fa
Feedback
Mohammad Ali Biabani

Mohammad Ali Biabani

رفتن به کانال در Telegram
1 408
مشترکین
+224 ساعت
+167 روز
+3030 روز
آرشیو پست ها
واحدها و نوحه های سال‌های قبل

واحد و زمزمه سال ۱۴۰۳ به سبک حالم و ببین

پیام صوتی02:26

نوحه یا مذیب.pdf2.26 KB

نوحه یا مذیب.docx0.30 KB

پیام صوتی02:45

واحد سال 1404.pdf2.15 KB

واحد سال 1404.docx0.29 KB

Mobin, [Jun 26, 2025 at 01:52] پیش زمینه محرم لشکریان عشق، سینه زنان وارالله به یاد تمام، گذشتگان این درگاه بسم الله و بالله و فی سبیل الله مظلوم حسین غریب حسین آقا حسین مولا حسین رو کنم بین مزارم روی به سوی کربلا موقع دفنم بیارید خاک کوی کربلا بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا یبن یاسین ابی عبدالله یبن طه ابی عبدالله یبن الحیدر ابی عبدالله یبن الزهرا ابی عبدالله ابی عبدالله

پیام صوتی02:31

پیش زمینه محرم لشکریان عشق، سینه زنان وارالله به یاد تمام، گذشتگان این درگاه بسم الله و بالله و فی سبیل الله مظلوم حسین غریب حسین آقا حسین مولا حسین رو کنم بین مزارم روی به سوی کربلا موقع دفنم بیارید خاک کوی کربلا بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا یبن یاسین ابی عبدالله یبن طه ابی عبدالله یبن الحیدر ابی عبدالله یبن الزهرا ابی عبدالله ابی عبدالله

یا مذیب الکبد الحری یا اباعبدالله* ای که آتش زده ای ما را یا اباعبدالله ای سوز هر جگر، ای در دلم شرر داغ به دل نشسته ای عشق سر جدا، ای هدیه خدا در هر دل شکسته مرا بسوزان حسین جان حسین جان حسین جان سیدالعطشان حسین جان حسین جان حسین جان ای حسین جان حسین *ای كسی كه جگر سوزان را ذوب كرده ای

﷽ "برای شهادت جوادالائمه صلوات الله علیه" چه کسی این همه احسان به گدایان دارد که جگرگوشهٔ سلطان خراسان دارد هر چه حرف است بگویید که گوش شنواست هر چه درد است بیارید که درمان دارد به گدایی درش اهل کرم می‌نازند خانه‌اش سائل از این دست فراوان دارد چه پدر را به پسر یا چه پسر را به پدر این دو سوگند، فیوضات دوچندان دارد ای ولیعهد! مرا هم ز عنایت بپذیر رعیتی را که امان نامه ز سلطان دارد مشهد و باب جوادش به همه ثابت کرد که اجابت فقط از سمت تو امکان دارد مطمئنا به کرمخانهٔ تو رو نزده‌ست هر که در خانهٔ خود سفرهٔ بی‌نان دارد هر زمانی که خدایی خدا پایان یافت یا جواد بن رضا جود تو پایان دارد حتم دارم که جزایش گل لبخند رضاست هر که در ماتم تو دیدهٔ گریان دارد بی‌سبب ارث نبردی ز غریبی حسن چاره‌ای نیست غم فاطمه تاوان دارد دست و پا می‌زنی و همسر تو دست افشان اشک می‌ریزی و او هم لب خندان دارد علت هلهله زهراست که می‌دانستند دم آخر پسر فاطمه مهمان دارد کاش آرام تنت را به سر بام برند کاش می‌شد که بفهمند تنت جان دارد زیر خورشید تنت سوخت ولی می‌دانم که لبت زمزمهٔ جدی العریان دارد خواهری نیست تو را تا که ببیند بر خاک بدنت رد سم تازهٔ اسبان دارد دختری نیست تو را تا که ببیند در طشت خیزران قصد مصاف لب و دندان دارد محمدعلی بیابانی @MohammadAliBiabani

﷽ "برای شهادت جوادالائمه صلوات الله علیه" ای حجره ات غریب ترین جای این جهان در قتلگاهت.... آه... کسی نیست روضه خوان جز مادری جوان که ز جان آه می کشد هنگام دست و پا زدنت با قدی کمان بغداد شد مدینه و مردی که باز هم در خانه اش ز کینه همخانه داد جان جعده است ام فضل و تو هم مجتبی ولی آن پست تر از این و تو مظلوم تر از آن انقدر بی کسی که به دستور همسرت مشتی کنیز مست که رقاص و شادمان... ... با سوز ناله های تو بر طبل می زنند تا نشنوند داد دلت را در آن میان انقدر بی کسی که تنت را کشان کشان دادند روی بام به دستان آسمان اما برای اینکه نسوزد تنت ببین از مشهد آمدند تمام کبوتران آه از تنی که زیر شررهای آفتاب پوشیده بود پیکرش از نیزه و سنان محمدعلی بیابانی @MohammadAliBiabani

برای ایران مظلوم مقتدر ” ایران تن است و ما همه اعضای پیکریم این خاک خانه ایست که با جان بر آن دریم کرد و بلوچ، ترک و عرب، زیر پرچمش با هر نژاد و مذهب خواهر-برادریم ایران من! نفس به هوای تو می‌کشیم ایران من! فقط به هوای تو می‌پریم خود را فروخت آنکه اقامت خرید و رفت ما عشق را به قیمت جان از تو می‌خریم بر خون گذاشت پا و گذشت از وطن ولی لعنت به ما اگر که از این خاک بگذریم «ما را سریست با تو که گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم» روزی هزار بار برای تو جان دهیم تا که تو را به دست امام زمان دهیم محمدعلي بياباني ‏@MohammadAliBiabani

#اجتماع_به_عشق_وطن 🔊| شعرخوانی 📅| پنجشنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۵ 🎙| کربلایی محمد بیابانی 🔹#مکتب_الزهرا (س)

﷽ "برای بقیع و شهادت امام صادق علیه‌السلام" قسم به غربت خاكي كه فوق تفسير است هواي شعر براي بقيع دلگير است نفس كشيدن بين غبارها سخت است سرودن از حرم بي مزارها سخت است چگونه شعر بگويد دلي كه مي گيرد الا بقيع! چرا شاعرت نمي ميرد قرار نيست تو را بي سبب بهانه كنم ولي بگو كه دلم را كجا روانه كنم كبوتري كه در اين خانه لانه داشته است در آستان رضا آشيانه داشته است چگونه باخبر از آن سراي درد و غم است دلش خوش است كه نامش كبوتر حرم است بقيع، سامره و كربلا و مشهد نيست در اين سرا خبري از رواق و گنبد نيست بقيع مثل نجف نيست تا كه مهمانش به راحتي بنشيند ميان ايوانش ولي بقيع، بهشتي ست با چهار مزار بقيع مژده سالي ست با چهار بهار چهار مظهر غربت چهار تن مظلوم چهار قبر غريب از چهارده معصوم فقط ميان بقيع است اين قرار و تمام به يك سلام شوي زائر چهار امام ولي نه، آه دلم ناتمام مانده هنوز به سينه حسرت عرض سلام مانده هنوز سلام از عمق دل ديده اي كه پُر ابر است به مادري كه بدون حرم نه بي قبر است اگر سلام تو آتش به سينه ات افروخت از آن دري ست كه روزي ميان آتش سوخت مرا ببخش! نمي خواهم آتشت بزنم چگونه گويم از آن روز، خاك بر دهنم ز هرُم شعله ي در ياس را كه پژمردند در آن هجوم علي را به ريسمان بردند ميان تلخي آن صحنه ي غبارآلود شكست قامت مرد و مدينه شاهد بود از آن غروب غم انگير چند سال كذشت كه باز خاطره ي كوچه از خيال گذشت مدينه همدم اندوه دودمان علي ست و باز شاهد مردي ز خاندان علي ست... ...كه باز آمده آتش در آستانه ي او هزار شكر كه محسن نداشت خانه ي او رسيده اند كه از باغ، لاله را ببرند امام صادق هفتاد ساله را ببرند تصورش چقدر سخت مي شود اي واي بزرگ طايفه در كوچه مي دود اي واي كسي نگفت مگر پيرمرد بردن داشت؟! تن نحيف مگر تازيانه خوردن داشت؟! ميان گريه ي آرام او بلند نخند به دست بي رمقش لااقل طناب مبند ميان سينه ي او روضه ي مدينه به پاست طنين روضه اش از واي مادرش پيداست عزيز فاطمه را بي اراده مي بردند همه سواره و او را پياده مي بردند دويد و از نفس افتاد پشت آن مركب دويد و از نفس افتاد گفت يا زينب اگرچه رفت ولي قامتش خميده نبود به ني مقابل چشمش سر بريده نبود اگرچه رفت ولي سلسله به شانه نداشت به جاي جاي تنش رد تازيانه نداشت محمدعلي بياباني ‏@MohammadAliBiabani

🌹🌹🌹 🇮🇷🏴🇮🇷 #دفاع_مقدس #مرجع_مجاهد #شهید_آیت_الله_امام_خامنه_ای ویژه سال حزن #محمد_بیابانی 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ @Bipelak_ir امسال که نیستی کجایی آقا؟ همراه امام و شهدایی آقا؟ سید علی حسینی خامنه ای تو زینت هفت سین مایی آقا .

" برای رهبر شهیدم" قبل از سپیده بود که باران شروع شد هنگامه‌ی سحر، شب هجران شروع شد داغی مهیب قلب اذان را شکسته بود گویا غمی دل رمضان را شکسته بود بغضی عمیق داشت گلوگیر می‌شد و شعری که بی اراده سرازیر می‌شد و شعری که بی‌مقدمه بغضش شدید شد وقتی خبر رسید که آقا شهید شد آقا شهید شد خبرش داغ داغ بود اخبار حاکی از غم تلخ فراق بود داغی که از شراره‌ی آن آتشم هنوز باور نمی‌کنم که نفس می‌کشم هنوز اخبار گفت و روز امیدم سیاه شد مهمان سفرهٔ سحرم اشک و آه شد ای آه! صبر کن نفس حبس سینه شو ای اشک! بغض بین گلو باش کینه شو این بغض ها نه از سر ضعف است و خامشی‌ست این کینه زور کیفر روز پدرکشی‌ست آری پدر! همانکه فدا شد برای ما ما زنده‌ایم و اوست که جان داد جای ما کوهی که در مقابل هر درد ایستاد آن سروقامتی که چنان مرد ایستاد مردی که بود برتر از این خاک رتبه اش پشت عدو شکست به هر تیغ خطبه اش مردی که روح غیرت و عزم و اراده بود وقتی که رفت روی زمین ایستاده بود مردی که در جدال هراس از اجل نداشت دیدید عشق بی بدل ما بدل نداشت مردی که از هوی و هوس پای پس کشید تا انتها هوای وطن را نفس کشید مردی که دل به هیچ کسی جز خدا نداد جان داد و یک وجب هم از این خاک را نداد مردی که میرسید به مقصود جاده اش جانم فدای زندگی صاف و ساده‌اش مردی که پیشوا و زعیم دیار بود اما عباش مثل علی وصله دار بود مردی که گفت گرچه ز اولاد حیدرم از خاک پای قنبر او نیز کمترم مردی که خود حسین زمان یزید شد اول حبیب گشت و در آخر شهید شد مردم اگرچه شست ز جان دست تا ابد اما شهید خامنه ای هست تا ابد خالی نبود و نیست در این راه مشت ما مردم خدای خامنه ای هست پشت ما قلبش نمی‌تپد ضربانش هنوز هست او رفته و امام زمانش هنوز هست مردم به آرمان ولی اقتدا کنید مردم چنان علی به علی اقتدا کنید جنگ است جنگ پاکدلان با پلیدها این سو حسین مانده و آن سو یزیدها این سو سپاه عاشق مولای مومنین آن سو رژیم ابرهه و بعل و اپستین دیگر مجال نیست، برادر شتاب کن مانده فقط سیاه و سفید انتخاب کن امروز فتنه نیست نگو پرده حائل است اکنون فقط محاربه ی حق و باطل است بی شک شب سیاه ستم تار می شود دارد جهان تب زده بیدار می شود این خانه غیر خانه ی یک عنکبوت نیست فریاد کن بلند شو وقت سکوت نیست این رود تا همیشه خروشان هنوز هست آری مسیر سرخ شهیدان هنوز هست ای دل در این مسیر تو هم تا ابد بمان خرج از علی بگیر، بگو حق مدد بمان ای دل نمیر، زنده بمان و شهید شو در جنگِ سردِ یأس، سلاح امید شو بغض غریب حنجره را خرج راه کن داریم می رسیم به مقصد، نگاه کن در گردباد حادثه‌ها کوه می‌شویم ما را چه غم ز موج بلا، نوح می‌شویم گرچه شکسته آینه، برّنده‌تر شدیم ما کشته داده‌ایم ولی زنده‌تر شدیم عمریست تیغ خشم به دندان گرفته‌ایم جان داده‌ایم و در عوضش جان گرفته‌ایم آغوش قبر وعده شیرین کام ماست ما و هراس مرگ؟! شهادت مرام ماست احول عاشق قرنی را شنیده ای؟ آیا فمن یمت یرنی را شنیده‌ای؟ با مرگ تازه وعده ی دیدار می‌رسد جان از بدن همینکه رود یار می‌سد با مرگ تازه وقت ملاقات می‌شود جان راه مادر سادات می شود در خاک مرگ لاله ی امّید کاشتیم یک عمر با امام رضا وعده داشتیم خوشبخت آن کسی که ادا کرده دِین را هنگام احتضار ببیند حسین د عشق حسین ریشه ی ما بار و برگ ماست از چشم یار اگر که بیفتیم مرگ ماست ————————- معنای مرگ در سر ما داغ روضه هاست مرگ اشک های جاری آقای کربلاست آن لحظه ای که بار خجالت کشیده بود همراه تیر آه مصیبت کشیده بود آن لحظه ای که در وسط دشت آب شد شرمنده ی نگاه غریب رباب شد ————————- معنای مرگ در دل ما داغ کوچه هاست مرک اشکهای جاری چشمان مجتباست روزی که قلب کوچک او تند می تپید دنبال مادرش وسط کوچه می دوید ————————- معنای مرگ در سر ما داغ روضه هاست مرگ اشک های جاری آقای کربلاست آن لحظه ای که دست عموی حرم شکست ارباب ما به گریه صدا زد قدم شکست آن لحظه ای که رفت به افلاک آه او آن لحظه ای تیر کشید از نگاه او ————————- معنای مرگ در سر ما چیز دیگر است خون گریه ی حسین سر نعش اکبر است آن لحظه ای که سرو دوعالم شکسته بود آقای ما کنار جوانش نشسته بود ————————- معنای مرگ در سر ما چیز دیگریست مرگ اشک های جاری هر روز مادریست... ... کز چشم های بی رمقش خواب رفته است از درد، جسم زخمی او آب رفته است دستش گمان کنم دگر از کار مانده است گویا در آتش در و دیوار مانده است گیرم ز درد دست به پهلو گرفته است دیگر چرا ز شوهر خود رو گرفته است چندیست در کمین عزایش نشسته اند آنانکه بار شیشه ی او را شکسته اند محمدعلي بياباني @MohammadAliBiabani