fa
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

رفتن به کانال در Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

نمایش بیشتر
378
مشترکین
+224 ساعت
+47 روز
+730 روز
آرشیو پست ها
#میل_و_ملال #برزخ_و_جهنم #دکتر_مجتبی_شکوری @lightworkers

چیزی که سبب شده است زنده بودن را تقریبا با ارزش بدانم و بگویم زندگی تقریبا به زیستن‌اش می ارزد، دیدار با قدیسان است،قدیسانی که همه جا حضور دارند مقصودم از قدیسان آنچه شما فکر می کنید نیست. مقصودم از قدیسان، کسانی است که در جامعه ایی که به شکل تکان دهنده ایی بی آبرو است دارند آبرومندانه رفتار و زندگی می کنند‌. #کورت_ونه_گات @lightworkers

#بریده_کتاب شعور و وجدان را میتوان به عضلات تشبیه کرد؛ هر عضله‌ای را که به کار نبریم ضعیف و ضعیف‌تر میشود ... دنیای_سوفی یوستین_گردر @lightworkers

موج کوچک به موج بزرگ گفت: غمگینم. زیرا که من کوچکم و تو بزرگ. موج بزرگ گفت: غم تو از آن است که سِرشت حقیقی خود را نمی‌شناسی.
موج کوچک به موج بزرگ گفت: غمگینم. زیرا که من کوچکم و تو بزرگ. موج بزرگ گفت: غم تو از آن است که سِرشت حقیقی خود را نمی‌شناسی. ما همه آب هستیم. موج بودن‌مان صورت‌هایی گذراست.... موج کوچک نگاهی به زیر پایش کرد و پس از مکثی گفت: فهمیدم. من، تو هستم و تو من هستی. ما همه از یک کل هستیم... و چون آرام گرفتند، دریا دگر باره ساکن شد.... @lightworkers

اما... من عاقبت از اینجا خواهم رفت پروانه‌ای که با شب می‌رفت این فال را برای دلم دید... #شفیعی_کدکنی @lightworkers
اما... من عاقبت از اینجا خواهم رفت پروانه‌ای که با شب می‌رفت این فال را برای دلم دید... #شفیعی_کدکنی @lightworkers

آنان که هوش اجتماعی بالایی دارند؛ 🔸 دیگران را دوست دارند و احترام گذاشتن را آموخته‌اند. 🔸 می‌توانند به راحتی شرایط دیگران را درک کنند و گاهی حق را به آن‌ها بدهند، بدون اینکه احساس غرور کنند. 🔸 برای حل مشکلات اجتماعی می‌شود روی کمک آن‌ها حساب کرد، زیرا آن‌ها غیر از خودشان به دیگران نیز اهمیت می‌دهند و آن‌ها را به خوبی می‌بینند و صدایشان را می‌شنوند. 🔸 این آدم‌ها می‌دانند کی و کجا صحبت کنند. موقعیت‌سنجی‌کرده و هر جا لازم باشد سخن می‌گویند، اما اگر ضرورتی در گفتار نبینند سکوت می‌کنند و فقط شنونده هستند. 🔸 این آدم‌ها اگر در جمعی باشند مدام از افعال مثبت استفاده می‌کنند و دیگران به راحتی می‌توانند انرژی حاصل از کلام مثبت آن‌ها را دریافت کنند 🔸 این آدم‌ها اهل قدردانی هستند. هر جا لازم باشد از عملکرد مثبت افراد قدردانی می‌کنند و از اینکه این اهمیت دادن را به زبان بیاورند هرگز ابایی ندارند. 🔸 آنها تعصب بی‌مورد ندارند و به کسی برچسب نمی‌زنند. آن‌ها به جای تمسخر دیگران مدام احساسات و رفتار خود را پایش می‌کنند. آن‌ها روی رفتار‌های غلط خود تعصبی ندارند و به راحتی می‌توانند خود را تغییر دهند و رفتار‌های خود را اصلاح کنند. ☑️ تقویت هوش اجتماعی باعث می‌شود افراد بتوانند با هرگروه از افراد با مشخصات فکری و اعتقادی مختلف کنار بیایند و به سازگاری مطلوب برسند. می‌توان امید داشت مناقشات پیش آمده میان افراد را بتوان مسالمت‌آمیز و هوشمندانه حل و فصل کرد. اگر این هوش تقویت شود افراد به درک فرهنگی درستی از یکدیگر می‌رسند و می‌توانند اختلافات قومی و فرهنگی را به راحتی بپذیرند و راحت‌تر کنار هم زیست کنند. تقویت این هوش مساوی است با احترام اقوام به یکدیگر و آن وقت کمتر کسی به جوک‌های ساخته شده علیه اقوام و قشر‌های مختلف می‌خندد و دیگران را با دیگران به اشتراک نمی‌گذارد. هوش اجتماعی یعنی یک درک عمیق از مسائل جامعه که همه را به درک درستی از شرایط یکدیگر وا می‌دارد و چون یکدیگر را درک می‌کنند پس بهتر می‌توانند به یکدیگر یاری رسانند. @lightworkers

#بریده_کتاب هرکسی در درونِ خویش یک هسته‌ی نبوغ دارد که همان نطفه‌ی رسالتِ زندگیِ اوست، اگر توفیق یافت که آن را بیابد و بشکفاند، به زندگیِ تمام دست یافته است، مهم نیست که در چه درجه‌ای از درجاتِ اجتماعی باشد. «زندگیِ تمام» آن است که هر‌کسی پیمانه‌ی خود را پُر کند؛ چه دراز عمر باشد و چه کوتاه عمر، چه برجسته و چه گمنام. روزها محمد‌علی اسلامی ندوشن @lightworkers

چندان که چو خورشید به آفاق دویدیم ما پیر به روشندلی صبح ندیدیم #صائب_تبریزی @lightworkers

"قصه گو" اجرا: سعاد ماسی برگردان: طاهره زاج ای قصه‌گو برای ما داستانی بگو داستانی طولانی، گویی که یک رمان است به ما از مردمان آن روزگار بگو از داستانهای هزار‌ و یک شب از لِنجه دختر دیو و از پسر سلطان روزی روزگاری... ما را از این دنیا دور کن روزی روزگاری... که هر یک از ما در قلب خود قصه ای برای گفتن دارد برای ما بگو و فراموش کن که ما بزرگ شده‌ایم ما را کودکانی تصور کن برای ما از بهشت بگو، از جهنم بگو از پرنده ای که در زندگی‌اش هرگز پرواز نکرد ما را با معنای زندگی آشنا کن روزی روزگاری... ما را از این دنیا دور کن روزی روزگاری... که هر یک از ما در قلب خود قصه ای برای گفتن دارد ای قصه گو برای ما بگو، همان‌طور که به تو گفته شد نه بیشتر، نه کمتر که ما هر آن‌چه را که در ذهن توست می‌بینیم بگو تا فراموش کنیم این دوران را و ما را در این دنیای" روزی روزگاری" رها کن یکی بود یکی نبود... @lightworkers

یکی از بهترین چیزهایی که ممکن است از آقای کاموی عزیز آموخت، ضرورت شورش کردن برابر هر قالب و چهارچوبی است که آزادی انتخاب آدمی
یکی از بهترین چیزهایی که ممکن است از آقای کاموی عزیز آموخت، ضرورت شورش کردن برابر هر قالب و چهارچوبی است که آزادی انتخاب آدمی را محدود می‌کند. این شورش البته در ذاتش سرشتی تراژیک دارد چون بارها و بارها محکوم به شکست است اما همین شکست‌ها به ما مجال عمق و وسعت می‌دهد. از این منظر من همیشه شیفته آدم‌هایی هستم که خود را با شغل و رشته یا هنر و مهارت شان تعریف نمی‌کنند یعنی صرفا دکتر فلانی یا استاد بهمانی نیستند، نقاش یا نویسنده، روان‌شناس یا محقق. آدم‌هایی که خودشان هستند و می‌دانند آدمی را نمی‌شود به هیچ کدام اینها خلاصه کرد و در هر کدام‌شان گنجاند زیرا انسان زندگی است و زندگی نامحدود است. آدمهایی که بلدند به هر کدام این قالب‌های از پیش‌تعریف شده نه بگویند چون می‌دانند: " عصیانگر کسی است که نه می‌گوید اما به رغم رد کردن کناره نمی‌گیرد زیرا او کسی است که از همان نخستین حرکت به زندگی آری می‌گوید" @lightworkers

#بریده_کتاب این راست نیست که هرچه عاشق‌تر باشی بهتر درک میکنی. همه‌ی آنچه عشق و عاشقی از من میخواهد فقط درکِ این حکمت است: دیگری نشناختنی است؛ ماتیِ او پرده‌ی ابهامی به روی یک راز نیست، بل گواهی است که در آنْ بازیِ بود و نمود هیچ‌جایی ندارد. پس من در مسرتِ عشق ورزیدن به یک ناشناس غرق می‌شوم، کسی که تا ابد ناشناس خواهد ماند. سِیری عارفانه: من آنچه را نمی‌شناسم می‌شناسم! سخن عاشق رولان بارت @lightworkers

خودت را بهتر کن این است همه‌ی کاری که برای بهتر کردن جهان می‌توان کرد. #لودویگ_ویتگنشتاین @lightworkers
خودت را بهتر کن این است همه‌ی کاری که برای بهتر کردن جهان می‌توان کرد. #لودویگ_ویتگنشتاین @lightworkers

#محسن_نامجو @lightworkers

#خودخوری ماهی در آب است ماهی، خودْ آب است در دلِ آب است در دلْ آب است اما به این و آن‌سو در پی هر سراب است از خودِ آبْ ماهی وقوف نیافته، خواب است اگر هستی را چون آب در نظر آریم و ماهی را هم هستنده بگیریم آن‌گاه همچون ماهی که خودش از آب است هستنده هم خودش عینِ هستی است و همچون ماهی که در آب است هستنده هم درونِ هستی است ماهی بی‌خبر از آب (هستی) در پی خوراک، پی بقاء یا هستندگی است غافل که شکار هم خودش عینِ آب (هستی) است هستنده غافل از هستی در ترسِ از نیستی (نه-هستی) است اما شکارچی هم خودش عینِ هستی است وقتی ماهی شکاری می‌یابد هستی را در قالبِ هستنده‌ای به درون می‌کشد اما درون او مگر جز خودِ هستی است؟ و مگر او خودش به‌جز هستی است؟ پس این خودِ هستی است که خودش را به درون می‌کشد وقتی ماهی شکار می‌شود هستی در قالبِ هستنده‌ای دیگر او را به‌ درون می‌کشد اما مگر آن هستنده هم غیرِ هستی است؟ پس این هستی است که او را به خود می‌کشد به این ترتیب خوردن و خورده‌شدن هر دو یک عمل‌اند زادن و مُردن عینِ هم‌اند تولد لحظه‌ای‌ست که هستی آشکار می‌شود و مرگ لحظه‌ای‌ست که هستی خود را می‌پوشد هستی در عینِ آشکارشدن خود را می‌پوشد همان‌طور که شکار به ماهی بدل می‌شود و در عینِ پوشیدنِ خود، آشکار می‌شود به همان‌‌وقت که ماهی خودْ شکار می‌شود پس مرگ نیست مگر لحظه‌ای که هستی خود را به دیگر شکل می‌هستاند اما لحظه خود چیست؟ اگر این فقط هستی است یک هستی که آشکار می‌شود و پنهان می‌شود آغاز می‌شود و پایان می‌یابد و در عینِ آغازشدن خاتمه می‌یابد و در عین تمام‌شدن می‌آغازد آن‌گاه هیچ قبل و بعدی در کار نیست قبلی همان بعدی است و بعدی همان قبلی خطی در کار نیست یک دایره است یک نقطه است و آن نقطه هم خود نیست یک آن، آنی جاودان هم‌چون قلبی که در میانْ می‌تپد باز می‌شود و مسیر آشکارگی را می‌پیماید بسته می‌شود و ناآشکاره می‌شود بازشدن در خودش، بسته‌شدن در خودش آغاز در خودش، پیمودنِ خودش و به انجام رساندنِ خودش نقطه خودش، دایره خودش مرکز خودش، پیرامون خودش جاذبه خودش، گریز خودش شکار خودش، شکارچی خودش عاشق خودش، معشوق خودش ناظر خودش، منظور خودش قصد خودش، مقصود خودش همه خودش، هیچ خودش تهی خودش، مملو از خودش خودش اندر خودش اندر خودش ماهی در آب و آب در ماهی هستنده در هستی و هستی در هستنده ماهی در آب و ماهیْ خودِ آب است هستنده در هستی و هستندهْ خودِ هستی است نیستی نیست نیستی نه-هستی است هرچه هست هستی است هست است و هست است و هستی است #وحید_شاهرضا @lightworkers

بخشهایی از نامه های يونگ دربارەی افسردگی افسردگی به معنی دقيق كلمه پايين رانده شدن است. هل داده شدن به سوي جهان زيرين. جايی كه ديگر چيزی حس نمی كنی حتی خشم را. يكی از درمانهايی كه من برای افسردگی توصيه ميكنم اين است كه خود را در زيبايی غرق كنيد. لازم نيست خيلی هنری و خاص باشد ولی تمام اطراف خود را از رنگ و صدا و تصوير زيبا انباشته كنيد. خوب بخوريد و خوب بپوشيد. اين در واقع متد خروج از تاريكی است. اما روش دشوار ديگری هم وجود دارد و آن هم تاختن به سوی تاريكی و رفتن به درون است. اين روشی برای آموختن از افسردگی به جای خلاص شدن سريع از آن است. در اين شرايط من با تاريكی تا اخرين حد توانم مبارزه خواهم کرد زيرا معتقدم آدمی نه با تصور نور بلكه با خود آگاهی به تاريكی اش رشد خواهد كرد. يونگ در پايان می افزايد كه چه راه اول را در پيش بگيری و چه راه دوم را، بايد با همه ی قلب و روح درگير شوی. نصفه و نيمه نمی‌شود تجربه‌ای ارزشمند كسب كرد. @lightworkers

راهِ گریزی نبود عشق آمد و جانِ مرا در خود گرفت و خلاص! من در تو همچون جزیره‌ای خواهم زیست... #شیرکو_بیکس @lightworkers