fa
Feedback
دلنوشته ها‍

دلنوشته ها‍

رفتن به کانال در Telegram

empty note,Shadows of my past Made it to the end🍃 _______ https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-Ponyo

نمایش بیشتر
722
مشترکین
+124 ساعت
-17 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
اگر دختری در قصه ها بودم همه چیز آسان تر میشد..

I know you'll never be mine but it's nice to imagine you :)

لطفا برای آرزوهاتون بجنگین اگه به فکرتون رسیده، پس حتما توانایی انجامشو دارین. خب؟

🦋

اندوه،کوتاه نمی‌آید...

لبخند زد و گفت: آدم وقتی یکیو دوست داره بیشتر تنهاست. چون نمی تونه به هیچکس به غیر از اون بگه چه احساسی داره.اینجوریه که وقتی پیشش نباشه، حتی اگه دورشم شلوغ باشه، انگار همه چیشو از دست داده، حس می کنه کسیو نداره و بی پناه و تنهاست...

You didn't even come close.

اما چشم‌هایت قشنگ‌اند دیوانه‌اند، وحشی‌اند مثل حیوانی که از جنگلی آتش‌گرفته زده باشد بیرون..؛

She was one woman tomas You maybe it's time it fotgot aboute _Forgot aboute who? #♡

#♡ She was one woman tomas You maybe it's time it fotgot aboute _Forgot aboute who?

واسه تک تک لحظه هایی که میتونستی مثل خودشون جواب بدی،دل بشکنی و بهشون بدی کنی،ولی نکردی،به خودت افتخار کن؛بقیه فکر کردن سکوت کردی چون جوابی نداشتی،اما تو سکوت کردی چون نمیتونی مثل اون آدما باشی. بحث، بحثِ اصالت و ریشه‌ست.

"کبرنا مثل اشاعه فی قریه" بزرگ شدیم مثل شایعه ای در روستا..

تو این قصه اگه تو شهروندی واسم سخته پدرخونده بمونم..

ولی تو تو جزو کسایی نبودی که بگم این نشد یکی دیگه تو بحثت از بقیه جدا بود..

شاید یه روزی دوباره همدیگرو دیدیم و بهم توضیح دادیم که واقعا چه اتفاقی افتاد...

برگرد، غم‌هایت را جا گذاشتی.

آدمای دورش کمتر و کمتر می‌شدن اما براش مهم نبود. معتقد بود اگه خودشو داشته باشه عملا کم و کسری نداره و بازم می‌شه زندگی کرد. بی احساس یا بی رحم نبود،فقط رو ادما حساب نمی‌کرد. ته داستانو خوب می‌دونست، دیگه امیدش فقط به خودش بود.

!
!

میدانستم تا وقتی من زنده هستم هیچکس نمیتواند به او آسیب برساند..