💌 دلنوت
رفتن به کانال در Telegram
دلنوت (Delnote) اشعار و نوشتههای زیبا و ماندگار منتشر میکند. در انتشار زیباییهای دنیا با معرفی ما به دوستانتان سهیم باشید https://t.me/delnote
نمایش بیشتر942
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+1830 روز
آرشیو پست ها
945
♥️
تو در چشم من همچو موجی
خروشنده و سرکش و ناشکیبا
که هر لحظهات میکشاند به سویی
نسیم هزار آرزوی فریبا
تو موجی
تو موجی و دریای حسرت مکانت
پریشانِ رنگین افقهای فردا
نگاه مه آلودهٔ دیدگانت
تو دائم به خود در ستیزی
تو هرگز نداری سکونی
تو دائم ز خود میگریزی
تو آن ابر آشفتهٔ نیلگونی
چه میشد خدایا ...
چه میشد اگر ساحلی دور بودم؟
شبی با دو بازوی بُگشودهٔ خود
تو را میربودم ... تو را میربودم
#فروغ_فرخزاد
شعر: موج
@delnote
945
اسفند، ماهِ زندگی است. عالی است، چون انتهاش یک "بهار" دارد. بهنظرم آستانهی نوروز از خودِ نوروز قشنگتر است. مثل پنجشنبه که از جمعه جالبتر است. اخیرا دیدم دکتر مکری هم گفت "انتظار لذت"، از خود لذت و مصرفش خوشایندتر و مفیدتر است. از امروز وارد سهماههی زایش و طراوت میشویم. چه عیبی دارد آدم فصلبندیِ خودش را داشته باشد؟ امیدوارم این ماه حالتان قدری بهتر باشد.
#معین_دهاز
@delnote
945
Repost from N/a
اسفند، ماهِ زندگی است. عالی است، چون انتهاش یک "بهار" دارد. بهنظرم آستانهی نوروز از خودِ نوروز قشنگتر است. مثل پنجشنبه که از جمعه جالبتر است. اخیرا دیدم دکتر مکری هم گفت "انتظار لذت"، از خود لذت و مصرفش خوشایندتر و مفیدتر است. از امروز وارد سهماههی زایش و طراوت میشویم. چه عیبی دارد آدم فصلبندیِ خودش را داشته باشد؟ امیدوارم این ماه حالتان قدری بهتر باشد.
#معین_دهاز
@delnote
945
حکایت زمستان
برای #فردی_مرکوری، نوازندهٔ زندگی، نغمهگر نغمهها
از پنجره به بیرون نگاه میکنم. زمین یخزده، آسمان سرخفام، و دودکشها آرام نفس میکشند، انگار زمستان هم خسته شده باشد. سکوت، سنگینتر از همیشه روی شانههای شهر نشسته. این سکوتی نیست که آرامش بیاورد، سکوتی ست که چیزی در دلاش پنهان دارد؛ مثل لحظهای که دریا درست قبل از طوفان، بیحرکت میشود.
شاید فردی هم، از پشت پنجرهی بیمارستان در مونترو، همین را دیده بود. شاید آن روز که به دریاچه ژنو خیره شد، حس کرد که زندگی، بیش از هر زمان دیگری شبیه یک رویاست؛ رؤیایی درخشان اما شکننده. زیبایی زمستان را میدید، اما در عمق چشمانش چیزی موج میزد، چیزی که به زمزمهای نامرئی شباهت داشت: «وقت تنگ است.»
و حالا این ترانه؛ حاصل همان لحظات است. لحظاتی که در آن، مرز میان خیال و واقعیت باریکتر از همیشه بود، آخرین اثر این افسانه.
زندگی گاهی همین است. لحظهای همهچیز آرام و درخشان است، لحظهای بعد، زمین زیر پا میلرزد. اما شاید مهم این باشد که در آن لحظات آخر، هنوز بتوانی سرت را بالا بگیری، هنوز بتوانی بگویی: زندگی زیباست.
#مانی_مظاهری
@delnote
