fa
Feedback
Empty Echo

Empty Echo

رفتن به کانال در Telegram

"شبکه آوانگارد پژواکِ پوچ" instagram.com/empty__echo

نمایش بیشتر
3 944
مشترکین
-324 ساعت
+37 روز
+5430 روز
آرشیو پست ها
sticker.webp0.11 KB

+7
October Tide - Peaceful, Quiet, Safe.mp314.37 MB

#October_Tide The Cancer Pledge #Melodic_Doom_Death #Sweden Bandcamp Metal Archives 320 - 320 - 320 FLAC
#October_Tide The Cancer Pledge #Melodic_Doom_Death #Sweden Bandcamp Metal Archives 320 - 320 - 320 FLAC

sticker.webp0.11 KB

+5
Wells Valley - Princeps.mp317.47 MB

#Wells_Valley Achamoth 2023 #Blackened_Sludge_Post_Doom #Portugal Bandcamp Metal Archives 320
#Wells_Valley Achamoth 2023 #Blackened_Sludge_Post_Doom #Portugal Bandcamp Metal Archives 320

sticker.webp0.11 KB

#Blut_aus_Nord Disharmonium - Nahab 2023 Nameless Rites

sticker.webp0.11 KB

Le Lendemain - Wenngren_ Norbury_ Lois B1I5jcPDyIc.m4a5.67 MB

#هولوکاست_شنیداری

sticker.webp0.00 KB

+5
Derhead - The Missing Stars.mp314.65 MB

#Derhead The Grey Zone Phobia (2023) #Avantgarde_Black #Italy 320 - 320 FLAC
#Derhead The Grey Zone Phobia (2023) #Avantgarde_Black #Italy 320 - 320 FLAC

sticker.webp0.11 KB

#رستگاری_شبانه

Landbrot I CD 1 TRACK 2 (320).mp36.98 MB

وسط خانه نشسته‌ام و با نقش‌های تکراری فرش رنگ و رو رفته بازی می‌کنم. شاید می‌خواهم داستان مرگ کسی را بگویم که در ارتفاع بیست طبقه‌ای دلش کشید که بپرد، اما بعد از سال‌ها هنوز به زمین نرسیده و در این بین بارها مرده است و حالا می‌ماند برای جسدش یک استکان چای می‌ریزد و داستان می‌بافد؛ که شب کشیده را صبح کند. بیچارگی یعنی یک تی‌شرت سیاه بدون هیچ نقش و علامتی که برعکس تنت کرده باشی و بوی همه چیز بدهد، بوی سیگار، بوی اسپری بدبو، بوی تنهایی‌. دود سیگار را می‌برم توی گلویم و می‌سوزد. وسط این خانه که باشم، آب هم بخورم گلویم درد می‌گیرد، آن‌قدر درد می‌گیرد که دستم را می‌گذارم روی گلویم و می‌خواهم خودم را خفه کنم. می‌خواهم خودم را وسط این بیست طبقه سقوط خفه کنم تا به پایین نرسیده یک جور مرگ جدیدی تعریف کنم. سعی می‌کنم خودم را غافلگیر کنم. فکر می‌کنم؛ به همه کارهای انجام نداده‌ام. سعی می‌کنم خودم را راضی کنم تا نگاهی به لیست کارهایی که باید سه سال پیش انجام می‌دادم بیندازم، همه این‌ها را سعی می‌کنم و باز هم همان تصویر ساختمان بیست طبقه و مردی که سال‌ها پیش پریده است و هنوز مغزش روی آسفالت کف خیابان متلاشی نشده است. و سالها این بین پیر شده جلوی چشمم است و باز هم با نقش‌های برجسته فرش که چند جاییش از صدقه سری سیگار سوخته و سوراخ شده بازی می‌کنم. آخرین باری که کسی این در را باز و بسته کرد، زنی بود که حالش از این خانه به هم می‌خورد و توی سینک ظرف شویی بالا آورد. آن‌قدر جیغ کشید که تا چند روز هیچ چیز نمی‌شنیدم. در را جوری کوبید که گویی هیچ‌وقت برنخواهد گشت. من هم همین تی‌شرت سیاه را برعکس تنم کردم و رفتم از توی یخچال بطری آب را برداشتم و قُلپ قُلپ خوردم و گلویم آنقدر تیر کشید که سرم را کوبیدم توی یخچال و حالا درِ یخچال کج شده است و سرم از آن روز برای ژلوفن ناز می‌کند و من خودم را توی همان سینک ظرفشویی بالا آورده‌ام. سقوط از این ساختمان بیست طبقه تمامی ندارد. کسی از دور چیزی می‌گفت، انگار می‌گفت: "رفیق، این سقوط نه زندگی داره، نه مُردن" و من نشنیده بودم و فقط برای رفع تکلیف، گفته‌ام: باشه، ممنونم. زندگی‌ام چرک کرده، از اولین بیست طبقه پریدم. حالا باید آن‌قدر ساختمان بیست طبقه پیدا کنم و از پله‌هایش هِلک هِلک بالا بروم و خودم را به پایین پرت کنم که همه ساختمان‌های بیست طبقه تمام شوند؛ بعدش شاید مردم. #مهیار_مولوی

Landbrot I CD 1 TRACK 2 (320).mp36.98 MB

#رستگاری_شبانه