال خودنمایی میکند، چراکه آن زمانیست که زمین کمترین میزان قرارگیری در برابر نور خورشید را دارد. این روز را چینیها انقلاب زمستانی و ایرانیها یلدا نامیدهاند. در حد فاصل این دو نقطهی اوج، خورشید به آرامی سیطره و سپس اُفول مییابد. ترسیم حرکت نور خورشید، شکل زیبای دایرهی جادویی را خلق میکند که نیمی از آن در خدمت خورشید است و نیم دیگر در خدمت ماه، نیمی از آن روز است و نیم دیگر شب، نیمی بهار و تابستان و نیم دیگر پائیز و زمستان است. در این میان دو نقطهی تعادل نیز وجود دارند: شب اول بهار (نوروز) و شب اول پاییز، که به اعتدالین معروف است. در هر دوی این نقاط روز و شب برابرند.
اما آن دو دایرهی کوچک که هر کدام در زمینهی متضاد خود بسان دو چشم قرار گرفتهاند از کجا آمدهاند؟ وقتی خورشید به نقطهی اوج خود در انقلاب تابستانی میرسد، درست در همان لحظه که قله را فتح میکند و در اوج اقتدار خود است به سمت پایین متمایل میشود. نقطهی اوج ثانیهای بیش نمیپاید و بعد از آن تاریکی شروع به جوانهزدن میکند. در اصل نقطهی سیاه واقع در زمینهی سپید، بذر زمستان است که در دل تابستان کاشته میشود و رشد میکند تا به اوج شکوفایی و اقتدار خود در شب یلدا میرسد، ولی یین نیز همچون يَنگ در لحظهی اوج دوام نمیآورد و بذر نور و روشنایی در آن کاشته میشود، که همان دایرهی کوچک سپید در دل تاریکی یین است. چینیها نیک میدانستند که قوانین طبیعت بر آدمیان نیز حکم میراند. از اینرو آنکه در اوج است را تذکر میدهند که حضیض در انتظار است: جوانی جاودان نیست و پیری تو را انتظار میکشد، قدرت با کسی معاملهی مادام نمیکند و ضعف در کمین است. لیکن «مغرور» شدن نه بداخلاقی که در اصل عملی از سر بیخردیست و نشانهی آن است که فرد هستی را به درستی درنیافته است. از سوی دیگر، آنکه در درد و رنج و ناکامیست را بشارت میدهد که این شب تیره نیز سپری میشود و بهاری در راه است. پس «ناامیدی» نیز نه بزرگترین گناه که اشتباهی ساده است، محصول نادیده گرفتن «عینیت» هستی.
اینک زمان پاسخ دادن به پرسشهاییست که در ابتدا برشمردیم. آری، ما بلندترین شب سال را جشن میگیریم، چراکه در آن لحظهی تحویل میخواهیم بیدار باشیم، در لحظهی اوج تاریکی، سردی و خشونت، تا نطفه بستن روشنایی را ببینیم. قرار است تا در کنار هم گرمای وجود خویش را به هم یادآور شویم و امیدوارانه بهار را صدا کنیم. ما در بلندترین شب سال کنار هم جمع میشویم تا به هم بگوییم تاریکی شب نیست، پلیدی زمستان نیست، چون شب روز را متعادل میسازد و زمان آرامش است، و زمستان زمین را آمادهی باری که در تابستان میدهد میکند، بلکه تاریکی زمانیست که چشمانمان بیفروغ و قلبهامان سرد گشته، پلیدی زمانیست که انسانیت در ما خشکیده باشد. سنتها زمانی که با عقل و جان حمایت میشوند زندگی بخشاند و جز این پوست مردهای بیش نیستند...
پایان
#وحید_شاهرضا
@lightworkers
یین،ینگ،یلدا
یلدا چیست؟ چرا باید بلندترین شب سال را جشن گرفت؟ و چرا بلندترین روز سال را جشن نمیگیریم؟ آیا ما ملتی هستیم که شب را میپرستیم!؟ برای اینکه به سئوالهایی که گذشت پاسخ دهم باید ابتدا مقدماتی را از نظر بگذرانم.
شاید کمتر کسی باشد که دایرهی جادویی تائو را ندیده باشد، همان که نیمی سپید (یَنگ) و نیمی سیاه (یین) است و نقطهای سپید در دل یین و نقطهای سیاه در دل ینگ دارد. دایرهی تائو، ریشهای کهن در تمدن چین باستان دارد. آن را نماد تائویسم میدانند، مکتب فلسفیای که لائوتزو فرزانهی افسانهای چین باستان (هفتصد سال پیش از میلاد مسیح) آن را بنیان نهاد. این دایره همچنین نماد «تائیچی چوان» ورزش مخصوص چینیهاست که بر متوازن ساختن متضادها در ذهن و بدن نظر دارد.
شیوهی تفکر لائو تزو چینی و زرتشت ایرانی مشترکاتی با هم دارد؛ هر دوی آنها بر اندیشهی ثنویت یا بر نوعی دیالکتیک اضداد استوار است.تائویسم جهان را حاصل پیوند و همکاری اضداد میداند؛ از یک سو یین است: اصل تاریک، سرد، مادینه، پذیرا، و پرورش دهندهی چیزها و از سوی دیگر یَنگ است، که اصل روشن، گرم، مذکر، فعال و خلاق عالم را نمادینه میسازد. هیچچیز در عالم هستی وجود ندارد و یا امکان وجود نمییابد مگر آنکه ترکیبی از این دو اصل در هیکله و شاکلهی آن نقش بندد، مادینه و نرینه دائما بههم میپیوندند تا زندگی دوباره زاده شود. در واقع این دو اصلِ به ظاهر متضاد و متناقض از پیوندی درونی و ازلی برخوردارند که آنها را نه کثیر که متحد میگرداند. یین و یَنگ در هستیمندیِ بیکلام و نامحسوس تائو یکی هستند و تنها زمانی به ادارک در میآیند که ما به آن میاندیشیم و به واسطهی ذهن خود آنها را جدا از هم ادارک میکنیم، حال آنکه آنها دو روی سکهای واحد هستند...
#قسمت_اول
#وحید_شاهرضا
@lightworkers
اگر شما هم از جمله کسانی هستید که از داشتن اضافه وزن نگرانید،بدانید که نگرانی، خود باعث اضافه وزن می شود.....
یک ذهن سنگین، بدن را سنگین میکند...
اگر شما ذهنتان را گرفتار اضطراب چاق بودن کنید، بدن شما باز سنگینتر خواهد شد.
اغلب مردم وقتی نگرانند، بیشتر می خورند.
هر چه بیشتر در مورد اضافه وزن فکر کنید، سنگینی بیشتری را خلق میکنید.
هر آنچه که فکر میکنید،به همان تبدیل میشوید.
اگر به گفتن این جملهها ادامه دهید که:
«من زیاد میخورم، من نباید زیادی بخورم» بدانید که به طور حتم پر خوری خواهید کرد.
بهترین کار این است که موضوع را فراموش کنید، بعد دیگر آن کار را نخواهید کرد....
برای شروع، اگر حتی بدن شما سنگین است، ذهنتان را سبک کنید...
این اولین قدم است...
بدون داشتن نگرانی، شما میتوانید تغییراتی در رژیم سلامتی خود بدهید...
«پذیرفتن خود آنطور که هستیم کلید حل تمامی مشکلات است»
@lightworkers
درویش، چون زمین باشد،
که همه پلیدی در وی افکنند؛
و همه نیکویی از وی بیرون آید...
#جنید_بغدادی
@lightworkers
مراقبه در بحران
لحظهای آرام باش..
تنها لحظهای...
عمیق شو....
بیندیش...
همه واقعه چیزی جز یک رویا نیست
برای پانزده دفیقه در سکوت بنشینید و در ذهن خود تصور کنید
که تمام جهان یک رویا است....که هست!
دنیا را به صورت رویائی فرض کنید که هیچ چیزی در آن واقعیت ندارد.
همه چیز گذرا است....
به خود بفهمانید همه چیز بزودی ناپدید
میشود....
خودتان هم همینطور .....
شما از روز اول و همیشه که اینجا نبودید و برای همیشه هم اینجا نخواهید بود.
بنابراین هیچ چیزی دائمی و ماندگار نیست.
شاهد باشید...
شما فقط شاهد هستید.
شما مثل کسی که مشغول تماشای فیلم است، فقط شاهد هستید.
بدن خود را ریلکس کنید و برای پانزده دقیقه شاهد باشید.
حتم داشته باشید که میتوانید با مشکل خود کنار بیایید....
این دستور را موقعی هم که احساس می کنید مراقبه کردن برایتان مانند عادت شده است انجام دهید. این دستور مانند دارو است .
دارویی برای تقویت مراقبه یا هنگامی که فشارهای زندگی
مانع مدیتیشن میشوند.....
آرام باشید
هیچ چیز ابدی نیست...
هیچ چیز...
#مراقبه
@lightworkers
معجزهاند انسانهایی که
هر روز میتوانند
در قامت انسان
از نو متولد شوند
و طلوع کنند....
#شیوانی
@lightworkers
بايزيد بسطامی که او را سلطانالعارفين لقب دادهاند وقتی به اتحاد با حق نائل آمد گفت:
سبحانی ما اعظم شأنی.
کسانی که اهل عرفان نيستند و حال او را درک نمیکنند، به او نسبت کفر میدهند.
بايزيد در مناجاتش میگفت: الهی تا با توام بيش از همهام و تا با خودم هستم کمتر از همهام.
و نيز میگفت "عجيب نيست که من تو را دوست دارم زيرا من بندهام و محتاج، عجيب آن است که تو مرا دوست میداری و خداوند و پادشاه و بینياز هستی. "
@lightworkers
مرغی است که مرغ قِدَم مینامندش. گاه هست و گاه نیست. در فصلی که نیست کس نمیداند کجاست.
گویی به اسرار میرود.
اما در فصل بودن،در جزیرۀ مرغان است. و جزیرۀ مرغان همان مکان پر هیاهوست که با برزخ آب محصور است.
مرغ قِدَم آنگاه که در جزیره هست و در مییابد که فصلِ نبودن نزدیک است، با وَلَع تخم میگذارد.
تخمهای بسیار.....
به واقع پیوند او با جزیره، تخمهای اوست. اما او تخمهایش را در لانۀ خویش نمیگذارد،چه لانهای ندارد.او با زیرکی تمام و در پنهانیِ مرموزی تخمهایش را در لانۀ مرغان دگر مینهد و آنگاه به سوی فصل نبودن پر میکشد. این کار همیشگیِ اوست.
قدیم سنتی است عجیب!
مرغان دگر همچنان که بر تخمهای خویش نشستهاند بر تخمهای او نیز نشستهاند. چه بدانند و چه ندانند تخمهای او را نیز پرورش میدهند.و جوجهها یکی یکی سر از تخم بر میآورند…
و چون دوباره فصل بودن فرا میرسد، مرغ قِدَم نیز بال زنان، سر و کلهاش در آسمان جزیره پیدا میشود.
او با طنین صدای آسمانی خویش، جوجه هایش را فرا میخواند.
جوجه ها نیز که این ندا را از عمق وجودشان میشناسند،بسویش پر می کشند.اما داستان به همینجا ختم نمی شود زیرا برخی از جوجههای مرغان دگر نیز که با جوجههای مرغ قِدَم اُنس و الفت گرفته بودند با آنها رهسپار می شوند. و نکته همین است.
یار در یار و با یار.
تنها جوجههایی میمانند که هیچ اُنس و الفتی با آسمان ندارند.آنها سهم تاریکی اند.
ای دوست، انبیاء و اولیاءِ الهی(ع)، مرغ قِدَماند. کلمهشان چون تخمهاست. و چون کلمهشان به تو رسید به واقع تخمها را در وجودت نشاندهاند.
این کلمه هست که حیات بخش است.
اگر جنس اصلی نیستی لااقل با جنس اصلی اُنس بگیر تا هنگام رحیل، تو نیز چون مرغی آشنا به پرواز در آیی و از رنج بِرَهی...
@lightworkers
آیا به دانش بیشتری نیاز داری؟
آیا دانش بیشتر،جهان را حفظ خواهد کرد؟
یا کامپیوترهای سریعتر و تجزیه و تحلیلهای علمیتر و هوشمندانهتر موجب محافظت از جهان خواهند شد؟
آیا در این زمان بشر بیش از همه چیز به انسانیت نیاز ندارد؟
اما خرد چیست و در کجا یافت میشود؟
خرد از توان ساکن بودن ناشی میشود.فقط بنگر و گوش کن.
به چیز دیگری نیاز نیست.
ساکن بودن،نگریستن و گوش دادن،شعور غیرفکری درونت را فعال میکند.
بگذار سکون،گفتار و رفتار تو را هدایت کند....
#اکهارت_توله
@lightworkers
من تو هستم
فیلم کوتاهی از میلس دپنسینس ( فرانسه)
فیلم در دو دقیقه و بیست ثانیه سعی میکند تا چگونگی انتقال احساسات میان انسانها را به تصویر بکشد.
همان سخن مشهور مولانا
این جهان کوهست و فعل ما ندا....
@lightworkers
سلام پرنده ها ...
سلام گنجشک ها، پروانه ها، کبوترها
سلام شمایی که در عشق پَر باز می کنید
در عشق پرواز می کنید
در عشق اوج می گیرید
و در عشق میمیرید
پر پروازتان خسته و ملول مباد.
@lightworkers
برای خروج از احساس پوچی خدمت کنید...
معتقدم بخش مهمی از احساس پوچی جمعی ما به خاطر این مرحله بسیار خودمحور در پروسه تکاملی بشر است که فکر میکنیم همه چیز از «من» آغاز میشود:
من چیزی را میخواهم،
من میخواهم موفق شوم،
من میخواهم پیشرفت کنم
و حتی اینکه من میخواهم تعلق داشته باشم....
خوشبختی واقعی وابسته به رابطه متقابل با محیطی است که در آن پرورش یافتهایم.
همانگونه که در اعماق سلولها میتوکوندری کار میکند و ذرات غذایی را تبدیل به انرژی کرده و به سایر سلولهای بدن میرساند،ما هم اجزای کوچک زیست کرهای بسیار بزرگتر از خودمان هستیم که هیچ تفاوتی بین ما و عقاب و درخت و کرم خاکی قائل نیست....
اگر بتوانیم شبکه رازآلود در پس پرده ظاهری چیزها را ببینیم، متوجه می شویم که ما تنها بدنهایی خلاق تولید کننده در شبکه هستی هستیم و زندگی مان باید در خدمت این زیست کره باشد...
#توکوپا_ترنر
@lightworkers
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
