Light Workers🔆
رفتن به کانال در Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
نمایش بیشتر377
مشترکین
-124 ساعت
+37 روز
+530 روز
آرشیو پست ها
سال نو میلادی بر همه دوستان مبارک✨
۲۰۲۶ سالِ فشار و استقامت؛ (آزمون تاب آوری)
سالِ آزمونِ ساختار روان،
و از ما بلوغ میخواهد
و نه شتاب.
بگذاریم شادی، نه بهعنوان هیجان بیرونی،
بلکه بهعنوان نیروی آگاهانه در روان زنده بماند؛
و عشق یگانه معنا همراهمان باشد ،
تا توانِ ادامه دادن را فراهم کند.
باشد که این سال نو،
ما را از واکنش به آگاهی،
از ترس به انسجام،
و از تحمل صرف
به زیستنِ معنادار رهنمون شود.
#سال_نو_میلادی
@lightworkers
سعی نکن لیاقتت را اثبات کنی و خودت را تا حد یک کالا تنزل دهی،به یاد بسپار که بزرگترین تجربهی زندگی از راه آنچه که انجام میدهی به دست نمیآید؛بلکه از طریق عشق و مراقبه به دست میآید...
لائوتزو با جمعی از مریدانش سفر میکردند و به جنگلی رسیدند که صدها هیزم شکن مشغول بریدن درختان بودند.تمام درختان آن ناحیه بجز یک درخت که هزاران شاخه داشت بریده شده بودند.چنان درخت بزرگی بود که ده هزار نفر میتوانستند در زیر سایه ی آن بنشینند.لائوتزو از مریدانش خواست تا بروند و بپرسند که چرا این درخت را
نبریدهاند.آنان پاسخ آوردند که : " این درخت مطلقاً بیفایده است.نمیتوان از آن چیزی درست کرد،زیرا هر شاخهی آن گره های بسیار دارد و چوب صاف در آن پیدا نمیشود.برای سوزاندن هم مفید نیست،زیرا دود آن برای چشم زیان دارد.این درخت مطلقاً بیفایده است؛برای همین آن را قطع نمیکنند. " لائوتزو خندید و گفت : " مانند این درخت باشید.اگر مفید باشی تو را میبرند و تو اثاثی میشوی در خانهی دیگری. اگر زیبا باشی تو را در بازار میفروشند و یک کالا میگردی.مانند این درخت ظاهرا بی فایده باشید !
آنگاه رشد کرده و گسترده میگردی و هزاران نفر در زیر سایهات پناه خواهند گرفت." منطق لائوتزو كاملاً با منطق شما تفاوت دارد.او میگوید : آخرین نفر باش... در دنیا چنان حرکت کن ، گویی که وجود نداری . در رقابت وارد نشو . سعی نکن لیاقت و ارزشت را اثبات کنی ـ نیازی نیست.
بیفایده بمان و خوش باش.ما مردم را با استفادهها و کاربردهایشان اندازه گیری می کنیم.
من نمیگویم که هیچ کار با فایدهای انجام ندهیم.کارهای با فایده انجام بده،ولی به یاد بسپار که بزرگترین تجربهی واقعی زندگی شعف از انجام کارهای بیفایده بدست می آیند : از طریق شعر ، نقاشی ، عشق و مراقبه...
و بزرگترین خوشیها فقط زمانی تو را فرا میگیرد که کارهایی را انجام دهی که نتوان آنها را به سطح یک کالا تنزل داد.
پاداش آن درونی و ذاتی است...
@lightworkers
زندگی با مهارت بیشتری زندگی میشود وقتی که فرد قایق را بادبانی کند به جای اینکه پارو بزند.
بادبانی کردن هوشمندانهتر از پارو زدن است.با پاروها باید از عضلات و تلاشم برای کشیدن خودم روی آب استفاده کنم.
اما با بادبان،اجازه میدهم باد کار را برایم انجام دهد.و حتی ماهرانهتر است وقتی یاد میگیرم که در خلاف جهت باد حرکت کنم و اجازه دهم باد مرا به جلو براند...
این تعادل مشارکت، تمام فلسفهی تائو است. در زبان چینی به آن وو وی میگویند؛ وو به معنای «عدم» و وی به معنای «تلاش» است....
#آلن_واتس
@lightworkers
برو طواف دلی کن که کعبه ی مخفی است
که آن خلیل بنا کرد و این خدا ساخت
#مخفی
«شاهدخت گورکانی» از خوشنویسان و شاعران سبک هندی و فرزند ارشد امپراطور اورنگ زیب.
نام اصلی؛ زیب النٌسا
در ۲۱ سالگی شعر گفتن را آغاز کرد و از همان آغاز تخلص «مخفی» را برگزید تا در پشت آن گناه زن بودن خویش را پنهان کند و از نظرها و طعنه ها و کینه ها مخفی بماند.
@lightworkers
هفت گام هماهنگ شدن با خود
«هماهنگ شدن با خود» در زبان حکما یعنی بازگشت از پراکندگی به یگانگی درون.
۱. صداقت با خود (نه قضاوت)
اولین گام هماهنگی اینه که:
احساستو انکار نکنی
خودتو توجیه نکنی
نقش بازی نکنی
هر روز از خودت بپرس:
الآن واقعاً چه حسی دارم؟
نه اینکه «باید» چه حسی داشته باشم.
۲. یکیکردن گفتار، اندیشه و عمل
ناهماهنگی وقتی شروع میشه که:
یه چیز فکر میکنی
یه چیز میگی
یه کار دیگه میکنی
تمرین ساده:
قبل از هر تصمیم بپرس:
آیا این کار با باورم یکیه؟
۳. شنیدن صدای بدن
بدن اولین پیامرسان روحه.
خستگی
بیقراری
گره گلو
دلدرد بیدلیل
اینها پیاماند، نه مزاحم.
۴. کمکردن سر و صدای بیرون
هماهنگی در شلوغی دوام نمیآره.
حتی:
۱۰ دقیقه سکوت
بدون موبایل
بدون موسیقی
فقط نفس
هر روز.
۵. پذیرش سایهها
هماهنگی یعنی:
خشم، ترس، حسادت، ضعف
را دشمن ندانی.
وقتی انکارشون میکنی، جدا میشی از خودت.
۶. یک «بله» و یک «نه» صادقانه در روز
هر روز:
به یک چیز از دل بگو «بله»
به یک چیز از روی اجبار بگو «نه»
هماهنگی از همینجا ساخته میشه.
۷. یادآوری پرسش اصلی
شبها از خودت بپرس:
امروز چقدر شبیه خودم زندگی کردم؟
نه موفقیت، نه تأیید دیگران؛
شباهت به خود معیار است.
خلاصهی حکیمانه
هماهنگ شدن با خود یعنی:
بهجای جنگیدن با درون،
گوشدادن به آن.
#هماهنگی
#خود
#پراکندگی
#یگانگی
@lightworkers
عقل، بَند رهروانست ای پسر
بند بشکن ره عیانست ای پسر
عقل بند و دل فریب و جان حجاب
راه از این هر سه نهانست ای پسر
چون ز عقل و جان و دل برخاستی
این یقین هم در گمانست ای پسر
مَرد کو از خود نَرفت او مَرد نیست
عشقِ بیدَرد افسانه ست ای پسر
#حضرت_مولانا
@lightworkers
تو باید توانایی "دیده نشدن و دوست داشته نشدن" رو در خودت پرورش بدی،
تا از زندان نظر دیگران آزاد بشی....
#مارک_منسن
@lightworkers
یین و یانگ
همه ما،صرف نظر از جنسیت، انرژیهای زنانه (یین) و مردانه (یانگ) را در درون خود داریم. بیاموزید که چگونه هر دو انرژی را در درون خود بپذیرید تا تعادل و وحدت را ایجاد کنید...
در فلسفه باستانی چین، یین و یانگ نمایانگر دو نیروی متضاد اما مکمل هستند که در جهان و درون هر فرد وجود دارند. یین معمولاً با ویژگیهای زنانه مانند پذیرندگی، شهود و نرمی مرتبط است، در حالی که یانگ با ویژگیهای مردانه مانند عمل، منطق و قدرت مرتبط است.
مهم است که به یاد داشته باشیم که همه ما، صرف نظر از جنسیت بیولوژیکی خود، ترکیبی از هر دو انرژی یین و یانگ را در درون خود داریم. پذیرفتن و متعادل کردن این انرژیها برای دستیابی به هماهنگی و سلامتی کلی ضروری است.
در اینجا چند نکته برای پذیرش هر دو انرژی در درون شما وجود دارد:
یین خود را پرورش دهید:
زمانی را برای استراحت، تامل و ارتباط با شهود خود اختصاص دهید.فعالیتهایی مانند یوگا، مدیتیشن و گذراندن وقت در طبیعت میتواند به پرورش انرژی یین شما کمک کند...
یانگ خود را تقویت کنید:
در فعالیتهایی شرکت کنید که به شما احساس قدرت و هدفمندی میدهند. این میتواند شامل ورزش، دنبال کردن یک سرگرمی یا تعیین اهداف و کار برای رسیدن به آنها باشد...
به دنبال تعادل باشید:
به دنبال ایجاد تعادل بین انرژیهای یین و یانگ خود باشید. این ممکن است به معنای اختصاص زمان مساوی به فعالیتهای یین و یانگ یا یافتن راههایی برای ترکیب هر دو انرژی در زندگی روزمره شما باشد. به عنوان مثال، میتوانید با انجام یک تمرین یوگای قدرتمند، انرژیهای یین و یانگ خود را در یک فعالیت ترکیب کنید....
با پذیرفتن و متعادل کردن انرژیهای یین و یانگ در درون خود، میتوانید به حس بیشتری از هماهنگی، صلح و رضایت در زندگی خود دست یابید...
@lightworkers
هورقلیا
هورقلیا- ظاهراً از کلمه ٔ عبری «هبل قرنیم » گرفته شده که هبل به معنی هوای گرم و تنفس و بخار، و قرنیم به معنی درخشش و شعاع است و رویهم ترکیب به معنی تشعشع بخار است ... نخستین کسی که پس از اسلام این کلمه را استعمال کرده است تا آنجا که می دانیم شیخ اشراق سهروردی است.وی در حکمةالاشراق گوید: «و قد یصعدون الی السماء مع ابدان فیلتصقون ببعض السادة العلویة و هذه احکام الاقلیم الثامن الذی فیه جابلق و جابرص و هورقلیا ذات العجایب ». برگردان فارسی-- ((«و گاه برخی با همین بدنهای عنصریشان به آسمانها عروج میکنند و در آنجا به برخی از ارباب و سادات علوی (موجودات نورانی عوالم بالا) میپیوندند.
اینها احکام و اسرار اقلیم هشتم است؛ همان اقلیمی که در آن جابلقا و جابرسا و هورقلیا، شهر شگفتانگیز و عجایبآسا، قرار دارد.»))--شهرزوری و قطب الدین شیرازی نیز عبارت فوق را در شرح حکمةالاشراق توضیح دادهاند. شیخ احمد احسائی در مؤلفات خود بارها این کلمه را به کار برده و شرح داده است. سیدکاظم رشتی و حاج محمدکریم خان و حاج ملاهادی سبزواری نیز این کلمه را در مصنفات خود به کار بردهاند: «هورقلیا هم عالمی است از عوالم که خداوند خلق فرموده است. مراد از آن عالم اجمالاً عالم امثال است یعنی عالم صور، اگرچه در مقام تفصیل، سماوات آن عالم را هورقلیا و ارض آن عالم را جابلقا و جابرسا می گوییم، ولی گاه در کلام حکما کل آن عالم را با جمیع مراتب عالم هورقلیا می گویند و گاه اقلیم هشتم می گویند به این مناسبت که حکما و علمای قدیم این زمین را بر هفت اقلیم و هفت قسمت قرار داده اندو عالم هورقلیا چون فوق این اقالیم است و از حدود ظاهر این اقالیم خارج است، اقلیم ثامنش می گویند...». شیخ احسائی در کتاب شرح الزیارة گوید: «انسان را دو جسم و جسد است : اما جسد اول مرکب از عناصر زمانیه است و این جسد مانند جامه ای است که انسان آن را می پوشد و از تن بیرون می آورد، آن را نه لذتی است و نه المی ، نه طاعتی و نه معصیتی ... حاصل آن که این جسد از انسان نیست ... و اما جسد دوم جسد باقی است و آن طینتی است که انسان از آن آفریده شده و در گور او باقی میماند آن گاه که زمین جسد عنصری را بخورد و هر جزء از وی پراکنده گردد و به اصل خویش ملحق شود. پس بخش آتشی به آتش پیوندد و بخش هوائی به هوا و بخش آبی به آب و بخش خاکی به خاک بازگردد. جسد مزبور مستدیراً باقی ماند و این جسد انسان است که نه زیاد و نه کم شود و در قبر پس از زوال جسد عنصری که کثافت و اعراض از آن است ، باقی ماند و آن گاه که اعراض مسمی به جسد عنصری زایل گردد دیدگان حسی آن را نبینند. ازاین رو چون جسد پوسیده و محو گردد، چیزی یافته نشود چنان که بعضی گفته اند که جسد معدوم شود و چنین نیست، بلکه در آن در قبر خویش است اما دیدگان مردم دنیا، به علت کثافتی که در ابصار است، آن را ننگرند و چیزی را جز از نوع خویش نبینند و چون خدای سبحانه، بعث آفریدگان را اراده کند بر همه ٔ زمین آبی از دریای زیر عرش ببارد سردتر از برف و آن را صاد گویند و آن در قرآن مذکور است، پس روی زمین را دریایی فراگیرد که به بادها تموج پذیرد و اجزای هر شخص مصفا گردد و اجزای جسد وی در قبر او مستدیر، یعنی به هیأت بنیه ٔ وی در دنیا، جمع گردد. و اجزایی از زمین با او مزج شود پس در قبر وی بروید چنان که سماروغ در رُستن خویش پس چون اسرافیل در صور بدمد روانها پرواز گیرند، هر روانی بسوی گور جسد خویش ،و در آن داخل شود. پس زمین از آن شکافته گردد. آنگاه ایشان ایستادهاند و نظر کنند و این جسد باقی از زمین هورقلیاست و آن جسدی است که بدان حشر و داخل بهشت و دوزخ شوند. در تئوسوفی به جسم مثالی یا نجمی یا هورقلیایی که مخصوص عالم ملکوت یا معنویات است قائل اند». وجودی میان جسمانیات و مجردات و ظاهراً این کلمه مأخوذ از نام هراقلیطس است که وجود را صیرورت می شمارد و منکر وجود ثابت است. بدن هورقلیائی؛ قالب مثالی.
#سهروردی
#ابن_عربی
#هورقلیا
#شیخ_احسانی
@lightworkers
بحر کو آبی به هر جو میدهد
هر خسی را بر سر و رو مینهد
کم نخواهد گشت دریا زین کرم
از کرم دریا نگردد بیش و کم
#امیرحسین_ماحوزی
#حضرت_مولانا
#مثنوی_معنوی
@lightworkers
ما آرزو داریم
از طریق دیگران آنچه را که در خود
به تحقق نمیرسانیم،تجربه کنیم.
ما انتظار داریم جاهطلبیهایمان از طریق فرزاندانمان برآورده شود.
ما میخواهیم توسط شخص دیگری پر از عشق شویم وقتی که نتوانستهایم منابع توانایی "دوست داشتن درون خود"
را کشف کنیم...
@lightworkers
زاهدی مهمانِ پادشاهی بود.
چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که ارادتِ او بود و چون به نماز برخاستند بیش از آن کرد که عادتِ او بود تا ظنِّ صلاح در حقِّ او زیادت کنند.
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
کاین ره که تو میروی به ترکستان است
چون به مَقامِ خویش باز آمد سفره خواست تا تناولی کند.پسری داشت صاحب فِراست. گفت:ای پدر،باری به دعوت سلطان طعام نخوردی؟
گفت: در نظرِ ایشان چیزی نخوردم که به کار آید.
گفت: نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید...
ای هنرها نهاده بر کفِ دست
عیبها برگرفته زیرِ بغل
تا چه خواهی خرید ای مغرور
روزِ درماندگی به سیمِ دغل...
هزار و یک رو داریم، یکی برای خانه، هزار و یکی برای خیابان.
هزار و یک چهره داریم، یکی برای خود، هزار و یکی برای دیگران.
خدا هم یکی از آن دیگران است.با صورتک ایمان و نقاب مسلمانی، میخواهیم او را هم بفریبیم.
اما راهی که به سعادت میرود و به رستگاری میرسد رو به صورتکیان و نقابیان بسته است.
ریا صورتکی است که میشود با آن گاهی مردم را فریفت اما حقیقت، طاقت ندارد که تا همیشه پشت نقاب بماند.
بیرون میآید و خود را فاش میکند.
جهان، مردمان بیصورتک را دوستتر دارد و خدا انسان بیریا را.
اما هزاران سال است که مردمِ بیصورتک نایابند و انسان بیریا کیمیاست...
تو در برابر دیگران چه میکنی؟
لباس تزویر به تن میکنی یا پیراهن صاف و ساده اخلاص و راستی را؟
#عرفان_نظرآهاری
@lightworkers
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
