Light Workers🔆
رفتن به کانال در Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
نمایش بیشتر380
مشترکین
+124 ساعت
+37 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
امیدم را لابهلای پیچیدگیهای زندگی از دست نمیدهم...
به آدمها مانند گناهکاران نابخشوده نگاه نمیکنم...
آنها را یکی مثل خودم میبینم با ضعفها و قوتهاشان...
نمیگویم زندگی آسان است و من نا شکستنی،
اما تا آنجا که بشود میمانم شکستگیها را بند میزنم و دوباره از نو شروع می کنم...
اگر چه کمرنگ و گمشده اما نمیگویم عشق وجود ندارد،
در درون خود به دنبالش میگردم،
و در بیرون از خود انتشارش میدهم...
نمیگویم هرگز نترسیدهام، اما همیشه با وجود ترس قدم بعدی را برداشتهام...
با همه فراموشکاریام همیشه به یاد داشتهام به این دنیا آمدم برای بهتر شدن، برای رشد روح، برای یک پله بالاتر رفتن...
امید که میسر شود ...
#پریشان
@lightworkers
دوش در واقعه دیدم که نگارین میگفت
سعدیا گوش مکن بر سخن اعدایت
عاشق صادق دیدار من آنگه باشی
که به دنیا و به عقبی نبود پروایت
طالب آن است که از شیر نگرداند روی
یا نباید که به شمشیر بگردد رایت
#سعدی
@lightworkers
عرفان جلال دین همانا شناخت انسان است نه چیزی دیگر و پیام او این است که در این جهان گهر پر ارزشای یافت شده و آن انسان است و افسوس اگر خود قدر خود را نداند چون چیز دیگری نیست که این را دریابد بجز خود انسان .
انسان دارای بخت مکرر است یک بار مانند همه چیز دیگر که به هستی میآید و یک بار آنکه به هستی خود آگاه میگردد و خود و بزرگی خود را در مییابد زیرا در خود همه چیز را میبیند خاک را آتش را و هر چه در آسمان و زمین است در انسان جای میگیرد و معنی میگیرد و خود از همه آنها جدا است از این رو رقصی که انسان میتواند در هستی به وجود آورد بی نهایت شکوه مند است چون انسان برای خود هیچ حد و اندازهای در نظر نمی گیرد.
او نهایت لطافت هستی است اگر روحی در هستی باشد همانا به صورت انسان در آمده است پرواز انسان با پر عشق است که با آن به همه جا و همه چیز میرسد و همه چیز را با لطافت خود در میآمیزد.
تو فقیری تو فقیری تو فقیر ابن فقیری
تو کبیری تو کبیری تو کبیر ابن کبیری
تو اصولی تو اصولی تو اصول ابن اصولی
تو خبیری تو خبیری تو خبیر ابن خبیری
تو لطیفی تو لطیفی تو لطیف ابن لطیفی
تو جهانی دو جهان را به یکی کاه نگیری
هله ای روح مصور هله ای بخت مکرر
نه ز خاکی نه ز آبی نه از این چرخ اثیری
تو از آن شهر نهانی که بدان شهر کشانی
نشوی غره به چیزی نه ز کس عذر پذیری...
#حضرت_مولانا
@lightworkers
هرگز کسی شور و نشاط شما را نمیرباید...
خود شما با متکی کردن نشاط خود به دیگران
آن را از خود میربایید.....
@lightworkers
انسانی که به شناختِ خويش نرسيده باشد،
بیسوادِ حقيقی است،
هر چند تمام کتابهای دنيا را خوانده باشد!
اگر درونت پر از خشم، نفرت، خودخواهی و غرور، حسادت و زبالههای ديگر است،
بدان که هيچگاه چيزی را نياموختهای و هنوز رشد نکردهای ...
#کريشنا_مورتی
@lightworkers
سوال: انرژی حياتی ما چگونه به هدر می رود؟
انرژی حياتی و درونی با ارزش ما، در راه های بسياری مصرف میشود كه بسياری از اين موارد، همانند دزدانی هستند كه انرژی درونی و با ارزش را به سرقت می برند، بدون اينكه اين كار كوچكترين فايدهای برای ما داشته باشد.
اگر به اعمال خودمان در طول ساعات بيداری توجه كنيم، بيشترين مقدار اين انرژی غارت شده از طريق افكار، گفتار و كردار است.
اول گفتار: اگر به حرفهايی كه میزنيم دقت كنيم، خواهيم ديد كه بسياری از آنها جنس ايگويي دارند. مثلا در در حال حرف زدن، يا در حال غيبت كردن هستيم، يا در حال بدگويی از ديگران هستيم، يا در حال دروغ گفتن هستيم، يا در حال ايراد گرفتن و انتقاد از ديگران و .....
اگر به چيزهايی كه از دهانمان خارج مي شوند دقت كنيم، میبينيم كه بخشی از انرژی حياتی ارزشمند ما، از طريق اين حرفهايی كه هيچ نفعی نه برای خودمان و نه برای ديگران دارد، به هدر میرود...
دوم كردار: اگر متوجه اعمالی كه انجام میدهيم باشيم، بيشتر كارهايی كه انجام میدهيم نيز حالت ايگويی دارند.
اعمال ما بيشتر خودخواهانه انجام می شود يعنی از طريق ايگوی سلف لاو(دوست داشتن خود) و يا در جهت تخريب ديگران يا محيط زيست و يا صدمه به گلها و درختان و حيوانات است. در جهت منافع شخصی است. اگر دقت كنيم، ما هيچ عملی را با عشق و بدون توقع انجام نمیدهيم، حتی در كارهايی مثل عبادت نيز، طمع ثواب و رفتن به بهشت را داريم و اگر كاری را انجام نمی دهيم، از ترس قانون و رفتن به زندان و يا از ترس جهنم است. هيچ كاری را بدون توقع و خالص برای خدايمان انجام نمی دهيم. در هيچ كدام از اعمال ما عنصر عشق ديده نمیشود. اگر كار خوبی انجام میدهيم، میخواهيم كه كار خوبمان ديده شود و يا آن كار خوب را در مقابل چشم ديگران انجام میدهيم تا ديگران ببينند و در چشم آنها خوب جلوه دهيم، چرا كه تائيد آنها برای ما مهم است، چرا كه برای ما مهم است كه ديگران در مورد ما خوب فكر كنند.
سوم افكار: در طول روز با هزاران فكر رو به رو هستيم. هر كدام از اين افكار خام، جنس خاصی دارند كه اگر دقت كنيم، می بينيم كه بيشتر آنها جنس ايگويی دارند. ما با افكارمان يكی میشويم و بخشی از انرژی حياتی ما در اين يكی شدن و هم هويتی با افكار به هدر میرود. بخشی ديگر در اين حوزه، درگير شدن با تخليات پوچ و واهی است. تخليات از ايگوهای مختلف میآيد.
هر حالتی اعم از غيبت، دروغ، حسادت، خشم، شهوت و ... بخشی از انرژی حياتی ما را مصرف میكنند و از بين میبرند. با انجام ندادن هر كدام از اين حالتها، ما از نشت انرژي حياتی با ارزشمان، جلوگيری میكنيم و اگر اين روند ادامه داشته باشد، در آينده انرژی ذخيره شده درونی، صرف انجام كارهای مهمتری خواهد شد كه باعث رشد و ترقی درونی ما میشود.
به اعمال، رفتار و گفتارمان در طول روز دقت كنيم. ببينيم انرژی حياتی با ارزش ما، در چه كاری مصرف میشود؟
#مهدی_آذری
@lightworkers
کندوی عسل میتواند ساختار اجتماعی بسیار پیچیدهای داشته باشد
و انواع مختلف زنبورهای کارگر را در خود جای دهد،
اما تاکنون محققان موفق به یافتن زنبورهای وکیل نشدهاند!
زنبورها احتیاجی به وکیل ندارند،
چون خطر فراموش کردن یا نقض قانون اساسی کندو وجود ندارد.
ملکه، غذای نظافتچیان را با دوز و کلک از چنگشان درنمیآورد و آنها هم هرگز برای حقوق بیشتر اعتصاب نمیکنند.
اما اینها کارِ همیشگیِ انسان است!
#انسان_خردمند
@lightworkers
نشستن درست یکی از ارکان مراقبه است.
این تکنیک یکی از روشهایی است که بودا مورد استفاده قرار میداد و آن را Siddhasan مینامند و راهی برای تجربه بیوزنی در هنگام نشستن است....
در این تمرین لحظهای میرسد که در آن احساس بیوزنی میکنید.
و هدف از حس بیوزنی این است که بدانید شما فقط بدن فیزیکی خود نیستید...
در این هنگام از هیپنوتیزم خارج می شوید.
برای شما احساس وزن و احساس اینکه وجود شما همین بدن فیزیکی است نوعی هیپنوتیزم شدن است.
خروج از این حالت کمک میکند تا به محدوده ماورای ذهن خود برسید.
برای انجام این تمرین روی زمین بنشینید.
ستون فقرات را صاف نگهدارید.
با صاف نشستن، نیروی جاذبه کمترین تاثیر را روی بدن شما بوجود میآورد.
سپس با چشمان بسته بدن خود را کاملاً روی زمین بالانس کنید.
قدری به سمت راست خم شوید و نیروی جاذبه را به خوبی احساس کنید.
بعد قدری به سمت چپ خم شوید و جاذبه را در این سمت حس کنید....
بعد به جلو و بعد به عقب خم شوید تا تجربه جاذبه را در تمام جهات داشته باشید.
سپس با تنظیم بدن خود جایی را پیدا کنید که کمترین وزن را حس کنید.
بعد از این قسمت بتدریج به خود اجازه دهید تا احساس بیوزنی داشته باشید. در این تمرین بعد از مدتی، لحظهای می رسد که کاملاً حس بیوزنی پیدا می کنید.
بعد از این قسمت است که به دنیای کاملاً متفاوتی قدم خواهید گذاشت.
دنیایی که در آن از بدن خود درس می گیرید.
در این دنیا میتوان از سد و محدوده ذهن عبور کرد.
این تکنیک یکی از روشهای بسیار پایهای برای تجربه ذهن آزاد و روان است...
#مراقبه
@lightworkers
ابله
«ابله» کسی است که مدام اعتماد می کند؛ ابله کسی است که به رغم همه ی تجربه های خویش، باز هم اعتماد می کند . او را فریب می دهید ، به شما اعتماد می کند ؛ باز او را فریب می دهید ، او اعتماد می کند ؛ دوباره او را فریب می دهید و او اعتماد می کند. سپس می گویید که او یک ابله است، یاد نمیگیرد. اعتماد او عظیم است ؛ اعتماد او چنان پاک است که هیچکس نمی تواند آن را آلوده کند.
ابله باش به مفهوم تائو ، به مفهوم ذن . کوشش نکن که دیواری از دانش پیرامون خودت ایجاد کنی . هر تجربه ای که به سراغت می آید ، بگذار بیاید ، و سپس آن ر ا رها کن . ذهن خود را مدام پاک کن ، مدام در برابر گذشته بمیر تا در زمان حال بمانی ، اینجا – اکنون ؛ گویی تازه زاده شده ای ، گویی یک نوزاد هستی .
در آغاز این کار بسیار دشوار خواهد بود . جهانیان از تو سوء بهره خواهند برد … بگذار بکنند . آنان بیچاره اند ، حتی اگر مورد فریب و نیرنگ و دزدی واقع شدی ، بگذار اینها اتفاق بیفتد ، زیرا آنچه که به راستی از آن توست نمی تواند دزدیده شود ، آنچه که به راستی از آن توست را هیچکس نمی تواند از تو برباید .
#اشو_ذن_تاروت
«اکثر اهل الجنه البله» بیشتر مردم بهشت بُله هستند. #حضرت_محمد (ص)
آنچه در این روایت باعث تعجب و تحیر برخی شده است، واژه «بُلْه» است. در اینکه این واژه به چه معنا است و شامل چه کسانى میشود، با مراجعه به کتابهای لغت روشن مىشود که بُله در این روایت به معناى احمق و بىخرد نیست. «بُله» جمع «اَبْلَه» (مذکّر) و بَلْهاء (مؤنث) است. ابن منظور در لسان العرب و ابن اثیر در نهایه میگویند: اَبْله کسى است که بَلَه و بلاهت او آشکار است. و بَلَه به معناى غفلت از شرّ، بىتوجهى به آن و خوب نشمردن بدىها است. منظور از بُله در سخن پیامبر اکرم(ص) کسانى هستند که سلامت نفس دارند و دارای سینهای بیکینهاند و به مردم خوش بین. آنان به مسائل دنیا، کم توجهاند و خود را مشغول کارهای آخرت نمودهاند و در امور اخروى خود افرادى زیرک و کیّساند. اما ابله به معنای بیعقلی و بیخردی در اینجا مورد نظر نیست.
عشق چون کشتی بود بهر خواص
کم بود آفت بود اغلب خلاص
زیرکی بفروش و حیرانی بخر
زیرکی ظنست و حیرانی نظر
عقل قربان کن به پیش مصطفی
حسبی الله گو که اللهام کفی
خویش ابله کن تبع میرو سپس
رستگی زین ابلهی یابی و بس
اکثر اهل الجنه البله ای پسر
بهر این گفتست سلطان البشر
زیرکی چون کبر و باد انگیز تست
ابلهی شو تا بماند دل درست
ابلهی نه کو به مسخرگی دوتوست
ابلهی کو واله و حیران هُوست
عقل را قربان کن اندر عشق دوست
عقلها باری از آن سویست کوست
#حضرت_مولانا
@lightworkers
خداوندا
به رسم آن پرستوهای باران خوردهی تا بیکران در کوچ
الهی
چون عبوری روشن از اندیشهی فانوسها
مرا هم
روشنایی بخش
الهی
چون اقاقیهای بیتاب شب باران
مرا بیتاب خود گردان
خدایا
چون شقایقها
که از شبنم هوای عشق میگیرند
و چون گلهای نیلوفر
که بیپروانه
میمیرند
به ماهم عاشقی آموز
الهی
چون شب باران
که میشوید پرمرغان عاشق را
بشوی از دل
بشوی از دیده،
ازپندار
تمام آنچه نازیباست....
@lightworkers
هر عاملی میتواند بدن دردمند را فعال کند،به ویژه اگر آن مورد با الگوی درد پیشین شما هماهنگ باشد...
هنگامی که بدن دردمند آماده است تا از حالت غیرفعال خود خارج شود حتی فکر یا سخن بیغرض یکی از نزدیکان آن را فعال میکند.
بـه نظر میرسد اغلب روابط عاشقانه در مدتی کوتاه تبدیل بــه روابط عشق و نفرت میشوند...
ناگهان عشق تحت تأثیر کوچکترین حرکتی به حملههای وحشیانه ، احساس تنفر یا پس کشیدن کامل محبت تبدیل میشود.
اگر شما در روابط خود هم عشق و هم متضاد آن یعنی حمله ،خشونت عاطفی و مانند اینها را تجربه میکنید به احتمال زیاد وابستگی نفسانی و چسبیدن معتادگونه را با عشق اشتباه گرفتهاید..
نمیتوان یار خود را یک لحظه دوست داشت و لحظه بعد به او حمله کرد...
عشق حقیقی ، هیچ متضادی ندارد....
اگر عشق شما متضادی دارد پس عشق نیست!
بلکه یک نیاز نفسانی شدید بــه درک عمیقتر و کاملتر از خود است...
نیازی که فرد مقابل به طور موقت برآورده میسازد...
#اکهارت_توله
@lightworkers
این تن اسبِ توست
و این عالم آخور اوست....
غذای اسب،
غذای سوار نباشد....
#حضرت_مولانا
#فیه_ما_فیه
@lightworkers
در یک رستوران، یک سوسک ناگهان از جایی پر میزند و روی لباس خانمی مینشیند. آن خانم از روی ترس شروع به فریاد زدن میکند. او وحشتزده بلند میشود و سعی میکند با پریدن و تکان دادن دستهایش سوسک را از خود دور کند.
واکنش او مسری بود و افراد دیگری هم که سر همان میز بودند وحشتزده میشوند. بالاخره آن خانم موفق میشود سوسک را از خود دور کند. سوسک پر میزند و روی لباس خانم دیگری نزدیکی او مینشیند. این بار نوبت او و افراد نزدیکش میشود که همین حرکتها را تکرار کنند!
پیشخدمت به سمت آنها میدود تا کمک کند.
در اثر واکنشهای خانم دوم، این بار سوسک پر میزند و روی پیشخدمت مینشیند.
پیشخدمت آرام میایستد و به رفتار سوسک بر روی لباسش نگاه میکند.
زمانی که مطمئن میشود، سوسک را با انگشتانش میگیرد و به خارج رستوران پرت میکند.
در حالیکه قهوهام را مزه مزه میکردم، شاهد این جریان بودم و ذهنم درگیر این موضوع شد.
آیا سوسک باعث این رفتار هیستریک شده بود...
اگر اینطور بود، چرا پیشخدمت دچار این رفتار نشد؟
چرا او تقریبا به شکل ایدهآلی این مسئله را حل کرد، بدون اینکه آشفتگی ایجاد کند؟
این سوسک نبود که باعث این نا آرامی و ناراحتی خانمها شده بود، بلکه عدم توانایی خودشان در برخورد با سوسک موجب ناراحتیشان شده بود.
من فهمیدم این فریاد پدرم، همسرم یا مدیرم بر سر من نیست که موجب ناراحتی من میشود، بلکه ناتوانی من در برخورد با این مسائل است که من را ناراحت میکند.
این ترافیک بزرگراه نیست که من را ناراحت میکند، این ناتوانی من در برخورد با این پدیده است که موجب ناراحتیم میشود.
من فهمیدم در زندگی نباید واکنش نشان داد، بلکه باید پاسخ داد.
آن خانم به اتفاق رخداده واکنش نشان داد، در حالیکه پیشخدمت پاسخ داد.
واکنشها همیشه غریزی هستند در حالیکه پاسخها همراه با تفکرند.
این مفهوم مهمی در فهم زندگی است. آدمی که خوشحال است به این خاطر نیست که همه چیز در زندگیش درست است. او به این خاطر خوشحال است که دیدگاهش نسبت به مسائل درست است...
@lightworkers
تاملی در رفتارهای کنشی و واکنشی
تاکنون شده که در حال صحبت با کسی ناگهان متوجه شوید سوسکی روی بدن شما راه میرود؟یادتان میآید آن لحظه چکار کردید؟ یا میتوانید تصور کنید که اگر در چنین وضعیتی قرار بگیرید چه خواهید کرد؟
احتمالاً جیغ میزنید و سراسیمه سوسک را پرت میکنید روی هرکسی که در نزدیکی شما ایستاده است! در واقع ما قصد نداشتیم سوسک را به جان او بیاندازیم فقط آنقدر سراسیمه میخواستیم از خودمان دورش کنیم که اصلاً فکر نکردیم داریم کجا پرتش میکنیم.
تلههای زندگی هم مثل همان سوسک عمل میکنند. مرتب از سر و روی ما بالا میروند و ما ناگهان با احساسات وحشتناکی مثل احساس ضعف، بیارزشی و طرد شدن روبرو میشویم و بیشتر ما اصلاً نمیتوانیم این احساسات دردناک را تحمل کنیم و عادت داریم آنها را عین سوسکی چندش آور فوراً از خودمان دور کنیم و کجا میاندازیمش؟ معمولاً توی صورت طرف مقابل! یعنی احساس ترس، خشم یا احساس گناه خود را با پرخاشگری، بداخلاقی، سرزنشگری یا مقایسه کردن او با سایرین توی صورتش تف میکنیم.
پس عجیب نیست که تلههای زندگی (طرحوارهها) روابط عاطفی و بینفردی ما را از هم میپاشند. تصور کنید هربار با کسی آشنا شدهاید و میخواهید صمیمی شوید، مرتب سوسک از سر و رویتان بالا میرود و حال شما را بد میکند، شما هم آنها را پرت میکنید توی صورت طرف مقابل و او هم دست آخر عصبانی و بیزار میشود و ترکتان میکند!
بعضیها از درمانگر انتظار دارند که همین کار را برایشان انجام دهد، سوسک نابکار را پرت کند و حال بدشان زود و فوری خوب شود. در حالیکه پروسه درمان اغلب برعکس است چون لازم است یاد بگیریم که سوسک را فوراً و سراسیمه از خود دور نکنیم! سوسکهای ما همان ترسناکترین افکار و احساساتی هستند که از دیدن و حس کردنشان وحشت داریم و متاسفانه چارهای نداریم جز اینکه یاد بگیریم آنها را تاب بیاوریم!
اگرچه مواجه شدن با سوسکهای روانی به اندازه گفتنش ساده نیست و واقعاً چالش ترسناکیست که باید خودتان انجام بدهید اما اولاً در این راه تنها نیستید و مشاور شما کنارتان است و کمکتان میکند و دوماً فکر کنید اگر این چالش را بپذیرید و یکبار برای همیشه با بزرگترین ترسهایتان روبرو شوید چه میشود؟ اگر تبدیل به فردی شوید که بزرگترین ترسهایش او را نمیترساند چه!؟ کسی که احساس ضعف، بیارزشی یا طرد شدن او را آنقدر بیقرار و درمانده نمیکند که عکس العملهای نامناسبی نشان دهد و بعد پشیمان شود، کسی که وقتی حال بد خود را میبیند، نه تنها از هم نمیپاشد که میتواند آن را مدیریت کند. حتی تصور چنین زندگیای هم شکوهمند است. زندگی بدون ترسهای مرگبار یعنی شما کمر تلهی زندگیتان را شکستهاید و به نظر من به چالش مواجهه با ترس ها میارزد! نظر شما چیست؟
@lightworkers
خوشا به حال گیاهان
که عاشق نورند
و دست منبسط نور
روی شانهی آنهاست....
#سهراب_سپهری
@lightworkers
اگر سودای لیلی بر سرت افتاد؛
مجنون شو
که هر شهری به صحرای جنون،
دروازه ای دارد
#مجذوب_تبریزی
@lightworkers
ذکر ابوبکر وراق قدس الله روحه العزیز
نقلست که فرزندی داشت به دبیرستان فرستاد یک روز او را دید که میلرزید و رویش زرد شده گفت: ترا چه بوده است؟
گفت: استاد آیتی بمن آموخته است که حق تعالی میفرماید
((یوما یجعل الولدان شیبا
آن روز که کودکان را پیر گرداند))
از بیم آیت چنین شدم!
پس آن کودک بیمار شد و هم درآن وفات کرد پدرش بر سر خاک او میگریست و میگفت:
ای ابوبکر فرزند تو بیک آیت چنین شد که جان بداد و تو چند سال خواندی و ختم کردی و درتو اثر نمیکند.
#ابوبکر_وراق
@lightworkers
به دست هایمان توجه کنید،
انگشتهایمان مدام باز و بسته می شوند.
یک بار به درون، یک بار به بیرون... هستیمان نیز همین طور است.
لحظهاى باز میشود، لحظهاى بسته می شود.
گاه دلمان میگیرد.
گاه باز میشود.
این حالتها كه به نظر متضاد میرسند، جوهرهی هستی است.
به پرندهی در حال پرواز نگاه کنید.
به حرکت بالهایش توجه كنید.
یکبار به پایین، یک بار به بالا.
یک غم، یک خوشی.
این طوری است زندگی، متوازن و موزون....
@lightworkers
مست از خانه برون تاختهای یعنی چه؟
ناگهان پرده برانداختهای یعنی چه؟
شاه خوبانی و منظور گدایان شدهای!
قدر این مرتبه نشناختهای یعنی چه؟
هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغول
عاقبت با همه کج باختهای یعنی چه
حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار
خانه از غیر نپرداختهای یعنی چه
#حافظ
@lightworkers
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
