💠نگین مهولات💠
اخبار لحظه ای شهرستان مه ولات اخبار داغ و فوری ایران و جهان ◀ ارسال خبر ، مطلب و تبلیغات : 👉 @neginmahvelatadmin
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام 💠نگین مهولات💠
کانال 💠نگین مهولات💠 (@neginmahvelat) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 10 182 مشترک است و جایگاه 18 163 را در دسته اخبار و رسانهها و رتبه 30 534 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 10 182 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 06 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -756 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -36 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 14.23% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 8.55% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 1 451 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 872 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 8 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند نگین, ولات, مهوله, حاج, عبدل تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“اخبار لحظه ای شهرستان مه ولات
اخبار داغ و فوری ایران و جهان
◀ ارسال خبر ، مطلب و تبلیغات :
👉 @neginmahvelatadmin
”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 07 سپتامبر, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته اخبار و رسانهها تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 07 سپتامبر | 0 | |||
| 06 سپتامبر | 0 | |||
| 05 سپتامبر | 0 | |||
| 04 سپتامبر | 0 | |||
| 03 سپتامبر | 0 | |||
| 02 سپتامبر | 0 | |||
| 01 سپتامبر | 0 |
| 2 | دردسر جدید ایلان ماسک برای حذف فرمان و پدال!
🔹ورود تاکسیهای بدون فرمان و پدال تسلا به خیابانهای تگزاس، با واکنش تند پلیس راهور و سازمان ایمنی جادههای آمریکا روبهرو شد.
🔹علت این واکنش پلیس آن است که تسلا بدون گرفتن مجوزهای رسمی، فرمان و پدال را بهطور کلی از خودرو حذف کرده و قوانین ایمنی فعلی را که بر اساس رانندۀ انسانی نوشته شده، زیر پا گذاشته است.
🔹این جنجال قانونی در حالی آیندۀ تاکسیهای خودران را در هالهای از ابهام قرار داده که حذف امکان کنترل دستی، ترس و عدم اعتماد شدیدی میان رانندگان و سرنشینان ایجاد کرده است.
🌐نگین مه ولات
🆔 @neginmahvelat | 243 |
| 3 | 🔻نجات ۳۰۰ نفر پس از آتشسوزی در یک هتل آپارتمان در مشهد
مقامهای آتشنشانی در مشهد میگویند پس از آن که طبقات زیرین یک هتل آپارتمان در مشهد دچار حریق شد، امدادگران توانستهاند حدود ۳۰۰ نفر را از محوطه سالم بیرون بیاورند و آتش را اطفاء کنند.
سخنگوی آتشنشانی مشهد محل آتش سوزی را هتلآپارتمانی در خیابان آخوند خراسانی این شهر اعلام کرده است.
🌐نگین مه ولات
🆔 @neginmahvelat | 233 |
| 4 | محمدرضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، به خبرگزاری دولتی ایرنا گفت: «در مذاکرات، کسی نباید کوتاه بیاید و دچار وادادگی شود و اکنون باید از موضع قدرت مذاکره کنیم، عزت، شرافت و مصلحت نظام جمهوری اسلامی را باید با تمام وجود حفظ و از آن صیانت کنیم و همواره مراقب باشیم.»
باهنر ادامه داد: «در طول ۴۷ سال استقرار نظام جمهوری اسلامی، هیچگاه آغازگر جنگ نبودهایم؛ اما قدرت پدافندی و دفاعی خود را آنقدر ارتقا دادهایم که هر دستی که بخواهد به تجاوز علیه ایران اسلامی دراز شود، آن دست را قطع خواهیم کرد.»
🌐نگین مه ولات
🆔 @neginmahvelat | 41 |
| 5 | نرخ سوم بنزین به ۱۰ هزارتومان افزایش یافت
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت گفت نرخ سوم بنزین از بامداد ۱۷ شهریور به لیتری ۱۰ هزار تومان افزایش مییابد.
سهمیه ماهانه ۶۰ لیتر بنزین با نرخ لیتری ۱۵۰۰ تومان و ۵۰ لیتر با نرخ لیتری ۳۰۰۰ تومان بدون تغییر باقی میماند.
🌐نگین مه ولات
🆔 @neginmahvelat | 238 |
| 6 | 🌷حاج محمد تقیپور از آن انسانهایی بود که حضورش در میان مردم با خاطره و محبت همراه بود. نام او برای بسیاری از دوستان و هممحلهایها، یادآور سالهای دور، مجالس شادی، خندهها، دیدارها و روزهایی است که در کنار هم زندگی را با همهی سادگی و صمیمیتش تجربه میکردند.
❤️ او فقط پدر شش دختر داغدار نبود؛ دوست و هممحلهای عزیز بسیاری از مردم کوچه بالاده و همشهریان و همولایتیهای ما بود. به همین دلیل امروز جمعیت زیادی در مراسم او حاضر شدند تا نشان دهند محبت و دوستی واقعی، حتی پس از مرگ نیز از یاد نمیرود.
🙏 از تمامی دوستان حاج محمد عزیز، بچههای محلهی کوچه بالاده، هممحلهایها، همشهریان، همولایتیها و همهی عزیزانی که در مراسم خاکسپاری حضور یافتند و با خانوادهی داغدار او همدردی کردند، صمیمانه تشکر و قدردانی میکنیم.
🙏حضور شما، همراهی شما، اشکهای شما، دعاهای شما و حتی سکوت سنگینتان در کنار مزار حاج محمد، برای خانوادهی آن مرحوم معنای بزرگی داشت.
در روزهایی که خانوادهای عزیزی را از دست میدهد، هیچ هدیهای ارزشمندتر از حضور دوستان و آشنایان و هیچ تسکینی بالاتر از همدلی مردم نیست.
🙏 از همهی کسانی که از دور یا نزدیک پیام تسلیت فرستادند، تلفنی جویای حال خانواده شدند، در مراسم تشییع و خاکسپاری شرکت کردند و با خانوادهی حاج محمد عزیز همراه شدند، سپاسگزاریم. شما نشان دادید که هنوز در میان مردم ما، مهر، معرفت، وفاداری و انسانیت زنده است. حضور پرشور شما در این مراسم، سنگینی این داغ را از بین نمیبرد، اما قطعاً تحمل آن را برای خانوادهی داغدار آسانتر میکند.
🙏و اما دختران عزیز حاج محمد؛ میدانیم هیچ کلمهای نمیتواند جای خالی پدر را برای شما پر کند. هیچ جملهای نمیتواند آرامش را به خانهای بازگرداند که صدای پدر از آن رفته است. میدانیم که از این پس هر گوشهی خانه، هر خاطره، هر مناسبت و هر روز خاص، شما را به یاد پدر مهربانتان خواهد انداخت. اما باور داشته باشید که محبتهایی که حاج محمد در دل شما کاشته، هرگز از بین نخواهد رفت. پدر شما در لبخندها، رفتارها، خاطرات و خوبیهایی که از او به یادگار دارید، همچنان زنده خواهد بود.
🙏پدران از دنیا میروند، اما پدری کردنشان هرگز تمام نمیشود. دستهایشان از کنار ما دور میشود، اما دعای خیر و خاطراتشان تا سالها در زندگی فرزندانشان جاری میماند. حاج محمد امروز در میان ما نیست، اما نامش در قلب شش دختر عزیزش، در خاطرات دوستانش، در ذهن بچههای محلهی کوچه بالاده و در یاد همهی کسانی که او را میشناختند، زنده خواهد ماند.
🙏خدایا، به حرمت اشکهای پاک دختران حاج محمد، به حرمت دلهای شکستهی خانوادهاش و به حرمت دعای خیر دوستان و همشهریانش، روح این عزیز سفرکرده را غرق رحمت و آرامش خود قرار بده. خدایا، به خانوادهی محترم تقیپور، بهویژه شش دختر داغدارش، صبر، شکیبایی و توان ادامهی راه عطا کن و دلهایشان را با یاد و نام پدر مهربانشان آرام ساز.
روح شادروان حاج محمد تقیپور شاد، یادش گرامی و نامش تا ابد در قلبها ماندگار باد.
پدر مهربان شش دختر داغدار
دوست عزیز مردم
هممحلهای قدیمی کوچه بالاده
صدای آشنای خاطرات سالهای دور
خداحافظ حاج محمد عزیز.
❤️ امروز جسمت را به خاک سپردیم، اما محبتت را در قلبهایمان نگه خواهیم داشت.
تو از میان ما رفتی، اما خاطراتت، مهربانیهایت و نام نیکت تا همیشه در میان ما باقی خواهد ماند.
💥 مراسم دومین روز اسمانی شدن حاج محمد تقی پور فردا دوشنبه 16 شهریورماه از ساعت 16 در مسجد حاج احمد عبدل اباد برگزار میشود
🌐نگین مه ولات
🆔 @neginmahvelat | 920 |
| 7 | 💥 قسمت سوم و پایانی مراسم خاکسپاری شادروان حاج محمد تقی پور در روز یک شنبه 15 شهریور ماه سال 1405
🙏من سه کلیپ تهیهشده از مراسم خاکسپاری حاج محمد عزیز را در ابتدا تقدیم میکنم به شش دختر بزرگوار این شادروان؛ دخترانی که امروز با تمام وجود نشان دادند پدرشان چه جایگاه بزرگی در قلبشان داشته است.
این کلیپها شاید تنها گوشهای کوچک از آن همه احساس باشد؛ گوشهای از دلتنگی، اشک و عشقی که در این مراسم جاری بود. باور کنید دوربین ما توان ثبت و ضبط همهی آن احساسات عمیق را نداشت. بعضی لحظهها آنقدر سنگین و پر از اندوه بودند که حتی نگاه کردن به آنها نیز دل انسان را میلرزاند.
😢دوربین فقط میتواند تصویر را ثبت کند، اما نمیتواند عمق یک آه را نشان دهد؛ نمیتواند سنگینی دل یک دختر را در لحظهی از دست دادن پدر به تصویر بکشد
نمیتواند تمام بغضی را که در گلوی عزیزان حاج محمد مانده بود، ضبط کند و نمیتواند آن عشق پنهانی را که در نگاهها موج میزد، بهطور کامل به مخاطب منتقل کند. برای دیدن و درک کردن این همه احساس، باید در آنجا حضور میداشتید؛ باید از نزدیک میدیدید 👇👇👇👇👇👇
🌐نگین مه ولات
🆔 @neginmahvelat | 883 |
| 8 | 💥 قسمت دوم مراسم خاکسپاری شادروان حاج محمد تقی پور در روز یک شنبه 15 شهریور ماه سال 1405
🌷حاج محمد تقیپور با مهربانی، خوشرویی و محبت فراوانی که نسبت به دخترانش داشت، چنان در دل آنان جای گرفته بود که امروز نبودنش برایشان باورکردنی نیست.
❤️ انسان وقتی با محبت زندگی میکند، محبتش در دل اطرافیان ریشه میدواند و پس از رفتنش، همان محبت به شکل اشک و دلتنگی دوباره به سوی خودش بازمیگردد. امروز میشد بهوضوح دید که آن همه مهربانی حاج محمد در وجود دخترانش زنده است و چگونه سالها محبت، توجه و پدری کردن، پیوندی عمیق میان او و فرزندانش ساخته است.
بیتابی این شش دختر، فقط اندوه از دست دادن یک پدر نبود
فریاد سالها خاطره بود. خاطرهی صبحهایی که پدر در خانه حضور داشت، شبهایی که صدایش در خانه میپیچید، روزهایی که با لبخند و خوشرویی کنار فرزندانش مینشست، لحظههایی که با یک جملهی ساده آرامشان میکرد و روزهایی که بودنش برای دخترانش معنای امنیت و آرامش داشت. امروز همهی آن خاطرات در میان اشکهایشان دوباره زنده شده بود.
👇👇👇👇👇
🌐نگین مه ولات
🆔 @neginmahvelat | 844 |
| 9 | 💥 قسمت اول مراسم خاکسپاری شادروان حاج محمد تقی پور در روز یک شنبه 15 شهریور ماه سال 1405
💥مراسم خاکسپاری شادروان حاج محمد تقیپور، فقط بدرقهی پیکر یک انسان به سوی خانهی ابدی نبود؛ صحنهای بود سرشار از عشق، دلتنگی، اشک، خاطره و احساساتی پاک و عمیق که هر دل بینندهای را به لرزه درمیآورد.
🌷امروز همه آمده بودند تا با مردی مهربان، دوستداشتنی و خاطرهساز وداع کنند؛ اما در میان آن همه جمعیت، آنچه بیش از هر چیز دلها را به درد آورد، بیتابی و دلتنگی شش دختر عزیز و بزرگوار حاج محمد برای پدرشان بود.
😢 شش دختر داغدار، هر کدام با چشمانی اشکبار و قلبی شکسته، در فراق پدر بیتابی میکردند. نالههایشان، اشکهایشان و آن لحظههایی که از شدت دلتنگی به سر و صورت خود میزدند، نشان میداد که حاج محمد برای دخترانش فقط یک پدر نبود
پناهی امن، تکیهگاهی محکم، مهربانی همیشگی و تمام دنیای آنان بود.
❤️در آن لحظات، عشق پاک پدر و دختر به زیباترین و غمانگیزترین شکل ممکن خود را نشان داد؛ عشقی که نه با رفتن پدر پایان مییابد و نه با گذشت زمان از بین میرود.
👇👇👇👇👇👇
🌐نگین مه ولات
🆔 @neginmahvelat | 857 |
| 10 | ❤️مادری که سالها پیش، فرزند کوچکش، شادروان علی تقیپور، را در آغوش خاک پذیرفته بود، امروز به استقبال فرزند دیگرش میرود.
❤️ مادری که همیشه برای سلامتی و آرامش فرزندانش دعا میکرد، اکنون در جهان باقی، آغوش مهربان خود را برای حاج محمد گشوده است.
🙏 چه قاب غریبی است دیدار دوباره مادر و فرزند؛ دیداری که برای ما با اشک و اندوه همراه است، اما شاید برای آنان، آغاز آرامشی ابدی و پایان سالها دوری باشد.
🌷 امشب، شادروان کبری تگرگی در کنار همسر گرامیاش، شادروان حاج آقای تقیپور، میزبان فرزند دیگرشان، حاج محمد عزیز، خواهند بود. پدر و مادر و برادری که سالهاست در آرامستان عبدلآباد آرام گرفتهاند، امشب فرزند عزیزشان را در میان خود جای خواهند داد؛ گویی خانوادهای که روزگار آنان را از هم جدا کرده بود، بار دیگر در کنار یکدیگر جمع میشوند.
❤️ چه کسی میتواند اندوه چنین دیداری را وصف کند؟
چه کسی میتواند بگوید دیدن مادری که به استقبال فرزندش میرود، چه حالی دارد؟
چه کسی میتواند عمق غربت این لحظه را درک کند؛ لحظهای که یک دوست قدیمی، پس از سالها زندگی و خاطره، به خانهای بازمیگردد که پدر، مادر و برادرش در آن آرام گرفتهاند؟
❤️ حاج محمد جان، دوست قدیمی و هممحلهای عزیزمان، خانه نو مبارکت باد.
همآغوشی با مادر مهربانت، پدر بزرگوارت و برادر عزیزت، شادروان علی تقیپور، بر تو مبارک باد.
🙏 تو سالها برای شادی دیگران خواندی و دلهای زیادی را شاد کردی؛ امیدواریم امروز نیز در خانه ابدیات، در کنار عزیزانت، به آرامشی برسی که شایسته قلب مهربان و رفیقدوست توست.
🙏 ما هرگز شبهای شادی، مجالس عروسی و خاطرات سالهای دور را فراموش نخواهیم کرد. صدای مظلوم، صمیمی و دوستداشتنیات همچنان در گوشمان خواهد ماند. هر بار که از جشنهای قدیمی، از روزگار دهههای ۶۰ و ۷۰ و از مردانی که شادی را به خانههای مردم میآوردند سخن بگوییم، نام تو نیز در میان خاطراتمان زنده خواهد شد.
❤️ رفتن تو پایان خاطراتت نیست؛ آغاز ماندگاری نامت در دل کسانی است که تو را دیدهاند، صدایت را شنیدهاند و در کنار تو خندیدهاند. تو از میان ما میروی، اما صدایت در کوچههای خاطراتمان باقی میماند در خانههایی که روزی با خواندن تو غرق شادی شدند و در دل مردمی که هنوز مهربانی و بیریاییات را به یاد دارند.
🙏 از همه همشهریان، همولایتیها، دوستان، آشنایان و هممحلهایهای عزیز دعوت میکنیم امروز، یکشنبه ۱۵ شهریورماه، ساعت ۱۷، با حضور گرم و معنوی خود در آرامستان عبدلآباد، در مراسم خاکسپاری و آخرین وداع با این رفیق بامرام، بامعرفت، با محبت و دوستداشتنی مان شرکت فرمایند.
🙏 حضور شما، تسلیبخش دل خانواده داغدار و نشانهای از قدرشناسی نسبت به مردی است که سالها در شادیهای مردم شریک بود. بیایید در آخرین لحظه، دست دوستی و محبت را به یاد حاج محمد به یکدیگر بدهیم و با حضور خود نشان دهیم که خوبیهای او هرگز از یاد نخواهد رفت.
❤️ حاج محمد عزیز،
رفیق قدیمی، هممحلهای مهربان و صدای ماندگار شادیهای سالهای دور
امروز برای آخرینبار بدرقهات میکنیم، اما خاطراتت را برای همیشه در دل نگه خواهیم داشت. آرام بخواب در کنار مادر، پدر و برادرت. خداوند تو را در پناه رحمت بیکران خویش جای دهد و به خانواده و همه دوستداران تو صبر و شکیبایی عطا فرماید.
❤️ روح بلندت شاد، یادت گرامی و نامت برای همیشه در خاطرات عبدلآباد ماندگار باد.
🌐نگین مه ولات
🆔 @neginmahvelat | 1 217 |
| 11 | ❤️آخرین دیدار با حاج محمد تقیپور ( امروز ساعت 17 در ارامستان عبدل اباد)
امروز، یکشنبه ۱۵ شهریورماه، ساعت ۱۷، در آرامستان عبدلآباد، برای آخرینبار با مردی بزرگوار، مهربان و دوستداشتنی وداع خواهیم کرد
مردی که در دهههای ۶۰ و ۷۰، شادی را به خانههای ما میآورد و با صدای گرم و حضور صمیمیاش، به مراسمهای عروسی و جشنهای ما صفا و شور میبخشید.
😢 امروز غم از دست دادن همان دوستی که سالها شادی را به خانههای ما میآورد، خودمان را در سوگ و اندوه فرو برده است.
امروز صدای شادی خاموش است و جای آن را آه، دلتنگی و اشک گرفته است. امروز قرار است برای آخرینبار در کنار پیکر پاکش حاضر شویم و او را تا آرامگاه ابدیاش بدرقه کنیم.
در گفتوگویی که حدود یک سال پیش با حاج محمد تقیپور داشتیم، او با دلی پر از امید و ارادت از مادرش، شادروان کبری تگرگی، یاد کرد و گفت:
🙏 «میخواهم مادرم شادروان کبری تگرگی برای سلامتی و شفایم دعا کند.»
چه جمله ساده و سوزناکی بود؛ جملهای که شاید در آن روز تنها یک آرزوی قلبی و یک امید مادرانه در ان نهفته بود، اما امروز معنای دیگری پیدا کرده است. 👇👇👇👇
🌐نگین مه ولات
🆔 @neginmahvelat | 1 157 |
| 12 | 📣 کشف بیش از ۷کیلوگرم انواع مواد مخدر در انتظامی شهرستان مه ولات
✅ فرمانده انتظامی مه ولات از دستگیری بیست خرده فروش مواد مخدر و کشف ۷ کیلو ۸۰۰ گرم انواع مواد مخدر در این شهرستان خبر داد.
✅ سرهنگ احمد جعفری در این خصوص گفت: اجرای طرح آرامش در شهر با برخورد قاطع با توزیع کنندگان پس از هماهنگی های قانونی توسط پلیس مبارزه با مواد مخدر انجام شد.
✅ وی افزود: مامورین پلیس مبارزه با مواد مخدر به سرپرستی سروان سنجیده رئیس پلیس آگاهی و مبارزه با مواد مخدر و با همکاری کوپ های شهرستان طرح آرامش در شهر اجرا و ضمن دستگیری بیست نفر خرده فروش ، در بازرسی از مخفیگاه های متهمان حدود ۷کیلو و ۸۰۰ گرم انواع مواد مخدر سنتی و صنعتی کشف گردید.
این مقام انتظامی خاطرنشان کرد: متهمان پس از تشکیل پرونده مقدماتی جهت سیر مراحل قانونی به مراجع قضایی معرفی شدند.
🌟✨ معاونت فرهنگی و اجتماعی فرماندهی انتظامی شهرستان مه ولات ✨🌟
💠 @policekhorasan_razavi
💢باما همراه باشید:👇
https://zil.ink/negaheno01
🌐نگین مه ولات
🆔 @neginmahvelat | 1 028 |
| 13 | 😢حاج محمد تنها یک نام در میان نامهای ما نبود او بخشی از خاطرات جمعی ما بود. بخشی از شادیهای جوانیمان، بخشی از شبهای عروسی و جشنهای محله، بخشی از صداها و نغمههایی که در خانهها و کوچههای قدیمیمان میپیچید و دلهای خسته مردم را شاد میکرد.
🙏 همه ما با حاج محمد دنیاهایی از خاطره داریم؛ خاطراتی که هرکدام برای خودشان قصهای بلند و شنیدنی هستند. او در دهههای شصت و هفتاد، پای ثابت بسیاری از مجالس عروسی و شادی مردم محله و روستا بود.
هرجا مراسمی برپا میشد، هرجا خانهای به شادی فرزندش چراغانی میگشت، هرجا صدای خنده و دستزدن مردم در کوچهها میپیچید، حاج محمد نیز با آن صدای مظلوم، صمیمی و دوستداشتنیاش در میان مردم حضور داشت.
❤️ برای شادی ما میخواند؛ نه از سر معامله، نه برای چشمداشت و پاداش، بلکه از روی محبت، رفاقت و علاقهای که به مردم و شادی آنان داشت.
🙏 برای مجالس شادیمان سنگ تمام میگذاشت و با حضورش گرما و صفای خاصی به مراسم میبخشید. او خوب میدانست چگونه با صدای خود دلها را به هم نزدیک کند و چگونه شادی را در خانهای که فرزندش راهی خانه بخت میشد، چند برابر سازد.
❤️ صدای حاج محمد فقط یک صدا نبود؛ صدای بخشی از روزگار ما بود. صدایی که با خاطراتمان گره خورده بود؛ با خانههای قدیمی، با حیاطهای پر از مهمان، با چراغانی کوچهها، با سفرههای ساده و صمیمی، با مردمی که در شادی و غم کنار هم میایستادند. صدایی که وقتی از دور شنیده میشد، همه میفهمیدند امشب در یکی از خانههای محله، جشن و سروری برپاست.
❤️چه بسیار شبهایی که مردم با صدای او خندیدند، دست زدند و شادی کردند. چه بسیار عروسها و دامادهایی که آغاز زندگی مشترکشان با حضور و خواندن او همراه شد. چه بسیار خانوادههایی که امروز، وقتی خبر رفتنش را شنیدهاند، حتماً خاطرات سالهای جوانی و جشنهای قدیمیشان برایشان زنده شده است. شاید امروز و امشب بسیاری از مردم محله، در گوشهای از خانه خود، به یاد آن صدا و آن روزگار نشسته باشند و با خود بگویند: «یادش بخیر، چه روزهایی داشتیم.»
❤️ در میان این همه خاطره، یادمان نمیرود شب پنجم بهمنماه سال ۱۳۷۵ را؛ شبی که بچههای محله کوچه بالاده، در شب دامادی حاج محمد، لباس دامادی بر تنش کردند و در کنارش ماندند. شبی که همه در کنار او جمع شدند، خواندند، خندیدند و شادی کردند.
❤️ حاج محمد در طول سالهای زندگیاش، بیآنکه شاید خودش بداند، برای بسیاری از ما خاطره آفرید. گاهی انسانها نمیدانند که حضورشان چه اثر عمیقی بر زندگی دیگران دارد. نمیدانند یک لبخندشان، یک آوازشان، یک همراهی سادهشان یا یک شبنشینی صمیمانهشان، سالها در ذهن و دل دیگران باقی میماند. حاج محمد نیز از همین انسانها بود؛ مردی که شاید زندگی سادهای داشت، اما رد پای حضورش در خاطرات بسیاری از مردم محله و روستا باقی مانده است.
😢 امروز که او از میان ما رفته است، تازه بیشتر میفهمیم که چه بخشی از گذشتهمان را با خود برده است. با رفتن او، تنها یک انسان از جمع ما جدا نشد؛ بخشی از صدای آن سالها، بخشی از شور و حال مجالس قدیمی، بخشی از صفای محله و بخشی از خاطرات دهههای شصت و هفتاد نیز آرامآرام به خاطرهای دور تبدیل شد.
🙏درگذشت حاج محمد تقیپور را به خانواده محترم، فرزندان، بستگان، دوستان و همه مردم شریف شهرما عبدل اباد تسلیت عرض میکنیم.
در این غم بزرگ، خود را شریک اندوه خانواده داغدارش میدانیم و از خداوند متعال میخواهیم روح آن مرحوم را قرین رحمت واسعه خویش قرار دهد و به بازماندگان صبر، آرامش و شکیبایی عطا فرماید.
❤️ حاج محمد عزیز، رفتی؛ اما خاطراتت هنوز در کوچههای محله ما نفس میکشند. هنوز صدایت در گوشمان طنینانداز است، هنوز شب دامادیات را به یاد داریم، هنوز شادیهایی را که برایمان ساختی فراموش نکردهایم و هنوز نامت با بسیاری از بهترین روزهای جوانیمان گره خورده است.
❤️تو امروز با دنیایی از خاطرات شیرین و خوبیهایی که در گذر زمان برایمان به یادگار گذاشتی، از میان ما رفتی؛ اما یقین داشته باش که در دل ما زنده خواهی ماند. هرگاه از عروسیهای قدیمی، از جشنهای دهههای شصت و هفتاد، از شبهای صمیمی محله و از صداهای آشنای آن روزگار سخن بگوییم، نام تو نیز در میان خاطراتمان خواهد درخشید.
روحت شاد، یادت گرامی و نامت برای همیشه در دفتر خاطرات مردم این محله و ای شهر ماندگار باد.
خداوند صدای مهربانت را در بهشت جاودان طنینانداز کند و تو را در آغوش رحمت خویش جای دهد.
حاج محمد عزیز، بدرود؛
رفیق قدیمی، هممحلهای مهربان و صدای ماندگار شادیهای سالهای دور.
💥تاریخ و ساعت خاکسپاری شادروان متعاقبا در همین گروه و کانال اعلام خواهد شد
🌐نگین مه ولات
🆔 @neginmahvelat | 1 223 |
| 14 | 😢مرداد و شهریورِ بیرحم بدرود با شادروان حاج محمد تقیپور
😢 انگار این مرداد و شهریور لعنتی هنوز دست از سرمان نمیخواهند بردارند
هنوز زخم رفتن شش جوانمان در مرداد و شهریور ماه امسال تازه است
هنوز دلهایمان از آن داغهای سنگین آرام نگرفته و هنوز نام و خاطرهاش در گوشهوکنار ذهنمان زنده است
😢که این صبحدم، پانزدهم شهریورماه، خبر تلخ دیگری بر سرمان آوار شد؛ خبر پرکشیدن و آسمانی شدن دوست قدیمی و هممحلهایمان، شادروان حاج محمد تقیپور.
😢 چه سخت است صبح را با چنین خبری آغاز کردن؛ صبحی که باید با روشنایی و امید همراه باشد، اما ناگهان با خبر خاموش شدن چراغ وجود یکی از عزیزانمان، رنگ دیگری به خود میگیرد.
😢 لحظاتی قبل خبردار شدیم حاج محمد تقیپور، آن مرد مهربان، دوستداشتنی و آشنای سالهای دور، برای آخرین بار چشمان مهربانش را به روی این جهان فانی بست و از میان ما پر کشید و آسمانی شد.
❤️ اما مگر میشود گفت او از میان ما رفته است؟ مگر میشود خاطرات سالهای دور را از دل و ذهن مردم یک محله و یک روستا پاک کرد؟
👇👇👇👇👇👇
🌐نگین مه ولات
🆔 @neginmahvelat | 1 180 |
| 15 | 🙏مهر نزدیک است
ماه مهر و مدرسه، ماه امید و مهربانی.
🙏به امید روزی که هیچ کودکی برای داشتن یک مداد، محتاج نگاه نگران بزرگترها نباشد
اما تا رسیدن آن روز، بیایید ما همان دستهای مهربانی باشیم که یک مداد ساده را به هدیهای بزرگ، یک لبخند کودکانه را به خاطرهای ماندگار و آغاز یک سال تحصیلی را به شروعی پرامید تبدیل میکنند.
❤️ بیایید همراه شویم
بیایید مهربانی را تمرین کنیم
بیایید برای کودکان شهرمان، مهر را واقعاً سرشار از مهر و محبت کنیم
🙏بچههای کمپین مهربانی عبدلآباد آمادهاند
دلهایشان پر از عشق است،
دستهایشان برای خدمت بالا رفته
و عزمشان را جزم کردهاند تا گل مهر و محبت را در قلب کودکان شهرمان بکارند.
اکنون نوبت ماست که همراهشان شویم.
همراه شو عزیز...
❤️ مهر دارد فرا میرسد.
بیایید برای کودکان شهرمان، مهر را سرشار از مهر کنیم.
بیایید لبخند بکاریم، امید هدیه بدهیم و دستهای کوچک کودکان را برای ساختن آیندهای روشنتر بگیریم.
🌐نگین مه ولات
🆔 @neginmahvelat | 752 |
| 16 | ❤️وقتی یک کودک کیف مدرسهاش را در آغوش میگیرد، دفترهای نو را ورق میزند، مدادهای رنگی خود را نگاه میکند و با شوق وسایلش را در کیف میگذارد، در حقیقت فقط یک کالا دریافت نکرده است او محبت دریافت کرده، توجه دیده و احساس کرده که در این دنیا تنها نیست.
🌷 او میفهمد کسانی هستند که به شادیاش اهمیت میدهند. کسانی هستند که نمیخواهند او به دلیل شرایط مالی خانوادهاش احساس شرمندگی کند. کسانی هستند که دوست دارند او با آرامش و لبخند وارد مدرسه شود و مانند دیگر کودکان، سال تحصیلی خود را با امید آغاز کند.
کودکی که فقط لبخند میخواهد
❤️ کودکان، در سادهترین شکل ممکن، شادی را تجربه میکنند. آنان هنوز گرفتار پیچیدگیها و هیاهوی دنیای بزرگترها نشدهاند.
برای شاد شدن، به چیزهای عجیب و گرانقیمت نیاز ندارند؛ گاهی یک مداد، یک دفتر یا یک توجه ساده برایشان کافی است.
🍃 کودکی که در آستانه آغاز مدرسه قرار دارد، فارغالبال از همه هیاهوهای دنیا، تنها به دنبال یک لبخند واقعی است
لبخندی که کسی با محبت بر لبهایش بنشاند. او دوست دارد مانند دوستانش با وسایل نو وارد مدرسه شود، دفترهایش را ورق بزند و با افتخار مدادهای خود را در دست بگیرد.
🌷 این کودکان، چیزی بیشتر از حق طبیعی خود نمیخواهند. آنان سهمی از شادی، آموزش و امید میخواهند. آنان میخواهند دیده شوند و بدانند که جامعه، شهر و مردم اطرافشان به فکر آنها هستند.
🙏 بیایید اجازه ندهیم هیچ کودکی به خاطر ناتوانی مالی خانواده، از این شادی ساده محروم شود. بیایید کاری کنیم که روز اول مدرسه، برای همه کودکان شهرمان روزی شیرین و خاطرهانگیز باشد؛ نه روزی همراه با نگرانی، خجالت و مقایسه خود با دیگران.
🙏 در این روزها، بچههای کمپین مهربانی عبدلآباد آستین همت را بالا زدهاند و عزم خود را جزم کردهاند تا در آغاز مدارس امسال، گل مهر و محبت و شادی را در قلب کودکان نیازمند شهرمان بکارند.
آنان میخواهند با همراهی مردم، بخشی از دغدغه خانوادههایی را کم کنند که در تهیه لوازم مدرسه فرزندانشان با مشکل روبهرو هستند.
🙏 هدفشان تنها جمعآوری کیف و دفتر و مداد نیست
هدفشان ساختن لبخند است، بازگرداندن امید است و کمک به کودکانی است که باید با آرامش و دلگرمی قدم به مدرسه بگذارند.
کمپین مهربانی عبدلآباد، حرکتی از جنس مردم و برای مردم است؛ حرکتی که بر پایه اعتماد، همدلی، حفظ آبرو و کمک خالصانه شکل گرفته است.
در چنین حرکتهایی، هرکس به اندازه توان خود سهمی دارد. یکی میتواند چند دفتر تهیه کند، دیگری یک کیف مدرسه، فردی بستهای از لوازمالتحریر آماده کند و شخصی نیز با کمک مالی، در تأمین نیازهای این کودکان شریک شود.
حتی معرفی یک خانواده نیازمند، رساندن صدای آنان به گوش افراد توانمند و تشویق دیگران به همراهی، خود نوعی کمک و مهربانی است.
🙏 هیچ کمکی کوچک نیست. شاید یک بسته مداد برای ما ساده باشد، اما برای یک کودک، نشانهای از توجه و محبت است.
شاید چند دفتر، مبلغ زیادی نباشد، اما میتواند نگرانی یک مادر را کم کند. شاید خرید یک کیف مدرسه برای ما تنها یک کار روزمره باشد، اما برای کودکی که مدتها با کیف کهنه یا بدون کیف به مدرسه رفته، میتواند خاطرهای شیرین و ماندگار بسازد.
🪴 ما نمیدانیم کمک ما در زندگی یک کودک چه اثری خواهد داشت. شاید همین وسایل، انگیزه او را برای درس خواندن بیشتر کند. شاید همین توجه، اعتمادبهنفس او را بالا ببرد. شاید همین محبت باعث شود در آینده، خودش نیز دست کودکی دیگر را بگیرد و این زنجیره مهربانی را ادامه دهد.
🌷 جامعه با همین رفتارهای کوچک انسانی ساخته میشود. با همین دستهایی که بیمنت یاری میکنند، با همین دلهایی که برای شادی دیگران میتپند و با همین انسانهایی که در روزهای سخت، کنار هم میایستند.
❤️ مهر یعنی محبت
چه زیباست که نام نخستین ماه سال تحصیلی، «مهر» است. گویی این نام به ما یادآوری میکند که آغاز مدرسه تنها با دفتر و کتاب و کیف معنا پیدا نمیکند
بلکه باید با مهر و محبت همراه باشد.
مهر یعنی به فکر کودک دیگری بودن.
مهر یعنی نگرانی خانوادهای را کم کردن.
مهر یعنی فرصت برابر برای آموختن.
مهر یعنی پاک کردن غبار غم از چهره یک دانشآموز.
مهر یعنی کاشتن گل لبخند در دلهایی که شاید مدتهاست شادی واقعی را تجربه نکردهاند.
🙏 بیایید امسال، معنای واقعی مهر را به نمایش بگذاریم. بیایید کاری کنیم که مهر برای کودکان نیازمند، فقط نام یک ماه نباشد؛ بلکه خاطرهای از مهربانی مردم شهرشان باشد.
❤️چه زیباست کودکی که روز اول مدرسه، با وسایل نو وارد کلاس میشود و نمیداند این دفتر و مداد، نتیجه محبت چندین انسان است.
❤️چه زیباست پدر و مادری که با دیدن شادی فرزندشان، برای لحظهای از فشار مشکلات زندگی فاصله میگیرند و لبخند رضایت بر چهرهشان مینشیند.
بیایید همراه شویم...
🌐نگین مه ولات
🆔 @neginmahvelat | 736 |
| 17 | 💥 قسمت دوم کمپین مهربانی عبدل اباد
🌷همراه شو عزیز
🌹این خانوادهها، خانوادههایی شریف و آبرومند هستند. شاید بسیاری از آنان به دلیل حفظ عزت و آبروی خود، حتی توان بیان نیازشان را هم نداشته باشند.
شاید پدر خانواده در سکوت نگرانیهای خود را پنهان کند و مادر، با دلی پر از دغدغه، به چشمان کودک خود نگاه کند؛ کودکی که با شوق از آغاز مدرسه سخن میگوید، اما خانوادهاش نمیداند چگونه وسایل لازم را برای او فراهم کند.
🍀گاهی ما تصور میکنیم برای کمک کردن، باید توان مالی بسیار زیادی داشته باشیم؛ اما حقیقت این است که مهربانی همیشه از کارهای بزرگ آغاز نمیشود. گاهی یک دفتر، یک مداد، یک پاککن، یک کیف مدرسه یا یک جفت کفش میتواند دنیای یک کودک را تغییر دهد.
🙏یک خنده و لبخند بر گوشه لب اعضای یک خانواده، بهویژه کودکان آنها، دنیایی ارزش دارد. شاید برای ما تهیه چند قلم لوازمالتحریر کار سادهای باشد، اما برای کودکی که مدتها چشمانتظار داشتن وسایل مدرسه بوده، همان هدیه کوچک میتواند به اندازه یک آرزوی بزرگ ارزشمند باشد
❤️ وقتی یک کودک کیف مدرسهاش را در آغوش میگیرد👇👇👇👇
🌐نگین مه ولات
🆔 @neginmahvelat | 644 |
| 18 | 💥 قسمت اول کمپین مهربانی عبدل اباد
🌷همراه شو عزیز
مهر دارد از راه میرسد ماهی که با خود بوی دفترهای نو، مدادهای تراشیده، لباسهای مرتب، حیاط مدرسه، صدای زنگ و شوق دیدار دوستان را میآورد
❤️ بهزودی کودکان شهرمان، با قلبهایی کوچک اما سرشار از احساس، آرزو و امید، راهی مدرسه خواهند شد. آنان در دنیای پاک کودکی خود، رؤیاهای بزرگی در سر دارند
رؤیای یاد گرفتن، نوشتن، خواندن، نقاشی کشیدن، دوست شدن، خندیدن و ساختن آیندهای روشن
🌿 برای یک کودک، مدرسه فقط یک ساختمان و کلاس درس نیست؛مدرسه بخشی از دنیای آرزوهای اوست. جایی که قرار است در آن چیزهای تازه یاد بگیرد، با دوستانش همراه شود، از معلم خود درس زندگی بیاموزد و قدمبهقدم به سوی آینده حرکت کند
اما در این روزهای سخت معیشتی، خانوادههای بزرگواری در شهرمان زندگی میکنند که با وجود تلاش فراوان، توان تهیه همه لوازم مدرسه فرزندانشان را ندارند
پدر و مادرهایی که شاید تمام روز را برای تأمین هزینههای زندگی تلاش میکنند، اما در پایان ماه، چیزی برای خرید کیف، دفتر، مداد، خودکار، مدادرنگی، کفش و دیگر وسایل مورد نیاز مدرسه باقی نمیماند👇👇👇
🌐نگین مه ولات
🆔 @neginmahvelat | 686 |
| 19 | ❤️ یاد خلیل عزیز؛ مردی که لبخند میکاشت
در کنار این حرکت ارزشمند، یاد و نام خلیل نعمتی عزیز نیز در ذهن و دل ما زنده میشود؛ انسانی که محبت و کمک به دیگران، بخشی از شخصیت و زندگی او بود.
🌷 هنوز مراسم باشکوه تشییع و خاکسپاری خلیل عزیز را به یاد داریم؛ مراسمی که در روز ۲۹ اسفندماه سال ۱۴۰۲ برگزار شد.
روزی که جمعیت زیادی برای بدرقه او آمدند؛ روزی پر از اشک، بغض، گریه و اندوه. مردم از نقاط مختلف آمدند تا در آخرین وداع با این انسان عزیز و مهربان حضور داشته باشند.
🌼 اکنون نزدیک به دو سال و نیم از آن روز گذشته است، اما خاطره آن مراسم هنوز در ذهن بسیاری از ما زنده است. خیلی وقتها در خلوت خود با این پرسش روبهرو میشدیم:
🙏 آن همه حضور باشکوه، آن همه اشک، آن همه بغض و گریه، آن همه ناراحتی و دلتنگی برای چه بود؟
چه چیزی در وجود خلیل عزیز بود که مردم اینچنین با رفتنش داغدار شدند؟
چرا رفتن او برای اینهمه انسان، چنین سنگین و جانکاه بود؟
🙏 دیروز، سیزدهم شهریورماه، در آرامستان عبدلآباد، به پاسخ این پرسش رسیدیم.
در جریان تهیه این گزارش و مستند، پردهای از زندگی پنهان و بیادعای خلیل عزیز کنار رفت. فهمیدیم که او با قلب مهربانش، به خانوادههای بسیاری کمک میکرده است. بیآنکه اهل هیاهو و تبلیغ باشد، بیآنکه بخواهد نامش در جایی نوشته شود یا دیگران از کارهایش باخبر شوند، در کنار خانوادههایی قرار میگرفته که نیازمند کمک بودند.
🙏خلیل عزیز از آن انسانهایی بود که خوبیهایشان را پنهانی انجام میدادند. شاید بسیاری از مردم نمیدانستند او در چه خانههایی را زده، به چه خانوادههایی کمک کرده، دل کدام مادر را آرام کرده و لبخند را بر لب کدام کودک نشانده است.
اما حقیقت، حتی اگر مدتی پنهان بماند، روزی خود را نشان میدهد. گاهی پس از رفتن یک انسان، تازه درمییابیم که چه اندازه در زندگی دیگران اثرگذار بوده است. گاهی پس از خاموش شدن چراغ عمر یک انسان، نور کارهای خیر او در گوشهوکنار جامعه روشنتر دیده میشود.
🙏 اکنون بهتر میفهمیم که چرا مردم در روز تشییع و خاکسپاری خلیل نعمتی عزیز، اینچنین حضور پیدا کردند. آنان برای یک نام یا یک چهره معمولی نیامده بودند؛ آنان برای انسانی آمده بودند که بخشی از زندگی دیگران را آسانتر کرده بود.
هر قطره اشکی که در آن روز بر گونهها جاری شد، شاید داستانی در پشت خود داشت. شاید مادری که در گوشهای گریه میکرد، روزی از مهربانی خلیل بهرهمند شده بود. شاید کودکی که در آن مراسم حضور داشت، به واسطه کمک او توانسته بود با آرامش بیشتری به مدرسه برود. شاید خانوادهای که امروز در سوگ او نشسته بود، زمانی در یکی از سختترین روزهای زندگی، دست یاری او را دیده بود.
😢 مردم گاهی برای کسی گریه میکنند که در زندگیشان اثر گذاشته است؛ کسی که به آنان امید داده، در کنارشان ایستاده یا دستشان را در روزهای سخت گرفته است. خلیل عزیز از همین جنس انسانها بود؛ انسانی که شاید بسیاری از خوبیهایش را نمیدانستیم، اما نتیجه آن خوبیها در زندگی خانوادههای زیادی جاری بود.
دیروز در آرامستان عبدلآباد، بخشی از این حقیقت برای ما روشن شد. فهمیدیم که آن حضور باشکوه، بیدلیل نبود. آن اشکها، تنها اشک دلتنگی برای یک دوست و همشهری نبود؛ اشک قدردانی از انسانی بود که بیصدا زندگی بسیاری را تحت تأثیر قرار داده بود.
🌹امروز، کمپین مهربانی عبدلآباد در مسیر کمک به خانوادههای نیازمند و تهیه لوازمالتحریر برای کودکان، یادآور همان راهی است که خلیل عزیز در آن قدم میزد؛ راه عشق، ایثار، کمک، انسانیت و حفظ کرامت خانوادهها.
💥یادمان باشد در میان مشکلات و گرانیها، هنوز میتوان کاری کرد.
یادمان باشد کمک ما، هرچقدر کوچک، ممکن است برای خانوادهای بسیار بزرگ باشد.
یادمان باشد کودکان نیازمند، بیش از هر چیز به احترام و محبت نیاز دارند.
یادمان باشد دستگیری از دیگران، فقط وظیفه افراد ثروتمند نیست؛ هرکس به اندازه توان خود میتواند چراغی روشن کند.
❤️شاید فردا، همان لبخندی که امروز به کودکی هدیه میدهیم، بزرگترین دلیل ادامه زندگی و امید او باشد. شاید همین دفتر و مداد ساده، آغاز مسیر موفقیت یک دانشآموز شود. شاید همین کمک کوچک، خانوادهای را از شرمندگی نجات دهد. شاید همین محبت، نام و یاد خلیل عزیز را در دل یک نسل دیگر زنده نگه دارد.
دستان همه اعضای کمپین مهربانی عبدلآباد پرتوان باد.
و به امید آنکه در آغاز سال تحصیلی، هیچ کودکی در شهرمان با دلی غمگین و دستی خالی راهی مدرسه نشود.
بیایید همراه شویم؛
بیایید سهمی در کاشتن گل لبخند داشته باشیم
بیایید کاری کنیم که مهربانی، همچنان در کوچهپسکوچههای عبدلآباد جاری بماند.
💥کامل این مستند ما یا امشب ویا اگر فرصت تدوین نداشته باشیم فردا شب در همین گروه و کانال اپلود خواهد شد | 786 |
| 20 | 🌷 کمپین مهربانی عبدلآباد از سال ۱۳۹۵ با هدف کمک به عزیزان گرفتار و خانوادههایی که درگیر مشکلات مختلف بودند، شکل گرفت.
🌿از همان روزهای نخست، نیت این جمع روشن بود؛ قرار نبود تنها در مناسبتهای خاص به یاد نیازمندان باشند، بلکه هدف آن بود که تا جایی که توان دارند، در کنار خانوادههای گرفتار بایستند و بخشی از بار مشکلاتشان را سبکتر کنند.
از سال ۱۳۹۵ تا امروز، کمکهای این کمپین در حد توان ادامه داشته است. در طول این سالها، افراد بسیاری با این حرکت همراه شدهاند
کسانی که شاید خودشان نیز با مشکلات اقتصادی روبهرو باشند، اما قلب بزرگی دارند و باور دارند که میتوان با کمکهای کوچک، اتفاقهای بزرگی رقم زد.
اعضای این کمپین، با امکانات محدود اما با دلهایی بزرگ، تلاش کردهاند صدای خانوادههایی باشند که شاید به دلیل حفظ عزت و آبرو، نتوانند مشکلات خود را با صدای بلند بیان کنند.
🌴 چه بسیار خانوادههایی که نیاز دارند، اما درخواست نمیکنند؛ چه بسیار مادرانی که نگران آینده فرزندانشان هستند، اما درد خود را پنهان میکنند؛ و چه بسیار کودکانی که تنها آرزویشان داشتن وسایل سادهای برای آغاز سال تحصیلی است.
❤️ اینجاست که مهربانی معنا پیدا میکند؛ یعنی پیش از آنکه کسی دست نیاز دراز کند، حال او را بفهمیم. یعنی پیش از آنکه کودکی از نداشتن سخن بگوید، لبخند را به او هدیه کنیم. یعنی آبروی انسانها را حفظ کنیم و یاریرسانی را با احترام، محبت و عزت انجام دهیم.
🍃 اکنون به روزهای آغاز مدارس نزدیک میشویم. برای بسیاری از کودکان، شروع مدرسه با شوق، هیجان و آرزوی دیدار دوستان همراه است؛ اما برای برخی خانوادهها، آغاز سال تحصیلی با نگرانی و دغدغه فراوان همراه میشود.
🌷در این آشفتهبازار گرانی، قیمت لوازم مدرسه افزایش پیدا کرده و تأمین وسایل سادهای مانند کیف، کفش، دفتر، مداد، خودکار، مدادرنگی، پاککن و دیگر لوازم مورد نیاز، برای بسیاری از خانوادهها آسان نیست.
شاید برای بعضی از ما، خرید چند دفتر و مداد کار بزرگی به نظر نرسد؛ اما برای خانوادهای که هزینههای زندگی به سختی تأمین میشود، تهیه همین وسایل ساده نیز ممکن است به یک دغدغه جدی تبدیل شود. کودکی که با شوق فراوان میخواهد به مدرسه برود، نباید به خاطر نداشتن لوازمالتحریر مناسب، احساس خجالت و شرمندگی کند.
😢 هیچ کودکی نباید به دلیل شرایط مالی خانوادهاش، خود را پایینتر از دیگران ببیند. هیچ دانشآموزی نباید در روز اول مدرسه، به جای شوق و لبخند، نگران دفتر و کیف و مداد خود باشد. شروع مدرسه باید آغاز فصل امید، یادگیری و ساختن آینده باشد؛ نه یادآور فقر، کمبود و شرمندگی.
❤️ به همین دلیل، بچههای کمپین مهربانی عبدلآباد دوباره آستین همت را بالا زدهاند. آنان میخواهند در آستانه بازگشایی مدارس، گل لبخند را بر گوشه لب کودکان پاک و مظلوم خانوادههایی بنشانند که نیازمند کمک هستند.
🙏 این حرکت، تنها جمعآوری لوازم مدرسه نیست؛ این حرکت، هدیه دادن امید است. هدیه دادن انگیزه به کودکانی است که باید بدانند جامعه، شهر و همشهریانشان آنان را تنها نگذاشتهاند.
🙏 بیایید همراه این بچهها شویم. بیایید هرکدام به اندازه توان خود، در این مسیر قدمی برداریم. کمکها لازم نیست حتماً بزرگ و سنگین باشد. گاهی چند دفتر، یک بسته مداد، یک کیف، یک جفت کفش یا مبلغی اندک، وقتی در کنار کمک دیگران قرار میگیرد، میتواند آینده و لبخند یک کودک را روشن کند.
🙏 مهم این است که این حرکت ادامه پیدا کند و هیچکس احساس نکند کمک او کوچک یا بیارزش است. در کار خیر، ارزش کمک تنها به مقدار آن نیست؛ نیت، همراهی و احساس مسئولیت نیز اهمیت فراوان دارد.
یک نفر دفتر تهیه میکند، دیگری مداد و خودکار، فردی کیف مدرسه میآورد، کسی دیگر هزینه خرید کفش را بر عهده میگیرد و شخصی نیز با معرفی یک خانواده نیازمند، راه کمک را هموار میکند. وقتی دلها کنار هم قرار بگیرند، حتی قدمهای کوچک نیز به حرکتی بزرگ تبدیل میشوند.
🙏 بیایید کاری کنیم که روز اول مدرسه برای کودکان نیازمند، روزی پر از شوق و شادی باشد. کاری کنیم که آنان با لباس و وسایل مناسب، با اعتمادبهنفس و لبخند وارد مدرسه شوند. کاری کنیم که هیچ کودکی به خاطر نداشتن امکانات، از دوستان خود فاصله نگیرد.
این کار، فقط کمک به یک کودک نیست؛ کمک به آینده جامعه است. کودکی که با آرامش درس میخواند، با امید رشد میکند و احساس میکند مردم در کنار او هستند، فردا انسانی مسئولتر، مهربانتر و امیدوارتر خواهد بود.👇👇👇👇👇👇 | 741 |
