fa
Feedback
سایت پانویس

سایت پانویس

رفتن به کانال در Telegram

مینیمال‌های پانویس جهت شرکت در کلاس‌ها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera

نمایش بیشتر
2 679
مشترکین
-124 ساعت
+17 روز
+430 روز
آرشیو پست ها
کدام شیوهٔ نوشتاریِ این بیتِ حافظ صحیح است؟
Anonymous voting

Repost from N/a
‌‌ «شازده کوچولو» و خودشناسی «شازده کوچولو» از آن دسته کتاب‌هایی است که هر بار خواندنش، تجربه‌ای تازه و متفاوت به همراه دارد؛
‌‌ «شازده کوچولو» و خودشناسی «شازده کوچولو» از آن دسته کتاب‌هایی است که هر بار خواندنش، تجربه‌ای تازه و متفاوت به همراه دارد؛ کتابی که به ظاهر داستان ساده‌ٔ پسربچه‌ای کوچک است که از سیاره‌ای دوردست می‌آید، اما در باطن، سرشار از معانی عمیق و تأمل‌برانگیز درباره‌ٔ زندگی، عشق، دوستی و معناست. این اثر را آنتوان دوسنت اگزوپری نوشته است، خلبان و نویسنده‌ای که خودش سال‌ها در آسمان‌ها پرواز کرده و از تجربه‌های خود و نگاه فلسفی‌اش به جهان، قصه‌هایی ساخته که از دل زندگی برآمده‌اند. آنتوان دوسنت اگزوپری در سال ۱۹۰۰ میلادی در فرانسه متولد شد و علاوه بر نویسندگی، یکی از پیشگامان خلبانی در دوران خود بود. زندگی او سراسر ترکیبی از خطر، سفرهای دور و دراز، و جستجوی معانی عمیق‌تر در میان ابرها و آسمان‌ها بود. او در طول زندگی‌اش همواره به دنبال آن بود که ارتباط میان انسان و جهان را بهتر بفهمد و این کنجکاوی را در آثارش، به ویژه در «شازده کوچولو»، به زیبایی نشان داده است. داستان «شازده کوچولو» درباره‌ٔ پسربچه‌ای است که از سیاره‌ای کوچک و خلوت بیرون می‌آید و به زمین می‌آید تا دنیای تازه‌ای را کشف کند. در این سفر، او با شخصیت‌ها و موجودات مختلفی روبرو می‌شود؛ هر کدام نمادی از بخشی از انسانیت و زندگی هستند. مثلاً روباه به او می‌آموزد که «با قلب باید دید» و نه با چشم؛ گل نازک و حساس داستان، نماد عشق و مسئولیتی است که هر کس در زندگی دارد. از طرفی، ملاقات‌های شازده کوچولو با آدم‌های بزرگ روی زمین، تصویری از دنیای بزرگسالانی است که گاهی گرفتار ظواهر و مسائل بی‌معنا می‌شوند و دید خود را نسبت به اصل زندگی از دست می‌دهند. یکی از ویژگی‌های مهم این کتاب، زبان ساده و در عین حال پر از احساس آن است. اگزوپری با جملاتی کوتاه و به ظاهر ساده، مفاهیم پیچیده‌ای از زندگی را بیان می‌کند؛ مفاهیمی که شاید در نگاه اول کودکان بتوانند درک کنند، اما هر بزرگسالی که دوباره این کتاب را می‌خواند، معنای تازه‌ای در آن پیدا می‌کند. این کتاب مثل آینه‌ای است که هر کسی در آن تصویری متفاوت از خود و جهان می‌بیند. «شازده کوچولو» به ما یادآوری می‌کند که در دنیای پیچیده و پرشتاب امروز، مهم‌ترین چیزها را نباید فراموش کنیم؛ دوستی، مهربانی، و توانایی دیدن زیبایی‌های ساده‌ای که در کنارمان هستند. این کتاب همچنین به ما می‌گوید که کودک درون ما همیشه باید زنده بماند، چرا که از طریق همان نگاه ساده و خالص است که می‌توان به حقیقت نزدیک‌تر شد. آنتوان دوسنت اگزوپری نه تنها در این داستان، بلکه در زندگی خود نیز دنبال کشف حقیقت و بیان احساسات انسانی بود. سرنوشت او به گونه‌ای رقم خورد که در جریان یک پرواز جنگی در سال ۱۹۴۴ ناپدید شد و این مرگ اسرارآمیز، خود بخشی از افسانه و رمزآلودگی شخصیت او شده است. شاید همین تجربه‌ها و دغدغه‌ها باعث شده که «شازده کوچولو» تا این حد خاص و تاثیرگذار باشد. خواندن «شازده کوچولو» برای نوجوانان فرصتی است تا در مسیر رشد، با مفاهیم عمیق‌تری درباره خود و دیگران آشنا شوند. این کتاب دعوت می‌کند که درباره‌ٔ ارزش‌های زندگی فکر کنیم؛ ارزش‌هایی که گاهی در میان روزمرگی‌ها و فشارهای اجتماعی گم می‌شوند. وقتی شازده کوچولو می‌گوید «تو تا وقتی که گلی را در سیاره‌ات دوست داشته باشی، برای تو منحصر به فرد است»، یعنی هر یک از ما در دنیایی یگانه و باارزش زندگی می‌کنیم که باید آن را به درستی بشناسیم و حفظ کنیم. در نهایت، «شازده کوچولو» نه تنها یک کتاب، بلکه تجربه‌ای است که خواننده را به بازاندیشی و شناخت عمیق‌تر دعوت می‌کند. این اثر یادآور می‌شود که هر انسانی، حتی وقتی بزرگ می‌شود، نباید از نگاه کودکانه و حس کنجکاوی خود دور شود. این نگاه خالص و ساده است که می‌تواند به ما کمک کند تا زیبایی‌های پنهان دنیا را ببینیم و زندگی را با همه‌ٔ پیچیدگی‌ها و دشواری‌هایش دوست بداریم. در جلسهٔ امشبِ باشگاه کتاب‌خوانی نوجوانان(کانگورو) کتاب «شازده کوچولو» را با نوجوانان می‌خوانیم و موضوعات عمیق آن را مورد بحث و گفتگو قرار می‌دهیم. چند جملهٔ برگزیده از این کتاب جذاب را در ادامه می‌خوانید. علاقمندان به شرکت در باشگاه کتاب‌خوانی نوجوانان می‌توانند به »مدیر ثبت‌نام باشگاه« پیام دهند. @KangarooBookClub

‌ هفت خان رستم بنده اصولاً اهل شاه‌نامه و فردوسی نیستم. یکی دو باری هم، سال‌ها پیش، به سراغش رفتم بلکه محتوایی عمیق در آن بیا
+8
‌ هفت خان رستم بنده اصولاً اهل شاه‌نامه و فردوسی نیستم. یکی دو باری هم، سال‌ها پیش، به سراغش رفتم بلکه محتوایی عمیق در آن بیابم و نیافتم. بیشتر حاوی یک سری قصه و داستان دیدمش. همان سال‌ها مقداری هم تحقیق کردم که ببینم بلحاظ عرفانی و تأویل آیا کسی نگاهی به آن داشته یا نه. جز یک کتاب از آقای محمد اسلامی ندوشن که، تا جایی که به خاطر دارم، سعی‌ای ناموفق در این زمینه کرده بود، چیزی نیافتم. راستش را بخواهی، بنده اساساً کسی که محصور در ملیت و قومیت، من و ما، باشد را آدم بلندنظری نمی‌بینم. در حد قصه و داستان و حکایت و اسطوره، و احیاناً چند پند و نصیحت در قالب «حکمت»، خیلی هم خوب. اما نه بیشتر. بهر حال، امشب دوستی تصاویر فوق را برایم فرستاد. یادی از آن دورانی کردم که به دنبال عمق و معنیٰ در شاهنامه بودم و نیافتم. اینک شما و داستان هفت خوان رستم خان. آها، یک خاطرهٔ دیگر هم همین الآن یادم آمد. این را باید برایت بگویم. مرتبط با همین شاهنامه و نقالی است و دکتر پرویز رجبی عزیز مرحوم. خواهم گفت. بزودی، بعداً. اگر عمری باشد. @PanevisDotCom

‌ هفت خوان رستم بنده اصولاً اهل شاه‌نامه و فردوسی نیستم. یکی دو باری هم، سال‌ها پیش، به سراغش رفتم بلکه محتوایی عمیق در آن بی
+8
‌ هفت خوان رستم بنده اصولاً اهل شاه‌نامه و فردوسی نیستم. یکی دو باری هم، سال‌ها پیش، به سراغش رفتم بلکه محتوایی عمیق در آن بیابم و نیافتم. بیشتر حاوی یک سری قصه و داستان دیدمش. همان سال‌ها مقداری هم تحقیق کردم که ببینم بلحاظ عرفانی و تأویل آیا کسی نگاهی به آن داشته یا نه. جز یک کتاب از آقای محمد اسلامی ندوشن که، تا جایی که به خاطر دارم، سعی‌ای ناموفق در این زمینه کرده بود، چیزی نیافتم. راستش را بخواهی، بنده اساساً کسی که محصور در ملیت و قومیت، من و ما، باشد را آدم بلندنظری نمی‌بینم. در حد قصه و داستان و حکایت و اسطوره، و احیاناً چند پند و نصیحت در قالب «حکمت»، خیلی هم خوب. اما نه بیشتر. بهر حال، امشب دوستی تصاویر فوق را برایم فرستاد. یادی از آن دورانی کردم که به دنبال عمق و معنیٰ در شاهنامه بودم و نیافتم. اینک شما و داستان هفت خوان رستم خان. آها، یک خاطرهٔ دیگر هم همین الآن یادم آمد. این را باید برایت بگویم. مرتبط با همین شاهنامه و نقالی است و دکتر پرویز رجبی عزیز مرحوم. خواهم گفت. بزودی، بعداً. اگر عمری باشد. @PanevisDotCom

‌ هفت خوان رستم بنده اصولاً اهل شاه‌نامه و فردوسی نیستم. یکی دو باری هم، سال‌ها پیش، به سراغش رفتم بلکه محتوایی عمیق در آن بی
+8
‌ هفت خوان رستم بنده اصولاً اهل شاه‌نامه و فردوسی نیستم. یکی دو باری هم، سال‌ها پیش، به سراغش رفتم بلکه محتوایی عمیق در آن بیابم و نیافتم. بیشتر حاوی یک سری قصه و داستان دیدمش. همان سال‌ها مقداری هم تحقیق کردم که ببینم بلحاظ عرفانی و تأویل آیا کسی نگاهی به آن داشته یا نه. جز یک کتاب از آقای محمد اسلامی ندوشن که، تا جایی که به خاطر دارم، سعی‌ای ناموفق در این زمینه کرده بود، چیزی نیافتم. راستش را بخواهی، بنده اساساً کسی که محصور در ملیت و قومیت، من و ما، باشد را آدم بلندنظری نمی‌بینم. در حد قصه و داستان و حکایت و اسطوره، و احیاناً چند پند و نصیحت در قالب «حکمت»، خیلی هم خوب. اما نه بیشتر. بهر حال، امشب دوستی تصاویر فوق را برایم فرستاد. یادی از آن دورانی کردم که به دنبال عمق و معنیٰ در شاهنامه بودم و نیافتم. اینک شما و داستان هفت خان رستم خان. آها، یک خاطرهٔ دیگر هم همین الآن یادم آمد. این را باید برایت بگویم. مرتبط با همین شاهنامه و نقالی است و دکتر پرویز رجبی عزیز مرحوم. خواهم گفت. بزودی، بعداً. اگر عمری باشد. @PanevisDotCom

‌ دربارهٔ بحث لذت و گعده @PanevisDotCom

آیا به سر درآوردن از زندگی خصوصی دیگران علاقمند هستید؟(خوب دقت کنید، سپس پاسخ دهید.)
Anonymous voting

Repost from N/a
۱۷۳۳ موضوعات: دوش، حمام، مراقبه، فکر @PanevisDotCom

بیان تجربه دربارهٔ فراغت، بی‌زمانی، بعداً، فردا عمر اگر صد سال خود مهلت دهد اوت هر روزی بهانهٔ نو نهد! ‌ هین مگو «فردا»، که فرداها گذشت تا به کلی نگذرد ایام کشت ‌

Repost from N/a
۱۷۳۰ موضوعات: خسوف، ماه‌گرفتگی، طبیعت، فردوسی، «توهین»، هویت @PanevisDotCom

‌ کریشنامورتی جایی می‌گوید که اصطلاح «سازمان ملل متحد» یا همان United Nations در خودش تناقض دارد. راست می‌گوید. در خودِ «ملل»
‌ کریشنامورتی جایی می‌گوید که اصطلاح «سازمان ملل متحد» یا همان United Nations در خودش تناقض دارد. راست می‌گوید. در خودِ «ملل» به معنی ملت‌ها تناقض وجود دارد. وقتی من و تو، و ما و آنها مطرح است، یعنی تمایز، یعنی جدایی. پس دیگر «متحد» بودن بی‌معناست. فقط ادا و بازی‌ست. اینطور نیست؟ فقط نمایش است. یک عدهٔ عظیمی دیپلمات هم کنارش نان می‌خورند. یک عدهٔ عظیمی صاحبان کارخانه‌های اسلحه‌سازی هم کنارش پول درمی‌آورند و غیره. حالا استاد عزیزی سلسله جلساتی را به تازگی شروع کرده‌اند با عنوان «قرائت قلبی قرآن». این هم در خودش تناقض دارد مانند همان «ملل متحد». اینطور نیست؟ «قرائت» به معنای برداشت، خوانش، کار چیست؟ کار ذهن. خیلی واضح است. و قلب را با ذهن چه کار؟! «قرائت قلبی» اشتباه است. در ثانی، حالا برای اینکه صرفاً گیر لغوی ندهیم و به محتوی نیز بپردازیم، بنده با وجود گوش دادن سه جلسهٔ منتشرشده، هنوز مشتاقم ببینم فردی که تماماً فکری است، چطور با قلب می‌خواهد کار کند! هنوز که چیزی از این جنس ندیده‌ایم(اگر اصلاً بشود!). اساساً آیا قلب می‌تواند قرائت کند؟ برداشت کند؟! ببینیم. @PanevisDotCom

‌ خوشتر آن باشد که سر دلبران گفته آید در حدیث دیگران بی‌خود خودتان را به زحمت نیاندازید که فردی را قانع کنید تن به حقیقت دهد
‌ خوشتر آن باشد که سر دلبران گفته آید در حدیث دیگران بی‌خود خودتان را به زحمت نیاندازید که فردی را قانع کنید تن به حقیقت دهد در حالی که عامدانه منکر است. بنده این را به تجربهٔ زندگی آموخته‌ام. حرص بی‌خود می‌خورید که کسی یا کسانی را متوجه حقیقت کنید که خودشان نمی‌خواهند متوجه شوند. حتی اگر از عالی‌ترین، نافذترین منطق‌ها، فلسفه‌ها، استعاره‌ها و تمثیل‌ها هم بهره ببرید، محال است کسی که خودش نمی‌خواهد، تأثیری بپذیرد. @PanevisDotCom

‌‌ «فهم درست» در رابطه با این یادداشت با عنوان «نگاه عام» که گفته شد: «انسانها را چنان تماشا کن که حیوانات را تماشا می‌کنی»، دقیقاً یکی از همان مصداق‌های این سخن در مورد کج‌فهمی اتفاق افتاده است. کسی پیام داده با این مضمون که: انسان‌ها را حیوان نبین! آخر من چه بگویم؟! وقتی می‌گویم در مباحث شرکت کن تا درست فهم کنی، خودش را بی‌نیاز می‌بیند. سر تبختر اجازه نمی‌دهد کج‌فهمی‌اش برود. به آن اضافه کنید میل ارضای خشم را. به نظر شما آیا این آدم واقعاً نمی‌فهمد منظور از این سخن(نگاه عام) چیست؟ یا خودش را به نفهمی می‌زند؟! مولوی می‌گفت که «مُردم اندر حسرت فهم درست». اما حافظ می‌گفت: «تیغ سزاست هر که را فهم سخن نمی‌کند»! @PanevisDotCom

‌ تواضع! کسی داشت با حس و حال نماز می‌خواند. چند نفر از کنار او عبور می‌کردند. یکی از آنها گفت: به به، چه نمازی می‌خوانَد. نم
‌ تواضع! کسی داشت با حس و حال نماز می‌خواند. چند نفر از کنار او عبور می‌کردند. یکی از آنها گفت: به به، چه نمازی می‌خوانَد. نمازگزار گفت: تازه روزه هم هستم. هویت فکری اگر تواضع بورزد، برای این است که اظهار کند: «ببین من چه آدم متواضعی هستم»! حتی پیش خودش. @Panevisdotcom

Repost from N/a
۱۷۲۸ موضوعات: کج‌فهمی‌های دربارهٔ مطالب و جملات خودشناسی و کریشنامورتی و مولوی و مصفا @PanevisDotCom

Repost from N/a
۱۷۲۵ موضوعات: معرفت‌شناسی، شناخت‌شناسی، بررسی باورها و عقاید، فلسفه، پدیدارشناسی، پدیده، فنومن، فنومنولوژی، دیدن واقعیت باورها و عقاید @PanevisDotCom

‌ زندگی نچیزمحور سوداییان عالم پندار را بگو سرمایه کم کنید، که سود و زیان یکیست متأولانه بر این ویدیو متأمل شوید! قبل از خواندن ادامهٔ این متن، تا آخر ویدیوی فوق را ببینید و تأمل نمائید که چه معنایی را در ذهن‌تان تداعی می‌کند. این ویدیو از پایانِ فیلم آگراندیسمان (۱۹۶۶) اثر میکل‌آنجلو آنتونیونی است. زندگانی و حرکت دنیای روابط انسانی با وجود چیزی نچیز، به ترم مولانا «لاشیء»، جریان دارد. چیزی که چیز نیست! واقعی نیست. بازیچه‌ای دروغین است و خیالی. و آن، همین تصوری است که افراد از خودشان دارند در ذهنشان. بازی دنیا، روابط انسان‌ها، با محوریت امری دروغین(«من») برقرار است. همه داخل این بازی هستیم. و چنان واقعی‌اش گرفته‌ایم که اگر کسی پندارهای ما را، این بازی ما را، واقعی نگیرد، او را هم داخل بازی می‌کنیم. و انسان‌ها بخاطر خودباختگی به اتوریتهٔ اجماع، علی رغم تشخیص اینکه محور بازی امری دروغین، فریب، و خیالی‌ست، وارد بازی می‌شوند. «زندگانی این دنیا چیزی جز لهو و لعب نیست. اگر بدانند، سرای آخرت سرای زندگانی است.» سرای «آخرت» یعنی زندگی‌یی، کیفیتی، دیگر. زندگی‌یی، روابطی، نه از جنس این زندگیِ مبتنی بر خیال. اگر فرد در همین زندگی مادی‌اش از این بازی خیالیِ «من» درآید، زندگی دیگر، «سرای آخرت»، را همینجا درمی‌یابد. اما واقعیت این است که اکثر ما انسانها تا آخر عمرمان مشغول این بازی هستیم، و نمی‌خواهیم از آن خارج شویم. به آن دل داده‌ایم چون بازی لذت‌بخشی است. باد‌ت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ در معرضی که تخت سلیمان رود به باد! @Panevisdotcom

Repost from N/a
۱۷۲۳ موضوعات: روابط انسانی، شیوهٔ تعامل، قرض دادن، برگرداندن قرض، عذرخواهی @PanevisDotCom

‌‌ نگاه عام انسانها را چنان تماشا کن که حیوانات را تماشا می‌کنی. @Panevisdotcom