دلنوشته ها
رفتن به کانال در Telegram
empty note,Shadows of my past Made it to the end🍃 _______ https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-Ponyo
نمایش بیشتر722
مشترکین
+124 ساعت
-17 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
722
لبخند زد و گفت: آدم وقتی یکیو دوست داره بیشتر تنهاست. چون نمی تونه به هیچکس به غیر از اون بگه چه احساسی داره.اینجوریه که وقتی پیشش نباشه، حتی اگه دورشم شلوغ باشه، انگار همه چیشو از دست داده، حس می کنه کسیو نداره و بی پناه و تنهاست...
722
اما چشمهایت
قشنگاند
دیوانهاند، وحشیاند
مثل حیوانی
که از جنگلی آتشگرفته
زده باشد بیرون..؛
722
واسه تک تک لحظه هایی که میتونستی مثل خودشون جواب بدی،دل بشکنی و بهشون بدی کنی،ولی نکردی،به خودت افتخار کن؛بقیه فکر کردن سکوت کردی چون جوابی نداشتی،اما تو سکوت کردی
چون نمیتونی مثل اون آدما باشی.
بحث، بحثِ اصالت و ریشهست.
722
آدمای دورش کمتر و کمتر میشدن اما براش مهم نبود.
معتقد بود اگه خودشو داشته باشه
عملا کم و کسری نداره و بازم میشه زندگی کرد.
بی احساس یا بی رحم نبود،فقط رو ادما حساب نمیکرد.
ته داستانو خوب میدونست، دیگه امیدش فقط به خودش بود.
