fa
Feedback
سایت پانویس

سایت پانویس

رفتن به کانال در Telegram

مینیمال‌های پانویس جهت شرکت در کلاس‌ها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera

نمایش بیشتر
2 680
مشترکین
-424 ساعت
-17 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
«حافظ حافظهٔ ماست» باز هم از «شرح خبث» بگوییم. تلخ است؟ مکرر است؟ بله، بخوبی می‌دانم. اما «آنچه هست» است، واقعیت روابط ما آدمیان است. ما در فرهنگمان تا دلتان بخواهد کتاب و آیه و حدیث و «سخن بزرگان» از اخلاقیات داریم. اینها همه ایده‌آل هستند. واقعیت این خبث نفس‌هاست که در روابط واقعی ما در جریان است. لذا ماندن با این واقعیت، مشاهدهٔ این‌ واقعیت ِ تلخ است که راهگشاست. باری، آقای بهاء الدین خرمشاهیِ حافظ‌پژوه جمله ای معروف دربارهٔ حافظ دارد. «حافظ حافظهٔ ماست». یعنی شما با خواندن دیوان حافظ، رگه‌ هایی از تاریخ نحوهٔ ارتباطات انسانی در این سرزمین را می توانید ببینید. رفیقان چنان عهد صحبت شکستند که گویی نبوده ست هیچ آشنایی! این دقیقاً همان شرح خبثی است که مولانا می گوید. دوست صمیمی و همچون چشم‌ تان عزیز و مورد اعتماد شما چنان صد و هشتاد درجه از این طرف به آن طرف می شود که «گویی نبودست هیچ آشنایی»! شاخ درمی آوری. دیشب با دوستی صحبت همین موضوع بود. او هم شبیه چنین تجربه‌ ای داشت و از آن می گفت. می گفت: وقتی آن رفتار را با من کرد، به او گفتم فلانی، این منم، طوری رفتار می کنی که انگار مرا نمی شناسی. آن همه سالها زندگی و دوستی و با هم سر یک سفره نشستن و نان و نمک خوردن را به یاد نمی آوری. چطور تو اینطور شدی؟ بعد می گفت: این پیرمردها را دیده ای که کلاً دیگر از هیچ چیز ناراحت نمی شوند و احتمال همه نوع رفتاری از هر کس را می دهند؟ اینها بخاطر تجربه کردن اینگونه آدمهاست. از بس دیده اند دیگر برایشان امر شایستهٔ تعجبی نیست. بله، حافظ حافظهٔ ماست. جفا رایج و وفا کمیاب بوده است و هست. این واقعیت عموم روابط انسانی است. @Panevisdotcom

«حافظ حافظهٔ ماست» باز هم از «شرح خبث» بگوییم. تلخ است؟ مکرر است؟ بله، بخوبی می‌دانم. اما «آنچه هست» است، واقعیت روابط ما آدمیان است. ما در فرهنگمان تا دلتان بخواهد کتاب و آیه و حدیث و «سخن بزرگان» از اخلاقیات داریم. اینها همه ایده‌آل هستند. واقعیت این خبث نفس‌هاست که در روابط واقعی ما در جریان است. لذا ماندن با این واقعیت، مشاهدهٔ این‌ واقعیت ِ تلخ است که راهگشاست. باری، آقای بهاء الدین خرمشاهیِ حافظ‌پژوه جمله ای معروف دربارهٔ حافظ دارد. «حافظ حافظهٔ ماست». یعنی شما با خواندن دیوان حافظ، رگه‌ هایی از تاریخ نحوهٔ ارتباطات انسانی در این سرزمین را می توانید ببینید. رفیقان چنان عهد صحبت شکستند که گویی نبوده ست هیچ آشنایی! این دقیقاً همان شرح خبثی است که مولانا می گوید. دوست صمیمی و همچون چشم‌ تان عزیز و مورد اعتماد شما چنان صد و هشتاد درجه از این طرف به آن طرف می شود که «گویی نبودست هیچ آشنایی»! شاخ درمی آوری. دیشب با دوستی صحبت همین موضوع بود. او هم شبیه چنین تجربه‌ ای داشت و از آن می گفت. می گفت: وقتی آن رفتار را با من کرد، به او گفتم فلانی، این منم، طوری رفتار می کنی که انگار مرا نمی شناسی. آن همه سالها زندگی و دوستی را به یاد نمی آوری. چطور تو اینطور شدی؟ بعد می گفت: این پیرمردها را دیده ای که کلاً دیگر از هیچ چیز ناراحت نمی شوند و احتمال همه نوع رفتاری از هر کس را می دهند؟ اینها بخاطر تجربه کردن اینگونه آدمهاست. از بس دیده اند دیگر برایشان امر شایستهٔ تعجبی نیست. بله، حافظ حافظهٔ ماست. جفا رایج و وفا کمیاب بوده است و هست. این واقعیت عموم روابط انسانی است. @Panevisdotcom

‌‌ «لایحتسب» عقل بفروش و هنر حیرت بخر! Sell intellect and talent(worldly science) and buy bewilderment. تمام انسان ها، چه بدا
‌‌ «لایحتسب» عقل بفروش و هنر حیرت بخر! Sell intellect and talent(worldly science) and buy bewilderment. تمام انسان ها، چه بدانند و چه ندانند، به دنبال تجربهٔ این حیرانی هستند. حتی در بیشتر مطالبی که برای همدیگر می فرستیم منظور اصلی ما ایجاد حیرت در مخاطبمان است؟ بن مایهٔ بسیاری از تعاملات ما انسان ها حیرت افکنی است. چون بالذاته می دانیم در حیرت چه زیبایی ای هست و آن را می خواهیم نثار دوستمان کنیم. فرد تصور می کند نقشه اش برای دیگری طوری پیش می رود که در نظر دارد، اما اوضاع کاملاً دگرگون می گردد، و مکرش به خودش برمی گردد. حقیقت استاد بلامنازع و حیرت‌انگیز دگرگون کردن است. از دل سنگ، شیشه و از دل آتش گلستان بیرون می‌ آورد. یعنی از دل بحران، سلم بیرون می‌ کشد. اصلی‌ ترین وجه او همین حیرت‌ آفرینی است. و حیرانی عمیقاً زیباست. خداوند می‌ تواند دشمنی دیگران با تو را به فرصتی عالی در زندگی ات تبدیل کند. او مبدِّل است. حیرت افکن و تبدیل کننده. خمیر مایهٔ دکان شیشه‌گر سنگ است عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد @Panevisdotcom

‌ سفر گروهی به اطلاع می‌رساند فردی جهت آسان‌سازی سفر گروهی به گلپایگان که به زودی برگزار می‌گردد، قسمتی از هزینهٔ سفر برای چن
‌ سفر گروهی به اطلاع می‌رساند فردی جهت آسان‌سازی سفر گروهی به گلپایگان که به زودی برگزار می‌گردد، قسمتی از هزینهٔ سفر برای چند نفر را اهداء کرده است. لذا اگر دوستانی مایل به شرکت در این سفر هستند و از نظر مالی مشکل دارند، به »خانم صبا« پیام دهند. @Panevisdotcom

‌‌ صفحهٔ تلگرام و اینستاگرام به ادمین سپرده شد. از این به بعد اگر دوستان پیامی خصوصی با پانویس دارند، به آدرس: Panevis@gmail.com می‌توانند ایمیل دهند. پیام‌های شبکه‌های اجتماعی را ادمین چک خواهد کرد. @Panevisdotcom

دو سوال رایج برگرفته از دورهٔ کریشنامورتی‌خوانی @Panevisdotcom

‌ جمله قرآن شرح خبث نفس‌هاست در این ایام بیشتر و بیشتر به تجربه با محتوای این بیت مولانا آشنا شده ام. از بعضی افرادی که جز کم
‌ جمله قرآن شرح خبث نفس‌هاست در این ایام بیشتر و بیشتر به تجربه با محتوای این بیت مولانا آشنا شده ام. از بعضی افرادی که جز کمک و نیکی از بنده ندیده‌ اند و حتی فکرش را هم نمی کردم، جز لجن‌ زاری از اخلاقیات و دون‌ صفتی از آنها ندیدم. فقط واقعاً نمی دانم این افراد، که ظاهراً ایمان به خدا دارند، واقعاً چگونه با خودشان روبرو می شوند. در تنهایی شان چه پاسخی به خودشان دارند در قبال زشتی هایی که کرده اند؟ توهم اجازهٔ دیدن واقعیت را نمی دهد. تا آن هنگام که از خواب توهمات بیدار شوند و ببینند چه کرده اند. زمان و تنهایی این کار را خواهند کرد. @Panevisdotcom

‌ «من عاشقت هستم . پس یا به من توجه نشان می‌دهی، یا با من ازدواج می‌کنی، یا اینکه اگر جوابت «نه» باشد، برایت حرف و حدیث درست
‌ «من عاشقت هستم . پس یا به من توجه نشان می‌دهی، یا با من ازدواج می‌کنی، یا اینکه اگر جوابت «نه» باشد، برایت حرف و حدیث درست می‌کنم»! @Panevisdotcom

‌ جن‌زدگی یا بیماری؟ سخن بنده بر سر موضوع دیگری از این ویدیو است. شما اگر اینگونه بیمارها را حتی یکی دو دهه قبل(و به پیش از آن، تا هزاران سال قبل) به کسی نشان می‌دادید، عموم انسان‌ها آنها را «جن‌زده»، «اسیر شیاطین» و نظیر چنین مواردی تلقی می‌کردند. اما در دنیای امروز چنان برداشت‌هایی دیگر جا ندارند. بخاطر راززدایی‌ای که علم از امور می‌کند. حالا شما این موضوع را تعمیم بدهید به بسیاری حوزه‌های دیگر در زندگی انسان. می‌بینید که با کیهان‌شناسی دوران قبل دیگر نمی‌توان دنیای امروز را تبیین کرد. خیلی واضح است. فرگشت فقط در زمینهٔ جسم نیست. تحول و تغییر در همهٔ زمینه‌ها، از جمله نگرش و کیهان‌شناسی انسان، اجتناب‌ناپذیر است. حالا شما مقاومت کن! زندگی گوشش بدهکار لجبازی شما نیست. کار خودش را می‌کند و پیش می‌رود. @Panevisdotcom

اگر کسی ربات تلگرام جهت دانلود از اینستاگرام می‌شناسد، لطفاً در کامنت معرفی کند.

‌ جن‌زدگی؟! تماشای ویدیو @Panevisdotcom
‌ جن‌زدگی؟! تماشای ویدیو @Panevisdotcom

‌ گلچینی از صائب متن ابیات فایل صوتی @Panevisdotcom

‌ ساقی‌نامه پریشان‌دماغیم ساقی کجاست؟ شراب ز شب مانده باقی کجاست؟ بیا ساقیا می به گردش درآر که دلگیرم از گردش روزگار می‌ای ده که چون ریزی‌اش در سبو برآرد سبو از دل آواز هو می‌ای کاو مرا وارهاند ز من از این و از آن و ز ما و ز من سر فتنه دارد دگر روزگار من و مستی و فتنهٔ چشم یار بزودی. @Panevisdotcom

‌ شرح خُبث حسودان در بین دوستان نزدیک ما هستند! همچنانکه ما نیز به دوستان نزدیکمان حسادت می‌کنیم در اولویت، نه به باصطلاح غری
‌ شرح خُبث حسودان در بین دوستان نزدیک ما هستند! همچنانکه ما نیز به دوستان نزدیکمان حسادت می‌کنیم در اولویت، نه به باصطلاح غریبه‌ها! خیرخواهی و آرزوی موفقیت در قاموس هویت فکری نیست. هست، اما فقط یک تظاهر و وانمود است. برای استتار عدم آن. خدا از ته دلمان خبر داشته باشد. تلخ است، اما واقعیت. نمی‌شود «من» باشد، و مقایسه و لاجرم حسادت نباشد. هر انسانی اگر عمیقاً با خود خلوت کند، به درونش بیناست. و آنچه در واقعیت اعماقش می‌گذرد را می‌بیند. بعضی بینا و معترف به واقعیت‌اند و برخی منکر و فراری. @Panevisdotcom

‌ تو پنداری که بدگو رفت و جان برد؟ حسابش با کرام الکاتبین است وقتی سرت را در شورت دیگران می‌کنی و مواضع خصوصی آنها را دید می‌
‌ تو پنداری که بدگو رفت و جان برد؟ حسابش با کرام الکاتبین است وقتی سرت را در شورت دیگران می‌کنی و مواضع خصوصی آنها را دید می‌زنی، انتظار نداشته باش صورتت به رنگ سبز از آن موضع درآید. مگر آنکه طرف قرمه‌سبزی خورده باشد! قطعاً زمستان می‌گذرد و روسیاهی‌اش به زغال خواهد ماند. @Panevisdotcom

Repost from N/a
۹۲۱ موضوعات: سفر، تمرین، چالش، خودشناسی @Panevisdotcom

‌‌ پیشنهاد دوستان دوستانی پیشنهاد خوبی می‌دهند که از این سفری که در پیش داریم به بعد اجرایی‌اش می‌کنیم. می‌گویند مباحثی که مطرح می‌شود و در شب‌نشینی‌ها به گفتگو دربارهٔ آنها می‌پردازیم متأسفانه توسط بعضی دوستان به حاشیه‌های مرتبط با کتب روانشناسی خوانده شده توسط دوستان کشانده می‌شود و نهایتاً اصل بحث «عقیم» می‌ماند. چه خوب است که در جلسات دورهمی یک قرار بگذاریم و آن اینکه هیچکس موضوع را با استفاده از سواد و اطلاعات و محتوای کتاب‌ها بررسی نکند. بلکه از تجربهٔ شخصی و بینشِ درلحظه نسبت به آن موضوع بهره ببرد و سخن بگوید. بامید خدا از همین سفر پیش رو این قرار را خواهیم گذاشت و در شب‌نشینی‌ها این قاعده را اجرا خواهیم کرد. البته ما یک سری قوانین بخصوص دیگر نیز در سفرها داریم که تم عرفانی دارند و مفیدند. سر فرصت دربارهٔ بعضی از آنها خواهم نوشت. شما هم در سفرهای دست‌جمعی‌تان اجرا کنید. مفید است. @Panevisdotcom

‌ نمک ساده دوره‌گرد آمده داخل کوچه و فقط یک چیز برای فروش دارد و آن را تبلیغ می‌کند: نمک ساده. می‌گویم: عرفان و خودشناسی، اگر
‌ نمک ساده دوره‌گرد آمده داخل کوچه و فقط یک چیز برای فروش دارد و آن را تبلیغ می‌کند: نمک ساده. می‌گویم: عرفان و خودشناسی، اگر اصالتی درش باشد، هیچ نیست جز همین. فقط و فقط انسان ساده و معمولی بودن. (آن هم نه «شدن»، بلکه بودن.) گفته‌ایم و هزاران بار دیگر بخودم یادآوری کنم که قرار نیست چیزی شوم، و اتفاقاً قرار است این چیزی که فکر می‌کنم هستم را وابنهم. ساده بودن اصل است. @Panevisdotcom