مجال | یاسر جلالی
رفتن به کانال در Telegram
مجال به دنبال نمایاندن کمی دورترها بر اساس موازنهای یکتا و اصیل میان آرمان و واقعیت است. ای باد اگر مجال سخن گفتنت بود در گوش آن ملول بگوی این قدر سخن @Jalali_Yaser @majaal
نمایش بیشتر679
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+230 روز
در حال بارگذاری دادهها
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '26اکتبر '26
اکتبر '26
+24
در 0 کانالها
سپتامبر '260
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '260
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '260
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '260
در 0 کانالها
Get PRO
مه '260
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '260
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '260
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '260
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '250
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '250
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '250
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '250
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '250
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '250
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '250
در 0 کانالها
Get PRO
مه '250
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '250
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '250
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '250
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '250
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+7
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+2
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+7
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+2
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '240
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '240
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '240
در 0 کانالها
Get PRO
مه '24
+1
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+2
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '24
+8
در 2 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+5
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+10
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+4
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+2
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+5
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+2
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+25
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+1
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '230
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+1
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '230
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+2
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+3
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+2
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+10
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+13
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+8
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+4
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+6
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+1
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+10
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+4
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+7
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+6
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+6
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+1
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+1
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+4
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+6
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+4
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+5
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+8
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+5
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+3
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+9
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+11
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+5
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+4
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+822
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 21 اکتبر | 0 | |||
| 20 اکتبر | 0 | |||
| 19 اکتبر | 0 | |||
| 18 اکتبر | 0 | |||
| 17 اکتبر | +1 | |||
| 16 اکتبر | 0 | |||
| 15 اکتبر | +1 | |||
| 14 اکتبر | 0 | |||
| 13 اکتبر | +2 | |||
| 12 اکتبر | 0 | |||
| 11 اکتبر | 0 |
پستهای کانال
.: خواندهها و شنیدهها و برداشتهای من در مورد بازار سهام و شرکتهای هوش مصنوعی :.
(بخش ۲ از ۲)
سقوط بازار روندی خطی ندارد و مانند یک دومینو پیش میرود. ماجرا از یک خبر ناامیدکننده آغاز میشود: درآمدی که محقق نشد، برقی که گران شد یا مناقشهای که طولانی شد.
با افتادن نخستین دومینو، عرضه سنگین سهام شرکتهای شاخصساز مانند انویدیا و مایکروسافت آغاز میشود و به دلیل سهم بالای آنها، کل بازار افت میکند.
کاهش شاخص بازار، ثروت خانوارهای سهامدار را کاهش داده و موجب انقباض شدید در بخش مصرف میشود.
در دومینوی بعدی، اعتبارات شرکتی محدود و گران میشود، پروژهها به تعویق میافتند، سفارش به سازندگان چیپ و زیرساخت کاهش مییابد و اشتغال در این زنجیره آسیب میبیند.
در نهایت، بانکها و صندوقهای ارائهدهنده تسهیلات نیز متحمل زیانهای سنگین میشوند. خطر اصلی در همزمانی است: این زنجیره درست زمانی فعال میشود که بازار در سقف ارزشگذاری تاریخی و شرکتها در اوج بدهی قرار دارند.
این بحران از سه کانال اصلی به بدنه اقتصاد آمریکا فشار میآورد:
۱. کانال ثروت: کاهش قدرت مصرف خانوادههایی که پساندازشان در بورس درگیر است.
۲. کانال سرمایهگذاری: خاموش شدن موتوری که سالها تنها پیشران رشد اقتصادی بود.
۳. کانال اعتبار: گران شدن تمدید بدهی برای شرکتها و پروژههای متکی به تسهیلات.
در این میان، سیاستگذار در یک تله افتاده است. اگر برای نجات از رکود نرخ بهره را کاهش دهد، تورم ناشی از قیمت نفت شعلهور میشود؛ و اگر نرخ بهره را بالا نگه دارد، عمق رکود بیشتر خواهد شد.
توجه کنیم که افت قیمت سهام لزوماً به معنای پایان یک فناوری نیست. اگر درآمدهای عملیاتی محقق شوند و قیمت انرژی پایین بماند، همین وضعیت ساختار سنگین مالی میتواند به یک موفقیت تاریخی تبدیل شود.
نهایتا برای تحلیلگران بروز نشانههای منفی، مشهود و عینی است. گرانتر شدن تمدید بدهیها نسبت به گذشته، تعمیق شکاف میان درآمدها و تعهدات، کوچکسازی پروژههای بزرگ و سردرگمی رسانهها میان دو تعبیر «رونق» و «حباب».
@majaal
| 2 | .: خواندهها و شنیدهها و برداشتهای من در مورد بازار سهام و شرکتهای هوش مصنوعی :.
(بخش ۱ از ۲)
برخی معتقدند که بازار سهام ایالات متحده در یکی از حساسترین شرایط تاریخی خود قرار دارد. ارزش کل سهام نسبت به پول در گردش در اقتصاد به بالاترین حد خود رسیده و حتی از دوران «حباب داتکام» نیز فراتر رفته است.
از سوی دیگر، بخش عمدهای از خریداران با استفاده از اعتبارات و وامهای بانکی سهام خریدهاند؛ این یعنی بازار فاقد سپر حمایتی و حاشیه ایمنی در برابر ریزش است و خریداران آن بهشدت به ابزارهای اهرمی وابستهاند.
داستان رشد هوش مصنوعی سالها موتور پیشران بازار بوده و هماکنون تنها چند شرکت معدود، بخش عمدهای از وزن شاخص کل را در دست دارند. غولهای فناوری مانند انویدیا، مایکروسافت و آمازون و آزمایشگاههای پیشرویی نظیر اوپن ایآی و آنتروپیک، کاملاً با بدنه اصلی بازار پیوند خوردهاند و بیاعتبار شدن این موج، به معنای لغزش کل بازار خواهد بود.
موج اولیه توسعه فناوری با نقدینگی فراوان پیش رفت، اما موج کنونی با وام، انتشار اوراق و تعهدات مالی سنگین اداره میشود.
شرکتهای سودآور در برابر هیجانات مقاومت بیشتری دارند، اما ساختار بدهی بهشدت به نرخ بهره و قیمت انرژی حساس است. هر شوکی که هزینه تأمین مالی را بالا ببرد، مستقیماً بر برنامه توسعه همین شرکتها و تأمینکنندگان بزرگ آنها اثر میگذارد.
اکنون دو نشانه منفی جدی وجود دارد:
۱. هزینه بیمه نکول اعتباری این شرکتها در بازار افزایش یافته و تحلیلگران اقتصادی، ریسک آنها را مستقل از سیستم بانکی ارزیابی میکنند.
۲. بخشی از همین بدهیها به زمان سررسید نزدیک شدهاند و تمدید آنها مستلزم پذیرش نرخهای بهره بسیار گرانتر است.
تعهدات مربوط به ساخت، خرید و اجاره توان محاسباتی توسط شرکتهایی مانند اوپن ایآی، آنتروپیک و متا بسیار جلوتر از درآمدهای واقعی حاصل از ابزارهای هوش مصنوعی حرکت میکند. تا زمانی که بازار امیدوار است، این فاصله را «سرمایهگذاری برای آینده» مینامد، اما روزی که این امید از دست برود، همین فاصله «حباب مالی» خوانده خواهد شد.
در واقع تغییری در اصل فاصله رخ نمیدهد، بلکه تعبیر بازار از آن عوض میشود.
از سوی دیگر، بخشی از این قراردادها بهصورت درونی و میان خود این شرکتها منعقد میشود. این چرخش درونی در روزهای رونق، حجم بازار را بزرگتر نشان میدهد و در روزهای بحران، عدم شفافیت تعبیر میشود.
برای بالا رفتن هزینه تأمین مالی، نیازی به تشدید بیش از این در حوزه انرژی نیست؛ همین که بازار باور کند اختلال تداوم دارد، عملا هزینه تامین برق و انرژی دیتاسنترهای پرمصرف هوش مصنوعی بالا میرود.
در این معادله، تصویر تهدید همان کارکرد نزدیک خود تهدید را دارد. این نکته برای ایران که اهرمهای مؤثری در اختیار دارد، بسیار پراهمیت است.
@majaal | 218 |
| 3 | وزیر خارجه آمریکا کنار پارتنون ایستاد و ما را فرقه مرگ خواند؛ و همانجا، سیصد اسپارتی را که تسلیم نشدند اسطوره خواند و شهدای مسیحی و مدافعان آلامو را ستود.
مرز قهرمانی در روایت او، مرز اخلاق نیست؛ مرز جغرافیایی است. او میگوید کسی که برای آرمان غرب میمیرد، قهرمان است و آنکه برای خاک و وطن و آرمان والای ما میمیرد، مرگپرست. این نوع مواجهه دو معیار و استاندارد برای یک عمل است.
روبیو در همین روایت، زنجیره تمدن را هم کوتاه کرده و با آتن، رم، اروپا و آمریکا، حلقه میانی را پاک میکند.
وزیر یا مشاوران او حتما میدانند که اگر بیتالحکمه بغداد نبود، اروپا یونان را نمیشناخت. حتما میدانند که جبر و الگوریتم از خوارزمی به آنان رسیده و طب هم مدیون جناب ابنسیناست. تمدنی که حلقه اسلامی را از تاریخ پاک میکند، پایهاش جعل است.
وزیر خارجه امریکا در میانه همین روایت دستساز، اعتراف کرد که قدرت از نظر او و رؤسایش اعتبار به کار بستن زور است. این حرف را نباید صرفا به حساب یک سخنرانی ساده گذاشت؛ این یک اعتراف و اقرار صریح است.
در این تلقی از قدرت و زور، مبادا ما هم اشتباه کنیم؛ برای ما مدعیان آتن، همان وارثان خشایارند.
تفاوت ما با آنان دقیقا همینجا است. شهادت نزد ما عبادت مرگ نیست و سودای حیات است. ما معتقدیم که از خون شهید، حماسههای حیاتبخش برمیخیزد.
پس بدانند و بدانیم که آینده با منطق زور ساخته نمیشود. آینده روشن و قابل افتخار، با عدالت ساخته میشود. تاریخ، آتشافروزان را به خاکستر خواهد سپرد و ایستادگان مقابل زور و ظلم آنها را به آینده...
@majaal | 338 |
| 4 | پیام اخیر رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت هفته دفاع مقدس، عملاً صدور یک «حکم قطعی و راهبردی» است.
ایشان در مقام امانتدار گنجینه راهبری امام خمینی و رهبر شهید و با استناد به آیه شریفه رسالت حضرت موسی (ع) مبنی بر خروج قوم از ظلمات به نور، بر پایان قطعی دوران وابستگی و «محال تاریخی بودن» بازگشت به گذشته، تأکید قاطع داشتهاند.
این حکم، بر شواهد عینی و اقتدار فعلی کشور استوار است؛ حضور مسئولانه و هفتماهه مردم در صحنههای مختلف، اعلام آمادگی سی میلیونی و شتاب در لبیک به فراخوانها، نقشآفرینی پیشتازانه بانوان در عرصههای ایثار، و پایفشاری یکپارچه اقشار متنوع جامعه با وجود تفاوتهای آشکار، بر حفظ مواضع بهحق کشور از جمله تنگه هرمز.
این تکثر و حضور گسترده مردمی، اثباتکننده منبع اصلی قدرت و نشاندهنده خصلت درونزا و مستمر نظام اسلامی است؛ نظامی که در جنگ تحمیلی نخست ققنوسوار از دل آتش برخاست و اینک در مواجهه با فشارهای اخیر چنان برومندتر شده که شعاع بازدارندگیاش به سرزمینهای متخاصم امتداد یافته و ناوگان دشمن را تا دریای عرب به عقبنشینی واداشته است. عبور از «دفاع برای بقا» به «بازدارندگی تهاجمی» نشانههایی در پیام رهبر انقلاب دارد.
همین مسیر خروج از ظلمات، در سراسر جغرافیای مقاومت نیز جاری و زنده است. تجلیل از شهید سید حسن نصرالله به عنوان نماد جبهه مقاومت و تداوم پرچمداری به دست شیخ نعیم قاسم، بیانگر مرزبندی صریح میان مجاهدت صادقانه در مسیر حق، با وابستگی به قدرتهای سلطهگر است. دوراهی امروز روشن است: مجاهدت ماندگار در مسیر مقاومت، یا چشمدوزی ذلتبار به وعدههای دروغین که خیلی زود در تاریخ مدفون خواهد شد.
در نهایت، این پیام با اولویت دادن به «محاسبات الهی» در برابر محاسبات دنیوی نشان میدهد تا زمانی که دشمن تنها بر متغیرهای مادی تکیه کند، در تحلیل رفتار مقاومت دچار خطای راهبردی خواهد شد.
آینده به برکت میراث و هدایت راهبران، به مراتب از امروز شکوهمندتر خواهد بود...
@majaal | 359 |
| 5 | تحقق اراده رهبری
در دوره محدودیت دسترسی
(بخش ۲ از ۲)
البته میان رهبری و مردم غیر از رسانه ملی، حلقههایی از انسانهای مؤثر و مجموعههای رسمی و غیررسمی ایستادهاند: از نهادهای متولی تبلیغ و تبیین و کنش رسانهای تا عالم و امام جمعه، استاد و معلم، صاحب فکر و قلم، هنرمند و روزنامهنگار و فعال تبیین و هر عنصر حلقه میانی که سخن اعلامشده را به زبان محله و صنف و نسل و اقلیم و گروه مخاطب برمیگرداند. کار این عناصر و حلقهها ابداع مسیر نیست؛ تبیین است. مقصود و اراده رهبری را از سطح کلام به فهم و عمل نزدیک میکنند و مأموریت هدایت را در میدان خود یاری میدهند.
ولایت حتی برای یک لحظه هم تعطیل نمیشود. آنچه گاهی با اختلال مواجه میشود، کیفیت دسترسی است که پر کردن این فاصله، رسالت رسانه ملی و مؤثرین اجتماعی و نهادهای تبلیغی است.
رسانه ملی شبکه سراسری انتقال است و این عناصر، کانالها و مسیرهای بخشی و محلیاند. رهبری، سرچشمه هدایت است و این سرچشمه هیچ جانشینی ندارد. بدون شبکه، آب سرچشمه به تشنهها نمیرسد؛ اما اگر شبکه سراسری و عناصر انتقال بخشی، امانتدار باشند و مستمرا به وظیفه خود عمل کنند، شبکه انتقال متراکم میشود و در روزهای محدودیت دسترسی، فاصله کمتر حس میشود و تدبیر و اراده رهبری در کل جامعه و شئون مختلف کشور جلوه میکند.
@majaal | 388 |
| 6 | تحقق اراده رهبری
در دوره محدودیت دسترسی
(بخش ۱ از ۲)
رهبری در نظام جمهوری اسلامی یک مقام اجرایی در کنار مقامهای دیگر نیست؛ قلب تپنده نظام است. اصل پنجاهوهفتم قانون اساسی، انحصار هدایت امور را در ولایت میداند. این انحصار بهمعنای انحصار قدرت نیست؛ بهمعنای وحدت جهت است.
رهبری سه کارکرد بنیادین دارد: تعیین جهت در لحظات تاریک، تثبیت دلها در لحظات اضطراب و نیز وحدتبخشی به اراده ملت در لحظات تصمیم. این سه کارکرد، حاکمیتی هستندو هیچ نهادی نمیتواند و نباید در ادعای تصدی آنها برآید.
اما میان قلب و اعضا شریان لازم است. رهبر شهید با تأکید بر اینکه «تسلط بر مغزها باارزشتر از تسلط بر سرزمینهاست»، رسانه را میدانی «تعیینکنندهتر از ابزار نظامی» میدانست. بر همین اساس، رسانه ملی نقشی مهم و بیبدیل دارد. این میدان اگر کار کند، جهت اعلامشده را به واقعیت زیسته جامعه تبدیل میکند و اگر کار نکند، جهت در سطح کلام میماند.
سه خاصیت، رسانه ملی را از هر رسانه دیگری جدا میکند: شبکه سراسری دسترسی تا دورترین روستاها، سرمایه اعتماد عمومی که طی دههها انباشته شده و مأموریت قانونی و عمومی که پاسخگوی ملت است، نه بازار. رسانهای که بقای آن به کلیک و تبلیغ بسته باشد، لزوما نمیتواند بار هدایت را در روزهای سخت بکشد؛ چون در روزهای سخت حقیقت گران است و دروغ ارزان.
این گفتمان فقط در سطح نظریه باقی نمانده و حداقل سه بار در تاریخ همین انقلاب آزمون داده است.
نخست، سالهای تبعید امام خمینی (قدس سره): وقتی امام بهطور مستقیم در دسترس نبود، نوار و بیانیه و زنجیره رسانهای مردمی، رسانه را به شریان هدایت بدل کرد و نشان داد فاصله جغرافیایی، هدایت را تعطیل نمیکند.
دوم، هشت سال دفاع مقدس: رسانه ملی روایت جبهه را ساخت و همین روایت بود که پشت جبهه را جبهه نگه داشت.
سوم، روزهای پس از شهادت رهبر شهید: وقتی تصویر آینده هنوز روشن نبود، رسانهها و منبرها و در رأس آنها رسانه ملی بودند که بعثت مردمی از روز دهم اسفند را روایت کردند و جامعه را از شوک به صف بازگرداندند. رهبر شهید پیشتر خود در جنگ ۱۴۰۴ همین الگو را به کار بسته بود: تثبیت، بسیج روایت، جمعبندی پیروزمندانه.
وقتی دسترسی حضوری به رهبری به هر علت، از الزامات امنیتی جنگ تا گذارهای تاریخی، محدود یا منقطع شود، ممکن است جامعه همزمان جهت، آرامش و وحدت را از دست بدهد. رسانه ملی میتواند با رعایت امانت در مورد خطوط اصلی اعلامشده توسط رهبری هر سه مؤلفه را تا بازگشت دسترسی مستقیم حفظ کند:
در جهتدهی: با تدقیق و ترجمان عملیاتی همان مسیری که رهبری ترسیم کرده است، زنجیره بیانات و پیامها و تدابیر و اولویتها در چنین روزهایی، از «سند تاریخی» به «دستورالعمل عملیاتی» تبدیل میشود و رسانه ملی، مفسر امانتدار آن است.
در آرامشبخشی: رسانه ملی باید جنگ شناختی دشمن را خنثی کند؛ همان جنگی که به فرموده رهبر انقلاب در پیام غدیر به دنبال «ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان» و کاشت «بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف» است. اولین میدان حمله دقیقاً لحظه کم شدن دسترسی است. این کار با روایت قدرت بهجای روایت ضعف و عرضه صداقتی که اعتماد را زنده نگه میدارد، ممکن میشود.
در روایت و وحدت: رسانه ملی باید آنچه رهبر انقلاب «ممنوع» اعلام کرده یعنی هر آنچه بهضرر انسجام اجتماعی باشد را به قاعده تحریریه خود بدل کند و میدان را به دوگانهسازان و تفرقهافکنان نسپارد؛ دوگانههای موهوم هیچکدام واقعیت میدان نیست، بلکه تله ذهن است.
این نقش، یک ملاحظه هم دارد که باید از آن مراقبت کرد؛ آفت خود را مرجع دانستن و مستقل از سیاست و خط معیار عمل کردن. همواره باید دقت کرد که خدای ناکرده رسانه با این چالش مواجه نشود. رسانه اگر بهجای تدقیق مسیر، مسیر مستقل ابداع کند، از واسطه به مدعی بدل شده و هم اعتبار خود را میسوزاند و هم به جایگاه ولایت خدشه میزند.
@majaal | 347 |
| 7 | من عقیدهام این است: دشمن امیدوار است که از طریق دودستگى و اختلاف، نفوذ کند؛ و این بسیار کار ظریف و دقیقى است که دشمن روى آن سرمایهگذارى میکند. اینجور نیست که ما بگوییم دشمن میخواهد تفرقهافکنى کند، ما هم مشتها را گره کنیم شعار بدهیم که نمیگذاریم؛ نه، دشمن یک روشها و مکانیسمهاى بسیار حسابشده و دقیقى را براى این کار دارد؛ لذا ما باید هوشیار باشیم. آنجایى که حرفى را از کسى پیش ما میآورند، آنجایى که شایعهاى را علیه کسى -مقامى، مدیرى، مسئولى- درست میکنند، آنجایى که به شکل وظیفهی شرعى در ذهن کسى مجسّم میکنند که باید این حرف را بزنى و باید این موضع را بگیرى و این وظیفهی شرعى است، در همهی این موارد، اوّلْچیزى که به ذهن میآید باید این باشد که نکند همین، آن چیزى است که دشمن برنامهریزى کرده تا بهوسیلهی آن اختلاف ایجاد کند. حفظ وحدت را اصل قرار بدهیم. اگر یک تکلیف شرعیاى هم پیدا کردیم و احساس کردیم که اگر بخواهیم به این تکلیف شرعى عمل بکنیم، ممکن است یک مقدار تشنّج به وجود بیاید و این وحدت از بین برود، قطعاً بهعنوان ثانوى، (۱۶) انجام آنچه ما تصوّر کردیم تکلیف شرعى است حرام خواهد بود و حفظ وحدت واجب خواهد بود. اهمّیّت مسئله را من میخواهم عرض بکنم که تا به چه حد است.حقیقتاً دشمن، امروز به ایجاد اختلاف و شکاف و گلهمندى ایجاد کردن و حرف ایجاد کردن از این راهها -چرا فلانجور نگفتند، چرا فلانجور نکردند، چرا فلان اقدام را انجام ندادند- درصدد ایجاد دودستگى و اختلاف است؛ هم در سطوح بالا [و هم سایر جاها]. که خوشبختانه در سطوح بالا ملاحظه کردید و دیدید که مسئولین کشور و برادران خوب و نازنین و ارزشمند ما از بعد از رحلت حضرت امام تا امروز خیلى هوشمندانه، خیلى قوى، خیلى خوب، با قضایا برخورد کردند؛ همهی آن کسانى و مراکزى که دشمن فکر میکرد روى آنها بتواند سرمایهگذارى کند -که از تبلیغات دشمن میشد فهمید- در مقابلهی با توطئهی دشمنْ قوى و صادقانه و مخلصانه برخورد کردند؛ از بیت شریف حضرت امام و بازماندگان ایشان و فرزند ارجمند و عزیز ایشان؛ تا مسئولین کشور؛ تا شخصیّتهاى روحانى و آن کسانى که درجهی اوّل و طراز اوّلِ چهرههاى جامعهی ما را تشکیل میدهند؛ در ردیفهاى بعدى، مدیران گوناگون کشور [هم] همینجور، خیلى خوب، قوى، قاطع، هوشمندانه، مخلصانه، مؤمنانه با همهی قضایا برخورد کردند و دشمن را حقیقتاً دچار حیرت کردند؛ عامّهی مردم هم که واقعاً در صفا و اخلاصشان هیچوقت شک و تردیدى نبوده. همین هوشمندى و توجّه به کید دشمن و توطئهی دشمن بایستى دائماً مورد توجّه باشد. وقتى دشمن میخواهد اختلاف ایجاد کند، نمیآید بگوید من میخواهم اختلاف ایجاد کنم! میآید یک حرفى را براى ذهن [یک] شخص مطرح میکند، که آدم فکر میکند بله، این واقعاً منطقى است؛ پس باید عکسالعمل نشان داد، پس بایست یک چیزى گفت، پس باید یک اعتراضى کرد. همین جا است که هوشمندى لازم است.
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2124
@majaal | 331 |
| 8 | بنست، شوی روز سرنوشت اقتصادی راه انداخته است. این حرف مال او نیست. گایتنر و کلینتون همین را در ۱۳۹۰ گفتند و منوچین و پمپئو در ۱۳۹۷ با نفت صفر و فروپاشی اقتصاد تکرار کردند. با صدای لرزان، اخطار میدهد. دغدغه خود و همکارانش را هم نتوانست پنهان کند؛ نگران انفجار نظام مالی جهان است!
@majaal | 360 |
| 9 | مسئله بنزین در ایران هیچگاه فقط مسئله قیمت نبوده است.
آنچه در مقاطع مختلف ثابت مانده این است که ظرفیت جامعه برای پذیرش هزینه، تابع باور به عقلانیت تصمیم، انصاف در توزیع هزینه و رفتار بدون تبعیض است.
تصمیم اساسی در مورد بنزین، یک تصمیم ملی و مشترک است. با ظرفیت همراهی و انسجام عمومی باید آن را جلو برد، نه اینکه تصمیم را بر جامعه تحمیل کرد.
فایل پیوست شده، جمعبندی گزارههایی است که در ماههای اخیر از کارشناسان، گزارشهای میدانی و تجربه سیاستهای قبلی شنیده و خوانده شده است.
@majaal | 871 |
| 10 | حکمی برای رئیس یا ابلاغیهای به همه ما؟
(بخش ۲ از ۲)
۲. شبکه اطلاعات مردمی؛ با مهارت و بصیرت و فناوری
مهارت، بصیرت و فناوری باید شبکه اطلاعات مردمی را زنده کند. بسیجی باید از حاضر میدان و متولی گزارش ستادی، به حلقه میانی مقابله مردمپایه با تهدید ارتقا یابد. این تغییر، جمعیت را به شبکه هوشمند مقاومت تبدیل میکند.
۳. تعامل، جهاد، اقشار و محلات؛ خدمت از مبدأ مسجد
تعامل سازنده با نهادها، گسترش گروههای جهادی و بسیج اقشار و محلات یعنی بسیجی خدمترسان زندگی مردم و مسجد نقطه اتصال ایمان، خدمت و محله است. با این مأموریت، بسیج جزیره منفک از جامعه نیست و باید خود را به یک شبکه گسترده خدمت زیر سقف وحدت ملی تبدیل کند و فعالانه گره زندگی محله را از مبدأ مسجد و خیابان باز کند.
۴. الگوی مقاومت مردمی در جهان
فرهنگ بسیجی الگوی مقاومت و پایداری مردمی در برابر استکبار صهیونی-آمریکایی است. بسیجی حامل و راوی تجربه زنده است؛ نه فقط صادرکننده شعار و اعلامیه. سازمان بسیج یعنی سازمانی که در محله و خیابان کار میکند و در جهان معنا میدهد، سازمان سخت و نرم خود را با حرکت تهاجمی فراسرزمینی بازمعماری میکند.
حرف آخر
این چهار محور حلقههای یک زنجیره اثر هستند. فرهنگ هویت را میسازد و گستره را به سطح ملت میبرد؛ اطلاعات شبکهای، هوشمند و مردمی میشود؛ خدمت از مبدأ مسجد و محله گره زندگی را میگشاید؛ الگو از مرز میگذرد و سازه و روایت فراسرزمینی میسازد. اگر یکی از حلقهها بشکند، حکم رهبری روی زمین میماند و اگر هر چهارتا با هم بیایند، لایه مردم در معماری اقتدار برقرار میشود.
سطوح فرماندهی و بازدارندگی اسکلت سخت به شمار میآیند و مردم در این حکم، اسکلت نرم و شبکه حیاتی هستند. بدون تعمیق فرهنگ بسیج و ایجاد و استقرار شبکه ملت، سطوح فرماندهی و بازدارندگی دچار نقص می شوند و معماری اقتدار وقتی کامل میشود که هر ایرانی خود را حلقهای از شبکه مقاومت و پیشرفت بداند. در این صحنه، بسیج پل میان اقتدار میدان و انسجام ملی است.
@majaal | 558 |
| 11 | حکمی برای رئیس یا ابلاغیهای به همه ما؟
(بخش ۱ از ۲)
در بسته بازآرایی معماری اقتدار، حکم انتصاب رئیس سازمان بسیج مستضعفین، لایه مردمی بازدارندگی و تهاجم را تعریف میکند. این حکم را میتوان یک دستور کار موجز و درواقع تعریف کارکرد مورد انتظار رهبر انقلاب از بسیج دانست که مخاطب حقیقی آن تمام بسیجیها و هر کسی است که روحیه بسیجی دارد.
نمیشود حکم رهبری را فقط ابلاغ سمت به رئیس جدید و یک نفر بدانیم و از کنار وظیفه عمومی برای تحقق چهار مأموریت بگذریم. هیچ رئیس و فرماندهی نمیتواند به تنهایی فرهنگ مردم، شبکه اطلاعاتی مردمپایه، خدمت مسجدمحور و الگوی جهانی بسازد.
زبان حکم محدود به میز ریاست نیست: مردم مبعوث شده، اقشار میلیونی، شبکه مردمی، اقشار و محلات، مسجد، سراسر جهان. این واژهها میدان کار را از اتاق رئیس به ظرفیت بالقوه ملت باز میکنند.
در پیامهای شش ماه اخیر رهبری، بعثت مردم صنفبهصنف تعمیم یافته است؛ از نمایندگان و هنرمندان تا مردم بعثتیافته در پیشرفت. در این مدت و پس از ۹ اسفند ریشه عوض نشده؛ وحدت حول پرچم ایران و ملت بعثتیافته، سقف مشترک و ملی خدمت و مقاومت است. ترس دشمن از بسیج نیز اعتراف به اهمیت میدان مردم است. چهار محور حکم رهبری همین منطق را عملیاتی میکند:
۱. فرهنگ بسیج و «هر ایرانی، یک بسیجی»
این بند فقط فراخوان تشریفاتی برای عضوگیری از ایرانیان نیست و شش جزء دارد:
- فعل آن، تعمیق باور، افزایش کیفیت رفتار، گسترش پهنه اقشار و اقلیمهاو نیز مدیریت کثرت و سلایق ذیل هویت واحد است.
- موضوع آن، فرهنگ بسیج و مقاومت (نه سازمان اداری و تشکیلاتی رسمی صرف) است. بسیج در این نگاه، باشگاه اعضا نیست بلکه سقف مشترک هویتی ملت و شبکه ملت برای همه میدانهاست.
- غایت میانی آن، هر ایرانی یک بسیجی و یک واحد ظرفیت مبعوثشده برای ایران قوی و متحد به عنوان یک هدف هویتی (و نه صنفی) است.
- سوژه آن، آحاد مردم مبعوثشده به عنوان فاعل و منشأ فعل (و نه ابزار)هستند. در مواجهه با این مردم مبعوث شده، وظیفه سازمان بسیج میدان دادن است نه قیمومیت.
- مقیاس آن، اقشار میلیونی جانفدا به عنوان سرمایه اجتماعی راهبردی است. جانفدا بودن در این فضا یعنی اصل و کیفیت آمادگی هزینه دادن در همه میدانهای پیشرفت و مقاومت (علم، تولید، روایت، خدمت و...) نه حبس در یک میدان.
- افق نهایی آن نیز، ایران قوی و متحد همراه با حفاظت از انقلاب اسلامی است.
این صورتبندی در توصیفاتی نظیر شجره طیبه، خدمت بیتظاهر و بیتوقع، جهش جهادی، معنویت در فعالیت، آرمانگرایی همراه عملگرایی وحضور در همه میدانها (علم، جهاد سازندگی، سیل، کرونا، هستهای) ریشه دارد.
شاخص موفقیت بسیج در این محور، میزان تنوع و فراگیری داوطلب، رسوخ فرهنگ بسیجی، خطرپذیری مسئولانه، حضور داوطلبانه در میدانهای واقعی، عمق اثر کنشهای داوطلبانه و نیز امکان تغییر معادله در مسیر افق ترسیم شده است.
@majaal | 521 |
| 12 | احکام اخیر رهبر انقلاب صرفا انتصاب روتین افراد نیست. این احکام را میتوان آغاز بازآرایی معماری اقتدار و همبندی پنج لایه دانست.
متن احکام رهبر انقلاب درواقع فرماندهی، بازدارندگی، مردم، تصمیم سیاسی و معیشت را روی یک محور مینشاند.
افق مطلوب این بازآرایی وقتی است که این پنج لایه هماهنگ با هم پیش بروند و آینده ایران را استوارتر از پیش بسازند.
@majaal | 512 |
| 13 | .: روایت بعثت، روایت آغاز :.
رویدادها دو گونهاند. گونهای مانند زلزله و سیل و دیگر حوادث طبیعی: اوج اثر آن در همان لحظه وقوع است و آنچه میماند یاد کردن آن اوج و خسارتها و آلام ناشی از آن است. گونهای دیگر مانند کشف نفت یا افروختن برق: خود رویداد در قدم ابتدایی یک سطحی دارد و حتی شاید غیر از اهل فن، خیلیها عمق آن را درک نکنند؛ اما آبستن زنجیرهای است که سالها بعد شکل میگیرد. این رویداد، پایان نیست؛ بلکه یک نقطه آغاز است.
بعثت از نوع و گونه دوم است. قرآن آن را بیرونکشیدن تدریجی از تاریکی به روشنایی و زنده کردن زمین مرده توصیف میکند. این همان «رویداد مولد» است؛ انفجاری نیست که فرومینشیند، بلکه بذری است که میروید.
اما میان نفت و بعثت یک تفاوت بنیادین هست. نفت محرک خودکار داشت؛ سود، انسانها را بدون آن که کسی متقاعدشان کند به ساختن میکشاند. بعثت چنین محرکی ندارد؛ کسی از استمرار آن لزوما سود مادی نمیبرد. پس این جرقه آغازین چگونه به شبکه بدل میشود؟
آنجا که سود جایگزین ندارد، معنا جای آن را میگیرد. انسان مسیر بیبازگشت مادی را تنها با یک نیرو ادامه میدهد: حس مشارکت در چیزی بزرگتر از خود؛ همان که بنا را وامیدارد آجر بر آجر بگذارد، بدون آنکه سقف بنا را ببیند، چون میداند این بنا از آن همه است. محرک بعثت را باید در تعلق جست، نه در بازار.
بعثت زلزله نبود که بلرزاند و بگذرد. از همینرو روایت بعثت، روایت اتمام نیست؛ روایت آغاز است. در آن رو به گذشته نمیایستیم که آنچه گذشت را بازگو کنیم؛ رو به آینده میایستیم و میپرسیم اکنون چه میتوان ساخت. خود لفظ «بعثت» همین را میگوید؛ برانگیختهشدن، پایان چیزی نیست؛ آغاز حرکتی تازه است بهسوی قله.
این حرکت را یک صدا از بالا نمیسازد. آن را دستهایی از پایین میچینند؛ شبکهای از راویان و کنشگران و مؤثرین خرد که هر یک لایهای بر بنای مشترک میگذارد. همین، تفاوت رسانه با بستر است: رسانه بازمیگوید، اما بستر میسازد. آنچه بعثت میطلبد، نه بلندگویی برای توصیف، که میدانی است برای نقشآفرینی.
@majaal | 552 |
| 14 | .: قصه زندگی من و ما با او :.
(بخش ۲ از ۲)
ما را چه به راهبردچی بودن؟ بدون او دنیای ما اصلا این چیزها نبود. اما او برای ما حجت بود. باز هم خط و جهت را او نشان میداد. خواندن و نوشتن را به خواست و اراده او موجه میدانستیم والا ما که در این دنیاها نبودیم. این دنیا را او برای ما ساخته بود و ما به تخاطب با او میبالیدیم.
تا از بازسازی انقلابی ساختار فرهنگ و رسانه گفت، خود را با آن تنظیم کردیم و به محض اینکه به توصیف وضعیت فرهنگی و اجتماعی اشاره کرد نتوانستیم مقاومت کنیم و به شوق آمدن او دست به خاک و جوهر بردیم. تلاش ما برای شناخت دقیق مردم و گروههای مختلف اجتماعی هم نوعی تقلا برای بودن در مسیر او بود که صریح و با تأکید مستقیم تکلیف کرد که توجه به لسان قوم لازمه کار است؛ او گفت که از جوان و نوجوان تا حتی معاند، مخالف، جاهل و... باید با زبان متناسب خودشان حرف زد.
اما این رسمش نبود؛ آخرین نامهای که برای او نوشتیم و زمان زیادی برای بهبود جزئیات آن گذاشته شد، پیش ما ماند و ارسال نشد و با خبر شهادت بلاموضوع شد. افسوس...
بگذریم؛ طولانی شد. من با شناخت و آگاهانه امیدوارم به خلف صالح او و پایبند به مشی و مرام و مسیر و هدف و آرمان او؛ اما این ما و من بدون او و قاب عکس پر از نوری که تصویر او هم به آن اضافه شده، برای من فقط حسرت است و غم.
مگر میشود او نباشد و ما باشیم؟ کاش حداقل نور و علیاکبر و عباس و مادر و پدر سعیدشان که حالا دیگر نامشان به لفظ و هویت شهید و شهادت آراسته شده، دست من را میگرفتند.
سخت است. دیگر نمیتوانم بنویسم ما؛ بدون او، این ما دیگر برای من، ما نیست...
آقای عزیز، اگر ۱۷ سال پیش با آن تکانه مسیر دیگری پیش روی ما قرار دادی؛ اما حال امروز من قابل مقایسه با آن روزها نیست. این جنگ و این حادثه بزرگ و جانسوز و غم رفتنت، یک عزای عمیق و شعلهور و سلسلهای از آشوب و جنبش دائمی در قلب و ذهن و وجود من ایجاد کرده است.
اما باید به خود مسلط شد؛ مگر میشود عزادار او بود و خلاف خواست او عمل کرد؟ او پس از شهادت جانکاه سید حسن نصرالله گفت که عزای ما، ماتم گرفتن و افسرده شدن و یک گوشه نشستن نیست. او گفت که عزای ما جنسش از جنس عزای سیدالشهدا (ع) و زنده و زندهکننده است. گفت که عزا، ما را به حرکت و پیشرفت و شوق بیشتر به کار وادار میکند.
او از ما خواست که این پیام را در دل و جان خودمان به معنای واقعی کلمه نفوذ بدهیم و احساس کنیم عزاداری ما هم باید ما را به پیش ببرد. نمیدانم شاید نتیجه حال امروز من و منهای آن ما، تجدید یک عهد قدیمی است؛ عهدی نو شده با وصی و جانشین صالح تو برای یک حرکت دیگر...
ضرورت امروز ما، عمل انقلابی واقعی و مؤثر و در نسبت عینی با مردم و کشور و واقعیتهای میدان مبارزه و جبههبندی کلان در دنیا است. اقدام و عملی که تغییردهنده معادله باشد نه کوچک و تزئینی و سطحی که بیشتر تسکیندهنده عذاب وجدانهای ما هستند!
ما امروز عهد میبندیم که ولنگاری، بیتعهدی و وادادگی و عزلتنشینی را کنار بگذاریم. عهد میبندیم که همچون یک جریان زنده، تکلیف بزرگی که بر دوش داریم را احساس کنیم و بفهمیم؛ و پسازآن، سهم خود را به میدان بیاوریم و ادای تکلیف کنیم.
او گفت که بدون ترس، با درک بههنگام و احساس تکلیف به موقع باید عمل کرد و وارد میدان شد. ما امروز خود را متعهد میدانیم به این عمل بههنگام. مبادا زمان بگذرد...
@majaal | 651 |
| 15 | .: قصه زندگی من و ما با او :.
(بخش ۱ از ۲)
در سال ۸۸ حرفهای او تکانه بزرگی به زندگی من و ما وارد کرد و آتش شعلهوری در دل من و ما انداخت. خطابهایش آنقدر سنگین بود که مهندسی فنی را رها کردیم و به دنبال تلاش برای تخاطب با جامعه و نسبت گرفتن با فرهنگ رفتیم. نمیدانم شاید این هم یک نوع مهندسی بود؛ مهندسی اجتماعی!
ما نه رسانهای بودیم، نه فیلمساز، نه تبلیغاتچی، نه اهل تبیین و نه اهل جنگ نرم؛ و نه هیچ چیز دیگری از این جنس. قرار نبود اصلا در این دنیاها باشیم و مسیر ما چیز دیگری بود؛ اما نهیب او مسیر ما را تغییر داد. ما نگران بودیم و تکلیف آنی روی دوش خود حس میکردیم. ما که امام و انقلاب را با او شناختیم، تکلیف و آوردن سهم خود را نیز از او آموختیم.
ساعتها روی صحبتهایش مباحثه میکردیم و با دقت زیاد تقاطع میدادیم و راهبرد و نقشه راه درمیآوردیم. هر کاری از او شروع میشد و به او ختم میشد. جستوجو در صحبتها و جملات و کلماتش برای ما همان گشتن دنبال چراغ راه بود.
از خجالت آب شدیم وقتی گفت از خدای متعال از اعماق وجود شکرگزاری میکنم به خاطر نعمت وجود امثال شماها. ما بدون او هیچ بودیم و همه هویتمان به او بود اما گفت امثال شما که نسل سوم محسوب میشوید، از امثال ما که نسل اول و دوم هستیم جلوتر و بهتر و قابل اعتمادترید برای ساختن آینده!
آینده؟ کل تصویر ما از آینده، تصویر ترسیم شده از او و توصیفش از دولت و جامعه و تمدن اسلامی بود اما او صادقانه ذوق و حسش را به اشتراک میگذاشت و از شگفتی زُراع میگفت. همین توجه به آینده و برداشتن گامهای بلند را او به ما یاد داد و با گفتن اینکه نیروی ایمان میتواند طیالارض کند و فاصلهها را برقآسا طی کند، اعتماد به نفس داد و آن را جهت هم داد.
مبارزه با نظام سلطه و سلطهگر و دفاع از مظلومان عالم را از اصول انقلاب میدانست و مستمرا وجود دشمن و هدف و برنامه و ترفندهای دشمن را به ما تفهیم میکرد. با توصیف مستمر و بهروز و عمیق جبهه عظیم سیاسی و مالی و اقتصادی و نظامی و امنیتی، بیداری و هوشیاری و تفرس دشمن را شدنی نشان میداد.
یاد گرفتیم تام و جری را با نیت و قرائت او بفهمیم. یاد گرفتیم که اگر طرف مقابل زورش بیشتر است و جثهاش بزرگتر است، باید روش دیگری برای مقابله با او به کار برد. وقتی گفت جری باشید و بزنید تام را گیج کنید، ما را درگیر یک استراتژی چندساله کرد.
سال ۹۲ که زمزمه سوریه و جهان اسلام و بیداری اسلامی در سر داشتیم، صریحا گفت که تمرکز را بگذارید روی داخل کشور که اگر ضربهای بخوریم مهمترینش از داخل خواهد بود؛ تغییر اندیشه و خواست و فکر مردم است که ضربه میزنند. هر بار هم که حاج داود میامد و نقشه پهن میکرد و با جزئیات توضیح میداد، هوایی میشدیم اما خب او چیز دیگری از ما خواسته بود. تلاشمان این بود که با مزیت و روشها و ابزارهایی، آرمانها را برجسته کنیم و عقلانیت حاکم بر اصول را نشان بدهیم.
چند سال بعد زمین بزرگتری پیش روی ما قرار گرفت برای کشت آن نشاهایی که با منطق و تدبیر او مهیا کرده بودیم. خیز برداشتیم و با نگاه به او و به عشق او و راحت بگویم به خوشامد او ساختیم. خوشامد او خواست خدا و خوشامد مردم و کشور بود.
از ۹۹ صحنه کمی عوض شد. شاید هیچ سالی تا آن موقع به این اندازه برایمان سخت نبود؛ سالی که آذرش به قاب عکس جانسوز سعید رسید و روی مزارش همان جمله نسل سوم او حک شد.
پس از آن وارد دوره دیگری شدیم و شدم. تصمیم گرفتند و تکلیف اجرا ساقط شد. نقش راهبردچی منزوی ساخته شد! بماند...
@majaal | 439 |
| 16 | .: پیشنهادهایی به آقای رئیسجمهور و دولت :.
(بخش ۲ از ۲)
۳. مردم، فاعل اقتدار نه صرفا پشتوانه؛ شرکت فعال مردم در اداره کشور و وحدت ملی فراگیر، فرصت بزرگ ملی است.
• وحدت ملی را فراخ و فراگیر نگه دارید (صرفنظر از اختلاف)؛ وحدت اصیل نقد موجه را تحمل میکند. وحدت را از سپر به سرمایه پایدار بدل کنید.
• مشارکت مردم را رکن اقتدار بدانید و نهادهای واسط و پلزننده (محله، مسجد، صنف، سمنها و گروههای داوطلب و...) را تقویت کنید.
• برای افزایش سرمایه حاکمیتی مردم، در دولت تدبیر کنید. سازکار شنیدن مستقیم صدای مردم و پاسخگویی به آن را با شاخص پاسخدهی طراحی کنید.
• امیدآفرینی را معیار سیاستگذاری کنید: شاخص رضایت و امید ملی را تعریف و فصلی منتشر کنید. خوب است هر طرح کلان پیوست اثر معیشتی و روانی نیز داشته باشد.
• سه بعد تابآوری یعنی معیشتی، اجتماعی و ذهنی را همزمان تقویت کنید و حمایتهای جبرانی را هدفمند و موقت نگه دارید و بهروز کنید.
• انسجام درون حاکمیت را علنی نشان دهید و شایعه را با عمل منسجم خنثی کنید، نه جدل رسانهای.
• اختلاف با رسانه ملی را از صحنه علنی به مجرای هماهنگی نهادی منتقل و ابزارهای رسانهای دولت را تقویت کنید.
• روشنگری مردمی سریع و غیرمتمرکز و پیشدستانه را سازمان دهید؛ تبیین ایجابی، نه صرف تکذیب.
• مراقب عملیات رسانهای دشمن باشید، بیآنکه به محدودسازی نقد مشروع بلغزید.
۴. دیپلماسی مقاوم در برابر نوسان میان دیپلماسی و میدان؛ در دورههای مختلف شاید ابزارها عوض شوند اما جبههبندی چندان تغییر نمیکند؛ پس باید بهروشنی با فهم جبههبندی تخاصم فعلی، تن به پذیرش نظر دشمن ندهیم.
• خط قرمز را شفاف و مکرر اعلام کنید: زیر بار زیادهخواهی نروید و به صورت علنی بر حقوق ایران با جزئیات قابل فهم برای مردم تأکید کنید.
• دیپلماسی را از قاب صرف «پساجنگ» خارج و به راهبرد بلندمدت همسایگی و مقاومت گره بزنید.
• مسیرهای گفتوگوی سطحبالا را همزمان پیش ببرید: تقویت ارتباط با همسایگان، تعامل با کشورهای حاشیه خلیج فارس با نمایندهای شاخص و حاکمیتی، تقویت تعامل با اروپا، همکاری راهبردی جدی و عمیق با روسیه و چین بر سر منافع مشترک و تقویت جریانهای مؤثر و همراه در کشورهای بزرگ.
• تعامل با جهان اسلام را از شعار به سازکارهای مشخص اقتصادی و امنیتی ارتقا دهید.
• تصویر مثبت ایجادشده از ایران را تثبیت و تعمیق کنید و تولید هنری و فرهنگی و روایتگری پیشدستانه را در برابر تحریف هویت ایرانی سازمان دهید.
• پیگیری حقوقی جنایات بینالمللی دو سال اخیر را از طریق معاونت حقوقی، وزارت دادگستری و نمایندگیهای ایران در کشورهای مختلف و مجامع بینالمللی سامان دهید.
• پرونده غرامت و خونبها برای تکتک جانها و در رأس آنان رهبر شهید را باز نگه دارید و سازکار مطالبهآن را تعریف کنید.
میشود به این فهرست موارد بیشتری اضافه کرد؛ اما نکته مهم، اراده و همت عبور و پیش رفتن و محقق کردن تحول مثبت در شاخصهای اصلی توسعه ایران است. توفیق روزافزون دولت و رئیسجمهور را در خدمت به ملت بزرگ ایران از خداوند متعال مسئلت داریم.
@majaal | 504 |
| 17 | .: پیشنهادهایی به آقای رئیسجمهور و دولت :.
(بخش ۱ از ۲)
با قدردانی از تلاشهای دولت و آقای رئیسجمهور در مدیریت شرایط دشوار جنگ، آنچه در پی میآید، پیشنهادهایی برای تبدیل دستاوردهای ارزشمند حضور و دفاع به افقی بلندمدت و تمدنی است.
۱. عبور از پیروزی مقطعی به گام دوم تمدنی؛ پیروزی نقطه پایان نیست بلکه یک فصل جدید از تمدنسازی بلندمدت است.
• روایت جنگ دوازدهروزه را از صرف دستاورد دفاعی و اجرایی به سکوی جهش پیشرفت ارتقا دهید و افق کشور را در «پساجنگ» متوقف نکنید.
• دستاورد دفاعی را به برنامه نوسازی گره بزنید و برنامه هفتم را با اولویت نوسازی کشور، همراه با سند زمانبندی و گزارش فصلی، بازنگری و به مجلس ارائه کنید.
• میان صنعت دفاعی نوپا و اقتصاد مصرفی پیوند برقرار کنید.
• جهش علمی را موتور پیشرفت کنید. راهبردهای علم و فناوری را بر پایه درسهای جنگ بازنگری کنید و منطق سرمایهگذاری و هزینه را به سمت اولویتهای امروز و فردای ایران تغییر دهید.
• درسهای مدیریتی جنگ (تمرکززدایی، تفویض اختیار استانی، تصمیم سریع و...) را به سازکار دائمی حکمرانی بدل کنید.
• بازدارندگی و آمادگی دفاعی را حفظ و تقویت کنید؛ از نیروهای مسلح تا اهرم تنگه هرمز.
• برای موضوع توسعه کاربرد هوش مصنوعی و داده یک سازکار متمرکز و پرقدرت تعریف کنید تا این حوزه از پراکندگی مدیریتی خارج شود.
• جبران خسارات آسیبدیدگان جنگ را بهمثابه تکلیف لازمالاجرا، با مسئول مشخص و گزارش پیشرفت دورهای، پیگیری کنید.
۲. اقتصاد مقاومتی بهمثابه سازکار، نه شعار؛ اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی راهبرد کلان کشور بوده و معیشت مردم خط مقدم جنگ اقتصادی است.
• برای جنگ اقتصادی، سازکار فرماندهی و راهبری متمرکز ایجاد کنید.
• اولویت مطلق را معیشت و زندگی امروز و فردای مردم بگذارید: برنامه بهبود معیشت را بدون تأخیر و یکپارچه و بر مبنای مدل اصلاحشده دهکبندی دقیق جامعه اجرا کنید. معیار موفقیت، تغییر ملموس در سفره مردم با سنجه فصلی است.
• حمایت اجتماعی را نه صدقه بلکه بخشی از برنامه دفاعی کشور بدانید و نظام حمایت بیکاری و رفاه را چندلایه بازطراحی کنید تا کسی از قلم نیفتد.
• برای سه اولویت مهار تورم، مدیریت نقدینگی و رونق تولید، برنامه و مسئول پاسخگو و بازه زمانی تعیین کنید.
• لایه سخت تولید و زیرساخت را تقویت کنید: تولید اشتغالزا، کمانرژیبر، صادرات محور و کمسرمایه با حمایت هدفمند و رفع موانع تولید.
• اصلاحات ساختاری را با قوت ادامه دهید: اصلاح الگوی تسهیلات بانکها، عملکردمحوری و مالیات (۱۶۹ مکرر) و...
• نقش پنج بخش اقتصادی (دولتی، تعاونی، خصوصی، شبهدولتی و عمومی غیردولتی) را تفکیک و دقیق کنید. بخش خصوصی را با منطق «تقویت بخش خصوصی و مردمی، تقویت امنیت ملی است» تقویت و تصدیگری را کم کنید.
• دیپلماسی اقتصادی کاهش آثار تحریم و محاصره را عملیاتی کنید: از کریدورهای ترانزیتی و بنادر شمالی تا سازکارهای مالی جایگزین و ظرفیت اوراسیا و..
• دستاوردهای دفاع و مذاکره را به نتیجه ملموس در سفره مردم گره بزنید.
@majaal | 407 |
| 18 | وحدت، سرمایه ماست؛ همان انسجام بیبدیلی که حول پرچم ایران اسلامی با همه تفاوت خاستگاههای مذهبی، فکری، فرهنگی و سیاسی و با کنار نهادن اختلافها شکل گرفت.
وحدتی که هر چه شکرش کنیم پولادینتر میشود و دشمن را خوارتر میکند. این خط قرمزی است که نباید خدشه بردارد.
این وحدت حول حق ملت ایران و استقلال و مقاومت آن، شکل گرفته و ایستاده است. ارزش این وحدت نه فقط در شمار ما بلکه مهمتر از آن، در محوری است که گرد آن جمع شدهایم.
دشمن نیز به دنبال یک وحدت است؛ وحدت مطلوب دشمن در جهت تحقق خواستهای به نام تسلیم ایران است. یکی از راههای تحقق این خواسته دشمن نیز، ایجاد تفرقه و تجزیه اجتماعی است.
دقت کنیم که وظیفه همه ما، چنگ زدن به ریسمان حق است؛ نه هر ریسمان و نه آن وحدتی که دشمن از ما میخواهد.
@majaal | 446 |
| 19 | این کارزار ادامه دارد… | 597 |
| 20 | بیانیه رهبر انقلاب را میتوان در پنج محور توصیف کرد:
۱. محور گفتمانی اول، بازنمایی ضعف دشمن و استیصال آمریکا در برابر اقتدار و پیروزی ایران است. یعنی این تفاهم نه به دلیل انعطاف ایران، بلکه برآمده از درماندگی طرف مقابل است؛ قابی که هرگونه تفسیر «عقبنشینی» را خنثی میکند. در کنار آن، از تلاش دلسوزانه و حسن نیت مسئولان تجلیل میشود تا انسجام درونی نظام حفظ شود.
۲. محور دوم، ثبت مخالفت اولیه اصولی با توافق و حفظ موضع عدم اعتماد به دشمن، در کنار اعلام صدور اجازه است. این موضع، امتداد منطق رهبر شهید در اصل «بیاعتمادی به آمریکا»ست و راه هرگونه سازش و تسلیم را میبندد.
۳. محور سوم، مبنای صدور اجازه را روشن میکند: تعهد صریح رئیس «جمهور» بهعنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی و دیگر اعضاء به پاسداشت حقوق ملت و جبهه مقاومت، همراه با پذیرش مسئولیت. پس اجازه، نه تأیید مسیر، که اذنی مشروط و مسئولیتسپارانه است.
۴. محور چهارم، تثبیت شرط بازدارنده و خط قرمز است. متن سه قید بازدارنده میگذارد: اگر آمریکا زیادهخواهی کند زیر بارش نخواهند رفت؛ موضع مشروط و تحت پایش است و در انتظار تحقق شروط؛ و مذاکره حضوری آینده بههیچرو بهمعنای پذیرش نظر دشمن نیست. این تفکیک مذاکره از تسلیم، ستون دفاعی بیانیه در برابر اتهام احتمالی سازش است.
۵. محور پنجم، پایانبندی معنوی و امیدوار است؛ متن با امید به نصرت و فتوحات بسته میشود و کل تصمیم را از سطح محاسبه سیاسی به افق ایمانی پیوند میزند.
در جمعبندی میتوان گفت که ساختار بیانیه اجازه مشروط به یک گام دیپلماتیک پرمخاطره است بدون آنکه اصل بیاعتمادی به دشمن کنار گذاشته شود.
این مسیر با سه ضامن مهار شده تا هم فضای دیپلماسی با شک و تردید باز بماند؛ و هم منطق گفتمانی این موقف و موضع و حرکت روشن شود.
@majaal | 1 198 |
