1 112
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+1030 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+4
در 0 کانالها
اوت '26
+25
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+22
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+14
در 0 کانالها
Get PRO
مه '26
+11
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+9
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+34
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+40
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+23
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+22
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+23
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+10
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '25
+12
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+15
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+20
در 0 کانالها
Get PRO
مه '25
+24
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+14
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '25
+12
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+23
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+29
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+39
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+39
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+34
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+54
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '24
+29
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+20
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+16
در 0 کانالها
Get PRO
مه '24
+69
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+20
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '24
+17
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+73
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+223
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+57
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+39
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+5
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+201
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+25
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+10
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+3
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+35
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+8
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+25
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+27
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+140
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+48
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+12
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+176
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+7
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+5
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+10
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+31
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+6
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+2
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+3
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+25
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+9
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+7
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+8
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+54
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+1
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+9
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+7
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+5
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+329
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 06 سپتامبر | 0 | |||
| 05 سپتامبر | 0 | |||
| 04 سپتامبر | 0 | |||
| 03 سپتامبر | +2 | |||
| 02 سپتامبر | +1 | |||
| 01 سپتامبر | +1 |
پستهای کانال
... این روزها میگذرند، و به همراهش عمر نیز، و «منی» که از پس این دوران گذر خواهد کرد (اگر امیدوار باشم فروپاشیای رخ ندهد)، احتمالا باتجربهتر، پختهتر و قویتر باشد، ولی قریب به یقین تلختر هم خواهد بود!
| 2 | #همایش_معرفی_رشته
#کارشناسی_ارشد
#علم_داده
#الگوریتمها_محاسبات
📌📌📌همایش حضوری و رایگان معرفی دوره ویژه مهندسی و علم کامپیوتر دانشگاه خاتم، مجموعه تیاس
🛑 ویژه دانشجویانی که در کنکور مهندسی و علم کامپیوتر و علوم کامپیوتر شرکت کردند.
دانشگاه خاتم در نظر دارد در سال تحصیلی ۰۶-۱۴۰۵، در دورههای ویژه مهندسی و علم کامپیوتر گرایشهای «علم داده» و «الگوریتمها و محاسبات» در مقطع کارشناسی ارشد، از دانشجویان علاقهمند به ادامه تحصیل در این رشته پذیرش به عمل آورد.
🗓️ دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵
🕔 ساعت ۱۶:۳۰ الی ۱۸:۳۰
🛑همراه با فرصت گفتگو با اساتید در زمان پذیرایی شام
🔸 شرایط برخورداری از تسهیلات منوط به شرکت و قبولی در مصاحبه علمی میباشد.
▫️ثبتنام جهت حضور در رویداد و مصاحبه الزامی میباشد.
▪️هزینه رفت و آمد زمینی از دیگر شهرها برای شرکت در همایش برای دانشجویان رتبههای کشوری زیر ۲۵۰
پرداخت خواهد شد.
❗️مهلت ثبتنام: ۸ صبح روز دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵
✅ لینک ثبت نام:
https://teias.institute/cs2026/
🎓لینک گروه پرسش و پاسخ:
https://t.me/introducing_teias_cs
@teiasevents | 454 |
| 3 | مواجهه با مرگ (چشممان بسته میشود و دیگر در هیچ شهری باز نمیشود!)
چند وقتی هست دختر بزرگم درگیر مفهوم مرگ شده است. مدتی قبل، نمیدانم از فکرهای خودش، یا در اثر صحبت با دیگران، به این نتیجه رسیده بود که وقتی میمیریم به شهر مردگان میرویم. بعدش نگران بود که وقتی آنجا میرویم آیا وسایلمان را هم با خودمان میبریم. خانهمان چه میشود؟ آیا میشود همه چیز را با خود ببریم؟ بعد از اینکه رفتیم به شهر مردگان، چه کسی میآید در خانهمان؟ و ...
چند شب پیش قبل از خواب که دراز کشیده بود و حرف میزدیم تا خوابش ببرد، ناگهان شروع به سوال پرسیدن کرد که وقتی میمیریم، یعنی چشممان بسته میشود و دیگر در هیچ شهری باز نمیشود! با اینکه فکر میکردم حداقل تعریف مرگ را میدانم، ولی اینقدر همه چیز از زبان یک کودک کوچک، عریان بیان شد که حقیقتا از این مواجهه تکان خوردم! بعد خودش بغضش گرفت و در ادامه در حالیکه گریه میکرد گفت که چرا خدا ما را اینطور آفریده که میمیریم... نه تنها پاسخی برایش نداشتم، بلکه خودم هم از این وضعیتی که در آن گرفتار شدهایم، شاکی بودم!...
امشب هم بعد از اینکه قصه قبل از خوابش را گوش داد، دوباره شروع به پرسیدن درباره مرگ کرد! وقتی میمیریم دیگر بدنمان حرکت نمیکند؟ یعنی لباسهایمان را عوض نمیکنیم؟ دیگر بلند نمیشویم و راه نمیرویم؟! در پاسخ بعضی از سوالهایش گفتم که اینها واقعا سوالهای راحتی نیستند و باید بیشتر برای پیدا کردن پاسخشان جستجو کنم و جواب برخیشان را (واقعا) نمیدانم! در ادامه پرسید اگر ورزش کنیم، نمیمیریم؟ گفتم همه میمیرند، ولی اگر ورزش کنیم دیرتر میمیریم! بعد پرسید تو و مامان چند سالتان است. پاسخش را دادم. ادامه داد: اگر سن تو بشوم آنوقت مادرت میمیرد؟! در حالیکه قلبم فشرده شده بود، گفتم احتمالا زنده است. پرسید یعنی همسن (یا مثل) مامانی (مادر مادرم) میشود. گفتم آره. بعد ناگهان زد زیر خنده! گفت یعنی مثل مامانی کارهای عجیب و غریب میکند... و من واقعا نمیدانستم در آن سر کوچک چه میگذرد!...
در حالیکه دقایق پرفشار و از نظر احساسی سنگینی را گذراندم، با خودم فکر میکردم چگونه باید برای این ذهن کوچک و کنجکاو توضیح بدهم که welcome to the club و اینکه دغدغه مرگ احتمالا (مگر اینکه قدیسهای چیزی بشوی)، تا آخر عمر با تو خواهد بود. و من هم از همان کودکی با آن درگیر بودم (و البته تو بسیار زودتر شروع کردهای!) و هنوز هم، با گذشت زمان، با آن کنار نیامدهام و چیزی از وحشت و غم و اندوه مواجهه با آن کم نشده است!...
۳۱ مرداد ۱۴۰۵ | 757 |
| 4 | پرشهای ذهنی
چند سال پیش در کلیپی چند دقیقه از یک ورکشاپ را دیده بودم که کسی درباره تفاوتهای مغز مردان و زنان صحبت میکرد (فعلا به علمی و غیرعلمی بودن حرفهایش کاری ندارم). ارایهکننده در صحبتهایش میگفت که مغز مردان جعبهجعبه (باکسباکس) است و یک مرد هرلحظه فقط میتواند در یک باکس باشد! باکسهای زیادی هم وجود دارد، کار، خانواده، عشق، دوستان و غیره. لازم به ذکر است که یکی از مهمترینِ این باکسها nothing box است که مردان وقت قابلتوجهی را در آن سپری میکنند! nothing box جایی است که مردان در آنجا به «هیچ چیز» فکر نمیکنند! از طرف دیگر در مغز زنان همه چیز به طور همزمان به همه چیز ربط دارد. کار به بچه، به رابطه به زندگی به شام شب به...
آخر شب شده. بچهها را خواباندهایم و تقریبا رمقی برایمان نمانده. من اما ذهنم در یک حالت هرولهکنان دارد به «همه چیز» فکر میکند. مدتی است دختر بزرگم میخواهد یک آسانسور درست کند. هر یکیدو روز یکبار میآید و با هیجان درباره آسانسور پروازیاش که میخواهد آن را بسازد، صحبت میکند. در ذهنم ایدههای مختلفی را که احتمالا بتوانم کمکاش کنم چیزی را که میخواهد بسازد، مرور میکنم. از طرفی میخواهم تجربههای جدیدی انجام دهد، از طرفی باید حواسم باشد که تا جایی که میشود طوری هدایتش کنم که خودش بتواند ایدههای خودش را پیاده کند، نه اینکه ایدههای من پیاده شوند...
سروصدای کولرمان بدجوری روی اعصاب است. مدتی است جایی که پرههای آن به شفت اصلی وصل شده، شکسته و من هم فرصت نکردهام کسی را برای تعمیر بیاوردم. البته ماجرا پیچیدهتر از این است! چون تعمیرش راحت نیست، خلاصه هرکسی راحت قبول نمیکند و باید بیایند بخشهایی از کولر را باز کنند و کولر هم در بالکن است و دفعه آخر از من عکس کولر خواستند که ثابت شود خیلی هم کولر بدجا نصب نشده است و خلاصه تعمیر آن دردسر دارد! یک راهحل سرسری دارد که میشود با چند بست پلاستیکی فعلا برای مدتی همچنان ادامه داد. یادم باشد از الکتریکی نزدیک خانه یک بسته بست پلاستیکی بخرم و در اولین فرصت تعمیرش کنم تا ببینیم بعدا چه پیش میآید...
در همین احوالات فکرم رفت سر کار که برای ایجنتی که در حال توسعهاش هستیم باید آبجکتی را که از یک جایی به جای دیگر اپ میفرستیم دقیقتر تعریف کنیم. الان فعلا سرسری یک چیزی تعریف کردهایم، ولی احتمالا جای بهتر شدن دارد... بعد یادم آمد که باید در مورد حقوق فلانی هم تصمیم بگیریم... و بعد... باید پیگر قوانین بیمه و مالیات پارک هم باشیم...
راستی! فردا صبح برق میرود و باید قبل از رفتن برق (و آب)، مقداری آب برداریم و میانوعده دخترم را آماده کنیم و...
در لابهلای خبرها دیده بودم که «مهدی احمدی» مدیر و مجری رسانه «آزاد» که کمی بالاتر مطلبی درباره یکی از برنامههایشان نوشته بودم برای تفهیم اتهام به دادسرا فراخوانده شده است و برنامهشان هم تا اطلاع ثانوی تعطیل شده است... امروز موقع برگشت به خانه داشتم بخشی از گفتگوی «ناصر هادیان» و «فواد ایزدی» را درباره رابطه ایران و آمریکا در کانال یوتیوبشان گوش میکردم...
ناگهان ذهنم رفت به اینکه نکند یک جلسه دفاع را بر روی جلسه مدرسه دخترم قرار داده باشم! باید با همسر چک کنم...
نمرهها! باید نمرههای درسهای این ترم را به زودی رد کنیم. در درس کارشناسی که امتحان حضوری نداشته است، علیرغم اینکه نباید، تقریبا همه برای پاسخ دادن به سوالهای امتحان از هوش مصنوعی کمک گرفتهاند. فکرم مشغول است که چه کنیم...
...و خبری از nothing box نیست! بروم بخوابم...
بامداد ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ | 881 |
| 5 | [در میان دوندگیهای پرشتاب زندگی] صبح داشتم قربونصدقه دخترم میرفتم که از خواب بیدارش کنم. از ذهنم گذشت که سالها بعد احتمالا هردوی ما دلمان برای این لحظات بسیار تنگ خواهد شد... | 649 |
| 6 | امکانپذیری گفتگو!
گروه آزاد حدود دو ماه پیش (در ۱۱ خرداد ۱۴۰۵) گفتگویی را با عنوان «جنگ، مردم و آینده ایران» با حضور شروین وکیلی، محمد مهدی اردبیلی و میلاد دخانچی انجام داده که به نظرم در نهایت خیلی خوب از کار در آمده است و توصیه میکنم پنج ساعت و نیم وقت عزیزتان را بگذارید و آن را ببینید!
سه دنیای بسیار متفاوت که هرکدام به نحوی دغدغه ایران و مردم آن را دارند روبروی هم نشستهاند و با کمک مهدی احمدی به عنوان مجری، تلاش میکنند علیرغم فاصلهی عمیقشان (که به نظر میآید هرگونه گفتگویی را ناممکن میکند، همگرایی که جای خودش را دارد) گفتگویی را پیش ببرند و شاید در نهایت روزنههایی (و فقط روزنههایی) از امکان اشتراک و بهتفاهمرسیدن در برخی از ایدهها ظاهر شوند (و نه بیشتر!).
گروه آزاد با اجرای فرمت گفتگوهای طولانیتر و دعوت از سه شرکتکننده به جای دو نفر، جسارت به خرج داده است تا بلکه کیفیت و عمق مباحث را افزایش دهد. در یک گفتوگوی یکیدو ساعت تا شرکتکنندگان بخواهند دیدگاههایشان را بیان کنند زمان تمام میشود و عملا مخاطب مطلب خاصی دستگیرش نمیشود. این فرمت طولانیتر این امکان را به مخاطب میدهد که اندکی با پیچیدگی مباحث آشنا شود و آن بنمایه اصلی اختلاف بین دیدگاههای مختلف را درک کند. و همین «اندک» هم بسیار مهم است چرا که تا پیچیدگی و عمق مطلب در ذهن مخاطب کلیک نکند، دست از دنبال کردن بیهوده راهحلهای زرد قهوهخانهای نخواهد کشید!
و البته خیلی جالب است که جسارت استودیوی آزاد در عمل جواب داده و مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته است و در همین مدت اندکِ دو ماه و علیرغم شرایط جنگ و سختی و فشار و گرانی و غیره حدود ۲۵۰ هزار نفر نشستهاند و این پنج ساعت و نیم گفتوگو را دنبال کردهاند! امکانپذیری گفتگوهایی در این سطح و به این شکل، و همزمان استقبال جامعه از لایههای عمیقتر مباحث، نسبت به آینده امیدوارترم میکند.
۱۸ مرداد ۱۴۰۵ | 1 004 |
| 7 | و بدان که سختترینِ عذابها، عذاب از وجود خویش است، که هرکجا بروی با تو خواهد آمد، و با هرکه نشینی او نیز با تو نشیند و هرچه تلاش کنی نتوانی از او فراری جستن!
۱۵ مرداد ۱۴۰۵ | 888 |
| 8 | مبتلا به سکوتی فراگیر شدهایم...
۲۴ تیر ۱۴۰۵ | 885 |
| 9 | «پ» در کمال صبوری اجازه داد با او بجنگم، و همین باعث شدم عاشقش شوم...
بامداد ۹ تیر ۱۴۰۵ | 838 |
| 10 | (من با خودم در آینه)...
تو با بحران مواجه شدهای، یا من، یا هر دو، که اینگونه با یکدیگر بیگانه شدهایم؟!
بامداد ۹ تیر ۱۴۰۵ | 846 |
| 11 | قوانین دنیا تابع زمان و مکان هستند (و احتمالا رابطه پیچیدهای با آدمهایی که در آن زمان و مکان زیست میکنند هم دارند)، و البته در شرایطی افرادی کلا آنها را overrule میکنند...
یک چیزی بین #کشفیات و #شطحیات | 860 |
| 12 | این مجموعه داده جالبی است از مرکز آمار ایران. احتمالا بتوان تحلیلهای جالبی روی آن انجام داد:
«دادههای هزینه و درآمد خانوار مرکز آمار ایران»
میتوانید از اینجا دانلود کنید:
https://d-learn.ir/iran-hbs/ | 741 |
| 13 | «ما»
اتفاقات سهمگین این مدت، همه ما ایرانیانی که در این دوران زیست میکنیم را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد. ما دیگر آن آدمهای سابق و آن جامعه قبلی نخواهیم بود. حتما چیزهایی در ما عمیقا تغییر کرده است. این را در سکوت آدمها، در اعماق نگاهشان، در سرگرم شدنشان به روزمرگیهای زندگی و در سنگینی فضا میتوان احساس کرد.
بسیاری از افراد ناخودآگاه و تعدادی هم خودآگاه مشغول بالا و پایین کردن سیر وقایع و تاریخ گذشتهاند بلکه متوجه شوند چه شد که اینگونه شد.
احتمالا این یکی از مهمترین پرسشهای پیش روی نسل ماست و پاسخ دادن به آن یکی از دشوارترین کارهای ممکن. و احتمالا پرسش دشوار بعدی این است که در ادامه چه باید انجام دهیم.
برای ایجاد یک «ما»ی جمعی، احتمالا افراد یک جامعه بتوانند حول مفهوم وطن به یک تفاهم مشترک برسند. در این راه «ایران» با تاریخ کهناش بسیار برای ما مهم خواهد بود. غیر از مفهوم وطن، به مفاهیم بسیار دیگری نیز نیاز است تا آن مای جمعی را شکل دهد. به نظرم پرسشهای بنیادینِ پیش روی یک جامعه هم این قابلیت را دارند که افراد آن جامعه را در راستای یافتن پاسخهای آنها، خلق ایدههای جدید و گشودن راههای بدیع متحد کنند.
یکشنبه ۷ تیر ۱۴۰۵ | 637 |
| 14 | «سنتها، نمادها، اسطورهها»
تجربیات تاریخیای که یک جامعه از سر گذرانده تاثیرات عمیقی بر ویژگیهای آن میگذارد. بالا و پایین شدنهای یک جامعه، پیروزیها و شکستها و بحرانها در طول زمان در قالب سنتها، نمادها، اسطورهها و روایتهای جمعی متبلور میشوند. این تجربههای تاریخی و این نمادها و اسطورهها (در کنار عوامل دیگر) نوعی ناخودآگاه جمعی را شکل میدهند که همچون تار و پود جامعه، زمینه شکلگیری نهادها و ساختارهای اجتماعی را فراهم میکند.
هر جامعه و تمدنی که بتواند تجربههای تاریخیاش را در قالب روایتهای عمیقتر و غنیتری بیان کند، به گنجینهی وسیعی از دانش و خرد (هرچند به صورت ناخودآگاه) دسترسی دارد که در شرایط جدید و بزنگاهها، بسیار به کارش خواهد آمد.
از سوی دیگر، سنتها و مجموعه تجربههای تاریخی، میتوانند در مسیر حرکت یک جامعه به موانع و سربارهایی تبدیل شوند. به هر حال حتما سنجیدن یک واقعه در برابر تجربههای چند هزارساله، دشوار و طاقتفرسا است. همچنین باید در نظر داشت که اجداد یک جامعه ممکن است در جمعبندی تجربیات خود و انتقال آنها به نسلهای بعدی دچار خطا شده باشند. به همین دلیل، اگر جامعه یا تمدنی بالنده و مولد باشد، حتماً در طول مسیر خود نیازمند بازنگری، بازتعریف و پالایش این حافظه تاریخی خواهد بود.
در این نقطه، لازم است نکته مهمی در نظر گرفته شود. این تصور که میشود همه گذشتهی یک ملت یا یک تمدن را پاک کرد و دوباره روایتی ایدهآل و بدون اشکال (با هر تعریفی) را از ابتدا بازتولید کرد، از اساس اشتباه است. ذهن افراد جامعه در فرایند رشد خود عمیقا تحت تاثیر سنتها، نمادها و اسطورههای جمعی شکل گرفته است و دقیقا همین نکته است که آن افراد را آنگونه که هستند پرورش و آن جامعه را به گونهای که هست شکل داده.
به همین دلیل افرادی که علاقهمند به بازنگری در احوالات یک جامعه هستند و آرزو دارند تغییراتی در حافظه تاریخی جمعی آن ایجاد کنند باید این نکته را مدنظر داشته باشند که نخست آنکه تغییرات بسیار کند رخ میدهند. دوم آنکه برای موفقیتِ فرآیند تغییر، این فرایند باید مبتنی بر استفاده از همان حافظه تاریخی و همان نمادها و اسطورهها صورت بگیرد. این تصور که بدون درنظر گرفتن شرایط تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و جغرافیایی میتوان ایدههایی را از جامعه دیگری آورد و در جامعه مورد نظر اجرا کرد، هرچند جذاب و خیالانگیز، ولی سرابی بیش نیست.
به گمانم فردی/جامعهای/ملتی/تمدنی در کار بازنگری در تجربههای گذشتهاش موفق است که بتواند ایدههای جدید را بر شانهی تجربههای پیشین سوار کند و بر اساس آن به خلق قواعد، سنتها، نمادها و اسطورههای نو دست بزند.
۴ تیر ۱۴۰۵، ۱۰ محرم ۱۴۴۸ | 762 |
| 15 | وسط جام جهانی باید به چه چیزهایی فکر کنیم!😐 | 745 |
| 16 | به نظرتان بین ایران و آمریکا | 742 |
| 17 | «تفکر گروهی با صدا بلند»
همانطور که قول دادم ایجاد گروه را به تاخیر نیانداختم (دو-سه روز بعد از این پست، گروه را ایجاد کردم)!
ولی بهاشتراکگذاری گذاری آن با تاخیر مواجه شد. احتمالا شلوغی زندگی میتوانست بهانهای برای آن باشد؛ ولی همه دلیل آن نبود...
به هر حال با خودم گفتم بهاشتراکگذاری گروه را بیشتر عقب نیاندازم.
فعلا برای مباحث محدودیت خاصی وجود ندارد، تا ببینیم بعدتر چه پیش خواهد آمد... پیشنهادم هم این است که اعضای گروه یک معرفی ریزی از خودشان داشته باشند که بحثها در یک فضای شفافتری پیش برود.
امیدوارم که تجربه خوبی برای همهمان باشد...
https://t.me/+b-helVIcFgY0Yzc1 | 851 |
| 18 | «شادیهای زندگی»
از شادیهای زندگی یکی هم این که میبینی کمکم در کنار عزیزانت رشد میکنی و آنها نیز در کنارت... و این یکی از لذتبخشترین خوشیهای زندگی است...
بماند به یادگار برای بعدها، ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، عید غدیر ۱۴۴۷ | 1 086 |
| 19 | «درد»
از سختیهای زندگی میتوان به این مورد هم اشاره کرد که وقتی آدمی دردی دارد، عموما این درد را نمیتوان با کسی شریک شد؛ نمیتوان از آن فرار کرد؛ نمیتوان انکارش کرد؛ فریاد زدنش هم فایدهای ندارد. تلاش برای توضیح آن به دیگران و درددل کردن هم چیزی از «جانکاهی» آن نمیکاهد. گاهی درد را فقط باید در تنهایی تحمل کرد!
۱۳ خرداد ۱۴۰۵ | 1 076 |
| 20 | «کسی نبود؟!»
یک نفر نبود که در آن میانه فریاد بزند: «ای جماعت شما را چه میشود؟! دیوانه شدهاید یا شیاطین شما را افسون کردهاند؟!» بهراستی در میان آن همه خلایق، کسی نبود که چنین کند؟!
#شطحیات
۱۳ خرداد ۱۴۰۵ | 1 127 |
