fa
Feedback
سایت پانویس

سایت پانویس

رفتن به کانال در Telegram

مینیمال‌های پانویس جهت شرکت در کلاس‌ها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera

نمایش بیشتر
2 679
مشترکین
-124 ساعت
+17 روز
+430 روز
آرشیو پست ها
‌ سلام به دوستان، دوستانی به بنده اطلاع می‌دهند که ظاهراً در این کانال(سایت پانویس) در ذیل بعضی پست‌ها تبلیغ‌هایی نمایش داده
‌ سلام به دوستان، دوستانی به بنده اطلاع می‌دهند که ظاهراً در این کانال(سایت پانویس) در ذیل بعضی پست‌ها تبلیغ‌هایی نمایش داده می‌شود. بنده از این تبلیغات و محتوای آنها کاملاً بی‌خبرم. اولاً باید بگویم که این تبلیغات(که نمونهٔ آن را در تصویر فوق می‌بینید) از طرف بنده نیست و مورد تایید بنده هم نیست. اینطور که دوستان می‌گویند ظاهراً صاحب این کانالها به تلگرام هزینه‌ای می‌پردازند و برای تلگرام مشخص می‌کنند که در چه کانالی می‌خواهند تبلیغ شوند. و تلگرام نیز درخواست ایشان را اجرا می‌کند. یعنی بدون رضایت و بدون تأیید صاحب کانال، تبلیغ خود را با پرداخت هزینه‌ای به تلگرام، در کانال مورد نظرشان انجام می‌دهند! روشن است که این کار ایشان دزدی است. دزدی از اعتبار کانال مورد هدف. و از کسانی که خودشان را مبلغ «عرفان و خودشناسی» می‌دانند این کار شایسته نیست که از اعتبار دیگران بدون تأیید و رضایت، استفاده کنند. اگر از لحاف چهل‌تکهٔ محتویات اینگونه کانال‌های دزد بگذریم(که برای رفع اتهام ِ سطحی بودن به انتشار گزیده‌هایی از آثار مصفا و کریشنامورتی متوسل شده‌اند)، شهوتِ داشتنِ تعداد اعضای زیاد متأسفانه باعث اصلی اینگونه دزدی‌هاست. و جالب آنکه خود ایشان با وجود عدد زیادی که بالای صفحه‌شان است، خوب می‌دانند که فیک هستند و چشم به کانال کوچکی دارند که می‌دانند اعضایش فیک نیست و کار و زحمت و وقت واقعی برایش گذاشته می‌شود. البته هم که وقتی چنین اعتراضی به دزدی‌شان می‌شود، با جملات کلی اینطور می‌گویند که: آدم اهل عرفان که نباید به این چیزها بپردازد! @PanevisDotCom

‌ کتاب تازه‌ٔ ما برای جمع‌خوانی: درست دعوا کنید! اثر جان گاتمن و جولی شوارتز گاتمن آیا تا به حال فکر کرده‌اید چرا بعضی از راب
‌ کتاب تازه‌ٔ ما برای جمع‌خوانی: درست دعوا کنید! اثر جان گاتمن و جولی شوارتز گاتمن آیا تا به حال فکر کرده‌اید چرا بعضی از رابطه‌ها با وجود عشق و صمیمیت، در دل اختلاف‌ها فرو می‌ریزند، اما بعضی دیگر از دل همان اختلاف‌ها عمیق‌تر می‌شوند؟ کتاب «درست دعوا کنید» از زوج نام‌آشنا و پژوهشگران برجسته‌ٔ روابط انسانی، جان و جولی گاتمن، به همین پرسش می‌پردازد. گاتمن‌ها سال‌هاست روابط زوج‌ها را زیر ذره‌بین برده‌اند و در این کتاب نشان می‌دهند که دعوا، اگر درست انجام شود، نه تنها ویرانگر نیست، بلکه می‌تواند دروازه‌ای به صمیمیت، درک، و رشد مشترک باشد. چطور از دل اختلاف، گفتگو بسازیم. چطور احساساتمان را بیان کنیم بدون آنکه دیگری را خرد کنیم. و چطور «بحران» را به فرصتی برای نزدیک‌تر شدن تبدیل کنیم. اگر خدا بخواهد، از امشب در گروه رابطه، جمع‌خوانی این کتاب را آغاز می‌کنیم تا ببینیم «دعوا» چطور می‌تواند پلی باشد به سوی رابطه! @PanevisDotCom

‌ معرفی کتاب «سالار مگس‌ها»: رمان «سالار مگس‌ها»، از اولین نوبت انتشارش در سال ۱۹۵۴ تا کنون، جذابیت و اثرگذاری خود را حفظ کرد
+7
معرفی کتاب «سالار مگس‌ها»: رمان «سالار مگس‌ها»، از اولین نوبت انتشارش در سال ۱۹۵۴ تا کنون، جذابیت و اثرگذاری خود را حفظ کرده و با تصویر خشونت‌آمیز و شگفت‌انگیز خود از سرشت آدمی، در آتش بحث‌هایی داغ و جنجالی دمیده است. گرچه رمان «سالار مگس‌ها»، نظرات مساعدی از منتقدان دریافت کرد، ولی در زمان انتشار به صورت گسترده‌ای نادیده گرفته شد. اما خیلی زود ورق برگشت و این رمان به فرهنگی جریان‌ساز مبدل گشت و منتقدین و دانشجویان ادبی، آن را از نظر تأثیرگذاری بر مکاتب فکری و ادبیات مدرن با کتاب «ناتور دشت»، اثر جی.دی سلینجر، مقایسه کردند. هواپیمایی در یک جزیرهٔ دورافتاده سقوط می‌کند و تنها چند پسر نوجوان از این حادثه جان سالم به در می‌برند. همهٔ این شخصیت‌ها[از سایمون پیشگو و رالف اخلاق‌گرا گرفته تا پیگیِ دوست‌داشتنی و جک خشن و خودخواه] سعی می‌کنند تا اوضاع را در شرایط سخت و گاهی اوقات وحشیانهٔ دور و اطرافشان کنترل کنند. تلاش و تقلای این شخصیت ها در پیدا کردن راهی برای جان به در بردن در اجتماعی بی‌قانون و بدون نظمی مشخص، مخاطبین را به ارزیابی دوبارهٔ مفاهیمی از قبیل ساختار‌های سیاسی و اجتماعی جوامع و چارچوب‌های اخلاقی دعوت می‌کند. رمان، مخاطب را وادار می‌سازد تا جامعه، حکومت و قانون را به چالش بکشد و دربارهٔ لیاقت افراد در رسیدن به قدرت و نتایج آن، تأمل کند. رمان «سالار مگس‌ها» که اغلب با «ناتور دشت» مقایسه می‌شود، داستان درخشانی است دربارهٔ انسانیتِ ازدست‌رفته. بسیاری عقیده دارند سریال معروف Lost تم‌ها و محتوای خود را از این کتاب کلاسیک برگرفته است. ‌ دربارهٔ نویسنده، ویلیام گلدینگ: سر ویلیام جرالد گلدینگ، زادهٔ ۱۹ سپتامبر ۱۹۱۱ و درگذشتهٔ ۱۹ ژوئن ۱۹۹۳، شاعر، رمان‌نویس بریتانیایی و برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات در ۱۹۸۳ بود. از معروف‌ترین آثارش می‌توان به «سالار مگس‌ها» اشاره کرد. او همچنین جایزهٔ ادبی بوکر را برای رمان «آداب عبور» که اولین کتاب از سه گانهٔ «به سوی انتهای زمین» است، در ۱۹۸۰ کسب کرد. همچنین سه کتاب «سالار مگس‌ها»، «برج» و «خدای عقرب» به فارسی ترجمه و در ایران به انتشار رسیده‌اند. گلدینگ در ۱۹ ژوئن سال ۱۹۹۳ در پراناروورتال کورن وال درگذشت. در جلسات لایو کتاب‌خوانی، از روی «خداوندگار مگس‌ها» ترجمهٔ جواد پیمان و چاپ‌شده توسط نشر امیر کبیر می‌خوانیم و گفتگو می‌کنیم. ‌ اگر خدا بخواهد، اولین جلسهٔ جمع‌خوانیِ این رمان، دوشنبه پنجم آبان(۲۷ اکتبر) خواهد بود. ساعت ۹ شب به وقت ایران. علاقمندان به شرکت در جلساتِ لایوِ رمان‌خوانی با »ادمین طوبیٰ« هماهنگ کنند. @PanevisDotCom

‌ بر سر گور خراب خویش ایست خندمین‌تر از منی که از یک طرف در کار شناخت خویش هستم و می‌خواهم از هویت و رنج‌های ناشی از آن خلاص
‌ بر سر گور خراب خویش ایست خندمین‌تر از منی که از یک طرف در کار شناخت خویش هستم و می‌خواهم از هویت و رنج‌های ناشی از آن خلاص شوم و از طرف دیگر خودم را می‌سپارم به فوتبال و هیجان آن، هیچ افسانه نیست. @Panevisdotcom

‌‌ مشاهدهٔ رفتارِ در موضع توانایی فرد را وقتی در موضع قدرت و تسلط بر دیگران است بهتر می‌توان شناخت. چه خودم چه دیگران را موقع
‌‌ مشاهدهٔ رفتارِ در موضع توانایی فرد را وقتی در موضع قدرت و تسلط بر دیگران است بهتر می‌توان شناخت. چه خودم چه دیگران را موقعی بهتر و دقیقتر می‌توانم ببینم که چگونگی رفتارم با افراد تحت تسلطم را زیر نظر بگیرم. به هر اندازه قدرت و تسلط بر آنها داشته باشم . چه شاگرد و دانشجو و کارمند و گارسن رستوران و راننده تاکسی و چه هر زیردستی به هر اندازه و به هر شکل. ببینم فرد(خودم و یا دیگری) چگونه با او رفتار می‌کند. @Panevisdotcom

‌ در توضیح این تصویر نوشته‌اند: «برند الکساندر مک‌کوئین که در زمینهٔ کفش معروف است، از بوت‌های جدیدش با طرح سُم خر رونمایی کر
‌ در توضیح این تصویر نوشته‌اند: «برند الکساندر مک‌کوئین که در زمینهٔ کفش معروف است، از بوت‌های جدیدش با طرح سُم خر رونمایی کرده است. قيمت آن ناقابل ۳۲۰ میلیون تومان است.» برازندهٔ خریدارش است! ‌ کاری به راست یا دروغ بودنش ندارم، مهم هم نیست، اما بسیاری کارهای انسان‌ها همین ماهیت را دارد. کارهایی که واقعیت دارند، یعنی واقعاً انسان‌ها انجام می‌دهند. @PanevisDotCom

‌ پرده اگر مانعِ فکر نباشد، زیبایی حیرت‌انگیزی درک می‌شود. فکری بودن، مرکزِ «من»، اجازه نمی‌دهد انسان مصداق‌های زیبایی و نیز خود زیباییِ عاری از مصداق‌ها را درک کند. @Panevisdotcom

رمان «دفترچهٔ ممنوع» اثر خانم آلبا دسس‌پدس رمانی بیشتر زنانه است که بنده به دوستان خانم بارها پیشنهاد داده‌ام که بخوانند. دغدغه‌های زنانه در امور زندگی و عمیق شدن در احوال درون‌. می‌دانید؟ گاهی رمان‌ها کارکرد روان‌درمانی دارند. البته رمان‌های با قلم قوی. این رمان از امشب در گروه «رمان و فیلم» بصورت نمایشنامهٔ رادیویی(با کارگردانی خانم ژاله علو، که معرف دوستان هستند) منتشر می‌شود. هر شب یک فصل از آن، به مدت هفت شب. دوستانِ مایل به عضویت در گروه «رمان و فیلم» به »ادمین طوبیٰ« پیام دهند. @PanevisDotCom

سلام به دوستان، سفر تحقیقاتی‌مان به طبس و اطراف آن به پایان رسیده است و جای و فضای مناسب برای همسفران سفر طبس مهیا و تدارک دیده شده است. سه نفر دیگر هم ظرفیت باقی مانده است. دوستانِ راغب می‌توانند اطلاعات این سفر را از »ادمین طوبیٰ« دریافت کنند. سه مطلب، یکی اینکه در نظر داشته باشید که بطور کلی سفرهای ما برای دوستانی است که در یکی از مجموعه کلاس‌های ما، باشگاه مهمان‌کُش، باشند. و دوم آنکه این آخرین اعلام پذیرش برای سفرمان به طبس است. و سوم، هنوز پذیرش هدیهٔ هزینهٔ سفر داریم. هر کس دوست دارد هدیه‌ای به عنوان کمک‌هزینهٔ سفر به دوستی ناشناس بدهد، به ما اطلاع دهد. ضمناً یک سری ویدیو هم از سفر تحقیقاتی به طبس را در »اینجــا« قرار داده‌ایم. به لینک مذکور بروید، سپس روی اولین ویدیو در سمت چپ(بالا) بزنید. خودش همه را به ترتیب پخش می‌کند:

‌ امشب جلسهٔ دومِ مطالعهٔ جمعیِ کتاب «ملت میل» است. مطالعهٔ این کتاب را از دست ندهید! + ایضاً + و همچنین @PanevisDotCom
‌ امشب جلسهٔ دومِ مطالعهٔ جمعیِ کتاب «ملت میل» است. مطالعهٔ این کتاب را از دست ندهید! + ایضاً + و همچنین @PanevisDotCom

‌ کتاب بعدی که پس از اتمامِ کتاب «صحرای محشر» خواهیم خواند، این کتاب است. خداوندگار مگس‌ها اثر ویلیام گولدینگ ترجمهٔ جواد پیمان انتشارات امیرکبیر ‌دوستانی که مایل به شرکت در جلسات اینترنتی رمان‌خوانی هستند، به »ادمین طوبیٰ« پیام دهند. @PanevisDotCom

آیا لازم است دو نفر که با هم در رابطهٔ عاطفی هستند از همه چیزِ همدیگر خبر داشته باشند؟
Anonymous voting

‌‌ مبحث خودشیفتگی در گروه رابطه همچنان در جریان است و ذیل طرح موضوعات کتاب فوق(که در ویدیو می‌بینید)، مباحث مفیدی را می‌خوانیم و بررسی می‌کنیم. در انتهای این فصل از کتاب، نویسنده سراغ تحلیل خودشیفتگیِ یکی از سلبریتی‌ها به نام مدونا می‌رود و «خودشیفتگی اغواگرانه» را با ذکر بخش‌هایی از زندگی او می‌شناساند. لینک بررسی این قسمت، یعنی قسمت آخر از فصل پنجم کتاب «خودشیفته‌ای که می‌شناسی»، در گروه رابطه »اینجاست«. و البته فقط برای اعضای این گروه(رابطه) قابل دسترسی است. @PanevisDotCom

یتیم کردن موضوعات: بریدن بند ناف عاطفی، مستقل شدن جوان و نوجوان، فرهنگ و سنت، استقلال مادی و عاطفی، تروما، آسیب، کتک زدن، سختی کشیدن، اردو @PanevisDotCom

ملت دوپامین ابتدا ویدیوی فوق را ببینید. دربارهٔ این جوان قبلاً هم گفته یا نوشته بودم. قبلاً فقط خودش لب صخره‌ها و دره‌ها می‌رفت و حالا دست به دوچرخه شده بر لب صخره‌ها. بر اساس مبانی کتاب «ملت میل» و با تحلیل جریان دوپامین در هم «اینفلوئنسر» و هم «مخاطبِ اینفلوئنسر»، باید همیشه از اصل بنیادین که «لذت و درد دو کفهٔ یک ترازو هستند» آگاه بود. آنا لمبکیِ نویسندهٔ کتاب «ملت میل» می‌گوید: «هر بار که کفهٔ دوپامین بالا می‌رود، مغز ما با همان شدت آن کفه را پایین می‌کشد تا تعادل به سیستم عصبی‌مان بازگردد». این، قانون تعادل دوپامینی است. یعنی هر بار که یک تجربهٔ لذت‌زا داریم، مثلاً وقتی اینفلوئنسر می‌بیند ویدئویش وایرال شده، مغزش سیلی از دوپامین آزاد می‌کند. اما مغز برای حفظ توازن، بلافاصله «پاداش» را کم می‌کند و حساسیتِ ناشی از دوپامین پایین می‌آید. در نتیجه، احساس لذتی که اول بود به‌ سختی برمی‌گردد. و همان کار قبلی دیگر «حال نمی‌دهد». در اینفلوئنسر چه می‌گذرد؟ در آغاز، وقتی لب صخره راه می‌رود و فیلم می‌گیرد، دوپامین زیادی آزاد می‌شود: ناشی از هیجان فیزیکیِ آن خطر، ناشی از توجه و تحسین مخاطبان، ناشی از پاداش عددی(لایک، ویو، فالو). اما پس از مدتی، همان رفتار، دیگر او را سرحال نمی‌کند و به هیجان درنمی‌آورد. چرا؟ چون مغزش به دوپامین عادت کرده است. او همان سطحِ از تحریک را نیاز دارد اما مغز دیگر واکنش قبلی را نمی‌دهد. بنابراین، مغزش در او زمزمه می‌کند که «بیشتر، متفاوت‌تر، خطرناک‌تر» می‌خواهم.(«هل من مزید؟») به همین دلیل است که او از «راه رفتن بر لب صخره» به «دوچرخه‌سواری بر لب صخره» می‌رسد، یا بعداً شاید چیزی هیجان‌انگیزتر و خطرناک‌تر مانند حتی پریدن از صخره را امتحان کند. او در واقع قربانی همان چرخهٔ اعتیاد دوپامینی شده که آنا لمبکی در کتابش، «ملت میل»، توضیح می‌دهد. در این حالت، سیستم پاداش مغز دیگر از «احساس معنا» تغذیه نمی‌کند، بلکه از «شدت تحریک» انگیزه می‌گیرد. او دیگر دنبال ارتباط واقعی یا رضایت درونی نیست، بلکه صرفاً دنبال بازگرداندن حس هیجان اولیه است که دیگر به‌ صورت طبیعی نمی‌تواند بیاید. حال، در مخاطب چه می‌گذرد؟ مغز تماشاگر هم با دیدن ویدئوهای پرهیجان، همان مسیر دوپامینی را طی می‌کند. وقتی بار اول آن ویدئوها را می‌بیند، تحریک دوپامینی بالاست. اما به مرور مغز عادت می‌کند، سطح «آستانهٔ لذت» بالا می‌رود، دیگر چیزهای ساده‌ برایش جذاب نیستند. نتیجه این است که مخاطب ناخودآگاه از او «تحریک شدیدتر» می‌خواهد. یعنی مغزش همان درخواست «بیشتر!» را صادر می‌کند. و اینفلوئنسر(که خودش هم اسیر همین چرخه است) به‌طور ناخودآگاه به تقاضای دوپامینی مخاطبانش پاسخ می‌دهد و ویدیوهایی که موجب تحریک بیشتر شود را تولید می‌کند. با دوچرخه بر لب صخره می‌رود. چرخهٔ بازخورد اعتیادآور: کتاب «ملت میل» دقیقاً این چرخه را «اکوسیستم اعتیاد دوپامینی» می‌نامد که نهایتاً باعث تشدید رفتار در تولید و تمنای محتوای افراطی‌تر است. هر دو در واقع در یک رقص اعتیاد مشترک هستند: یکی تولید می‌کند، دیگری مصرف. بر اساس نگاه عرفانی و نیز دیدگاه آنا لمبکی تنها راه خروج، «تعادل و ریاضت دوپامینی» است، روزهٔ دوپامین. تأکید می‌شود که تنها راه بیرون رفتن از این چرخه، بازگرداندن مغز به تعادل از طریق پرهیز و سکون است. نویسنده می‌گوید: «باید گاهی به خودت اجازه بدهی که حوصله‌ات سر برود. در سکوت بنشینی. درد را تحمل کنی.» که همان «ماندن با آنچه هست» در دیدگاه جیدو کریشنامورتی است.(به جلسات کریشنامورتی‌خوانی مراجعه کنید). این روزه، برای اینفلوئنسر یعنی پرهیز عمدی از تولید محتویٰ بصورت مقطعی و بازتعریف لذت نه بر اساس «هیجان بیرونی»، بلکه بر اساس «معنای درونی». و برای مخاطب نیز این روزه یعنی: کم‌ کردن مصرف محتواهای تحریک‌آمیز، و در موازات آن، بازگشت به تجربه‌های واقعی و آرام زندگی: ارتباط واقعی با انسان‌ها، طبیعت‌گردی و سفر، موسیقی زنده، کارهای یدی، آهستگی و مشاهده حضور.(به مجموعه جلسات و مباحث خودشناسی در مصفاخوانی، کریشنامورتی‌خوانی و لپراخوانی مراجعه کنید). بنده برای انسان امروزی خواندن و تمرین کردن کتاب «ملت میل» از آنا لمبکی را بسیار توصیه می‌کنم. اطلاعات بیشتر در زمینهٔ جلساتِ خواندن، بررسی و تمرین گروهی این کتاب را از »ادمین طوبیٰ« می‌توانید پیگیر باشید. @PanevisDotCom

۳۰۳ موضوعات: کتاب رابطه، مصفا، ایده‌آل‌گرایی، موضوع زناشویی، رابطه، رابطۀ تصویرها، ازدواج، رابطۀ قالب‌های فکری، قبل و بعد از ازدواج، هویت فکری، شخصیت موقتی، جستجوی شدن در خارج، چیزی شدن، بعداً، کمال مطلوب، ازدواج ایده‌آل، تجسّم از همسر، ایده‌آل‌سازی، بوری بعد از ازدواج، ناسازگاری، منشأ ایده‌آل‌سازی، نقش شعرا و هنرمندان در ایده‌آل‌سازی، حسرت، ترسیم خوشبختی در کتاب @MossaffaDotCom

موضوعات: دوستی، بلوغ، مهرطلبی، راضی کردن و راضی نه داشتن دیگران، ناراحتی، دلخوری، به زحمت افتادن، مهارت رابطه، نه گفتن، مرزبندی در روابط @PanevisDotCom