Moein Dehaz
معین دهاز ارشد مهندسی صنایع، شاعر، عکاس و ولگردِ معاصر صفحه اینستاگرام: instagram.com/moein_dehaz -
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام Moein Dehaz
کانال Moein Dehaz (@moein_dehaz) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 12 254 مشترک است و جایگاه 3 081 را در دسته کتب و رتبه 26 418 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 12 254 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 21 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 240 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 16 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 77.44% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 26.27% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 9 491 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 3 220 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند #معین_دهاز, اسب, نشرچشمه, شعر, وقت تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“معین دهاز
ارشد مهندسی صنایع، شاعر، عکاس و ولگردِ معاصر
صفحه اینستاگرام:
instagram.com/moein_dehaz
-”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 22 ژوئیه, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 22 ژوئیه | 0 | |||
| 21 ژوئیه | +18 | |||
| 20 ژوئیه | +3 | |||
| 19 ژوئیه | +3 | |||
| 18 ژوئیه | 0 | |||
| 17 ژوئیه | +3 | |||
| 16 ژوئیه | +2 | |||
| 15 ژوئیه | +3 | |||
| 14 ژوئیه | +10 | |||
| 13 ژوئیه | +3 | |||
| 12 ژوئیه | +4 | |||
| 11 ژوئیه | +5 | |||
| 10 ژوئیه | +5 | |||
| 09 ژوئیه | +7 | |||
| 08 ژوئیه | +6 | |||
| 07 ژوئیه | +2 | |||
| 06 ژوئیه | 0 | |||
| 05 ژوئیه | +3 | |||
| 04 ژوئیه | +3 | |||
| 03 ژوئیه | +3 | |||
| 02 ژوئیه | +7 | |||
| 01 ژوئیه | +3 |
| 2 | بدون متن... | 8 389 |
| 3 | بدون متن... | 10 684 |
| 4 | بدون متن... | 11 108 |
| 5 | گاه در گرمای یک نیمروز تابستان آشنایی خودم را با هستی گم میکردم و گاه بههنگام پوستکندنِ یک سیب، مهر مادری و پیوند میان خود و بستگانم را به مسخره میگرفتم. چه آسان تنها میشدم. و چه تنهاییِ بیدروپیکری _ سهراب سپهری
Photo: @moein_dehaz | 1 |
| 6 | گاه در گرمای یک نیمروز تابستان آشنایی خودم را با هستی گم میکردم و گاه بههنگام پوستکندنِ یک سیب، مهر مادری و پیوند میان خود و بستگانم را به مسخره میگرفتم. چه آسان تنها میشدم. و چه تنهاییِ بیدروپیکری _ سهراب سپهری
Photo: @moein_dehaz | 1 |
| 7 | پرسیدم "میترسی چه چیزی در آینده برات اتفاق نیفته؟" کسی نوشت "معشوق بودن". البته معشوق بودن شیرینه، وقتی طرفِ توجه، تایید و مهری، حتما خوبه؛ اما این موقعیت، طبق ذاتش همراه با انفعال و انتظاره. چرا در پیِ عاشق بودن نباشی؟ عاشق، فعال و کنشگره. نیروگذاره. اگرچه گویا سرانجام این نظر معشوقه که تعیینکننده است، اما اگر "عاشق"ی نباشه، معشوق حتی تعریف نمیپذیره. معشوق، مخلوقِ دیگری است. گاهی به این فکر میکنم یک عاشق بعد عشقی طولانی شاید حتی ابژهی میلش (یعنی معشوق) رو از یاد ببره و یا از مرکز دل کنار بذاره و گم کنه. اما خود میل و عشق باهاش بمونه و به شکلهای دیگر، عشق هنوز موجود باشه. اما [مقام] معشوق، صرفا در جهان دیگری و میدانِ خیال او میتونه وجود داشته باشه. پس اگر بین عاشق و معشوق مغناطیسی هست، برخلاف تصور رایج، این معشوقه که در میدان مغناطیسی عاشق قرار داره! و بدون میل عاشق، هویت و خاصیت و منزلتش رو از دست میده. سرچشمهی اين میدان، خودِ عاشقه اما معمولا برعکس میبینند.
عاشق سالها میتونه در غیبت کامل معشوق، هنوز عاشق باشه. اما معشوق در غیبت کامل عاشق، از کجا مطمئنه هنوز هم معشوقه؟ برای همین شاید دلش بخواد گاهی سرک بکشه، خبر بگیره و جویای حال باشه و یا حتی عمدا زخمی رو در عاشق فعال نگه داره تا مقام خود رو از دست نده.
#معین_دهاز
@moein_dehaz | 27 002 |
| 8 | لبخند بزن
و امیدوار بمان
به روزی که نخواهد آمد
#معین_دهاز
از شعری، اسب من، نشرچشمه | 13 021 |
| 9 | بدون متن... | 12 045 |
| 10 | ... کجا بروی؟ و به هوای کدام فراموشیِ تند؟ بامداد که برخیزی، گیاهها میرویند. گلها میشکفند، و تو کنار همان دریچهی آشنا، و هر روزی _ سهراب سپهری
Photo: @moein_dehaz | 14 207 |
| 11 | وقتی نفس عمیق میکشیم، انگار دست میاندازیم به آن پایینهای ریه، آن ته، قعر و مقداری هوای بهجامانده و مطرود و سنگین را بیرون میکشیم. چند ثانیه سبک میشویم. کاش میشد دست انداخت و آنجایی که در کلهی آدم پر از باتلاق و خستگی و فکر است، یعنی آن ته را پیدا کرد، آنجا که قیرگون و رسوب شده، بیرون آورد و بقول هدایت انداخت جلو سگ.
#معین_دهاز
@moein_dehaz | 20 838 |
| 12 | امروز تولدم بود. شاید هم دیروز. نمیدانم. | 4 378 |
