fa
Feedback
سایت پانویس

سایت پانویس

رفتن به کانال در Telegram

مینیمال‌های پانویس جهت شرکت در کلاس‌ها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera

نمایش بیشتر
2 681
مشترکین
+424 ساعت
+27 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
آیا برایتان پیش آمده است که از شنیدن خبر موفقیت مالی یا هر نوع دیگری از توفیقِ یکی از آشنایان‌تان، حس بدی به شما دست دهد؟
Anonymous voting

‌ سه دوست هزینه‌هایی برای سفر مرداد ماه اهدا کرده‌اند. دوستانی که مایلند از این اهدا‌ها استفاده کنند، به »مدیر سفـر« پیام دهند. @PanevisDotCom

آیا شما سه جمله از امام حسین بلد هستید؟
Anonymous voting

موضوعات: روانشناس، فتنه‌گری، زشت‌کاری، برای جوانان، نگاه سوم شخص، تجربهٔ زندگی، مهارت زندگی، وضعیت انتخاب موضع، نگاه به دهان دیگران، سخن امام علی دربارهٔ فتنه @PanevisDotCom

موضوعات: روانشناس، فتنه‌گری، زشت‌کاری، برای جوانان، نگاه سوم شخص، تجربهٔ زندگی، مهارت زندگی، وضعیت انتخاب موضع، نگاه به دهان دیگران، سخن امام علی دربارهٔ فتنه @PanevisDotCom

‌ مسئله‌ای که در این چالش مطرح شده است البته قابل توضیح و حل است اما اگر ذهن شما را معطوف به موضوع «اعتبار» نماید، جای تأمل بسیار دارد. اینکه "اعتبار امری ذهنی‌ست و نه عینی" در بسیاری از اشارات و تنبیهات معنوی آمده است. اینکه اگر انسان زندگی‌اش را بر اعتباریات(که امری مطلقاً ذهنی‌ست) بنا کند، دست آخر هیچ چیز دستش نخواهد بود. دست خالی خواهد بود. گویی خانه‌اش را بر روی آب بنا کرده است. و چه بسیار از ما انسان‌ها که دست‌مان خالی‌ست. جمع‌آورندهٔ اعتباریاتیم. از توهین به اعتباریات‌مان آزرده می‌شویم و از احترام به آن خوشحال. خشم‌مان را به اعتباریات دیگران می‌ورزیم و سعی در ضربه زدن به اعتبار دیگران داریم. بطور کلی دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم دنیای اعتباریات است. دنیای هیچ، دنیای باد. تا روزی برسد که با این واقعیت روبرو شویم. و چه سخت روزی خواهد بود روز دست تغابن بر زانوی حسرت. سوداگران عالم پندار را بگو سرمایه کم کنید که سود و زیان یکی‌ست! @PanevisDotCom

ایضاً گرفتار این افکار. فقط مصداق‌ها و زمینه‌ها تفاوت دارد. جانمایه و اساس افکارمان یکی‌ست. همگی سر و ته یک کرباسیم.

‌ اهدایی‌های سفر استفاده شد. ‌ همچنان پذیرای اهداء جهت سفر تابستان هستیم. ‌

‌ نیمی از ظرفیت سفر فریدون‌شهر پر شده است. دوستانی که مایل به شرکت هستند و هنوز اقدام نکرده‌اند، اقدام کنند. پس از پر شدن ظرف
‌ نیمی از ظرفیت سفر فریدون‌شهر پر شده است. دوستانی که مایل به شرکت هستند و هنوز اقدام نکرده‌اند، اقدام کنند. پس از پر شدن ظرفیت، امکان پذیرش نخواهیم داشت. چون اتاق‌های اقامتگاه محدود است و ظرفیت بیشتر ندارد. @PanevisDotCom

‌ گر راهزن تو باشی... حافظ @PanevisDotCom

‌ به اطلاع دوستان می‌رساند تا پایان تابستان امسال پذیرش خلوت‌نشین نداریم. دوستانی که برای مهر و آبان رزرو کرده‌اند، دورهٔ‌شان
‌ به اطلاع دوستان می‌رساند تا پایان تابستان امسال پذیرش خلوت‌نشین نداریم. دوستانی که برای مهر و آبان رزرو کرده‌اند، دورهٔ‌شان طبق برنامه برقرار است. خلوت‌گاه مهمان‌کُش @mehmankosh

‌ با توجه به اهدایی‌هایی که تاکنون داریم، دو نفر با تخفیف پنجاه درصد می‌توانند شرکت کنند. همچنان پذیرای اهداها هستیم. »ادمیـن«

‌ از طرف ادمین: ‌ هر قدر مایل باشید می‌توانید اهدا کنید. لزومی ندارد تمام هزینه را بدهید. ما اهدایی هر کس را در کنار اهدایی‌های دیگران می‌گذاریم و وقتی برای یک نفر کامل شد، بطور کامل به وی اهدا می‌کنیم و می‌تواند به رایگان بیاید به سفر. اگر اهداها به اندازۀ یک نفر نرسد، از هزینۀ کلی همۀ همسفران کم می‌کنیم. به اینصورت از بار سفر کمتر می‌شود. ‌

‌ طبق روال، در زمینۀ تأمین هزینه‌های سفر پذیرای اهداهای(دونیشن‌) دوستان هستیم. همانطور که قبلاً و همیشه گفته‌ایم دوستانی که دل‌شان می‌خواهد در این سفر باشند اما به دلایلی نمی‌توانند، ما یک راه‌حل برایشان داریم که بتوانند بدون شرکت کردن در سفر، شرکت کنند! راه حل، مهمان کردن یک نفر است. بطور ناشناس هزینهٔ سفر را به یک دوست ناشناس هدیه می‌کنید. باقی کار با ما. به اینصورت بدون اینکه در سفر باشید، در سفر هستید! شما و دوست ناشناس‌تان مگر فرقی دارید؟! اگر کسی خواست چنین هدیه‌ای دهد، به »مدیر ثبت‌نام« پیام دهد. ‌ دل‌تان مصفا! @PanevisDotCom

‌ گل‌گشت تابستان به امید خدا با جمع دوستان به طبیعت خنک اطراف فریدون‌شهر می‌رویم و چند روزی با طبیعت آنجا مأنوس خواهیم شد. چن
+6
‌ گل‌گشت تابستان به امید خدا با جمع دوستان به طبیعت خنک اطراف فریدون‌شهر می‌رویم و چند روزی با طبیعت آنجا مأنوس خواهیم شد. چند روز پیش به اقامتگاهی در آن حوالی رفته بودم و شب هنگام رفتیم قدم زدن در تاریکی و تماشای آسمان و ستاره‌ها. با فاصله‌ای بسیار کم از آن اقامتگاه، چنان تاریکی‌ای برقرار بود که کهکشان "راه شیری" بخوبی نمایان بود، بدون هیچ‌دوربین و وسیله‌ای. نشستیم به سکوت و تماشا. پس از ساعتی هوا بقدری سرد شد که غیرقابل تحمل برای نشستن بیشتر در دل تاریکی و زیر آسمان بود. برگشتیم اقامتگاه و فردا صبح وقتی مدیر اقامتگاه را دیدم از او پرسیدم که آیا از چنین جاذبۀ فوق‌العاده‌ای، یعنی تاریکی مطلق و آسمان انبوه از ستارۀ شب و نمایان بودن "راه شیری"، در تبلیغ اقامتگاهش بهره برده است یا نه. باری، به امید خدا در نیمۀ دوم مرداد راهی این تکه‌ای از بهشت اطراف فریدون‌شهر هستیم. جلسات خودشناسی همراه با مراقبه‌های هنگام طلوع و غروب، تفریحات و بازی‌های جمعی، شعرخوانی و مباحث مفرح و زیبای عرفانی و چالش‌های فلسفی نیز برقرارند. و همچنان سعی می‌کنیم امکانات و مدت سفر طوری باشد که هزینه‌ها در استطاعت دوستان باشد. دوستانی که مایل هستند در این سفر شرکت کنند با «مدیر ثبت‌نام» هماهنگ کنند و از جزئیات مطلع شوند. و بله، طبق معمول هم ظرفیت محدود است، نگید نگفتید! حتیٰ شما دوست عزیزمان! ضمناً طبق روال فقط از دوستانی که در دوره‌های خودشناسی هستند پذیرش داریم. و در طول سفر قوانینی مرتبط با تمرین‌های خودشناسی داریم که شرکت‌کنندگان باید به آنها التزام داشته باشند. » پیام به مدیر @PanevisDotCom

‌ گفت حق‌ست این ولی ای سیبویه اتق شر من احسنت الیه از شرّ کسی که به او احسان می‌کنی برحذر باش.    این یکی از ابیات مثنوی معنوی است. یک ضرب‌المثل یا به نقلی از سخنان امام علی(ع) است. بهرحال واقعیتی، ظاهراً عجیب، است در روابط انسان‌ها. کسی به من نیکی می‌کند اما من در حقش بدی، به هر شکل دیگر، می‌کنم.    مکانیسم این جریان چیست؟ چه در درون فردی که به او نیکی شده می‌گذرد که باعث می‌شود اینطور رفتار کند؟ تازه: دیشب در جلسهٔ لایو مصفاخوانی، ذیل جلسهٔ بیست و سوم بررسی کتاب «آگاهی» ابتدای فصل هشتم، این موضوع را بیشتر بررسی کردیم و دوستان وجوه عمیق‌تری از آن را دیدند. @Panevisdotcom

‌ رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود @Panevisdotcom
‌ رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود @Panevisdotcom

‌ ای خمشی مغز منی پردۀ آن نغز منی کمتر فضل خمش کش نبود خوف و رجا ‌
‌ ای خمشی مغز منی پردۀ آن نغز منی کمتر فضل خمش کش نبود خوف و رجا ‌

در ستایش "ناامیدی" ابیات مورد اشاره از کتاب «خمسه» نظامی گنجوی: نومید مشو ز چاره جستن کز دانه شگفت نیست رستن کاری که نه زو امید داری باشد سبب امیدواری در نومیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است یادداشت مورد اشاره از نیکول لپرا »اینجــاست«. @PanevisDotCom