fa
Feedback
میدان انقلاب

میدان انقلاب

رفتن به کانال در Telegram

«ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ» بیا با ما به میدان تا ببینی یکی بزم خوش پیدای پنهان 🔸مشتاق و منتظر بازخوردها و همکاری‌ها هستیم: 🆔 @Sardabir_meidan

نمایش بیشتر
592
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
-230 روز

در حال بارگیری داده...

ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '24
سپتامبر '24
+25
در 3 کانال‌ها
اوت '24
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '240
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+11
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+51
در 2 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+194
در 12 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '230
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '230
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+43
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+98
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+25
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+41
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+26
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+546
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
20 سپتامبر+1
19 سپتامبر+6
18 سپتامبر+2
17 سپتامبر+2
16 سپتامبر0
15 سپتامبر+2
14 سپتامبر+1
13 سپتامبر+1
12 سپتامبر0
11 سپتامبر+1
10 سپتامبر+2
09 سپتامبر0
08 سپتامبر0
07 سپتامبر+1
06 سپتامبر+1
05 سپتامبر0
04 سپتامبر+1
03 سپتامبر+4
02 سپتامبر0
01 سپتامبر0
پست‌های کانال
Repost from • جناس •
نسوان سیاسی(بخش اول) 🔸 به خودمان که نگاه می‌کنیم می‌بینیم صدها یا شاید هزاران کلیشه را قبول کرده‌ایم و به درستی و حقانیتشان ایمان داریم بدون آنکه دقیقا بدانیم چرا؟ موضوعاتی که به صورت شعارگونه بازگو می‌کنیم و گاهی تا جایی پیش می‌آید که خود را میان میدان مبارزه می‌یابیم! خوب است هر از چندگاهی سری به انبار تعصبات خود بزنیم، قفسه‌ای را باز کنیم و یکی از همین کلیشه‌ها را نقادانه بنگریم، آیا واقعا وجود دارد؟ اگر آری، اصلا چرا؟!‌ حال سری بزنیم به یکی از همین کلیشه‌ها که قدمتی بیش از صدسال شاید داشته باشد:‌ مشارکت زنان، امری ضروری است! متن کامل را می‌توانید در تلگراف مطالعه کنید. 🆔 @Jenas_sut

2
بسم‌الله تبسم می‌کند گاهی میان شعله‌ی آتش به ذکر یا علی خوش‌نغمه گردد حنجر آتش میان حیله‌ی نمرود اگر سوزد تمام شهر نمی‌سوزد ه
بسم‌الله تبسم می‌کند گاهی میان شعله‌ی آتش به ذکر یا علی خوش‌نغمه گردد حنجر آتش میان حیله‌ی نمرود اگر سوزد تمام شهر نمی‌سوزد همان جان را، که گشته بیمه‌ی نامش ز رمز داستان پیر کنعان می‌شود فهمید به پایان می رسد هجران،علی (ع) را آورد یادش رها می‌گردد از چاه‌و ز بند‌ و می‌شود اعلی به ذکر یاعلی یاعلی یاعلی، جانش توسل می‌کند خاتم میان فتنه‌ و سختی میان آن همه داعی، به هرکس بیشتر بامش برای جنگ کاری در میان هاله‌ی دشمن به شب پولاد و خنجر را کند آغشته با نامش نبوت گشت پایان و رسول دیگری آمد رسالت را کند حی‌و مسیحایی کند خانش و کامل می‌شود امروز، دین وعقل ودل باهم و «سید» می‌شود مسرور، ز این پیوند با خانش «سید سجادی» #شعر @enqelabsq
152
3
✅عنایت ویژه شود❤️
✅عنایت ویژه شود❤️
232
4
1_5257749380.pdf
270
5
💎 زنان تاریخ ساز 🖋 نشریه مشترک بسیج ۷ دانشگاه تهران 🔸زن زاده می‌شویم یا زن می‌شویم؟ 🔹تمنای آزادی، تقلای استقلال 🔸زن چیست؟ 🔹مواجهه با هزار و یک مسئله 🔸فمنیسم، آزادی برای مردان! 🔹معادله با متغیرهای ناکافی 🔸شاه‌کلید 🔹یک تصویر مه‌آلود 🔸مفهوم‌شناسی خانه در اسلام 🔹دغدغه زنان آیا دغدغه طبقه متوسط است؟ 🔸خودتو به خواب نزن! 📝@enqelabsq 🇮🇷@Basij_SharifU
309
6
🔷️ **نشریه #زنان_تاریخ_ساز** ▫️الفبای هویتی انقلاب؛ در قامت زنان تاریخ‌ساز ◾️اولین نشریه مشترک بسیج دانشجویی هفت دانشگاه‌ ته
🔷️ **نشریه #زنان_تاریخ_ساز** ▫️الفبای هویتی انقلاب؛ در قامت زنان تاریخ‌ساز ◾️اولین نشریه مشترک بسیج دانشجویی هفت دانشگاه‌ تهران ▫️با همکاری نشریات سپیدار، برهان، میدان انقلاب، ارغوان، میقات، عصر و ایما. @enqelabsq @Basij_SharifU
253
7
🔷️ **نشریه #زنان_تاریخ_ساز** ▫️الفبای هویتی انقلاب؛ در قامت زنان تاریخ‌ساز ◾️اولین نشریه مشترک بسیج دانشجویی هفت دانشگاه‌ ته
🔷️ **نشریه #زنان_تاریخ_ساز** ▫️الفبای هویتی انقلاب؛ در قامت زنان تاریخ‌ساز ◾️اولین نشریه مشترک بسیج دانشجویی هفت دانشگاه‌ تهران ▫️با همکاری نشریات سپیدار، برهان، میدان انقلاب، ارغوان، میقات، عصر و ایما. @enqelabsq @Basij_SharifU
2
8
«ایجاد نظم در میدان انقلاب» شاید شما هم متوجه شده باشید که مطالبی که در کانال میدان انقلاب قرار داده می‌شوند نظم خاصی ندارند و کشکول‌آسا افاضه می‌شوند! برای حل این مسئله، و برای این‌که‌ حرف محوری معینی داشته باشیم و آن حرف گفتمان شود، بر آن شدیم نظمی به سر و روی کانال بدهیم. 🔷نکته‌ی اول اینکه کانال میدان انقلاب در پیام‌رسان‌های ایرانی سروش و ایتا و بله تاسیس شده است. با لینک‌های زیر https://eitaa.com/enghelabsq https://splus.ir/enghel‌absq https://ble.ir/enqelabsq 🔶نکته‌ی مهم‌تر مربوط به محتوای کانال است. میدان انقلاب دارای دو بخش می‌باشد: ۱. نشریه چاپی (ماهی یک بار) ۲‌. محتوای کانال (اضافه بر نشریه) ■مورد اول، ان‌شاءالله بیشتر ناظر خواهد بود به فضای دانشگاه و دانشجو و دغدغه‌های دانشجویی ■مورد دوم به دلیل این‌که مربوط به کانال است و مطالب سریع‌الانتشار را می‌توان نشر داد، ان‌شاءالله شامل تحلیل‌ها و نظرات امت حزب‌الله دانشگاه شریف درباره‌ی مسائلِ جدید و حوادثِ تازه واقع، خواهد بود. این جنس مطالب را با هشتگ #همگام_با_زمان دنبال کنید. 🔷البته محتوای کانال صرفاً شامل این نیست. درکنار مباحث روز، به این موارد نیز می‌پردازیم ان‌شاءالله: ● ورودِ نظری خاص به مسئله‌ی حجاب. این گونه بحث‌ها را با هشتگ #حجاب_و_تمدن_مترقی_اسلام دنبال کنید. برای توضیحات بیشتر درمورد این مورد به اینجا مراجعه کنید. ● مباحث تاریخی عبرت‌آموز. از داستان پیامبران، پیامبر اکرم و امام علی (ع) گرفته تا تاریخ معاصر ایران و جهان. با هشتگ #عبرت ●مباحث متفرقه ولی قابل توجه. #یادداشت
153
9
«حقیقت امیرالمؤمنین، باطن جریان حق درطول تاریخ» ✍علی درگومه، ۴۰۰ مکانیک 🔷️در سوره‌ی طه دارد که وقتی حضرت آدم و حوا از آن درخت کذایی خوردند، به آن‌ها این مضمون خطاب آمد که از این‌جا به زمین هبوط کنید. هرگاه از جانب منِ خدا، هدایتی برایتان آمد هرکس از هدایت من پیروی کند نه گمراه می‌شود و نه بدبخت و شقی. 🔶️در روایت این هدایت به امیرالمؤمنین تفسیر شده است. گویی خدا برای تسکین دل آدمی، و برای گم‌وگور نشدنش در ظلمات زمین، حقیقت والایی را به زمین نازل می‌کند. هرکس خود را تحت تربیت امیرالمؤمنین قرار دهد، تسلیم امیرالمؤمنین کند، هماهنگ با امیرالمؤمنین کند، نه از او عقب بماند و نه بخواهد جلو بزند، «نه گمراه می‌شود و نه عاقبت به شر‌». جریان هدایت الهی در زمین با امیرالمؤمنین است. 🔷️مگر امام علی علیه‌السلام سی سال پس از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) متولد نشده است؟ پس چگونه داستانش از ابتدای خلقت شروع شده است؟ درواقع خلقت بدنی آن امام بزرگوار است که سال‌ها بعد واقع شده است. اما «حقیقت نوری» ایشان از قبل بوده است¹. خود ایشان در قسمتی از حدیث عجیب «نورانیت» می‌فرمایند:«أَنَا الَّذِی حَمَلْتُ نُوحاً فِی السَّفِینَةِ بِأَمْرِ رَبِّی» من آن کسی هستم که به امر پروردگارم نوح را در کشتی حمل کردم! من بودم آن کسی که به اذن پروردگارم یونس را از شکم ماهی خارج کردم و...² 🔶️در آیات بعدی از سوره‌ی طه، خداوند می‌فرماید: و هر كس از هدايت من [كه سبب ياد نمودن از من در همۀ امور است] روى بگرداند، براى او زندگى تنگ [و سختى] خواهد بود، و روز قيامت او را نابينا محشور مى‌کنيم. مى‌گويد: پروردگارا! براى چه مرا نابينا محشور كردى، در حالى كه [در دنيا] بينا بودم؟ [خدا] مى گويد: همين‌گونه كه آيات ما براى تو آمد و آن‌ها را فراموش كردى اين چنين امروز فراموش مى‌شوى. و كسى را كه [از هدايت حق] تجاوز كرده و به آيات پروردگارش ايمان نياورده، اين گونه كيفر مى‌دهيم، و بى‌ترديد عذاب آخرت سخت‌تر و پايدارتر است. (پایان آیات) اگر به روایات مربوط به این آیه‌ها نگاه کنیم باز هم می‌بینیم به ولایت ائمه و از جمله حضرت علی (ع) تفسیر شده‌اند‌. _________ ۱. البته نگارنده خود متأسفانه با این حقایق انس کافی ندارد! ۲. برای بررسی بیشتر این جنس مباحث، می‌توان به کتاب «حقیقت نوری اهل‌البیت» از استاد اصغر طاهرزاده مراجعه کرد. ۳. ترجمه: شیخ حسین انصاریان #یادداشت @enqelabsq
273
10
بدون متن...
163
11
«من تشخیص می‌دهم، پس هستم!» 🔸️ «هر کس واقعیت خودش را دارد؛ اگر فکر می‌کنی که زن هستی، پس هستی و کسی نمی‌تواند تو را «قضاوت» کند...»؛ این عبارتیست که در جای‌جای مستند می‌شنویم و تکرار می‌شود؛ چه از زبان یک نماینده جامعه دانشگاهی، چه از زبان یک پزشک و مشاور اطفال و مهم‌تر از همه، از زبان «مردم» یک جامعه به اصطلاح مدرن... 🔹️ پس اینکه ما بخواهیم اصل اعمال و کردار خود را واقعیت‌های ذهنیمان قرار دهیم، نه تنها اشتباه کرده‌ایم و در مقابل خود و خداوند مسئولیم، بلکه جنایتی در حق بشریت و آینده جامعه مرتکب شده‌ایم؛ چراکه این دقیقا همان "خودخواهی" است... 🔻 متن کامل تحلیل مستند «زن چیست؟» را می‌توانید در ویرگول بسیج دانشجویی بخوانید. 🆔️ @Jenas_sut
162
12
«بنزین خانمان‌سوز» 🔸هزار و صد هزار میلیارد تومان! معادل ۲۶ میلیارد دلار! معادل ۵۰ درصد کل بودجه‌ی عمومی دولت! معادل ۱۵ درصد از کل تولید ناخالص داخلی کشور! این اعداد عجیب و سرسام‌آور، همگی درباره‌ی یارانه‌ی بنزین در کشورمان است! 🔹یادداشت پارسا جباری پیرامون بررسی جامع ابعاد مختلف اوضاع بنزین در ایران؛ یارانه، قاچاق، قیمت و ... را در ویرگول بسیج دانشجویی مشاهده کنید. @enqelabsq
295
13
«آه! دلتنگ دیدارتانم» ✍علی درگومه 🔷️شهدایی که کارآمدی را روسفید کردند، این کارآمدی و توانمندی‌شان از کجا نشات می‌گیرد؟ از معرفت و معنویت‌شان کمک می‌گرفته‌اند. یعنی همان‌طور که خدا در قرآن به پیامبر اکرم(ص) فرمود: بخشی از شب را بیدار باش و با خدا خلوت کن و قرآن بخوان و... چرا که تو در روز کارهای بزرگی خواهی داشت¹. سایر انسان‌ها هم بخواهند در راه خدا گام‌های بزرگ و قدرتمند بردارند، باید پشتوانه‌ی معنوی محکمی داشته باشند.  🔶️بسیاری از شهدای ما ایمان خیلی محکمی داشتند. یقین داشتند. معنویت بسیار بالایی داشتند. طوری به آخرت ایمان داشتند که گویی می‌بینند. بعضی‌ها هم که واقعاً می‌دیدند. امثال شهید احمدعلی نیری، شهید علی حیدری، شهید برونسی و ... اینها دررابطه با سایر امور پشتشان گرم بود و توکل بر خدا داشتند. 🔷️این سخن امیرالمؤمنین(ع) را از لبان مبارکش بشنویم و عشق کنیم و آه بکشیم! پس از نکوهش یاران سست، فرمود: کجایند آنان که به اسلام دعوت شدند و پذیرفتند؟ قرآن را تلاوت کردند و معانی آن را شناختند. به جهاد تشویق شدند، پس چنان شتری که به‌ بچه‌هایش علاقه دارد شیفته‌ی جهاد شدند! (دقت کنید نمی‌فرماید که صرفاً با رغبت به جهاد رو کردند، بلکه حتی عاشق و دیوانه‌ی جهاد کردن در راه خدا شدند. آن‌ها در جهاد چه می‌چشیدند که این گونه عاشق شدند؟) پس شمشیرها را از نیام برآوردند‌. و گرداگرد زمین را گروه گروه، صف به صف احاطه کردند، بعضی شهید و بعضی نجات یافتند. (حالا اینجا قدرت معنوی‌‌شان را ذکر می‌کند) از زنده ماندن بعد از جنگ خوشحال نبودند. و در مرگ شهیدان نیازی به عزاداری نداشتند. (یعنی شهادت را جز سعادت نمی‌دانستند.) با گریه‌های طولانی چشم‌هایشان نارحت، و از روزه‌داری شکم‌هایشان لاغر و به پشت چسبیده بود. لب‌هایشان از فراوانی دعا، خشک؛ و صورت‌های آن‌ها از شب‌زنده‌داری‌ها، زرد‌. بر چهره‌هایشان غبار خشوع و فروتنی بود.  🔶️آن‌ها برادران من بودند که رفتند‌... پس بر ما شایسته است تشنه‌ی آن‌ها باشیم‌. و از فراق آنان انگشت حسرت به دندان بگیریم. (پایان نقل حدیث امام علی علیه‌السلام²) می‌خواهم بگویم حال‌وهوای شهدای ما هم جلوه‌ای از این سخن امیرالمؤمنین(ع) است. آری! خوب است گاهی به عکس‌هایشان نگاه کنیم و خود را تشنه‌ی دیدارشان کنیم. و از دوری‌شان انگشت حسرت بگزیم.  ________ ۱. ر.ک: سوره مزمل ۲. ر.ک: نهج‌البلاغه، خطبه ۱۲۱ #بازنشر @enqelabsq
231
14
«هوای جهادی» ✍سیدمهدی تقی‌زاده 🔹اوایل که وارد دانشگاه شده بودم خیلی با پدیده‌ی اردوهای جهادی آشنا نبودم مگر در حد اسم و کلیات. یک روز یکی از رفقا به من گفت که بیا در قسمت فرهنگی اردوی جهادی مخصوص دانشجویان ورودی کمک بده. همیشه این‌گونه خواسته‌ها را رد می‌کردم ولی نمی‌دانم چه شد که این بار قبول کردم. 🔸یادم می‌آید در یکی از جلسات مشورتی آن اردو یکی از مسئولین جهادی شهید وزوایی آمد و برای ما صحبت کرد. می‌گفت که بچه‌ها این اردو مثل بقیه اردوها نیست و شروع کرد به کلی تعریف و تمجید از جهادی و فضای حاکم بر اردوها. نکات مختلفی در این‌باره گفت اما آن نکته‌ای که خیلی برای من پررنگ شد این بود که می‌گفت من بعد از جهادی دلم برای حس و‌حال درون اردو تنگ می‌شود و از اینکه به زندگی روزمره برگشتم خیلی ناراحت می‌شوم. آن موقع برایم سؤال شد که واقعاً فضای جهادی چه دارد که این‌قدر برای او جذاب است؟! در آن زمان جوابی برای این سوال پیدا نکردم تا اینکه خودم وارد این فضاها شدم و از نزدیک آن را حس کردم. الان تقریباً دو سال از آن جلسه می‌گذرد و با هر اردوی جهادی حرف‌های او بیشتر برایم واضح می‌شود و بر آن صحه میگذارم. 🔹بدون اغراق حال‌وهوایی را که انسان در اردوی جهادی لمس می‌کند به ندرت در زمان‌ها و مکان‌های دیگر قابل لمس است. آن فضای همدلی درون اردو، آن لذت خدمت بی‌منت به قشر مستضعف، آن احساس انقطاع از تعلقاتی مثل خانه و خانواده و عزیزان، آن فضای بی‌آلایش هم‌کلامی با مردم روستا که هنوز آلوده به سبک زندگی و رسومات غلط شهری نشده‌اند، آن برق چشمان پیرمردان و پیرزنان به نشانه‌ی تشکر از خدمات تو، یا حتی آن ارتباط و هم‌بازی شدن با کودکانی که اگرچه شاید با مکان زندگی‌ات هزاران کیلومتر فاصله داشته باشند اما این‌قدر با تمام وجود با تو ارتباط می‌گیرند که اندکی احساس غربت و دوری نمی‌کنی. و خیلی از احساسات و دریافت‌هایی که حقیقتاً در وصف و نوشتار نمی‌گنجد... 🔸همه‌ی اینها را نوشتم تا اندکی از زیبایی‌هایی که در اردو‌های جهادی درک کرده بودم را نشان دهم. حال همه‌ی این‌ها را بگذارید کنار جنگیدن و از جان گذشتن در راه خدا. درست است که هر دو جهاد است اما بر همگان واضح است که جانبازی در راه رضای الله چه زیباتر است و چه مرتبه‌ی والایی از انسانیت را می‌طلبد. 🔹یک بار در یک جلسه مشورتی یکی از ادوار جهادی به بنده گفت که نقطه‌ی متمایزکننده‌ی اردو‌ی جهادی از سایر رخداد‌های خیرخواهانه این است که فضای اردوی جهادی یکی از نزدیک‌ترین فضاها به دفاع مقدس است. در هر دو مردانی را می بینی که بدون هیچ چشم‌داشتی صرفاً برای رضای خدا در حال خدمت بی‌منت به هم‌نوعان خود هستند. در هردو صرفاً یک رویداد انسانی را مشاهده نمی‌کنی بلکه با یک پدیده‌ی تمدنی روبرو هستی؛ پدیده‌هایی که ذهن‌های عادی بشر از فهم کنه وجودی آن عاجزند. پدیده‌هایی که با ادراکات مادی قابل توجیه نیست و تنها راه توجیه آن «عشق» است. 🔸اما باز هم با وجود همه‌ی شباهت‌های میان آن دو، نمی‌توان آن‌ها را با هم مقایسه کرد. اردوی جهادی صرفا رشحه‌ای از دریای جمالات و کمالات دفاع مقدس است. خدمت چند روزه‌ی به خلق کجا، و فنا فی‌ الله و جانبازی در راه خدا کجا. جنگ کمال انقطاع به سوی اوست. 🔹اوج افتخار گروه ما این است که طلایه‌دار نام کسی همچو شهید وزوایی است. حتی تحمل نام او بر گروه ما گران است چه برسد به همچو اویی زیستن. او که در ارتفاعات بازی‌دراز جان خود را نادیده گرفت و با جولان دادن در محفل عشاق به فتح جبهه‌های جنگ پرداخت. او که از برای خود دارایی قائل نبود و مهم‌ترین سرمایه‌اش را که جانش باشد در پیشگاه محبوبش تقدیم کرد. تمام تلاش‌های ما در اردو‌های جهادی این است که وجه تشابهی بین فضای زمانه‌ی خودمان و امثال وزوایی‌ها ایجاد کنیم. و انشالله خدا ما را در این مسیر یاری بفرماید... #بازنشر @enqelabsq
191
15
«احسان بی‌ادعا» 🔸هر روز بین ساعت ۸:۱۰ تا ۸:۳۰ صبح، محال بود احسان با من تماس نگیرد. از او می‌پرسیدم: کجایی بابا؟ می‌گفت: اداره‌ام. می‌پرسیدم: چرا هرروز تماس می گیری؟ می‌گفت: بابا می‌خواهم یک لحظه صدایت را بشنوم. تا این‌که قسمت ما این‌گونه شد و به شهادت رسید. 🔹مصاحبه‌ی با پدر و خواهر و عموی شهید احسان قدبیگی را می‌توانید اینجا بخوانید. #بازنشر @enqelabsq
189
16
«خطر و زندگی» ✍محمدرضا قربانی 🔹زندگی در جنگ بدست می‌آید. این حکم قبل از محتوایش تذکری است نسبت به یک نوع لحن شجاعانه درباره انسان. انسان در مقام موجودی که می‌خواهد در این جهان برای خود زندگی‌ای دست‌وپا کند، در جنگ که لاجرم فاصله‌ای از زندگی دارد و به نوعی زندگی در آن تعلیق می‌شود؛ چگونه می‌تواند نه تنها همچنان از زندگی بگوید و آن را بیابد بلکه اساساً این‌قدر جسور باشد که زندگی را در جایی جز جنگ جستجو نکند؟ جنگ یعنی خطر و کسی که به استقبال خطر می‌رود چگونه در خود خطر فرصتی برای زندگی می‌بیند؟ این شجاعت و جسارت برای خود زندگی تهدید نیست؟ این چه نوع زندگی است که از دل خطر تمهید میشود؟ ایا این زندگی می‌تواند راهی برای انسان باشد؟ آیا سخن از این شجاعت سخن از یک فضیلت اخلاقی است؟ آیا این شجاعت می‌تواند فراتر از اخلاق و حتی قبل از اخلاق نوعی تعیین تکلیف انسان با جهان باشد؟ آیا می‌تواند موضع انسان در قبال همه چیز تلقی شود؟ این جهت اساسی برای انسان، چگونه انسانی می‌سازد؟ 🔸ملت ایران تجربه یک جنگ جدی ۸ساله دارد. آن چیزی که از پس تمامی روایت‌ها و تفسیرها شاید به‌سختی شنیده شود ولی باید شنید این است که واقعاً چگونه ما در جنگ زندگی کردیم؟ چه طرحی از زندگی را در جنگ پی گرفتیم؟ چگونه جنگ معنا و حتی شکل زندگی ما را تعیین کرد؟ چگونه آن زندگیِ زنده و بالنده‌ی دهه۶۰ از خود جنگ روییدن گرفت؟ «به هر حال به ما حمله کردند، ما احساس خطر کردیم و به تکاپو و حرکت افتادیم» این پاسخ ساده است به قدری ساده که ما را از عمق خود غافل می‌کند. آیا خطری که ملت ایران در جنگ تجربه کرد صرفاً یک تجربه‌ی گرانقدر و درس‌آموز برای کشور بود؟ این خطر چگونه در ذات خود یگانه فرصت زندگی است؟ آیا می‌توان به‌طور بنیادین از این خطر به‌عنوان یک حادثه برای «انسان» یاد کرد؟ آیا این خطر می‌تواند راه انسان باشد؟ ما در آن ۸ سال توانستیم به این سوال پاسخ مثبت بدهیم. 🔹انسان به‌طور طبیعی با جهان برخورد ندارد. به‌طور طبیعی جهان را تجربه نمی‌کند. کسی یا ملتی که در حاشیه امنی مشغول اموراتی باشد چگونه می‌تواند ادعای در جهان بودن کند؟ جهان سست است و بی‌بنیاد. جهان هیچ چیزی را تضمین نمی‌کند، هر تعین و تکلیف پیشینی‌ای را پس می‌زند؛ این خود خطر است. خطر ذات جهان است. پس آیا خطر یگانه معیار تعیین‌کننده برخورد انسان با جهان نیست؟ اگر کسی در زندگی خود احساس خطر نکرده باشد چگونه می‌تواند از تجربه‌ی جهان سخن بگوید؟ تاجران این خطر را با تمام وجود درک می‌کنند. آنان هیچ درآمد از پیش تعیین‌شده و تضمین‌شده‌ای ندارند، آنان می‌دانند فعالیت نکردنشان چه هزینه‌ای در پی خواهد داشت. تاجر کارمند نیست. تاجر با جهان سر و سری دارد. تاجر به استقبال جهان می‌رود. تاجر جهان را واقعاً تجربه میکند. 🔸ملت ایران در جنگ ۸ساله حال آن تاجری داشت که آینده‌اش را خطری جدی تهدید می‌کرد. جوشید و خروشید. در عین تلخی انکارناپذیر جنگ زیباترین صحنه‌های زندگی را تجربه کرد. به جهان و حتی به انسان آموخت که زندگی چگونه برپا می‌شود. چگونه زندگی در خطر کشف می‌شود. زیبایی صحنه‌ها انسانی جنگ اولاً نه بخاطر فضای معنوی و حماسی‌اش بلکه از آن سر است که ملت ایران توانست خود را در جهان حاضر کند، قبل از هر چیزی بتواند بگوید من در این جهان هستم، من حضور دارم. این حضور و برخورد و تجربه جهان بود که آن حماسه‌ها و معنویت‌ها را ممکن کرد. آن حال و احوال بی‌نظیر رزمندگان از سر این استقبالی که از خطر داشتند متولد شد. این خطر بود که ما ملت ایران را دوباره متولد کرد. آیا ما نیز می‌توانیم در زندگی خود واقعاً به استقبال خطر برویم و انسانی درخور ایران امروز باشیم؟! 🔹«سپاه خطر را تشخیص می‌دهد و به‌سمت خطر حرکت می‌کند. من روزی به عزیزی گفتم: می‌خواهم از شما اجازه بگیرم، هواپیمایی را بلند کنم، ۳۰۰ رزمنده داخل آن بگذارم و ۱۰ تن مواد منفجره زیر آن بگذارم و درحالی‌که مسلّحین، به سیم خاردار فرودگاه دمشق چسبیده‌اند، آن را در فرودگاه دمشق بر زمین بنشانم. اجازه می‌دهید؟  سپاه یعنی این! سپاه خطر می‌کند اما با حکمت، با درایت. اگر سپاه خطر نکند و بترسد دیگر سپاه نیست. سپاه از درون «بحران‌های سخت و تاریک، نامشخص و نامعلوم» که انتهای آن مشخص نبود، از درون ترس و همین وحشت سخت، مهم‌ترین فرصت‌ها را تولید کرده است.» بخشی از آخرین سخنرانی شهید سلیمانی در جمع فرماندهان سپاه شهریور۹۸ #بازنشر @enqelabsq
1
17
«خطر و زندگی» ✍محمدرضا قربانی 🔹زندگی در جنگ بدست می‌آید. این حکم قبل از محتوایش تذکری است نسبت به یک نوع لحن شجاعانه درباره انسان. انسان در مقامی موجودی که می‌خواهد در این جهان برای خود زندگی‌ای دست و پا کند، در جنگ که لاجرم فاصله‌ای از زندگی دارد و به نوعی زندگی در آن تعلیق می‌شود؛ چگونه می‌تواند نه تنها همچنان از زندگی بگوید و آن را بیابد بلکه اساساً این‌قدر جسور باشد که زندگی را در جایی جز جنگ جستجو نکند؟ جنگ یعنی خطر و کسی که به استقبال خطر می‌رود چگونه در خود خطر فرصتی برای زندگی می‌بیند؟ این شجاعت و جسارت برای خود زندگی تهدید نیست؟ این چه نوع زندگی است که از دل خطر تمهید میشود؟ ایا این زندگی می‌تواند راهی برای انسان باشد؟ آیا سخن از این شجاعت سخن از یک فضیلت اخلاقی است؟ آیا این شجاعت می‌تواند فراتر از اخلاق و حتی قبل از اخلاق نوعی تعیین تکلیف انسان با جهان باشد؟ آیا می‌تواند موضع انسان در قبال همه چیز تلقی شود؟ این جهت اساسی برای انسان، چگونه انسانی می‌سازد؟ 🔸ملت ایران تجربه یک جنگ جدی ۸ساله دارد. آن چیزی که از پس تمامی روایت‌ها و تفسیرها شاید به‌سختی شنیده شود ولی باید شنید این است که واقعاً چگونه ما در جنگ زندگی کردیم؟ چه طرحی از زندگی را در جنگ پی گرفتیم؟ چگونه جنگ معنا و حتی شکل زندگی ما را تعیین کرد؟ چگونه آن زندگیِ زنده و بالنده‌ی دهه۶۰ از خود جنگ روییدن گرفت؟ «به هر حال به ما حمله کردند، ما احساس خطر کردیم و به تکاپو و حرکت افتادیم» این پاسخ ساده است به قدری ساده که ما را از عمق خود غافل می‌کند. آیا خطری که ملت ایران در جنگ تجربه کرد صرفاً یک تجربه‌ی گرانقدر و درس‌آموز برای کشور بود؟ این خطر چگونه در ذات خود یگانه فرصت زندگی است؟ آیا می‌توان به‌طور بنیادین از این خطر به‌عنوان یک حادثه برای «انسان» یاد کرد؟ آیا این خطر می‌تواند راه انسان باشد؟ ما در آن ۸ سال توانستیم به این سوال پاسخ مثبت بدهیم. 🔹انسان به‌طور طبیعی با جهان برخورد ندارد. به‌طور طبیعی جهان را تجربه نمی‌کند. کسی یا ملتی که در حاشیه امنی مشغول اموراتی باشد چگونه می‌تواند ادعای در جهان بودن کند؟ جهان سست است و بی‌بنیاد. جهان هیچ چیزی را تضمین نمی‌کند، هر تعین و تکلیف پیشینی‌ای را پس می‌زند؛ این خود خطر است. خطر ذات جهان است. پس آیا خطر یگانه معیار تعیین‌کننده برخورد انسان با جهان نیست؟ اگر کسی در زندگی خود احساس خطر نکرده باشد چگونه می‌تواند از تجربه‌ی جهان سخن بگوید؟ تاجران این خطر را با تمام وجود درک می‌کنند. آنان هیچ درآمد از پیش تعیین‌شده و تضمین‌شده‌ای ندارند، آنان می‌دانند فعالیت نکردنشان چه هزینه‌ای در پی خواهد داشت. تاجر کارمند نیست. تاجر با جهان سر و سری دارد. تاجر به استقبال جهان می‌رود. تاجر جهان را واقعاً تجربه میکند. 🔸ملت ایران در جنگ ۸ساله حال آن تاجری داشت که آینده‌اش را خطری جدی تهدید می‌کرد. جوشید و خروشید. در عین تلخی انکارناپذیر جنگ زیباترین صحنه‌های زندگی را تجربه کرد. به جهان و حتی به انسان آموخت که زندگی چگونه برپا می‌شود. چگونه زندگی در خطر کشف می‌شود. زیبایی صحنه‌ها انسانی جنگ اولاً نه بخاطر فضای معنوی و حماسی‌اش بلکه از آن سر است که ملت ایران توانست خود را در جهان حاضر کند، قبل از هر چیزی بتواند بگوید من در این جهان هستم، من حضور دارم. این حضور و برخورد و تجربه جهان بود که آن حماسه‌ها و معنویت‌ها را ممکن کرد. آن حال و احوال بی‌نظیر رزمندگان از سر این استقبالی که از خطر داشتند متولد شد. این خطر بود که ما ملت ایران را دوباره متولد کرد. آیا ما نیز می‌توانیم در زندگی خود واقعاً به استقبال خطر برویم و انسانی درخور ایران امروز باشیم؟! 🔹«سپاه خطر را تشخیص می‌دهد و به‌سمت خطر حرکت می‌کند. من روزی به عزیزی گفتم: می‌خواهم از شما اجازه بگیرم، هواپیمایی را بلند کنم، ۳۰۰ رزمنده داخل آن بگذارم و ۱۰ تن مواد منفجره زیر آن بگذارم و درحالی‌که مسلّحین، به سیم خاردار فرودگاه دمشق چسبیده‌اند، آن را در فرودگاه دمشق بر زمین بنشانم. اجازه می‌دهید؟  سپاه یعنی این! سپاه خطر می‌کند اما با حکمت، با درایت. اگر سپاه خطر نکند و بترسد دیگر سپاه نیست. سپاه از درون «بحران‌های سخت و تاریک، نامشخص و نامعلوم» که انتهای آن مشخص نبود، از درون ترس و همین وحشت سخت، مهم‌ترین فرصت‌ها را تولید کرده است.» بخشی از آخرین سخنرانی شهید سلیمانی در جمع فرماندهان سپاه شهریور۹۸ #بازنشر @enqelabsq
231
18
«لحظه‌ی دفاع مقدس» ✍متین یوسفی 🔹زمان چیست؟ آیا زمان چیزی جز لحظات است؟ لحظاتی که هر کدام را جوری خرج می‌کنی. لحظه‌ای برای خندیدن، لحظه‌ای برای گریستن، لحظه‌ای برای تفکر و لحظه‌ای برای کار. اما زمان بیشتر سرشار از لحظات از دست‌رفته و هیچ است. لحظاتی که خرج نشدند و پس‌انداز هم نشدند. لحظات عدم. 🔸در نگاه به دفاع مقدس، هر کس لحظه‌ای را می‌بیند. کسی لحظه‌ی تفکر را در حسن باقری می‌بیند. کسی لحظه‌ی معنویت و توسل را می‌بیند. کسی لحظه‌ی پیشرفت را در هور می‌بیند. یک آدم باصفایی هم پیدا می‌شود لحظه‌ی شوخی‌وشادی را در دفاع مقدس می‌بیند. 🔹اما این‌ها همه لحظات جزئی دفاع مقدس هستند، کل این جنگ لحظه‌ی معنی‌بخشی است. دفاع مقدس به جهاد معنی می‌دهد. دفاع مقدس به برادری معنی می‌دهد. دفاع مقدس جایی است برای فهمیدن معنی توسل. دفاع مقدس واژه‌نامه‌ای است که معنی خستگی‌ناپذیری، ایثار و شهادت‌طلبی را باید در آن یافت. روزی کربلا به انسان و تاریخ معنی داد و روزی دیگر ایران تداعی‌گر معنی انسان شد. 🔸پس دفاع مقدس را نباید به مثابه‌ی یک اتفاق پایان‌یافته پنداشت. معنی‌بخشی دفاع مقدس تا زمانی که معانی خلق شده در آن زنده هستند، زنده خواهد بود. تا زمانی که زندگی‌نامه‌ی شهدا روضه مکتوب ماست، تا زمانی که با الگو گرفتن از شهدا حماسه‌ و مجاهدت را معنی می‌کنیم، دفاع مقدس ادامه دارد. #بازنشر @enqelabsq
234
19
«سرمشق هشت‌ساله» ⭕️ شماره ۹۵ میدان انقلاب 🔸لحظه‌ی دفاع مقدس؛ متین یوسفی 🔹️خطر و زندگی؛ محمدرضا قربانی 🔸احسان بی‌ادعا؛ مصاحبه با نزدیکان شهید قدبیگی 🔹️هوای جهادی؛ سیدمهدی تقی‌زاده 🔸آه! دلتنگ دیدارتانم؛ علی درگومه 🔹معرفی کتاب؛ سعید متوسلی #میدان_انقلاب @enqelabsq
399
20
«سردرد سربازی» ✍علیرضا کبیریان 🔹خدمت و کمک‌رسانی مفهوم مقدسی است که در ذات انسانها وجود دارد. انسانها در درون خود گرایش به کمک کردن دارند، بعضی این کمک را خدمت به حیوانات، بعضی خدمت به طبیعت، بعضی خانواده، اجتماع، هم‌نوع و بعضی هم خدمت به میهن می‌بینند. این خدمت حاصل عشق و مسئولیت‌پذیری است و به‌همراه خود کوشش متواتر برای بیشینه‌سازی اثر خدمت دارد، کوششی که برخواسته از شناخت انسان از خویشتن است. اما وقتی به همین افراد کاری اجبار شود چیزی از خدمت نخواهد ماند جز احساس تنفر و انزجار از تمام لحظاتی که می‌توانست صرف انجام کار درست، در جای درست شود و حس خوشایند خدمت، بهبود و پیشرفت را برای طرفین به وجود آورد. 🔸حال چه می‌شود اگر این خدمت حتی خدمتی واقعی هم نباشد و چاهی باشد برای دورریز دو سال از طلایی‌ترین اوقات عمر که می‌توانست صرف کسب علم، کارآفرینی، مهارت‌آموزی و تشکیل خانواده شود بدون ارزش افزوده قابل توجه و انجام کارهای عبثی که برای رسیدن به عمق فاجعه‌ی آن نیاز به پرگویی نگارنده نیست و نشستن پای صحبت هر کسی که این دوره را گذرانده باشد کفایت می‌کند. 🔹ناله و شکایت از سربازی اجباری و سیاستی که سال‌هاست باعث مشکلات فراوان برای جوانان که حداقلی‌ترین آن دو سال عقب افتادن از زندگی است اگر چه در وهله اول متوجه هر کس یا کسان یا نهادهایی است که در برابر این تغییر مقاومت جانانه‌ای به خرج می‌دهند اما به قول شیخ اجل: از دشمنان برند شکایت به دوستان چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟ تا زمانی که عرف جامعه خانواده و دوستان ما بر این باور باشند که تا سربازی نرویم و حتماً سعی‌مان را بکنیم که نابهینه‌ترین روش را برای دو سال از زندگی‌مان انتخاب کنیم مرد نمی‌شویم، نمی‌توانیم انتظاری برای تغییرات بزرگتر داشته باشیم. #یادداشت @enqelabsq
234