Empty Echo
رفتن به کانال در Telegram
4 010
مشترکین
-124 ساعت
-37 روز
+2830 روز
آرشیو پست ها
4 010
أشعر أَنَ شیئًا تحطمَ في أَعماقي غیرَ الأضلاع، شيءٌ أهمُ مِن العِظام لا یُمکن ترمیمهُ علی الأطلاق....!
احساس می کنم در ژرفایم چیزی غیر از دنده هایم شکست ، چیزی مهمتر از استخوانها که هرگز نمی توان آن را ترمیم کرد...!
4 010
شب نمی فهمد
کدام یک تاریکتریم
خنجر به دست می آید؛
شب نمی بیند
حدس می زند
و می زند.
شب نمی میرد،
می کُشد.
#معین_دهاز
4 010
منو ببخش
تو تیر خوردی من نخوردم
اگه تو نیستی من هستم
اگر بدنت سرده من بدنم گرمه
منو ببخش
4 010
When the same earth one embraces sees, the bones of common man and king, what tells less? What tells more? A marble stone or a mould of mould? Vanity! Perishableness!
4 010
رویارویی با مرگ عزیزانمان می تواند ما را در هم بشکند. می تواند ما را بهت زده کند و باعث شود نگرشمان به دنیا، زندگی و روابطمان را بازبینی کنیم.
مرگ ما را تغییر می دهد. پس از آن دیگر نمی توانیم همان آدم سابق شویم. وقتی با تمام وجود درمی یابیم که عزیزانمان ممکن است برای همیشه نیست شوند؛ نحوهٔ عشق ورزیدن، باورها و ارزش هایمان تغییر خواهند کرد.
همین بازنگری نوعی یادگیری است. رویارویی با رنجی عظیم، تجربهٔ ویرانی ناشی از خواستن دیدار عزیزمان و رنج ناشی از محال بودن دیدن دوبارهٔ آن ها می تواند بسیار دردناک و ویرانگر باشد.
وقتی سوگی عمیق را تجربه می کنیم عبور از چنین رویداهای جانکاهی می تواند ما را به هم نزدیک تر کند.
کتاب #مغز_سوگوار؛ آنچه مغز در لحظههای فقدان تجربه می کند
نویسنده: فرانسیس اوکانر
ترجمه: میثم همدمی
4 010
Repost from Empty Echo
به هر جا نگاه میکنی، کسی رفته ...
هردو جدولی پیدا کردیم و کنارش نشستیم هوا تاریک بود
گریه کردیم
رفتیم.
4 010
همچی رو گایییییدم کیر تو همچی بره اول تا اخر همچی رو گاااییدم سازنده و برنده رو گاییییدم از همچی متنفرم کیر تو تههههههه خدا بره زندگی رو گاییییدم که اینطور چسبیدیم بهش
4 010
تو رفتی بیرون که حق منو بگیری
من برگشتم
منتظرت موندم
اما تو برنگشتی
ما منتظرتون موندیم
ما منتظرتونیم هنوز
منتظرتونیم
حق ما رو گرفتید
ما کی حق شما رو بگیریم؟
چرا برنمی گردید
من منتظرم
خیلی وقته
خیلی زیاد
چهل هزارسال
